Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گزارش ویژه میدانی از تجمع
اردک/مرغابیها در ساحل محلی🦆🏖
تحلیل رفتارهای اجتماعی و الگوهای حرکتی
اردک/مرغابیها در ساحل محلی🦆🏖
تحلیل رفتارهای اجتماعی و الگوهای حرکتی
🥰1
صَبــّـــر
۱۳۹۶/۳/۲۸💔
✍همیشه وقتی به این تاریخ فکر میکنم، ماه رمضون اون سال میاد جلوی چشمام؛ بهخصوص ۲۳م.
خیلی بیانصافیه که الان حتی ماه رمضون هم از اون تاریخ فاصله گرفته. میدونی چی میگم؟ انگار الان باید رمضون میبود...
من واقعاً تکتک خاطرههایی که از اون روزها دارم رو توی قلبم نگه داشتم. شاید چون اولین غم واقعیای بود که به عنوان یه بچه تجربه میکردم.
اما اون روزها رو یادمه؛
زخم دست هانی رو که بخاطر مهمونی افطارمون بود،
پارکی که شب قبلش رفتم،
بستنیای که اون شب خوردم،
جایی که خوابیدم،
صبحی که بابام اومد دنبالم،
وقتی روی صندلی عقب نشسته بودم،
جملهای که بابام سر کوچه گفت،
اولین مواجههام با مامانم،
وقتی تو رو دیدم،
وقتی همدیگه رو توی اتاقم بغل کردیم.
بعضی چیزها هم یادم نیست...
مثلاً اینکه اون روز هم با هم حموم رفتیم یا نه؛ ما که از این کارها زیاد میکردیم.
اما از اون روز یادم نیست.
ولی بعدش رو یادمه؛
اینکه چی پوشیدم،
اینکه کجا رفتیم.
نمیخوام و نمیتونم خاطراتم رو پاک یا کمرنگ کنم.
امیدوارم خاله بدونه چقدر دوستش داشتیم و داریم، چقدر هنوز بابت همه مهربونیهاش ممنونش هستیم و از همه مهمتر، چقدر جاش پیشمون خالیه.
خیلی بیانصافیه که الان حتی ماه رمضون هم از اون تاریخ فاصله گرفته. میدونی چی میگم؟ انگار الان باید رمضون میبود...
من واقعاً تکتک خاطرههایی که از اون روزها دارم رو توی قلبم نگه داشتم. شاید چون اولین غم واقعیای بود که به عنوان یه بچه تجربه میکردم.
اما اون روزها رو یادمه؛
زخم دست هانی رو که بخاطر مهمونی افطارمون بود،
پارکی که شب قبلش رفتم،
بستنیای که اون شب خوردم،
جایی که خوابیدم،
صبحی که بابام اومد دنبالم،
وقتی روی صندلی عقب نشسته بودم،
جملهای که بابام سر کوچه گفت،
اولین مواجههام با مامانم،
وقتی تو رو دیدم،
وقتی همدیگه رو توی اتاقم بغل کردیم.
بعضی چیزها هم یادم نیست...
مثلاً اینکه اون روز هم با هم حموم رفتیم یا نه؛ ما که از این کارها زیاد میکردیم.
اما از اون روز یادم نیست.
ولی بعدش رو یادمه؛
اینکه چی پوشیدم،
اینکه کجا رفتیم.
نمیخوام و نمیتونم خاطراتم رو پاک یا کمرنگ کنم.
امیدوارم خاله بدونه چقدر دوستش داشتیم و داریم، چقدر هنوز بابت همه مهربونیهاش ممنونش هستیم و از همه مهمتر، چقدر جاش پیشمون خالیه.
❤2
Ich mal mir die Welt,
So bunt bis sie mir doch gefällt.
So bunt bis sie mir doch gefällt.
🎨✨️🌱
Grauer Beton
بتن خاکستری
Pflastert die Stadt
تمام شهر را پوشانده است
Ich wünsch mich davon
دلم میخواهد از اینجا دور شوم
Tristesse hab ich satt
از این غم و دلگیری خسته شدهام
Der Tisch ist gedeckt doch nichts davon schmeckt
میز چیده شده، اما هیچچیزش مزه نمیدهد
Brauch was gegen die Monochromie
چیزی میخواهم برای مقابله با این بیرنگی و یکنواختی
Mal mit bunten Farben
با رنگهای رنگارنگ نقاشی میکنم
Über Risse in Fassaden
روی ترکهای دیوارها و نماها
Verdeck meine Narben
زخمهایم را میپوشانم
Mit Acryl und Wasserfarben
با رنگ اکریلیک و آبرنگ
Schwarz bedeckt
سیاهی را میپوشانم
Fahle Haut
پوست رنگپریده
Pinselstrich
یک ضربهٔ قلممو
Pflaster drauf
مثل چسب زخمی روی آن
Farbe blättert von der Wand
رنگ از دیوار پوستهپوسته میشود
Ganz egal
مهم نیست
Ich mal mir die Welt
من دنیایم را نقاشی میکنم
So bunt bis sie mir doch gefällt
آنقدر رنگارنگ تا بالاخره دوستش داشته باشم
Blick aus dem Fenster
نگاهی از پنجره
Den ich so mag
که خیلی دوستش دارم
Auf einmal ersetzbar
ناگهان قابل جایگزین شدن
Irgendein Tag
در یک روز معمولی
Alles dreht sich
همهچیز در گردش است
Jeder geht
همه میروند
Ich bleib stehen
من میایستم
Wenn niemand es merkt
وقتی هیچکس متوجه نمیشود
Schließ die Augen so fest
چشمهایم را محکم میبندم
Träum mich weg
و خودم را به رویاها میبرم
❤2
«اصول روابط»
این کتاب رو خوندم البته درواقع نسخهٔ صوتیش رو گوش دادم.
تقریباً هر بخش رو دو بار و بعضی قسمتها رو حتی سه یا چهار بار شنیدم.
بعضیها معتقدن این سبک کتابها بیهودهان، اما راستش من با این نظر موافق نیستم.
شاید همهٔ نکاتی که مطرح میکنن کاملاً اجرایی نباشن، اما به نظرم میتونن کمککننده باشن. از طرفی، مطالبی که کتاب دربارهشون حرف میزد خیلی هم غریب یا کاملاً جدید نبودن، ولی از اون دسته چیزهایی هم نیستن که با هزار بار شنیدنشون چیزی جز یادآوری و منفعت نصیب آدم بشه.
البته بینشون نکات تازهای هم پیدا میشد که برام جالب بودن.
در کل اگر احساس میکنید به یه راهنمای ساده و کاربردی برای روابط نیاز دارید، فکر میکنم این کتاب انتخاب خوبی باشه.
و در آخر باید بگم که این کتاب رو به پیشنهاد نگار عزیز گوش دادم. 🤍
گمونم این آخرین کتاب خرداد ۱۴۰۵ باشه.
⭐📚
این کتاب رو خوندم البته درواقع نسخهٔ صوتیش رو گوش دادم.
تقریباً هر بخش رو دو بار و بعضی قسمتها رو حتی سه یا چهار بار شنیدم.
بعضیها معتقدن این سبک کتابها بیهودهان، اما راستش من با این نظر موافق نیستم.
شاید همهٔ نکاتی که مطرح میکنن کاملاً اجرایی نباشن، اما به نظرم میتونن کمککننده باشن. از طرفی، مطالبی که کتاب دربارهشون حرف میزد خیلی هم غریب یا کاملاً جدید نبودن، ولی از اون دسته چیزهایی هم نیستن که با هزار بار شنیدنشون چیزی جز یادآوری و منفعت نصیب آدم بشه.
البته بینشون نکات تازهای هم پیدا میشد که برام جالب بودن.
در کل اگر احساس میکنید به یه راهنمای ساده و کاربردی برای روابط نیاز دارید، فکر میکنم این کتاب انتخاب خوبی باشه.
و در آخر باید بگم که این کتاب رو به پیشنهاد نگار عزیز گوش دادم. 🤍
گمونم این آخرین کتاب خرداد ۱۴۰۵ باشه.
⭐📚
اینقدر برای بچهی دوستم ذوق دارم که مدام بین لباسهای بچهگانه میچرخم و نگاه میکنم
هرکی منو نشناسه، قطعاً فکر میکنه خودم حاملهام😂
هرکی منو نشناسه، قطعاً فکر میکنه خودم حاملهام😂
🌱diary
Video
دشمن سلطنتی من
(My Royal Nemesis)
من این سریال رو دوست داشتم و شیمی بین شین سوری و چا سهگه واقعاً واقعاً واقعاً برام لذتبخش، شیرین، دوستداشتنی و واقعی بود.
منظورم از «واقعی» اینه که میشد حسشون رو دریافت کرد و رابطهشون دور از ذهن به نظر نمیرسید. البته یکم زیادی پرشور بودن و از همون اول توی اوج قرار داشتن، اما اصلاً اذیتکننده نبود. صحنههایی مثل بوسههاشون، بحثهاشون و تعاملاتشون همگی خیلی ناز بودن. 😭
و میدونین؟ من از این که شین سوری همیشه قدم اول رو برمیداشت و جلو میزد واقعاً راضی بودم.
راجع به هنر و توانایی بازیگرا هم که قبلاً گفته بودم؛ واقعاً فوقالعاده بودن و به نظرم یکی از نقاط قوت اصلی سریال همین بود.
از نظر بصری هم سریال خیلی قشنگ بود و اینجا باید یه اشارهی ویژه به استایلهای شین سوری بکنم. این که اکثر مواقع دامن میپوشید دقیقاً سلیقهی من بودششش. 😭✨
اما دربارهی خود داستان... نیمهی اول سریال همهچی خوب پیش میرفت، ولی از یه جایی به بعد یهسری پروندهها باز شدن و یهسری نخ داستانی وارد ماجرا شدن که اونطور که باید جمعبندی نشدن. از یه جایی به بعد هم قوانین داستان مدام عوض میشد و همین باعث میشد بعضی قسمتها خستهکننده و گیجکننده بشن.
در واقع اگر کاراکترهای شین سوری و چا سهگه رو از این سریال حذف میکردیم، این خط داستانی برای من کاملاً کنسل میشد.
در نهایت، برای من این سریال، سریالی بود که خیلی خوب شروع شد، بازیگرهای خوبی داشت، شیمی فوقالعادهای داشت، اما پایانش به خوبی شروعش نبود.
البته همهی اینا فدای سر چا سهگه. 😂
و راستش فکر میکنم یکی از چیزهایی که از شین سوری با خودم برمیدارم اینه که کمتر برای زندگی غصه بخورم. دلم میخواد مثل اون، سبکتر زندگی کنم و مثل یه گل یخی توی اولین روزهای تابستون، آزاد باشم.🌼🤍
⭐🎬
(My Royal Nemesis)
من این سریال رو دوست داشتم و شیمی بین شین سوری و چا سهگه واقعاً واقعاً واقعاً برام لذتبخش، شیرین، دوستداشتنی و واقعی بود.
منظورم از «واقعی» اینه که میشد حسشون رو دریافت کرد و رابطهشون دور از ذهن به نظر نمیرسید. البته یکم زیادی پرشور بودن و از همون اول توی اوج قرار داشتن، اما اصلاً اذیتکننده نبود. صحنههایی مثل بوسههاشون، بحثهاشون و تعاملاتشون همگی خیلی ناز بودن. 😭
و میدونین؟ من از این که شین سوری همیشه قدم اول رو برمیداشت و جلو میزد واقعاً راضی بودم.
راجع به هنر و توانایی بازیگرا هم که قبلاً گفته بودم؛ واقعاً فوقالعاده بودن و به نظرم یکی از نقاط قوت اصلی سریال همین بود.
از نظر بصری هم سریال خیلی قشنگ بود و اینجا باید یه اشارهی ویژه به استایلهای شین سوری بکنم. این که اکثر مواقع دامن میپوشید دقیقاً سلیقهی من بودششش. 😭✨
اما دربارهی خود داستان... نیمهی اول سریال همهچی خوب پیش میرفت، ولی از یه جایی به بعد یهسری پروندهها باز شدن و یهسری نخ داستانی وارد ماجرا شدن که اونطور که باید جمعبندی نشدن. از یه جایی به بعد هم قوانین داستان مدام عوض میشد و همین باعث میشد بعضی قسمتها خستهکننده و گیجکننده بشن.
در واقع اگر کاراکترهای شین سوری و چا سهگه رو از این سریال حذف میکردیم، این خط داستانی برای من کاملاً کنسل میشد.
در نهایت، برای من این سریال، سریالی بود که خیلی خوب شروع شد، بازیگرهای خوبی داشت، شیمی فوقالعادهای داشت، اما پایانش به خوبی شروعش نبود.
البته همهی اینا فدای سر چا سهگه. 😂
و راستش فکر میکنم یکی از چیزهایی که از شین سوری با خودم برمیدارم اینه که کمتر برای زندگی غصه بخورم. دلم میخواد مثل اون، سبکتر زندگی کنم و مثل یه گل یخی توی اولین روزهای تابستون، آزاد باشم.🌼🤍
⭐🎬
🌱 diary guide
📖 جملات و تکههایی از کتابها
⭐📚 برداشت نهایی از کتابها
⏳🎬 فیلم و سریال در حال دیدن
⭐🎬 برداشت نهایی از فیلم و سریال
🎶 موسیقی
🎙پادکست
✍️ روزمرهها و نوشتههای شخصی
📌 چیزهایی که نمیخوام گم بشن
💬:@tinydiaryybot
📖 جملات و تکههایی از کتابها
⭐📚 برداشت نهایی از کتابها
⏳🎬 فیلم و سریال در حال دیدن
⭐🎬 برداشت نهایی از فیلم و سریال
🎶 موسیقی
🎙پادکست
✍️ روزمرهها و نوشتههای شخصی
📌 چیزهایی که نمیخوام گم بشن
💬:@tinydiaryybot