This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بنظرم همین یه چشمه از شین سوری کافی عه برای فعلا 😂😭
میدونین چی راجب چا سه گه خیلی نازه؟
اینکه براش مهم نیست شین سوری چیه از کجا اومده یا چقدر بعضی وقتا دیوونه ست
اون فقط و فقط دوسششش داره
اینکه براش مهم نیست شین سوری چیه از کجا اومده یا چقدر بعضی وقتا دیوونه ست
اون فقط و فقط دوسششش داره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و یه نگاه به کاپل قشنگ و کیوتمون
این دوتا ویدئو اسپویل داره
🌱diary
Video
و میدونین چی از این قشنگ تره اینکه وقتی داشت میبوسید مچ دستش رو ارتباط چشمی شو حفظ کرد و یجورایی اجازه گرفت تا بتونه لب هاشو هم ببوسه
اصن کلا فراز و نشیب ها و نحوهی برخورد شون با چالش های رابطه رو تا الان توی این سریال خیلی خیلی خیلی خیلی دوست داشتم کاش ۴ قسمت آخر هم خوب پیش بره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و برای ختم جلسه
احساس میکنم تاحالا تحت تاثیر بازیگری هیچ کس به اندازه ای که تحت تاثیر هنر این دونفرم نبودمممم
احساس میکنم تاحالا تحت تاثیر بازیگری هیچ کس به اندازه ای که تحت تاثیر هنر این دونفرم نبودمممم
در پناهِ کتاب | مهدی شاطری
خبر بدی که میخواهم بگویم این است:
«نوشتن در جهان آینده خواهد مرد.»
«نوشتن در جهان آینده خواهد مرد.»
📌اینجا میزارمش
منباب اهمیت نوشتن.
منباب اهمیت نوشتن.
🌱diary
چرا فکر میکنی که حماقت بد است؟ اگر از حماقتِ انسان، مثل خِردش، قرنها مراقبت میکردند و پرورشش میدادند، شاید از آن هم چیزِ بینهایت ارزشمندی به دست میآمد. 📖 یوگنی زامیاتین - ما
دنیا در کل زنی واحد و عظیم است و ما درست در بطنش هستیم، هنوز متولد نشدهایم، و شادمانه در حال بالیدنیم.
📖 یوگنی زامیاتین - ما
تخیل.
این کِرمی است که شیارهایی سیاه روی پیشانی میاندازد. این تبی است که وادارتان میکند به دوردستها بدوید، حتی اگر شده آن "دوردست" در نقطهای آغاز شود که خوشبختی و سعادت پایان مییابد. این آخرین سد بر سر راه ما در مسیر دستیابی به سعادت بود. شاد باشید، چون آن سد دیگر منهدم شده. راه باز شده است. تازهترین کشف علومِ دولتی کشفِ مرکز تخیل است، که چیزی نیست جز یک گره ناچیز در ناحیهٔ پل مغز. با سهبار سوزاندن این گره با کمک اشعهٔ ایکس از عارضهٔ تخیل خلاص شوید، آنهم برای همیشه.
تا ابد!
این کِرمی است که شیارهایی سیاه روی پیشانی میاندازد. این تبی است که وادارتان میکند به دوردستها بدوید، حتی اگر شده آن "دوردست" در نقطهای آغاز شود که خوشبختی و سعادت پایان مییابد. این آخرین سد بر سر راه ما در مسیر دستیابی به سعادت بود. شاد باشید، چون آن سد دیگر منهدم شده. راه باز شده است. تازهترین کشف علومِ دولتی کشفِ مرکز تخیل است، که چیزی نیست جز یک گره ناچیز در ناحیهٔ پل مغز. با سهبار سوزاندن این گره با کمک اشعهٔ ایکس از عارضهٔ تخیل خلاص شوید، آنهم برای همیشه.
تا ابد!
📖 یوگنی زامیاتین - ما
چه مهملاتی است طلبیدن درد. آخر کی نمیداند که مؤلفهای منفی همچون درد حاصلجمعی را که ما خوشبختی مینامیم کاهش میدهد.
📖 یوگنی زامیاتین - ما
🌱diary
Photo
ما
«ما» برای من یه تجربهی جدید بود.
فضای کتاب سنگین بود و با اینکه خیلی از تیکههاش رو هایلایت کردم و براش یادداشت نوشتم، باز هم مطمئنم جاهایی بوده که از دستم در رفته. برای همین دلم میخواد این کتاب رو توی کتابخونهم داشته باشم و احتمالاً چند سال دیگه دوباره بخونمش.
این کتاب یه رمان پادآرمانشهریه
به نظرم مهمترین موضوع کتاب محدود شدن آزادی فردیه. توی این جامعه، آدمها هویت مستقل ندارن و به جای اسم با شماره شناخته میشن. دولت نهتنها روی رفتار و روابط، بلکه روی زندگی خصوصی و حتی فکر آدما هم نظارت داره. حریم شخصی تقریباً از بین رفته و آدم دیگه مالک واقعی زندگی خودش نیست. همهچیز باید در خدمت نظم جمعی باشه؛ حتی احساسات، عشق و تخیل.
در نهایت، کتاب جالبی بود. این ژانر جزو سبکهای موردعلاقهم نیست و فکر نمیکنم بتونم بلافاصله یه کتاب دیگه از همین سبک بخونم، ولی خوندنش قطعاً خالی از لطف نبود.
تموم شده در ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
⭐📚
«ما» برای من یه تجربهی جدید بود.
فضای کتاب سنگین بود و با اینکه خیلی از تیکههاش رو هایلایت کردم و براش یادداشت نوشتم، باز هم مطمئنم جاهایی بوده که از دستم در رفته. برای همین دلم میخواد این کتاب رو توی کتابخونهم داشته باشم و احتمالاً چند سال دیگه دوباره بخونمش.
این کتاب یه رمان پادآرمانشهریه
پادآرمانشهری یعنیو دنیایی رو نشون میده که با ریاضی تعریف میشه؛ از اسم شخصیتها تا برنامهریزی زندگی روزمره. این نگاه هم برام جالب بود هم بعضی وقتها خستهکننده. بعضی قسمتهاش رو خیلی دوست داشتم، ولی بعضی جاها برام سخت و حتی گاهی غیرقابلفهم بود، و یه وقتایی هم متأسفانه خیلی ملموس.
دنیایی خیالی که در آن نظم و کنترل به حد افراط رسیده و در نتیجه آزادی فردی، حریم شخصی و انسانیت کمرنگ یا حذف شده است.
در این نوع جهانها، انسانها معمولاً تحت نظارت دائمی و قوانین سختگیرانه زندگی میکنند.
کتاب «ما» یکی از اولین و مهمترین آثاری است که این سبک را شکل داد و الهامبخش رمانهای پادآرمانشهری بعدی شد.
این کتاب شروع جدی ادبیات این ژانر به حساب میآید.
به نظرم مهمترین موضوع کتاب محدود شدن آزادی فردیه. توی این جامعه، آدمها هویت مستقل ندارن و به جای اسم با شماره شناخته میشن. دولت نهتنها روی رفتار و روابط، بلکه روی زندگی خصوصی و حتی فکر آدما هم نظارت داره. حریم شخصی تقریباً از بین رفته و آدم دیگه مالک واقعی زندگی خودش نیست. همهچیز باید در خدمت نظم جمعی باشه؛ حتی احساسات، عشق و تخیل.
در نهایت، کتاب جالبی بود. این ژانر جزو سبکهای موردعلاقهم نیست و فکر نمیکنم بتونم بلافاصله یه کتاب دیگه از همین سبک بخونم، ولی خوندنش قطعاً خالی از لطف نبود.
تموم شده در ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
⭐📚