🌱diary
75 subscribers
209 photos
61 videos
17 links
Download Telegram
بعد مدت ها یوتیوب
اونم چه یوتیوبی🤌
Forwarded from Telescopy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4
Forwarded from Blueaura (Dια)
دنبال چیزهای کوچیکم. دیدن یک کفشدوزک باسن خال‌خالی روی ساقه ریحون. چند تار موی آفتاب که ریخته رو فرش. یک لیوان شربت آلبالوی یخ. یکم رژ برای رنگ دادن به گونه. یک تیکه نبات که بندازم داخل چایی دارچینی.
دنبال یه جای کوچیک برای آروم گرفتن یه من کوچیک، یه جایی مثل جیب قلبت؟
1
Forwarded from Blueaura (Dια)
Blueaura
جایی مثل جیب قلبت؟
احتمالا کاملا اندازه‌‌ "منِ کوچیک" باشه. نه شونه و لاک میارم نه لباس اضافی، یک ملحفه سفید کافیه. سفید، نازک، درحالیکه بوی خورشید بده. شاید فقط موهام بیرون بزنه. تقصیر من نیست، نمی‌تونم جلوی این پف رو بگیرم؛ یه جورایی مثل ترکیدن دونه‌های ذرت و درست شدن پفیلا میمونه.
خوب جا می‌شم، فقط ممکنه قلبت سوراخ بشه‌ چون هیچکس نمی‌تونه جلوی چنگ‌های یه گربه همیشه گشنه رو بگیره. تو می‌تونی؟
3
آدم‌ها، رابطه‌ها و حتی خاطره‌ها ممکنه فردا دیگه نباشن؛ برای همین باید قدرشون رو دونست.»

__ In Your Radiant Season
🌱diary
موزیک
🎶
خداجون، دیگه نمی‌ترسم. دیگه قرار نیست شب تا صبح رو گریه کنم. دیگه نمی‌خوام توی ترس‌هام غرق بشم. واقعاً نمی‌خوام. پس میشه تو بجای من مراقب ترس‌هام باشی؟ از آدم‌های عزیزِ زندگیم مواظبت کنی و نذاری یه تارِ مو از سرشون کم بشه؟ میشه نور بشی توی آسمون و نذاری بیشتر از این غرق تاریکی بشیم؟ میشه دستامون رو بگیری و اجازه ندی که دیگه سرمای روزگار به تن‌مون بشینه؟ من نمی‌خوام آدم‌برفی بشیم. می‌خواستم سبز بشیم. هنوزم می‌خوام. میشه به آرزوهامون نگاه کنی و یه زِره بهمون بدی؟ ما همه می‌خوایم دوام بیاریم. ادامه بدیم. ما همه می‌خوایم بخندیم. زندگی کنیم. زنده باشیم. خودت که خواسته‌هامون رو بهتر از همه می‌دونی! ـ راستش حالا امیدمون فقط به تو هست و اندک تلاشی که از خودمون برمی‌آد. پس خداجون، تو رو خدا ما آدم‌ها رو تنها نذاری‌ها. لطفاً.

خرداد ۱۴۰۵ | رها ـ نامه‌ای به خدا
2🍓1
🌱diary
همین افکار یکسان. دلیلش هم این است که هیچ‌کس "یکی" نیست، بلکه "یکی از" است. ما آن‌قدر شبیهیم... 📖 یوگنی زامیاتین - ما
آیا باور دارید که روزی خواهید مرد؟ بله، انسان موجودی فانی است، من انسانم: در نتیجه... نه، نشد: می‌دانم که آن را بَرید. سؤال من این است: آیا با تمام وجود آن را باور کرده‌اید؟ نه با عقل، بلکه با جسمتان احساس کرده‌اید که روزی همین انگشت‌هایی که این صفحهٔ کاغذ را نگه داشته‌اند زرد و سرد خواهند شد؟... نه، البته که باور ندارید؛ درست به همین دلیل است که تابه‌حال خودتان را از طبقهٔ دهم به خیابان نینداخته‌اید؛ به همین دلیل است که هنوز غذا می‌خورید، صفحه‌های کتاب را ورق می‌زنید، صورتتان را اصلاح می‌کنید، لبخند می‌زنید، می‌نویسید...

📖 یوگنی زامیاتین - ما
به ماشینی شبیبهم که با سرعتی سرسام‌آور در حال چرخش است؛ یاتاقان‌ها داغ شده‌اند و شاید دقیقه‌ای دیگر فلزِ مذاب شروع به چکیدن کند و همه‌چیز به هیچ بدل شود.

📖 یوگنی زامیاتین - ما
من از مه بیزارم. از مه می‌ترسم."
"این یعنی که عاشق مهی. ازش می‌ترسی چون از تو قوی‌تر است، متنفری چون می‌ترسی، عاشقش هستی چون نمی‌توانی بر آن چیره بشوی. آخر فقط می‌شود به شکست‌ناپذیرها عشق ورزید."

📖 یوگنی زامیاتین - ما
🧚
صبحِ سردِ کوهستان
بزن روی ستاره‌ها و ببین شانست تو رو به کدوم پلی‌لیست می‌بره🎶:
ایوای دوباره که شانسم رو دارم اینجا امتحان میکنم و به طرز عجیبی هردو یک پلی لیست اومددددد براااممم
از دفعه ی قبلی هنوز فرصت نکرده بودم گوش بدم
اما حالا انگار گوش دادن هرچه سریعتر به این پلی لیست واجبههه
چایی هلو؟ دمنوش هلو؟
اسمش هرچی که هست حالا
امتحانش کردم.☕️🍑

نتیجه تحقیقات:
سن‌ایچ داغ 😂
احتمالاً سردش بهتر باشه.
اگر امتحانش کردم حتماً اینجا راجبش مینویسم.

فقط اینکه صبح یا ناشتا سراغش نرین...
فشارم افتاد 🦦
😁2🌚2
🌱diary
من از مه بیزارم. از مه می‌ترسم." "این یعنی که عاشق مهی. ازش می‌ترسی چون از تو قوی‌تر است، متنفری چون می‌ترسی، عاشقش هستی چون نمی‌توانی بر آن چیره بشوی. آخر فقط می‌شود به شکست‌ناپذیرها عشق ورزید." 📖 یوگنی زامیاتین - ما
ما" فعلاً می‌دانیم که آخرین عدد وجود ندارد. شاید فراموش کنیم. نه، دقیق‌تر بگویم، وقتی پیر شدیم، همان‌طور که هر موجودی عاقبت پیر می‌شود، حتماً فراموش می‌کنیم. آن‌موقع ما هم به‌ناچار به زمین می‌افتیم، همان‌طور که برگ‌های پاییزی از درخت‌ها می‌ریزند.

📖 یوگنی زامیاتین - ما