🌱diary
تا ابد استرس و اضطراب<<<<<<<<<<<<<
یعنی روی تمام جزئیات زندگیم اثر میزاره
و قسمت بد ماجرا اونجایی ک از نظر بقیه این استرس الکی عه
و قسمت بد ماجرا اونجایی ک از نظر بقیه این استرس الکی عه
"بانوی قرن 19ام"
اگر زندگیت یه کتاب بود اسمشو چی میذاشتی؟
روایتی که تا آخرین طلوع خورشید ادامه داره
Forwarded from قصهگویِ ویندریا.
واقعا به اونایی که میتونن کلمات قلمبه سلمبه بگن و معنیشو میدونن حسودیم میشه، اخه چجوری؟:)
🍓1
امشب از اون شبها بود که دلم میخواست گریه کنم.
من اینطور آدمیم
برای خودم روز گریه، شب گریه و وقت گریه مشخص میکنم
و خب حتی اگر دلیل موجهی هم نداشته باشم بازم انجامش میدم
و امشب میشه گفت یهویی موزیکی دریافت کردم که اول از فرستندهش ممنونم و بعد از قسمتی که میگه:
من میخوام امشب با خدام شکوه کنم…
من اینطور آدمیم
برای خودم روز گریه، شب گریه و وقت گریه مشخص میکنم
و خب حتی اگر دلیل موجهی هم نداشته باشم بازم انجامش میدم
و امشب میشه گفت یهویی موزیکی دریافت کردم که اول از فرستندهش ممنونم و بعد از قسمتی که میگه:
من میخوام امشب با خدام شکوه کنم…
👍2
🌱diary
دادم این رو پدر امروز برام چاپ کنه. بنظرتون اینکه گی هستن توجهش رو جلب کرده؟🌝
بچه ها جون من این هارو میخوام حالت ژورنال کنم
اگر کسی از شما هم انجامش داد لطفا بهم نشونششش بدینننن
هرفیلم و سریال یا کانسپتی بود…
اگر کسی از شما هم انجامش داد لطفا بهم نشونششش بدینننن
هرفیلم و سریال یا کانسپتی بود…
🍓3❤1
🌱diary
Photo
⭐🎬
چهاردست دو سونات
سریال خیلی قشنگی بود و من واقعاً دوستش داشتم! از نظر موسیقی، برومنس، جذابیت و هیجان فوقالعاده بود؛ بهخصوص شش قسمت اولش که هر ششتا رو توی یک شبانهروز دیدم! انقدر جذاب بود که نمیتونستم متوقفش کنم.
یکی از چیزهایی که خیلی ازش لذت بردم، شیمی قوی بین بازیگرهای پسر بود (لذت نبردم دهنم سرویس شد از قشنگی شون)برای همین نیمهی دوم سریال رو کمی ضعیفتر میدونم، چون کمتر از این شیمی استفاده شده بود.
پایان سریال هم انگار تلاشی بود برای راضی نگه داشتن همه؛ یعنی رابطهی بیاو با دختره دقیقاً به کجا رسید و تکلیفش با جونگ یو چی شد؟ انگار میخواستن هم خرو راضی کنن، هم خرما رو! 😂 بااینحال، پایان قابل قبولی داشت و داستان تمیز جمع شد.
چالشهای شخصیتها و تلاششون برای رسیدن به هدفهاشون هم واقعاً تحسینبرانگیز بود. از طرفی، سینماتوگرافی و قاببندیها خیلی چشمنواز بودن و موسیقیها هم واقعاً جذابترین بخشهای سریال بودن(بعد کاپلمون).
تنها ایرادم به دو قسمت آخره که جابهجایی مداوم جایگاه شخصیتها یه مقدار تکراری میشد؛ هرچند با توجه به دوازدهقسمتی بودن سریال، اونقدر طول نکشید که خستهکننده بشه.
اما چیزی که واقعاً برام ارزشمند بود، حرفهای بودن تیم سازنده بود. از خود سریال و بازیگرها گرفته تا تبلیغات و نحوهی معرفی کار، همهچیز حسابشده به نظر میرسید اینطور ک من دیدم.
مشخص بود براش زحمت کشیده بودن و برای مخاطبشون ارزش قائل بودن؛ چیزی که برای من واقعاً تحسینبرانگیزه.
اگر بخوام ادامه بدم تا صبح جا داره پس همینجا تمومش میکنم…😭
چهاردست دو سونات
سریال خیلی قشنگی بود و من واقعاً دوستش داشتم! از نظر موسیقی، برومنس، جذابیت و هیجان فوقالعاده بود؛ بهخصوص شش قسمت اولش که هر ششتا رو توی یک شبانهروز دیدم! انقدر جذاب بود که نمیتونستم متوقفش کنم.
یکی از چیزهایی که خیلی ازش لذت بردم، شیمی قوی بین بازیگرهای پسر بود (لذت نبردم دهنم سرویس شد از قشنگی شون)برای همین نیمهی دوم سریال رو کمی ضعیفتر میدونم، چون کمتر از این شیمی استفاده شده بود.
پایان سریال هم انگار تلاشی بود برای راضی نگه داشتن همه؛ یعنی رابطهی بیاو با دختره دقیقاً به کجا رسید و تکلیفش با جونگ یو چی شد؟ انگار میخواستن هم خرو راضی کنن، هم خرما رو! 😂 بااینحال، پایان قابل قبولی داشت و داستان تمیز جمع شد.
چالشهای شخصیتها و تلاششون برای رسیدن به هدفهاشون هم واقعاً تحسینبرانگیز بود. از طرفی، سینماتوگرافی و قاببندیها خیلی چشمنواز بودن و موسیقیها هم واقعاً جذابترین بخشهای سریال بودن(بعد کاپلمون).
تنها ایرادم به دو قسمت آخره که جابهجایی مداوم جایگاه شخصیتها یه مقدار تکراری میشد؛ هرچند با توجه به دوازدهقسمتی بودن سریال، اونقدر طول نکشید که خستهکننده بشه.
اما چیزی که واقعاً برام ارزشمند بود، حرفهای بودن تیم سازنده بود. از خود سریال و بازیگرها گرفته تا تبلیغات و نحوهی معرفی کار، همهچیز حسابشده به نظر میرسید اینطور ک من دیدم.
مشخص بود براش زحمت کشیده بودن و برای مخاطبشون ارزش قائل بودن؛ چیزی که برای من واقعاً تحسینبرانگیزه.
اگر بخوام ادامه بدم تا صبح جا داره پس همینجا تمومش میکنم…😭
😭2