🌱diary
75 subscribers
207 photos
61 videos
16 links
Download Telegram
و اینجا یه کوچولو باید اضافه کنم که
واقعا استایل هاش به شدت برای کاراکترش مناسب بود و البته قشنگ بودن هرچند من بیشتر شبیه هانا م ولی خب😂
و راجب اینکه وایب جنیفر میده >>>>>
🌱diary
و کراش عزیزممممممم
البته من روی اون مو زرد خوشگل اول ویدئو هم کراشم
ولی خب
این پسر>>>>>>>>>>>>
واقعا خیلی دوست دارم داستان این خوشگل پسر هم زودتر ببینمممم

بین خودمون بمونه ولی وقتی میدیدمش یاد یکی از اشناهامون میفتادم😂😂😂فکرکنم اگر موهاش رو بلند کنه بتونه این شکلی بشه
خب تا اینجای کار بنظرم بسه
اگر لازم شد بعدا بازم راجبش مینویسم
ولی برای صحبت پایانی
و یه مقایسه کوچولو باید بگم اگر تابستانی که زیبا شدم رو دیدین من حدس می‌زنم این سریال خیلی قوی تر باشه
و طوری که به موزیک و آهنگ ها توی سریال پرداخته میشد هم واقعا خوشم اومدددد
واسه سرگرمی پیشنهادش میکنم
البته اگر با دیدن تقریبا پورن آدمای جذاب مشکلی ندارین.
🌱diary
«یویی به این درک رسید که همیشه در دلِ ناراحتی، شادی نهفته است و هر یک از ما در درون خود، از اثر انگشتانِ کسانی حفاظت می‌کنیم که چگونه عشق ورزیدن و چگونه به یک اندازه شاد و غمگین بودن را یادمان دادند؛ اثر انگشتانِ کسانی که برایمان توضیح دادند چگونه بین احساساتمان…
دولت (یا همان انسانیت) کشتن یک فرد را ممنوع می‌کرده، اما درعین‌حال کشتار نصفه‌نیمه‌ی میلیون‌ها آدم را غدغن نکرده است. کشتن یک فرد یعنی کسر ۵۰ سال از مجموع زمان حیات بشر، و این جرم است، اما کسر ۵۰ میلیون سال از مجموع زمان حیات بشر جرم نیست؟ واقعاً مسخره است، نه؟

📖 یوگنی زامیاتین - ما
اما بعد تصمیم گرفتم چیزی را خط نزنم. بگذار یادداشت‌های من، مثل لرزه‌نگاری بسیار حساس، منحنیِ ناچیزترین ارتعاشات مغزم را هم ثبت کنند: آخر بعضی وقت‌ها همین ارتعاشات نقش هشدار را دارند...

📖 یوگنی زامیاتین - ما
1
👀
3
امروز بازم یکی دیگه از هنرهامو رو کردم 👩‍🍳
و تیرامیسو درست کردم 🍰
تعریف از خود نباشه ولی،
هرکی دست‌پخت منو خورده باشه می‌دونه چه چیزی رو از دست داده 💅
میتونین تأیید کنین عزیزانم 🔪😂

و البته چیزی که خوشمزه‌ترش کرد،
نامهربونه‌ی فتانه بود
و چندتا قرِ اساسی 😌💃
2
🌱diary
هرکی دست‌پخت منو خورده باشه می‌دونه چه چیزی رو از دست داده 💅
اگرم نخوردید که خب
دعا میکنم روزی این سعادت نصیبتون بشه🫱🏽‍🫲🏼
Querencia🍷
حلالت نمیکنم اگر برای من درست نکنی عاسیسم💘
برنامه‌ی کاری‌مو حتماً یه نگاهی میندازم
ولی قول نمی‌دم...
به‌هرحال دیگه بیزی بیزی
😂😂😂
همین افکار یکسان. دلیلش هم این است که هیچ‌کس "یکی" نیست، بلکه "یکی از" است. ما آن‌قدر شبیهیم...

📖 یوگنی زامیاتین - ما
2
Forwarded from شهری از نور ستاره ها (ستاره)
مِراکی ( Meraki / μερακι ) : انجام کاری با عشق، وقت، خلاقیت و ذوق؛ وقتی روحت و بخشی از وجودت را برای انجام دادن کاری می‌گذاری.
Forwarded from ریحانه
و تو تا اینجای کار، مراکی ترین آدمی هستی که دیدممممممم..
ریحانه
و تو تا اینجای کار، مراکی ترین آدمی هستی که دیدممممممم..
وقتی معنی کلمه «مِراکی» رو خوندم، بغض کردم.

انگار با کلمه‌ای روبه‌رو شده بودم که شبیه یک رؤیا بود؛ درواقع هنوز هم هست.
انجام دادن کارها با عشق، با ذوق، با حوصله... تصور اینکه بخشی از روح آدم در چیزی که می‌سازه، می‌نویسه، می‌پزه یا خلق می‌کنه جا بمونه، حتی در ساده‌ترین کارهای روزمره، برای من خیلی جادویی و دوست‌داشتنیه.
دلم می‌خواد چه در زندگی شخصی و چه در مسیر کار و حرفه‌ایم با همین روحیه زندگی کنم. نه به این خاطر که همه چیز کامل باشه، نه به این خاطر که آدم سخت‌گیری باشم. اتفاقاً فکر می‌کنم مِراکی ربطی به کمال‌گرایی نداره. بیشتر شبیه اینه که هر کاری رو با عشق، توجه و حضور قلب انجام بدی.
دلم می‌خواد اگر روزی سفره‌ای پهن کردم، با عشق و سلیقه باشه. اگر کیکی پختم، برای تزئینش وقت بذارم. اگر از کسی پذیرایی کردم یا هدیه‌ای خریدم، فقط انجام یک وظیفه نباشه، بلکه مهر و توجهی باشه که خودش رو در جزئیات نشون می‌ده.
دلم می‌خواد وقتی نامه‌ای، داستانی یا حتی یک پیام کوچیک می‌نویسم، به اندازه‌ای براش وقت بذارم که دقیقاً همون حسی رو منتقل کنه که در دلمه. وقتی برای کسی چای می‌ریزم، یادم بمونه چطور دوستش داره. وقتی عکس‌ها رو مرتب می‌کنم، پر از خاطره و یادگاری باشن. وقتی درس می‌خونم، فقط برای نتیجه نباشه، بلکه از خودِ یاد گرفتن لذت ببرم. وقتی موسیقی گوش می‌دم، واقعاً بهش گوش بدم. حتی وقتی با خدا حرف می‌زنم، با تمام قلبم این کار رو انجام بدم.
و هزاران چیز ریز و درشت دیگه؛ با اهمیت‌های کم و زیاد.

اما جالب‌تر از همه اینه که دوست عزیزم این کلمه‌ی رؤیایی رو به من نسبت داده.
وقتی نوشته‌اش رو خوندم، اولین چیزی که از ذهنم گذشت این بود:
«واقعاً؟ یعنی این منم؟ یعنی از نگاه کسی که من رو می‌شناسه، همچین آدمی به نظر میام؟»
و فکر کردن به این موضوع قلبم رو غرق شادی می‌کنه.

و از سوپرگرل جونی واقعا واقعا ممنونم؛ چون یکی از عمیق‌ترین چیزهایی را که همیشه درباره‌اش آرزو کرده‌ام و دوستش داشتم رو توی من دید.
البته آرزوی مِراکی زندگی کردن فقط مربوط به امروز یا این لحظه نیست. من و دوستم مدت‌هاست درباره چنین زندگی‌ای حرف می‌زنیم، براش رؤیاپردازی می‌کنیم و دوستش داریم.

و حالا در آخر، مهم‌ترین چیزی که از خدا می‌خوام اینه:
اگر واقعاً اثری از مِراکی بودن در وجود من هست، هر روز پررنگ‌تر و قوی‌ترش کن. کمکم کن در شلوغی زندگی، در گذر زمان، اون رو از دست ندم. و اگر روزی واقعاً و کاملا به آدمی تبدیل شدم که بخشی از روحش رو با عشق در کارها، آدم‌ها و لحظه‌های زندگی جا می‌ذاره، کمکم کن این ویژگی رو برای همیشه در وجودم حفظ کنم.