«اوفیلیا گریم» از بچگی برای این روز آماده شده بود، برای مرگ مادرش!
اون میدونست زمانی که مادرش دستش از این دنیا کوتاه بشه باید چیکار کنه، برای همین اون شب تعلل نکرد و وقتی خیس عرق و با وحشت از خواب بیدار شد و با جسد مادرش که روی زمین دراز کشیده بود مواجه شد شروع کرد به اجرای مراسم جادویی انتقال قدرت!
اون میدونست زمانی که مادرش دستش از این دنیا کوتاه بشه باید چیکار کنه، برای همین اون شب تعلل نکرد و وقتی خیس عرق و با وحشت از خواب بیدار شد و با جسد مادرش که روی زمین دراز کشیده بود مواجه شد شروع کرد به اجرای مراسم جادویی انتقال قدرت!
❤2
فرصتش محدود بود و میدونست که اگه دیر بجنبه ممکنه انتقال قدرت صورت نگیره، اون حالا بزرگترین بازمانده خاندان «گریم» بود
اون باید بار قدرتی که سال ها بین زنان این خانواده بوده رو به دوش میکشید و درحالی که به خواهر کوچکترش نگاه میکرد خنجری برداشت و خودش رو زخمی کرد، با خونی که از بازوش سرازیر شد دایرهی افسون رو بین جسد مادرش کشید و شمع های مشکی رو یکی پس از دیگری روشن کرد و ورد های جادویی رو به زبون آورد. وردهایی که از زمان بچگی، از زمان حرف زدن در حال یادگیری اونا بود، اوفیلیا برای این قدرت، برای ادامه سرنوشت خاندان گریم زاده و تربیت شده بود، زمانی که ورد رو به پایان رسوند و مراسم تموم شد به ناگه هجوم قدرت رو در خون و بدن خودش احساس کرد! جیغی از ته گلو کشید و با کشیده شدن بدنش مقاومت نکرد و اندکی بعد؟! سکوت.سال ها بود که مادرش در شهر نیواورلِنز کار احضارگری ارواح میکرد و از این مسیر درآمد داشت و به مردمی که میخواستن به هردلیلی با مردگان ارتباط برقرار کنن کمک میکرد تا ارواح مورد نیاز رو احضار کنه.
اوفیلیا و جنویو (خواهر کوچیکترش) به این صورت بزرگ شده بودن و مسئله ای نبود که برای این دو خواهر عجیب باشه، اما اوفیلیا کسی بود که باید این مسیر رو ادامه میداد، اون اجازه نمیداد که خواهرش همچین زندگی رو داشته باشه.
فردای اون روز کارای خاکسپاری و کاغذ بازی های مربوط بهش رو انجام دادن و اوفیلیا میخواست هرچه سریع تر قبل از تاریک شدن هوا به خونه برگردن؛ چون امشب برای اوفیلیا عجیب بود، میتونست حس کنه که هوای شهر سنگین تر و تاریک تر از همیشهست، یه چیزی درست نبود، امشب یه خبرای بود و برای همین میخواست هرچه سریعتر به خونه برسه.
هرکسی هم نمیدونست، خانواده گریم اینو میدونستن که نباید به تاریکی خیره بشن! و حالا که اوفیلیا میتونست ارواح سرگردون رو هرجایی که پرسه میزدن ببینه علاقه ای به بیرون موندن نداشت.
اما در مسیر برگشت بودن که جنویو با چندتا از دوستاش توی کافهای گرم صحبت شدن و همون موقع بود که اوفیلیا هم زمزمه هایی مرموز و عجیبی درمورد ظاهر شدن "چیزی" در نیواورلنز شنید!
اما در مسیر برگشت بودن که جنویو با چندتا از دوستاش توی کافهای گرم صحبت شدن و همون موقع بود که اوفیلیا هم زمزمه هایی مرموز و عجیبی درمورد ظاهر شدن "چیزی" در نیواورلنز شنید!
صبح کله سحر بود که خواهران گریم با صدای کوبیده شدن پیاپی به در عمارت از خواب بیدار شدن، پیش خودشون انتظار داشتن کسی از مشتری های مادرشون پشت در باشه اما وقتی با مامورین بانک رو به رو شدن اوفیلیا فهمید که یه قضیه عجیب پیش اومده بیخیال ادامهی خوابیدنش شد، بهش گفتن که عمارت گریم باید مصادره و تخریب بشه و علتش هم وام هاییه که مادرشون گرفته و قادر به پرداخشون نبوده!
اما جنویو وقتی اینارو میشنید تعجب نکرد و صرفا عصبی بود و این رفتار از چشم اوفیلیا دور نموند، اون فهمید که کاسه ای زیر نیم کاسهست و باید متوجه واقعیت ماجرا میشد.
و درست در همون زمان بود که صحبت های دو نفرو درمورد همون "چیز عجیب" دوباره شنید! اون دو مرد وقتی داشتن روزنامه ای رو میخوندن و درمورد مسابقاتی حرف میزدن که آخرین بار جون 27 نفرو گرفته باعث شدن توجه اوفیلیا جلب بشه... و گویا قراره دروازه های این مسابقه فردا شب به روی مردم گشوده بشن. اوفیلیا به سمت روزنامه فروشی رفت و اولین روزنامه رو برداشت و شروع به خوندن کرد:
"فنتزما، عمارت اهریمن" جایی که کابوس ها آزادانه در آن پرسه میزنند، اما رویای به دست آوردن جایزهای جادویی همچنان رقبا را به درون آن میکشاند!
ولی اوفیلیا با خودش فکر کرد که امکان نداره! عمارت اهریمن فقط شایعهست و وجود خارجی نداره ولی در دنیایی پر از ارواح و شیاطین، عمارتی تاریک و اهریمنی که وعده جوایز جادویی با خود به همراه میورد نمیتونست واقعی باشه؟!
فنتزما🌑👁
🪞ژانر:دارک فانتزی،دارک رومنس،هیجانی،وحشت
🪞آستر بدرقه/جلد سخت/لبه رنگی/آرت بوک
🪞تعداد صفحه:۴۴۰صفحه
👀قمیت:۴۵۹تومان🫡
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
قراره پا به دنیایی جدید بزاریم که جادو کله اونرو فراگرفته و هرگوشه از این دنیا یک چیزه مرموز پنهان شده که با خوندن این کتاب اونرو کشف میکنی...🪞ناشر:کوله پشتی
🪞ژانر:دارک فانتزی،دارک رومنس،هیجانی،وحشت
🪞آستر بدرقه/جلد سخت/لبه رنگی/آرت بوک
🪞تعداد صفحه:۴۴۰صفحه
👀قمیت:۴۵۹تومان🫡
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
❤1