کتابفروشی رزا📕🌸
علاوه بر ژانر پر طرفدارش خوده کتاب هم کلی سوپرایز داره برامون😎
و خب باید بگم باز هم کتاب لبه رنگی قراره به مجموعه کتاب هامون اضافه بشهههه🥳
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتاب امروزمون یکی از ژانرهاش دارک رومنس هست😈
ژانر موردعلاقه خیلی هاتون...
ژانر موردعلاقه خیلی هاتون...
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولیی از اون دارکرومنس های نرمال هست و صحنه های زیادی نداره ولی خب به شدت هیجانیه💀
❤3
«اوفیلیا گریم» از بچگی برای این روز آماده شده بود، برای مرگ مادرش!
اون میدونست زمانی که مادرش دستش از این دنیا کوتاه بشه باید چیکار کنه، برای همین اون شب تعلل نکرد و وقتی خیس عرق و با وحشت از خواب بیدار شد و با جسد مادرش که روی زمین دراز کشیده بود مواجه شد شروع کرد به اجرای مراسم جادویی انتقال قدرت!
اون میدونست زمانی که مادرش دستش از این دنیا کوتاه بشه باید چیکار کنه، برای همین اون شب تعلل نکرد و وقتی خیس عرق و با وحشت از خواب بیدار شد و با جسد مادرش که روی زمین دراز کشیده بود مواجه شد شروع کرد به اجرای مراسم جادویی انتقال قدرت!
❤2
فرصتش محدود بود و میدونست که اگه دیر بجنبه ممکنه انتقال قدرت صورت نگیره، اون حالا بزرگترین بازمانده خاندان «گریم» بود
اون باید بار قدرتی که سال ها بین زنان این خانواده بوده رو به دوش میکشید و درحالی که به خواهر کوچکترش نگاه میکرد خنجری برداشت و خودش رو زخمی کرد، با خونی که از بازوش سرازیر شد دایرهی افسون رو بین جسد مادرش کشید و شمع های مشکی رو یکی پس از دیگری روشن کرد و ورد های جادویی رو به زبون آورد. وردهایی که از زمان بچگی، از زمان حرف زدن در حال یادگیری اونا بود، اوفیلیا برای این قدرت، برای ادامه سرنوشت خاندان گریم زاده و تربیت شده بود، زمانی که ورد رو به پایان رسوند و مراسم تموم شد به ناگه هجوم قدرت رو در خون و بدن خودش احساس کرد! جیغی از ته گلو کشید و با کشیده شدن بدنش مقاومت نکرد و اندکی بعد؟! سکوت.