کلانتری شعبه <تیمارستان>
کاکا یدانه از او ویسکیات بده
اونایی که تو مرز ایرانن گویا فارسی هم بلدن درست حسابی
دوستان جنگ شده خونم ریخته رو سرم آدرس یه بانو پولدار بدید از هم در برابر حملات دشمن محافظت کنیم
کلانتری شعبه <تیمارستان>
دوستان جنگ شده خونم ریخته رو سرم آدرس یه بانو پولدار بدید از هم در برابر حملات دشمن محافظت کنیم
جدی امکان داشت روز ۱۶ جون اگه اشتباه نکنم همچین موقعیتی برام رخ بده ولی مریضیم از الان کیری تر بود نمیتونستم حرف بزنم
کلانتری شعبه <تیمارستان>
اصلاح میکنم ۱۵ جون
بعد جون راه رفتن نداشتم مثل جنازه خودمو کشوندم تو کوچه دیدم ملت دارن مثل میگ میگ خرید میکنن و فرار میکنن
Majhool
🫂
علی مجهول خداوکیلی اگه شرقی بیا اینجا ناممو واسه پدرام آزاد ببر حلالم کنه
Forwarded from Mr.Reese
آقاریسه در حال مرگه ولی امشب دوباره دارم احیا پزشکی میشم
Forwarded from Deleted Account
به اغما رفتی و با شک الکتریکی برگشتی
کلانتری شعبه <تیمارستان>
من زن میخواااااااااممممممممممم
من الان باید با زنم سر مسافرت رفتن بحث کنم نه اینکه منتظر وایسم آریابی لیک بفرسته
منتظرم جنگ زمینی شه ببینم این خایمال نظامای حرومزاده کدومشون خایه تفنگ دست گرفتن داره
کلانتری شعبه <تیمارستان>
منتظرم جنگ زمینی شه ببینم این خایمال نظامای حرومزاده کدومشون خایه تفنگ دست گرفتن داره
نه من کف پام صافه نه من من مادرم منتظرمه نه من تیروئید دارم نه من گودی کمر دارم
Forwarded from OSIDU (AMALI)
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن
ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غمِ خزیده
بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
خیرهکُشیست ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کَسَش نگوید: «تدبیرِ خونبها کن»
بر شاهِ خوبرویان، واجب وفا نباشد
ای زردرویِ عاشق، تو صبر کن وفا کن
دردیست غیرِ مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن
در خوابِ دوش پیری، در کویِ عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عَزم سویِ ما کن
گر اژدهاست بر رَه، عشقیست چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفعِ اژدها کن
بس کن که بیخودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیهِ بوالعَلا کن
دیوان شمس مولانا گنجور ۲۰۳۹
#moomd
@OSIDUREAL
تَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن
ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غمِ خزیده
بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
خیرهکُشیست ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کَسَش نگوید: «تدبیرِ خونبها کن»
بر شاهِ خوبرویان، واجب وفا نباشد
ای زردرویِ عاشق، تو صبر کن وفا کن
دردیست غیرِ مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن
در خوابِ دوش پیری، در کویِ عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عَزم سویِ ما کن
گر اژدهاست بر رَه، عشقیست چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفعِ اژدها کن
بس کن که بیخودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیهِ بوالعَلا کن
دیوان شمس مولانا گنجور ۲۰۳۹
#moomd
@OSIDUREAL
Forwarded from کلانتری شعبه <تیمارستان> (BardiyaaW)
عقلشون تو کون مامانشونه
کلانتری شعبه <تیمارستان>
عقلشون تو کون مامانشونه
در راستای مبحث مسلمانان: