دلتون بی غم
151 subscribers
9.71K photos
2.9K videos
345 files
1.08K links
کلمه فارسی " تیمار "
در فرهنگ فارسی معین دارای معانی زیبای زیر می باشند:
1-خدمت و غمخواری
2-فکر،اندیشه
3-پرستاری
منتخب مطالب ادبی ، اخلاقی، اجتماعی رو که میخونم در این کانال جمع آوری می کنم.
Download Telegram
بعضی وقت ها باید از همه چیز
دست کشید یک گوشه دنج پیدا کرد
آرامش دم کرد و جرعه جرعه بیخیالی سرکشید....

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
3🔥1
شده‌ طالب بشوی بوسه ولی او ندهد؟
شده صد بار تو خواهش بکنی، رو ندهد؟

شده شهدی بچکد از دو لبانِ عسلش
عسلت جام می از آن لب کندو ندهد

شده دستان تو لبریزِ نوازش بشود؟
حسّ ِ تو پس بزند، دست تو گیسو ندهد!

شده جسمت همه در خواستنش تب بکند؟
برود سویِ دگر، عطر تنش بو ندهد!

شده در عمق دو چشمانِ دلارامِ خودت
همه، احساس شوی، چشمِ تو را سو ندهد؟

شده کلاً  که سراپا تو برایش بتپی؟
و جوابِ تپشت را شده بانو ندهد؟

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
2🔥1
سعے ڪن
خوشبختے و شادی‌ات را
از وابستگے بـہ اتفاقات و شرایط بیرونے
ڪم ڪنی.
خوشبختے ڪہ وابستہ بہ بیرون
و دیگران باشد،
حقیقے نخواهد بود...

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
1🔥1
درختی که تلخ است وی را سرشت
گرش برنشانی به باغ بهشت

وگر جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب

سرانجام گوهر به کام آورد
همان میوه تلخ بار آورد

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
3🔥1
این منم
متولد چشمان تو
آنجا که
دوزخ و بهشت
در جدالی دوستانه
باده می نوشند
به سلامتی زندگی

#فرزانه_سجودی

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
3🔥1
شبی باید بگیرم در بغل حال و هوایت را
و در گوش تو نجوا می کنم جانم فدایت را

بغل وا کن که در آرامش محض خدا باشم
ببینم در نگاهت هر شب اعجاز خدایت را

دویدم تا سر کوه بلندعشق تنهایی
مگر پیدا کنم در اوج  معجون صدایت را

ومن با عکس هایت شعر های تازه می گویم
نگیر از واژه های شعر گیسوی رهایت را

منم مشروطه خواه مجلس تهران چشمانت
نبیند چشم هایم انحلال چشم هایت را

به جرم عشق بازی باتو حدش می زند قانون
بدارش می کشد شرع مقدس هم نوایت را

بهشت ارزانی هرکس که  دم از عقل خواهد زد
بهشتی تازه بنیان می کنم جغرافیایت را

صدایت آه اری مثل اقیانوس ارام است
به ساحل می کشی آیا تن درد آشنایت را

# محمد_علی_کمیجانی

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
3🔥1
تمام ناتمام:

گفتم که ففط شاعر چشمان تو باشم
یکباره تمام غزلم از نظر افتاد

ممنوعه سرخ غزلم بودی و افسوس
این عاشق دیوانه ات از بال و پر افتاد

چشمان توابلیس که نه دام ترین بود
اسلام دلم وای چنین در خطر افتاد

یلدا و سر زلف تو حافظ سر این فال
گفته است به سامان نرسی شور و شر افتاد

با سرزنشت شیشه این قاب ترک خورد
این قصه ناگفته سرانجام سر افتاد

تا نام تورا بر لب این شعر نوشتم
بیچاره دلم با همه شهر در افتاد

بگذار بگویم که تورا دوست ندارم
چون ولوله در سینه هر کور و کر  افتاد

#محمد_علی_کمیجانی

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
2🔥1
خب! هوس کردم دوباره تا غزلسازی کنم
شاید این لامذهب دل را کمی راضی کنم

شهر تاریک نفس را ، قلب را ، دیوانه وار
با نگاه  وُ چشم هایت ،  نورپردازی  کنم

نیستی این دور و بَرها، راه دیگر نیست پس،
با خیال ِ ناز ِ رویت ، مست ، طنّازی کنم

غم به باغم می‌زند ، بی تو چنارم سوخته
در کناری چند خط ، افسانه پردازی کنم

می‌روم شاکی تر از شاکی به قصد محکمه
بازمی‌گردم ، کلاه خویش را قاضی کنم

کاشکی می آمدی ، پس‌کوچه‌ی تنهایی ام
تا به پاهایت بیافتم ، تا سرافرازی کنم

رنج راه و دوری و بیچارگی کم درد نیست
تا به کِی با بال خسته «دورپروازی» کنم؟!

شعر می‌گویم برایت قصه می‌بافم ،نشد!
تار مویت را بیاور تا که «شهنازی» کنم

مانده‌ام مثل سلاطین در شب پایان خود
خود میآیی ماه جان! یا «خودبراندازی» کنم؟!

شعر پایانش رسید و من نفهمیدم چطور
این دل لامذهب خود را کمی راضی کنم!


#میم_ابراهیم_حسینی

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
2🔥1

چون ز نسیم صبحدم
زلف تو در هوا شود
سنگ بود نه آدمی،
هر که نه مبتلا شود
هر سحری که ترک من
سر ز خمار بر کند
بس که نماز مردمان
هر طرفی قضا شود

#امیرخسرو_دهلوی

#سلام به دوستان عزیزم
روزتون عالی و پرانرژی و شاد
دلتون پر شوق زندگی 😍❤️💐

🌱🕊  @timar 🌱 
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
2🔥1
موقع خداحافظی گفت: راستی کیف کردم دیدمت. کیف کردم که انقدر قشنگی و موهات انقدر قشنگه و انقدر قشنگ حرف می‌زنی! من؟ مثل دخترک ۷ ساله‌ای که معلمش تشویقش کرده و لپش را به نشانه‌ی تعلق خاطر کشیده، بی‌اختیار ذوق و لبخند کشداری تمام وجودم را لبریز کرد و رشته‌ی کلام را گم کردم و کم مانده‌بود بالی در بیاورم و پرواز کنم. انگار همان یکی دو جمله‌ی کوتاه کافی بود تا تمام مجاهدتم برای منطقی به نظر رسیدن، نقش بر آب شود. تا آن روز فکر می‌کردم خیلی پخته و آگاه شده‌ام و این احساسی بودن‌ها و ذوق کردن‌ها از سن و سال من گذشته و سال‌ها بود که خودم را تااین حد بی‌اراده و ضعیف ندیده‌بودم! با خودم فکر کردم زمان زیادی‌ست کسی اینجوری عمیق و دقیق مرا ندیده و گم شده‌ام لابلای عادت‌ها و تکرارها و روزمرگی‌ها و کار کردن‌ها و کار کردن‌ها و کار کردن‌ها... شما را به خدا آدم‌ها را ببینید! نه فقط ذکاوت و تلاش و دستاوردها، که زیبایی‌ و چشم‌های آدم‌ها را، لبخند و موها و دست‌های آدم‌ها را... به رویشان بیاورید و از قشنگی‌هایشان سخاوتمندانه و با صدای بلند تعریف کنید. از شما که چیزی کم نمی‌شود! آدم‌ها همه‌، آن بیخ‌های وجودشان کودکی‌اند تشنه‌ی تمجید شنیدن و دوست داشته شدن و تشویق شدن. آدم‌ها برای مدت طولانی که دیده نشوند، خودشان هم یادشان می‌رود چقدر قشنگند و چقدر لایقند و چقدر دوست داشتنی! آدم‌ها و خصوصا زن‌ها، نیاز دارند همه‌جوره به چشم بیایند و هراز گاهی به آنان یادآوری شود هنوز هم خوبند. سخاوتمند باشید در بیان خوبی‌ها و قشنگی‌ها، مطمئن باشید اینجوری حال خودتان هم بهتر می‌شود.

#نرگس_صرافیان_طوفان

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
👏21🔥1
می‌خواهم طوری زندگی کنم که از زندگی لذت ببرم.
اگر موفقیتی حاصل شد چه بهتر ولی اگر نشد لااقل خوب زندگی کرده‌ام و همین کافی ست، من موفقیت را به خودی خود هدف نمی‌دانم. خیلی از مردم این را نمی‌فهمند...

#برایان_مگی

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
2🔥2
هر چقدر که دو نفر بیشتر با هم حرف داشته باشند، به همان اندازه آهسته‌تر در کنار هم راه می‌روند ...

#یوستین_گردر

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
2🔥2👏1
اگر کار میکنی
اگر مطالعه میکنی
اگر ورزش میکنی
اگر از خانوادت حمایت میکنی
اگر تلاش میکنی به بهترین خودت تبدیل شی
اگر کاری ازت برمیاد برای بقیه انجام میدی
و اگر کسی تاحالا ازت تشکر نکرده،

من ازت تشکر میکنم که دنیا را
به جای بهتری تبدیل میکنی🌱


🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
2🔥2🥰1
این تقویما که توش روز جهانی قهوه و بغل کردن و شکلات و دختر و این چیزا داره رو کجا میفروشن؟!
مال ما همش روز جانباز، روز سپاه، روز ایثارگران، روز کمیته امداد امام خمینی
روز آتش‌نشان و ایمنی... ایناست😉😄
😁31🔥1
تو را
آنگونه میخواهم
که هر سازی
نوای زخمه هایش را
که دریا
موج های بی قرارش را
که باران
آسمانِ ابری وُ شوقِ بهارش را

تو را آنگونه میخواهم
که برگی شاخه هایش را
و یا سروِ بلندی 
ریشه هایش را

تو را آنگونه میخواهم
که هر کس
در تکاپوهای غربت آشنایش را
که هرجسمِ غریقی
درمیانِ موج وُ طوفان
ساحلِ امن وُ پناهش را

تو  را ای "عشق"
من آنگونه میخواهم
که قلبی اشتیاقش را
که  "تن"
روح وُ روانش را

#ساقی_یگانه

🌱🕊  @timar 🌱    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎ᭂ❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

شبتون بخیر 💐❤️
2🔥1
خداوند
در سخت‌ترین روزها
نزدیک‌ترین
همراه ماست.

#سلام به دوستان عزیزم
روزتون عالی و پرانرژی و شاد
دلتون پر شوق زندگی 😍❤️💐

🌱🕊 
@timar 🌱 
2🔥1
بلد نبود کمک بخواد؛
غیب میشد،
حالش بهتر میشد
برمیگشت...
1🔥1
ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ...!!!
ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ ...
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺑﻮﺩ ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ !!!
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ...!!!
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ...
گل بود،،،،،
ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ...
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود!!!!!!
آنکه تو را میخواهد!!!!
به هر بهانه ای میماند!!!!!!

🫧🫧💔
1🔥1