لبم برداشت از روی لبت سوءتفاهم را
غزل بر این تفاهمنامه زد مُهر تبسم را
تو خندیدی و موج عشق توفان کرد و باران شد
کسی دیگر ندید آرام هرگز این تلاطم را
بهشت از چشمهایت ریخت، وقتی آدمِ خوبم
مشامم بوکشید از بوسههایت عطر گندم را
مرا طوری بغل کردی، مرا آنگونه بوسیدی
چنانکه در بغل گیرد تنور داغْ هیزم را
زدی برهم مرا با عشق خود آنسان که در تاریخ
ندیده بلخ از چنگیز هم اینسان تهاجم را
من از شیرینیِ این عشق صدها ماجرا دارم
کجا گوشم بدهکارست حرف مفتِ مردم را
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
غزل بر این تفاهمنامه زد مُهر تبسم را
تو خندیدی و موج عشق توفان کرد و باران شد
کسی دیگر ندید آرام هرگز این تلاطم را
بهشت از چشمهایت ریخت، وقتی آدمِ خوبم
مشامم بوکشید از بوسههایت عطر گندم را
مرا طوری بغل کردی، مرا آنگونه بوسیدی
چنانکه در بغل گیرد تنور داغْ هیزم را
زدی برهم مرا با عشق خود آنسان که در تاریخ
ندیده بلخ از چنگیز هم اینسان تهاجم را
من از شیرینیِ این عشق صدها ماجرا دارم
کجا گوشم بدهکارست حرف مفتِ مردم را
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
🔥1
لبم برداشت از روی لبت سوءتفاهم را
غزل بر این تفاهمنامه زد مُهر تبسم را
تو خندیدی و موج عشق توفان کرد و باران شد
کسی دیگر ندید آرام هرگز این تلاطم را
بهشت از چشمهایت ریخت، وقتی آدمِ خوبم
مشامم بوکشید از بوسههایت عطر گندم را
مرا طوری بغل کردی، مرا آنگونه بوسیدی
چنانکه در بغل گیرد تنور داغْ هیزم را
زدی برهم مرا با عشق خود آنسان که در تاریخ
ندیده بلخ از چنگیز هم اینسان تهاجم را
من از شیرینیِ این عشق صدها ماجرا دارم
کجا گوشم بدهکارست حرف مفتِ مردم را
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
غزل بر این تفاهمنامه زد مُهر تبسم را
تو خندیدی و موج عشق توفان کرد و باران شد
کسی دیگر ندید آرام هرگز این تلاطم را
بهشت از چشمهایت ریخت، وقتی آدمِ خوبم
مشامم بوکشید از بوسههایت عطر گندم را
مرا طوری بغل کردی، مرا آنگونه بوسیدی
چنانکه در بغل گیرد تنور داغْ هیزم را
زدی برهم مرا با عشق خود آنسان که در تاریخ
ندیده بلخ از چنگیز هم اینسان تهاجم را
من از شیرینیِ این عشق صدها ماجرا دارم
کجا گوشم بدهکارست حرف مفتِ مردم را
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
من روزگار غربتم را دوست دارم
اين حس و حال و حالتم را دوست دارم
يك عكس كوچك توى جيبِ كيفِ پولم
تنها ترين هم صحبتم را دوست دارم
بر عكس آدم هاى دل بسته به دنيا
هر تيك و تاكِ ساعتم را دوست دارم
امشب دوباره خاطرت مهمان من بود
مهمانى بى دعوتم را دوست دارم
هر چند باعث مى شود هر شب ببارم
اما دل كم طاقتم را دوست دارم
عادت شده اين گريه هاى بى تو ، هرچند
مى خندى امّا عادتم را دوست دارم
#سید_تقی_سیدی
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
اين حس و حال و حالتم را دوست دارم
يك عكس كوچك توى جيبِ كيفِ پولم
تنها ترين هم صحبتم را دوست دارم
بر عكس آدم هاى دل بسته به دنيا
هر تيك و تاكِ ساعتم را دوست دارم
امشب دوباره خاطرت مهمان من بود
مهمانى بى دعوتم را دوست دارم
هر چند باعث مى شود هر شب ببارم
اما دل كم طاقتم را دوست دارم
عادت شده اين گريه هاى بى تو ، هرچند
مى خندى امّا عادتم را دوست دارم
#سید_تقی_سیدی
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
چشم و ابرو، خط و خال تو مرا خواهد کشت
به جمالت که جمال تو مرا خواهد کشت
چند در پهلویم افسرده نشینی ای دل
دور شو ور نه ملال تو مرا خواهد کشت
میکند میل به هر سو ز نسیمی قد تو
نازکی های نهال تو، مرا خواهد کشت
فکر قتلم مکن ای شوخ که آخر روزی
بیخبر از تو، خیال تو مرا خواهد کشت
گر به صد حیله برم جان، شب هجران از غم
شادی روز وصال تو مرا خواهد کشت
بوی خون میدمد از رنگ لباسی که تو راست
روزی این جامهی آل تو مرا خواهد کشت
نیست ممکن که به دست هوس افتد کمرش
«واقف» این فکر محال تو مرا خواهد کشت
#واقف_لاهوری
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
به جمالت که جمال تو مرا خواهد کشت
چند در پهلویم افسرده نشینی ای دل
دور شو ور نه ملال تو مرا خواهد کشت
میکند میل به هر سو ز نسیمی قد تو
نازکی های نهال تو، مرا خواهد کشت
فکر قتلم مکن ای شوخ که آخر روزی
بیخبر از تو، خیال تو مرا خواهد کشت
گر به صد حیله برم جان، شب هجران از غم
شادی روز وصال تو مرا خواهد کشت
بوی خون میدمد از رنگ لباسی که تو راست
روزی این جامهی آل تو مرا خواهد کشت
نیست ممکن که به دست هوس افتد کمرش
«واقف» این فکر محال تو مرا خواهد کشت
#واقف_لاهوری
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
آدمهایی که میرن
هیچ وقت دلتنگ ما نمیشن
چون اگه قرار بود دلتنگ بشن، نمی رفتن.
اگه یه روزی برگشتن
دلشون برای خودشون تنگ شده وقتی کنار ما بودن...
برای حال خوبشون کنار ما!
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
هیچ وقت دلتنگ ما نمیشن
چون اگه قرار بود دلتنگ بشن، نمی رفتن.
اگه یه روزی برگشتن
دلشون برای خودشون تنگ شده وقتی کنار ما بودن...
برای حال خوبشون کنار ما!
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
در میان این همه غوغا و شر
عشق يعني کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
#حضرت_مولانا
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
عشق يعني کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
#حضرت_مولانا
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
#فاضل_نظری
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
#فاضل_نظری
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
به چشمان سیاه تو حسادت میکنم گاهی
و برتکراراین مطلب لجاجت میکنم گاهی
نمیخواهم که پا از اختیاراتم شود بیرون
ولی با چشم باز انگار عادت میکنم گاهی
بگردابت چنان غرقم که محوخودنمیدانم
اگرچه حدفاصل را رعایت میکنم گاهی
من از تهدید چشمانت حذرکردن نمیدانم
ولی باعقل دوراندیش رفاقت میکنم گاهی
بدنبالت قدم میآید و دل پیش ازو رفته
برای دیدنت باخود رقابت میکنم گاهی
چه پنهان ازتو درخلوت، خیالت گاه پنهانی
مرا میخواند و منهم اجابت میکنم گاهی
چنان سرمست میگردم بخواب ازشوق دیدارت
که در برگشت با دیوار اصابت میکنم گاهی
تومیگویی به من یکدوستت دارم هرازگاهی
و من تمدید آنرا تا لغایت میکنم گاهی
بکن هرکارمیلت هست باقلبم بکن منهم
فقط از دور برکارت نظارت میکنم گاهی
#وحیدمجنون
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
و برتکراراین مطلب لجاجت میکنم گاهی
نمیخواهم که پا از اختیاراتم شود بیرون
ولی با چشم باز انگار عادت میکنم گاهی
بگردابت چنان غرقم که محوخودنمیدانم
اگرچه حدفاصل را رعایت میکنم گاهی
من از تهدید چشمانت حذرکردن نمیدانم
ولی باعقل دوراندیش رفاقت میکنم گاهی
بدنبالت قدم میآید و دل پیش ازو رفته
برای دیدنت باخود رقابت میکنم گاهی
چه پنهان ازتو درخلوت، خیالت گاه پنهانی
مرا میخواند و منهم اجابت میکنم گاهی
چنان سرمست میگردم بخواب ازشوق دیدارت
که در برگشت با دیوار اصابت میکنم گاهی
تومیگویی به من یکدوستت دارم هرازگاهی
و من تمدید آنرا تا لغایت میکنم گاهی
بکن هرکارمیلت هست باقلبم بکن منهم
فقط از دور برکارت نظارت میکنم گاهی
#وحیدمجنون
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
در راه ورسم عشق، حسادت عبادت است
آری به دوست عرض ارادت، عبادت است
پرسیدماش کـه توبه کنم یا دعای وصل؟
خندید شیخ وگفت: عبادت، عبادت است
#سعید_صاحب_علم
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
آری به دوست عرض ارادت، عبادت است
پرسیدماش کـه توبه کنم یا دعای وصل؟
خندید شیخ وگفت: عبادت، عبادت است
#سعید_صاحب_علم
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
آمدم آهسته تا با یک غزل خوابش کنم
پردہی تاریک شب را غرقِ مهتابش کنم
عکسی از چشمان او در آسمان بگذارم و
از خجالت ، قرصِ مــاهِ نقرہ را آبش کنم
گفته بودم آینه محوِ تماشایش شود
خواستم تا بی نیاز از بادہ ی نابش کنم
موجی از دریا بیندازم به نرمی روی او
تا مگر مانندِ مرواریـد ، کمیابش کنم
نُت به نُت ، موسیقیِ بارانِ پشتِ شیشه را
با همین شب گریه ها لبریزِ مضرابش کنم
آسمان ، مستِ نگاہ و نورِ ماہ و سوزِ آه
بوسه بوسه لحظهی دیدار بیتابش کنم
غنچهی لبخندِ لبهایش مرامِ دلبری ست
آمدم امشب مونالیزای در قابش کنم
#مهدی_حبیبی
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
پردہی تاریک شب را غرقِ مهتابش کنم
عکسی از چشمان او در آسمان بگذارم و
از خجالت ، قرصِ مــاهِ نقرہ را آبش کنم
گفته بودم آینه محوِ تماشایش شود
خواستم تا بی نیاز از بادہ ی نابش کنم
موجی از دریا بیندازم به نرمی روی او
تا مگر مانندِ مرواریـد ، کمیابش کنم
نُت به نُت ، موسیقیِ بارانِ پشتِ شیشه را
با همین شب گریه ها لبریزِ مضرابش کنم
آسمان ، مستِ نگاہ و نورِ ماہ و سوزِ آه
بوسه بوسه لحظهی دیدار بیتابش کنم
غنچهی لبخندِ لبهایش مرامِ دلبری ست
آمدم امشب مونالیزای در قابش کنم
#مهدی_حبیبی
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
شَرر انداخت به جانمْ غزلِ آخری اش
با همانْ عشوه گری ها و همانْ دلبری اش
دستی انگار به تأکیدِ غزل بُرد مرا
گره زد بالِ دلم را به پَرِ روسری اش
احتمالِ تبِ یک بوسه که حدسش زده بود
چه گُل انداخته بر گونه ی ناباوری اش !
من همان کافرِگمراه، سه_نقطه! که شبی
ها... مسلمان شدم از شیوه ی پیغمبری اش
مثل یک مردِ جهانگرد ، به شوق آمده ام
در پیِ جاذبه های تنِ گردشگری اش
#اخوانْ_ثالثِ زلفش ، غمِ #سهرابْ دلش
بیتِ #خیّامْ لبش ، مقبره ی #انوری اش
گُل به گُلْ قالیِ کرمانِ تنشْ نقشِ جهان
تا دلِ جنگلِ گیلانی و چابکسری اش
چه بهشتی چه گُل و بلبل و چَهْچَهْ زدنی !
من و رؤیای شراب و شب و حور و پَری اش
بنویسید که من بودم و من بودم و من
اوّلینْ کُشته ی ابروی کجِ خنجری اش
#فرهاد_سالاری
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
با همانْ عشوه گری ها و همانْ دلبری اش
دستی انگار به تأکیدِ غزل بُرد مرا
گره زد بالِ دلم را به پَرِ روسری اش
احتمالِ تبِ یک بوسه که حدسش زده بود
چه گُل انداخته بر گونه ی ناباوری اش !
من همان کافرِگمراه، سه_نقطه! که شبی
ها... مسلمان شدم از شیوه ی پیغمبری اش
مثل یک مردِ جهانگرد ، به شوق آمده ام
در پیِ جاذبه های تنِ گردشگری اش
#اخوانْ_ثالثِ زلفش ، غمِ #سهرابْ دلش
بیتِ #خیّامْ لبش ، مقبره ی #انوری اش
گُل به گُلْ قالیِ کرمانِ تنشْ نقشِ جهان
تا دلِ جنگلِ گیلانی و چابکسری اش
چه بهشتی چه گُل و بلبل و چَهْچَهْ زدنی !
من و رؤیای شراب و شب و حور و پَری اش
بنویسید که من بودم و من بودم و من
اوّلینْ کُشته ی ابروی کجِ خنجری اش
#فرهاد_سالاری
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
بچه زرافه بودن هم قشنگهها. همین طوری نشستی یهو پدر مادر قد بلندت خم میشن نازتو میکشن. شما چشماشو نگاه چه عشقی میکنه😁
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏴▫️شه امام رضا ر قربون
▪️مداحی جالب حسن عطایی با لهجه مازنی در حرم امام رضا علیه السلام
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
▪️مداحی جالب حسن عطایی با لهجه مازنی در حرم امام رضا علیه السلام
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
یه جا نوشته بود:
«چیزی که دیروز برام خیلی اهمیت داشت
امروز دیگه حتی به چشمم نمیاد.
خواستم بگم؛
هرچیزی به وقتش خوب و دوست داشتنیه
واسم، حتی آدما.»
#شبتون_بخیر
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
«چیزی که دیروز برام خیلی اهمیت داشت
امروز دیگه حتی به چشمم نمیاد.
خواستم بگم؛
هرچیزی به وقتش خوب و دوست داشتنیه
واسم، حتی آدما.»
#شبتون_بخیر
🌱🕊 @timar 🌱 ™️