دلتون بی غم
143 subscribers
9.67K photos
2.87K videos
344 files
1.08K links
کلمه فارسی " تیمار "
در فرهنگ فارسی معین دارای معانی زیبای زیر می باشند:
1-خدمت و غمخواری
2-فکر،اندیشه
3-پرستاری
منتخب مطالب ادبی ، اخلاقی، اجتماعی رو که میخونم در این کانال جمع آوری می کنم.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به سینه می‌زندَم سر، دلی که کرده هوایت...

شعر #حسین_منزوی
صدای #فرخ_نعمتی

🌱🕊  @timar 🌱  ™️
ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم
ز بس‌که داد زدیم "آی دزد" خسته شدیم

ز عشق دست کشیدیم و بهر کشتن خویش
به پایمردی اغیار دسته دسته شدیم

#ملک_الشعرا_بهار

🌱🕊  @timar 🌱  ™️
کاش تو روزهای سخت زندگی
یکیو داشتیم مثل
هوشنگ ابتهاج میگفت:
در پریشانی روزگار
مبادا فراموش کنی دوستت دارم....
زندگی سهم "مردم جدی" نیست
آن هایی که جدی هستند سهم شان
سختی و فشار است
زندگی به آن هایی تعلق دارد
که شاد هستند و در بزم اند
آن هایی که می دانند
بودنشان را چگونه جشن بگیرند
گر که نیکی بود، منت چیست پس؟
گر رفاقت بود، زحمت چیست پس؟
کاش قدری معرفت، قدری اصالت داشتید
یا نمی‌کَندید، گر جایی درختی کاشتید ...

#نرگس_صرافیان_طوفان

🌱🕊  @timar 🌱  ™️
زدم زیر گریه...
مثل آدمی که بلندترین کوه و شیب‌دارترین صخره‌ها را پشت سر گذاشته و انگشت‌ها و زانو‌ها و پاهاش زخمی شده و همچنان قوی مانده و به قله رسیده و حالا پایش به سنگ کوچکی گرفته و اشکش درآمده و فریاد می‌زند...
عجیب بود اینهمه در سخت‌ترین شرایط دوام آوردن و به ضربه‌ی کوچکی جا زدن و کم آوردن!
من خسته بودم و هیچ چیز به اندازه‌ی یک خستگیِ مفرطِ ممتدِ کلافه کننده، آدم را از پا در نمی‌آورَد.

#نرگس_صرافیان_طوفان

🌱🕊  @timar 🌱  ™️
‍ دستانم
عطش را
فریاد می‌کشند
پس کی دلت
هوای مرا می‌کند؟
مرا بخوان
زودتر از زود
کاش
قرار ما باشد
زیر باران
دستانی خزیده
در خزان تب زده‌ی جهان
خیالش
چه شیرین است
ولوله‌ی عجیبی
واله می‌کند
دلم را
نوش جان‌مان  باشد

#مرضیه_بازرگانی_گلپر

🌱🕊  @timar 🌱  ™️
👏1
یادهارفتند و ماهم میرویم ازیادها کی پرکاهی بمانددرمیان بادها...

#شبتون_بخیر
زمانی انسان به آرامش میرسد
که با خودش به توافق برسد
🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 قهرمانی بدون دست

🔻مت استاسمن، ورزشکار آمریکایی با وجود نداشتن دو دست، در رشته‌ی تیراندازی با کمان به مدال طلای پارالمپیک دست یافت.

🌱🕊 @timar 🌱  ™️
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امن بودن و قابل اعتماد بودن خیلی زیباست…

🌱🕊 @timar 🌱  ™️
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️خدایا
صمیمی‌ترازهمیشه
سر بر آستان ملکوتیت میگذارم

ودردل دعامیکنم
وازتومیخواهم که آرامش،
برکت وسلامتی
رابراےهمه ارزانےداری

شب بخیر دنیاتون‌بی غم.

🌱🕊 @timar 🌱  ™️
لبش می‌بوسم و در می‌کشم می
به آب زندگانی برده‌ام پی

نه رازش می‌توانم گفت با کس
نه کس را می‌توانم ديد با وی

لبش می‌بوسد و خون می‌خورد جام
رخش می‌بيند و گل می‌کند خوی

بده جام می و از جم مکن ياد
که می‌داند که جم کی بود و کی کی

بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وی

گل از خلوت به باغ آورد مسند
بساط زهد همچون غنچه کن طی

چو چشمش مست را مخمور مگذار
به ياد لعلش ای ساقی بده می

نجويد جان از آن قالب جدايی
که باشد خون جامش در رگ و پی

زبانت درکش ای حافظ زمانی
حديث بی زبانان بشنو از نی

#حافظ

🌱🕊  @timar 🌱 
صبح
روشنای شروعی است
در قلمرو یادت
که هربار مرا
به طلوع تبسم‌های رنگینت می‌برد

#سیده_مریم_وهابی

#سلام به دوستان عزیزم
روزتون عالی و پرانرژی و شاد
دلتون پر شوق زندگی 😍❤️💐

🌱🕊  @timar 🌱 
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‍ بار دیگر صبح شد
بیدار شد این زندگی
اے تمام حس بودن هاے من
#صبحت_بخیر

#نزار_قبانی

#سلام به دوستان عزیزم
روزتون عالی و پرانرژی و شاد
دلتون پر شوق زندگی 😍❤️💐

🌱🕊  @timar 🌱 
مجال...
بی رحمانہ اندک بود
و واقعہ...
سخت نامنتظر ...

#احمد_شاملو

عشق زیباست
ولی قد همین زیبایی
مردن و زنده شدن ھاے فراوان دارد...


#مسعود_محمدپور
لبم برداشت از روی لبت سوءتفاهم را
غزل بر این تفاهم‌نامه زد مُهر تبسم را

تو خندیدی و موج عشق توفان کرد و باران شد
کسی دیگر ندید آرام هرگز این تلاطم را

بهشت از چشم‌هایت ریخت، وقتی آدمِ خوبم
مشامم بوکشید از بوسه‌هایت عطر گندم‌ را

مرا طوری بغل کردی، مرا آن‌گونه بوسیدی
چنان‌که در بغل گیرد تنور داغْ هیزم را

زدی برهم مرا با عشق خود آن‌سان که در تاریخ
ندیده بلخ از چنگیز هم این‌سان تهاجم را

من از شیرینیِ این عشق صدها ماجرا دارم
کجا گوشم بدهکارست حرف مفتِ مردم را

🌱🕊 @timar 🌱  ™️
🔥1
لبم برداشت از روی لبت سوءتفاهم را
غزل بر این تفاهم‌نامه زد مُهر تبسم را

تو خندیدی و موج عشق توفان کرد و باران شد
کسی دیگر ندید آرام هرگز این تلاطم را

بهشت از چشم‌هایت ریخت، وقتی آدمِ خوبم
مشامم بوکشید از بوسه‌هایت عطر گندم‌ را

مرا طوری بغل کردی، مرا آن‌گونه بوسیدی
چنان‌که در بغل گیرد تنور داغْ هیزم را

زدی برهم مرا با عشق خود آن‌سان که در تاریخ
ندیده بلخ از چنگیز هم این‌سان تهاجم را

من از شیرینیِ این عشق صدها ماجرا دارم
کجا گوشم بدهکارست حرف مفتِ مردم را

🌱🕊 @timar 🌱  ™️
یه دونه #قاضی هست اسمشم #زمانه
هرکسی رو
به وقتش
سرجاش مینشونه
عجله
نکن
🌻