صادقانه بگو؛
توی رویاهایت،
آنجایی که هیچ رودربایستی با هیچ کسی نداری،
آنجا که مجبور نیستی تظاهر کنی به هیچ چیز،
آنجا هم مرا دوست داری؟
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
توی رویاهایت،
آنجایی که هیچ رودربایستی با هیچ کسی نداری،
آنجا که مجبور نیستی تظاهر کنی به هیچ چیز،
آنجا هم مرا دوست داری؟
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
هرکجا
مرز کشیدند
بیا پُل بزنیم . .
.
گفتمَش با من بمان و گُفت
هَستم
غم مَخور
بی وفایان
وعدہ های پوچ
راحت میدَهند..
.
گفتمَش با من بمان و گُفت
هَستم
غم مَخور
بی وفایان
وعدہ های پوچ
راحت میدَهند..
.
.
.
مستی من مستی عشق است ؛ هشیارم مکن
خواب من آرامش جان است ؛ بیدارم مکن
یوسفم من ، یوسفم ؛ در چاه کنعان خوشترم
رو به رو بر مردم بیذوقِ بازارم مکن
دوستیّ مردم دیوانه ، نوعی دشمنیست
از سر خیرت گذشتم ، ای دل ! آزارم مکن
کو دلی ؟ کو دانشی ؟ ای چشم سحْرانگیز یار !
غارتم کردی ؛ دگر چیزی بدهکارم مکن
ای دلِ آشوبگر ! اینجا و آنجایم مکش
یک تن فرسودهام ؛ صد جا گرفتارم مکن
تو خبر از حال قلبم چون نداری ای حریف !
من گنهکارم ؛ ولیکن تو گنهکارم مکن
دلبرم ! مپْسند ایامم به تلخی بگذرد
بیش از این محروم از لعل شکربارم مکن
پیش پای دوست گر خاکِ رهم سازی ، بساز
پیش چشم دشمنانِ سنگ دل خاکم مکن ..
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
.
مستی من مستی عشق است ؛ هشیارم مکن
خواب من آرامش جان است ؛ بیدارم مکن
یوسفم من ، یوسفم ؛ در چاه کنعان خوشترم
رو به رو بر مردم بیذوقِ بازارم مکن
دوستیّ مردم دیوانه ، نوعی دشمنیست
از سر خیرت گذشتم ، ای دل ! آزارم مکن
کو دلی ؟ کو دانشی ؟ ای چشم سحْرانگیز یار !
غارتم کردی ؛ دگر چیزی بدهکارم مکن
ای دلِ آشوبگر ! اینجا و آنجایم مکش
یک تن فرسودهام ؛ صد جا گرفتارم مکن
تو خبر از حال قلبم چون نداری ای حریف !
من گنهکارم ؛ ولیکن تو گنهکارم مکن
دلبرم ! مپْسند ایامم به تلخی بگذرد
بیش از این محروم از لعل شکربارم مکن
پیش پای دوست گر خاکِ رهم سازی ، بساز
پیش چشم دشمنانِ سنگ دل خاکم مکن ..
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
بهم زنگ زد گفت خونه ای؟ گفتم خونهام ... گفت پس می بینمت.
می دونستم داره با دختری که نمی شناسه ازدواج می کنه! با دختری که قبل از خواستگاری حتی اسمش هم نشنیده بود. می دونستم از دختری که دوست داشته جدا شده، ولی هیچوقت دلیلش رو نمی دونستم.
در زد و با یه کارتن بزرگ اومد تو خونه. کارتن رو گذاشت یه گوشه و گفت واست زحمت دارم. میشه اینارو نگه داری؟ گفتم چیه؟ گفت یه سری یادگاری ... یه سری خاطره. بذار تو انبار یا تو کمد دیواری... فقط میشه یه خواهشی کنم؟ اگه یه روز اومدم سراغش بهم پس نده! نذار برگردم تو فکر و خیالش. نذار دوباره هوایی بشم. گفتم رفیق بهش پس بده. اگه نمیشه بنداز دور. بیخیال نگه داشتنش شو. گفت خواستم بندازم دور ، نتونستم. گفتم می خوای من بندازم دور ؟ گفت نه ... نگه دار ولی هروقت اومدم سراغش بهم پس نده. وقتی این رو گفت فهمیدم خیلی زود هوایی میشه ، خیلی زود میاد سراغش. وقتی داشت می رفت بهش گفتم «رفیق تو زندگی خیلی چیزا رو میشه خواست ولی نمیشه داشت.» گفت کارت عروسی رو واست می فرستم.نرفتم... من فقط عروسی و دامادی کسایی میرم که بدونم هم دیگه رو می خوان. از ته دل می خوان.
امشب بعد از هفت ماه بهم زنگ زد و گفت خونه ای؟! گفتم خونه ام ... گفت پس می بینمت.
دم در وایساد و گفت اون امانتی رو میدی من برم؟ گفتم بیا تو ، خودت گفته بودی اگه اومدی سراغش بهت پس ندم. گفت بیخیال جان جَدّت... عصبی بودم یه چی گفتم. حوصله ی بحث هم ندارم. گفتم من بهت پس نمیدم ولی گذاشتم تو طبقه پایین کمد دیواری... می تونی خودت بری برداری. بعد خودم رفتم دم در وایسادم. کفشش رو درآورد و رفت کارتن رو برداشت، پاشنه ی کفشش رو خوابوند و با کارتن رفت سمت آسانسور. بهش گفتم همه چی خوبه؟ زندگی خوبه؟ همین طور که دکمه ی آسانسور رو با حرص می زد گفت « رفیق تو زندگی خیلی چیزا رو میشه داشت ولی نمیشه خواست »
#حسین_حائریان
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
می دونستم داره با دختری که نمی شناسه ازدواج می کنه! با دختری که قبل از خواستگاری حتی اسمش هم نشنیده بود. می دونستم از دختری که دوست داشته جدا شده، ولی هیچوقت دلیلش رو نمی دونستم.
در زد و با یه کارتن بزرگ اومد تو خونه. کارتن رو گذاشت یه گوشه و گفت واست زحمت دارم. میشه اینارو نگه داری؟ گفتم چیه؟ گفت یه سری یادگاری ... یه سری خاطره. بذار تو انبار یا تو کمد دیواری... فقط میشه یه خواهشی کنم؟ اگه یه روز اومدم سراغش بهم پس نده! نذار برگردم تو فکر و خیالش. نذار دوباره هوایی بشم. گفتم رفیق بهش پس بده. اگه نمیشه بنداز دور. بیخیال نگه داشتنش شو. گفت خواستم بندازم دور ، نتونستم. گفتم می خوای من بندازم دور ؟ گفت نه ... نگه دار ولی هروقت اومدم سراغش بهم پس نده. وقتی این رو گفت فهمیدم خیلی زود هوایی میشه ، خیلی زود میاد سراغش. وقتی داشت می رفت بهش گفتم «رفیق تو زندگی خیلی چیزا رو میشه خواست ولی نمیشه داشت.» گفت کارت عروسی رو واست می فرستم.نرفتم... من فقط عروسی و دامادی کسایی میرم که بدونم هم دیگه رو می خوان. از ته دل می خوان.
امشب بعد از هفت ماه بهم زنگ زد و گفت خونه ای؟! گفتم خونه ام ... گفت پس می بینمت.
دم در وایساد و گفت اون امانتی رو میدی من برم؟ گفتم بیا تو ، خودت گفته بودی اگه اومدی سراغش بهت پس ندم. گفت بیخیال جان جَدّت... عصبی بودم یه چی گفتم. حوصله ی بحث هم ندارم. گفتم من بهت پس نمیدم ولی گذاشتم تو طبقه پایین کمد دیواری... می تونی خودت بری برداری. بعد خودم رفتم دم در وایسادم. کفشش رو درآورد و رفت کارتن رو برداشت، پاشنه ی کفشش رو خوابوند و با کارتن رفت سمت آسانسور. بهش گفتم همه چی خوبه؟ زندگی خوبه؟ همین طور که دکمه ی آسانسور رو با حرص می زد گفت « رفیق تو زندگی خیلی چیزا رو میشه داشت ولی نمیشه خواست »
#حسین_حائریان
🌱🕊 @timar 🌱 ™️
👍1
رفتیم #استخر شیرجه زدم تو اب سرم خورد کف زمین.نجات غریق اومد گفت چرا اینجوری میکنی؟گفتم بابا اومدیم حال کنیم دیگه نیومدیم که راه بریم تو اب.گفت حالت که تموم شد استخر اونجاست اینجارو گذاشتن از توش رد شین پاهاتون ضد عفونی شه 😁😄
#سلام به دوستان عزیزم
روزتون عالی و پرانرژی و شاد
دلتون پر شوق زندگی 😍❤️💐
🌱🕊 @timar 🌱 ™
#سلام به دوستان عزیزم
روزتون عالی و پرانرژی و شاد
دلتون پر شوق زندگی 😍❤️💐
🌱🕊 @timar 🌱 ™
اے سحرخیزتر از صبح !
بیَفشان مویت
ڪہ نسیم از دَم ِ ڪَیسوے "تو"
جان مے ڪَیرد ...
#مریمرضاییحامی
#سلام به دوستان عزیزم
روزتون عالی و پرانرژی و شاد
دلتون پر شوق زندگی 😍❤️💐
🌱🕊 @timar 🌱 ™
بیَفشان مویت
ڪہ نسیم از دَم ِ ڪَیسوے "تو"
جان مے ڪَیرد ...
#مریمرضاییحامی
#سلام به دوستان عزیزم
روزتون عالی و پرانرژی و شاد
دلتون پر شوق زندگی 😍❤️💐
🌱🕊 @timar 🌱 ™