تهکوک و دستبازی 🤏🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیطنت های تهکوک و جینی D:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوکی داره بازیگوشی میکنه و موقع نشستن
تهیونگی بهش اشاره میکنه تا کنارش بشینه
میخواد بویفی پیشش باشه!😜
تهیونگی بهش اشاره میکنه تا کنارش بشینه
میخواد بویفی پیشش باشه!
خرگوشی تو لایو گفته بود میخواد عکاسی
رو شروع کنه و دلش میخواد آرمیا هم
بخشی از ریکوردهاش باشن و حالا کوکی
رو میبینیم که داره از آرمیا و پسراش
عکس میگیره☹️
رو شروع کنه و دلش میخواد آرمیا هم
بخشی از ریکوردهاش باشن و حالا کوکی
رو میبینیم که داره از آرمیا و پسراش
عکس میگیره☹️
💜 : خواب دیدم تهیونگ به کامنتم جواب داده. امیدوارم این خواب به واقعیت تبدیل بشه.
🐻 : واو. من خواب آرمیها رو دیدم، بپ
برای همین اومدم ویورس
💜 : خوب خوابیدی؟
🐻 : دو ساعت؟! میرم یه کم دیگه بخوابم، ولی یکم بعدتر!
🐻 : واو. من خواب آرمیها رو دیدم، بپ
برای همین اومدم ویورس
💜 : خوب خوابیدی؟
🐻 : دو ساعت؟! میرم یه کم دیگه بخوابم، ولی یکم بعدتر!
💜 : من الان دارم نواختن فلوت یاد میگیرم؛ دوست ندارید بشنوید؟
این شانس واقعاً یه خوششانسی بزرگه! سالم، شاد و قوی باشید. ما همیشه کنارتون خواهیم بود. BTS
🐻 : حتماً چیزی که برای کیم تهیونگ زدید رو توی یوتیوب آپلود کنید~
🐻 : بیاید بشنویم زمان چقدر سریع میگذره؛ این جمله رو بدون نفس گرفتن بگید.
💜 : چه خوابی دیدی؟
🐻 : راستش دیگه یادم نیست چی بود. یه کابوس واقعی بود؛ وقتی بیدار شدم، روی بالشتم خیس بود... یا شاید هم نبود. ممکنه آب دهنم بوده باشه.
این شانس واقعاً یه خوششانسی بزرگه! سالم، شاد و قوی باشید. ما همیشه کنارتون خواهیم بود. BTS
🐻 : حتماً چیزی که برای کیم تهیونگ زدید رو توی یوتیوب آپلود کنید~
🐻 : بیاید بشنویم زمان چقدر سریع میگذره؛ این جمله رو بدون نفس گرفتن بگید.
💜 : چه خوابی دیدی؟
🐻 : راستش دیگه یادم نیست چی بود. یه کابوس واقعی بود؛ وقتی بیدار شدم، روی بالشتم خیس بود... یا شاید هم نبود. ممکنه آب دهنم بوده باشه.
💜 : تهیونگ، میخوام توی خوابم ببینمت. من دیگه میرم بخوابم
🐻 : آره، راحت بخواب.
💜 : من الان میخوام برم بخوابم، پس لطفاً با حضورت مهمون خوابهام باش، شوهر عزیزم.
🐻 : ببخشید... سایونارا... آدیوس...
🐻 : وقتی همچین اتفاقی میافته، معمولاً پلیس آرمی سر و کلهش پیدا میشه 🚨👮♂️🚓
🐻 : آره، راحت بخواب.
💜 : من الان میخوام برم بخوابم، پس لطفاً با حضورت مهمون خوابهام باش، شوهر عزیزم.
🐻 : ببخشید... سایونارا... آدیوس...
🐻 : وقتی همچین اتفاقی میافته، معمولاً پلیس آرمی سر و کلهش پیدا میشه 🚨👮♂️🚓
💜 : تهیونگ، من این اواخر دارم ورزش میکنم؛ توصیهای برام داری؟
🐻 : من خودم این اواخر ورزش نمیکنم... پس منو الگو قرار نده.
💜 : تهیونگ، کی میای به قلب آمریکای لاتین؟
🐻 : اونجا آرمیای هم وجود داره؟
🐻 : من خودم این اواخر ورزش نمیکنم... پس منو الگو قرار نده.
💜 : تهیونگ، کی میای به قلب آمریکای لاتین؟
🐻 : اونجا آرمیای هم وجود داره؟
💜 : وی، درس موردعلاقهت
تو مدرسه چی بود؟
🐻 : هنر؟ هوم... اگه بخوام بین کرهای، انگلیسی و ریاضی انتخاب کنم، شاید کرهای؟ « زندگی خردمندانه » ؟ فناوری و خانهداری؟ اخلاق؟
💜 : آآآآآ ، دلم برای کیم تهیونگ تنگ شده.
🐻 : میفهمید منظورم چیه؟... 🥹
🐻 : منم این اواخر بهش فکر میکنم
ولی با این حال دلم برای شما تنگ شده.
تو مدرسه چی بود؟
🐻 : هنر؟ هوم... اگه بخوام بین کرهای، انگلیسی و ریاضی انتخاب کنم، شاید کرهای؟ « زندگی خردمندانه » ؟ فناوری و خانهداری؟ اخلاق؟
💜 : آآآآآ ، دلم برای کیم تهیونگ تنگ شده.
🐻 : میفهمید منظورم چیه؟... 🥹
🐻 : منم این اواخر بهش فکر میکنم
ولی با این حال دلم برای شما تنگ شده.