یه سری از آدمارو باید بوسید، قابشون کرد بزاری کنج قلبت تا ابد و ابدیت✨️🤍
نقطه
از لحاظ روحی به شدت نیاز دارم فردا آخرین ازمون باشه.
از لحاظ روحی نیاز دارم بریم انزلی طلوع خورشید رو باهم ببینیم .
ولی من بیشتر اوقاتی که حالم اوکی نبود شهرداری میرفتم . الان اگه برم نه تنها حالم اوکی نمیشه بلکه پشیمونم میشم چرا اومدم اصلا .
از صدتا شهروند نود و نه تاش فقط گشت و پلیسن:))))
از صدتا شهروند نود و نه تاش فقط گشت و پلیسن:))))
میگفت:"عشق فقط یه حسه ، عطشه.وقتی تو رابطه ای توجه و درک نباشه عشق رو میشوره و میبره. "
راست میگفت. عشق واقعا عجیبه!
راست میگفت. عشق واقعا عجیبه!
وقتی زخم هایش را بهم چسباند
خودش را دید، با نگاهی میگفت: سبز خواهم شد ، تازیانه تازیانه ، زیر ترکه باد
زیر سم شب، نفس ها زنده اند هنوز...
خودش را دید، با نگاهی میگفت: سبز خواهم شد ، تازیانه تازیانه ، زیر ترکه باد
زیر سم شب، نفس ها زنده اند هنوز...
به آنان که مارا رها نمودند
در خاک خالی، بی آب و بی گیاه
بی هیچ اشک و آه بگویید:
ما ریشه در خویش داشتیم
و سبز گشتیم
و سبز شد بهار ...
در خاک خالی، بی آب و بی گیاه
بی هیچ اشک و آه بگویید:
ما ریشه در خویش داشتیم
و سبز گشتیم
و سبز شد بهار ...
هر دفعه ما تلاش کردیم زخمای دلمون رو پانسمان کنیم تا ریشه مون عمیق تر و شاخ و برگمون بیشتر شه و سبز تر باقی بمونیم؛امّا کاش شما هم دست یاری میکشیدین تا "سبز" باقی بمونیم...
حالا دیگه این روزا ریشه دلمون خشک شده . خشکِ خشک. دیگه حتی خودم توان اینو ندارم گِل و خاکشو عوض کنم تا دوباره سبز شه . نه که نخواما نه !
حقیقتش دیگه دست و دلم نمیکشه ...
اخه اون سبزینه ء دلمون تو اوج نا امیدی امید بود و نور میشد میرفت تو عمق دلم مینشست و روحمو نوازش میکرد ...
خلاصه ،یه روزی یه جایی زیر یه آسمونی .
حالا دیگه این روزا ریشه دلمون خشک شده . خشکِ خشک. دیگه حتی خودم توان اینو ندارم گِل و خاکشو عوض کنم تا دوباره سبز شه . نه که نخواما نه !
حقیقتش دیگه دست و دلم نمیکشه ...
اخه اون سبزینه ء دلمون تو اوج نا امیدی امید بود و نور میشد میرفت تو عمق دلم مینشست و روحمو نوازش میکرد ...
خلاصه ،یه روزی یه جایی زیر یه آسمونی .
میگفت:
من به امید بعدا دارم ادامه میدما وگرنه خیلی وقته که دیگه حوصله هیچ کسو ندارم حتی خودمو.
من به امید بعدا دارم ادامه میدما وگرنه خیلی وقته که دیگه حوصله هیچ کسو ندارم حتی خودمو.