نقطه
42 subscribers
369 photos
28 videos
1 link
گاهی اوقات قلمم از نامه های خاک خورده تو گنجهء ذهنم حرف میزنه.

https://t.me/HarfChatBot?start=206167e2fd86
Download Telegram
-اهنگای بابام تا ابد.
Forwarded from ستا
میخوام بگم: هممون یِ روز و شبایی
کم اوردیم، افتادیم، پاشدیم، شکستیم، تیکه تیکه شدیم، غر زدیم، بغض کردیم، غصه خوردیم، اشک ریختیم، داد زدیم، بحث کردیم، حرص خوردیم، افسرده شدیم، ناامید شدیم وصبرمون به ته کشید.
میخوام بگم دمت گرم اگه تا الان دندون رو جیگر گذاشتی و به سختی اون دوره رو گذروندی و صبور کردی.اگه هنوز تو اون دوره ای بگم من جات نیستم و نمیتونم شرایطت رو درک کنم قاعدتا؛ولی یِ وجه مشترکی داریم هممون و اون اینکه سختی رو به دوش کشیدیم و می کشیم ولی نوع و دردش متفاوته عزیز.کم نیار کم نیار کم نیار.ناامید نشو ناامید نشو ناامید نشو.چون میتونی خودتو از این موقعیت خلاص کنی و بعضی گره ها فقط به دست خودت باز میشه.زانوی غم گرفتن رو بذار کنار. چرا میذاری با روح و روانت بازی شه؟نکن اشتباه نکن! تو تا ابد تو این دخمه نمی مونی.
ی جوری راه برات باز میشه و میگذره که به خودت میای و میگی:"اصلا چی شد؟چی بود؟" اون وقت میگردی دنبال ريشه.نگرد پیگیرِ ریشه نباش تو یک بار قیچی کردی و بریده شده باباجان!
حیف نیست این همه جون دادی روانت اروم شه...؟ اون دندون وامونده رو بکن بنداز دور دیگه چیزی جز درد نداره برات نگران نباش.الان تو دیگه آدم قدیم نیستی بفهم.
شبت به زیبایی چشات
یک اسفند ۴۰۲.
دست‌هام را دور موهاش گرداندم، گردنش را با انگشت‌هام مس کردم و او را به خودم کشیدم: «مرد باش، می‌فهمی؟» «مردها همیشه تا آخر عمر بچه‌اند، این یادت باشد.» «هم بچه باش، هم مرد، امّا مال من باش.» «تو خیلی زنی.» خیلی خوشم آمد. گفت: «لولی مست با شخصیت.» کیف کردم.

سال بلوا/عباس معروفی
ساز و آواز | شجریان
@thseta
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
مار ا که تو منظوری خاطر نرود جایی
-انقدر خوابم میاد چشام به زور باز میمونه.
خستگی امروز به جونم نشست.✨️🤌🏻
انا:بچم امسال سال اخره کنکور داره و فشار درسای مدرسه هم روشه الهی.
ما امروز زنگ آخر: ارغواااان بمون گوشه بهت پاس بدم و گلللللللل.
-ارمی هم با سه تا گل لقب خانم گل رو گرفت.
شبت به زیبایی چشات
سه اسفند ۴۰۲.
اگه توام فقط پیش ‌کسایی که برات عزیزترن پرحرفی، سلام.
آنها که ما را گریانده‌اند ؛
آیا توانستند با همان کیفیت نخستین بخندند ؟
درسته سوال جواب نمی کنیم ولی خب دیگه احمق نیستیم که میفهمیم خلاصه‌؛ حالا شما هی وسط حرفاتون میانبر بزن و به فرض مارو بپیچون.
- هیچ وقت عاشق بوده‌ای ستار؟
+ عاشق زیاد دیده‌ام.
- راه و طریقش چجور است عشق؟
+ من که نرفته‌ام برادر!
- آن‌ها که رفته‌اند چه؟ آن‌ها چه می‌گویند؟
+ آن‌ها که تا به آخر رفته‌اند، برنگشته‌اند تا چیزی بگویند...



کلیدر
محمود دولت آبادی
شبت به زیبایی چشات
پنج اسفند ۴۰۲‌.
نقطه
امروز نه روز از دیِ ۴۰۲میگذره‌. ما اصلا نفهمیدیم پاییز کی اومد و کی چمدونش رو بست و رفت!
امروز پنج روز از اسفندِ ۴۰۲ میگذره.
زمستون َم تخته گاز داره میره و حدود سه هفته دیگه عیده. ما که از زمستونِ امسال چیزی متوجه نشدیم؛ فقط یکم وجودمون سِر و قلبمون سرد شد و سرد شد و سرد شد...
-وی کراواتِ دومادی باباشو پیدا کرده ولی بلد نیست ببنده.
-بالاخره موفق شدم.
اخ جون برفه>>>>>>>>>>>>>
وضعیت:برف داره میباره و دارم اهنگ گوش میدم و به کارام میرسم و راضی و خرسندم از این لحظات خوب و قشنگه.