نقطه
42 subscribers
369 photos
28 videos
1 link
گاهی اوقات قلمم از نامه های خاک خورده تو گنجهء ذهنم حرف میزنه.

https://t.me/HarfChatBot?start=206167e2fd86
Download Telegram
نقطه
جوونیم درست اما با چین و چروکای قلبمون چیکار کنیم؟
هیچ عزیزِ من!
غصه و غم که ما رو از پا در آورد،قلبمون که چین و چروک خورد،چشامون که خیس شد،دستامون که سرد شد،تنمون به لرز اومد،سرمون به درد اومد امّا خودش نیومد که نیومد...!
دیگه باید تمام قوّتمون رو تو زانو هامون جمع کنیم پاشیم و یِ چسب زخم بزنیم به دلمون به زنده گی برگردیم خلاصه!
Khandehaye to
he and his friends
برای بودنم صبر کن اگه امکانش هست...
-دندونم نباید الان درد بگیره چون دیگه معدم اجازه ورود ژلوفن به خودش رو نمیده.
بهمنم تموم شد که ای بابا.
پس زمستون کو؟
شبت به زیبایی چشات
سی بهمن ۴۰۲.
تن‌ها به توست زنده، تو تنها چگونه‌ای؟
مولانا
وای فردا.
دندون پزشکی<<<<<<<<<<.
‌خودکشی صادق هدایت:

روز نهم آوریل سال ۱۹۵۱ پس از ساعت ۴ بعداز ظهر او را در آپارتمان کوچک مرده می‌یابند. طبق اظهار سرایدار، بوی گاز روز هشتم آوریل در تمام ساختمان پیچیده بود. بنابر تحقیقاتی که به عمل آمد، درست‌ ترین زمان مرگ وی، شب یا نیمه شب هشتم آوریل ۱۹۵۱ می‌باشد. هدایت در خیابان شامپیونه بدرود حیات گفت و در ساختمان شماره ۳۷ مکرر. در و پنجره‌ها را بست، همه منافذ و درزها را با پنبه پر کرد، آخرین دست نوشته‌ هایش را سوزاند، شیر گاز را گشود و بر روی پتویی که در کف آپارتمان پهن کرده بود دراز کشید و با چهره‌ای آرام به خواب ابدی رفت و جز یادداشتی کوچک هیچ پیام و نوشته‌ای از خود برجای نگذاشت.

هدایت را درحالی که روی پتویی که در کف آشپزخانه پهن کرده بود، دراز کشیده بود و خاکستر آثار چاپ نشده‌اش هم در کنارش قرار داشته، پیدا می‌کنند و بعد پیکرش را به اتاق مجاور برده و روی تختخواب قرار می‌دهند.

یادداشت خودکشی صادق هدایت:
«ما رفتیم و دل شما را شکستیم. همین..»
‌هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد.
ستاره من باید دور، تاریک و بی‌معنی باشد.
شاید من اصلا ستاره‌ای نداشته‌ام.

-صادق هدایت"بوف کور"
آرامشِ تو خونه + نسبتا تاریک+ اهنگ به یارم بگید ازهایده که صداش تو کل خونه میپیچه>>>.
-اهنگای بابام تا ابد.
Forwarded from ستا
میخوام بگم: هممون یِ روز و شبایی
کم اوردیم، افتادیم، پاشدیم، شکستیم، تیکه تیکه شدیم، غر زدیم، بغض کردیم، غصه خوردیم، اشک ریختیم، داد زدیم، بحث کردیم، حرص خوردیم، افسرده شدیم، ناامید شدیم وصبرمون به ته کشید.
میخوام بگم دمت گرم اگه تا الان دندون رو جیگر گذاشتی و به سختی اون دوره رو گذروندی و صبور کردی.اگه هنوز تو اون دوره ای بگم من جات نیستم و نمیتونم شرایطت رو درک کنم قاعدتا؛ولی یِ وجه مشترکی داریم هممون و اون اینکه سختی رو به دوش کشیدیم و می کشیم ولی نوع و دردش متفاوته عزیز.کم نیار کم نیار کم نیار.ناامید نشو ناامید نشو ناامید نشو.چون میتونی خودتو از این موقعیت خلاص کنی و بعضی گره ها فقط به دست خودت باز میشه.زانوی غم گرفتن رو بذار کنار. چرا میذاری با روح و روانت بازی شه؟نکن اشتباه نکن! تو تا ابد تو این دخمه نمی مونی.
ی جوری راه برات باز میشه و میگذره که به خودت میای و میگی:"اصلا چی شد؟چی بود؟" اون وقت میگردی دنبال ريشه.نگرد پیگیرِ ریشه نباش تو یک بار قیچی کردی و بریده شده باباجان!
حیف نیست این همه جون دادی روانت اروم شه...؟ اون دندون وامونده رو بکن بنداز دور دیگه چیزی جز درد نداره برات نگران نباش.الان تو دیگه آدم قدیم نیستی بفهم.
شبت به زیبایی چشات
یک اسفند ۴۰۲.
دست‌هام را دور موهاش گرداندم، گردنش را با انگشت‌هام مس کردم و او را به خودم کشیدم: «مرد باش، می‌فهمی؟» «مردها همیشه تا آخر عمر بچه‌اند، این یادت باشد.» «هم بچه باش، هم مرد، امّا مال من باش.» «تو خیلی زنی.» خیلی خوشم آمد. گفت: «لولی مست با شخصیت.» کیف کردم.

سال بلوا/عباس معروفی