منی که همیشه دم از سبز بودن و سرزندگی میزدم؛الان خاکستریم و غمگین.اعصابم از سنم پیرتر شده.حوصله ای هم باقی نمونده و خستم.
«خب عزیزِمن!
من اگه می دونستم قراره کل مسیر رو رو باهم بریم و دوباره غریبه بشیم و منو تو خیالت از قبل بکشی که جونمو به جونت گره نمی زدم!
دیدی دست دستی دلمون رو تیکه تیکه کردی و صاف گذاشتی کف دستمون و رفتی...؟»
من اگه می دونستم قراره کل مسیر رو رو باهم بریم و دوباره غریبه بشیم و منو تو خیالت از قبل بکشی که جونمو به جونت گره نمی زدم!
دیدی دست دستی دلمون رو تیکه تیکه کردی و صاف گذاشتی کف دستمون و رفتی...؟»
نقطه
امروز گریه کردم چون یادم اومد امسال باید شمعِ 18 سالگیمو فوت کنم :)))
ای بابا!
امسال یه شمع اضافه تر باید فوت کنی کجایِ کاری؟!
پیرشدیم رفت.
امسال یه شمع اضافه تر باید فوت کنی کجایِ کاری؟!
پیرشدیم رفت.
نقطه
جوونیم درست اما با چین و چروکای قلبمون چیکار کنیم؟
هیچ عزیزِ من!
غصه و غم که ما رو از پا در آورد،قلبمون که چین و چروک خورد،چشامون که خیس شد،دستامون که سرد شد،تنمون به لرز اومد،سرمون به درد اومد امّا خودش نیومد که نیومد...!
دیگه باید تمام قوّتمون رو تو زانو هامون جمع کنیم پاشیم و یِ چسب زخم بزنیم به دلمون به زنده گی برگردیم خلاصه!
غصه و غم که ما رو از پا در آورد،قلبمون که چین و چروک خورد،چشامون که خیس شد،دستامون که سرد شد،تنمون به لرز اومد،سرمون به درد اومد امّا خودش نیومد که نیومد...!
دیگه باید تمام قوّتمون رو تو زانو هامون جمع کنیم پاشیم و یِ چسب زخم بزنیم به دلمون به زنده گی برگردیم خلاصه!
خودکشی صادق هدایت:
روز نهم آوریل سال ۱۹۵۱ پس از ساعت ۴ بعداز ظهر او را در آپارتمان کوچک مرده مییابند. طبق اظهار سرایدار، بوی گاز روز هشتم آوریل در تمام ساختمان پیچیده بود. بنابر تحقیقاتی که به عمل آمد، درست ترین زمان مرگ وی، شب یا نیمه شب هشتم آوریل ۱۹۵۱ میباشد. هدایت در خیابان شامپیونه بدرود حیات گفت و در ساختمان شماره ۳۷ مکرر. در و پنجرهها را بست، همه منافذ و درزها را با پنبه پر کرد، آخرین دست نوشته هایش را سوزاند، شیر گاز را گشود و بر روی پتویی که در کف آپارتمان پهن کرده بود دراز کشید و با چهرهای آرام به خواب ابدی رفت و جز یادداشتی کوچک هیچ پیام و نوشتهای از خود برجای نگذاشت.
هدایت را درحالی که روی پتویی که در کف آشپزخانه پهن کرده بود، دراز کشیده بود و خاکستر آثار چاپ نشدهاش هم در کنارش قرار داشته، پیدا میکنند و بعد پیکرش را به اتاق مجاور برده و روی تختخواب قرار میدهند.
یادداشت خودکشی صادق هدایت:
«ما رفتیم و دل شما را شکستیم. همین..»
روز نهم آوریل سال ۱۹۵۱ پس از ساعت ۴ بعداز ظهر او را در آپارتمان کوچک مرده مییابند. طبق اظهار سرایدار، بوی گاز روز هشتم آوریل در تمام ساختمان پیچیده بود. بنابر تحقیقاتی که به عمل آمد، درست ترین زمان مرگ وی، شب یا نیمه شب هشتم آوریل ۱۹۵۱ میباشد. هدایت در خیابان شامپیونه بدرود حیات گفت و در ساختمان شماره ۳۷ مکرر. در و پنجرهها را بست، همه منافذ و درزها را با پنبه پر کرد، آخرین دست نوشته هایش را سوزاند، شیر گاز را گشود و بر روی پتویی که در کف آپارتمان پهن کرده بود دراز کشید و با چهرهای آرام به خواب ابدی رفت و جز یادداشتی کوچک هیچ پیام و نوشتهای از خود برجای نگذاشت.
هدایت را درحالی که روی پتویی که در کف آشپزخانه پهن کرده بود، دراز کشیده بود و خاکستر آثار چاپ نشدهاش هم در کنارش قرار داشته، پیدا میکنند و بعد پیکرش را به اتاق مجاور برده و روی تختخواب قرار میدهند.
یادداشت خودکشی صادق هدایت:
«ما رفتیم و دل شما را شکستیم. همین..»
هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد.
ستاره من باید دور، تاریک و بیمعنی باشد.
شاید من اصلا ستارهای نداشتهام.
-صادق هدایت"بوف کور"
ستاره من باید دور، تاریک و بیمعنی باشد.
شاید من اصلا ستارهای نداشتهام.
-صادق هدایت"بوف کور"
نقطه
هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد. ستاره من باید دور، تاریک و بیمعنی باشد. شاید من اصلا ستارهای نداشتهام. -صادق هدایت"بوف کور"
شاید اصلا من ستاره ای نداشته ام...