ولنتاین به جای کادوهای لاکچری کتاب هم هدیه بدید.رابطه ها نیاز به درک و شعور هم داره نه فقط شکلات و پاستیل.
وضعیت: هوا بارونیه و دلم پاستا میخواد و نمیتونم بخورم.
_میتونم بگم وی دیشب مرد و زنده شد و اگه تا الانم زنده س به خاطر مسکنیِ که دیشب زده.فعلا ارومم تا فردا ببینم تکلیف چیه.
_میتونم بگم وی دیشب مرد و زنده شد و اگه تا الانم زنده س به خاطر مسکنیِ که دیشب زده.فعلا ارومم تا فردا ببینم تکلیف چیه.
منی که همیشه دم از سبز بودن و سرزندگی میزدم؛الان خاکستریم و غمگین.اعصابم از سنم پیرتر شده.حوصله ای هم باقی نمونده و خستم.
«خب عزیزِمن!
من اگه می دونستم قراره کل مسیر رو رو باهم بریم و دوباره غریبه بشیم و منو تو خیالت از قبل بکشی که جونمو به جونت گره نمی زدم!
دیدی دست دستی دلمون رو تیکه تیکه کردی و صاف گذاشتی کف دستمون و رفتی...؟»
من اگه می دونستم قراره کل مسیر رو رو باهم بریم و دوباره غریبه بشیم و منو تو خیالت از قبل بکشی که جونمو به جونت گره نمی زدم!
دیدی دست دستی دلمون رو تیکه تیکه کردی و صاف گذاشتی کف دستمون و رفتی...؟»
نقطه
امروز گریه کردم چون یادم اومد امسال باید شمعِ 18 سالگیمو فوت کنم :)))
ای بابا!
امسال یه شمع اضافه تر باید فوت کنی کجایِ کاری؟!
پیرشدیم رفت.
امسال یه شمع اضافه تر باید فوت کنی کجایِ کاری؟!
پیرشدیم رفت.
نقطه
جوونیم درست اما با چین و چروکای قلبمون چیکار کنیم؟
هیچ عزیزِ من!
غصه و غم که ما رو از پا در آورد،قلبمون که چین و چروک خورد،چشامون که خیس شد،دستامون که سرد شد،تنمون به لرز اومد،سرمون به درد اومد امّا خودش نیومد که نیومد...!
دیگه باید تمام قوّتمون رو تو زانو هامون جمع کنیم پاشیم و یِ چسب زخم بزنیم به دلمون به زنده گی برگردیم خلاصه!
غصه و غم که ما رو از پا در آورد،قلبمون که چین و چروک خورد،چشامون که خیس شد،دستامون که سرد شد،تنمون به لرز اومد،سرمون به درد اومد امّا خودش نیومد که نیومد...!
دیگه باید تمام قوّتمون رو تو زانو هامون جمع کنیم پاشیم و یِ چسب زخم بزنیم به دلمون به زنده گی برگردیم خلاصه!