نقطه
42 subscribers
368 photos
28 videos
1 link
گاهی اوقات قلمم از نامه های خاک خورده تو گنجهء ذهنم حرف میزنه.

https://t.me/HarfChatBot?start=206167e2fd86
Download Telegram
بیست و دو بهمنِ ۴۰۲
.🌊✨️
‏و شب همچون عمرِ مردگان بلند است.
وحید مرادی
شبت به زیبایی چشات
بیست و سه بهمن ۴۰۲.
حال همه خوبه اما تو باور نکن.
از لحاظ روحی به ذوق کردن واسه چیزی نیاز دارم.
دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشم‌های تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.» گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.»
چشم هایش|بزرگ علوی
چطوره که خُت خوبُم کردی ختم غممی؟
تو فردا ۲۵ بهمن میری دیت،من وقتمو با دوستام می گذرونم ما مثل هم نیستیم.
ولنتاین به جای کادوهای لاکچری کتاب هم هدیه بدید.رابطه ها نیاز به درک و شعور هم داره نه فقط شکلات و پاستیل.
وضعیت: هوا بارونیه و دلم پاستا میخواد و نمیتونم بخورم.
_میتونم بگم وی دیشب مرد و زنده شد و اگه تا الانم زنده س به خاطر مسکنیِ که دیشب زده.فعلا ارومم تا فردا ببینم تکلیف چیه.
دیگه کار از حرف/صحبت گذشته عزیزِ من!
تو کل وجودم درد ریشه زده.
منی که همیشه دم از سبز بودن و سرزندگی میزدم؛الان خا‌‌کستریم و غمگین.اعصابم از سنم پیرتر شده.حوصله ای هم باقی نمونده و خستم.
از محبت گل ها خار می شوند.
|رشت
زمستونِ سال ۴۰۲.
«خب عزیزِمن!
من اگه می دونستم قراره کل مسیر رو رو باهم بریم و دوباره غریبه بشیم و منو تو خیالت از قبل بکشی که جونمو به جونت گره نمی زدم‌!
دیدی دست دستی دلمون رو تیکه تیکه کردی و صاف گذاشتی کف دستمون و رفتی...؟»
انقدر دور شدی که دیگه ردی ازت نمیبینم.
نقطه
امروز گریه کردم چون یادم اومد امسال باید شمعِ 18 سالگیمو فوت کنم :)))
ای بابا!
امسال یه شمع اضافه تر باید فوت کنی کجایِ کاری؟!
پیرشدیم رفت.
نقطه
جوونیم درست اما با چین و چروکای قلبمون چیکار کنیم؟
هیچ عزیزِ من!
غصه و غم که ما رو از پا در آورد،قلبمون که چین و چروک خورد،چشامون که خیس شد،دستامون که سرد شد،تنمون به لرز اومد،سرمون به درد اومد امّا خودش نیومد که نیومد...!
دیگه باید تمام قوّتمون رو تو زانو هامون جمع کنیم پاشیم و یِ چسب زخم بزنیم به دلمون به زنده گی برگردیم خلاصه!