نقطه
42 subscribers
368 photos
28 videos
1 link
گاهی اوقات قلمم از نامه های خاک خورده تو گنجهء ذهنم حرف میزنه.

https://t.me/HarfChatBot?start=206167e2fd86
Download Telegram
همیشه با عقل و منطق تصمیم می گرفتما نمیدونم چی شد یِ دفعه قلبم حاکم شد ای بابا.
آدم هایی که خسته میشن بیشتر از بقیه به بغل و نوازش نیاز دارن.
بعضیا جوری غریبه شدن آدم نمیتونه باور کنه که یِ زمانی روزامون با همینا می گذشت.
یعنی چی که الان اتاقمو تمیز می کنم نیم ساعت بعد انگار جنگ جهانی شده؟
چپ:۴۰۲
راست:۴۰۱
-برام فرقی نمیکنه آینه کجا باشه فقط باشه‌‌ و لبخند بیاره رو لبمون.🫧
امشب داشتم به آنا می گفتم:
"از لحاظ روحی به خونه ننه گلی (مادربزرگ انا) نیاز دارم."
-یهو یادم اومدم چهارساله خودش نیست دیگه اون خونه بدون وجودش هیچ معنایی نداره و خیلی دلم براش تنگ شده.
-موهای حناییِ گیس شده تا کمرش:)
امشب از اون شباست که تواناییِ اینو دارم تا صبح صحبت کنم ولی کلمات لا به لای ذهنم گره خورده و سخته مرتب کردنشون.
کاش می شد همین الان بارون زمین رو ببوسه و موجب دل خوشیمون شه.والا چیز دیگه ای نمیخوام.
«دل ندادی که نمیدانی کجا دل میبری...»
صحبت کردن قشنگ و عالیه.ولی لطفاً خواهشاً قبلش حرفاتونو سبک و سنگین کنید بعد به طرف مقابل بگین.
شما در حین صحبت کردن علاوه‌ بر اینکه میدونید یِ انسان در مقابلتون قرار داره،اینم بدونید اون آدم یک عضوی داره به اسم "قلب" و ممکنه شما با کوچیک ترین واژه/کلمه از حرفاتونو اونو به راحتی بشکنید و نابود کنید.
بیست و دو بهمنِ ۴۰۲
.🌊✨️
‏و شب همچون عمرِ مردگان بلند است.
وحید مرادی
شبت به زیبایی چشات
بیست و سه بهمن ۴۰۲.
حال همه خوبه اما تو باور نکن.
از لحاظ روحی به ذوق کردن واسه چیزی نیاز دارم.
دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشم‌های تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.» گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.»
چشم هایش|بزرگ علوی
چطوره که خُت خوبُم کردی ختم غممی؟
تو فردا ۲۵ بهمن میری دیت،من وقتمو با دوستام می گذرونم ما مثل هم نیستیم.