مثل ابری سپید بود در آسمان آبی
نمی شد لمسش کنی
یا اورا به آغوش بکشی
تنها می شد نگاهش کنی
دوستش بداری
و اجازه بدهی عبور آرام او از روز،
جهانت را کمی زیبا کند.
نمی شد لمسش کنی
یا اورا به آغوش بکشی
تنها می شد نگاهش کنی
دوستش بداری
و اجازه بدهی عبور آرام او از روز،
جهانت را کمی زیبا کند.
لازم نیست همیشه همه چیز واضح و شفاف تمام شود. گاهی نخواهیم فهمید دقیقاً چه اتفاقی افتاده و چه شده است. گاهی تا سالها بعد در بهت خواهیم ماند.
نقطه
اگه سردرد یکم یقهء ما رو ول میکرد حال ما هم بهتر بود.
اگه دندون درد یکم یقهء ما رو ول میکرد حال ما هم بهتر بود.
وضعیت:وی تازه یکم دندون دردش با بی حسی و... اروم شده و با بی حوصلگی تمام و کمی درد میخواد تازه فلسفه شو شروع کنه.
نقطه
سال تحصیلی رو به اتمامه بنده تازه ارتباطم با بچه های کلاس داره صمیمی میشه.
عمیقا و قلبا ناراحتم.کاش خیلی درونگرا نبودم.
-ولی وی داره سعی میکنه روزای خوبی باهاشون ثبت کنه.
-ولی وی داره سعی میکنه روزای خوبی باهاشون ثبت کنه.