آدمی هستم که اکثر اوقات اگه اطرافیانم از من نظر/مشاوره هرچی بخوان در حدّ توانم صحبت کردم یا نظر دادم و اوکی شده.امّا خودم تو یک گودالی عمیق و تاریکی افتادم که به زور دارم دست و پا میزنم که خودمو بتونم به نور برسونم.
حدود یک سالی هست که یِ دوربین گذاشتم جلوی خودم و خیلی چیزها/جزئیات رو ثبت کرده و حقیقتش یکم جا خوردم.این آدمی که تو دوربینه با یکی دو سال قبلش زمین تا آسمون فرق کرده.بزرگتر شده،عاقل تر شده،قوی تر شده،صبور تر و با درک تر شده.سعی کرده اون روحیه شکننده شو تقویت کنه و موفق بوده و نسبت به دیگران و حرفِ شون دیگه زیاد اهمیت نمیده و براش مهم نیست.گوشه نشین و از جمعیت فرار میکنه و به کنج خلوتِ خودش پناه میبره و اونجا اروم تره .دایره ای برای خودش طرح و محدود آدما ولی درست و قابل اعتمادی رو برای ارتباط و دوستی انتخاب کرده و باهاشون وقت می گذرونه.
خلاصه، این آدم با تغییراتی که از هر نظر کرده، بیشتر تو قلبم جا داره.
خلاصه، این آدم با تغییراتی که از هر نظر کرده، بیشتر تو قلبم جا داره.
سیمین بهبهانی:
"من اگر کافر و بی دین و خرابم به توچه؟
من اگر مست می و شرب شرابم به تو چه؟
تو اگر مستعد نوحه و آهی چه به من!
من اگر عاشق سنتور و ربابم به تو چه؟"
"من اگر کافر و بی دین و خرابم به توچه؟
من اگر مست می و شرب شرابم به تو چه؟
تو اگر مستعد نوحه و آهی چه به من!
من اگر عاشق سنتور و ربابم به تو چه؟"
میثم صفر پور میگه:
"کفر و بی دینی ات ای یار به ما مربوط است
بشنو این پند گوهر بار به ما مربوط است
دین من داده اجازه که دخالت بکنم
تا نبینم ز تو آزار به ما مربوط است"
"کفر و بی دینی ات ای یار به ما مربوط است
بشنو این پند گوهر بار به ما مربوط است
دین من داده اجازه که دخالت بکنم
تا نبینم ز تو آزار به ما مربوط است"
صادق هدایت در جواب صفرپور میگه:
"بشنو این شعر به تو مربوط است
لحن تند و کمی ناجور به تو مربوط است
کفر و بی دینی سیمین و من و آن به تو چه؟
شهوت زاهد مغرور به تو مربوط است
ریش در ریش به اندیشه ی ما زخم زدید...
ملت گنگ و کر و کور به تو مربوط است
دین تو داده اجازه که دخالت بکنی؟
دخل در مقبره و گور به تو مربوط است ..."
"بشنو این شعر به تو مربوط است
لحن تند و کمی ناجور به تو مربوط است
کفر و بی دینی سیمین و من و آن به تو چه؟
شهوت زاهد مغرور به تو مربوط است
ریش در ریش به اندیشه ی ما زخم زدید...
ملت گنگ و کر و کور به تو مربوط است
دین تو داده اجازه که دخالت بکنی؟
دخل در مقبره و گور به تو مربوط است ..."
بعضی اوقات که نیاز دارم بهت، دقایقی طول نمیکشه نوتیف پیامت میاد برام!
بارها و بارها متوجه این موضوع شدم.نمیدونم چه شکلی متوجه میشی ولی پیامت باعث قوت و نور میشه و میشینه تو قلبم عزیزِ من!
بارها و بارها متوجه این موضوع شدم.نمیدونم چه شکلی متوجه میشی ولی پیامت باعث قوت و نور میشه و میشینه تو قلبم عزیزِ من!
نوشت:
نه اشکال نداره یه تایم هایی آدم نیاز داره زخمی باشه.اصن قوی نباشه.سرپا نباشه.زمان بده به خودش اذیت نکن خودتو.
نه اشکال نداره یه تایم هایی آدم نیاز داره زخمی باشه.اصن قوی نباشه.سرپا نباشه.زمان بده به خودش اذیت نکن خودتو.
بچم ورزشکاره و رژیم غذایی سالم داره.
بچش:
بچش:
دیروز داشتم باهاش صحبت میکردم یِ کوچولو حالم خوب نبود؛گفت همو ببینیم.خلاصه بعدِ مدّت ها دیدمش و روحم زنده شد.روزایی که باهاش میگذرونم جنسش با بقیه روزا فرق میکنه.هم قدم شدیم و رفتیم چایی خوردیم و مقصد بعدی شهرداری بود.یِ مسیری رو پیاده رفتیم و آقایی داشت اهنگی رو با ساز میزد ولی اسم اون سازشو نمیدونم ولی خیلی خوشکل بود. نشستیم و منی که سرم رو شونه هاش بود و به حرف زدن ادامه میدادیم و خلاصه حالِ دلمونو مثل همیشه خوب کرد.
نقطه
-حدود سه ساعت دیگه باشگاه دارم و باید دوش بگیرم. هنوز رو تختم.
باشگاه ساعت دوازده بود.منی که یک ربع به دوازده داشتم با اهنگ می رقصیدم و موهامو گیس میکردم در ریلکس ترین حالتِ ممکن.
«- میدونستی من آدمارو میکُشم پورتوگا؟!
+ چهطوری انجامش میدی زهزه؟!
- فراموششون میکنم.»
• ژوزه مائورو ده واسکونسلوس
+ چهطوری انجامش میدی زهزه؟!
- فراموششون میکنم.»
• ژوزه مائورو ده واسکونسلوس
بیش از همه مایلم بدانید که حقیقتا این وضعیت به همان اندازه که فکر می کنید بد است.مهم نیست بقیه چه می گویند،این وضعیت مزخرف است.اتفاقی که افتاده است دیگر جبران شدنی نیست.انچه از دست رفته است بر نخواهد گشت.اینجا، درون این حقیقت،هیچ چیزِ زیبایی وجود ندارد.پذیرش مهم ترین چیز است.درد دارید.دردتان بهتر نمی شود.
|بخشی از کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست.
|بخشی از کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست.