.آن هنگام که خواهان عشقاند زیباترین واژه ها را میآورند، برای نفوذ در قلب هاو آنگاه که میخواهند بروند بی کمترین بهانه ها هستند، برای شکستن دل ها...
"نزار قبانی"
"نزار قبانی"
.من اگر پیامبر بودم ، رسالتم شادمانی بود ، بشارتم آزادی و معجزه ام خنداندن کودکان نه از جهنمی میترساندم و نه به بهشتی وعده میدادم ، تنها میآموخت...
"چارلی چاپلین"
"چارلی چاپلین"
وضعیت:صبح/ظهر دوازده پاشدم تا ناهار اینا ساعت دو شد.ساعت سه و نیم هم خونه ی ارمی باید می رفتم.یکم دیر شد ولی رسیدم خلاصه.تا شیش اونجا بودیم با اندیا.زبان خوندیم برای اوّلین بار کار مفید کردیم دورهم.ارمی هفت کلاس گیتار داشت همراهیش کردم.خلاصه هشت رسیدم خونه و الانم موندم کی زبان رو دوباره یکم دوره کنم.