نقطه
42 subscribers
369 photos
28 videos
1 link
گاهی اوقات قلمم از نامه های خاک خورده تو گنجهء ذهنم حرف میزنه.

https://t.me/HarfChatBot?start=206167e2fd86
Download Telegram
بیا دوباره با دستامون ریشه بکاریم تو این خاک.
عزیزم این «قلب» است که ما را به‌هم نزدیک می‌کند.
کاش چشم هایت را در آخرین دیدار،می بوسیدم‌.
چقدر حرف های ناگفته سالهاست کنجء قلبمون داره خاک میخوره.
عزیزم اگه غصه نخوریم، غصه ما رو میخوره.
قربانِ نبودنت بروم.‌‌..
بدان ای دورترین نزدیکِ من!
دیوانه ایست که هرشب در کنج خیالش برایت
می نویسد و می‌نویسد و می‌نویسد...
عزیزِ من !
خواهی از این روزها بگویم؟ روزهایی که بی تو می گذرند مانند کوریست که عصایش را گم کرده است،نوزادیست که دائم بهانه ی مادرش را می‌گیرد،پاییزیست بدون باران،گل دانیست بدون گل و نامه ایست بدون دست خط .چه بگویم؟از کدام بگویم؟از چشمان نمناک و بدون سویم که در انتظار دیدنِ رویت هستند یا از قلبم؟از قلبم گویم که مرا اسیر و درمانده کرده است.
نقطه
بخند،گوشه ی لباتو می بوسم.
بخواب،گوشه ی چشاتو می بوسم.
امروز،شهر پیچیده از بوی خوب!
عزیزِ من !
دیدنت برام عمر دوباره ای بود...
کاش به خودم اجازه می‌دادم بیشتر نگات کنم.
شبت به زیبایی چشات
جمعه هفت مهر چهارصد و دو
قسم خوردی بر ما که عاشق ترینی
تو یک جمعِ عاشق تو صادق ترینی
خودتم خوب میدونی با همه فرق داری برام.
گفته بودم هرشب تورو تو آسِمونم میبینمت
ولی وقتی پیرهنِ سفید تنت،ماهِ من رو زمین بود.
تا گفتم دلت کو؟
تو گفتی که دریاب
دلم برای تموم آدمایی که الان در دورترین نقطه از منن،تنگه.
آسمون آبی
سیمین غانم (به اشتباه با نام هایده مشهور شده است)
میتونم بارها و بارها گوش بدم و خسته نشم.
من به چشم های بی قرارِتو قول میدهم،ریشه هایِ ما به آب می رسد و ما دوباره سبز می شویم.