نقطه
42 subscribers
369 photos
28 videos
1 link
گاهی اوقات قلمم از نامه های خاک خورده تو گنجهء ذهنم حرف میزنه.

https://t.me/HarfChatBot?start=206167e2fd86
Download Telegram
ولی بارون همیشه روحمو جلا میده:)))
همدیگر را که دیدیم، بگذار «اشک هایمان» به‌جای ما دوتا حرف بزنند.
من فقط بوسیدمت، تو خودت شعر شدی باریدی.

شاملو
شبت به زیبایی چشات.
بیست و سه شهریور چهارصد و دو
سه و بیست و هفت
"زمانی دلتنگ میشوی و به دیدارم می آیی که دگر خروار خروار خاک قلبم را پوشانده است."
ما چوب قلب سادمون رو خوردیم.
«اگه باشی،سبزمیگذره عزیزِمن»
تو انقدر زیبایی گاهی اوقات شک میکنم تو دنیای واقعیم.
مایی که کسی رو نداریم بشینه پای حرفامون چی؟
غصه هامونو قورت میدیم.
شبت به زیبایی چشات
بیست و هشت شهریور چهارصد و دو
یک و بیست دو.
میدونی؟ زندگی خودش سخت هست، اما ما گاهی سخت ترش میکنیم.
به لبانت نگاه کردم؛ لبخندت را دیدم اما افسوسِ دوری‌ات را نه!
بزرگ شدن سخته.مخصوصا اگه تو ایران زندگی کنی.
ولی اونیکه تورو دوست داشته باشه و واسش مهم باشی،همیشه یه راهی پیدا میکنه که بهت پیام بده،زنگ بزنه،همیشه یه راهی پیدا میکنه که واست وقت بزاره.
همیشه چیز هایی رو که نداشتم بیشتر دوست داشتم، مثل تو که بسیار دوری، بسیار ندارمت...
تنِ من خاکِ منه
ساقه ی گندم تنِ تو.
"آبجی خیلی دوست دارم.خیلی خوبی."
چقدر نیاز داشتم این جمله رو بشنوم.انگار جونِ دوباره بهم دادی.آبجی عاشقته.میدونی؟
ما که از گوشه و کنارِ دنیا داریم زخم میخوریم؛شما دیگه چرا نمک می‌پاشین رو زخممون عزیزِ من؟
«تو رو مثلِ درخشش ماه تو تاریکیِ شب میبینم.»
من پناهنده ام به مرزهای تنت.