Forwarded from RegaPlus
غروب آخرین جمعهی تعطیلات، دلگیرتر از چیزی بود که باید.
گذشته، چیزی نیست که بتوانی هر روز صدایش کنی و زنده نگهش داری. گذشته هرچه دورتر، کمرنگتر؛ و هرچه کمرنگتر، تحملپذیرتر.
_سمفونی مردگان
_سمفونی مردگان
Forwarded from دیاستومی
خسته، سردرگم، بلاتکلیف و بیبغلم.