مراقبهای برای بهبود همدلی
ویلارگادا، لوین و هِیز
مترجم: علی فیضی
1. تصور کنید که یک درمانجو هستید که دارید به سمت کلینیک میرود تا در جلسۀ درمان شرکت کند. به نظر شما او در مسیر رسیدن به کلینیک چه خواهد دید، چه خواهد شنید؟ تصور کنید که او قبل از شروع درمان در اتاق انتظار چه طور خواهد نشست ؟
2. از دیدگاه او تصور کنید که چه افکار، احساسات و قضاوتهایی خواهد داشت؟
3س به ماهیت تاریخی این واکنشهای او دقت کنید. او این افکار، احساسات و قضاوتها را برای ماهها یا سالها و در موقعیتهای مختلفی داشته است.
4. علاوه بر افکار، احساسات و قضاوتها، ببینید که آیا میتوانید با حس آگاهی او که فراتر از محتوی رنج اوست ارتباط برقرار کنید؟
5. بعضی از هیجانها، افکار و قضاوتهایی را که قبلا دربارۀ درمانجوی خود داشتید را به یاد بیاورید (اگر این جلسۀ اول شما با یک درمانجو است دربارۀ مشکل حاضر او فکر کنید)
6ا مواقعی دیگر مثلا ماهها یا سالها پیش را به یاد بیاورید که افکار، احساسات و قضاوتهایی در موقعیتها یا مکانهای مختلف درمانی (شاید با درمانجویان متفاوت) داشتید و توجه کنید که آنها چگونه اینجا و در این لحظه پدیدار میشوند.
7. علاوه بر این احساسات، افکار و قضاوتها ببینید آیا میتوانید با حس آگاهی خودتان تماس برقرار کنید؛ شما فراتر از محتوی واکنشهایتان هستید.
8. حالا به زمانی فکر کنید که تصمیم گرفتید یک درمانگر بشوید. چه افکار و احساساتی دربارۀ درمانگر شدن داشتید؟ الان چه افکار و احساساتی دربارۀ درمانگر شدن دارید؟
9. اگر به پنج سال بعد منتقل بشوید دوست دارید این درمانجو از کار مشترکی که انجام میدهید چه سودی ببرد؟
10. حالا توجه خود را به این اتاق برگردانید. لحظهای به احساسات بدنی متفاوت خود دقت کنید... به صداهای مختلفی که میشنوید دقت کنید... و به چیزهای مختلفی که اطراف شما هستند توجه کنید.
#Deliberate_Practice
#تمرین_عامدانه
#Learning_ACT
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
ویلارگادا، لوین و هِیز
مترجم: علی فیضی
1. تصور کنید که یک درمانجو هستید که دارید به سمت کلینیک میرود تا در جلسۀ درمان شرکت کند. به نظر شما او در مسیر رسیدن به کلینیک چه خواهد دید، چه خواهد شنید؟ تصور کنید که او قبل از شروع درمان در اتاق انتظار چه طور خواهد نشست ؟
2. از دیدگاه او تصور کنید که چه افکار، احساسات و قضاوتهایی خواهد داشت؟
3س به ماهیت تاریخی این واکنشهای او دقت کنید. او این افکار، احساسات و قضاوتها را برای ماهها یا سالها و در موقعیتهای مختلفی داشته است.
4. علاوه بر افکار، احساسات و قضاوتها، ببینید که آیا میتوانید با حس آگاهی او که فراتر از محتوی رنج اوست ارتباط برقرار کنید؟
5. بعضی از هیجانها، افکار و قضاوتهایی را که قبلا دربارۀ درمانجوی خود داشتید را به یاد بیاورید (اگر این جلسۀ اول شما با یک درمانجو است دربارۀ مشکل حاضر او فکر کنید)
6ا مواقعی دیگر مثلا ماهها یا سالها پیش را به یاد بیاورید که افکار، احساسات و قضاوتهایی در موقعیتها یا مکانهای مختلف درمانی (شاید با درمانجویان متفاوت) داشتید و توجه کنید که آنها چگونه اینجا و در این لحظه پدیدار میشوند.
7. علاوه بر این احساسات، افکار و قضاوتها ببینید آیا میتوانید با حس آگاهی خودتان تماس برقرار کنید؛ شما فراتر از محتوی واکنشهایتان هستید.
8. حالا به زمانی فکر کنید که تصمیم گرفتید یک درمانگر بشوید. چه افکار و احساساتی دربارۀ درمانگر شدن داشتید؟ الان چه افکار و احساساتی دربارۀ درمانگر شدن دارید؟
9. اگر به پنج سال بعد منتقل بشوید دوست دارید این درمانجو از کار مشترکی که انجام میدهید چه سودی ببرد؟
10. حالا توجه خود را به این اتاق برگردانید. لحظهای به احساسات بدنی متفاوت خود دقت کنید... به صداهای مختلفی که میشنوید دقت کنید... و به چیزهای مختلفی که اطراف شما هستند توجه کنید.
#Deliberate_Practice
#تمرین_عامدانه
#Learning_ACT
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from عقل آبی | صدّیق قطبی
بعد از یک رنج بزرگ چه باید کرد؟
گاهی در زندگی شاهد رخدادی هستیم که میتوان نام آن را «رنج عظیم» نهاد. رنجی که به نظرمان میرسد به هیچروی زایلشدنی نیست و زندگی را ما را به دو بخش قبل و پس از خود تقسیم میکند. رنجی که هویت ما را دستخوش بحران میکند و بخشهایی از روح ما پس از آن برای همیشه خالی خواهد ماند. در چنین موقعیتی چه میتوان کرد؟
اول. امید به بهبود، التیام یا رهایی کامل را از خود دور کنیم. رنج اتفاقافتاده را به مثابه بخشی از هویت زندگی خویش ببینیم و چونان سرنوشتی که رسالت ما بر دوش کشیدن آن است. رنج، بخشی از وجود ما میشود و بهتر است برای این بخش وجودمان، میزبان خوبی باشیم. مهمانی نیست که با ترشرویی و ناخرسندی ما را ترک کند. قرار است که بماند، پس همان بهتر که موجودیت او را به رسمیت بشناسیم. گاهی امید به بهبود، ما را زخمدیدهتر میکند. پذیرش اینکه برخی جراحتها همیشه ماندگارند، بهتر سبب سازگاری میشود تا تصور اینکه روزی از شرّ آن خلاص خواهیم شد.
دوم. بکوشیم در عین رنج، وظایف خود را به خوبی انجام دهیم. هر چه در انجام وظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی کامیابتر عمل کنیم، احساس بهتری پیدا میکنیم و از خرسندی و معنای بیشتری بهرهمند میشویم. رنج عظیم پابرجاست، اما احساس رضایت ناشی از وفای به وظائف، دست زندگی را میگیرد تا به تمامی از سیر بازنمانَد.
سوم. اختصاص قدری از وقت و نیروی خود به امور عامالمنفعه و خدمات بیچشمداشتِ انسانی و اجتماعی، میتواند مایههایی از غنای درونی نصیبمان کند. چنان که عارفان میگفتند با پاک باختن و دادنِ بیعلت، و بخشش و دستگیری بیمزد و منت، چیزهایی دریافت میکنیم که قادرند خالیهای درونمان را چارهگر باشند. عشق نثارشده، شادی و لبخند قسمتشده و هر چه ما را شریک و غمخوارِ سرنوشت موجودی دیگر میکند، نوری نیرومند در ما میتاباند که میتوانیم به پشتگرمی آن و به رغمِ حضور «رنجِ عظیم»، همچنان به زندگی آری بگوییم.
چهار. خلق و ابداع هنری نیز چارهی دیگر است. هنر، کوشش ماست برای جهانافزایی و اذعان به اینکه آنچه هست، کافی نیست. در آفرینش هنری، پردههای تازهای بر در و پنجرهی جهان میآویزیم و بعد که به حاصل کار خود مینگریم و میبینیم که مزههای نو و نابی آفریدهایم، احساس بودن میکنیم. احساس میکنیم که هنوز و به رغم آن رنج عظیم، زندهایم؛ چرا که توانستهایم با خرج کردن از جان خود، مشعلی برافروزیم.
پنج. دیدار دوستان، آنهم دوستانی که از «اندرز و نصیحت» و «داوری و طعن زدن» پیراستهاند و تنها دلهای زلال و هواهای معطر دوستی را با تو قسمت میکنند، یاور دیگری است. دوستانی که به رنج عظیم تو احترام میگذارند و تنها با حضور و دوستیشان به قایقِ کوچک و تنهای وجود تو که در سیاهی قیرگونِ دریا رها شده، علامت میدهند که تنها نیست و چه بسیار قایقهای کوچکِ تنهای دیگر، که در این دریا شناورند. دوستانی که هیچ وظیفهای در قبال تو ندارند جز اینکه بگویند ما نیز در این زندگی هستیم، همچون تو، بیسلاح در برابر سرنوشت و آشنا با اقلیم درد. کریستین بوبن میگفت: «دوست داشتن هر کس، با خبر کردن او از روح خودش است.»
✍️ صدیق قطبی
@sedigh_63
گاهی در زندگی شاهد رخدادی هستیم که میتوان نام آن را «رنج عظیم» نهاد. رنجی که به نظرمان میرسد به هیچروی زایلشدنی نیست و زندگی را ما را به دو بخش قبل و پس از خود تقسیم میکند. رنجی که هویت ما را دستخوش بحران میکند و بخشهایی از روح ما پس از آن برای همیشه خالی خواهد ماند. در چنین موقعیتی چه میتوان کرد؟
اول. امید به بهبود، التیام یا رهایی کامل را از خود دور کنیم. رنج اتفاقافتاده را به مثابه بخشی از هویت زندگی خویش ببینیم و چونان سرنوشتی که رسالت ما بر دوش کشیدن آن است. رنج، بخشی از وجود ما میشود و بهتر است برای این بخش وجودمان، میزبان خوبی باشیم. مهمانی نیست که با ترشرویی و ناخرسندی ما را ترک کند. قرار است که بماند، پس همان بهتر که موجودیت او را به رسمیت بشناسیم. گاهی امید به بهبود، ما را زخمدیدهتر میکند. پذیرش اینکه برخی جراحتها همیشه ماندگارند، بهتر سبب سازگاری میشود تا تصور اینکه روزی از شرّ آن خلاص خواهیم شد.
دوم. بکوشیم در عین رنج، وظایف خود را به خوبی انجام دهیم. هر چه در انجام وظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی کامیابتر عمل کنیم، احساس بهتری پیدا میکنیم و از خرسندی و معنای بیشتری بهرهمند میشویم. رنج عظیم پابرجاست، اما احساس رضایت ناشی از وفای به وظائف، دست زندگی را میگیرد تا به تمامی از سیر بازنمانَد.
سوم. اختصاص قدری از وقت و نیروی خود به امور عامالمنفعه و خدمات بیچشمداشتِ انسانی و اجتماعی، میتواند مایههایی از غنای درونی نصیبمان کند. چنان که عارفان میگفتند با پاک باختن و دادنِ بیعلت، و بخشش و دستگیری بیمزد و منت، چیزهایی دریافت میکنیم که قادرند خالیهای درونمان را چارهگر باشند. عشق نثارشده، شادی و لبخند قسمتشده و هر چه ما را شریک و غمخوارِ سرنوشت موجودی دیگر میکند، نوری نیرومند در ما میتاباند که میتوانیم به پشتگرمی آن و به رغمِ حضور «رنجِ عظیم»، همچنان به زندگی آری بگوییم.
چهار. خلق و ابداع هنری نیز چارهی دیگر است. هنر، کوشش ماست برای جهانافزایی و اذعان به اینکه آنچه هست، کافی نیست. در آفرینش هنری، پردههای تازهای بر در و پنجرهی جهان میآویزیم و بعد که به حاصل کار خود مینگریم و میبینیم که مزههای نو و نابی آفریدهایم، احساس بودن میکنیم. احساس میکنیم که هنوز و به رغم آن رنج عظیم، زندهایم؛ چرا که توانستهایم با خرج کردن از جان خود، مشعلی برافروزیم.
پنج. دیدار دوستان، آنهم دوستانی که از «اندرز و نصیحت» و «داوری و طعن زدن» پیراستهاند و تنها دلهای زلال و هواهای معطر دوستی را با تو قسمت میکنند، یاور دیگری است. دوستانی که به رنج عظیم تو احترام میگذارند و تنها با حضور و دوستیشان به قایقِ کوچک و تنهای وجود تو که در سیاهی قیرگونِ دریا رها شده، علامت میدهند که تنها نیست و چه بسیار قایقهای کوچکِ تنهای دیگر، که در این دریا شناورند. دوستانی که هیچ وظیفهای در قبال تو ندارند جز اینکه بگویند ما نیز در این زندگی هستیم، همچون تو، بیسلاح در برابر سرنوشت و آشنا با اقلیم درد. کریستین بوبن میگفت: «دوست داشتن هر کس، با خبر کردن او از روح خودش است.»
✍️ صدیق قطبی
@sedigh_63
Forwarded from عکس نگار
روزی را به شب رساندهام. روزی دیگر از روزهایی که زندگی را میسازند. روزهایی برای زیستن. من عاشق این روزهایم که به رایگان هدیه گرفتهام. روزهایی برای بازی، برای شگفتی، برای جستن یا نجستن، برای خواستن، برای به یاد آوردن یا از یاد بردن. به هر روی روزها مهماند، روزهایی که ارزشمندیشان ریشه در یگانه بودنشان دارند، در شکنندگی و استحکام جداییناپذیرشان.
با خود در نجوایم که این روزها را فراموش نکن و خاصه این روز را، روزی که تو را آنچنان که هستی نگاه میدارد، همچون مادری که نوزادش را به آغوش میکشد؛ نوزادی که نفس نفس میزند اما نیرومند است، صورتی و لاغر و کامل است؛ بینقص نیست اما به خاطر همین نقصها دوست داشته میشود.
اگر تنها یک روز بیشتر به رایگان به من هدیه شده است؛ میپذیرم همین امروز باشد و به خود اجازه میدهم تا همانطور دوستش بدارم که دوستم داشته است.
جف فوستر
با ترجمهای آزاد از علی فیضی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
با خود در نجوایم که این روزها را فراموش نکن و خاصه این روز را، روزی که تو را آنچنان که هستی نگاه میدارد، همچون مادری که نوزادش را به آغوش میکشد؛ نوزادی که نفس نفس میزند اما نیرومند است، صورتی و لاغر و کامل است؛ بینقص نیست اما به خاطر همین نقصها دوست داشته میشود.
اگر تنها یک روز بیشتر به رایگان به من هدیه شده است؛ میپذیرم همین امروز باشد و به خود اجازه میدهم تا همانطور دوستش بدارم که دوستم داشته است.
جف فوستر
با ترجمهای آزاد از علی فیضی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
دوست من اگر مدتهاست با افکار، احساسات یا خاطرات دردناکی درگیری
اگر تلاش کردهای آنها را نادیده بگیری یا انکارشان کنی
اگر تلاش کردهای با دارو یا یا مراقبه از دست آنها خلاص شوی
همه کاری کردهای
جز آن که:
در حضور ایشان، هیچ کاری انجام ندهی
و از این عدم تقلا هیچ انتظاری نداشته باشی
#بهوشیاری
#پذیرش
#ذهن_خردمند
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
اگر تلاش کردهای آنها را نادیده بگیری یا انکارشان کنی
اگر تلاش کردهای با دارو یا یا مراقبه از دست آنها خلاص شوی
همه کاری کردهای
جز آن که:
در حضور ایشان، هیچ کاری انجام ندهی
و از این عدم تقلا هیچ انتظاری نداشته باشی
#بهوشیاری
#پذیرش
#ذهن_خردمند
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
آیا از نبردهای بیپایان درونیات به تنگ آمدهای و آرزوی صلح و رهایی داری؟
اگر چنین است دوست من، بهوش باش که:
صلح را به یک هدف تبدیل نکنی
قبای تنگ هدف را به تن رهایی نپوشانی
پذیرش را تبدیل به یک هدف نسازی
لذت و خوشنودی را همچون هدف در نظر نگیری
روشنایی یافتن و یا حتی شفا یافتن را هدف خویش نپنداری
بهوش باش که
هر هدفی میتواند تو را اسیر خود کند
جف فوستر
(با ترجمهای آزاد از علی فیضی)
#بهوشیاری
#ذهن_خردمند
#پذیرش
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
اگر چنین است دوست من، بهوش باش که:
صلح را به یک هدف تبدیل نکنی
قبای تنگ هدف را به تن رهایی نپوشانی
پذیرش را تبدیل به یک هدف نسازی
لذت و خوشنودی را همچون هدف در نظر نگیری
روشنایی یافتن و یا حتی شفا یافتن را هدف خویش نپنداری
بهوش باش که
هر هدفی میتواند تو را اسیر خود کند
جف فوستر
(با ترجمهای آزاد از علی فیضی)
#بهوشیاری
#ذهن_خردمند
#پذیرش
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from مشاوره زندگی
✅ تمرین عامدانه: راهنماییهایی برای درمانگران تازهکار»
نخستین مطلب از سلسله مقالات تمرین عامدانه: مسیری مطمئن برای مهارتآموزی در رواندرمانی
ضرورت کسب مهارت در رواندرمانی و مشاوره بر کسانی که این روشها را میآموزند یا به کار میبرند پوشیده نیست. در دهههای گذشته و در مسیر رسیدن به این هدف اساسی، شیوههای رایجی همچون کارگاه آموزشی یا نظارت بالینی (سوپرویژن) مورد استقبال جامعه جهانی رواندرمانی قرار گرفت؛ اما متاسفانه این رواج همراه با شواهد تایید کننده قدرتمندی همراه نبوده است. با روشن شدن این حقیقت ناگوار، برخی پژوهشگران رواندرمانی (در طول 5 سال گذشته) برای روشن ساختن راه و رسم خبرگی در رواندرمانی دست به فرضیه آزمایی زدهاند. در نتیجۀ این مطالعات، آنچه محققان دریافتهاند این است که شیوۀ خاصی برای مهارتآموزی به نام «تمرین عامدانه» آیندۀ نویدبخشی برای تحکیم مهارتهای ساده تا پیشرفتۀ رواندرمانی دارد. مرکز مشاورۀ زندگی با افتخار اعلام میکند با انتشار مطالبی در این باره، همچون گذشته سعی خواهد کرد تا به رشد و اعتلای ارائۀ خدمات روانشناسی در سطح عمومی و تخصصی یاری رساند. به این منظور در سایت اینترنتی مرکز ، بخش خاصی به تعریف و آموزش تمرین عامدانه در رواندرمانی و مشاوره اختصاص یافته است (www.mrmz.ir/TA).
در اولین گام و با بخش اول از مقالۀ «تمرین عامدانه: راهنماییهایی برای درمانگران تازهکار» با ما همراه شوید.
http://www.mrmz.ir/TA/تمرین-عامدانه-راهنماییهایی-برای-درمانگران-تازهکار
(این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناختی و مشاورۀ #زندگی ترجمه شده است)
دکتر تونی رومنیر
مترجم: علی فیضی
https://t.me/mrmz_ravanshenasan
#تمرین_عامدانه
نخستین مطلب از سلسله مقالات تمرین عامدانه: مسیری مطمئن برای مهارتآموزی در رواندرمانی
ضرورت کسب مهارت در رواندرمانی و مشاوره بر کسانی که این روشها را میآموزند یا به کار میبرند پوشیده نیست. در دهههای گذشته و در مسیر رسیدن به این هدف اساسی، شیوههای رایجی همچون کارگاه آموزشی یا نظارت بالینی (سوپرویژن) مورد استقبال جامعه جهانی رواندرمانی قرار گرفت؛ اما متاسفانه این رواج همراه با شواهد تایید کننده قدرتمندی همراه نبوده است. با روشن شدن این حقیقت ناگوار، برخی پژوهشگران رواندرمانی (در طول 5 سال گذشته) برای روشن ساختن راه و رسم خبرگی در رواندرمانی دست به فرضیه آزمایی زدهاند. در نتیجۀ این مطالعات، آنچه محققان دریافتهاند این است که شیوۀ خاصی برای مهارتآموزی به نام «تمرین عامدانه» آیندۀ نویدبخشی برای تحکیم مهارتهای ساده تا پیشرفتۀ رواندرمانی دارد. مرکز مشاورۀ زندگی با افتخار اعلام میکند با انتشار مطالبی در این باره، همچون گذشته سعی خواهد کرد تا به رشد و اعتلای ارائۀ خدمات روانشناسی در سطح عمومی و تخصصی یاری رساند. به این منظور در سایت اینترنتی مرکز ، بخش خاصی به تعریف و آموزش تمرین عامدانه در رواندرمانی و مشاوره اختصاص یافته است (www.mrmz.ir/TA).
در اولین گام و با بخش اول از مقالۀ «تمرین عامدانه: راهنماییهایی برای درمانگران تازهکار» با ما همراه شوید.
http://www.mrmz.ir/TA/تمرین-عامدانه-راهنماییهایی-برای-درمانگران-تازهکار
(این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناختی و مشاورۀ #زندگی ترجمه شده است)
دکتر تونی رومنیر
مترجم: علی فیضی
https://t.me/mrmz_ravanshenasan
#تمرین_عامدانه
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
Video
فكر بغيرك
وأنتَ تُعِدُّ فطورك، فكِّر بغيركَ
لا تَنْسَ قوتَ الحمام
وأنتَ تخوضُ حروبكَ، فكِّر بغيركَ
لا تنس مَنْ يطلبون السلام
وأنتَ تسدد فاتورةَ الماء، فكِّر بغيركَ
مَنْ يرضَعُون الغمامٍ
وأنتَ تعودُ إلى البيت، بيتكَ، فكِّر بغيركَ
لا تنس شعب الخيامْ
وأنت تنام وتُحصي الكواكبَ، فكِّر بغيركَ
ثمّةَ مَنْ لم يجد حيّزاً للمنام
وأنت تحرّر نفسك بالاستعارات، فكِّر بغيركَ
مَنْ فقدوا حقَّهم في الكلام
وأنت تفكر بالآخرين البعيدين، فكِّر بنفسك
قُلْ: ليتني شمعةُ في الظلام
.هنگامی که صبحانهت را حاضر میکنی، به دیگران فکر کن
(فراموش نکن به کبوتران غذا بدهی)
هنگامی که به جنگ میروی، به دیگران فکر کن
(فراموش نکن آنهایی را که صلح میخواهند)
هنگامی که قبض آب را پرداخت میکنی، به دیگران فکر کن
(به آنهایی که تنها ابرها را دارند که از آنها بنوشند)
هنگامی که به خانه بر میگردی، به خانۀ خودت، به دیگران فکر کن
(فراموش نکن آنهایی را که در چادرها زندگی میکنند)
هنگامی که به خواب میروی و ستارهها را میشماری، به دیگران فکر کن
(مردمی هستند که هیچ جایی برای خواب ندارند)
هنگامی که وجودت را با استعارات آزادی میبخشی، به دیگران فکر کن
(کسانی که حق صحبت کردن از آنها گرفته شده است)
هنگامی که به تمامیِ دیگرانِ دور فکر میکنی، در خویش درنگ کن
(و بگو: ای کاش شمعی بوده باشم در تاریکی)
وأنتَ تُعِدُّ فطورك، فكِّر بغيركَ
لا تَنْسَ قوتَ الحمام
وأنتَ تخوضُ حروبكَ، فكِّر بغيركَ
لا تنس مَنْ يطلبون السلام
وأنتَ تسدد فاتورةَ الماء، فكِّر بغيركَ
مَنْ يرضَعُون الغمامٍ
وأنتَ تعودُ إلى البيت، بيتكَ، فكِّر بغيركَ
لا تنس شعب الخيامْ
وأنت تنام وتُحصي الكواكبَ، فكِّر بغيركَ
ثمّةَ مَنْ لم يجد حيّزاً للمنام
وأنت تحرّر نفسك بالاستعارات، فكِّر بغيركَ
مَنْ فقدوا حقَّهم في الكلام
وأنت تفكر بالآخرين البعيدين، فكِّر بنفسك
قُلْ: ليتني شمعةُ في الظلام
.هنگامی که صبحانهت را حاضر میکنی، به دیگران فکر کن
(فراموش نکن به کبوتران غذا بدهی)
هنگامی که به جنگ میروی، به دیگران فکر کن
(فراموش نکن آنهایی را که صلح میخواهند)
هنگامی که قبض آب را پرداخت میکنی، به دیگران فکر کن
(به آنهایی که تنها ابرها را دارند که از آنها بنوشند)
هنگامی که به خانه بر میگردی، به خانۀ خودت، به دیگران فکر کن
(فراموش نکن آنهایی را که در چادرها زندگی میکنند)
هنگامی که به خواب میروی و ستارهها را میشماری، به دیگران فکر کن
(مردمی هستند که هیچ جایی برای خواب ندارند)
هنگامی که وجودت را با استعارات آزادی میبخشی، به دیگران فکر کن
(کسانی که حق صحبت کردن از آنها گرفته شده است)
هنگامی که به تمامیِ دیگرانِ دور فکر میکنی، در خویش درنگ کن
(و بگو: ای کاش شمعی بوده باشم در تاریکی)
Forwarded from روانپزشکی پویاییشناختی
⬛️ هشدار دربارهی انتشار فیلم حملات تروریستی نیوزیلند
🔴 نه فیلم را ببینید و نه به اشتراک بگذارید!
⬛️ متأسفانه اخبار امروز حاکی از یک حملهی #تروریستی فاجعهبار به دو مسجد در #نیوزیلند بود که منجر به مرگ و جراحت تعداد زیادی از افراد شده است.
⬛️ فرد #تروریست به طور زنده فیلم این اقدام غیرانسانی را در #اینترنت منتشر کرده است.
⬛️ خوشبختانه، شبکههای اجتماعی مانند #فیسبوک و #اینستاگرام بلافاصله اقدام به حذف این فیلمها و پیامهای حمایتآمیز از این حمله کردهاند.
⬛️ متأسفانه و با شگفتی بسیار، برخی کانالهای خبری و از جمله در ایران، این فیلم را بازنشر کردهاند و این فیلمها همچنان در این کانالها در دسترس است.
⬛️ از مدیران این شبکهها و کانالهای خبری درخواست میشود از انتشار این فیلم خودداری کنند.
⬛️ از سایر افراد هم خواسته میشود از دیدن و بازنشر این فیلمها خودداری کنند و در صورتی که در شبکههای اجتماعی (مانند فیسبوک و اینستاگرام) به آن برخوردند، آن را گزارش کنند.
⬛️ امیدوارم رسانهها و شبکههای خبری کشورمان با تدوین سیاستهای مشخص و حرفهای در خصوص انتشار تصاویر و اخبار مرتبط با این اتفاقات، حساسیتهای بیشتری در این موارد داشته باشند.
⬛️ مشاهدهی اخبار و گزارشهای خبری شبکههای حرفهای و بین المللی میتواند نمونههایی از انعکاس خبری مسؤولانه و همراه با حساسیت در چنین مواردی به دست بدهد.
٢۴ اسفند ١٣٩٧
👤 #سامان_توکلی
روانپزشک
.
🔴 نه فیلم را ببینید و نه به اشتراک بگذارید!
⬛️ متأسفانه اخبار امروز حاکی از یک حملهی #تروریستی فاجعهبار به دو مسجد در #نیوزیلند بود که منجر به مرگ و جراحت تعداد زیادی از افراد شده است.
⬛️ فرد #تروریست به طور زنده فیلم این اقدام غیرانسانی را در #اینترنت منتشر کرده است.
⬛️ خوشبختانه، شبکههای اجتماعی مانند #فیسبوک و #اینستاگرام بلافاصله اقدام به حذف این فیلمها و پیامهای حمایتآمیز از این حمله کردهاند.
⬛️ متأسفانه و با شگفتی بسیار، برخی کانالهای خبری و از جمله در ایران، این فیلم را بازنشر کردهاند و این فیلمها همچنان در این کانالها در دسترس است.
⬛️ از مدیران این شبکهها و کانالهای خبری درخواست میشود از انتشار این فیلم خودداری کنند.
⬛️ از سایر افراد هم خواسته میشود از دیدن و بازنشر این فیلمها خودداری کنند و در صورتی که در شبکههای اجتماعی (مانند فیسبوک و اینستاگرام) به آن برخوردند، آن را گزارش کنند.
⬛️ امیدوارم رسانهها و شبکههای خبری کشورمان با تدوین سیاستهای مشخص و حرفهای در خصوص انتشار تصاویر و اخبار مرتبط با این اتفاقات، حساسیتهای بیشتری در این موارد داشته باشند.
⬛️ مشاهدهی اخبار و گزارشهای خبری شبکههای حرفهای و بین المللی میتواند نمونههایی از انعکاس خبری مسؤولانه و همراه با حساسیت در چنین مواردی به دست بدهد.
٢۴ اسفند ١٣٩٧
👤 #سامان_توکلی
روانپزشک
.
Forwarded from مشاوره زندگی
پرسش و پاسخ با جان فردریکسون (1):
وقتی درمانجو میگوید: نمیتوانم با خودم مشفق باشم
مقدمه: جان فردریکسون خوشبختانه نیاز چندانی به معرفی ندارد. آموزگار برجسته و پرکار رواندرمانی پویشی فشردۀ کوتاهمدت که دو کتاب آخر او (همآفرینی تغییر و دروغهایی که به خود میگوییم) به فارسی ترجمه شده است و بسیاری از علاقهمندان به رواندرمانی در ایران، با او به خوبی آشنایند. فردریکسون از سالها پیش صفحهای در فیسبوک دارد و فعالانه به پرسشهای علاقهمندان به رواندرمانی پاسخ میدهد و ایشان را در بهبود کارشان یاری میدهد. این مطالب آنقدر به نظرم مفید و غنی رسید که حیفم آمد از دسترس بسیاری از علاقهمندان به رواندرمانی در ایران دور بماند. با او تماس گرفتم و برای ترجمۀ این مطالب اجازه خواستم. فردریکسون به مهربانی پاسخ مثبت داد و به تلاش در این مهم ترغیبم کرد. درخواست او فقط این بود که در ترجمۀ این راهنماییها منبع آن را ذکر کنم. به این ترتیب امیدوارم که گام به گام و با سرعتی مناسب این منابع ارزشمند آموزش رواندرمانی را ترجمه کنم.آنچه در ادامه میآید گام اول در این مسیر است:
http://www.mrmz.ir/TA/پرسش-و-پاسخ-با-جان-فردریکسون-1
(این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره #زندگی تهیه شده است)
جان فردریکسون
مترجم: علی فیضی
#رواندرمانگر_ممتاز
#تمرین_عامدانه
https://t.me/mrmz_ravanshenasan
وقتی درمانجو میگوید: نمیتوانم با خودم مشفق باشم
مقدمه: جان فردریکسون خوشبختانه نیاز چندانی به معرفی ندارد. آموزگار برجسته و پرکار رواندرمانی پویشی فشردۀ کوتاهمدت که دو کتاب آخر او (همآفرینی تغییر و دروغهایی که به خود میگوییم) به فارسی ترجمه شده است و بسیاری از علاقهمندان به رواندرمانی در ایران، با او به خوبی آشنایند. فردریکسون از سالها پیش صفحهای در فیسبوک دارد و فعالانه به پرسشهای علاقهمندان به رواندرمانی پاسخ میدهد و ایشان را در بهبود کارشان یاری میدهد. این مطالب آنقدر به نظرم مفید و غنی رسید که حیفم آمد از دسترس بسیاری از علاقهمندان به رواندرمانی در ایران دور بماند. با او تماس گرفتم و برای ترجمۀ این مطالب اجازه خواستم. فردریکسون به مهربانی پاسخ مثبت داد و به تلاش در این مهم ترغیبم کرد. درخواست او فقط این بود که در ترجمۀ این راهنماییها منبع آن را ذکر کنم. به این ترتیب امیدوارم که گام به گام و با سرعتی مناسب این منابع ارزشمند آموزش رواندرمانی را ترجمه کنم.آنچه در ادامه میآید گام اول در این مسیر است:
http://www.mrmz.ir/TA/پرسش-و-پاسخ-با-جان-فردریکسون-1
(این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره #زندگی تهیه شده است)
جان فردریکسون
مترجم: علی فیضی
#رواندرمانگر_ممتاز
#تمرین_عامدانه
https://t.me/mrmz_ravanshenasan
مرکز مشاوره زندگی (مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی)
پرسش و پاسخ با جان فردریکسون (1)
پرسش و پاسخ با جان فردریکسون
(1)
وقتی درمانجو میگوید: نمیتوانم با خودم مشفق باشم
جان فردریسکون
مقدمه: جان فردریکسون خوشبختانه نیاز چندانی به معرفی ندارد. آموزگار برجسته و...
(1)
وقتی درمانجو میگوید: نمیتوانم با خودم مشفق باشم
جان فردریسکون
مقدمه: جان فردریکسون خوشبختانه نیاز چندانی به معرفی ندارد. آموزگار برجسته و...
Forwarded from عکس نگار
مثلث تغییر، نقشه و ابزار مهمی برای توضیح این نکته است که چگونه در مواجهه با چالشهای زندگی، میتوانیم به سلامت هیجانی دست بیاییم و آن را حفظ کنیم. اگر برای مواجه شدن با هیجانات سهمگین، دارای مهارتها و حمایتهای لازم نباشیم، ذهن ارتباط با هیجانات بنیادین را قطع میکند تا از ما در برابر درد محافظت کند.
Hillary Jacobs Hendel
پ.ن: علاقهمندان به رویکردهای موج سوم رفتاردرمانی به راحتی میتوانند مفاهیم پذیرش/اجتناب از تجربه و بهوشیاری را در این توضیحِ تصویر مثلث تغییر شناسایی کنند. اگر تفاوتهای نظری را نادیده بگیریم، نکتۀ مشترک اساسی تکنیکی بین رویکردهای موج سومی و رواندرمانی پویشی فشردۀ کوتاهمدت، راهبردی است که برای سلامت روانی پیشنهاد میشود؛ این راهبرد مشترک دو مولفه دارد: اول بهوش بودن از راهبردهایی که برای اجتناب از هیجانات بنیادی (این پیامرسانان صادق واقعیت) به کار میبریم و هزینههایی که بردوشمان میگذارند و دوم شفقت به خود به شکل رها کردن راهبردهای ناسازگار مواجهه با هیجانات –و- گشودن آغوش به روی هیجانات و تجربه کردن عمیق آنها. این شیوۀ متحولکنندۀ صلح با خود راه را برای پاسخ دادن به این سوال اساسی باز میکند: میخواهم در این فرصت کوتاه زندگی چگونه انسانی باشم؟
علی فیضی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Hillary Jacobs Hendel
پ.ن: علاقهمندان به رویکردهای موج سوم رفتاردرمانی به راحتی میتوانند مفاهیم پذیرش/اجتناب از تجربه و بهوشیاری را در این توضیحِ تصویر مثلث تغییر شناسایی کنند. اگر تفاوتهای نظری را نادیده بگیریم، نکتۀ مشترک اساسی تکنیکی بین رویکردهای موج سومی و رواندرمانی پویشی فشردۀ کوتاهمدت، راهبردی است که برای سلامت روانی پیشنهاد میشود؛ این راهبرد مشترک دو مولفه دارد: اول بهوش بودن از راهبردهایی که برای اجتناب از هیجانات بنیادی (این پیامرسانان صادق واقعیت) به کار میبریم و هزینههایی که بردوشمان میگذارند و دوم شفقت به خود به شکل رها کردن راهبردهای ناسازگار مواجهه با هیجانات –و- گشودن آغوش به روی هیجانات و تجربه کردن عمیق آنها. این شیوۀ متحولکنندۀ صلح با خود راه را برای پاسخ دادن به این سوال اساسی باز میکند: میخواهم در این فرصت کوتاه زندگی چگونه انسانی باشم؟
علی فیضی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from حقوق حیوانات در ایران
#حیوانات درکی از صدای انفجارهادر #چهارشنبه_سوری ندارند،در آن شب صدماتی چون سکته قلبی،تشنج و مرگ پیش روی آنها است، مطابق نیاکانمان جشن بگیریم
هر انتشار یک فرهنگسازی
@iranian_animal_rights
هر انتشار یک فرهنگسازی
@iranian_animal_rights
Forwarded from مرتضی مردیها
🔶🗞 به یُمنِ نوروز
مرتضی مردیها
سالی که در روزهای پایانی آن هستیم، به دلایلی که همه میدانند، تنگنای بیشتری بر معیشت مردم تحمیل کرد. ضربالمثلی محلی میگوید چه باران بیاید و چه برف، فشار و فروپاشی نصیب کلوخ است؛ که اشارهای است به آسیبپذیری بیشترِ بینوایان و آنان که از سازوبرگ زندگی بهرهای کمتر دارند، در هنگامۀ مشکلات و مصائب. باوجوداین، آنچه پیش آمد فقط لایههای پاییندست را در چنبره خود نفشرد. نهفقط به این سبب که بخش مهمی از لایههای میانی و بالا هم چون رونق کسب و کارشان افت کرد از آنچه پیش آمد ملول شدند، بلکه چون فارغ از تنگی معیشت و افول کاروبار، این وضعیت زرد یا قرمز، با افزودن ملالتهای ملی و مبهمتر کردن افق آرزوهای فرهنگی و تمدنی، کام همه، ازجمله کامکاران را هم، تلخ کرد.
حال با همه این اوصاف ما را چه میباید؟ اینکه زانوی غم در بغل گیریم و خونابۀ حسرت خوریم؟ اگر چنین کنیم بازی را به زمانه باختهایم. این خطای رایجی است که گمان بریم برای نشان دادن اینکه مخالف بدیها هستیم، باید از صبح تا شام هوشیارانه در رصد باشیم، و انگشت در خللها بگذاریم و دژم باشیم و عرض اعتراض کنیم، و درِ شادی را ببندیم مبادا دچار عذاب وجدان شویم.
سهم آدمی از نشاط محدود است، و سهم ما در این زمانه محدودتر. اقتضای این آن نیست که تهماندۀ این سفره را هم درهم پیچیم و همه را یکجا به حریف وانهیم. ازقضا چونکه زمانه بر مراد نیست و کامکاریِ انبوه نصیب نمیکند، بهتر است بر خردهشادیها بیش مواظبت کنیم. به باور من، نوروز را برای همین تدبیر کردهاند. تا در میانۀ ساعتهای دروس سخت تاریخ، اعلامِ زنگ تفریح کنیم. حتی اگر انگیزهها و اسباب طرب چنان که باید مهیا نیست، باری، کامشادی را تمرین و تظاهر کنیم. شادی جز احساسِ شادی و اظهار آن نیست، از هیچیک از این دو شرم نکنیم. بهویژه از دومی، که اظهار شادمانی ایجاد شادمانیِ بیشتر است.
برخی بر این طعنه میزنند که برای ماهی مملکت در کما رفت! اگر اخبار این است که هست، لابد یکماه تعطیل یعنی اندکی خلاف کمتر. از چه میهراسیم؟ وانگهی، ما برای کار به این دنیا نیامدهایم. برای بهجت و سرور اینجاییم؛ تولید، توزیع و مصرف آن. کار و سیاست و مبارزه و اخلاق همه برای این، وجه ابزاری دارد. مقصد را نمیتوان در پای ابزار فروکشت.
به یمن نوروز رخت خود را نو کنیم؛ با تبسم آشتی نماییم و او را به مجلس منحنیهای درهمرفته قیافههای اخمو و قلبهای غمگین میهمان کنیم. اگر زیان دیدیم باکی نیست، از فردای فروردین دوباره اخم و غم و اخبار و انتقاد و اعتراض را از نو در آغوش میفشاریم و رسالت خود بازمیگزاریم. اصلاً گمان بریم این فرجهای است تا با توانی تمامتر دوباره به برشمردن علیالدوام سختیها و سیاهیها و فریاد دادخواهی و محاکمه بازآییم. تا آن زمانکه چند روزی بیش نیست، روزۀ شادی و بیخیالی را بشکنیم و جشن نوروز را همچو عید فطر افطار کنیم. واگویۀ هزاربارۀ خرابیهایی که همه میدانیم و بازگفتش چیزی از آن نمیکاهد را نقل محافل عید نکنیم. اگر سرگرمی است، بدیل بهتری هست، و اگر تلقین حس مبارزه و مسئولیت است، کمی کافی است؛ بهجای اینها فراغت کنیم و شادمانی.
کاستی البته فراوان است؛ ولی ما هم گاهی در میزان آن اغراق میکنیم. همین مقدار از اسباب طرب هم که، گاه بهرغم همت بزرگان، برای بیشترینۀ مردم هست، هرچند بهقدر کافی نیست اما به اندازۀ لازم هست. به گمانمن، مادامی که صدای گلوله نیست و نانی بر سفره هست بهانه برای شادی هست. بیایید بهرغم شرارتها و نابخردیها، با همین نواله مختصری که بر سفرههای بسیط ما هست بساط کنیم، و شعلۀ فروخفته در خاکستر را دوباره به رقص آوریم.
به بهانۀ نوروز با امید و آرزو آشتی کنیم و از قناعتپیشگیِ طربناک حصاری در برابر کسریها بسازیم. اینکه ما شایستۀ بیش از اینیم شکی نیست؛ اینکه بسا حقها و سهمها که به جور از مردم دریغ شده است شکی نیست؛ باری، نو شدن نوروزی، بهرغم همه اینها، نشان رندی و زیرکی است.
نیز از سهم شادی خود، هرقدر هم کم، حصهای در دامن دیگران بگذاریم. بهسازی و برخورداری را بالکل به احقاق سیاسی حقوق واننهیم. ممکن است دیر دست دهد. تا آن زمان، کمی از مشکل را با توزیع مهربانی و لذت جبران کنیم؛ به یُمنِ نوروز.
🖌پینوشت:
اینمتن را به روزنامۀ شرق سپرده بودم که امروز منتشر شد، ولی با تحریف و خیانت در امانت. برخی مدیران مطبوعاتی ما در غش در معامله چیزی از ..... کم ندارند.
✅@mardihamorteza
مرتضی مردیها
سالی که در روزهای پایانی آن هستیم، به دلایلی که همه میدانند، تنگنای بیشتری بر معیشت مردم تحمیل کرد. ضربالمثلی محلی میگوید چه باران بیاید و چه برف، فشار و فروپاشی نصیب کلوخ است؛ که اشارهای است به آسیبپذیری بیشترِ بینوایان و آنان که از سازوبرگ زندگی بهرهای کمتر دارند، در هنگامۀ مشکلات و مصائب. باوجوداین، آنچه پیش آمد فقط لایههای پاییندست را در چنبره خود نفشرد. نهفقط به این سبب که بخش مهمی از لایههای میانی و بالا هم چون رونق کسب و کارشان افت کرد از آنچه پیش آمد ملول شدند، بلکه چون فارغ از تنگی معیشت و افول کاروبار، این وضعیت زرد یا قرمز، با افزودن ملالتهای ملی و مبهمتر کردن افق آرزوهای فرهنگی و تمدنی، کام همه، ازجمله کامکاران را هم، تلخ کرد.
حال با همه این اوصاف ما را چه میباید؟ اینکه زانوی غم در بغل گیریم و خونابۀ حسرت خوریم؟ اگر چنین کنیم بازی را به زمانه باختهایم. این خطای رایجی است که گمان بریم برای نشان دادن اینکه مخالف بدیها هستیم، باید از صبح تا شام هوشیارانه در رصد باشیم، و انگشت در خللها بگذاریم و دژم باشیم و عرض اعتراض کنیم، و درِ شادی را ببندیم مبادا دچار عذاب وجدان شویم.
سهم آدمی از نشاط محدود است، و سهم ما در این زمانه محدودتر. اقتضای این آن نیست که تهماندۀ این سفره را هم درهم پیچیم و همه را یکجا به حریف وانهیم. ازقضا چونکه زمانه بر مراد نیست و کامکاریِ انبوه نصیب نمیکند، بهتر است بر خردهشادیها بیش مواظبت کنیم. به باور من، نوروز را برای همین تدبیر کردهاند. تا در میانۀ ساعتهای دروس سخت تاریخ، اعلامِ زنگ تفریح کنیم. حتی اگر انگیزهها و اسباب طرب چنان که باید مهیا نیست، باری، کامشادی را تمرین و تظاهر کنیم. شادی جز احساسِ شادی و اظهار آن نیست، از هیچیک از این دو شرم نکنیم. بهویژه از دومی، که اظهار شادمانی ایجاد شادمانیِ بیشتر است.
برخی بر این طعنه میزنند که برای ماهی مملکت در کما رفت! اگر اخبار این است که هست، لابد یکماه تعطیل یعنی اندکی خلاف کمتر. از چه میهراسیم؟ وانگهی، ما برای کار به این دنیا نیامدهایم. برای بهجت و سرور اینجاییم؛ تولید، توزیع و مصرف آن. کار و سیاست و مبارزه و اخلاق همه برای این، وجه ابزاری دارد. مقصد را نمیتوان در پای ابزار فروکشت.
به یمن نوروز رخت خود را نو کنیم؛ با تبسم آشتی نماییم و او را به مجلس منحنیهای درهمرفته قیافههای اخمو و قلبهای غمگین میهمان کنیم. اگر زیان دیدیم باکی نیست، از فردای فروردین دوباره اخم و غم و اخبار و انتقاد و اعتراض را از نو در آغوش میفشاریم و رسالت خود بازمیگزاریم. اصلاً گمان بریم این فرجهای است تا با توانی تمامتر دوباره به برشمردن علیالدوام سختیها و سیاهیها و فریاد دادخواهی و محاکمه بازآییم. تا آن زمانکه چند روزی بیش نیست، روزۀ شادی و بیخیالی را بشکنیم و جشن نوروز را همچو عید فطر افطار کنیم. واگویۀ هزاربارۀ خرابیهایی که همه میدانیم و بازگفتش چیزی از آن نمیکاهد را نقل محافل عید نکنیم. اگر سرگرمی است، بدیل بهتری هست، و اگر تلقین حس مبارزه و مسئولیت است، کمی کافی است؛ بهجای اینها فراغت کنیم و شادمانی.
کاستی البته فراوان است؛ ولی ما هم گاهی در میزان آن اغراق میکنیم. همین مقدار از اسباب طرب هم که، گاه بهرغم همت بزرگان، برای بیشترینۀ مردم هست، هرچند بهقدر کافی نیست اما به اندازۀ لازم هست. به گمانمن، مادامی که صدای گلوله نیست و نانی بر سفره هست بهانه برای شادی هست. بیایید بهرغم شرارتها و نابخردیها، با همین نواله مختصری که بر سفرههای بسیط ما هست بساط کنیم، و شعلۀ فروخفته در خاکستر را دوباره به رقص آوریم.
به بهانۀ نوروز با امید و آرزو آشتی کنیم و از قناعتپیشگیِ طربناک حصاری در برابر کسریها بسازیم. اینکه ما شایستۀ بیش از اینیم شکی نیست؛ اینکه بسا حقها و سهمها که به جور از مردم دریغ شده است شکی نیست؛ باری، نو شدن نوروزی، بهرغم همه اینها، نشان رندی و زیرکی است.
نیز از سهم شادی خود، هرقدر هم کم، حصهای در دامن دیگران بگذاریم. بهسازی و برخورداری را بالکل به احقاق سیاسی حقوق واننهیم. ممکن است دیر دست دهد. تا آن زمان، کمی از مشکل را با توزیع مهربانی و لذت جبران کنیم؛ به یُمنِ نوروز.
🖌پینوشت:
اینمتن را به روزنامۀ شرق سپرده بودم که امروز منتشر شد، ولی با تحریف و خیانت در امانت. برخی مدیران مطبوعاتی ما در غش در معامله چیزی از ..... کم ندارند.
✅@mardihamorteza
🌼🍀🌸🍀🌺🍀🌸🍀
امسال سختسالی بود که بر ما گذشت و با همۀ رویدادهای ناگوار و گوارایش دارد به پایان میرسد. من نیز چون بسیاری از هموطنانم با جانی امیدوار و البته نگران و دغدغهمند، چشم به راه سال نو نشستهام.به رسم همیشه، در این ساعات دست به دعایم و برای همۀ آشنایان، دوستان، همکاران و اساتید عزیزم سالی نکو، پربرکت و همراه با سلامتی و کامیابی آرزو میکنم. به قول ظریفی البته که این آرزوها بیش از آن که به واقعیت و منطق مربوط باشند ابراز مهری است که در دل به عزیزانمان داریم. خوشبختانه همۀ آرزوهای خوب آنچنان نیستند و میتوان با امیدواری بیشتری به لطف و برکت خدا در محقق شدن آنچه آرزو میکنیم دل بست؛ پارسال در دقایق و ساعاتی مشابه الان، بر پایۀ آنچه از علم و هنر و تجربۀ رواندرمانی آموخته بودم از درگاه خدای متعال، توانایی بیشتر برای شفقتورزیدن، بهوشیاری و اقدام ارزشمند را برای خود و همۀ عزیزانی که مخاطبم بودند آرزو کردم. امسال نیز چنین قصدی دارم و با دلی پر از شوق و امید به درگاه خدایی که مهربانی و بخشندگی در هر زمانی اسم اعظم او بوده و است چنین دعا میکنم که در سال نویاریمان کند :
☘️ از خویشتن خود هوشیارتر و از اثرات رفتار خود بر دیگران آگاهتر شویم.
☘️ آگاهتر و همدلتر و مشفقتر از قبل به انسان بودن و لاجرم ناکامل بودن خویش و دیگران معترف باشیم و همواره شفقت را راهنمای ارتباط با خود و دیگران قرار دهیم.
☘️ بیش از پیش شجاعت آن را داشته باشیم که فرصتهای حرکت در مسیر خیرخواهی، شفقتورزی و متوقف ساختن رنج خود و دیگران را دریابیم و قدر بدانیم.
🖊 علی فیضی
🌼🍀🌸🍀🌺🍀🌸☘️
امسال سختسالی بود که بر ما گذشت و با همۀ رویدادهای ناگوار و گوارایش دارد به پایان میرسد. من نیز چون بسیاری از هموطنانم با جانی امیدوار و البته نگران و دغدغهمند، چشم به راه سال نو نشستهام.به رسم همیشه، در این ساعات دست به دعایم و برای همۀ آشنایان، دوستان، همکاران و اساتید عزیزم سالی نکو، پربرکت و همراه با سلامتی و کامیابی آرزو میکنم. به قول ظریفی البته که این آرزوها بیش از آن که به واقعیت و منطق مربوط باشند ابراز مهری است که در دل به عزیزانمان داریم. خوشبختانه همۀ آرزوهای خوب آنچنان نیستند و میتوان با امیدواری بیشتری به لطف و برکت خدا در محقق شدن آنچه آرزو میکنیم دل بست؛ پارسال در دقایق و ساعاتی مشابه الان، بر پایۀ آنچه از علم و هنر و تجربۀ رواندرمانی آموخته بودم از درگاه خدای متعال، توانایی بیشتر برای شفقتورزیدن، بهوشیاری و اقدام ارزشمند را برای خود و همۀ عزیزانی که مخاطبم بودند آرزو کردم. امسال نیز چنین قصدی دارم و با دلی پر از شوق و امید به درگاه خدایی که مهربانی و بخشندگی در هر زمانی اسم اعظم او بوده و است چنین دعا میکنم که در سال نویاریمان کند :
☘️ از خویشتن خود هوشیارتر و از اثرات رفتار خود بر دیگران آگاهتر شویم.
☘️ آگاهتر و همدلتر و مشفقتر از قبل به انسان بودن و لاجرم ناکامل بودن خویش و دیگران معترف باشیم و همواره شفقت را راهنمای ارتباط با خود و دیگران قرار دهیم.
☘️ بیش از پیش شجاعت آن را داشته باشیم که فرصتهای حرکت در مسیر خیرخواهی، شفقتورزی و متوقف ساختن رنج خود و دیگران را دریابیم و قدر بدانیم.
🖊 علی فیضی
🌼🍀🌸🍀🌺🍀🌸☘️
Forwarded from عکس نگار
شفقت به خود چیست؟
معنای شفقت همان چیزی است که در خود عبارت دیده میشود. این اقدام به معنای مشفق بودن با خود است ؛ یعنی این که هم آن زمانی که زندگی بر وفق مراد است از خود ستایش کنید و لذت ببرید و هم آن زمانهایی که زندگی سخت است با خود مهربان و بخشنده باشید.
بخش زیادی از دردهایی که میکشیم ریشه در انتقاد از خود و دیگران دارد؛ چنین میپنداریم که از دیگران جدا افتادهایم و شرمنده و تنها هستیم. شاید بتوانیم به موارد خاص و وحشتناکی که برایمان اتفاق افتاده اشاره کنیم و یا شاید تا آنجا که یادمان می آید احساس اضطراب و افسردگی داشتهایم. ممکن باور داشته باشیم که زندگی بایستی متفاوت از آنچه که هست باشد، یا اینکه تا زمانی که هر آنچه که فکر میکنیم عیب و ایراد ما است را از بین نبریم دوست داشتنی نخواهیم بود.
از طرف دیگر، ممکن است بابت این که دقیقا آن فردی هستیم که هستیم احساس دوست داشته شدن، پذیرفته شدن و تقدیر شدن کنیم. می توانیم عمیقا باور داشته باشیم که اساسا خوب و حتی عالی هستیم. جایی درون ما ندایی خردمند وجود دارد که میگوید ما انسان های زیبا و منحصر به فردی هستیم؛ می توانیم یاد بگیریم این صدا را بشنویم و آن را باور کنیم.
این دقیقا همان معنای مدنظر من از شفقت به خود است. شفقت به خود تصدیق این نکته است که بدون در نظر گرفتن آن چه که در زندگی ما اتفاق می افتد دوست داشتنی هستیم. وقتی همه چیز خوب پیش می رود، شفقت به خود به ما اجازه می دهد که لذت بردن را احساس کنیم، زمانی هم که رنج می بریم یا هر نوع آشفتگی را تجربه میکنیم، شفقت به خود همچون ندایی مهربان و حمایتگر به ما کمک می کند زیبایی و معنا را بیابیم.
شفقت به خود مانند یک سپر سحر آمیز نیست که از ما در برابر اتفاقات بدی که می افتد، یا از داشتن هر احساس غم و اندوهی محافظت کند. شفقت به خود به ما اجازه می دهد زمانی که با مشکلات اجتناب ناپذیر زندگی مواجه می شویم به خوبی مراقب خودمان باشیم. اضطراب، نا امیدی و تنهایی همچنان به وجود خواهند آمد، اما مشفق بودن با خود به ما کمک می کند در آن ها گیر نیافتیم. می توانیم رنج هایمان را همانند مادری که نوزاد تازه متولد شده اش را در آغوش نگه میدارد در آغوش بگیریم و به زودی احساس بهتری را تجربه می کنیم.
در زندگی آموخته ام که آرامش و آزادی درونی واقعی وقتی به وجود می آید که بدون توجه به آنچه که اتفاق می افتد بتوانیم خودمان را دوست بداریم و بپذیریم. از تحقیقات علمی و تجربیات خودم می دانم که مهم نیست چه میزان درد و منفی گرایی را با خودم حمل میکنم، باز ممکن است که شفقت به خود در من رشد پیدا کند.
کتاب راهنمای مهارتهای شفقت به خود. تیم دسموند. ترجمۀ محدثه نوروزی و علی فیضی. (وضعیت: اتمام و ویرایش ترجمه)
#شفقت
#بهوشیاری
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
معنای شفقت همان چیزی است که در خود عبارت دیده میشود. این اقدام به معنای مشفق بودن با خود است ؛ یعنی این که هم آن زمانی که زندگی بر وفق مراد است از خود ستایش کنید و لذت ببرید و هم آن زمانهایی که زندگی سخت است با خود مهربان و بخشنده باشید.
بخش زیادی از دردهایی که میکشیم ریشه در انتقاد از خود و دیگران دارد؛ چنین میپنداریم که از دیگران جدا افتادهایم و شرمنده و تنها هستیم. شاید بتوانیم به موارد خاص و وحشتناکی که برایمان اتفاق افتاده اشاره کنیم و یا شاید تا آنجا که یادمان می آید احساس اضطراب و افسردگی داشتهایم. ممکن باور داشته باشیم که زندگی بایستی متفاوت از آنچه که هست باشد، یا اینکه تا زمانی که هر آنچه که فکر میکنیم عیب و ایراد ما است را از بین نبریم دوست داشتنی نخواهیم بود.
از طرف دیگر، ممکن است بابت این که دقیقا آن فردی هستیم که هستیم احساس دوست داشته شدن، پذیرفته شدن و تقدیر شدن کنیم. می توانیم عمیقا باور داشته باشیم که اساسا خوب و حتی عالی هستیم. جایی درون ما ندایی خردمند وجود دارد که میگوید ما انسان های زیبا و منحصر به فردی هستیم؛ می توانیم یاد بگیریم این صدا را بشنویم و آن را باور کنیم.
این دقیقا همان معنای مدنظر من از شفقت به خود است. شفقت به خود تصدیق این نکته است که بدون در نظر گرفتن آن چه که در زندگی ما اتفاق می افتد دوست داشتنی هستیم. وقتی همه چیز خوب پیش می رود، شفقت به خود به ما اجازه می دهد که لذت بردن را احساس کنیم، زمانی هم که رنج می بریم یا هر نوع آشفتگی را تجربه میکنیم، شفقت به خود همچون ندایی مهربان و حمایتگر به ما کمک می کند زیبایی و معنا را بیابیم.
شفقت به خود مانند یک سپر سحر آمیز نیست که از ما در برابر اتفاقات بدی که می افتد، یا از داشتن هر احساس غم و اندوهی محافظت کند. شفقت به خود به ما اجازه می دهد زمانی که با مشکلات اجتناب ناپذیر زندگی مواجه می شویم به خوبی مراقب خودمان باشیم. اضطراب، نا امیدی و تنهایی همچنان به وجود خواهند آمد، اما مشفق بودن با خود به ما کمک می کند در آن ها گیر نیافتیم. می توانیم رنج هایمان را همانند مادری که نوزاد تازه متولد شده اش را در آغوش نگه میدارد در آغوش بگیریم و به زودی احساس بهتری را تجربه می کنیم.
در زندگی آموخته ام که آرامش و آزادی درونی واقعی وقتی به وجود می آید که بدون توجه به آنچه که اتفاق می افتد بتوانیم خودمان را دوست بداریم و بپذیریم. از تحقیقات علمی و تجربیات خودم می دانم که مهم نیست چه میزان درد و منفی گرایی را با خودم حمل میکنم، باز ممکن است که شفقت به خود در من رشد پیدا کند.
کتاب راهنمای مهارتهای شفقت به خود. تیم دسموند. ترجمۀ محدثه نوروزی و علی فیضی. (وضعیت: اتمام و ویرایش ترجمه)
#شفقت
#بهوشیاری
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from Dr. Poursharifi-Telegram-Channel
✅ بایدهای روانشناختی در بحران طبیعت
✍️ دکتر حمید پورشریفی، دانشیار روانشناسی سلامت
ششم فروردین 1398
@DrPoursharifi
💠 طبیعت زیبای کشور عزیزمان، گاهی خشن و نامهربان میشود، خانه و کاشانه، و حتی عزیزانمان را از ما میگیرد. اگرچه در شرایط بحرانی ممکن است کنترل ما بر رفتارهایمان کم شود، ولی به هر درجه که قادر به کنترل رفتارهایمان هستیم در قبال آثار آن بر خود و دیگران مسئولیم.
🔸 🔸 🔸 در شرایط بحرانی، برای اینکه بتوانیم رفتارهای سازگار، مفید و موثر داشته باشیم لازم است:
🔸 🔸 از تاثیر افکار منفی بر رفتارمان آگاه باشیم؛ ذهن ما که کارش شب و روز تولید فکر است در شرایط بحرانی افکار منفی زیادی تولید میکند. درجهای از این افکار منفی ارزش بقا دارد ولی اوج گرفتن (فاجعهسازی) و نادیده گرفتن آنها (انکار) موجب رفتارهای آسیب به خود و دیگران میشود.
🔸 ذهن فاجعهساز، افراد را به جستجوی اضافی اخبار به ویژه از منابع غیرموثق هدایت میکند و این امر بر فاجعهسازی افزوده و موجب رفتارهای آسیبزا مثل بازپخش مطالب نادرست و غیرضروری در فضای مجازی میشود.
🔸 ذهن انکارکننده، موجب بیتوجهی به اخبار شده و فرصتهای پیشگیری را از افراد سلب میکند.
🔸 برای کاهش تاثیر منفی افکارمان، لازم است از خود بپرسیم که الان ذهنم چه میگوید و آنچه میگوید چه فایدهای برای خودم و اطرافیانم دارد.
🔸 🔸 از تاثیر هیجانهای منفی بر رفتارمان آگاه باشیم؛ بحران، به خودی خود هیجانهای منفی از جمله اندوه و نگرانی ایجاد میکند. درجهای از این هیجانها برای کمک به خود، اطرافیان و دیگران لازم و ضروری است ولی شدت بالای آنها موجب رفتارهای آسیبزا میشود.
🔸 برای مدیریت هیجانهای منفی لازم است افکار مرتبط با آنها را شناسایی کنیم.
🔸 نگرانیهای دردسرساز را شناسایی کرده و آنها را به نگرانیهای کارساز تبدیل کنیم؛ نگرانیهای کارساز، حاوی افکاری است که راه حل دارد نظیر این فکر که «نکنه این سیل گریبان ما را بگیرد؟ برای پیشگیری چه کنیم؟». نگرانیهای دردسرساز، مجموعهای از افکار منفی است که به راه حل خاصی منجر نمیشود. مثل این افکار که «اگه ... بشه چی میشه، اگر ... بشه چی میشه و ...».
🔸 اندوه و غم، از احساسات رایج در بحرانهاست. همدلی و همراهی با افراد آسیب دیده، هم اندوه خودمان را و هم اندوه افراد آسیب دیده را کم میکند. به هنگام غم و اندوه ممکن است ذهنمان دچار تله «چراها و بایدها» شود (چرا فلان اقدام قبلا صورت نگرفته بود؟ باید فلان پیشگیری به عمل میآمد؟).
تله «چراها و بایدها» که گاهی ممکن است متخصصان هم در آن گرفتار شوند محصول شرایط هیجانی بحران است. بیان این افکار ممکن است برای پیشگیریهای آتی و بلندمدت مفید باشد ولی در حال حاضر نه تنها هیچ ثمرهای ندارد، بلکه احتمال دارد به هیجانهای منفی ناسازگار دیگری نظیر خشم دامن زند.
🔸 خشم، هیجان دیگری است که در شرایط بحرانی بیش از قبل با آن مواجه میشویم. اگر آن را مدیریت نکنیم ممکن است به خود و دیگران آسیب زنیم. فردی میتواند به نحوی کارآمد با نامهربانی طبیعت مقابله کند که با خود و دیگران مهربان باشد و گرنه هیجانها کنترل ما را در دست خواهند گرفت.
🔸 🔸 به نتیجه رفتارمان بیش از انگیزه رفتارمان توجه کنیم و در عین حال از انگیزه خود آگاه باشیم.
🔸 در بحران و لحظات یاریرسانی، هرگونه دخالت دادن مسائل سیاسی و انگیزههای شخصی، گروهی و سازمانی، آسیبرسان هست. یک فرد یاریرسان فقط و فقط به نجات جان انسانها فکر میکند. برای پرداختن به مسائل سیاسی همیشه فرصت هست.
🔸 کمکهای انساندوستانه به افراد آسیب دیده، شایان تقدیر است اما اگر بدون هماهنگی با سازمانهای تخصصی مثل سازمان امداد و نجات هلال احمر و افراد آموزش دیده صورت بگیرد، گاهی ممکن است خود به آسیب تبدیل شود. مهم این نیست که انگیزه کمک دارید، مهم این است که آیا سودمند هستید یا نه؟
💠 امید میرود با افزایش مدیریت بر رفتارهای خود، بحرانها را با کمترین آسیب پشت سر خواهیم گذشت و در سال جدید، تا آنجا که کنترل در دست ماست، آینده خوبی را برای خود و اطرافیانمان رقم خواهیم زد.
https://t.me/DrPoursharifi
http://poursharifi.ir/
✍️ دکتر حمید پورشریفی، دانشیار روانشناسی سلامت
ششم فروردین 1398
@DrPoursharifi
💠 طبیعت زیبای کشور عزیزمان، گاهی خشن و نامهربان میشود، خانه و کاشانه، و حتی عزیزانمان را از ما میگیرد. اگرچه در شرایط بحرانی ممکن است کنترل ما بر رفتارهایمان کم شود، ولی به هر درجه که قادر به کنترل رفتارهایمان هستیم در قبال آثار آن بر خود و دیگران مسئولیم.
🔸 🔸 🔸 در شرایط بحرانی، برای اینکه بتوانیم رفتارهای سازگار، مفید و موثر داشته باشیم لازم است:
🔸 🔸 از تاثیر افکار منفی بر رفتارمان آگاه باشیم؛ ذهن ما که کارش شب و روز تولید فکر است در شرایط بحرانی افکار منفی زیادی تولید میکند. درجهای از این افکار منفی ارزش بقا دارد ولی اوج گرفتن (فاجعهسازی) و نادیده گرفتن آنها (انکار) موجب رفتارهای آسیب به خود و دیگران میشود.
🔸 ذهن فاجعهساز، افراد را به جستجوی اضافی اخبار به ویژه از منابع غیرموثق هدایت میکند و این امر بر فاجعهسازی افزوده و موجب رفتارهای آسیبزا مثل بازپخش مطالب نادرست و غیرضروری در فضای مجازی میشود.
🔸 ذهن انکارکننده، موجب بیتوجهی به اخبار شده و فرصتهای پیشگیری را از افراد سلب میکند.
🔸 برای کاهش تاثیر منفی افکارمان، لازم است از خود بپرسیم که الان ذهنم چه میگوید و آنچه میگوید چه فایدهای برای خودم و اطرافیانم دارد.
🔸 🔸 از تاثیر هیجانهای منفی بر رفتارمان آگاه باشیم؛ بحران، به خودی خود هیجانهای منفی از جمله اندوه و نگرانی ایجاد میکند. درجهای از این هیجانها برای کمک به خود، اطرافیان و دیگران لازم و ضروری است ولی شدت بالای آنها موجب رفتارهای آسیبزا میشود.
🔸 برای مدیریت هیجانهای منفی لازم است افکار مرتبط با آنها را شناسایی کنیم.
🔸 نگرانیهای دردسرساز را شناسایی کرده و آنها را به نگرانیهای کارساز تبدیل کنیم؛ نگرانیهای کارساز، حاوی افکاری است که راه حل دارد نظیر این فکر که «نکنه این سیل گریبان ما را بگیرد؟ برای پیشگیری چه کنیم؟». نگرانیهای دردسرساز، مجموعهای از افکار منفی است که به راه حل خاصی منجر نمیشود. مثل این افکار که «اگه ... بشه چی میشه، اگر ... بشه چی میشه و ...».
🔸 اندوه و غم، از احساسات رایج در بحرانهاست. همدلی و همراهی با افراد آسیب دیده، هم اندوه خودمان را و هم اندوه افراد آسیب دیده را کم میکند. به هنگام غم و اندوه ممکن است ذهنمان دچار تله «چراها و بایدها» شود (چرا فلان اقدام قبلا صورت نگرفته بود؟ باید فلان پیشگیری به عمل میآمد؟).
تله «چراها و بایدها» که گاهی ممکن است متخصصان هم در آن گرفتار شوند محصول شرایط هیجانی بحران است. بیان این افکار ممکن است برای پیشگیریهای آتی و بلندمدت مفید باشد ولی در حال حاضر نه تنها هیچ ثمرهای ندارد، بلکه احتمال دارد به هیجانهای منفی ناسازگار دیگری نظیر خشم دامن زند.
🔸 خشم، هیجان دیگری است که در شرایط بحرانی بیش از قبل با آن مواجه میشویم. اگر آن را مدیریت نکنیم ممکن است به خود و دیگران آسیب زنیم. فردی میتواند به نحوی کارآمد با نامهربانی طبیعت مقابله کند که با خود و دیگران مهربان باشد و گرنه هیجانها کنترل ما را در دست خواهند گرفت.
🔸 🔸 به نتیجه رفتارمان بیش از انگیزه رفتارمان توجه کنیم و در عین حال از انگیزه خود آگاه باشیم.
🔸 در بحران و لحظات یاریرسانی، هرگونه دخالت دادن مسائل سیاسی و انگیزههای شخصی، گروهی و سازمانی، آسیبرسان هست. یک فرد یاریرسان فقط و فقط به نجات جان انسانها فکر میکند. برای پرداختن به مسائل سیاسی همیشه فرصت هست.
🔸 کمکهای انساندوستانه به افراد آسیب دیده، شایان تقدیر است اما اگر بدون هماهنگی با سازمانهای تخصصی مثل سازمان امداد و نجات هلال احمر و افراد آموزش دیده صورت بگیرد، گاهی ممکن است خود به آسیب تبدیل شود. مهم این نیست که انگیزه کمک دارید، مهم این است که آیا سودمند هستید یا نه؟
💠 امید میرود با افزایش مدیریت بر رفتارهای خود، بحرانها را با کمترین آسیب پشت سر خواهیم گذشت و در سال جدید، تا آنجا که کنترل در دست ماست، آینده خوبی را برای خود و اطرافیانمان رقم خواهیم زد.
https://t.me/DrPoursharifi
http://poursharifi.ir/
Telegram
Dr. Poursharifi-Telegram-Channel
هدفِ کانال حاضر و سایت (http://poursharifi.ir)،
ترویج علم روانشناسی، پرداختن به مسائل حرفه روانشناسی و مسائل اجتماعی از نگاه روانشناختی
ترویج علم روانشناسی، پرداختن به مسائل حرفه روانشناسی و مسائل اجتماعی از نگاه روانشناختی
Forwarded from ناصر کرمی
✅ اینکه هنگام یا بعد از سختارهای طبیعی یا فجایع انسانی چه باید کرد دانشی است پیچیده و بین بخشی. در ایران آنچنان که مویه می کنند برای رفتگان چندان دلمشغول ماندگان نیستند و در این میان بار درد و فاجعه بیشتر بر دوش زنان سنگینی می کند. آنها هستند غالبا که از زیر خاکستر حادثه و گل و لای سیل باید زندگی را از نو بسازند.
🔸کتاب "زنان در شرایط بحرانی" راهنمای مفید و جامع و در عین حال جمع و جوری است در همین باره. سارا لقمانی در کتابش تجربه هایی کاربردی را در اختیار کسانی می گذارد که می خواهند کمک کننند به زنان در مناطق آسیب دیده از سیل و زلزله.
🔸احتمالا تا چند وقت دیگر گمیشان و آق قلا و معمولان و ... هم در موج اخبار روزمره فراموش می شوند. آن دوردست اما همچنان کسانی به کمک احتیاج دارند تا کمر راست کنند و به زندگی برگردند. این کتاب می گوید چگونه می توانیم به آنها کمک کنیم. امیدوارم این کتاب بیشتر دیده و خوانده شود.
🔸کتاب "زنان در شرایط بحرانی" راهنمای مفید و جامع و در عین حال جمع و جوری است در همین باره. سارا لقمانی در کتابش تجربه هایی کاربردی را در اختیار کسانی می گذارد که می خواهند کمک کننند به زنان در مناطق آسیب دیده از سیل و زلزله.
🔸احتمالا تا چند وقت دیگر گمیشان و آق قلا و معمولان و ... هم در موج اخبار روزمره فراموش می شوند. آن دوردست اما همچنان کسانی به کمک احتیاج دارند تا کمر راست کنند و به زندگی برگردند. این کتاب می گوید چگونه می توانیم به آنها کمک کنیم. امیدوارم این کتاب بیشتر دیده و خوانده شود.