این دورۀ آموزشی کاملاً عملی و مبتنی بر مهارتسازی دقیق خواهد بود. شیوۀ آموزشی این دوره مهارتسازی مبتنی بر دریافت بازخورد خواهد بود تا دانشجویان دوره با تمرینهای مکرر و به دقت طراحی شده مهارتهای رواندرمانی بر اساس ACT را بیاموزند.
برای آشنایی بیشتر با این روش آموزشی (تمرین مکرر مهارتها بر اساس بازخورد) میتوانید به کانال تلگرامی آکادمی رواندرمانی مراجعه کنید:
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
برای آشنایی بیشتر با این روش آموزشی (تمرین مکرر مهارتها بر اساس بازخورد) میتوانید به کانال تلگرامی آکادمی رواندرمانی مراجعه کنید:
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
Forwarded from آکادمی رواندرمانی
چطور مهارت بالینی خود را -بدون هدر دادن پول و زمان- افزایش دهید؟
ترجمه و تالیف: علی فیضی
دوست دارید مهارتهای خود را در زمینۀ رواندرمانی افزایش بدهید؟ به نظرتان کدام یک از گزینههای زیر میتواند بهترین انتخاب باشد؟
الف. در یک کارگاه دو یا سه روزه شرکت کنید.
ب. در یک رویکرد درمانی خاص از یک متخصص شناختهشده نظارت بالینی سنتی (سوپرویژن) دریافت کنید، یعنی گزارشی از درمانجو/درمانجویان خود به او ارائه داده و راهنماییهای برای بهتر کار کردن از او دریافت کنید.
پ. یک کتاب راهنمای درمانی یا دستهای از مقالات مطالعۀ موردی را بخوانید.
ت. ورزش آیروبیک انجام بدهید یا چرت بزنید.
اگر گزینههای الف، ب یا پ را انتخاب میکنید پس به دنیای عملکرد متوسط یا یا متوسط به پایین خوش آمدید. شواهدی پژوهشی وجود دارند که نشان میدهند که متاسفانه آموزش حرفهای رایج و معمول –حتی در کشورهای جهان اول- منجر به افزایش مهارت بالینی چشمگیری نمیشود (نیمن، نفزیگر، اسمیت، 2011؛ اتکینز و کریستینسن، 2001).
در مورد نظارت بالینی چطور؟ اوضاع خیلی بهتر نیست و شواهد کمی مبنی بر اثربخشی نظارت بالینی وجود دارد (هالت و همکاران، 2015). حتی اگر کمی بیشتر در این مورد جستجو کنیم بعضی حقایق ناخوشایند خودشان را نشان میدهند. مثلا در یک مطالعه در آمریکا (الیس، 2013) معلوم شد از 363 درمانگری که نظارت بالینی دریافت میکردند 93 درصد ایشان آنچه دریافت میکردند ناکافی بود و 35 درصد نظارت بالینی آسیبزایی دریافت میکردند. یکی از جدیدترین مطالعاتی هم که دربارۀ ارتباط نظارت بالینی و اثربخشی درمانگر در حوزۀ درمانهای شناختی رفتاری انجام شده نشان میدهد که دریافت نظارت بالینی به شایستگی مهارتی درمانگر منجر میشود اما بر اثربخشی بیشتر کار او بر درمانجو تاثیری ندارد (آلفونسون و همکاران، 2018). آخرین مطالعهای هم که دربارۀ ارتباط نظارت بالینی و اثربخشی بیشتر درمانگر انجام شده (لینس و همکاران، 2018) بین نظارت بالینی و اثربخشی بیشتر درمانگر ارتباط مثبتی یافته است اما دو نکتۀ اساسی وجود دارد که بهتر است در نظر بگیریم: اولا نظارت بالینی به صورت گروهی و فردی بوده ، دوما طولانی بوده (حدود 70 ساعت) و سوما مبتنی بر بازخورد دادن بر اساس نسخۀ ضبطشدۀ جلسات بوده است؛ یعنی فرایندی متفاوت از آنچه نظارت بالینی سنتی ارائه میدهد. البته این مطالعه مبتلا به ضعفی اساسی است و آن نبود گروه کنترل است که نتیجهگیری در مورد اثربخشی منحصر به فرد نظارت بالینی بر اثربخشی رواندرمانگر را با دشواری روبهرو میکند.
البته از طرف دیگر یافتههایی وجود دارد که نشان میدهد انجام ورزش آیروبیک یا چرت زدن نیمروزه برای انجام تکالیف پیچیدۀ شناختی و افزایش ظرفیت یادگیری مفیدند (هسو و همکاران، 2018، واکر و استیکگولد، 2004). دارید نتیجه میگیرید که گزینۀ خوابیدن و ورزش کردن از همه بهتر است؟ صبر کنید! خوشبختانه هنوز میتوان به افزایش یادگیری از طریق آموزش و نظارت بالینی امیدوار بود. اگر آموزش و نظارت حاوی مولفۀ مهمی به نام یادگیری و #تمرین_عامدانه باشد میتوان به تسلط بلکه استادی در مهارتهای بالینی امیدوار بود. نقش تمرین عامدانه در رسیدن به تسلط بر مهارت در حرفههای گوناگونی از شطرنج گرفته تا موسیقی شناخته شده است و خوشبختانه بررسی سودمندی این روش در رواندرمانی نیز مورد توجه قرار گرفته است (چاو و همکاران، 2015)؛ آنچنان که یافتههای این مطالعه نشان میدهد میزان تجربه، جنسیت، حرفه، صلاحیت کسب شده، تعداد مراجع، میزان یکپارچگی نظری، هیچ کدام پیشبینیکنندۀ موفقیت درمانگر بر اساس گزاش مراجعان نیستند و همراستا با یافتههای پژوهشی در انواع حرفهها و مهارتهای گوناگون، در مورد موفقیت در رواندرمانی نیز آنچه پیشبینی کننده است مقدار زمانی است که درمانگر صرف بهبود مهارتهای درمانی خود به شکل تمرین عامدانه میکند. مطالعۀ دیگری نیز نشان داده است که بهبود مهارتهای بالینی درمانگر مشروط به دو نکته است: یکی این که به صورت منظمی بر نتایج کار خود به صورت جلسه به جلسه نظارت کند و دیگر این که بر اساس بازخوردهایی که از این طریق و نیز یک یا چند مشاور ماهر میگیرد برای بهبود مهارتهای خود دست به تمرین عامدانه بزند . (گولدبرگ و همکاران، 2016). حال بیایید به این بپردازیم که تمرین عامدانه چیست. در این متن صرفا به مولفههای تمرین عامدانه میپردازم و امیدوارم در نوشتههای بعدی کاربرد عملی تمرین عامدانه برای بهبود مهارت رواندرمانی را توضیح دهم. تمرین عامدانه شامل پنج مولفۀ مهم (اریکسون و همکاران، 2018) است:
1. مشاهدۀ عملکرد خود
2. بارخورد گرفتن از عملکرد خود
3. تشخیص خردهمهارتهای خاص
4. تمرین مکرر آن مهارتها
5. ارزیابی نتایج عملکرد خود
منابع:
ترجمه و تالیف: علی فیضی
دوست دارید مهارتهای خود را در زمینۀ رواندرمانی افزایش بدهید؟ به نظرتان کدام یک از گزینههای زیر میتواند بهترین انتخاب باشد؟
الف. در یک کارگاه دو یا سه روزه شرکت کنید.
ب. در یک رویکرد درمانی خاص از یک متخصص شناختهشده نظارت بالینی سنتی (سوپرویژن) دریافت کنید، یعنی گزارشی از درمانجو/درمانجویان خود به او ارائه داده و راهنماییهای برای بهتر کار کردن از او دریافت کنید.
پ. یک کتاب راهنمای درمانی یا دستهای از مقالات مطالعۀ موردی را بخوانید.
ت. ورزش آیروبیک انجام بدهید یا چرت بزنید.
اگر گزینههای الف، ب یا پ را انتخاب میکنید پس به دنیای عملکرد متوسط یا یا متوسط به پایین خوش آمدید. شواهدی پژوهشی وجود دارند که نشان میدهند که متاسفانه آموزش حرفهای رایج و معمول –حتی در کشورهای جهان اول- منجر به افزایش مهارت بالینی چشمگیری نمیشود (نیمن، نفزیگر، اسمیت، 2011؛ اتکینز و کریستینسن، 2001).
در مورد نظارت بالینی چطور؟ اوضاع خیلی بهتر نیست و شواهد کمی مبنی بر اثربخشی نظارت بالینی وجود دارد (هالت و همکاران، 2015). حتی اگر کمی بیشتر در این مورد جستجو کنیم بعضی حقایق ناخوشایند خودشان را نشان میدهند. مثلا در یک مطالعه در آمریکا (الیس، 2013) معلوم شد از 363 درمانگری که نظارت بالینی دریافت میکردند 93 درصد ایشان آنچه دریافت میکردند ناکافی بود و 35 درصد نظارت بالینی آسیبزایی دریافت میکردند. یکی از جدیدترین مطالعاتی هم که دربارۀ ارتباط نظارت بالینی و اثربخشی درمانگر در حوزۀ درمانهای شناختی رفتاری انجام شده نشان میدهد که دریافت نظارت بالینی به شایستگی مهارتی درمانگر منجر میشود اما بر اثربخشی بیشتر کار او بر درمانجو تاثیری ندارد (آلفونسون و همکاران، 2018). آخرین مطالعهای هم که دربارۀ ارتباط نظارت بالینی و اثربخشی بیشتر درمانگر انجام شده (لینس و همکاران، 2018) بین نظارت بالینی و اثربخشی بیشتر درمانگر ارتباط مثبتی یافته است اما دو نکتۀ اساسی وجود دارد که بهتر است در نظر بگیریم: اولا نظارت بالینی به صورت گروهی و فردی بوده ، دوما طولانی بوده (حدود 70 ساعت) و سوما مبتنی بر بازخورد دادن بر اساس نسخۀ ضبطشدۀ جلسات بوده است؛ یعنی فرایندی متفاوت از آنچه نظارت بالینی سنتی ارائه میدهد. البته این مطالعه مبتلا به ضعفی اساسی است و آن نبود گروه کنترل است که نتیجهگیری در مورد اثربخشی منحصر به فرد نظارت بالینی بر اثربخشی رواندرمانگر را با دشواری روبهرو میکند.
البته از طرف دیگر یافتههایی وجود دارد که نشان میدهد انجام ورزش آیروبیک یا چرت زدن نیمروزه برای انجام تکالیف پیچیدۀ شناختی و افزایش ظرفیت یادگیری مفیدند (هسو و همکاران، 2018، واکر و استیکگولد، 2004). دارید نتیجه میگیرید که گزینۀ خوابیدن و ورزش کردن از همه بهتر است؟ صبر کنید! خوشبختانه هنوز میتوان به افزایش یادگیری از طریق آموزش و نظارت بالینی امیدوار بود. اگر آموزش و نظارت حاوی مولفۀ مهمی به نام یادگیری و #تمرین_عامدانه باشد میتوان به تسلط بلکه استادی در مهارتهای بالینی امیدوار بود. نقش تمرین عامدانه در رسیدن به تسلط بر مهارت در حرفههای گوناگونی از شطرنج گرفته تا موسیقی شناخته شده است و خوشبختانه بررسی سودمندی این روش در رواندرمانی نیز مورد توجه قرار گرفته است (چاو و همکاران، 2015)؛ آنچنان که یافتههای این مطالعه نشان میدهد میزان تجربه، جنسیت، حرفه، صلاحیت کسب شده، تعداد مراجع، میزان یکپارچگی نظری، هیچ کدام پیشبینیکنندۀ موفقیت درمانگر بر اساس گزاش مراجعان نیستند و همراستا با یافتههای پژوهشی در انواع حرفهها و مهارتهای گوناگون، در مورد موفقیت در رواندرمانی نیز آنچه پیشبینی کننده است مقدار زمانی است که درمانگر صرف بهبود مهارتهای درمانی خود به شکل تمرین عامدانه میکند. مطالعۀ دیگری نیز نشان داده است که بهبود مهارتهای بالینی درمانگر مشروط به دو نکته است: یکی این که به صورت منظمی بر نتایج کار خود به صورت جلسه به جلسه نظارت کند و دیگر این که بر اساس بازخوردهایی که از این طریق و نیز یک یا چند مشاور ماهر میگیرد برای بهبود مهارتهای خود دست به تمرین عامدانه بزند . (گولدبرگ و همکاران، 2016). حال بیایید به این بپردازیم که تمرین عامدانه چیست. در این متن صرفا به مولفههای تمرین عامدانه میپردازم و امیدوارم در نوشتههای بعدی کاربرد عملی تمرین عامدانه برای بهبود مهارت رواندرمانی را توضیح دهم. تمرین عامدانه شامل پنج مولفۀ مهم (اریکسون و همکاران، 2018) است:
1. مشاهدۀ عملکرد خود
2. بارخورد گرفتن از عملکرد خود
3. تشخیص خردهمهارتهای خاص
4. تمرین مکرر آن مهارتها
5. ارزیابی نتایج عملکرد خود
منابع:
Forwarded from آکادمی رواندرمانی
✅Nyman, S. J., Nafziger, M. A., & Smith, T. B. (2010). Client outcomes across counselor training level within a multitiered supervision model. Journal of Counseling & Development, 88(2), 204-209.
✅Atkins, D. C., & Christensen, A. (2001). Is professional training worth the bother? A review of the impact of psychotherapy training on client outcome. Australian Psychologist, 36(2), 122-130.
✅Holt, H., Beutler, L. E., Kimpara, S., Macias, S., Haug, N. A., Shiloff, N., ... & Stein, M. (2015). Evidence-based supervision: Tracking outcome and teaching principles of change in clinical supervision to bring science to integrative practice. Psychotherapy, 52(2), 185.
✅Ellis, M. V., Berger, L., Hanus, A. E., Ayala, E. E., Swords, B. A., & Siembor, M. (2014). Inadequate and harmful clinical supervision: Testing a revised framework and assessing occurrence. The Counseling Psychologist, 42(4), 434-472.
✅Alfonsson, S., Parling, T., Spännargård, Å., Andersson, G., & Lundgren, T. (2018). The effects of clinical supervision on supervisees and patients in cognitive behavioral therapy: a systematic review. Cognitive behaviour therapy, 47(3), 206-228.
✅Liness, S., Beale, S., Lea, S., Byrne, S., Hirsch, C. R., & Clark, D. M. (2018). The Sustained Effects of CBT Training on Therapist Competence and Patient Outcomes. Cognitive Therapy and Research, 1-11.
✅Hsu, C. L., Best, J. R., Davis, J. C., Nagamatsu, L. S., Wang, S., Boyd, L. A., ... & Liu-Ambrose, T. (2018). Aerobic exercise promotes executive functions and impacts functional neural activity among older adults with vascular cognitive impairment. Br J Sports Med, 52(3), 184-191.
✅Walker, M. P., & Stickgold, R. (2004). Sleep-dependent learning and memory consolidation. Neuron, 44(1), 121-133.
✅Chow, D. L., Miller, S. D., Seidel, J. A., Kane, R. T., Thornton, J. A., & Andrews, W. P. (2015). The role of deliberate practice in the development of highly effective psychotherapists. Psychotherapy, 52(3), 337.
✅Ericsson, K. A., Hoffman, R. R., Kozbelt, A., & Williams, A. M. (Eds.). (2018). The Cambridge handbook of expertise and expert performance. Cambridge University Press.
✅Goldberg, S. B., Babins-Wagner, R., Rousmaniere, T., Berzins, S., Hoyt, W. T., Whipple, J. L., ... & Wampold, B. E. (2016). Creating a climate for therapist improvement: A case study of an agency focused on outcomes and deliberate practice. Psychotherapy, 53(3), 367.
✅Atkins, D. C., & Christensen, A. (2001). Is professional training worth the bother? A review of the impact of psychotherapy training on client outcome. Australian Psychologist, 36(2), 122-130.
✅Holt, H., Beutler, L. E., Kimpara, S., Macias, S., Haug, N. A., Shiloff, N., ... & Stein, M. (2015). Evidence-based supervision: Tracking outcome and teaching principles of change in clinical supervision to bring science to integrative practice. Psychotherapy, 52(2), 185.
✅Ellis, M. V., Berger, L., Hanus, A. E., Ayala, E. E., Swords, B. A., & Siembor, M. (2014). Inadequate and harmful clinical supervision: Testing a revised framework and assessing occurrence. The Counseling Psychologist, 42(4), 434-472.
✅Alfonsson, S., Parling, T., Spännargård, Å., Andersson, G., & Lundgren, T. (2018). The effects of clinical supervision on supervisees and patients in cognitive behavioral therapy: a systematic review. Cognitive behaviour therapy, 47(3), 206-228.
✅Liness, S., Beale, S., Lea, S., Byrne, S., Hirsch, C. R., & Clark, D. M. (2018). The Sustained Effects of CBT Training on Therapist Competence and Patient Outcomes. Cognitive Therapy and Research, 1-11.
✅Hsu, C. L., Best, J. R., Davis, J. C., Nagamatsu, L. S., Wang, S., Boyd, L. A., ... & Liu-Ambrose, T. (2018). Aerobic exercise promotes executive functions and impacts functional neural activity among older adults with vascular cognitive impairment. Br J Sports Med, 52(3), 184-191.
✅Walker, M. P., & Stickgold, R. (2004). Sleep-dependent learning and memory consolidation. Neuron, 44(1), 121-133.
✅Chow, D. L., Miller, S. D., Seidel, J. A., Kane, R. T., Thornton, J. A., & Andrews, W. P. (2015). The role of deliberate practice in the development of highly effective psychotherapists. Psychotherapy, 52(3), 337.
✅Ericsson, K. A., Hoffman, R. R., Kozbelt, A., & Williams, A. M. (Eds.). (2018). The Cambridge handbook of expertise and expert performance. Cambridge University Press.
✅Goldberg, S. B., Babins-Wagner, R., Rousmaniere, T., Berzins, S., Hoyt, W. T., Whipple, J. L., ... & Wampold, B. E. (2016). Creating a climate for therapist improvement: A case study of an agency focused on outcomes and deliberate practice. Psychotherapy, 53(3), 367.
Forwarded from آکادمی رواندرمانی
✅تمرین عامدانه چیست و چگونه می توان از آن برای یافتن جاری شدن و بهبود در هر مهارتی -از جمله مهارتهای رواندرمانی- بهره گرفت؟ (بخش اول)
چه چیزی یک ورزشکار خوب را از کسی که برندۀ مدال المپیک می شود، متمایز می کند؟ یا یک نویسندۀ متوسط را از یک نویسندۀ برتر که پرفروشترین کتاب را در وبگاه نیویورک تایمز به خود اختصاص می دهد؟ استعداد خام ، بله البته! اما دانشمندان هرچه بیشتر و بیشتر جستجو کرده اند به این موضوع دست یافته اند که میشود علت تمامی آنها را در یک روش ساده جمع کرد و آن همان #تمرین_عامدانه است.
این روش را اندرس اریکسون ، استاد روانشناسی ایالت فلوریدا و نویسندۀ کتابِ Peak: Secrets from the New Science of Expertise ابداع کرده است. تمرین عامدانه فرآیندی است که شامل کاری ویژه، هدفمند و در مسیری مدبرانه برای بهبود هر مهارتی میشود.
این مفهومی است که تقریبا در مورد هر چیزی که می توانید تصور کنید کاربرد دارد و توسط هر کسی اعم از موسیقیدان های مشهور تا دارندگان رکورد در کتاب رکوردهای گینس و نگهدارندگان آن برای بهترین شدن در مهارتهایشان استفاده شده است.
خب با این اوصاف، تمرین عامدانه چیست؟ و چطور می توانید از آن برای بهتر شدن مهارتهای شغلی، عادات و علایق خودتان بهره بگیرید؟
بسیاری از ما زمانی که تلاش میکنیم مهارتهایمان را بهبود ببخشیم کجای کار دچار اشتباه میشویم ؟
برای شروع بهتر است به این موضوع بیندیشم که بیشتر افراد چطور به تمرین مهارتهایشان میپردازند.
هر زمان که میخواهیم مهارت جدیدی یاد بگیریم و خودمان را ارتقا دهیم، چه آن فعالیت یا مهارت رانندگی کردن باشد یا نواختن یک آلت موسیقی یا استاد شدن در برخی بخشهای جدید یک نرم افزار، بسیاری از ما از همیشه از الگوی مشابهی پیروی میکنیم.
ما به عنوان مبتدی آغاز میکنیم. هر چیزی نو و ترسناک است و همچنان که برای فهمیدن اصول آن چیز به سختی کار و تلاش میکنیم مغزمان بطور طبیعی وسواس دارد که تمامی جزئیات را بداند .
با این وجود همچنان که پیش می رویم (خواه یاد گرفتن چیزی از دوست یا مربیمان باشد و خواه تماشای یک فیلم آموزشی) آن ترس اولیه را پشت سر میگذاریم. اکنون به اندازۀ کافی خوب هستیم که از این تکانهها بگذریم و حرکت¬های اساسی را چندین و چند بار انجام دهیم تا این حرکات و اعمال خودبهخود انجام شوند.
سرانجام به نقطهای میرسیم که مهارتهایمان به اندازۀ کافی خوب هستند. کاری را میتوانیم انجام دهیم که برای آن هدفگذاری کرده و آن را آغاز کرده بودیم. و این جایی است که به وضعیت ثابتی از بهبود میرسد. از این نقطه نظر، هیچ تمرین مازادی از طریق هدفگذاریها موجب بهتر شدن نخواهد شد. برای بیشتر مردم این خوب است. اما اگر میخواهید استاد و حرفهای باشید نیاز دارید از این مرحله بگذرید.
همانطور که آقای اریکسون در کتاب Peak توضیح میدهد:
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
چه چیزی یک ورزشکار خوب را از کسی که برندۀ مدال المپیک می شود، متمایز می کند؟ یا یک نویسندۀ متوسط را از یک نویسندۀ برتر که پرفروشترین کتاب را در وبگاه نیویورک تایمز به خود اختصاص می دهد؟ استعداد خام ، بله البته! اما دانشمندان هرچه بیشتر و بیشتر جستجو کرده اند به این موضوع دست یافته اند که میشود علت تمامی آنها را در یک روش ساده جمع کرد و آن همان #تمرین_عامدانه است.
این روش را اندرس اریکسون ، استاد روانشناسی ایالت فلوریدا و نویسندۀ کتابِ Peak: Secrets from the New Science of Expertise ابداع کرده است. تمرین عامدانه فرآیندی است که شامل کاری ویژه، هدفمند و در مسیری مدبرانه برای بهبود هر مهارتی میشود.
این مفهومی است که تقریبا در مورد هر چیزی که می توانید تصور کنید کاربرد دارد و توسط هر کسی اعم از موسیقیدان های مشهور تا دارندگان رکورد در کتاب رکوردهای گینس و نگهدارندگان آن برای بهترین شدن در مهارتهایشان استفاده شده است.
خب با این اوصاف، تمرین عامدانه چیست؟ و چطور می توانید از آن برای بهتر شدن مهارتهای شغلی، عادات و علایق خودتان بهره بگیرید؟
بسیاری از ما زمانی که تلاش میکنیم مهارتهایمان را بهبود ببخشیم کجای کار دچار اشتباه میشویم ؟
برای شروع بهتر است به این موضوع بیندیشم که بیشتر افراد چطور به تمرین مهارتهایشان میپردازند.
هر زمان که میخواهیم مهارت جدیدی یاد بگیریم و خودمان را ارتقا دهیم، چه آن فعالیت یا مهارت رانندگی کردن باشد یا نواختن یک آلت موسیقی یا استاد شدن در برخی بخشهای جدید یک نرم افزار، بسیاری از ما از همیشه از الگوی مشابهی پیروی میکنیم.
ما به عنوان مبتدی آغاز میکنیم. هر چیزی نو و ترسناک است و همچنان که برای فهمیدن اصول آن چیز به سختی کار و تلاش میکنیم مغزمان بطور طبیعی وسواس دارد که تمامی جزئیات را بداند .
با این وجود همچنان که پیش می رویم (خواه یاد گرفتن چیزی از دوست یا مربیمان باشد و خواه تماشای یک فیلم آموزشی) آن ترس اولیه را پشت سر میگذاریم. اکنون به اندازۀ کافی خوب هستیم که از این تکانهها بگذریم و حرکت¬های اساسی را چندین و چند بار انجام دهیم تا این حرکات و اعمال خودبهخود انجام شوند.
سرانجام به نقطهای میرسیم که مهارتهایمان به اندازۀ کافی خوب هستند. کاری را میتوانیم انجام دهیم که برای آن هدفگذاری کرده و آن را آغاز کرده بودیم. و این جایی است که به وضعیت ثابتی از بهبود میرسد. از این نقطه نظر، هیچ تمرین مازادی از طریق هدفگذاریها موجب بهتر شدن نخواهد شد. برای بیشتر مردم این خوب است. اما اگر میخواهید استاد و حرفهای باشید نیاز دارید از این مرحله بگذرید.
همانطور که آقای اریکسون در کتاب Peak توضیح میدهد:
"ما گمان میکنیم رانندهای که 20 سال رانندگی کرده باشد باید بهتر از رانندهای باشد که 5 سال تجربه دارد.... اما اینطور نیست"همچنان که پژوهشها همراستا با این نظر نشان میدهند اگر یکبار به سطح قابل قبولی برسیم و همواره این کار را به آسانی انجام دهیم، تمرین اضافی برای چند سال دیگر هم نمیتواند منجر به بهبود مهارت شود. در واقع کسی که کار مشابهی را برای یک دورۀ 20 ساله انجام میدهد احتمالاً به دلیل زوال تدریجی (آموزشی) مهارتش بدتر هم میشود. اما انجام دادن این توصیه مبنی بر اینکه «از این ذهنیت بیرون بایید» بسیار سختتر از شنیدن آن است. مغز انسان جوری سیم کشی شده که رفتارهای تکراری را به عادت بدل کند. هر کاری را که بیشتر انجام دهید بیشتر امکان دارد آن رفتار خودبهخودی انجام شود.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
Forwarded from آکادمی رواندرمانی
✅تمرین عامدانه چیست و چگونه می توان از آن برای یافتن جاری شدن و بهبود در هر مهارتی -از جمله مهارتهای رواندرمانی- بهره گرفت؟ (بخش سوم)
1️⃣ آنچه به شما انگیزه میدهد را پیدا کنید
در صورتی که هیچ علاقهای به یک مهارت نداشته باشید غیر ممکن است که آن را بهبود ببخشید. همانطور که شاید تصورش را بکنید، انگیزه نقش بسیار بزرگی در تمامی جنبههای تمرین عامدانه ایفا میکند. زمانی که به ثبات در مهارتهایتان میرسید نیاز دارید بدانید چرا ادامه دادن آن برای شما مهم است و چرا میخواهید از حدمتوسط بالاتر باشید. انگیزه برای هر فرد متفاوت است. ام زمانی که حس میکنید احساساتتان فروکش کرده است چیزهای ویژهای وجود دارد که میتوانید از آنها برای کمک به انگیزمند شدن خودتان استفاده کنید. اول از همه آنکه جلسۀ تمرین خودتان را پیرامون غرور اصیلی برای پیش بردن آنچه در حال ساختن آن و کاری که در حال انجام دادنش هستید شکل بدهید؛ مثلاً قبل و بعد از تمرین و حتی در حین انجام دادن به یاد خود بیاورید که این تلاش به کدام ارزشها و اهداف ارزشمند زندگی شما مربوط است. با توجه به نظر جسیکا تریسی -روانشناس در دانشگاه بریتیش کلمبیا و نویسندۀ Take Pride- زمانی که احساس غرور اصیلی دارید (مثلاً غرور به خاطر کارهای خودمان و نه آن غروری که از تحسین بیرونی حاصل میشود)، همان احساس غرور می تواند انگیزۀ شما را برای کار سخت زنده نگه دارد. اگر کارآمد نبود سعی کنید عملکرد گذشتهتان را به خود یادآوری کنید (سخن بگویید و بنویسید). بعضی یافتههای پژوهشی نشان میدهد شرکت کنندگانی که انجام دادن کاری دشوار در گذشته را یادآوری کردند انگیزۀ بیشتری برای انجام دادن آن در آینده داشتند حتی اگر این یادآوری حاوی نکات منفی بود.
2️⃣ هدفهای ویژه و قابل اندازهگیری تعریف کنید
هر زمانی که هدفی تعیین میکنید، مهم است که آنها را به بخشهای کوچک و قابل اجرا تقسیم کنید. و هیچ جایی بهتر از تمرین عامدانه نیست که بتوانید آن را به خوبی انجام دهید. همانطور که آقای اریکسون در کتاب Peak مینویسد:
"موضوع کلیدی، به دست آوردن هدف کلی (بهتر شدن) و تبدیل آن به شکل ویژهای (خرده اهداف مرتبط با هم) است که بتوانید باپیش بینی واقع گرایانهای دربارۀ بهبود یافتن، برای رسیدن به آنها تلاش کنید."
چند نکتۀ موثر اینجا وجود دارد. نخست، تنظیم کردن هدفهای کوچکتر است؛ یعنی بدانید دقیقاً چه کار باید بکنید (مانند افزایش مهارت در گوش دادن فعال یا همدلی یا بازتاب دادن یا تایید کردن). اما در این بین داشتن هدفهای کوچک، آنچه که خودکارآمدی مینامیم را افزایش میدهد؛ به این معنا که هر چه بیشتر تمرین کنید بیشتر هم اعتماد به نفس پیدا میکنید یکی از روشهای موثر انجام دادن تمرین در چند مرحله است. این کار را با تبدیل هدفهای مبهم به نقاط عطف ملموس شروع کنید. شاید میخواهید «در برقراری ارتباط درمانی بهتر شوید» اما این چه معنایی دارد؟ آیا نقاط عطف اختصاصی ملموسی میتوانید تعریف کنید به شما نشان خواهد داد که به آن هدف/اهداف دست یافتهاید؟
همین که نقاط عطف را مشخص کردید برای رسیدن به آنها زمانهای نهایی -مثلا 3، 6 یا 12 ماهه- در نظر بگیرید. اکنون یک گام بیشتر بردارید. نیاز دارم چه کارهایی را انجام دهم تا به آن اهداف مشخص برسم؟ با صرف زمان و تلاش فراوان میتوانید اهداف خودتان را به مراحلی تقسیم کنید که دقیقاً می دانید چه نیازی به توجهتان دارند و چگونه میتوانید آنها را در برنامۀ روزانۀ خود بگنجانید.
3️⃣یک ساعت در روز را برای تمرین شدید اختصاص دهید
حالا میرویم سراغ جنبههای کاربردی تمرین عامدانه. نخست، چه زمانی باید آن را انجام دهید؟
شاید فکر کنید که نیاز دارید هر رروز بخشهای بزرگی از زمان را کنار بگذارید تا نتایج (مفید) را ببینید، اما چنین نیست. در واقع بیشتر مطالعات موافق این هستند که موفقیت در تمرین عامدانه، بیشتر از شدت تمرینات متاثر است تا مدت زمان آن. زمانی که مایکل سایمونس به برنامههای روزانۀ مختلف انسانها از اوپرا وینفری گرفته تا بیل گیتس ، با دقت نگاه کرد مشابهت اعجاب انگیزی را دریافت و آن این بود که: تمامی آنها یک ساعت از روز (یا 5 ساعت در هفته) را به شکلی از تمرین عامدانه اختصاص میدهند. شما هم به بیشتر از این مقدار نیازی ندارید (و حتی میتوانید در صورت نیاز بخشهای کوچکتری از زمان را استفاده کنید). تلاش کنید زمانی را در طول روز بیابید که بیشترین مقدار انرژی را دارید و همان زمان را برای درگیر شدن ذهن و جسمتان با تمرین عامدانه در نظر بگیرید. پیشنهاد ما چه هست؟ تمرین عامدانه اولین کار در صبح باشد.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
1️⃣ آنچه به شما انگیزه میدهد را پیدا کنید
در صورتی که هیچ علاقهای به یک مهارت نداشته باشید غیر ممکن است که آن را بهبود ببخشید. همانطور که شاید تصورش را بکنید، انگیزه نقش بسیار بزرگی در تمامی جنبههای تمرین عامدانه ایفا میکند. زمانی که به ثبات در مهارتهایتان میرسید نیاز دارید بدانید چرا ادامه دادن آن برای شما مهم است و چرا میخواهید از حدمتوسط بالاتر باشید. انگیزه برای هر فرد متفاوت است. ام زمانی که حس میکنید احساساتتان فروکش کرده است چیزهای ویژهای وجود دارد که میتوانید از آنها برای کمک به انگیزمند شدن خودتان استفاده کنید. اول از همه آنکه جلسۀ تمرین خودتان را پیرامون غرور اصیلی برای پیش بردن آنچه در حال ساختن آن و کاری که در حال انجام دادنش هستید شکل بدهید؛ مثلاً قبل و بعد از تمرین و حتی در حین انجام دادن به یاد خود بیاورید که این تلاش به کدام ارزشها و اهداف ارزشمند زندگی شما مربوط است. با توجه به نظر جسیکا تریسی -روانشناس در دانشگاه بریتیش کلمبیا و نویسندۀ Take Pride- زمانی که احساس غرور اصیلی دارید (مثلاً غرور به خاطر کارهای خودمان و نه آن غروری که از تحسین بیرونی حاصل میشود)، همان احساس غرور می تواند انگیزۀ شما را برای کار سخت زنده نگه دارد. اگر کارآمد نبود سعی کنید عملکرد گذشتهتان را به خود یادآوری کنید (سخن بگویید و بنویسید). بعضی یافتههای پژوهشی نشان میدهد شرکت کنندگانی که انجام دادن کاری دشوار در گذشته را یادآوری کردند انگیزۀ بیشتری برای انجام دادن آن در آینده داشتند حتی اگر این یادآوری حاوی نکات منفی بود.
2️⃣ هدفهای ویژه و قابل اندازهگیری تعریف کنید
هر زمانی که هدفی تعیین میکنید، مهم است که آنها را به بخشهای کوچک و قابل اجرا تقسیم کنید. و هیچ جایی بهتر از تمرین عامدانه نیست که بتوانید آن را به خوبی انجام دهید. همانطور که آقای اریکسون در کتاب Peak مینویسد:
"موضوع کلیدی، به دست آوردن هدف کلی (بهتر شدن) و تبدیل آن به شکل ویژهای (خرده اهداف مرتبط با هم) است که بتوانید باپیش بینی واقع گرایانهای دربارۀ بهبود یافتن، برای رسیدن به آنها تلاش کنید."
چند نکتۀ موثر اینجا وجود دارد. نخست، تنظیم کردن هدفهای کوچکتر است؛ یعنی بدانید دقیقاً چه کار باید بکنید (مانند افزایش مهارت در گوش دادن فعال یا همدلی یا بازتاب دادن یا تایید کردن). اما در این بین داشتن هدفهای کوچک، آنچه که خودکارآمدی مینامیم را افزایش میدهد؛ به این معنا که هر چه بیشتر تمرین کنید بیشتر هم اعتماد به نفس پیدا میکنید یکی از روشهای موثر انجام دادن تمرین در چند مرحله است. این کار را با تبدیل هدفهای مبهم به نقاط عطف ملموس شروع کنید. شاید میخواهید «در برقراری ارتباط درمانی بهتر شوید» اما این چه معنایی دارد؟ آیا نقاط عطف اختصاصی ملموسی میتوانید تعریف کنید به شما نشان خواهد داد که به آن هدف/اهداف دست یافتهاید؟
همین که نقاط عطف را مشخص کردید برای رسیدن به آنها زمانهای نهایی -مثلا 3، 6 یا 12 ماهه- در نظر بگیرید. اکنون یک گام بیشتر بردارید. نیاز دارم چه کارهایی را انجام دهم تا به آن اهداف مشخص برسم؟ با صرف زمان و تلاش فراوان میتوانید اهداف خودتان را به مراحلی تقسیم کنید که دقیقاً می دانید چه نیازی به توجهتان دارند و چگونه میتوانید آنها را در برنامۀ روزانۀ خود بگنجانید.
3️⃣یک ساعت در روز را برای تمرین شدید اختصاص دهید
حالا میرویم سراغ جنبههای کاربردی تمرین عامدانه. نخست، چه زمانی باید آن را انجام دهید؟
شاید فکر کنید که نیاز دارید هر رروز بخشهای بزرگی از زمان را کنار بگذارید تا نتایج (مفید) را ببینید، اما چنین نیست. در واقع بیشتر مطالعات موافق این هستند که موفقیت در تمرین عامدانه، بیشتر از شدت تمرینات متاثر است تا مدت زمان آن. زمانی که مایکل سایمونس به برنامههای روزانۀ مختلف انسانها از اوپرا وینفری گرفته تا بیل گیتس ، با دقت نگاه کرد مشابهت اعجاب انگیزی را دریافت و آن این بود که: تمامی آنها یک ساعت از روز (یا 5 ساعت در هفته) را به شکلی از تمرین عامدانه اختصاص میدهند. شما هم به بیشتر از این مقدار نیازی ندارید (و حتی میتوانید در صورت نیاز بخشهای کوچکتری از زمان را استفاده کنید). تلاش کنید زمانی را در طول روز بیابید که بیشترین مقدار انرژی را دارید و همان زمان را برای درگیر شدن ذهن و جسمتان با تمرین عامدانه در نظر بگیرید. پیشنهاد ما چه هست؟ تمرین عامدانه اولین کار در صبح باشد.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
Forwarded from آکادمی رواندرمانی
✅تمرین عامدانه چیست و چگونه می توان از آن برای یافتن جاری شدن و بهبود در هر مهارتی -از جمله مهارتهای رواندرمانی- بهره گرفت؟ (بخش چهارم)
4️⃣سامانهای برای بازخورد، ترتیب دهید
همانطور که قبلاً گفتیم، بازخورد نقشی کلیدی در انجام و ثمربخشی تمرین عامدانه دارد. شما به سادگی نخواهید دانست که چقدر در حال پیشرفت هستید، چقدر انگیزه دارید تا سخت کار کنید و بدون آن نخواهید توانست تمرین خود را تنظیم کنید. سامانههای زیادی وجود دارند که شما می توانید از آنها برای دنبال کردن مسیر پیشرفتتان استفاده کنید، در زمینۀ رواندرمانی و مشاوره میتوانید از ابزارهای مربوط به توافق و ارتباط درمانی یا نتیجۀ درمان مثل مقیاس درجهبندی نتیجۀ جلسه (ORS) یا مقیاس درجهبندی جلسه SRS استفادع کنید. .
هر کدام را که انتخاب کنید مطمئن شوید که دقیق است و چیزی هست که قادر هستید با آن مسیر را ادامه دهید.
5️⃣عناصرِ جاری شدن را دنبال کنید
در حالیکه بازخورد عضو جدایی ناپذیر تمرین عامدانه است، اما تنها عضو موثر نیست. تمرین عامدانه تعداد زیادی از معیارهای مشابه «وارد شدن به حالت جاری شدن» را دنبال میکند. این بدان معنا است که هر زمان جلسۀ تمرینی تشکیل دادید بهتر است این موارد را نشانه/هدف بگیرید:
خودتان را از منطقۀ راحتی به بیرون هل دهید. هر جلسۀ تمرین عامدانه باید شما را به انجام چیزی که با آن راحت نیستید رهنمون کند. به محض اینکه انجام دادن چیزی به صورت خودکار در می¬آمد، زمان آن میرسد که یک گام به جلوتر بردارید.
شکلی از بازخورد بیدرنگ داشته باشید. پیگیری پیشرفت کلید موفقیت است. اگر بتوانید در طول جلسۀ تمرین عامدانه بازخورد بیدرنگی از یک مربی مهارتآموزی داشته باشید و روی آن چیزهای ویژه کار کنید، تاثیر آن بسیار بهتر خواهد بود.
سطح بهینهای از تنش را پیدا کنید. جاری شدن و تمرین عامدانه در سطحی بهینه از تنش قرار دارند. تنش خیلی کم باشد خسته میشویم و رشد نمیکنیم. خیلی زیاد باشد، نگران و دلسرد میشویم.
یا آنچنان که اندرس اریکسون مینویسد:
"این حقیقتی بنیادین در مورد هر نوع تمرینی است: اگر خود را از محدودۀ راحتی و آسایش خودتان به بیرون هل ندهید، هرگز به بهبود یا ارتقای مهارت نخواهید یافت."
6️⃣استراحت کافی و مناسبی بین جلسه¬ها داشته باشید.
در آخر، به دلیل اینکه در جلسات با تمام توان در حال تمرین کردن هستید، نمیتوانید انتظار این را داشته باشید که این سطح از فعالیت را برای دورههای پایداری حفظ کنید. تمرین عامدانه به استراحت عامدانه نیاز دارد، یعنی تعطیل کردن فعالیت برای استراحت، آرامش و بازیابی انرژی بین جلسهها. دقیقاً مثل تمرین کردن یا یادگرفتن زبانی جدید، نمی¬توانید همۀ کارها را در یک جلسه انجام دهید. اگر به انجام یکبارۀ فعالیتها پافشاری کنید البته نتایج بسیار بدتر خواهند شد. در عوض میتوانید استراحتهایی داشته باشید، فعالیت تمرینی خود را قطع کنید و سرگرمیهایی بیابید که در بازیابی انرژی به شما کمک میکنند.
همۀ اینها در یک قانون به نام قانون طلایی رشد جمع میشوند که شامل یک توالی از تنش، استراحت و تکرار است.
❇️تمرین عامدانه به تنهایی شما را تبدیل به استادی ماهر نمیکند اما کمکتان خواهد با اثربخشی بهتری به سوی مهارتاندوزی حرکت کنید کرد.
تمرین عامدانه قول یا قرارداد قطعی نیست که به سادگی و فقط با پیروی از گامهای گفته شده بتواند از 0 شروع کند و شخص را تبدیل به قهرمان آیندۀ شطرنج جهان، یک ورزشکار قهرمان یا بهترین نویسنده کند.
همچنین پژوهشگران دانشگاه ایالت گرَند وَلی ، زمانیکه سریعترین دوندگان دوی سرعت جهان را مطالعه میکردند پی بردند که تمامی آن دودندگان پیش از دریافت آموزشهای رسمی، %95 تا %99 از همتایانشان بالاتر بودند. اما فقط به این خاطر که از جایگاه سوم شروع نکردید دلیل نمیشود که نتوانید تمام مسیر تا خانه را بپیمایید. تمامی ما توانایی شگفتآوری در بهبود بخشیدن به مهارتهایمان داریم و تا زمانیکه درگیر کارهای گفته شده باشید تمرین عامدانه به شما اجازه خواهد داد توان خودتان به حداکثر برسانید.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
4️⃣سامانهای برای بازخورد، ترتیب دهید
همانطور که قبلاً گفتیم، بازخورد نقشی کلیدی در انجام و ثمربخشی تمرین عامدانه دارد. شما به سادگی نخواهید دانست که چقدر در حال پیشرفت هستید، چقدر انگیزه دارید تا سخت کار کنید و بدون آن نخواهید توانست تمرین خود را تنظیم کنید. سامانههای زیادی وجود دارند که شما می توانید از آنها برای دنبال کردن مسیر پیشرفتتان استفاده کنید، در زمینۀ رواندرمانی و مشاوره میتوانید از ابزارهای مربوط به توافق و ارتباط درمانی یا نتیجۀ درمان مثل مقیاس درجهبندی نتیجۀ جلسه (ORS) یا مقیاس درجهبندی جلسه SRS استفادع کنید. .
هر کدام را که انتخاب کنید مطمئن شوید که دقیق است و چیزی هست که قادر هستید با آن مسیر را ادامه دهید.
5️⃣عناصرِ جاری شدن را دنبال کنید
در حالیکه بازخورد عضو جدایی ناپذیر تمرین عامدانه است، اما تنها عضو موثر نیست. تمرین عامدانه تعداد زیادی از معیارهای مشابه «وارد شدن به حالت جاری شدن» را دنبال میکند. این بدان معنا است که هر زمان جلسۀ تمرینی تشکیل دادید بهتر است این موارد را نشانه/هدف بگیرید:
خودتان را از منطقۀ راحتی به بیرون هل دهید. هر جلسۀ تمرین عامدانه باید شما را به انجام چیزی که با آن راحت نیستید رهنمون کند. به محض اینکه انجام دادن چیزی به صورت خودکار در می¬آمد، زمان آن میرسد که یک گام به جلوتر بردارید.
شکلی از بازخورد بیدرنگ داشته باشید. پیگیری پیشرفت کلید موفقیت است. اگر بتوانید در طول جلسۀ تمرین عامدانه بازخورد بیدرنگی از یک مربی مهارتآموزی داشته باشید و روی آن چیزهای ویژه کار کنید، تاثیر آن بسیار بهتر خواهد بود.
سطح بهینهای از تنش را پیدا کنید. جاری شدن و تمرین عامدانه در سطحی بهینه از تنش قرار دارند. تنش خیلی کم باشد خسته میشویم و رشد نمیکنیم. خیلی زیاد باشد، نگران و دلسرد میشویم.
یا آنچنان که اندرس اریکسون مینویسد:
"این حقیقتی بنیادین در مورد هر نوع تمرینی است: اگر خود را از محدودۀ راحتی و آسایش خودتان به بیرون هل ندهید، هرگز به بهبود یا ارتقای مهارت نخواهید یافت."
6️⃣استراحت کافی و مناسبی بین جلسه¬ها داشته باشید.
در آخر، به دلیل اینکه در جلسات با تمام توان در حال تمرین کردن هستید، نمیتوانید انتظار این را داشته باشید که این سطح از فعالیت را برای دورههای پایداری حفظ کنید. تمرین عامدانه به استراحت عامدانه نیاز دارد، یعنی تعطیل کردن فعالیت برای استراحت، آرامش و بازیابی انرژی بین جلسهها. دقیقاً مثل تمرین کردن یا یادگرفتن زبانی جدید، نمی¬توانید همۀ کارها را در یک جلسه انجام دهید. اگر به انجام یکبارۀ فعالیتها پافشاری کنید البته نتایج بسیار بدتر خواهند شد. در عوض میتوانید استراحتهایی داشته باشید، فعالیت تمرینی خود را قطع کنید و سرگرمیهایی بیابید که در بازیابی انرژی به شما کمک میکنند.
همۀ اینها در یک قانون به نام قانون طلایی رشد جمع میشوند که شامل یک توالی از تنش، استراحت و تکرار است.
❇️تمرین عامدانه به تنهایی شما را تبدیل به استادی ماهر نمیکند اما کمکتان خواهد با اثربخشی بهتری به سوی مهارتاندوزی حرکت کنید کرد.
تمرین عامدانه قول یا قرارداد قطعی نیست که به سادگی و فقط با پیروی از گامهای گفته شده بتواند از 0 شروع کند و شخص را تبدیل به قهرمان آیندۀ شطرنج جهان، یک ورزشکار قهرمان یا بهترین نویسنده کند.
همچنین پژوهشگران دانشگاه ایالت گرَند وَلی ، زمانیکه سریعترین دوندگان دوی سرعت جهان را مطالعه میکردند پی بردند که تمامی آن دودندگان پیش از دریافت آموزشهای رسمی، %95 تا %99 از همتایانشان بالاتر بودند. اما فقط به این خاطر که از جایگاه سوم شروع نکردید دلیل نمیشود که نتوانید تمام مسیر تا خانه را بپیمایید. تمامی ما توانایی شگفتآوری در بهبود بخشیدن به مهارتهایمان داریم و تا زمانیکه درگیر کارهای گفته شده باشید تمرین عامدانه به شما اجازه خواهد داد توان خودتان به حداکثر برسانید.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
Forwarded from عقل آبی | صدّیق قطبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوش بر دل نهادن، اینگونه است
Forwarded from عقل آبی | صدّیق قطبی
دیدن این تصویر مرا به یاد حکایتی در انجیل لوقا میاندازد:
«همچنان که ره میسپردند، [عیسی] به روستایی درآمد و زنی به نام مَرتا در خانهی خویش پذیرایش شد. او را خواهری بود به نام مریم که کنار پاهای خداوند نشسته بود و کلام وی را مینیوشید. مَرتا که سخت سرگرم خدمت بود، پیش آمد و گفت: «ای خداوند، روا میبینی که خواهرم مرا در خدمت تنها گذارد؟ پس او را بگو که مرا یاری کند.» لیک خداوند وی را پاسخ گفت: «ای مَرتا، ای مَرتا، تو بهر بسی چیزها در اندیشه و اضطرابی؛ لیک اندکی لازم است و حتی تنها یکی. مریم بهترین سهم را برگزیده که از او ستانده نخواهد شد.»(انجیل لوقا، باب۱۰، آیات ۳۸ تا ۴۲- عهد جدید، ترجمهی پیروز سیّار)
مریم مانند این کودک، فارغ از هر چیز، جریده و یکدل به مسیح گوش میداد. خود را از حضور او، از سخن گفتن او، لبالب کرده بود. مریم به تعبیر عیسی بهترین سهم را برگزیده بود: گوش سپردن و لبالب شدن. مرتا اما در کثرت مغشوش مشغلهها سرگردان بود. کثرت، همیشه مغشوش است.
کودکِ این تصویر تماماً گوش شده است. یا تماماً چشم. او بهتر از هر کسی مادر را فهم میکند اگر چه چیزی از کلماتی که میشنود درک نمیکند. زبان کودک، زبانِ کلمه نیست. زبانِ لبخند و عاطفه است. کودکِ این تصویر، نگاه نمیکند، عشق میپراکَند. در چشمهایش ماه تخم گذاشته است و با بینشی غریزی حرکات چهرهی مادر را زیر نظر دارد.
کودک این تصویر، به ما یادآوری میکند که کلمات اهمیت اساسی ندارند. دوست داشتن و دوست داشته شدن مهم است. تماشا کردن و ذوب شدن اساس است.
کودکِ این تصویر، بزرگترین واعظ است.
✍️صدیق قطبی
@sedigh_63
«همچنان که ره میسپردند، [عیسی] به روستایی درآمد و زنی به نام مَرتا در خانهی خویش پذیرایش شد. او را خواهری بود به نام مریم که کنار پاهای خداوند نشسته بود و کلام وی را مینیوشید. مَرتا که سخت سرگرم خدمت بود، پیش آمد و گفت: «ای خداوند، روا میبینی که خواهرم مرا در خدمت تنها گذارد؟ پس او را بگو که مرا یاری کند.» لیک خداوند وی را پاسخ گفت: «ای مَرتا، ای مَرتا، تو بهر بسی چیزها در اندیشه و اضطرابی؛ لیک اندکی لازم است و حتی تنها یکی. مریم بهترین سهم را برگزیده که از او ستانده نخواهد شد.»(انجیل لوقا، باب۱۰، آیات ۳۸ تا ۴۲- عهد جدید، ترجمهی پیروز سیّار)
مریم مانند این کودک، فارغ از هر چیز، جریده و یکدل به مسیح گوش میداد. خود را از حضور او، از سخن گفتن او، لبالب کرده بود. مریم به تعبیر عیسی بهترین سهم را برگزیده بود: گوش سپردن و لبالب شدن. مرتا اما در کثرت مغشوش مشغلهها سرگردان بود. کثرت، همیشه مغشوش است.
کودکِ این تصویر تماماً گوش شده است. یا تماماً چشم. او بهتر از هر کسی مادر را فهم میکند اگر چه چیزی از کلماتی که میشنود درک نمیکند. زبان کودک، زبانِ کلمه نیست. زبانِ لبخند و عاطفه است. کودکِ این تصویر، نگاه نمیکند، عشق میپراکَند. در چشمهایش ماه تخم گذاشته است و با بینشی غریزی حرکات چهرهی مادر را زیر نظر دارد.
کودک این تصویر، به ما یادآوری میکند که کلمات اهمیت اساسی ندارند. دوست داشتن و دوست داشته شدن مهم است. تماشا کردن و ذوب شدن اساس است.
کودکِ این تصویر، بزرگترین واعظ است.
✍️صدیق قطبی
@sedigh_63
Forwarded from اتچ بات
كانال انجمن روان شناسي ايران/ خبرنامه زمستان 1397 انجمن روانشناسی ایران با مطالب زیر منتشر شد.
فهرست مطالب این شماره:
1. سخن نخست / 2
2. بحث ویژه: شفافیت به مثابه نیازی ملی و نقش روانشناسان در ارتقای آن/ 3
3. کارگاه ها و دوره های آموزشي انجمن: / 7
4. اخبار و اطلاعیه های انجمن روانشناسی ایران: انجمن روانشناسی ایران، عنوان انجمن برتر سال 1397 در گروه علوم انسانی توسط کمیسیون انجمن های علمی ایران را کسب کرد، قابل توجه فارغ التحصیلان دکتری در رشته روانشناسی، کانال انجمن روانشناسی ایران در تلگرام، فراخوان مقاله برای نشریه دانش روانشناسی، مجله علمی ـ ترویجی انجمن روان شناسی ایران، شعبه ها و نمایندگی های انجمن روانشناسی ایران / 11
5. اخبار و گزارش های خبری حرفه ی روانشناسی: نکوداشت دکتر حمزه گنجی/ 24
6. دیدگاه های روان شناختی: ضرورت پژوهش کیفی عاری از شتاب زدگی، دیدگاه نقادانه ای به رشد ویادگیری کودک/ 25
7. اخبار همایشهای روانشناختی: معرفی 4 همایش روانشناختی/ 29
8. همایش های روانشناختي بین المللی: معرفی 1 همایش بین المللی/ 31
9. مناسبت فصل: روانشناسی غذا/ 32
10. چکیده پایان نامه دکتری: معرفی 2 چکیده پایان نامه/ 35
11. معرفي كتابهای جدید: معرفی 4 کتاب / 37
12. مجلههاي منتشرشده: معرفی 4 مجله/ 39
13. یادداشت ها: در جستجوی کسب مهارت در رواندرمانی (چشم انداز نویدبخش تمرین عامدانه)/ 42
14. شرايط و تسهیلات عضويت در انجمن: / 46
هر عضو، یک پیام رسان
#انجمن_روانشناسی_ایران
@iranpsyasso
https://telegram.me/iranpsyasso
فهرست مطالب این شماره:
1. سخن نخست / 2
2. بحث ویژه: شفافیت به مثابه نیازی ملی و نقش روانشناسان در ارتقای آن/ 3
3. کارگاه ها و دوره های آموزشي انجمن: / 7
4. اخبار و اطلاعیه های انجمن روانشناسی ایران: انجمن روانشناسی ایران، عنوان انجمن برتر سال 1397 در گروه علوم انسانی توسط کمیسیون انجمن های علمی ایران را کسب کرد، قابل توجه فارغ التحصیلان دکتری در رشته روانشناسی، کانال انجمن روانشناسی ایران در تلگرام، فراخوان مقاله برای نشریه دانش روانشناسی، مجله علمی ـ ترویجی انجمن روان شناسی ایران، شعبه ها و نمایندگی های انجمن روانشناسی ایران / 11
5. اخبار و گزارش های خبری حرفه ی روانشناسی: نکوداشت دکتر حمزه گنجی/ 24
6. دیدگاه های روان شناختی: ضرورت پژوهش کیفی عاری از شتاب زدگی، دیدگاه نقادانه ای به رشد ویادگیری کودک/ 25
7. اخبار همایشهای روانشناختی: معرفی 4 همایش روانشناختی/ 29
8. همایش های روانشناختي بین المللی: معرفی 1 همایش بین المللی/ 31
9. مناسبت فصل: روانشناسی غذا/ 32
10. چکیده پایان نامه دکتری: معرفی 2 چکیده پایان نامه/ 35
11. معرفي كتابهای جدید: معرفی 4 کتاب / 37
12. مجلههاي منتشرشده: معرفی 4 مجله/ 39
13. یادداشت ها: در جستجوی کسب مهارت در رواندرمانی (چشم انداز نویدبخش تمرین عامدانه)/ 42
14. شرايط و تسهیلات عضويت در انجمن: / 46
هر عضو، یک پیام رسان
#انجمن_روانشناسی_ایران
@iranpsyasso
https://telegram.me/iranpsyasso
Telegram
attach 📎
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
اکت را از کجا آغاز کنیم؟
#بابک_عباسی
۱. رویکرد درمانی «پذیرش و پایبندی»(Acceptance and Commitment Therapy) یا همان #اکت را در بافتهای مختلفی میشود طرح کرد: مثلا در مقام معرفی مکاتب و نظریههای روانشناسی، یا مرور تاریخ رواندرمانی، یا به عنوان یکی از حلقههای تاریخ رفتاردرمانی... اما یک زمینۀ دیگر، افزون بر اینها، طرح این رویکرد در چارچوب ارسطوییِ «خوب زیستن»(یودایمونیا) است. در اینجا سعی خواهم کرد اکت را در این چارچوب معرفی کنم.
۲. در معرفیِ مولفههای رویکرد اکت نیز میتوان از معرفیهای رایج و ترتیبی که در آنجا میآید کمی پا فراتر گذاشت. در کتابهای آموزشی اکت، که مؤسسان و شارحان این رویکرد نگاشتهاند(مثلا کتابهای استیون هیز و راس هریس)، بحث معمولا با موضوع رنج آغاز میشود. در این تقریر، نقطۀ عزیمتِ اکت رنج انسان، و پایداری(persistence) آن در زندگی است(مقصد هم کمک به انسانها برای قدم برداشتن در مسیر انعطافپذیری روانی و عاطفی است): با مبحث رنج و دیگر عواطف و احساسات منفی شروع میکنند و پس از معرفی مفاهیم و تکنیکهای اکت، در پایان به مبحث ارزشها و شفافسازی ارزشها میرسند. پس ترتیب رایج اینگونه است: با مبحث رنج آغاز میشود و با مبحث زندگی بر مبنای ارزشها به پایان میرسند.
نقطۀ عزیمت رنج مبدئی بسیار قدیمی است. تعالیم بودا هم با معرفی اصل رنج و چهار حقیقت شریف دربارۀ رنج شروع میشود. اما دربارۀ اکت شاید بشود این ترتیب را جور دیگری هم چید. به این معنا که از آخر شروع کرد: از ارزشها.
گنجاندن مبحث ارزشها در یک رویکرد درمانی، یکی از مهمترین مشارکتهای این رویکرد در رواندرمانی معاصر است که هم آن را به فلسفه پیوند زده هم به غنای مفهومی آن کمک کرده است.
۳. اما وارونه کردن ترتیب معرفی مولفههای اکت چه مزایایی دارد؟ بهطور خیلی خلاصه:
۳-۱. آغاز کردن از ارزشها سبب میشود، در ادامه، تعلیم پایدار بودن رنج و پذیرش آن معنادار شود. تمایل به رنج، به جای اجتناب از آن، فقط از چشمانداز ارزشها معنادار است. وگرنه دشوار بتوان برای رنج معنایی یافت.
۳-۲. معلوم میشود که هدف چیست که به خاطر آن باید احوال و مقامات سخت و دشوار را تاب آورد. همچنین بقیۀ تکنیکهای اکت همه در خدمت زیستن بر مبنای ارزشها خواهند بود. ارزشها مانند یک مغناطیس(آهنربا) تمام دیگر مولفهها را آرایش و نظم و سازمان میدهد.
۳-۳. با شروع کردن از ارزشها میتوان اکت را به ایدۀ «سفر قهرمان»(#جوزف_کمبل) پیوند زد. با شروع کردن از این نقطۀ عزیمت، شما از همان ابتدا به سالک راه آگاهی و روشنایی تبدیل میشوید.
۳-۴. چهارمین و آخرین مزیت این است که با این صورتبندی، اکت نه صرفا در خدمت حل یک مشکل(مثلا بیتابی در برابر احساسات و عواطف منفی) بلکه در رویکردی کلنگر در خدمت خوب زیستن خواهد بود زیرا ارزشها در خدمت خوب زیستن هستند.
بر اساس پیشنهاد بالا، در بازگشایی پروندۀ اکت از مبحث ارزشها شروع خواهیم کرد.
#اکت #ارزشها
@eudemonia
#بابک_عباسی
۱. رویکرد درمانی «پذیرش و پایبندی»(Acceptance and Commitment Therapy) یا همان #اکت را در بافتهای مختلفی میشود طرح کرد: مثلا در مقام معرفی مکاتب و نظریههای روانشناسی، یا مرور تاریخ رواندرمانی، یا به عنوان یکی از حلقههای تاریخ رفتاردرمانی... اما یک زمینۀ دیگر، افزون بر اینها، طرح این رویکرد در چارچوب ارسطوییِ «خوب زیستن»(یودایمونیا) است. در اینجا سعی خواهم کرد اکت را در این چارچوب معرفی کنم.
۲. در معرفیِ مولفههای رویکرد اکت نیز میتوان از معرفیهای رایج و ترتیبی که در آنجا میآید کمی پا فراتر گذاشت. در کتابهای آموزشی اکت، که مؤسسان و شارحان این رویکرد نگاشتهاند(مثلا کتابهای استیون هیز و راس هریس)، بحث معمولا با موضوع رنج آغاز میشود. در این تقریر، نقطۀ عزیمتِ اکت رنج انسان، و پایداری(persistence) آن در زندگی است(مقصد هم کمک به انسانها برای قدم برداشتن در مسیر انعطافپذیری روانی و عاطفی است): با مبحث رنج و دیگر عواطف و احساسات منفی شروع میکنند و پس از معرفی مفاهیم و تکنیکهای اکت، در پایان به مبحث ارزشها و شفافسازی ارزشها میرسند. پس ترتیب رایج اینگونه است: با مبحث رنج آغاز میشود و با مبحث زندگی بر مبنای ارزشها به پایان میرسند.
نقطۀ عزیمت رنج مبدئی بسیار قدیمی است. تعالیم بودا هم با معرفی اصل رنج و چهار حقیقت شریف دربارۀ رنج شروع میشود. اما دربارۀ اکت شاید بشود این ترتیب را جور دیگری هم چید. به این معنا که از آخر شروع کرد: از ارزشها.
گنجاندن مبحث ارزشها در یک رویکرد درمانی، یکی از مهمترین مشارکتهای این رویکرد در رواندرمانی معاصر است که هم آن را به فلسفه پیوند زده هم به غنای مفهومی آن کمک کرده است.
۳. اما وارونه کردن ترتیب معرفی مولفههای اکت چه مزایایی دارد؟ بهطور خیلی خلاصه:
۳-۱. آغاز کردن از ارزشها سبب میشود، در ادامه، تعلیم پایدار بودن رنج و پذیرش آن معنادار شود. تمایل به رنج، به جای اجتناب از آن، فقط از چشمانداز ارزشها معنادار است. وگرنه دشوار بتوان برای رنج معنایی یافت.
۳-۲. معلوم میشود که هدف چیست که به خاطر آن باید احوال و مقامات سخت و دشوار را تاب آورد. همچنین بقیۀ تکنیکهای اکت همه در خدمت زیستن بر مبنای ارزشها خواهند بود. ارزشها مانند یک مغناطیس(آهنربا) تمام دیگر مولفهها را آرایش و نظم و سازمان میدهد.
۳-۳. با شروع کردن از ارزشها میتوان اکت را به ایدۀ «سفر قهرمان»(#جوزف_کمبل) پیوند زد. با شروع کردن از این نقطۀ عزیمت، شما از همان ابتدا به سالک راه آگاهی و روشنایی تبدیل میشوید.
۳-۴. چهارمین و آخرین مزیت این است که با این صورتبندی، اکت نه صرفا در خدمت حل یک مشکل(مثلا بیتابی در برابر احساسات و عواطف منفی) بلکه در رویکردی کلنگر در خدمت خوب زیستن خواهد بود زیرا ارزشها در خدمت خوب زیستن هستند.
بر اساس پیشنهاد بالا، در بازگشایی پروندۀ اکت از مبحث ارزشها شروع خواهیم کرد.
#اکت #ارزشها
@eudemonia
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از موضوعاتی که به مبحث #ارزشها ربط دارد، #انگیزه است.انگیزه دست در دست ارزش پیش میرود.
اما ارزشها چیستند؟ ارزشها تمایلات عمیق قلبی ما هستند، آن ندایی که از اعماق قلب آدمی میآید و او را به نوع خاصی از بودن و نوع خاصی از عمل کردن فرامیخواند.
در نتیجه برای یافتن انگیزه باید دید ارزشهای ما چیست(شفافسازی ارزشها) و سپس در مسیر ارزشها قدم برداشت.
در این ویدیو #راس_هریس به این سؤال جواب میدهد که اساسا انگیزه چیست.
مترجم: #حسین_محمدیزاده
(ترجمهٔ این انیمیشن به پیشنهاد کانال «خوب زیستن» و برای نشر اختصاصی در این کانال انجام گرفته است)
@eudemonia
اما ارزشها چیستند؟ ارزشها تمایلات عمیق قلبی ما هستند، آن ندایی که از اعماق قلب آدمی میآید و او را به نوع خاصی از بودن و نوع خاصی از عمل کردن فرامیخواند.
در نتیجه برای یافتن انگیزه باید دید ارزشهای ما چیست(شفافسازی ارزشها) و سپس در مسیر ارزشها قدم برداشت.
در این ویدیو #راس_هریس به این سؤال جواب میدهد که اساسا انگیزه چیست.
مترجم: #حسین_محمدیزاده
(ترجمهٔ این انیمیشن به پیشنهاد کانال «خوب زیستن» و برای نشر اختصاصی در این کانال انجام گرفته است)
@eudemonia
Forwarded from Ali Sayyadi
موسسه روانشناسی دانشگاه تهران:
⭕️⭕️ کارگاه آموزشی و تخصصی
«درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT)»
🔴🔴 سرفصل ها:
* مروری بر مبانی آسیب شناسی روانی از دیدگاهACT (انعطاف ناپذیری روانشناختی)
* گام اول: استفاده از ماتریکس بعنوان ابزاری موثر در کاربرد آسان ACT و افزایش انعطاف پذیری روانشناختی
* گام دوم: ارزنده سازی تجربیات درمانجو در ماتریکس ACT و تحلیل کارآمدی اقدامات اجتنابی
* گام سوم: استفاده از ماتریکس ACT برای پاسخدهی موثر به افکار و احساسات دشوار و تحلیل کارآمدی اقدام برای کنترل دنیای درونی
* گام چهارم: آموختن و بکار بردن اقدام موثر و بدون جدل با درمانجو در ماتریکس ACT
گام پنجم: آموزش شفقت به خود در ماتریکس ACT به عنوان رفتار کارآمد و جایگزین کردن آن با خودسرزنشگری و آسیب به خود
گام ششم: استفاده از قدرت خودمشاهده گر جهت رهایی از دام افکار مشکل ساز
مدرس: آقای علی فیضی (دانشجوی دکترای روانشناسی سلامت دانشگاه تهران)
زمان: پنجشنبه و جمعه 27 و 28 دی ماه؛ ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر
مکان برگزاری:
بلوار کشاورز؛ خیابان 16 آذر؛ بالاتر از پورسینا؛ بن بست کارآفرین؛ پلاک 4؛ ساختمان شماره 2 موسسه روانشناسی دانشگاه تهران؛ طبقه 4
هزینه شرکت در کارگاه: 250 هزار تومان (بابت 16 ساعت آموزش؛ صبحانه؛ ناهار و پذیرائیهای میان وعده)
🔴 همراه با ارائه گواهینامه از موسسه روانشناسی دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Mavara
تلفن های هماهنگی و تماس:
88983503
09199632895
09198203142
⭕️⭕️ کارگاه آموزشی و تخصصی
«درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT)»
🔴🔴 سرفصل ها:
* مروری بر مبانی آسیب شناسی روانی از دیدگاهACT (انعطاف ناپذیری روانشناختی)
* گام اول: استفاده از ماتریکس بعنوان ابزاری موثر در کاربرد آسان ACT و افزایش انعطاف پذیری روانشناختی
* گام دوم: ارزنده سازی تجربیات درمانجو در ماتریکس ACT و تحلیل کارآمدی اقدامات اجتنابی
* گام سوم: استفاده از ماتریکس ACT برای پاسخدهی موثر به افکار و احساسات دشوار و تحلیل کارآمدی اقدام برای کنترل دنیای درونی
* گام چهارم: آموختن و بکار بردن اقدام موثر و بدون جدل با درمانجو در ماتریکس ACT
گام پنجم: آموزش شفقت به خود در ماتریکس ACT به عنوان رفتار کارآمد و جایگزین کردن آن با خودسرزنشگری و آسیب به خود
گام ششم: استفاده از قدرت خودمشاهده گر جهت رهایی از دام افکار مشکل ساز
مدرس: آقای علی فیضی (دانشجوی دکترای روانشناسی سلامت دانشگاه تهران)
زمان: پنجشنبه و جمعه 27 و 28 دی ماه؛ ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر
مکان برگزاری:
بلوار کشاورز؛ خیابان 16 آذر؛ بالاتر از پورسینا؛ بن بست کارآفرین؛ پلاک 4؛ ساختمان شماره 2 موسسه روانشناسی دانشگاه تهران؛ طبقه 4
هزینه شرکت در کارگاه: 250 هزار تومان (بابت 16 ساعت آموزش؛ صبحانه؛ ناهار و پذیرائیهای میان وعده)
🔴 همراه با ارائه گواهینامه از موسسه روانشناسی دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Mavara
تلفن های هماهنگی و تماس:
88983503
09199632895
09198203142
کدام یک از مولفههای پنجگانۀ «تمرین عامدانه» را برای افزایش مهارتهای رواندرمانی/مشاورۀ خود به کار میبرید؟
anonymous poll
1. مشاهدۀ نسخۀ ضبطشدۀ عملکرد خود در اتاق درمان و تعمق در آن – 16
👍👍👍👍👍👍👍 22%
4. تمرین مکرر مهارتهای خاص (بر اساس مراحل پیشین) برای گسترش مرزهای مهارت خود در رواندرمانی/مشاوره – 14
👍👍👍👍👍👍 19%
5. ارزیابی مداوم عملکرد خود (در راستای مراحل پیشین) – 12
👍👍👍👍👍 16%
6. همۀ مولفهها – 11
👍👍👍👍👍 15%
2. دریافت بازخورد در مورد عملکرد زنده یا ضبطشدۀ خود در رواندرمانی/مشاوره از یک متخصص در زمینۀ رواندرمانی – 8
👍👍👍👍 11%
3. هدفگزینی برای فراترفتن از مرزهای مهارتی خود بر اساس مشاهده عملکردی که دارید و بازخوردی که از درمانجویان و مربی خود میگیرید. – 7
👍👍👍 10%
7. هیچکدام – 5
👍👍 7%
👥 73 people voted so far.
anonymous poll
1. مشاهدۀ نسخۀ ضبطشدۀ عملکرد خود در اتاق درمان و تعمق در آن – 16
👍👍👍👍👍👍👍 22%
4. تمرین مکرر مهارتهای خاص (بر اساس مراحل پیشین) برای گسترش مرزهای مهارت خود در رواندرمانی/مشاوره – 14
👍👍👍👍👍👍 19%
5. ارزیابی مداوم عملکرد خود (در راستای مراحل پیشین) – 12
👍👍👍👍👍 16%
6. همۀ مولفهها – 11
👍👍👍👍👍 15%
2. دریافت بازخورد در مورد عملکرد زنده یا ضبطشدۀ خود در رواندرمانی/مشاوره از یک متخصص در زمینۀ رواندرمانی – 8
👍👍👍👍 11%
3. هدفگزینی برای فراترفتن از مرزهای مهارتی خود بر اساس مشاهده عملکردی که دارید و بازخوردی که از درمانجویان و مربی خود میگیرید. – 7
👍👍👍 10%
7. هیچکدام – 5
👍👍 7%
👥 73 people voted so far.
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
▪️حقیقت دارد که ما هرگز هم را ندیدهایم اما من میدانم که تو حالا کجا ایستادهای و چه روزگار دشواری را تجربه میکنی زیرا خودم زمانی همین جا بودهام که تو این روزها در آن ایستادهای. زمانی که نوشتن دربارهٔ طلاق به من پیشنهاد شد با خنده به دوستی گفتم که من یقین دارم برای نوشتن در این مورد صلاحیت دارم زیرا هم تجربهاش کردهام و هم در جایگاه مشاور با آدمهایی روبرو شدهام که روایتهای متفاوت خودشان را از جدایی داشتهاند. پشت خندهام اما اندوهی بود، اندوهی هست.
▪️آن ماه عسل کوتاهمدت پس از وقوع طلاق که تمام شود ناگهان فرد خویش را با دیگ درهمجوشی از عواطف متفاوت و متلاطم روبرو میبیند. دلتنگی، اندوه، خشم، انکار، درد به تناوب در جان انسان جا عوض میکنند و هر کدام چالش خاص خود را به دنبال خواهند داشت. این میان هرچند بسته به اینکه طلاق خواست کدام یک از طرفینِ جدایی بوده، عواطف متفاوتی وجود خواهد داشت اما در نهایت دوران دشواری در پیش است، دورانی که طی آن در جهان بیرون نیز نجاتدهندهای در کار نیست.
▪️من نمیتوانم میان تو و رنجی که میکشی دیوار شوم اما شاید به واسطه این چند کلمه کمک کنم بدانی پیش از تو دیگرانی نیز بودهاند که روزگار آنها را راهی ساخته تا تن به آتش بزنند، آدمهایی که توانستهاند سرانجام از تلخی بگذرند اما تلخ نشوند.
▪️مهمترین چیزی که باید بدانی این است که انکار هیچ کمکی به تو نمیکند. درد، هر سطح و شدت و شکلی که داشته باشد، درد است و با نادیده انگاشتن درمان نمیشود. پشت هر دردی، یک زخم است و شفای این زخم محتاج شفقت و آگاهی است. خود زخمیات را ببین، دردش را بفهم و بپذیر. این اولین قدم و حیاتیترین گام است و تو را احتمالا از تمام مسکنهای آسیبرسانی که خود را در آنها غرق ساختهای رها میکند؛ از الکل، مواد مخدر، روابط متعدد بدون عمق، کار کردن دیوانهوار، پرخوری و هر چیزی از این دست که هر کدام قابلیت پدید آوردن زخمی تازه را دارند.
▪️تجربهٔ طلاق در تمام سطوحش آغشته به همین حس ناخواستنی بودن و طرد شدن است. در چنین موقعیتی دل آدمی آسمان زمستانِ تهران است: گرفته، آلوده، ابری و غم است که بر جان انسان میبارد: سنگین، بیرحم، مداوم. از اندوه نگریز، به اندوه نگریز. صبور بمان با خودت، خوشیهای کوچک بیاب و در جستجوی خوشیهای بزرگ مباش. آنکه در زمستان هوای آفتاب تابستان را در دل بپروراند جز نومیدی نصیبی نخواهد داشت. جانت را روی همان خوشیهای کوچک چتر کن تا شمع وجودشان به رغم باران غم روشن باقی بماند، تا که تاریک نشوی. تاریکی چسبناک است. به روحت که چنگ انداخت دیگر به سادگی رهایت نمیکند. تنفر، خواست انتقام، تمایل به تلافی، یک به یک به سویت میآیند. مگذار تباهی بر تو مسلط شود، آینده را فدای گذشته نکن. ما یقینا نور خورشید فردا را خواهیم دید اگر که شب ما را با خویش نبرده باشد.
▪️به آن صدایی که ملامتکنان مدعی است تو عمرت را پای رابطهای ناکارامد تلف کردهای گوش بده اما باورش نکن. زندگی درنهایت چیزی جز تجربه نیست و هیچکس تضمین نکرده که تمام این تجربهها الزاما خوشایند و خواستنی باشند. آدمها را دیدهام که در سوگ تلف کردن بخشی از عمر خویش چنان باقی روزگار را سر کردهاند که تکتک روزهایشان را میتوان هدر شده به حساب آورد. یکی از آنها نباش لطفا.
▪️ظرف سالیان پس از جدایی با آدمهایی روبرو میشوی که تجربه طلاق در باورشان شبیه اثبات ناکارامدی و بیلیاقتی است. توقع ندارم هربار که با این کژی روبرو شدی اصلاحش کنی، حتی انتظار ندارم که اندوه جایی در دلت سکنی نکند اما واقعا میپندارم بیانصافی است که مجال دهی باختن- اگر که نامش را بشود این گذاشت- تحت تاثیر افرادی این چنین در درون جانت بدل به شکست لایزال شود، چنان که خودت را بازندهای ابدی بپنداری. به یاد داشته باش شکست یعنی کسی بوده که جرات جنگیدن داشته است.
▪️مگذار آن آدمهای نامربوط جرات زندگی کردن را از تو بگیرند. برای این کار باید بتوانی تجربه رابطه پیشین را درست و دقیق بررسی کنی. ضعفهایت را ببینی، اشتباهاتت را، کاستیها و بدفهمیها را و در جستجوی مسیرهایی برای جبران باشی، برای اینکه بدانی الگوی درست، انتخاب درست، رابطه درست حالا درون تو چه معنایی دارد. برای اثبات شایستگیات عجول نباش، شتاب مکن که به جمیع ملامتگویان اثبات کنی تو آن آدمی نیستی که آنها میپندارند. رهایشان کن، با فکرشان، با جهل و ناچاریشان و به جایش روی خودت تمرکز کن، روی قابلیتها و ضعفها، خواستهها و ناخواستهها؛ زندگی خودش وقت درست مبارزه بعدی را نشانت میدهد، مبارزهای برای ساختن و بهبود...
#امیرحسین_کامیار
@amirhkamyar
https://t.me/eudemonia
▪️آن ماه عسل کوتاهمدت پس از وقوع طلاق که تمام شود ناگهان فرد خویش را با دیگ درهمجوشی از عواطف متفاوت و متلاطم روبرو میبیند. دلتنگی، اندوه، خشم، انکار، درد به تناوب در جان انسان جا عوض میکنند و هر کدام چالش خاص خود را به دنبال خواهند داشت. این میان هرچند بسته به اینکه طلاق خواست کدام یک از طرفینِ جدایی بوده، عواطف متفاوتی وجود خواهد داشت اما در نهایت دوران دشواری در پیش است، دورانی که طی آن در جهان بیرون نیز نجاتدهندهای در کار نیست.
▪️من نمیتوانم میان تو و رنجی که میکشی دیوار شوم اما شاید به واسطه این چند کلمه کمک کنم بدانی پیش از تو دیگرانی نیز بودهاند که روزگار آنها را راهی ساخته تا تن به آتش بزنند، آدمهایی که توانستهاند سرانجام از تلخی بگذرند اما تلخ نشوند.
▪️مهمترین چیزی که باید بدانی این است که انکار هیچ کمکی به تو نمیکند. درد، هر سطح و شدت و شکلی که داشته باشد، درد است و با نادیده انگاشتن درمان نمیشود. پشت هر دردی، یک زخم است و شفای این زخم محتاج شفقت و آگاهی است. خود زخمیات را ببین، دردش را بفهم و بپذیر. این اولین قدم و حیاتیترین گام است و تو را احتمالا از تمام مسکنهای آسیبرسانی که خود را در آنها غرق ساختهای رها میکند؛ از الکل، مواد مخدر، روابط متعدد بدون عمق، کار کردن دیوانهوار، پرخوری و هر چیزی از این دست که هر کدام قابلیت پدید آوردن زخمی تازه را دارند.
▪️تجربهٔ طلاق در تمام سطوحش آغشته به همین حس ناخواستنی بودن و طرد شدن است. در چنین موقعیتی دل آدمی آسمان زمستانِ تهران است: گرفته، آلوده، ابری و غم است که بر جان انسان میبارد: سنگین، بیرحم، مداوم. از اندوه نگریز، به اندوه نگریز. صبور بمان با خودت، خوشیهای کوچک بیاب و در جستجوی خوشیهای بزرگ مباش. آنکه در زمستان هوای آفتاب تابستان را در دل بپروراند جز نومیدی نصیبی نخواهد داشت. جانت را روی همان خوشیهای کوچک چتر کن تا شمع وجودشان به رغم باران غم روشن باقی بماند، تا که تاریک نشوی. تاریکی چسبناک است. به روحت که چنگ انداخت دیگر به سادگی رهایت نمیکند. تنفر، خواست انتقام، تمایل به تلافی، یک به یک به سویت میآیند. مگذار تباهی بر تو مسلط شود، آینده را فدای گذشته نکن. ما یقینا نور خورشید فردا را خواهیم دید اگر که شب ما را با خویش نبرده باشد.
▪️به آن صدایی که ملامتکنان مدعی است تو عمرت را پای رابطهای ناکارامد تلف کردهای گوش بده اما باورش نکن. زندگی درنهایت چیزی جز تجربه نیست و هیچکس تضمین نکرده که تمام این تجربهها الزاما خوشایند و خواستنی باشند. آدمها را دیدهام که در سوگ تلف کردن بخشی از عمر خویش چنان باقی روزگار را سر کردهاند که تکتک روزهایشان را میتوان هدر شده به حساب آورد. یکی از آنها نباش لطفا.
▪️ظرف سالیان پس از جدایی با آدمهایی روبرو میشوی که تجربه طلاق در باورشان شبیه اثبات ناکارامدی و بیلیاقتی است. توقع ندارم هربار که با این کژی روبرو شدی اصلاحش کنی، حتی انتظار ندارم که اندوه جایی در دلت سکنی نکند اما واقعا میپندارم بیانصافی است که مجال دهی باختن- اگر که نامش را بشود این گذاشت- تحت تاثیر افرادی این چنین در درون جانت بدل به شکست لایزال شود، چنان که خودت را بازندهای ابدی بپنداری. به یاد داشته باش شکست یعنی کسی بوده که جرات جنگیدن داشته است.
▪️مگذار آن آدمهای نامربوط جرات زندگی کردن را از تو بگیرند. برای این کار باید بتوانی تجربه رابطه پیشین را درست و دقیق بررسی کنی. ضعفهایت را ببینی، اشتباهاتت را، کاستیها و بدفهمیها را و در جستجوی مسیرهایی برای جبران باشی، برای اینکه بدانی الگوی درست، انتخاب درست، رابطه درست حالا درون تو چه معنایی دارد. برای اثبات شایستگیات عجول نباش، شتاب مکن که به جمیع ملامتگویان اثبات کنی تو آن آدمی نیستی که آنها میپندارند. رهایشان کن، با فکرشان، با جهل و ناچاریشان و به جایش روی خودت تمرکز کن، روی قابلیتها و ضعفها، خواستهها و ناخواستهها؛ زندگی خودش وقت درست مبارزه بعدی را نشانت میدهد، مبارزهای برای ساختن و بهبود...
#امیرحسین_کامیار
@amirhkamyar
https://t.me/eudemonia
Telegram
خوب زيستن|بابک عباسی
آموزش ْ پُر کردن ظرف نیست، برافروختن آتش است.
مهر ۱۳۹۶
@BabakAbbaasi
مهر ۱۳۹۶
@BabakAbbaasi
Forwarded from آکادمی رواندرمانی
با بهرهگیری از روش SPICE ، جلسههای تمرینی خود را به جلسات «تمرین عامدانه» تبدیل کنید
آندرس اریکسون
مترجم: اسماعیل فیضی
ویراستار: علی فیضی
اهداف عملکردی مشخص داشته باشید
از اهداف مبهم بپرهیزید! مثلاً بهتر شدن یا موفقیت به درد نمیخورند، اینها فقط وقت شما را تلف میکنند. برای بهتر ساختن عملکرد خود نیاز دارید که هدفهای قابل اجرا یا قابل انجام دادنِ ویژه و روشنی داشته باشید.
✅بازههایی از زمان را تعیین کنید که در آنها که با تمرکزی عاری از حواسپرتی به تمرین بپردازید
فقط و فقط روی آنچه که میخواهید انجام دهید تمرکز کرده و مشتاقانه آن را ادامه دهید. تحت هر شرایطی تمرکزمان را از روی آن برنمیداریم و با خود تکرار میکنیم که انجام میدهم و بهترش را هم میتوانم انجام دهم، الان هیچ چیز مهمتر از این کارم نیست و به خوبی آن را انجام خواهم داد.
اینکه تنها به راهنمایی مربی یا معلّم اکتفا شود اصلاً و ابداً کافی نیست و فرد باید با توجه و دقت تمام در لحظۀ انجام تمرین، برای انجام دادن درست و هرچه بهتر آن تلاش کند.
✅بلافاصله بازخورد بگیرید
برای اینکه «تمرین عامدانۀ» اثر بخشی داشته باشیم، بهتر است فوراً و با دقت فراوان بازخوردی از آنچه انجام دادهایم داشته وعملکرد خود در طول تمرین را بسنجیم. به این منظور باید بازنمایی ذهنی از آنچه میخواهیم انجام دهیم داشته باشیم. سنجش از طریق بازخورد و خود بازخورد هر چه سریعتر باشد، بازنمایی ذهنی هم بهتر و بهتر خواهد شد.
بدون داشتن بازخورد از آنچه که در حال انجام دادنش هستیم، نمیتوانیم بگوییم چقدر به هدف نزدیک شدهایم یا به چه کاری نیاز داریم تا بهتر شویم.
✅بین منطقه راحتی و ناراحتی در رفت و آمد باشید
همچون ورزشکاران بدنسازی عمل کنید. دورههای سخت و سپس از پس آنها دورههای آسان میآیند. زمانی که وزنهای سنگین بلند میکنید و ورزشی سخت انجام میدهید و پس از آن دورۀ بازیابی در نظر میگیرید، در اصل میخواهید ماهیچههای جدید رشد کنند.
بهتر شدن از خواست قلبی میآید و اینکه بین راحتی و خواست قلبی و دشواری در رفت و آمد و نوسان باشید.
به اندازۀ توانتان، خود را تحت فشار قرار دهید.
✅از افرادی که مهارتشان تایید شده است بخواهید تا به صورت حرفهای مربی شما باشند.
افراد ماهری که قبلاً چنین کارهایی کردهاند، به آسانی و درستی میتوانند شما را به روند کار وارد کنند و در پیمودن راه شما را پیش بیندازند.
راهنمایی یک فرد ماهر در «تمرین عامدانه»، جنبههای مثبت گوناگون آن را تشدید و تقویت میکند.
❇️هدف نهایی چیست؟
تمرین عامدانه هم موجب تولید بازنمایی ذهنی میشود و هم به آن وابسته است. بهبود عملکرد دست در دستِ بهبود بازنمایی ذهنی دارد، چنانکه اگر شخصی عملکردش را بهبود بخشد بازنمایی ذهنیاش از آنچه میخواهد انجام دهد دقیقتر و موثرتر خواهد بود و چه بسا ممکن است حتی آن را بیشتر بهبود بخشد و ارتقا دهد.
#تمرین_عامدانه
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
آندرس اریکسون
مترجم: اسماعیل فیضی
ویراستار: علی فیضی
Specific Performance target اهداف عملکردی مشخص داشته باشید
از اهداف مبهم بپرهیزید! مثلاً بهتر شدن یا موفقیت به درد نمیخورند، اینها فقط وقت شما را تلف میکنند. برای بهتر ساختن عملکرد خود نیاز دارید که هدفهای قابل اجرا یا قابل انجام دادنِ ویژه و روشنی داشته باشید.
Periods of intense undistracted focus✅بازههایی از زمان را تعیین کنید که در آنها که با تمرکزی عاری از حواسپرتی به تمرین بپردازید
فقط و فقط روی آنچه که میخواهید انجام دهید تمرکز کرده و مشتاقانه آن را ادامه دهید. تحت هر شرایطی تمرکزمان را از روی آن برنمیداریم و با خود تکرار میکنیم که انجام میدهم و بهترش را هم میتوانم انجام دهم، الان هیچ چیز مهمتر از این کارم نیست و به خوبی آن را انجام خواهم داد.
اینکه تنها به راهنمایی مربی یا معلّم اکتفا شود اصلاً و ابداً کافی نیست و فرد باید با توجه و دقت تمام در لحظۀ انجام تمرین، برای انجام دادن درست و هرچه بهتر آن تلاش کند.
Immediate Feedback✅بلافاصله بازخورد بگیرید
برای اینکه «تمرین عامدانۀ» اثر بخشی داشته باشیم، بهتر است فوراً و با دقت فراوان بازخوردی از آنچه انجام دادهایم داشته وعملکرد خود در طول تمرین را بسنجیم. به این منظور باید بازنمایی ذهنی از آنچه میخواهیم انجام دهیم داشته باشیم. سنجش از طریق بازخورد و خود بازخورد هر چه سریعتر باشد، بازنمایی ذهنی هم بهتر و بهتر خواهد شد.
بدون داشتن بازخورد از آنچه که در حال انجام دادنش هستیم، نمیتوانیم بگوییم چقدر به هدف نزدیک شدهایم یا به چه کاری نیاز داریم تا بهتر شویم.
Cycling between comfort and discomfort✅بین منطقه راحتی و ناراحتی در رفت و آمد باشید
همچون ورزشکاران بدنسازی عمل کنید. دورههای سخت و سپس از پس آنها دورههای آسان میآیند. زمانی که وزنهای سنگین بلند میکنید و ورزشی سخت انجام میدهید و پس از آن دورۀ بازیابی در نظر میگیرید، در اصل میخواهید ماهیچههای جدید رشد کنند.
بهتر شدن از خواست قلبی میآید و اینکه بین راحتی و خواست قلبی و دشواری در رفت و آمد و نوسان باشید.
به اندازۀ توانتان، خود را تحت فشار قرار دهید.
Expert coaching from proven performers✅از افرادی که مهارتشان تایید شده است بخواهید تا به صورت حرفهای مربی شما باشند.
افراد ماهری که قبلاً چنین کارهایی کردهاند، به آسانی و درستی میتوانند شما را به روند کار وارد کنند و در پیمودن راه شما را پیش بیندازند.
راهنمایی یک فرد ماهر در «تمرین عامدانه»، جنبههای مثبت گوناگون آن را تشدید و تقویت میکند.
❇️هدف نهایی چیست؟
تمرین عامدانه هم موجب تولید بازنمایی ذهنی میشود و هم به آن وابسته است. بهبود عملکرد دست در دستِ بهبود بازنمایی ذهنی دارد، چنانکه اگر شخصی عملکردش را بهبود بخشد بازنمایی ذهنیاش از آنچه میخواهد انجام دهد دقیقتر و موثرتر خواهد بود و چه بسا ممکن است حتی آن را بیشتر بهبود بخشد و ارتقا دهد.
#تمرین_عامدانه
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
تبیین خودکشی از دیدگاه ACT
استیون هِیز، کرک استروساهل، کلی ویلسون
مترجم: علی فیضی
انگیزه عمده خودکشی به نظر میرسد که تلاش برای فرار از وضعیتهای آزارنده ذهنی نظیر احساس گناه، اضطراب، احساس بی ارزش بودن، بی کفایتی یا سرزنش باشد. برخی این همایندی را یک فرار یا اجتناب عادی میدانند اما این باور نادرست است. برای آنکه یک موجود بی زبان یا غیر سخن گو را آموزش بدهیم که از یک محرک آزارنده فرار یا اجتناب کند، آن موجود بایستی که با یک رویداد آزارنده (به طور مستقیم یا از طریق سرنخ هایی که مستقیما با چنان رویدادی همراه هستند) مواجه شده و سپس اقدامی انجام دهد که از رخ دادن دوباره آن رویداد آزارنده جلوگیری کند. تقویت کننده منفی در شرطی سازی فرار یا اجتناب احتمال کاهش یافته وقوع رویداد آزارنده بعد از پاسخ دهی اجتنابی نسبت به احتمال وقوع آن رویداد قبل از پاسخ دهی اجتنابی است.
خودکشی ممکن نیست به این شیوه رخ دهد. احتمال کاهش یافته وقوع یک رویداد آزارنده بعد از پاسخ اجتنابی در قیاس با وقوع آن آن قبل از پاسخ دهی اجتنابی را نمیتوان در مورد خودکشی به صورت مستقیم تجربه کرد. هیچ کس به طور مستقیم نمیداند مردن چه کیفیتی دارد. به علاوه خودکشی اغلب حتی آن اوقاتی هم رخ میدهد که اقدام به خودکشی منجر به مواجهه مستقیم و بلافاصله با رویدادهایی آزارنده میشود که قبل از وقوع مرگ پدید میآیند. خودکشی هدفمند است اما هدف آن چیزی نیست که مستقیما تجربه بشود؛ بلکه خودکشی نیتی کلامی دارد. افراد میتوانند پیامدهای مرگ خود را اینطور صورتبندی کنند:
مردن من مساوی است با رهایی از رنج کشیدن، دیگران میفهمند که درباره من اشتباه میکردند، آسودگی دیگران از دست من و راضی شدن آنها، یک دنیای بهتر یا هزار پیامد این چنینی دیگر.
این رویدادهای کلامی مختلف (آسودگی دیگران از دست من، رهایی از رنج کشیدن) از طریق مشارکت با چهارچوبهای رابطهای با دیگر رویدادها کارکرد روانشناختی دارند. آسودگی دیگران و راضی کردن آنها با صدها رویداد مثبت از دوران کودکی مرتبط است. همینطور عبارت رنجکشیدن هم ارز با درد مستقیما تجربه شده و رهایی از رنج کشیدن در چهارچوب تضاد با چنان دردی است. حتی اگر فرد به طور مستقیم نداند که رهایی از رنج چه کیفیتی دارد، چهارچوب تضاد به فرد اجازه میدهد که چنان وضعیتی را تصور کرده و به طریقی (مثلا تغییر کارکرد محرک) احساس کند که چنان وضعیتی چگونه است. در این مورد قواعدی که خودکشی را به کاهش رنج مرتبط میکنند موجب تشویق فرد به انجام اقدام به خودکشی میشوند.
جمله اگر بمیرم از رنج رها میشوم به روشنی توصیف یک همایندی است. این جمله یک قاعده است و از یک قاعده میتوان پیروی کرد. اگر رهایی از رنج کشیدن صاحب کارکرد مثبتی بشود آن وقت برای فردی که درد روانشناختی قابل توجهی میکشد فرمول "اگر بمیرم از رنج رها میشوم" آن کارکرد مثبت را به مرگ به عنوان پیامدی که به صورت کلامی شده است انتقال میدهد؛ البته فرد میتواند بین اقدامات خاص و مرگ خود روابطی ایجاد کند: اگر خودم را دار بزنم یا به خودم شلیک کنم میمیرم و اگر بمیرم دیگر رنج نمیکشم. اینجا دوباره مثالی از یک قاعده نهایی و مرگبار را میبینیم که منجر به مرگهای زیادی میشود. خودکشی یک رفتار تحت تسلط قاعده و مبتنی بر ساختن پیامدهای تخیلی از طریق کاربست چهارچوبهای رابطهای است.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
استیون هِیز، کرک استروساهل، کلی ویلسون
مترجم: علی فیضی
انگیزه عمده خودکشی به نظر میرسد که تلاش برای فرار از وضعیتهای آزارنده ذهنی نظیر احساس گناه، اضطراب، احساس بی ارزش بودن، بی کفایتی یا سرزنش باشد. برخی این همایندی را یک فرار یا اجتناب عادی میدانند اما این باور نادرست است. برای آنکه یک موجود بی زبان یا غیر سخن گو را آموزش بدهیم که از یک محرک آزارنده فرار یا اجتناب کند، آن موجود بایستی که با یک رویداد آزارنده (به طور مستقیم یا از طریق سرنخ هایی که مستقیما با چنان رویدادی همراه هستند) مواجه شده و سپس اقدامی انجام دهد که از رخ دادن دوباره آن رویداد آزارنده جلوگیری کند. تقویت کننده منفی در شرطی سازی فرار یا اجتناب احتمال کاهش یافته وقوع رویداد آزارنده بعد از پاسخ دهی اجتنابی نسبت به احتمال وقوع آن رویداد قبل از پاسخ دهی اجتنابی است.
خودکشی ممکن نیست به این شیوه رخ دهد. احتمال کاهش یافته وقوع یک رویداد آزارنده بعد از پاسخ اجتنابی در قیاس با وقوع آن آن قبل از پاسخ دهی اجتنابی را نمیتوان در مورد خودکشی به صورت مستقیم تجربه کرد. هیچ کس به طور مستقیم نمیداند مردن چه کیفیتی دارد. به علاوه خودکشی اغلب حتی آن اوقاتی هم رخ میدهد که اقدام به خودکشی منجر به مواجهه مستقیم و بلافاصله با رویدادهایی آزارنده میشود که قبل از وقوع مرگ پدید میآیند. خودکشی هدفمند است اما هدف آن چیزی نیست که مستقیما تجربه بشود؛ بلکه خودکشی نیتی کلامی دارد. افراد میتوانند پیامدهای مرگ خود را اینطور صورتبندی کنند:
مردن من مساوی است با رهایی از رنج کشیدن، دیگران میفهمند که درباره من اشتباه میکردند، آسودگی دیگران از دست من و راضی شدن آنها، یک دنیای بهتر یا هزار پیامد این چنینی دیگر.
این رویدادهای کلامی مختلف (آسودگی دیگران از دست من، رهایی از رنج کشیدن) از طریق مشارکت با چهارچوبهای رابطهای با دیگر رویدادها کارکرد روانشناختی دارند. آسودگی دیگران و راضی کردن آنها با صدها رویداد مثبت از دوران کودکی مرتبط است. همینطور عبارت رنجکشیدن هم ارز با درد مستقیما تجربه شده و رهایی از رنج کشیدن در چهارچوب تضاد با چنان دردی است. حتی اگر فرد به طور مستقیم نداند که رهایی از رنج چه کیفیتی دارد، چهارچوب تضاد به فرد اجازه میدهد که چنان وضعیتی را تصور کرده و به طریقی (مثلا تغییر کارکرد محرک) احساس کند که چنان وضعیتی چگونه است. در این مورد قواعدی که خودکشی را به کاهش رنج مرتبط میکنند موجب تشویق فرد به انجام اقدام به خودکشی میشوند.
جمله اگر بمیرم از رنج رها میشوم به روشنی توصیف یک همایندی است. این جمله یک قاعده است و از یک قاعده میتوان پیروی کرد. اگر رهایی از رنج کشیدن صاحب کارکرد مثبتی بشود آن وقت برای فردی که درد روانشناختی قابل توجهی میکشد فرمول "اگر بمیرم از رنج رها میشوم" آن کارکرد مثبت را به مرگ به عنوان پیامدی که به صورت کلامی شده است انتقال میدهد؛ البته فرد میتواند بین اقدامات خاص و مرگ خود روابطی ایجاد کند: اگر خودم را دار بزنم یا به خودم شلیک کنم میمیرم و اگر بمیرم دیگر رنج نمیکشم. اینجا دوباره مثالی از یک قاعده نهایی و مرگبار را میبینیم که منجر به مرگهای زیادی میشود. خودکشی یک رفتار تحت تسلط قاعده و مبتنی بر ساختن پیامدهای تخیلی از طریق کاربست چهارچوبهای رابطهای است.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from Ali Sayyadi
موسسه روانشناسی دانشگاه تهران:
⭕️⭕️ کارگاه آموزشی و تخصصی
«درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT)»
🔴🔴 سرفصل ها:
* مروری بر مبانی آسیب شناسی روانی از دیدگاهACT (انعطاف ناپذیری روانشناختی)
* گام اول: استفاده از ماتریکس بعنوان ابزاری موثر در کاربرد آسان ACT و افزایش انعطاف پذیری روانشناختی
* گام دوم: ارزنده سازی تجربیات درمانجو در ماتریکس ACT و تحلیل کارآمدی اقدامات اجتنابی
* گام سوم: استفاده از ماتریکس ACT برای پاسخدهی موثر به افکار و احساسات دشوار و تحلیل کارآمدی اقدام برای کنترل دنیای درونی
* گام چهارم: آموختن و بکار بردن اقدام موثر و بدون جدل با درمانجو در ماتریکس ACT
گام پنجم: آموزش شفقت به خود در ماتریکس ACT به عنوان رفتار کارآمد و جایگزین کردن آن با خودسرزنشگری و آسیب به خود
گام ششم: استفاده از قدرت خودمشاهده گر جهت رهایی از دام افکار مشکل ساز
مدرس: آقای علی فیضی (دانشجوی دکترای روانشناسی سلامت دانشگاه تهران)
زمان: پنجشنبه و جمعه 16 و 17 اسفند ماه؛ ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر
مکان برگزاری:
بلوار کشاورز؛ خیابان 16 آذر؛ بالاتر از پورسینا؛ بن بست کارآفرین؛ پلاک 4؛ ساختمان شماره 2 موسسه روانشناسی دانشگاه تهران؛ طبقه 4
هزینه شرکت در کارگاه: 250 هزار تومان (بابت 16 ساعت آموزش؛ صبحانه؛ ناهار و پذیرائیهای میان وعده)
🔴 همراه با ارائه گواهینامه از موسسه روانشناسی دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Mavara
تلفن های هماهنگی و تماس:
88983503
09199632895
09198203142
⭕️⭕️ کارگاه آموزشی و تخصصی
«درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT)»
🔴🔴 سرفصل ها:
* مروری بر مبانی آسیب شناسی روانی از دیدگاهACT (انعطاف ناپذیری روانشناختی)
* گام اول: استفاده از ماتریکس بعنوان ابزاری موثر در کاربرد آسان ACT و افزایش انعطاف پذیری روانشناختی
* گام دوم: ارزنده سازی تجربیات درمانجو در ماتریکس ACT و تحلیل کارآمدی اقدامات اجتنابی
* گام سوم: استفاده از ماتریکس ACT برای پاسخدهی موثر به افکار و احساسات دشوار و تحلیل کارآمدی اقدام برای کنترل دنیای درونی
* گام چهارم: آموختن و بکار بردن اقدام موثر و بدون جدل با درمانجو در ماتریکس ACT
گام پنجم: آموزش شفقت به خود در ماتریکس ACT به عنوان رفتار کارآمد و جایگزین کردن آن با خودسرزنشگری و آسیب به خود
گام ششم: استفاده از قدرت خودمشاهده گر جهت رهایی از دام افکار مشکل ساز
مدرس: آقای علی فیضی (دانشجوی دکترای روانشناسی سلامت دانشگاه تهران)
زمان: پنجشنبه و جمعه 16 و 17 اسفند ماه؛ ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر
مکان برگزاری:
بلوار کشاورز؛ خیابان 16 آذر؛ بالاتر از پورسینا؛ بن بست کارآفرین؛ پلاک 4؛ ساختمان شماره 2 موسسه روانشناسی دانشگاه تهران؛ طبقه 4
هزینه شرکت در کارگاه: 250 هزار تومان (بابت 16 ساعت آموزش؛ صبحانه؛ ناهار و پذیرائیهای میان وعده)
🔴 همراه با ارائه گواهینامه از موسسه روانشناسی دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Mavara
تلفن های هماهنگی و تماس:
88983503
09199632895
09198203142
مدیریت یک گفتگوی دشوار در ACT
راس هریس
ترجمه: علی فیضی
آلکس یک مددکار اجتماعی (سابق) 44 ساله است که مزایای از کار افتادگی بلند مدت را دریافت میکند. او با سابقۀ 15 سال PTSD مزمن، افسردگی عمده و نشانگان درد مزمن ارجاع داده شده بود. مشکلات او از 15 سال پیش و از وقتی شروع کرد که به طور وحشتناکی مورد حمله قرار گرفت. این حمله آسیبهای متعددی را در کمر و گردنش ایجاد کرد؛ و او به خاطر این آسیبها متحمل چند بار جراحی شد.
آلکس قبل از مورد حمله قرار گرفتن یک بازیکن فوتبال مشتاق بود و حالا به سختی میتوانست با عصا این طرف و آن طرف راه برود. وقتی در آغاز کار کردن روی ارزشها و اهداف الکس را شروع کردیم او علیرغم این که جراحان زیادی به او گفته بودند دوباره فوتبال بازی کردن برای او غیرممکن است مدام دربار این که چطور میخواهد این کار را بکند حرف میزد.. به او گفتم: خوب، آلکس من در جایگاهی نیستم که به تو بگویم چه چیزی ممکن هست و چه چیزی ممکن نیست؛ اما میتوانیم امروز و الان توافق کنیم که در 24 ساعت بعدی فوتبال بازی کردن برای تو ممکن نیست؟
آلکس موافقت کرد و بعد توانستیم در مورد ارزشهای او که مبنای هدف دوباره فوتبال بازی کردن بود صحبت کنیم. در آغاز او به این این موارد اشاره کرد: بردن دوبارۀ دیگر تیمها، کسب احترام، داشتن زندگی اجتماعی. هیچ کدام از این ارزش نبوداند: آنها ویژگیهای مطلوب اقدام مداوم نیستند؛ پس از او پرسیدم: تصور کن عصایی جادویی داشتم که وقتی تکانش دادم میتوانستی به همۀ این اهداف برسی: دوباره فوتبال بازی کنی، دوباره همۀ بازیهایت را ببری، احترام زیادی کسب کنی و یک زندگی اجتماعی عالی داشته باشی. آن وقت، به چه نحو متفاوتی... با خودت، بدنت و دیگران رفتار میکردی؟ به عنوان یک بازیکن، کدام ویژگیهای فردی را دوست داشتی داشته باشی؟ با افرادی که با آنها ارتباط اجتماعی داشتی چطور رفتار میکردی؟
با کاوش بیشتر بر اساس این پرسشها، توانستیم به چند ارزش اساسی برسیم: فعال بودن، مراقبت از سلامتی، همیاری با یک تیم، اجتماعی بودن، رقابتگر بودن، یک دوست خوب بودن، ارتباط با دیگران. من خاطرنشان کردم که راههای مختلف زیادی وجود دارد که او حتی اگر الان نتواند فوتبال بازی کند بتواند بر اساس این ارزشها عمل کند. آلکس اعتراض کرد که «اما اینها آن چیزی که من میخواهم (دوباره فوتبال بازی کردن) نیست».
قبل از ادامه دادن به مطالعه یک لحظه تامل کنید: چطور به اظهارنظر آلکس پاسخ میدادید؟
آنچه در اینجا با آن سر و کار داریم شکاف واقعیت است: یک شکاف بزرگ بین واقعیت کنونی و واقعیت مطلوب؛ و هرچه شکاف بزرگتر باشد، احساساتی که برمیانگیزد دردناکتر میشوند. به این ترتیب آنچه در این مورد نیاز داریم از این قرار است: ارزندهسازی و بهنجارسازی آن احساسات، تصدیق مشفقانۀ این که چقدر دردناکاند و این که به درمانجو کمک کنیم آن احساسات را بپذیرد.
بنابراین پاسخ من به آلکس اینطور بود:
درمانگر: البته. اصلا یکی نیستند. حتی نزدیک همدیگر نیستند؛ و وقتی شکاف بزرگی بین آنچه میخواهی و آنچه داری وجود دارد درد میکشی. میتوانم ببینم که الان چقدر ناراحتی و تنها میتوانم فقط تصور کنم که چقدر داری رنج میکشی (مکث) و بنا به تجربۀ من، افراد وقتی حال تو را پیدا میکنند، دلیلش این است که با چیزی خیلی مهم در تماساند؛ چیزی که اهمیت دارد (مکث)؛ پس به نظر من تو اینجا میتوانی انتخاب کنی. یک گزینه این هست که یاد بگیری چطور برای احساسات دردناک جایی در وجودت باز کنی و کشمکش با آنها را رها کنی تا بتوانی نیروی خودت صرف انجام کاری مهم بکنی، کاری که واقعاً برایت در عمق وجودت مهم باشد تا بتوانی در مواجهه با این واقعیت دردناک بتوانی نشان بدهی که چه چیزی برایت ارزشمند است. گزینۀ دیگر این هست که به طور کامل خودت را با این احساسات درگیر کنی؛ به نوعی از تلاش کردن دست برداری و زندگیات را معطل نگه بداری. کدام گزینه را میخواهی انتخاب کنی؟
*****
*****
*****
در کتاب، راس هریس میگوید درمانجو گزینه اول را انتخاب میکند که کاملا رایج هست.
حالا اگر بخواهیم قضیه را کمی سختر کنیم میتوانیم تصور کنیم که درمانجو بگوید که «هیچ امیدی نیست، این حرفها به درد من نمیخورد. زندگی من معطل شده است.»
اینجا چطور میتوانیم پاسخ بدهیم؟
راس هریس
ترجمه: علی فیضی
آلکس یک مددکار اجتماعی (سابق) 44 ساله است که مزایای از کار افتادگی بلند مدت را دریافت میکند. او با سابقۀ 15 سال PTSD مزمن، افسردگی عمده و نشانگان درد مزمن ارجاع داده شده بود. مشکلات او از 15 سال پیش و از وقتی شروع کرد که به طور وحشتناکی مورد حمله قرار گرفت. این حمله آسیبهای متعددی را در کمر و گردنش ایجاد کرد؛ و او به خاطر این آسیبها متحمل چند بار جراحی شد.
آلکس قبل از مورد حمله قرار گرفتن یک بازیکن فوتبال مشتاق بود و حالا به سختی میتوانست با عصا این طرف و آن طرف راه برود. وقتی در آغاز کار کردن روی ارزشها و اهداف الکس را شروع کردیم او علیرغم این که جراحان زیادی به او گفته بودند دوباره فوتبال بازی کردن برای او غیرممکن است مدام دربار این که چطور میخواهد این کار را بکند حرف میزد.. به او گفتم: خوب، آلکس من در جایگاهی نیستم که به تو بگویم چه چیزی ممکن هست و چه چیزی ممکن نیست؛ اما میتوانیم امروز و الان توافق کنیم که در 24 ساعت بعدی فوتبال بازی کردن برای تو ممکن نیست؟
آلکس موافقت کرد و بعد توانستیم در مورد ارزشهای او که مبنای هدف دوباره فوتبال بازی کردن بود صحبت کنیم. در آغاز او به این این موارد اشاره کرد: بردن دوبارۀ دیگر تیمها، کسب احترام، داشتن زندگی اجتماعی. هیچ کدام از این ارزش نبوداند: آنها ویژگیهای مطلوب اقدام مداوم نیستند؛ پس از او پرسیدم: تصور کن عصایی جادویی داشتم که وقتی تکانش دادم میتوانستی به همۀ این اهداف برسی: دوباره فوتبال بازی کنی، دوباره همۀ بازیهایت را ببری، احترام زیادی کسب کنی و یک زندگی اجتماعی عالی داشته باشی. آن وقت، به چه نحو متفاوتی... با خودت، بدنت و دیگران رفتار میکردی؟ به عنوان یک بازیکن، کدام ویژگیهای فردی را دوست داشتی داشته باشی؟ با افرادی که با آنها ارتباط اجتماعی داشتی چطور رفتار میکردی؟
با کاوش بیشتر بر اساس این پرسشها، توانستیم به چند ارزش اساسی برسیم: فعال بودن، مراقبت از سلامتی، همیاری با یک تیم، اجتماعی بودن، رقابتگر بودن، یک دوست خوب بودن، ارتباط با دیگران. من خاطرنشان کردم که راههای مختلف زیادی وجود دارد که او حتی اگر الان نتواند فوتبال بازی کند بتواند بر اساس این ارزشها عمل کند. آلکس اعتراض کرد که «اما اینها آن چیزی که من میخواهم (دوباره فوتبال بازی کردن) نیست».
قبل از ادامه دادن به مطالعه یک لحظه تامل کنید: چطور به اظهارنظر آلکس پاسخ میدادید؟
آنچه در اینجا با آن سر و کار داریم شکاف واقعیت است: یک شکاف بزرگ بین واقعیت کنونی و واقعیت مطلوب؛ و هرچه شکاف بزرگتر باشد، احساساتی که برمیانگیزد دردناکتر میشوند. به این ترتیب آنچه در این مورد نیاز داریم از این قرار است: ارزندهسازی و بهنجارسازی آن احساسات، تصدیق مشفقانۀ این که چقدر دردناکاند و این که به درمانجو کمک کنیم آن احساسات را بپذیرد.
بنابراین پاسخ من به آلکس اینطور بود:
درمانگر: البته. اصلا یکی نیستند. حتی نزدیک همدیگر نیستند؛ و وقتی شکاف بزرگی بین آنچه میخواهی و آنچه داری وجود دارد درد میکشی. میتوانم ببینم که الان چقدر ناراحتی و تنها میتوانم فقط تصور کنم که چقدر داری رنج میکشی (مکث) و بنا به تجربۀ من، افراد وقتی حال تو را پیدا میکنند، دلیلش این است که با چیزی خیلی مهم در تماساند؛ چیزی که اهمیت دارد (مکث)؛ پس به نظر من تو اینجا میتوانی انتخاب کنی. یک گزینه این هست که یاد بگیری چطور برای احساسات دردناک جایی در وجودت باز کنی و کشمکش با آنها را رها کنی تا بتوانی نیروی خودت صرف انجام کاری مهم بکنی، کاری که واقعاً برایت در عمق وجودت مهم باشد تا بتوانی در مواجهه با این واقعیت دردناک بتوانی نشان بدهی که چه چیزی برایت ارزشمند است. گزینۀ دیگر این هست که به طور کامل خودت را با این احساسات درگیر کنی؛ به نوعی از تلاش کردن دست برداری و زندگیات را معطل نگه بداری. کدام گزینه را میخواهی انتخاب کنی؟
*****
*****
*****
در کتاب، راس هریس میگوید درمانجو گزینه اول را انتخاب میکند که کاملا رایج هست.
حالا اگر بخواهیم قضیه را کمی سختر کنیم میتوانیم تصور کنیم که درمانجو بگوید که «هیچ امیدی نیست، این حرفها به درد من نمیخورد. زندگی من معطل شده است.»
اینجا چطور میتوانیم پاسخ بدهیم؟
من پیشنهادی را در ادامه ارائه کردم اما لطفا قبل از ادامه دادن، به این فکر کنید که جواب شما چه میتواند باشد؟
*
*
*
*
پیشنهاد من:
وقتی افرادی که با من اینجا کار میکنند جوابهایی مثل جواب تو را میدهند، بنا به تجربهام میتوانم حدس بزنم که به شدت درد میکشند، از این که با آنچیزهایی عمیقا برایشان مهم است در تماس قرار گرفتهاند و دارند میبینند که چه فاصلهای بین واقعیت زندگیشان و آن چیزهای ارزشمتد وجود دارد خیلی درد میکشند و ناامیدی همۀ دنیا را جلوی چشمشان سیاه و کدر میکند. اگر در مورد تو هم قضیه این هست بدون که از درد و غم و عصبانیت تو غمگینم و میتونم تا حدودی از چشم تو به قضیه نگاه کنم و بفهمم چرا جنین حالی داری. از طرف دیگر این رو بدون که این زندگی تو هست و هیچ کس نمیتواند تو را مجبور کند زندگیات را به طور خاصی پیش ببری. در نهایت انتخاب با تو هست و اگر تو میخواهی در مقابل درد این شکاف واقعیت با ناامیدی و ناتوانی رفتار کنی کسی نمیتواند جلوی تو را بگیرد. فقط تو میتوانی بگویی چطور پاسخ دادن به این درد میتواند برای تو بهترین انتخاب باشد. فقط تو میتوانی انتخاب کنی که اجازه بدهی افکاری مثل زندگیام معطل شده است یا هیچ امیدی نیست رفتار تو را هدایت کند یا این که ببینی علیرغم 15 سال درد کشیدن، چه چیزی همین چند دقیقه پیش جرقه زد، قلبت را روشن کرد و میتوانی از آن برای بهتر زندگ استفاده کنی؟
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
*
*
*
*
پیشنهاد من:
وقتی افرادی که با من اینجا کار میکنند جوابهایی مثل جواب تو را میدهند، بنا به تجربهام میتوانم حدس بزنم که به شدت درد میکشند، از این که با آنچیزهایی عمیقا برایشان مهم است در تماس قرار گرفتهاند و دارند میبینند که چه فاصلهای بین واقعیت زندگیشان و آن چیزهای ارزشمتد وجود دارد خیلی درد میکشند و ناامیدی همۀ دنیا را جلوی چشمشان سیاه و کدر میکند. اگر در مورد تو هم قضیه این هست بدون که از درد و غم و عصبانیت تو غمگینم و میتونم تا حدودی از چشم تو به قضیه نگاه کنم و بفهمم چرا جنین حالی داری. از طرف دیگر این رو بدون که این زندگی تو هست و هیچ کس نمیتواند تو را مجبور کند زندگیات را به طور خاصی پیش ببری. در نهایت انتخاب با تو هست و اگر تو میخواهی در مقابل درد این شکاف واقعیت با ناامیدی و ناتوانی رفتار کنی کسی نمیتواند جلوی تو را بگیرد. فقط تو میتوانی بگویی چطور پاسخ دادن به این درد میتواند برای تو بهترین انتخاب باشد. فقط تو میتوانی انتخاب کنی که اجازه بدهی افکاری مثل زندگیام معطل شده است یا هیچ امیدی نیست رفتار تو را هدایت کند یا این که ببینی علیرغم 15 سال درد کشیدن، چه چیزی همین چند دقیقه پیش جرقه زد، قلبت را روشن کرد و میتوانی از آن برای بهتر زندگ استفاده کنی؟
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.