زبان همچون ابزاری تجربی در رواندرمانی
جسیکا دور
ترجمه و تلخیص: #علی_فیضی
.
همه میدانیم که زبا، چه برای آنهایی که دچار مشکلات روانشناختی هستند چه آنهایی که نیستند باعث دردسرهای زیادی میشود. نظریهپردازان ACT بر این باورند که درمانگران بایستی از زبان بهطور تجربی استفاده کنند و این دقیقاً همان راهی است که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و دیگر رواندرمانیهای موج سومی آن را انتخاب کردهاند.
دسته گستردهای از تکنیکهای تجربی را میتوان در فرایند ACT به کار برد. در آن دسته از درمانهایی که روی تماس با تجربه افکار تأکید میشود، توجه آگاهی (Mindfulness) یکی از مشهورترین مجموعه تمرینهای مبتنی بر شواهد است که به کار میرود. تکنیکهای رایج توجهآگاهی انواعی از تمرینهای مراقبهاند که درمانجویان برای انجام آنها یاد میگیرند هر رویداد قابلادراک درونی و بیرونی نظیر صدا، بو، افکار و حسهای بدنی را مشاهده کنند. از دیدگاه نظریه چارچوب ارتباطی انجام این تمرینها باعث افزایش توجه به جنبههای غیر دلخواه محیط ازجمله محیط ذهنی میشود.
به زیان استعاری، میتوان گفت که این فرایند حفرههای فیلتری را که توسط زبان ایجاد میشود گشادتر میکند و اجازه میدهد با تجربه مستقیم تماس بیشتری داشته باشیم. مثلاً وقتی درمانجویان حسهای بدنی خود را در تمرین بررسی بدنی به مدت زیادی مشاهده میکنند ترغیب میشوند تا ویژگیهای طبیعی این حسها را موردتوجه قرار بدهند، بهسادگی اجازه بدهند که باشند و قضاوتها و ارزیابیهای ایجادشده توسط زبان را رها کنند. اگر درمانجو در دست خود احساس درد کند، او ترغیب میشود تا جنبههای متعدد این حس و را مشاهده کرده و درعینحال با پیروی از دستورالعمل رها کردن قضاوت، این واکنش را تضعیف کند.
جالب است که حتی شکلهای کلامی کنترل میتواند منابع کلامی کنترل را همچنان که در دستورالعمل "قضاوت را رها کن" میبینیم تضعیف کند. از دیدگاه نظریه چهارچوب ارتباطی این دستورالعمل تا وقتیکه عدم حساسیت حاصل از آن منجر به رفتار ناکارآمد نشود متناقضنما نیست. اگر درمانجویان ترغیب شوند تا بدون واکنش به سیر افکار خود، آنها را مشاهده کنند، رفتار آنها توسط یک قاعده کنترلشده است؛ اما این قاعده احتمال انجام رفتاری متناسبتر از سوی درمانجویان در محیط را افزایش میدهد. در ACT، توجهآگاهی ترکیبی از فرایندهای پذیرش، گسلش و تماس با لحظه اکنون و بافتار انگاری خویشتن است. بهعنوانمثال یک درمانجو ترغیب میشود تا بعد از به یادآوردن یک خاطره بد، فضایی برای هیجانات دردناک ایجاد کند. به زبان نظریه چهارچوب ارتباطی، درمانگر بافتاری کلامی ایجاد میکند که راهانداز رویداد روانشناختی دردناکی میشود و درمانجو را ترغیب میکند تا با پیامدهای نگریختن از تجربه، تماس پیدا کند. بااینکه درمانجو گمان میکند بایستی از هیجانات دردناک اجتناب کرد، تجربه مستقیم پذیرش گستره واکنشهای آینده او به هیجانات دردناک را توسعه میدهد (مثلاً پذیرش احساس اضطراب بهمنظور صحبت کردن در میان جمع یا پذیرش احساس افسردگی برای انجام دوباره اقدامات معنادار).
#Learning_ACT
منبع:
دور، جسیکا. (1394). زبان همچون ابزاری تجربی در رواندرمانی. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز یازدهم تیر ماه سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
جسیکا دور
ترجمه و تلخیص: #علی_فیضی
.
همه میدانیم که زبا، چه برای آنهایی که دچار مشکلات روانشناختی هستند چه آنهایی که نیستند باعث دردسرهای زیادی میشود. نظریهپردازان ACT بر این باورند که درمانگران بایستی از زبان بهطور تجربی استفاده کنند و این دقیقاً همان راهی است که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و دیگر رواندرمانیهای موج سومی آن را انتخاب کردهاند.
دسته گستردهای از تکنیکهای تجربی را میتوان در فرایند ACT به کار برد. در آن دسته از درمانهایی که روی تماس با تجربه افکار تأکید میشود، توجه آگاهی (Mindfulness) یکی از مشهورترین مجموعه تمرینهای مبتنی بر شواهد است که به کار میرود. تکنیکهای رایج توجهآگاهی انواعی از تمرینهای مراقبهاند که درمانجویان برای انجام آنها یاد میگیرند هر رویداد قابلادراک درونی و بیرونی نظیر صدا، بو، افکار و حسهای بدنی را مشاهده کنند. از دیدگاه نظریه چارچوب ارتباطی انجام این تمرینها باعث افزایش توجه به جنبههای غیر دلخواه محیط ازجمله محیط ذهنی میشود.
به زیان استعاری، میتوان گفت که این فرایند حفرههای فیلتری را که توسط زبان ایجاد میشود گشادتر میکند و اجازه میدهد با تجربه مستقیم تماس بیشتری داشته باشیم. مثلاً وقتی درمانجویان حسهای بدنی خود را در تمرین بررسی بدنی به مدت زیادی مشاهده میکنند ترغیب میشوند تا ویژگیهای طبیعی این حسها را موردتوجه قرار بدهند، بهسادگی اجازه بدهند که باشند و قضاوتها و ارزیابیهای ایجادشده توسط زبان را رها کنند. اگر درمانجو در دست خود احساس درد کند، او ترغیب میشود تا جنبههای متعدد این حس و را مشاهده کرده و درعینحال با پیروی از دستورالعمل رها کردن قضاوت، این واکنش را تضعیف کند.
جالب است که حتی شکلهای کلامی کنترل میتواند منابع کلامی کنترل را همچنان که در دستورالعمل "قضاوت را رها کن" میبینیم تضعیف کند. از دیدگاه نظریه چهارچوب ارتباطی این دستورالعمل تا وقتیکه عدم حساسیت حاصل از آن منجر به رفتار ناکارآمد نشود متناقضنما نیست. اگر درمانجویان ترغیب شوند تا بدون واکنش به سیر افکار خود، آنها را مشاهده کنند، رفتار آنها توسط یک قاعده کنترلشده است؛ اما این قاعده احتمال انجام رفتاری متناسبتر از سوی درمانجویان در محیط را افزایش میدهد. در ACT، توجهآگاهی ترکیبی از فرایندهای پذیرش، گسلش و تماس با لحظه اکنون و بافتار انگاری خویشتن است. بهعنوانمثال یک درمانجو ترغیب میشود تا بعد از به یادآوردن یک خاطره بد، فضایی برای هیجانات دردناک ایجاد کند. به زبان نظریه چهارچوب ارتباطی، درمانگر بافتاری کلامی ایجاد میکند که راهانداز رویداد روانشناختی دردناکی میشود و درمانجو را ترغیب میکند تا با پیامدهای نگریختن از تجربه، تماس پیدا کند. بااینکه درمانجو گمان میکند بایستی از هیجانات دردناک اجتناب کرد، تجربه مستقیم پذیرش گستره واکنشهای آینده او به هیجانات دردناک را توسعه میدهد (مثلاً پذیرش احساس اضطراب بهمنظور صحبت کردن در میان جمع یا پذیرش احساس افسردگی برای انجام دوباره اقدامات معنادار).
#Learning_ACT
منبع:
دور، جسیکا. (1394). زبان همچون ابزاری تجربی در رواندرمانی. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز یازدهم تیر ماه سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
راز و رمز تغییر سریع و پایدار
کرک استروساهل
مترجم: #علی_فیضی
وقتی افراد فاقد مهارتهای انعطاف در رویکرد خود هستند و تمایلی به تغییر راهبردهایی موثر نیستند ندارند بسیاری از لحظات دشوار زندگی به لحاظ هیجانی به نظر طاقتفرسا میآیند و گرفتار شدن یا خشکیدن آسان میشود. جالب است که برخی افراد وقتی با این نوع دشواریها روبهرو میشوند بزرگ میشوند و بای فرا رفتن از موقعیت توانا میشوند. ما میدانیم که این اتفاق ممکن است حتی در وحشتناکترین شرایط زندگی نیز اتفاق بیفتد؛ اگر شک دارید به عنوان مثال کتاب در جستجوی معنای فرانکل (1992) را بخوانید؛ پس دلیلی ندارد باور کنیم که چنین اتفاقی در دورههای طبیعی زندگی روزمره ممکن نیست. تلاش برای ایجاد الگویی برای افزایش تغییر سریع و ماندگار با این سوال شروع میشود: یک فرد چگونه منابع درونی خود را به کار میگیرد تا آنچه اتفاق افتاده را بپذیرد و در زندگی به پیش برود در حالی که دیگری به واسطۀ همان نوع چالش در زندگی به کلی نابود میشود؟
در مورد فرانکل مساله این بود که اتفاقات وحشتناکی را به طور روزمره مشاهده میکرد و برای معنا دادن به بربریتی که مشاهده میکرد در چالش بود. تحول او شامل پذیرش این احتمال بود که دیگر هیچگاه همسرش را نخواهد دید (و در واقعیت هم دیگر هرگز او را ندید) و در عین حال راههایی برای تجربه و نشان دادن عشق ابدیاش به او پیدا کرد. این توانایی برای فراتر رفتن از شرایط دهشتناک منطقی نیست بلکه نسخهای انسانی از جهش کوانتومی در فیزیک است. ایدۀ بنیادین ما این است که هرکسی فارغ از چالهای که در آن افتاده است دقیقا به همین شیوه میتواند تغییرات بنیادینی را در زندگیاش ایجاد و تجربه کند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
کرک استروساهل
مترجم: #علی_فیضی
وقتی افراد فاقد مهارتهای انعطاف در رویکرد خود هستند و تمایلی به تغییر راهبردهایی موثر نیستند ندارند بسیاری از لحظات دشوار زندگی به لحاظ هیجانی به نظر طاقتفرسا میآیند و گرفتار شدن یا خشکیدن آسان میشود. جالب است که برخی افراد وقتی با این نوع دشواریها روبهرو میشوند بزرگ میشوند و بای فرا رفتن از موقعیت توانا میشوند. ما میدانیم که این اتفاق ممکن است حتی در وحشتناکترین شرایط زندگی نیز اتفاق بیفتد؛ اگر شک دارید به عنوان مثال کتاب در جستجوی معنای فرانکل (1992) را بخوانید؛ پس دلیلی ندارد باور کنیم که چنین اتفاقی در دورههای طبیعی زندگی روزمره ممکن نیست. تلاش برای ایجاد الگویی برای افزایش تغییر سریع و ماندگار با این سوال شروع میشود: یک فرد چگونه منابع درونی خود را به کار میگیرد تا آنچه اتفاق افتاده را بپذیرد و در زندگی به پیش برود در حالی که دیگری به واسطۀ همان نوع چالش در زندگی به کلی نابود میشود؟
در مورد فرانکل مساله این بود که اتفاقات وحشتناکی را به طور روزمره مشاهده میکرد و برای معنا دادن به بربریتی که مشاهده میکرد در چالش بود. تحول او شامل پذیرش این احتمال بود که دیگر هیچگاه همسرش را نخواهد دید (و در واقعیت هم دیگر هرگز او را ندید) و در عین حال راههایی برای تجربه و نشان دادن عشق ابدیاش به او پیدا کرد. این توانایی برای فراتر رفتن از شرایط دهشتناک منطقی نیست بلکه نسخهای انسانی از جهش کوانتومی در فیزیک است. ایدۀ بنیادین ما این است که هرکسی فارغ از چالهای که در آن افتاده است دقیقا به همین شیوه میتواند تغییرات بنیادینی را در زندگیاش ایجاد و تجربه کند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from Farnoudian Contemplations
ماه گذشته آقای جان رابرتز، رئیس دیوانعالی کشور در آمریکا در مراسم فارغالتحصیلی پسرش شرکت کرد و طبیعتا سخنران مراسم هم بود. یک قسمت از سخنرانیش رو ترجمه کردم. بقیه رو در لینک پایین صفحه میتونید ببینید.
"سخنرانهای این نوع مراسم معمولا برای شما بخت و اقبال مناسب آرزو میکنند، ولی من این کار را نخواهم کرد. امیدوارم که هرچند یک بار با رفتار غیرمنصفانه مواجه بشوید تا ارزش عدالت را بفهمید. به شما خیانت بشود تا اهمیت وفاداری را بیاموزید. با عرض شرمندگی، گاهی تنها و بیکس بمانید تا بفهمید که دوست از جرز دیوار نمیآید. برایتان گاهی بخت بد آرزو میکنم تا از اهمیت بخت و اقبال آگاه باشید و بفهمید که موفقیتهایتان همه فقط به دلیل شایستگی نبوده و شکستهایتان هم به همچنین. و شکست که میخورید - و باور بفرمائید که شکست هم خواهید خورد - امیدوارم رقیبتان از شکستتان لذت ببرد و شادیها کند تا اهمیت بزرگمنشی را درک کنید. امیدوارم سایرین گاهی از خواستههای شما چشمپوشی کنند تا اهمیت شنیدن حرف دیگران را بفهمید. و آخر اینکه فقط به اندازهای درد آرزو میکنم که همدردی را بیاموزید. همه این آرزوها را شنیدید، ولی واقعیت اینست که تمام این اتفاقات برای شما خواهد افتاد، چه من آرزو کنم چه نکنم. اینکه از آنها چه یاد خواهید گرفت و چه سودی خواهید برد، بستگی دارد به توانایی شما برای دیدن پیغام پنهان در این اتفاقات."
https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=10154874674041491&id=10606591490
@Farnoudian
@FarnoudianAdmin ... تماس با نویسنده
"سخنرانهای این نوع مراسم معمولا برای شما بخت و اقبال مناسب آرزو میکنند، ولی من این کار را نخواهم کرد. امیدوارم که هرچند یک بار با رفتار غیرمنصفانه مواجه بشوید تا ارزش عدالت را بفهمید. به شما خیانت بشود تا اهمیت وفاداری را بیاموزید. با عرض شرمندگی، گاهی تنها و بیکس بمانید تا بفهمید که دوست از جرز دیوار نمیآید. برایتان گاهی بخت بد آرزو میکنم تا از اهمیت بخت و اقبال آگاه باشید و بفهمید که موفقیتهایتان همه فقط به دلیل شایستگی نبوده و شکستهایتان هم به همچنین. و شکست که میخورید - و باور بفرمائید که شکست هم خواهید خورد - امیدوارم رقیبتان از شکستتان لذت ببرد و شادیها کند تا اهمیت بزرگمنشی را درک کنید. امیدوارم سایرین گاهی از خواستههای شما چشمپوشی کنند تا اهمیت شنیدن حرف دیگران را بفهمید. و آخر اینکه فقط به اندازهای درد آرزو میکنم که همدردی را بیاموزید. همه این آرزوها را شنیدید، ولی واقعیت اینست که تمام این اتفاقات برای شما خواهد افتاد، چه من آرزو کنم چه نکنم. اینکه از آنها چه یاد خواهید گرفت و چه سودی خواهید برد، بستگی دارد به توانایی شما برای دیدن پیغام پنهان در این اتفاقات."
https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=10154874674041491&id=10606591490
@Farnoudian
@FarnoudianAdmin ... تماس با نویسنده
Forwarded from علی دهباشی
«صد شتر زین علم نزد من دو جو»
استهزای دین است یا افسوسِ دانش؟
[یادداشت دکتر محمدعلی موحد در روزنامه «اطلاعات»، دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶]
کفاره کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزه خود را عمداً باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفارة جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»
***
اینکه در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیر عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شمارة ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۵ ۱ /۴/ ۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاههای کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است.
و این عبارت از قول «امام خمینی(ره)» بر گوشه سمت راست بالای صفحه اول دفترچه شماره ۱ مشتمل بر آن سؤالات نقش بسته است:
«اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح میشود.»
ظاهر امر دلالت دارد بر اینکه به نظر طرّاحان این سؤالات، که مدیران و مدبّران نظام آموزشی کشور و متولیان نظارت بر صحّت و سلامت آن نظام میباشند، اصلاح دانشگاه متوقف است بر اینکه دانشآموز پیش از ورود در ساحت مقدس دانشگاه باید با حداقلی از فرهنگ و معارف اسلامی آشنا باشد و این سؤالات نموداری از آن حداقل است.
اینکه گفتم «حداقل»، مبتنی بر این ملاحظه است که سؤالات برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» طرح شده است و نه برای مثلاً گروهی که بخواهد در علوم اسلامی توغل داشته باشد و متخصص و صاحبنظر در این علوم به شمار آید.
پس برمیگردیم به سؤالی که متن آن را در صدر مقال آوردیم: سؤال مبتنی است بر این فرض که ماهِ رمضان است و شخصی مسلمان در
۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن، که به لحاظ فیزیکی در کمال صحت و سلامت است، تصمیم میگیرد که عمداً روزهخواری کند. این شخص محترم یک بشقاب خاک و یک قدح آب در جلوی خود دارد و میخواهد روزه واجب را با خوردن یکی از آنها بشکند و چون در عین ارتکاب به معصیتِ روزهخواری هم مقیّد به احکام شرع است و هم ذهنیّتی حسابگر دارد، میخواهد ببیند کدام یک بیشتر صرفه میکند: اول آب را بخورد بعد خاک را؟ یا بالعکس روزه را با تناول مُشتی از خاک بشکند و آنگاه قدح آب را سر بکشد؟ ارتکاب کدام یک از دو شقِ معصیت، برایش سهلتر و مقرون به صرفهتر خواهد بود؟
دانشآموزی که در برابر چنین مسألهای قرار میگیرد، قاعدتاً باید در سلامت عقل چنین آدمی شک بکند؛ کسی که عالماً و عامداً میخواهد خاک بخورد تا به شرف عظیم روزهخواری نائل آید! همچو آدمی مسلماً دیوانه است و دیوانه مرفوع القلم است. شرع برای عقلاست و نه برای مجانین.
آری، آن شخصِ مفروض، آن معصیتکارِ سیهروزگار را دیوانه باید خواند؛ اما کسانی را که چنین مسائلی را به نام «فرهنگ و معارف اسلامی» قالب میزنند و آن را شرط ورود نوجوانان به دانشگاه قرار میدهند، چه باید نامید؟
خامه چون اینجا رسید ای مرد هوش
خون درون سینهام آمد به جوش
زانکه گفتمهاتفی در گوش جان
تو از آن ابلهتری ای مستهان
مایة عمری گرامی داشتی
هین بیاور تا چه زآن برداشتی
عمرِ خود دادی، گرفتی ای حزون
جزو دانی پر ز تخییل و ظنون
علم اگر این است، بگذار و برو
صد شتر زین علم نزد من دو جو
این شعرها از من نیست، از عالمِ مجتهدِ صاحبنظر علامهالفقها ملا احمد نراقی صاحب مثنوی معروف «طاقدیس» است. او شکایت دارد که چرا «علم فقه احکام» دستخوش تخیلات شده و به «سدّ» و مانعی در راه کمال مبدل گشته است. چرا وقت و عمر طلبهها را با طرح این قبیل مسائل تباه میکنند؟
نراقی قرن نوزدهم میزیست و ضایع کردن عمر با این ترهّات را برنمیتافت؛ چرا فقهای عصر کامپیوتر و الکترونیک دم برنمیزنند و اجازه میدهند این نوع مسائل به عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» مطرح شود و نسل جوان را بیش از آنچه هست، از دین و دانش بیزار گرداند؟
استهزای دین است یا افسوسِ دانش؟
[یادداشت دکتر محمدعلی موحد در روزنامه «اطلاعات»، دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶]
کفاره کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزه خود را عمداً باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفارة جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»
***
اینکه در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیر عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شمارة ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۵ ۱ /۴/ ۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاههای کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است.
و این عبارت از قول «امام خمینی(ره)» بر گوشه سمت راست بالای صفحه اول دفترچه شماره ۱ مشتمل بر آن سؤالات نقش بسته است:
«اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح میشود.»
ظاهر امر دلالت دارد بر اینکه به نظر طرّاحان این سؤالات، که مدیران و مدبّران نظام آموزشی کشور و متولیان نظارت بر صحّت و سلامت آن نظام میباشند، اصلاح دانشگاه متوقف است بر اینکه دانشآموز پیش از ورود در ساحت مقدس دانشگاه باید با حداقلی از فرهنگ و معارف اسلامی آشنا باشد و این سؤالات نموداری از آن حداقل است.
اینکه گفتم «حداقل»، مبتنی بر این ملاحظه است که سؤالات برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» طرح شده است و نه برای مثلاً گروهی که بخواهد در علوم اسلامی توغل داشته باشد و متخصص و صاحبنظر در این علوم به شمار آید.
پس برمیگردیم به سؤالی که متن آن را در صدر مقال آوردیم: سؤال مبتنی است بر این فرض که ماهِ رمضان است و شخصی مسلمان در
۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن، که به لحاظ فیزیکی در کمال صحت و سلامت است، تصمیم میگیرد که عمداً روزهخواری کند. این شخص محترم یک بشقاب خاک و یک قدح آب در جلوی خود دارد و میخواهد روزه واجب را با خوردن یکی از آنها بشکند و چون در عین ارتکاب به معصیتِ روزهخواری هم مقیّد به احکام شرع است و هم ذهنیّتی حسابگر دارد، میخواهد ببیند کدام یک بیشتر صرفه میکند: اول آب را بخورد بعد خاک را؟ یا بالعکس روزه را با تناول مُشتی از خاک بشکند و آنگاه قدح آب را سر بکشد؟ ارتکاب کدام یک از دو شقِ معصیت، برایش سهلتر و مقرون به صرفهتر خواهد بود؟
دانشآموزی که در برابر چنین مسألهای قرار میگیرد، قاعدتاً باید در سلامت عقل چنین آدمی شک بکند؛ کسی که عالماً و عامداً میخواهد خاک بخورد تا به شرف عظیم روزهخواری نائل آید! همچو آدمی مسلماً دیوانه است و دیوانه مرفوع القلم است. شرع برای عقلاست و نه برای مجانین.
آری، آن شخصِ مفروض، آن معصیتکارِ سیهروزگار را دیوانه باید خواند؛ اما کسانی را که چنین مسائلی را به نام «فرهنگ و معارف اسلامی» قالب میزنند و آن را شرط ورود نوجوانان به دانشگاه قرار میدهند، چه باید نامید؟
خامه چون اینجا رسید ای مرد هوش
خون درون سینهام آمد به جوش
زانکه گفتمهاتفی در گوش جان
تو از آن ابلهتری ای مستهان
مایة عمری گرامی داشتی
هین بیاور تا چه زآن برداشتی
عمرِ خود دادی، گرفتی ای حزون
جزو دانی پر ز تخییل و ظنون
علم اگر این است، بگذار و برو
صد شتر زین علم نزد من دو جو
این شعرها از من نیست، از عالمِ مجتهدِ صاحبنظر علامهالفقها ملا احمد نراقی صاحب مثنوی معروف «طاقدیس» است. او شکایت دارد که چرا «علم فقه احکام» دستخوش تخیلات شده و به «سدّ» و مانعی در راه کمال مبدل گشته است. چرا وقت و عمر طلبهها را با طرح این قبیل مسائل تباه میکنند؟
نراقی قرن نوزدهم میزیست و ضایع کردن عمر با این ترهّات را برنمیتافت؛ چرا فقهای عصر کامپیوتر و الکترونیک دم برنمیزنند و اجازه میدهند این نوع مسائل به عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» مطرح شود و نسل جوان را بیش از آنچه هست، از دین و دانش بیزار گرداند؟
درآمیختن درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی با تکنیکهای گسلش
جسیکا دور
ترجمه و تلخیص: #علی_فیضی
مؤثر بودن درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی خبر تازهای نیست. فراتحلیلی که اخیراً توسط کوری و همکارانش (2013) انجامگرفته و شامل 209 مطالعه نتیجهپژوهی منتشرشده است نشان میدهد درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی برای انواع مختلف اختلالات روانی مؤثر است. نتایج این فراتحلیل این نکته را نیز نشان میدهد که در نه مطالعهای که این درمانها با رفتاردرمانی شناختی و درمان دارویی مقایسه شده اثرات این درمانها با آن دو نوع دیگر مساوی است.
با توجه به غریو حمایتی که پژوهشها برای درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی سر میدهند، قدمهای بعدی احتمالاً پالایش تکنیکها، جستن راههایی برای بهبود کاربست آنها و افزایش صلاحیت و توانایی این رویکردها است تا پتانسیل شفابخشی آنها مرز جمعیتها و تشخیصهای خاص را پشت سر بگذارد.
بسیاری از درمانهای توجه آگاهی تا حدود زیادی بر این نوع تمرینها تکیه دارند:
• مراقبه در حالت نشسته
• فعالیتهای توجه آگاهی نظیر توجه آگاهانه به حسهای بدنی در حین راه رفتن، ورزش، استحمام، رانندگی، ظرف شستن و ...
• توجه آگاهانه به جنبههای شناختی و جسمانی هیجانها.
شایانذکر است این تمرینها با هدف کمک به درمانجویان برای واکنش منعطف، سازگارانه و مؤثر به افکار، احساسات و دیگر جنبههای تجربهشان انجام میشود.
فایده استفاده از گسلش (یکی از مؤلفههای مهم توجه آگاهی) دارای حمایت تجربی است. بنا به گفته دکتر بلکلج استفاده از راهبردهای گسلش بهعلاوه رویکردهای مبتنی بر توجه آگاهی حاضر دامنه تکنیکهای در دسترس برای آموزش توجه آگاهی را گستردهتر میکند.
به گفته دکتر بلکلج، پژوهشها به ما میگویند برخی از تکنیکهای توجه آگاهی برای بعضی افراد مؤثر است و برای بعضی دیگر اینطور نیست و از طرف دیگر انجام مراقبه در حالت نشسته دشواریهای زیادی دارد. البته درون همین درمانها تکنیکهایی وجود دارند که متفاوت از این نوع تمرین یا تمرینهای ساده آگاهی از تجربهاند اما با تکنیکهای رایج گسلش در ACT مشابهت دارند.
صدالبته درمانگران یا نظریهپردازان ACT مدعی اختراع این تکنیکها نیستند. مثلاً مارشا لینهان که مبدع رفتاردرمانی دیالکتیکی است نوشته است که آموزش به درمانجو برای یافتن کلماتی که تجربیات لحظهبهلحظه آنها را توصیف میکند و جدا شدن از کلماتی که آن تجربهها را ارزیابی میکند بخش متعارف پروتکل درمانی ابداعی او است.
سگال و همکارانش در درمان شناختی مبتنی بر توجه آگاهی از استعارهای استفاده میکنند که افکار مشکلساز عودکننده را با نواری در ذهن مقایسه میکنند که در شرایط خاصی دوباره و دوباره تکرار میشود. این تکنیک با هدف آگاهسازی درمانجو از ماهیت نامعتبر و موذی افکار انجام میشود و شباهت زیادی با استعارههای رادیوی اخبار بد در ACT دارد. درمانگران MBCT همچنین آموزش میبینند که آگاهی درمانجو را درباره فرق بین واقعیتها و تعبیرها افزایش بدهند. این مداخله مشابه همان تفاوتی است که در ACT بین توصیف و ارزیابی قائل میشویم.
بهعلاوه به درمانگرانی که از درمان پیشگیری از عود مبتنی بر توجه آگاهی استفاده میکنند بهعنوانمثال توصیه میشود تا به درمانجویان خود کمک کنند افکار خود را شبیه تصاویر یا کلماتی روی پرده سینما یا بالونی که در هوا پرواز میکند ببینید. این راهبردها شباهت زیادی با تکنیکهای بافتار انگاری خویشتن در ACT دارد.
به گفته دکتر بلکلج اگر پیدا کردن آرایه منعطفتر و متنوعتری از راهبردهای توجه آگاهی درون این درمانها مطلوب و مفید تلقی شود آنگاه استفاده از تکنیکهای گسلش مبتنی بر ACT گزینه جذابی خواهد شد.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1394). آمیختن درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی با تکنیکهای گسلش. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز27 تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
جسیکا دور
ترجمه و تلخیص: #علی_فیضی
مؤثر بودن درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی خبر تازهای نیست. فراتحلیلی که اخیراً توسط کوری و همکارانش (2013) انجامگرفته و شامل 209 مطالعه نتیجهپژوهی منتشرشده است نشان میدهد درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی برای انواع مختلف اختلالات روانی مؤثر است. نتایج این فراتحلیل این نکته را نیز نشان میدهد که در نه مطالعهای که این درمانها با رفتاردرمانی شناختی و درمان دارویی مقایسه شده اثرات این درمانها با آن دو نوع دیگر مساوی است.
با توجه به غریو حمایتی که پژوهشها برای درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی سر میدهند، قدمهای بعدی احتمالاً پالایش تکنیکها، جستن راههایی برای بهبود کاربست آنها و افزایش صلاحیت و توانایی این رویکردها است تا پتانسیل شفابخشی آنها مرز جمعیتها و تشخیصهای خاص را پشت سر بگذارد.
بسیاری از درمانهای توجه آگاهی تا حدود زیادی بر این نوع تمرینها تکیه دارند:
• مراقبه در حالت نشسته
• فعالیتهای توجه آگاهی نظیر توجه آگاهانه به حسهای بدنی در حین راه رفتن، ورزش، استحمام، رانندگی، ظرف شستن و ...
• توجه آگاهانه به جنبههای شناختی و جسمانی هیجانها.
شایانذکر است این تمرینها با هدف کمک به درمانجویان برای واکنش منعطف، سازگارانه و مؤثر به افکار، احساسات و دیگر جنبههای تجربهشان انجام میشود.
فایده استفاده از گسلش (یکی از مؤلفههای مهم توجه آگاهی) دارای حمایت تجربی است. بنا به گفته دکتر بلکلج استفاده از راهبردهای گسلش بهعلاوه رویکردهای مبتنی بر توجه آگاهی حاضر دامنه تکنیکهای در دسترس برای آموزش توجه آگاهی را گستردهتر میکند.
به گفته دکتر بلکلج، پژوهشها به ما میگویند برخی از تکنیکهای توجه آگاهی برای بعضی افراد مؤثر است و برای بعضی دیگر اینطور نیست و از طرف دیگر انجام مراقبه در حالت نشسته دشواریهای زیادی دارد. البته درون همین درمانها تکنیکهایی وجود دارند که متفاوت از این نوع تمرین یا تمرینهای ساده آگاهی از تجربهاند اما با تکنیکهای رایج گسلش در ACT مشابهت دارند.
صدالبته درمانگران یا نظریهپردازان ACT مدعی اختراع این تکنیکها نیستند. مثلاً مارشا لینهان که مبدع رفتاردرمانی دیالکتیکی است نوشته است که آموزش به درمانجو برای یافتن کلماتی که تجربیات لحظهبهلحظه آنها را توصیف میکند و جدا شدن از کلماتی که آن تجربهها را ارزیابی میکند بخش متعارف پروتکل درمانی ابداعی او است.
سگال و همکارانش در درمان شناختی مبتنی بر توجه آگاهی از استعارهای استفاده میکنند که افکار مشکلساز عودکننده را با نواری در ذهن مقایسه میکنند که در شرایط خاصی دوباره و دوباره تکرار میشود. این تکنیک با هدف آگاهسازی درمانجو از ماهیت نامعتبر و موذی افکار انجام میشود و شباهت زیادی با استعارههای رادیوی اخبار بد در ACT دارد. درمانگران MBCT همچنین آموزش میبینند که آگاهی درمانجو را درباره فرق بین واقعیتها و تعبیرها افزایش بدهند. این مداخله مشابه همان تفاوتی است که در ACT بین توصیف و ارزیابی قائل میشویم.
بهعلاوه به درمانگرانی که از درمان پیشگیری از عود مبتنی بر توجه آگاهی استفاده میکنند بهعنوانمثال توصیه میشود تا به درمانجویان خود کمک کنند افکار خود را شبیه تصاویر یا کلماتی روی پرده سینما یا بالونی که در هوا پرواز میکند ببینید. این راهبردها شباهت زیادی با تکنیکهای بافتار انگاری خویشتن در ACT دارد.
به گفته دکتر بلکلج اگر پیدا کردن آرایه منعطفتر و متنوعتری از راهبردهای توجه آگاهی درون این درمانها مطلوب و مفید تلقی شود آنگاه استفاده از تکنیکهای گسلش مبتنی بر ACT گزینه جذابی خواهد شد.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1394). آمیختن درمانهای مبتنی بر توجه آگاهی با تکنیکهای گسلش. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز27 تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
در جلسه درمان، پیشبینی کردن بهتر است یا حی و حاضر بودن؟ (بخش اول)
جسیکا دور
ترجمه و تلخیص: #علی_فیضی
دارا وستروپ آموزگار برجسته ACT میگوید که وقت گذاشتن برای تفکر در مورد جلسات پیش رو واقعاً میتواند به ما کمک کند که باقدرت بیشتری به درمان بپردازیم، اما این تفکر پیش از جلسه به نیت بیعیب و اشکال بودن در جلسه نیست بلکه با این هدف انجام میشود که برای آنچه در اتاق درمان با درمانجو اتفاق میافتد حی و حاضر باشیم.
در ACT یکی از کارهای نامطلوب این است که درمانگر متن یا پروتکلی تدوین کند که بهطور بالقوه هر چیزی را که قرار است در جلسه اتفاق بیفتد درون خود دارد. درمانگر بهعوض چنین کاری بایستی که مهارت و دانش خود را درباره اصول و اهداف ACT زیادتر کند تا بداند که درمانجو بر اساس فرایندهای اصلی بالینی در کجا ایستاده است. او همچنین بهتر است یاد بگیرد که چطور قابلیتهای اصلی درمانی را ارائه و درباره آنها صحبت کند. در این صورت او میتواند مطمئن باشد که حاضر و آماده بودن در جلسه کمکحال قدرتمند او خواهد بود.
اگر بخواهیم مثالی برای وابستگی نا منعطف به پروتکل بیان کنیم اینطور خواهد بود:
درمانگران ACT تأکید زیادی روی استفاده از استعاره و تمثیل دارند تا به درمانجو کمک کنند ارتباط مؤثری با ارزشهایش برقرار کرده و برای تعهد واقعی و آگاهانه به تغییر انگیزه پیدا کند؛ اما برخی اوقات ما بهجای تمرکز روی اصول رفتاری در مورد استفاده از تکنیکها و تمثیلها سردرگم میشویم (آیا باید این تکنیک را الآن انجام بدهم؟ چقدر باید روی هر تکنیک وقت بگذارم؟ و نظیر اینها). اگر بهطور مداوم به دنبال این باشید که در آخرین پروتکل ACT کدام تمثیل را کی باید انجام داد یا یک فهرست ذهنی برای خود درست کنید که به ترتیب کدام تمثیلها را باید ارائه کنید بایستی گفت که وقت آن رسیده دست از این کارها بردارید و به سمت رویکردی فرایند محور بروید.
همینکه به نظرتان رسید درمانجو بهروشنی میفهمد اجتناب از تجربه چه عملکردی در زندگی او دارد، ممکن است از خود بپرسید که آیا وقت کاوش بیشتر درباره مشکلاتی که کنترل نابجا ایجاد میکند رسیده یا نه؛ یا اینکه ممکن است از خود بپرسید بهترین راه برای ارائه ایده کنترل بهعنوان مشکل و نه راهحل چیست؟ جواب به این سؤالات تعیین میکند که کدام تمرینات و استعارهها میتواند به بهترین شکل این اصل را برای درمانجو روشن کند. سؤال دوم مستلزم دقت به این است که در جلسه درمان با یک درمانجوی خاص چه اتفاقی واقعاً میافتد. توانمندی پیشرفت با پروتکل مشخص نمیشود بلکه با ارزیابی این نکته مشخص میشود که درمانجو بر اساس فرایند کلی درمان در کجا ایستاده است. بهعبارتدیگر این ارزیابی مستلزم دقت مداوم به این نکته است که درمانجو بر اساس تواناییهای رفتاری آماج در ACT (همان شش فرایند اصلی انعطافپذیری روانشناختی) کجا ایستاده است. مثلاً شما تشخیص میدهید که الآن پرداختن به ارزشها است و درمانجوی شما ناگهان افشا میکند که هنوز با یک فکر خاص آمیختگی دارد. درصورتیکه درمانجو اطلاعاتی مغایر با طرح و برنامه شما برای پیشرفت دارد ادامه دادن آن طرح به لحاظ بالینی سودمند نخواهد بود.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
جسیکا دور
ترجمه و تلخیص: #علی_فیضی
دارا وستروپ آموزگار برجسته ACT میگوید که وقت گذاشتن برای تفکر در مورد جلسات پیش رو واقعاً میتواند به ما کمک کند که باقدرت بیشتری به درمان بپردازیم، اما این تفکر پیش از جلسه به نیت بیعیب و اشکال بودن در جلسه نیست بلکه با این هدف انجام میشود که برای آنچه در اتاق درمان با درمانجو اتفاق میافتد حی و حاضر باشیم.
در ACT یکی از کارهای نامطلوب این است که درمانگر متن یا پروتکلی تدوین کند که بهطور بالقوه هر چیزی را که قرار است در جلسه اتفاق بیفتد درون خود دارد. درمانگر بهعوض چنین کاری بایستی که مهارت و دانش خود را درباره اصول و اهداف ACT زیادتر کند تا بداند که درمانجو بر اساس فرایندهای اصلی بالینی در کجا ایستاده است. او همچنین بهتر است یاد بگیرد که چطور قابلیتهای اصلی درمانی را ارائه و درباره آنها صحبت کند. در این صورت او میتواند مطمئن باشد که حاضر و آماده بودن در جلسه کمکحال قدرتمند او خواهد بود.
اگر بخواهیم مثالی برای وابستگی نا منعطف به پروتکل بیان کنیم اینطور خواهد بود:
درمانگران ACT تأکید زیادی روی استفاده از استعاره و تمثیل دارند تا به درمانجو کمک کنند ارتباط مؤثری با ارزشهایش برقرار کرده و برای تعهد واقعی و آگاهانه به تغییر انگیزه پیدا کند؛ اما برخی اوقات ما بهجای تمرکز روی اصول رفتاری در مورد استفاده از تکنیکها و تمثیلها سردرگم میشویم (آیا باید این تکنیک را الآن انجام بدهم؟ چقدر باید روی هر تکنیک وقت بگذارم؟ و نظیر اینها). اگر بهطور مداوم به دنبال این باشید که در آخرین پروتکل ACT کدام تمثیل را کی باید انجام داد یا یک فهرست ذهنی برای خود درست کنید که به ترتیب کدام تمثیلها را باید ارائه کنید بایستی گفت که وقت آن رسیده دست از این کارها بردارید و به سمت رویکردی فرایند محور بروید.
همینکه به نظرتان رسید درمانجو بهروشنی میفهمد اجتناب از تجربه چه عملکردی در زندگی او دارد، ممکن است از خود بپرسید که آیا وقت کاوش بیشتر درباره مشکلاتی که کنترل نابجا ایجاد میکند رسیده یا نه؛ یا اینکه ممکن است از خود بپرسید بهترین راه برای ارائه ایده کنترل بهعنوان مشکل و نه راهحل چیست؟ جواب به این سؤالات تعیین میکند که کدام تمرینات و استعارهها میتواند به بهترین شکل این اصل را برای درمانجو روشن کند. سؤال دوم مستلزم دقت به این است که در جلسه درمان با یک درمانجوی خاص چه اتفاقی واقعاً میافتد. توانمندی پیشرفت با پروتکل مشخص نمیشود بلکه با ارزیابی این نکته مشخص میشود که درمانجو بر اساس فرایند کلی درمان در کجا ایستاده است. بهعبارتدیگر این ارزیابی مستلزم دقت مداوم به این نکته است که درمانجو بر اساس تواناییهای رفتاری آماج در ACT (همان شش فرایند اصلی انعطافپذیری روانشناختی) کجا ایستاده است. مثلاً شما تشخیص میدهید که الآن پرداختن به ارزشها است و درمانجوی شما ناگهان افشا میکند که هنوز با یک فکر خاص آمیختگی دارد. درصورتیکه درمانجو اطلاعاتی مغایر با طرح و برنامه شما برای پیشرفت دارد ادامه دادن آن طرح به لحاظ بالینی سودمند نخواهد بود.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
در جلسه درمان، پیشبینی کردن بهتر است یا حی و حاضر بودن؟ (بخش دوم)
جسیکا دور
ترجمه و تلخیص: #علی_فیضی
البته منظور ما این نیست که طرحریزی برای جلسات مهم نیست. کار درمان اینگونه آغاز میشود: درمانجو چه تصوری از مشکلات خود دارد و این تصور از دید ACT چگونه دوباره چهارچوبدهی میشود. این فرایند شامل ارزیابی تواناییهای درمانجو بر اساس شش فرایند اصلی است تا نحوه تصور او از مشکلاتش به چهارچوب ACT ترجمه شود. در ACT ضابطهبندی (فرمولبندی) مورد مهم است چون به درمانگر کمک میکند تا بر فرایندها بهعنوان اولین مرحله در فرایند درمان تمرکز کند.
بعضیاوقات ما آنقدری روی آنچه الآن اتفاق میافتد تمرکز میکنیم که گسلیدن از این تمرکز و دقت به تصویر بزرگتر سخت میشود: درمان بهطورکلی چطور پیش میرود؟ وستروپ پیشنهاد میکند یک راه خوب برای نگهداشتن چشمانداز کلی این است که از خود بپرسید: درمانجوی من کجا گیرکرده؟ و کدام ایده ACT اگر به کار بسته شود برای این درمانجو اثرگذار خواهد بود؟
دقت زیاد به این نکته که شما و درمانجوی شما بر اساس اهداف ACT کجا هستید اهمیت زیادی دارد. با این دقت و توجه میتوانید تعیین کنید که قدم مطلوب بعدی چیست. همینکه به این سؤال پاسخ داده شد میتوانید بسنجید که کدام استعاره یا تمرین تجربی برای جلسه بعد مفید خواهد بود.
درنهایت وستروپ کار بر روی خلاصه جلسه زیر را به منظور آمادگی برای جلسه بعد پیشنهاد میکند:
1. مفهومپردازی مورد: درمانجو مشکل خودش را چطور میبیند؟ چطور میتوانید این تصور را به چهارچوب ACT برده و ترجمه کنید؟ کدام تواناییهای اصلی ACT برای این درمانجو کلیدی است؟
2. شما کجا هستید؟ تاکنون روی کدام فرایندهای ACT بهروشنی کارکردهاید؟ درمانجو بر اساس آن فرایندها کجا است؟ درمانجو مشکل خود را چگونه میبیند؟ آیا عاقلانه است که به جلو بروید یا روی همین فرایندی که الآن دارید کار میکنید باید بمانید و کارکنید؟
3. وقتی پیش میروید برای افزایش توانایی درمانجو در فرایند خاصی که هدف خواهید گرفت از کدام تمثیلها استفاده میکنید؟
4. برای تکلیف خانگی کدام تمرینهای تجربی را تجویز میکنید؟ (دو تمرین)
5. تمرینها را انجام بدهید.
6. در زمان حال باشید.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1394). در جلسه درمان، پیشبینی کردن بهتر است یا حی و حاضر بودن؟ علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز 28 تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
جسیکا دور
ترجمه و تلخیص: #علی_فیضی
البته منظور ما این نیست که طرحریزی برای جلسات مهم نیست. کار درمان اینگونه آغاز میشود: درمانجو چه تصوری از مشکلات خود دارد و این تصور از دید ACT چگونه دوباره چهارچوبدهی میشود. این فرایند شامل ارزیابی تواناییهای درمانجو بر اساس شش فرایند اصلی است تا نحوه تصور او از مشکلاتش به چهارچوب ACT ترجمه شود. در ACT ضابطهبندی (فرمولبندی) مورد مهم است چون به درمانگر کمک میکند تا بر فرایندها بهعنوان اولین مرحله در فرایند درمان تمرکز کند.
بعضیاوقات ما آنقدری روی آنچه الآن اتفاق میافتد تمرکز میکنیم که گسلیدن از این تمرکز و دقت به تصویر بزرگتر سخت میشود: درمان بهطورکلی چطور پیش میرود؟ وستروپ پیشنهاد میکند یک راه خوب برای نگهداشتن چشمانداز کلی این است که از خود بپرسید: درمانجوی من کجا گیرکرده؟ و کدام ایده ACT اگر به کار بسته شود برای این درمانجو اثرگذار خواهد بود؟
دقت زیاد به این نکته که شما و درمانجوی شما بر اساس اهداف ACT کجا هستید اهمیت زیادی دارد. با این دقت و توجه میتوانید تعیین کنید که قدم مطلوب بعدی چیست. همینکه به این سؤال پاسخ داده شد میتوانید بسنجید که کدام استعاره یا تمرین تجربی برای جلسه بعد مفید خواهد بود.
درنهایت وستروپ کار بر روی خلاصه جلسه زیر را به منظور آمادگی برای جلسه بعد پیشنهاد میکند:
1. مفهومپردازی مورد: درمانجو مشکل خودش را چطور میبیند؟ چطور میتوانید این تصور را به چهارچوب ACT برده و ترجمه کنید؟ کدام تواناییهای اصلی ACT برای این درمانجو کلیدی است؟
2. شما کجا هستید؟ تاکنون روی کدام فرایندهای ACT بهروشنی کارکردهاید؟ درمانجو بر اساس آن فرایندها کجا است؟ درمانجو مشکل خود را چگونه میبیند؟ آیا عاقلانه است که به جلو بروید یا روی همین فرایندی که الآن دارید کار میکنید باید بمانید و کارکنید؟
3. وقتی پیش میروید برای افزایش توانایی درمانجو در فرایند خاصی که هدف خواهید گرفت از کدام تمثیلها استفاده میکنید؟
4. برای تکلیف خانگی کدام تمرینهای تجربی را تجویز میکنید؟ (دو تمرین)
5. تمرینها را انجام بدهید.
6. در زمان حال باشید.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1394). در جلسه درمان، پیشبینی کردن بهتر است یا حی و حاضر بودن؟ علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز 28 تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای اختلالات اضطرابی
7 و 8 مرداد ماه
یزد
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
7 و 8 مرداد ماه
یزد
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
تعریف صمیمیت
مترجم: #علی_فیضی
در رابطۀ صمیمانه شما برای افکار و احساساتی که با طرف مقابل در میان میگذارید اغلب تقویت و به ندرت تنبیه میشوید و در عوض طرف مقابل را برای انجام همین کار اغلب تقویت و به ندرت تنبیه میکنید. این تعریف، رابطۀ صمیمانه را از روابط رمانتیک که بر اساس جذابیت جنسی متقابل و مشغولیت خاطر با فرد محبوب است متمایز میکند. برقراری ارتباط صمیمانه بر اساس اصالت، مراقبت از فرد دیگر و ارزندهسازی تجربۀ او قرار دارد و توانایی برای برقراری ارتباط به این شیوه، احتمالا زیربنای دوستیها و روابط خانوادگی رضایتبخش را میسازد؛ پس مهارتی سخت مهم برای شکل دادن به روابط عمیق است؛ روابطی که بخشی مهم از بهزیستی بشر را میسازند.
@thirdwaveofBehaviorTherapy
مترجم: #علی_فیضی
در رابطۀ صمیمانه شما برای افکار و احساساتی که با طرف مقابل در میان میگذارید اغلب تقویت و به ندرت تنبیه میشوید و در عوض طرف مقابل را برای انجام همین کار اغلب تقویت و به ندرت تنبیه میکنید. این تعریف، رابطۀ صمیمانه را از روابط رمانتیک که بر اساس جذابیت جنسی متقابل و مشغولیت خاطر با فرد محبوب است متمایز میکند. برقراری ارتباط صمیمانه بر اساس اصالت، مراقبت از فرد دیگر و ارزندهسازی تجربۀ او قرار دارد و توانایی برای برقراری ارتباط به این شیوه، احتمالا زیربنای دوستیها و روابط خانوادگی رضایتبخش را میسازد؛ پس مهارتی سخت مهم برای شکل دادن به روابط عمیق است؛ روابطی که بخشی مهم از بهزیستی بشر را میسازند.
@thirdwaveofBehaviorTherapy
مطلب "تعریف صمیمیت" از نظر شما چطور بود؟
anonymous poll
خوب بود 👍🏻 – 30
👍👍👍👍👍👍👍 51%
عالی بود ❤️ – 23
👍👍👍👍👍 39%
دوست نداشتم 👎🏻 – 6
👍 10%
👥 59 people voted so far.
anonymous poll
خوب بود 👍🏻 – 30
👍👍👍👍👍👍👍 51%
عالی بود ❤️ – 23
👍👍👍👍👍 39%
دوست نداشتم 👎🏻 – 6
👍 10%
👥 59 people voted so far.
به یاد آر آنچه را که مهم است و بر این اساس اقدام کن. در این مسیر، لحظه لحظه زندگی ات را بچش. زندگی بازی است و بازی بعد از برد شروع نمیشود. بازی کردن همان بردن است.
#valued_life
#committed_action
@thirdwaveofBehaviorTherapy
#valued_life
#committed_action
@thirdwaveofBehaviorTherapy
نقطه انتخاب برای افسردگی .pdf
343.7 KB
الگوی نقطه انتخاب ACT برای تبیین و درمان افسردگی
دکتر راس هریس
مترجم: #علی_فیضی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
دکتر راس هریس
مترجم: #علی_فیضی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
نقطه انتخاب برای اضطراب.pdf
342.8 KB
الگوی نقطه انتخاب ACT برای تبیین و درمان اختلالات اضطرابی
دکتر راس هریس
مترجم: #علی_فیضی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
دکتر راس هریس
مترجم: #علی_فیضی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
مطلب "الگوی نقطه انتخاب ACT برای تبیین و درمان افسردگی" را چطور ارزیابی میکنید؟
anonymous poll
عالی بود – 28
👍👍👍👍👍👍👍 82%
خوب بود – 5
👍 15%
دوست نداشتم – 1
▫️ 3%
👥 34 people voted so far.
anonymous poll
عالی بود – 28
👍👍👍👍👍👍👍 82%
خوب بود – 5
👍 15%
دوست نداشتم – 1
▫️ 3%
👥 34 people voted so far.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آنجا که سخن را یارای ادامه دادن نیست موسیقی آغاز میشود.
اجرای بی کلام (کمانچهنوازی) تصنیف آی ایشیغیندا (زیر نور ماه) از ایمامیار حسنف
#از_عشق_و_شیاطین_دیگر
#تلخنای_شیرین_عشق
اجرای بی کلام (کمانچهنوازی) تصنیف آی ایشیغیندا (زیر نور ماه) از ایمامیار حسنف
#از_عشق_و_شیاطین_دیگر
#تلخنای_شیرین_عشق
لحظۀ شیرین
#علی_فیضی
برگرفته از دورۀ آموزشی یکسالۀ ACT با دکتر متیو ویلیت
یک شیوه نسبتا ساده تسهیل تماس درمانجو با ارزشهایش تمرینی تجربی به نام لحظۀ شیرین است. در این تمرین درمانجو لحظهای در زندگیاش را به درمانجو نشان میدهد که شیرین بوده است. درمانگر تمرین را اینطور شروع میکند:
شما به من چیزهایی درباره مشکلاتی که داشتهاید گفتهاید و من دارم متوجه میشوم که چه مشکلاتی شما را به اینجا آورده است. آنچه الان واقعا دوست دارم بدانم این است که چه زمانی طعم شیرینی زندگی را چشیدهاید. میخواهم بدانم آیا میتوانید لحظهای را به یاد بیاورید که واقعا احساس زنده بودن میکردید. زمانی که این دردسرهایی که الان دارید برای یک لحظه شما را رها کرده بودند و در آن لحظه هیچ کشمکشی با آنها نداشتید، زمانی که میدانستید کجا هستید و به چه کسانی و چه چیزهایی تعلق دارید. شاید این لحظه در همین روزهای قبل یا در زمانی دور باشد. از شما میخواهم چنان لحظهای را به یاد بیاورید. لازم نیست آن لحظه مهمترین یا شادترین لحظه باشد. شاید چیز سادهای را به یاد بیاورید و حتی شاید کمی غمگینی و غصه را هم در آن پیدا کنید. ببینید آیا میتوانید آن لحظه را خوب تجربه کنید. به خودتان اجازه بدهید که به درون خاطره آن لحظه بروید و شیرینی آن را احساس کنید. آیا توانستید؟ (درمانجو میگوید: بله) خوب است. حالا از شما میخواهم در آن لحظه کمی بیشتر بمانید. حالا به من با بگویید که آن لحظه چطور بود؛ با چه کسی بودید؟ در حال انجام چه کارهایی بودید؟ چرا این لحظه برای شما مهم است؟
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
#علی_فیضی
برگرفته از دورۀ آموزشی یکسالۀ ACT با دکتر متیو ویلیت
یک شیوه نسبتا ساده تسهیل تماس درمانجو با ارزشهایش تمرینی تجربی به نام لحظۀ شیرین است. در این تمرین درمانجو لحظهای در زندگیاش را به درمانجو نشان میدهد که شیرین بوده است. درمانگر تمرین را اینطور شروع میکند:
شما به من چیزهایی درباره مشکلاتی که داشتهاید گفتهاید و من دارم متوجه میشوم که چه مشکلاتی شما را به اینجا آورده است. آنچه الان واقعا دوست دارم بدانم این است که چه زمانی طعم شیرینی زندگی را چشیدهاید. میخواهم بدانم آیا میتوانید لحظهای را به یاد بیاورید که واقعا احساس زنده بودن میکردید. زمانی که این دردسرهایی که الان دارید برای یک لحظه شما را رها کرده بودند و در آن لحظه هیچ کشمکشی با آنها نداشتید، زمانی که میدانستید کجا هستید و به چه کسانی و چه چیزهایی تعلق دارید. شاید این لحظه در همین روزهای قبل یا در زمانی دور باشد. از شما میخواهم چنان لحظهای را به یاد بیاورید. لازم نیست آن لحظه مهمترین یا شادترین لحظه باشد. شاید چیز سادهای را به یاد بیاورید و حتی شاید کمی غمگینی و غصه را هم در آن پیدا کنید. ببینید آیا میتوانید آن لحظه را خوب تجربه کنید. به خودتان اجازه بدهید که به درون خاطره آن لحظه بروید و شیرینی آن را احساس کنید. آیا توانستید؟ (درمانجو میگوید: بله) خوب است. حالا از شما میخواهم در آن لحظه کمی بیشتر بمانید. حالا به من با بگویید که آن لحظه چطور بود؛ با چه کسی بودید؟ در حال انجام چه کارهایی بودید؟ چرا این لحظه برای شما مهم است؟
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
مطلب "لحظۀ شیرین" را چطور ارزیابی میکنید؟
anonymous poll
عالی بود – 34
👍👍👍👍👍👍👍 69%
خوب بود – 13
👍👍👍 27%
دوست نداشتم – 2
▫️ 4%
👥 49 people voted so far.
anonymous poll
عالی بود – 34
👍👍👍👍👍👍👍 69%
خوب بود – 13
👍👍👍 27%
دوست نداشتم – 2
▫️ 4%
👥 49 people voted so far.
Forwarded from کارگاه های روانشناسی کلینیک مهروماه خوزستان
استفاده از ارزشها برای اجتناب از تله بیمعنایی
جسیکا دور
ترجمه و بازنویسی: #علی_فیضی
اگر در جلسات درمانی از گسلش یا دیگر تکنیکها استفاده میکنید تا به درمانجوی خود کمک کنید بین خود و داستانهایی که درباره خود میگویند فاصله ایجاد کنند، احتمالاً متوجه یک سوءتفاهم رایج شدهاید: اگر افکار ما حقیقت مطلق نیستند پس به نظر میرسد که معنای مطلقی اعم از درست یا نادرست وجود ندارد و حتی احتمالاً معیار مطلقی هم برای ارزیابی نیست.
به گفته دکتر بلکلج میتوان با پرداختن به تجربه مستقیم درمانجو درباره آنچه برای او بسیار مهم است (همان ارزشهای عمیق فردی او) از این تله بیاخلاقی و بیمعنایی بالقوه دوری کرد.
این پژوهشگر معروف ACT میگوید از درمانجوی خود بخواهید تا دربارۀ شیوههای اختصاصی زندگی، رفتار با دیگران و اشتغال به جنبههای متفاوتی از زندگی که به او حس سرزندگی، معنا و هدفمندی میدهد بهطور صریح و روشن صحبت کند.
مثلاً ممکن است یک درمانجو بگوید: میخواهم با دیگران مهربان باشم و با آنها با شفقت و انصاف رفتار کنم. در ادامه درمان این درمانجو احتمال دارد با خود فکر کند آیا این ارزش واقعاً برای او مهم است. او حتی ممکن است درباره اهمیت واقعی این نوع رفتار با دیگران هم شک کند. آخر هر چیزی که درباره ارزشها میگوییم هم کلمه است و کلمات دارای حقیقت مطلق نیستند.
در این مورد درمانگر میتواند به نوع دیگری از دانش اشاره کند. نوعی دانش تجربی که وقتی به دست میآید که اعمال خاصی انجام میدهیم که به ما حس سرزندگی، درستکاری میدهند.
درسهایی که گسلش به ما میآموزد ممکن است بهطور منطقی به چنین نتایجی منجر شود: کلمات واقعیت نیستند اما این هم خودش یک فکر است. ما درنهایت نمیدانیم که آیا این فکر هم واقعی است یا نه؛ اما گسلش این را هم به ما یاد میدهد که برای زیستن، برای اعتماد به تجربۀ مستقیمی که درباره حوزههای مهم زندگیمان داریم و نیز حرکت در جهت ارزشهای منتخب خود نیازی به تغییر دادن این شک و شبهه نیست. در طول این سفر میتوان هر فکری را در سر داشت و بهپیش رفت.
همین نکته در مقابله با افکاری که به ما میگویند رفتار اخلاقی مهم نیست چون هیچ کد اخلاقی ثابت و تغییرناپذیری در جهان وجود ندارد صادق است.
دکتر بلکلج میگوید بااینکه من درمانجویی نداشتهام که بعد از تأمل زیاد ارزشهایی ضداجتماعی و غیراخلاقی انتخاب کند باز این احتمال وجود دارد که بعضی درمانجویان از گسلش برای توجیه اعمال ضداجتماعی و غیراخلاقی خود استفاده کنند. در این مورد میتوانیم درباره تجربههای هیجانی درمانجو از یاریرسانی به دیگران و ارتباط با آنها در مقابل تجربه هیجانی او از رفتار غیراخلاقی و ضداجتماعی صحبت کنیم. این کاوش به درمانجو کمک میکند تا بداند علیرغم اینکه برای این جهان خاکی اهمیتی ندارد، شیوههای سازنده و اجتماعی زندگی واقعاً برای خود او مهم است.
اگزیستانسیالیستها قرنها با این جنبه از انسانیت دستوپنجه نرم کردهاند و این تقلا تقریباً همزمان با استفاده بشر از زبان شروعشده است. انسانها در مواجهه با جهانی وسیع و تقریباً غیرقابل فهم، با این اندیشه روبهرو شدهاند که هیچچیزی ذاتاً معنا و اهمیت ندارد. جهان در باب آنچه مهم است و ارزش زیستن دارد خاموشی گزیده و به همین خاطر ما بایستی معنای زندگی و کدهای اخلاقی خود را بسازیم. همینکه فرد متوجه شود ذهن دوست قابلاعتمادی نیست، اعتماد کامل به آنچه تجربهاش درباره چیزهای مهم و بامعنای زندگی او میگوید ضرورت مییابد. ممکن است کلمات در رسیدن به این معرفت مفید یا نامفید باشند اما نباید به آنها اجازه بدهیم که این دانش را بیاثر کنند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
جسیکا دور
ترجمه و بازنویسی: #علی_فیضی
اگر در جلسات درمانی از گسلش یا دیگر تکنیکها استفاده میکنید تا به درمانجوی خود کمک کنید بین خود و داستانهایی که درباره خود میگویند فاصله ایجاد کنند، احتمالاً متوجه یک سوءتفاهم رایج شدهاید: اگر افکار ما حقیقت مطلق نیستند پس به نظر میرسد که معنای مطلقی اعم از درست یا نادرست وجود ندارد و حتی احتمالاً معیار مطلقی هم برای ارزیابی نیست.
به گفته دکتر بلکلج میتوان با پرداختن به تجربه مستقیم درمانجو درباره آنچه برای او بسیار مهم است (همان ارزشهای عمیق فردی او) از این تله بیاخلاقی و بیمعنایی بالقوه دوری کرد.
این پژوهشگر معروف ACT میگوید از درمانجوی خود بخواهید تا دربارۀ شیوههای اختصاصی زندگی، رفتار با دیگران و اشتغال به جنبههای متفاوتی از زندگی که به او حس سرزندگی، معنا و هدفمندی میدهد بهطور صریح و روشن صحبت کند.
مثلاً ممکن است یک درمانجو بگوید: میخواهم با دیگران مهربان باشم و با آنها با شفقت و انصاف رفتار کنم. در ادامه درمان این درمانجو احتمال دارد با خود فکر کند آیا این ارزش واقعاً برای او مهم است. او حتی ممکن است درباره اهمیت واقعی این نوع رفتار با دیگران هم شک کند. آخر هر چیزی که درباره ارزشها میگوییم هم کلمه است و کلمات دارای حقیقت مطلق نیستند.
در این مورد درمانگر میتواند به نوع دیگری از دانش اشاره کند. نوعی دانش تجربی که وقتی به دست میآید که اعمال خاصی انجام میدهیم که به ما حس سرزندگی، درستکاری میدهند.
درسهایی که گسلش به ما میآموزد ممکن است بهطور منطقی به چنین نتایجی منجر شود: کلمات واقعیت نیستند اما این هم خودش یک فکر است. ما درنهایت نمیدانیم که آیا این فکر هم واقعی است یا نه؛ اما گسلش این را هم به ما یاد میدهد که برای زیستن، برای اعتماد به تجربۀ مستقیمی که درباره حوزههای مهم زندگیمان داریم و نیز حرکت در جهت ارزشهای منتخب خود نیازی به تغییر دادن این شک و شبهه نیست. در طول این سفر میتوان هر فکری را در سر داشت و بهپیش رفت.
همین نکته در مقابله با افکاری که به ما میگویند رفتار اخلاقی مهم نیست چون هیچ کد اخلاقی ثابت و تغییرناپذیری در جهان وجود ندارد صادق است.
دکتر بلکلج میگوید بااینکه من درمانجویی نداشتهام که بعد از تأمل زیاد ارزشهایی ضداجتماعی و غیراخلاقی انتخاب کند باز این احتمال وجود دارد که بعضی درمانجویان از گسلش برای توجیه اعمال ضداجتماعی و غیراخلاقی خود استفاده کنند. در این مورد میتوانیم درباره تجربههای هیجانی درمانجو از یاریرسانی به دیگران و ارتباط با آنها در مقابل تجربه هیجانی او از رفتار غیراخلاقی و ضداجتماعی صحبت کنیم. این کاوش به درمانجو کمک میکند تا بداند علیرغم اینکه برای این جهان خاکی اهمیتی ندارد، شیوههای سازنده و اجتماعی زندگی واقعاً برای خود او مهم است.
اگزیستانسیالیستها قرنها با این جنبه از انسانیت دستوپنجه نرم کردهاند و این تقلا تقریباً همزمان با استفاده بشر از زبان شروعشده است. انسانها در مواجهه با جهانی وسیع و تقریباً غیرقابل فهم، با این اندیشه روبهرو شدهاند که هیچچیزی ذاتاً معنا و اهمیت ندارد. جهان در باب آنچه مهم است و ارزش زیستن دارد خاموشی گزیده و به همین خاطر ما بایستی معنای زندگی و کدهای اخلاقی خود را بسازیم. همینکه فرد متوجه شود ذهن دوست قابلاعتمادی نیست، اعتماد کامل به آنچه تجربهاش درباره چیزهای مهم و بامعنای زندگی او میگوید ضرورت مییابد. ممکن است کلمات در رسیدن به این معرفت مفید یا نامفید باشند اما نباید به آنها اجازه بدهیم که این دانش را بیاثر کنند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
نکاتی کوتاه درباره تشخیص اجتناب هیجانی
دکتر استیون هیِز
مترجم: #علی_فیضی
هیجانها صداهای روانشناختی حاصل از مخلوط شدن گذشته و اکنوناند. شنیدن صدای آنها، نام گذاشتن روی آنها و یادگیری از آنها مهم است چون درباره اینکه کجا هستیم و از کجا آمدهایم چیزهای زیادی به ما میگویند. بدون هیجانها ما آگاهی کمتری از گذشته و پیچیدگیهای محیط کنونی خواهیم داشت. بدون آنها ما بخشی از خردمندی زندگی را از دست خواهیم داد.
چطور میتوانیم بفهمیم که یک درمانجو دارد از هیجان دوری میکند یا سعی در کمک کردن صدای آن دارد یا میخواهد در گوشش پنبههای روانشناختی بگذارد؟ برای رسیدن به جواب این سؤال پنج نشانه وجود دارد.
1. وقتی درمانجو میگوید: نمیدانم. وقتی یک فرد بهطور مزمنی نمیتواند بگوید که چه احساسی دارد و یا پاسخ نا مربوطی میدهد (من عصبانی نیستم!!!). آنچه در این حالتها میبینید احتمالاً اجتناب مزمن است.
2. چطور شد که از این موضوع گذشتیم؟ اگر متوجه شدید بحث درباره یک موضوع عوض شد و شما هم مطمئن نیستید چرا این اتفاق افتاد، توقف کنید و به عقب برگردید. بررسی کنید که آیا چیزی به میان آمد که حالا مورد اجتناب قرارگرفته است؟
3. آنجا نرو. اگر موضوعی را پیش کشیدید و با مقاومت یا عدم تمایل درمانجو روبهرو شدید (به دستهای آنها نگاه کنید، به لحن صدا و روان بودن گفتار دقت کنید) احتمالاً دکمه احتمالی اجتناب را فشار دادهاید.
4. یکی از طنزهای بزرگ در پژوهشهای مربوط به اجتناب از تجربه این است: افرادی که از هیجانهای منفی اجتناب میکنند درنهایت به اجتناب از هیجانهای مثبت واقعی میرسند (بالاخره تمام شدن شادی و لذت ناراحتکننده است- بهتر است خطر نکنم). اجتناب را تا حدودی میتوان با فقدان خود انگیزی و لذت شناخت.
5. خستگی. وقتی افراد خطر میکنند همه در داخل اتاق هشیار و بیدار میشوند. وقتی همهچیز کنترلشده است همه ما میخواهیم بخوابیم.
اجتناب همیشه بد نیست اما وقتی آن را تشخیص دادید وقت آن رسیده بررسی کنید که مطلوب دل درمانجویان فرار کردن است یا رویارو شدن.
حقوق معنوی محفوظ و ذکر منبع با کتابشناسی زیر بلامانع است:
هِیز، استیون. (1394). نکاتی کوتاه درباره تشخیص اجتناب هیجانی. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز 22 تیر ماه سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
دکتر استیون هیِز
مترجم: #علی_فیضی
هیجانها صداهای روانشناختی حاصل از مخلوط شدن گذشته و اکنوناند. شنیدن صدای آنها، نام گذاشتن روی آنها و یادگیری از آنها مهم است چون درباره اینکه کجا هستیم و از کجا آمدهایم چیزهای زیادی به ما میگویند. بدون هیجانها ما آگاهی کمتری از گذشته و پیچیدگیهای محیط کنونی خواهیم داشت. بدون آنها ما بخشی از خردمندی زندگی را از دست خواهیم داد.
چطور میتوانیم بفهمیم که یک درمانجو دارد از هیجان دوری میکند یا سعی در کمک کردن صدای آن دارد یا میخواهد در گوشش پنبههای روانشناختی بگذارد؟ برای رسیدن به جواب این سؤال پنج نشانه وجود دارد.
1. وقتی درمانجو میگوید: نمیدانم. وقتی یک فرد بهطور مزمنی نمیتواند بگوید که چه احساسی دارد و یا پاسخ نا مربوطی میدهد (من عصبانی نیستم!!!). آنچه در این حالتها میبینید احتمالاً اجتناب مزمن است.
2. چطور شد که از این موضوع گذشتیم؟ اگر متوجه شدید بحث درباره یک موضوع عوض شد و شما هم مطمئن نیستید چرا این اتفاق افتاد، توقف کنید و به عقب برگردید. بررسی کنید که آیا چیزی به میان آمد که حالا مورد اجتناب قرارگرفته است؟
3. آنجا نرو. اگر موضوعی را پیش کشیدید و با مقاومت یا عدم تمایل درمانجو روبهرو شدید (به دستهای آنها نگاه کنید، به لحن صدا و روان بودن گفتار دقت کنید) احتمالاً دکمه احتمالی اجتناب را فشار دادهاید.
4. یکی از طنزهای بزرگ در پژوهشهای مربوط به اجتناب از تجربه این است: افرادی که از هیجانهای منفی اجتناب میکنند درنهایت به اجتناب از هیجانهای مثبت واقعی میرسند (بالاخره تمام شدن شادی و لذت ناراحتکننده است- بهتر است خطر نکنم). اجتناب را تا حدودی میتوان با فقدان خود انگیزی و لذت شناخت.
5. خستگی. وقتی افراد خطر میکنند همه در داخل اتاق هشیار و بیدار میشوند. وقتی همهچیز کنترلشده است همه ما میخواهیم بخوابیم.
اجتناب همیشه بد نیست اما وقتی آن را تشخیص دادید وقت آن رسیده بررسی کنید که مطلوب دل درمانجویان فرار کردن است یا رویارو شدن.
حقوق معنوی محفوظ و ذکر منبع با کتابشناسی زیر بلامانع است:
هِیز، استیون. (1394). نکاتی کوتاه درباره تشخیص اجتناب هیجانی. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز 22 تیر ماه سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.