کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
2.17K subscribers
205 photos
65 videos
127 files
484 links
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانی‌های متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آن‌ها ایجاد شده است.
Download Telegram
نقش شفقت در درمان متمرکز بر شفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
ترجمه: #علی_فیضی
بسیاری از افراد به سادگی درباره شفقت دچار سوءتفاهم شده و آن را عشق ومهربانی به اشتباه یکی می‌گیرند. در واقع سخت‌ترین و قدرتمندترین انواع شفقت به چیزهایی ابراز می‌شود که نه دوستشان داریم ونه به آن‌ها عشق می‌ورزیم و چیزهای درون خودمان از جمله همان‌هایی چیزهایی است که چنان شفقتی قرار است نثارشان بشود. در سنت بودیسم ماهایانا هستۀ شفقت، انگیزش است -انگیزشی برای فایده رساندن به دیگران- که بودیسیتا نامیده می‌شود. این انگیزش فرد را وا می‌دارد این توانایی را به دست آورد که نسبت به رنج خود و دیگران حساس باشد و به صورت هیجانی و همراه با توجه با آن رنج وفق پیدا کند، بتواند دلایل آن را ببیند و خردمندی و تعهد لازم برای تسکین آن رنج و پیشگیری از آن را به دست بیاورد. بدیهی است که این انگیزش برای روی آوردن به سوی رنج و ایستادن در مسیر بادهای آن است، نه روی گرداندن از آن؛ و نیز برای کسب تمایل جهت پرداختن به رنج و دلایل آن است. در اینجا می‌توانیم هماهنگی واضحی را با ACT مشاهده کنیم که از آغاز و به طور ظریفی روی مسئله اجتناب هیجانی و ایجاد تمایل برای تجربه چیزها هما‌ن‌گونه که هستند تمرکز کرده است. با اینحال نکته مهمتر این است که هم در CFT و هم در ACT شفقت نه صرفا برای تسکین رنج که بلکه برای افزایش بهزیستی به کار می‌رود. تا حدودی به همین خاطر است که CFT به پویایی‌های زیرین دلبستگی و رفتار حاکی از پذیرفتن و پذیرفته‌شدن توجه زیادی دارد. شفقت به عنوان نقطه تمرکز درمانی بایستی برای افزایش بهزیستی به کار برود نه صرفا برای کاهش رنج.
در حالی که CFT در پی آشکارسازی برخی مولفه‌های کلیدی شفقت نظیر انگیزش متمرکز بر مراقبت، حساسیت توجه، همدردی، مدارا با پریشانی، همدلی و عدم قضاوت‌گری و کمک به افراد برای کسب این ویژگی‌ها است، ACT بیشتر روی اصول رهاسازی افراد از بندهایی است که ذهن می‌بافد تمرکز دارد. این بندها به این خاطر بافته می‌شود که علاوه بر انگیزش‌های بنیادی و هیجان‌هایی که انسان‌ها به طور مشترک با دیگر موجودات دارند، نزدیک به دو میلیون سال پیش در میان ایشان ظرفیت تصور، نشخوار فکری، حسی از خویشتن و نظارت برخود تکامل پیدا کرد. شیوه یکپارچه شدن و آمیختن این ظرفیت‌های شناختی به تازگی تکامل یافته با دیگر سیستم‌های انگیزشی هیجان دغدغه اصلی ACT است. برای کمک به افراد جهت قطع آمیختگی با نظارت برخود و برچسب‌زنی آزارنده به خود که با هیجان‌های دردناک آمیخته‌اند بایستی چیزی کسب شود که در ACT انعطاف‌پذیری روان‌شناختی نامیده می‌شود. این مفهوم مثل شفقت یک پیامد سرراست نیست؛ بلکه در واقع محصول زیرفرایندهایی نظیر گسلش، ارزش‌ها، خود به عنوان بافتار، پذیرش، اقدام متعهدانه و توجه‌آگاهی است.
#Learning_ACT
#شفقت
#CFT
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
50 ساعت آموزش تجربی ACT با تنها دانش‌آموختگان دوره‌های مدرسین بین‌المللی ACT در شمالغرب کشور: علی فیضی دکتر عیسی حکمتی
سرفصلهای دوره پایه
1. مقدمه ای بر مبانی نظری (بافتارگرایی کارکردی، علم رفتار بافتار، نظریه چارچوبهای ارتباطی و ارتباط آنها با درمان)
2. مدل آسیب پذیری HEXAFLEX
3. ارزیابی و ضابطه بندی درمان (case formulation)؛ بررسی وضعیت مراجع در HEXAFLEX و تدوین طرح درمان
4. اصول اولیه درمان ACT
5. نومیدی سازنده و کاهش اجتناب و کنترل
6. پذیرش و تمایل،
7. آشنایی با انوااع آمیختگی و کاربست راهبردهای گسلش شناختی
8. تماس با زمان حال و ذهن آگاهی
9. آشنایی با انواع خود و تضعیف خودداستانی و گسترش خود به مثابه بافتار
10. آشنایی با انواع ارزشها و نحوه شناسایی ارزشهای مراجعان و کمک به تصریح و شفاف سازی آنها
11. ایجاد الگوی عمل متعهدانه در راستای ارزشها و طراحی Action plan
رواندرمانی، صبح شنبه و ترس‌ها و امیدها
مترجم: #علی_فیضی
به کلینیک خود می‌رسید و خود را همراه خودتان به آنجا می‌آورید؛ اما چه چیزهای دیگری همراه شماست؟ شاید خوابی ناکافی از دیشب یا استرس صبح شنبه. باید فنجانی قهوه بخورید و به خوب کار کردن متعهد شوید. در حرفۀ خود در نقطه‌ای بالا هستید یا پائین؟ آیا دارید روشی جدید یاد می‌گیرید یا با همکاران شگفت‌انگیزی همفکری و مشورت می‌کنید؟ یا چون هفته‌های زیادی است که احساس می‌کنید صرفا حرف بیخود زده‌اید از خود می‌پرسید که اقدام بعدی‌تان چه می‌تواند باشد؟ آیا برای دوست داشتن بعضی از درمانجویانی که این هفته آنها را خواهید دید تقلا می‌کنید؟
کدام خوشی‌ها و مسرت‌ها را با خود به اتاق درمان می‌آورید؟ کدام ترس‌ها، کدام امید‌ها و کدام آسیب‌پذیری‌ها همراه شمایند؟ کدام شرم را با خود به اتاق درمان می‌آورید؟ آیا خاطرۀ جلسۀ دردناک پنج شنبه هنوز شما را می‌آزارد؟ آیا از چیزی وحشت دارید؟
وقتی روز خود را شروع کردید چقدر به آنچه برای شما به عنوان یک درمانگر مهم است متعهد شدید؟ چطور از این ارزش‌ها دور می‌شوید؟ آیا واقعا به نقطۀ ضعف خود به عنوان یک درمانگر نگریسته‌اید؟ چطور بسیار سخت تلاش می‌کنید؟
اکنون از مواجهه با چه‌چیزی در زندگی اجتناب می‌کنید؟ نقاط آسیب‌پذیری شما کجایند؟ و همۀ متغیرهای بالا امروز چطور بر عملکرد شما به عنوان درمانگر اثر خواهند گذاشت؟ این عوامل روی درمانجویان شما چه اثری خواهند داشت؟
درمانجوی شما -شاید درمانجویی جدید که اجازه بدهید او را توانا بنامیم- هم خود و تاریخچۀ زندگی‌اش را به جلسۀ درمان می‌آورد. توانا با احساس اضطراب دربارۀ دیدارش با شما بیدار شده است. دستان او موقع ریختن قهوه برای خودش، می‌لرزد.
او تصور می‌کند که شما روبه‌روی او با حرفه‌ای‌گری اما با ذهنی پر از ارزیابی خواهید نشست؛ خودش را تصور می‌کند که از ناراحتی پیچ و تاب می‌خورد، با خود تمرین می‌کند که چه بگوید تا بتواند حداقل نیمه منسجم به نظر بیاید. او وحشت‌زدگی فزاینده‌ای را در سینه‌اش احساس می‌کند.
توانا مجموعه‌ای از دکترهای بی‌نام را به یاد می‌آورد که او را به پرسش می‌گرفتند؛ همگی نیت خوبی داشتند اما او را جان به لب می‌کردند.
شما و توانا این گونه یکدیگر را ملاقات می‌کنید. وقتی تاریخچۀ زندگی، آسیب‌پذیری‌ها و دیدگاه‌های هردوی شما با هم تلاقی می‌کنند چه روی می‌دهد؟ او از تعامل با شما چه چیزی به ارمغان خواهد برد؟ او را چطور ترغیب خواهید کرد؟ چطور با ظرافت او را دلسرد خواهید کرد؟ با شرمنده ساختن او؟ او را چطور دعوت خواهید کرد تا نسبت به تجربه‌هایش وجود خود را بگشاید؟ در عوض او چطور شما را شرمنده خواهد ساخت؟ او چطور شما را مایوس خواهد کرد؟ شما چطور به او خدمت خواهید کرد؟ یا برعکس، چطور برای حفظ احساس متخصص و شایسته بودن خود با ظرافت یا بی‌ظرافت او را نادیده گرفته و از مسائل کلیدی نیازمند توجه او غفلت خواهید کرد؟
هر درمانجو صرفا یک مورد نیست و شما هم صرفا یک درمانگر نیستید. شما و درمانجوی شما دو انسانید که در رقصی دونفره (و امیدواریم شفابخش) شرکت می‌کنید. این تعامل، بنیادی دارد که شامل صدها هزار سال تکامل آدمی‌ست. صبح شنبه کار زیادی داریم!
#FAP
منبع:
رواندرمانی تحلیلی کارکردی به زبان ساده (2017)
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
تبیین اسکینر از روان‌درمانی (بخش اول)
پیتر استورمی
مترجم: علی فیضی
اسکینر می‌نویسد که روان‌شناسی بالینی سنتی روی تشخیص به‌عنوان شیوه جمع‌آوری و سازمان‌دهی وقایع تمرکز دارد اما کاری به کار شکاف بین تشخیص و درمان ندارد. برای اسکینر عنصر اصلی که از یاد رفته است عنصر تعیین متغیرهای مستقلی است که رفتار را کنترل می‌کنند: درمان به معنای کنترل رفتار مشکل‌ساز درمانجو به وسیله درمانگر و دیگر متغیرهای محیطی است.
پس ما چطور می‌توانیم روان‌درمانی سنتی را که بعضی‌اوقات موجب تغییر رفتار در خارج از جلسه درمان می‌شود را تبیین کنیم؟ با توجه به این‌که درمانجو و درمانگر پیشینۀ یادگیری مشترک مختصری با هم دارند درمانگر احتمالاً کنترل کمی روی رفتار درمانجو اعمال می‌کند. احتمال تسکین یافتن نشانه‌های درمانجو همان مکانیسم یادگیری اصلی است که درمانگر به‌موجب آن روی رفتار درمانجو اعمال کنترل می‌کند. درمانگران روان‌پویشی در مقابل درمانجوی خود از کمترین رفتار کلامی استفاده می‌کنند و نیز تعابیر کمی ارائه می‌دهند. این مخاطب غیر تنبیه‌کننده با مخاطبین روزمره درمانجو که با آنها پیشینه‌ای مملو از انواع تنبیهات به شکل انتقاد و تنبیه دارد در تضاد است. درمانجویی که مضطرب است و مشکلات رفتاری درنتیجه پیشینه‌ای پر از تنبیه دارد در حضور چنان مخاطبی (درمانگر ) شروع به نشان دادن رفتاری می‌کند که مدت‌هاست مشاهده نشده بود. آن‌ها شروع به حرف زدن درباره مسائل اضطراب‌آور، مسائل نامعمول، رازهای کهنه می‌کنند یا به شیوه‌ای سازمان نیافته حرف می‌زنند. درمانجو ممکن است رفتارهای غیرکلامی سابقاً تنبیه‌شده نظیر جرات‌مندی، ابراز ناراحتی یا رفتار جنسی نامتناسب را نیز ممکن است در این فرایند از خود نشان بدهد.
مهم‌ترین منبع کنترل درمانگر روی رفتار درمانجو احتمال تسکین نشانه‌های آزارنده است. به میزانی که رفتار درمانگر منجر به کاهش محرک آزارنده در زندگی درمانجو بشود بازگشت درمانجو به درمانگر بیشتر تقویت خواهد شد. اگر درمانگر هدایت‌کننده باشد و توصیه خاصی بکند آنگاه اثربخشی توصیه احتمالاً شروع به اعمال کنترل روی رفتار درمانجو می‌کند.
افزایش رفتار سابقاً تنبیه‌شده در درمان منجر به مکانیسم درمانی احتمالی دیگری به نام خاموشی پاسخگر می‌شود. همچنان که درمانجو شروع به صحبت درباره مسائل گرانبار از هیجان می‌کند این کلمات –محرک کلامی شرطی‌شده- رفتارهای هیجانی منفی نظیر ترس یا شرم را فراخوانی می‌کند اما در عین حال اجتناب همراه با این مشکلات کمتر رخ می‌دهد. مکانیسم دیگری هم به شکل تقویت ناخواسته یا صریح درمانگر از گزارشی که درمانجو از پیشرفت خود ارائه می‌دهد نیز ممکن در میان باشد. بهتر است اشاره‌کنیم که درمانگران –حتی درمانگری نظیر کارل راجرز- ممکن است از استفاده‌ای که از تقویت گزارش درمانجو از پیشرفت خود ناآگاه باشند.
با این حساب برای اسکینر روان‌درمانی نوع دیگری از کنترل اجتماعی رفتار است. روان‌درمانی اصولاً از طریق قدرت تسکین علامت و خاموشی پاسخگر محرک کلامی عمل می‌کند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
تبیین اسکینر از روان‌درمانی (بخش دوم)
پیتر استورمی
مترجم: #علی_فیضی
ایجاد خزانۀ رفتاری جدید
مهم‌ترین کاربرد مدل اسکینر برای روان‌درمانی ایجاد خزانۀ رفتاری جدید با تقویت مجموعۀ موجود یا اضافه کردن رفتار نو است؛ پس درمانگر در مورد یک درمانجوی افسرده می‌تواند تحقیق کند که در چه زمانی از گذشته خوشحال بوده و برای خوشحال بودن چه‌کار می‌کرده است یا در طول ماه گذشته چه کاری انجام داده است که او را خوشحال کرده است. اگر درمانگر تشخیص داد که تعامل با افراد ناراحت و بدعنق درمانجو را افسرده می‌کند می‌تواند تصمیم بگیرد که درمانجو نیازمند یادگیری شیوه تعامل مؤثرتر با چنین افرادی است تا احساس شادی و کارآمدی بیشتری بکند. راهبرد دیگری که شامل بهبود و غنی‌سازی خزانه رفتاری درمانجو نیست آموزش درمانجو برای دور شدن از موقعیت‌هایی است که احتمال رفتار مشکل‌ساز در آن‌ها زیاد است؛ مثلاً درمانجو یاد بگیرد که از مناطق و افرادی که مصرف مواد، پرخوری یا نوشیدن الکل را برای او تداعی می‌کنند دوری کند.
حوزۀ دیگر مداخله سعی برای تصحیح آن دسته از همایندی‌های محیطی است که از رفتار مؤثر حمایت می‌کنند. با توجه به محیط تنبیه‌کننده کنونی درمانجو و تاریخچه طولانی یادگیری اجتناب که مقدار زیادی از اثرات جانبی منفی را با خود دارد بایستی محیط کنونی اصلاح شود. در بسیاری از موارد والدین، همسر، همکار یا همسالان درمانجو خواسته یا ناخواسته که به رفتار نامتناسب او از طریق تقویت یا خاموشی افتراقی تداوم می‌بخشند. اگر همایندی‌های تنبیه‌کننده دیگری وجود داشت در صورت امکان بایستی آن‌ها را نیز اصلاح کرد. در صورت امکان بایستی از درد و رنج مشکلات سلامتی دردناک کاسته شود؛ شغل‌های تنبیه‌کننده با شغل‌های پاداش‌دهنده تعویض بشوند و محیط‌های زندگی با محیط‌های پاداش‌دهنده عوض بشوند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
50 ساعت آموزش تجربی ACT با تنها دانش‌آموختگان دوره‌های مدرسین بین‌المللی ACT در شمالغرب کشور: علی فیضی دکتر عیسی حکمتی
سرفصل‌های بخش پیشرفته دورۀ مهارت‌آموزی جامع ACT در تبریز
1. استفاده از تحلیل کارکردی در مفهوم‌سازی مشکلات درمانی
2. مدیریت مقاومت درمانجو
3. کار با درمانجوی بی تمایل
4. افزایش انگیزه درمانجو برای انجام تکالیف خانگی
5. کاربرد ACT در کار با درمانجویان خودکشی‌گرا
6. پرورش شفقت به خود در چهارچوب ACT
تبیین اسکینر از روان‌درمانی (بخش سوم)
پیتر استورمی
مترجم: #علی_فیضی
کنترل خود
این راهبرد به‌تنهایی ممکن است ناکافی باشد چون درمانگر هیچ‌گاه به‌طور کامل نمی‌تواند موقعیت‌های دشوار درمانجو در آینده را پیش‌بینی کند؛ بنابراین درمانجو و درمانگر بایستی با همدیگر برای ساختن خزانه‌ رفتاری برای کنترل خود در درمانجو تلاش کنند تا درمانجو بتواند هم به‌طور مناسبی به محیط پاسخ بدهد و هم محیط را به‌نوعی تنظیم کند که از مهارت‌های کنترل خود او حمایت کند.
تحلیل اسکینر از کنترل خود شامل دو مجموعه از پاسخ‌ها است: پاسخ‌های کنترل‌کننده و پاسخ‌های کنترل‌شده. پاسخ‌های کنترل‌کننده احتمال بروز رفتار کنترل‌شده در آینده را تغییر می‌دهند. مثلاً یک فرد می‌تواند احتمال پرخوری عصبی (پاسخ کنترل‌شده) را با بردن چند لقمه غذا به محل کار (پاسخ کنترل‌کننده) تغییر بدهد. در تبیین اسکینر از راهبردهای سازنده و مؤثر کنترل خود او بر آموزش دادن شیوه سازمان‌دهی مناسب محیط جسمانی و اجتماعی به درمانجو تأکید زیادی می‌کند تا درمانجو با سازمان‌دهی چنین محیط‌هایی بتواند احتمال حضور پاسخ‌های کنترل‌کننده‌ای که رفتارهای سالم را کنترل می‌کنند را بیشتر کند.

کاوش در فرمول‌بندی
اسکینر توصیه می‌کند که درمانگر نبایستی طرح فرمول‌بندی –تحلیل متغیرهای کنترل‌کننده رفتار مشکل‌ساز- را به درمانجو ارائه بدهد. او دو دلیل را برای این ممانعت ذکر می‌کند. اول این‌که درمانجو ممکن است بهترین توصیه‌ها را هم رد بکند. دلیل دوم و مهم‌تر این است که اگر درمانجو فرمول‌بندی مورد خود را کشف کند با اکتشاف ارتباط بین رفتار خود و محیط تغییر رفتاری قابل‌توجهی در او رخ می‌دهد. وقتی درمانجو با یادگیری مشاهده و توصیف رفتار خود به شیوه‌های جدید و یادگیری توصیف ارتباط رفتار مشکل‌ساز خود با متغیرهای محیطی کنترل‌کننده آن، به طور آزمایشی برخی رفتارهای جدید را انجام داده و اثرات آن روی رفتارهای کنونی‌اش را تمییز داده و گزارش می‌دهد می‌توان گفت رفتار درمانجو همان زمان تغییریافته است. به‌این‌ترتیب وقتی با درمانجو برای ارزیابی کارکردی مشکلات آن‌ها کار می‌کنیم این کار منجر به تغییر رفتار قابل‌توجهی‌ می‌شود که می‌تواند مبنایی برای تغییر رفتار بیشتر به سمت یک زندگی سالم‌تر و شادتر باشد.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
تبیین اسکینر از روان‌درمانی (بخش چهارم)
پیتر استورمی
مترجم: #علی_فیضی
کاربردهای کلی
توصیف اسکینر از آسیب‌شناسی روانی پر از کاربردهایی برای فهم آسیب‌شناسی، روان‌درمانی، فرمول‌بندی مورد و مداخله است. تحلیل رفتار پیشینه‌ای طولانی در گرفتن مفاهیمی از رواندرمانی و تشخیص مکانیسم یادگیری احتمالی در انواع مختلف روان‌درمانی است. خاموشی پاسخگر پاسخ‌دهی هیجانی به محرک شرطی از طریق حرف زن یا مواجه کردن درمانجو با محرک شرطی احتمالاً عنصر اصلی درمانی در بسیاری از انواع روان‌درمانی است. تقویت افتراقی گزارش تغییر رفتار درمانجو ممکن است فرایند تغییر عمومی دیگر باشد. همچنان که شکل‌های جدیدی از روان‌درمانی توسع یافته و مؤثر نشان داده می‌شود تحلیل رفتاری آن‌ها را بررسی کرده و مکانیسم یادگیری مؤثر در آن را تعیین می‌کند. مثلاً جیکوبسن و همکارانش در سال 1996 با انجام پژوهشی به تحلیل مؤلفه‌ای رفتاردرمانی شناختی برای افسردگی پرداختند. آن‌ها این رویکرد را به دو مؤلفه رفتاری فعال‌سازی رفتاری و مؤلفه شناختی آن تقسیم کردند. هرچند درمانگران حاضر در این پژوهش گرایش به درمان شناختی را گزارش دادند این مؤلفه فعال‌سازی رفتاری CBT بود که مؤثرتر از مؤلفه شناختی برای افسردگی و تفکر منفی از آب درآمد.
مفهوم‌سازی اسکینر از آسیب‌شناسی روانی به‌عنوان شکست در کنترل خود در حضور محرک قبلا آزارنده تداعی شده با تاریخچه تنبیه هم کاربردهای کاملاً مفیدی برای فرمول‌بندی مورد و درمان دارد. این مفهوم‌سازی نشان می‌دهد که یکی از اهداف گرفتن تاریخچه شناسایی تاریخچه تنبیه و مهارت‌های خودگردانی درمانجو قبل از شروع اختلال و نیز شناسایی مهارت‌های خودگردانی درمانجو است. این اطلاعات اگر صحیح باشند می‌توانند تبدیل به مبنایی برای فرمول‌بندی و مداخله بشوند. مفهوم‌سازی اسکینر به‌علاوه پیشنهاد می‌کند که مداخلات درمانی بایستی شامل آموزش خودگردانی باشد.
اجتناب آشکار اسکینر از پاسخ‌های فن‌سالارانه به روش‌های مداخله‌ای بارزش و قابل‌توجه است. رفتاردرمانگران تکنیک‌گرای معاصر که تکنیک‌ها را مطابق با تشخیص‌ها آموخته و از شناخت مبنای مفهومی کار خود به دور هستند مورد انتقاد تحلیل‌گران رفتاری معاصر هستند. رویکرد اسکینر نشان می‌دهد که تحلیل‌گران رفتاری بایستی نسبت به کاربرد دسته‌ گسترده‌ای از مداخلات که برخی از آن‌ها در نظر اول غیر رفتاری به نظر می‌رسند موضعی پذیرا داشته باشند چون می‌توان استفاده از همین مداخلات را بر اساس فرمول‌بندی رفتاری توجیه کرد.
اسکینر پیشنهاد می‌کند که خاموشی پاسخگر فرایند مهمی در روان‌درمانی است. اگر این فرض درست باشد آنگاه یک تکلیف مهم درمانگر این است که محرک شرطی‌شده مرتبط را شناسایی کرده و خاموشی پاسخگر را از طریق مواجهه به وجود بیاورد؛ بنابراین یک درمانگر مؤثر بایستی به‌طور دقیق دسته‌ای از رویدادها و موضوعات را که درمانجو از گفتگو درباره آن‌ها اجتناب می‌کند را تشخیص داده و مواجهه با این محرک‌ها را از طریق گفتگو، نوشتن یا مواجهه مستقیم با محرک شرطی‌شده به کار ببندد. این کار بایستی تا وقوع خاموشی پاسخگر ادامه پیدا کند یعنی دیگر در حضور محرک شرطی‌شده هیچ پاسخ هیجانی منفی از سوی درمانجو ابراز نشود.
اگر آسیب‌ روانی به سبب شکست در کنترل خود در حضور محرک متداعی با تاریخچه تنبیه به وجود آمده باشد آنگاه یکی از تکالیف بسیار مهم درمانگر بازسازی یا آموزش مهارت‌های کنترل خود است. این کار بایستی بخشی از تلاش گسترده‌تر برای استفاده از تاکتیک‌های سازنده‌ای باشد که خزانه رفتاری درمانجو را ارتقا می‌بخشد.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
چگونه از توجه‌آگاهی برای مقابله با افسردگی استفاده کنیم؟
لورا مایر
مترجم: علی فیضی
این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی ترجمه‌شده است.
پرورش یک زندگی شادمانه مثل پرورش یک باغچه است. هردو با خطر آفت‌ روبه‌رو هستند و ما می‌توانیم انتخاب کنیم که چگونه با آفت‌ها مبارزه کنیم. در زندگی هیجانی، توجه‌آگاهی راه‌حلی برای مبارزه با آفت افسردگی است:
1. نوشتن با توجه‌آگاهی: ما تمایل داریم که بعضی ناراحتی‌های مشخص را در زندگی خود نادیده بگیریم. بعضی وقت‌ها بهتر است باغچه هیجانی خود را شخم بزنیم و همه‌چیز را ببینیم تا برای راه‌حل مناسب تصمیم بگیریم. نوشتن با توجه‌آگاهی به افزایش آگاهی کمک می‌کند. یک‌تکه کاغذ بردارید و بنویسید: من آگاهم که... حالا توقف کنید و ببینید چه چیزی به ذهنتان می‌آید. بعضی وقت‌ها چیزهای ناراحت‌کننده‌ای به ذهنتان می‌آید اما سعی در مورد خودتان تندوتیز قضاوت نکرده و نسبت به خودتان شفقت داشته باشید.
2. کنجکاوی: افسردگی ممکن است مثل علف هرز رشد کند و نگذارد که ببینیم در زندگی چه چیزی خوب و لذت‌بخش است. همین حالا به دوروبر خود نگاه کنید، توقف کنید، نفس عمیقی بکشید و دوباره به دوروبر نگاه کنید. حالا با کنجکاوی چیزی لذت‌بخش مثل یک رنگ، یک کتاب یا یک صدا پیدا کنید. به همه‌چیزهای دوروبر خود دقت کنید تا چیزی لذت‌بخش پیدا کنید. وقتی پیدایش کردید با کنجکاوی آن را برانداز کنید و از خود بپرسید که چه چیز جالبی در آن وجود دارد. آیا این چیز خاطره خوبی را در ذهن شما زنده می‌کند؟ کنجکاوی می‌تواند به شما کمک کند تا لذت‌های نامنتظره و دور از توجهی را در زندگی روزمره خود کشف کنید.
3. شکرگزاری: آیا امروز شکرگزاری کرده‌اید؟ لحظه‌ای توقف کنید و درباره سه چیز خوبی که امروز برای شما اتفاق افتاده است تأمل‌کنید. شکرگزاری باعث رشد گشودگی نسبت به قدرشناسی و مهربانی و دریافت آن‌ها می‌شود. افسردگی توجه ما را می‌دزدد و ما را مجبور می‌کند فقط چیزهای ناخوشایند زندگی خود را ببینیم؛ اما با تمرین شکرگزاری می‌توانیم توجه خود را پرورش بدهیم تا چیزهای خوب، واقعی و صحیح زندگی خود را هم ببینیم. شکرگزاری با تغییر عمدی توجه و آگاهی، تبدیل به ابزاری برای توجه‌آگاهی می‌شود. پژوهش‌ها هم نشان می‌دهد که شکرگزاری تمرینی معتبر برای افزایش بهزیستی هیجانی است.
4. مراقبه کوهستان: ما نمی‌توانیم وضعیت آب‌وهوا را کنترل کنیم اما می‌توانیم به‌قدر نیاز مراقب باشیم. چشمان خود را چند لحظه ببندید و تصور کنید که داخل یک کوه هستید. تغییر فصل‌ها و وقوع طوفان‌ها را ببینید. حالا تغییرات آب‌وهوا را در زندگی خود مشاهده کنید. آیا بارانی است؟ طوفانی است یا در آن گردباد می‌وزد؟ آیا در دل طوفان هستید یا آمدنش را پیش‌بینی می‌کنید. حالا ببینید چه چیزهایی در دسترس دارید که از شما محافظت می‌کنند؟ ما نمی‌توانیم الگوهای آب‌وهوای زندگی خود را تغییر بدهیم اما می‌توانیم یاد بگیریم تا از باغچه زندگی خود تا حد امکان محافظت کنیم.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
مایر، لورا. (1393). چگونه از توجه‌آگاهی برای مقابله با افسردگی استفاده کنیم؟ علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز 3 تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی HTTP://WWW.MRMZ.IR
🔔وقتی درمان‌جویان در مقابل انجام تمرین توجه‌آگاهی (mindfulness) مقاومت می‌کنند چه باید کرد؟
دکتر دانیل مورن
تلخیص و ترجمه: #علی_فیضی

بااینکه بسیاری از درمانگران توجه‌آگاهی را هم در زندگی شخصی به کار می‌برند و هم از آن به‌عنوان رویکرد درمانی استفاده می‌کنند ، درمان‌جویان همیشه برای تمرین آن مشتاق نیستند. من در طول بیست سال انجام درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و نظارت بر کار بالینی درمانگران ACT شنیده‌ام که بسیاری از درمان‌جویان در مقابل ایده انجام منظم تمرینات توجه‌آگاهی مقاومت می‌کنند. اخیراً موقع نظارت بر کار درمانگران تازه‌کار ACT صدای ضبط‌شده درمان‌جویانی را شنیدم که درباره مقاومت خود نسبت به شروع انجام چنان تمریناتی بحث می‌کردند. یکی از درمان‌جویان می‌گفت: من مسیحی هستم و نمی‌خواهم یک تمرین بودائی انجام بدهم. دیگری می‌گفت من برای کاهش وزن خودم آمده‌ام. واقعاً فکر می‌کنید یک ساعت چهارزانو نشستن و تمرکز کردن به دردم می‌خورد؟ یکی دیگر از درمانگران تحت نظارت من درمان‌جویی داشت که با عصبانیت می‌گفت: من نمی‌خواهم این کارهای مزخرف را انجام بدهم.
ویژگی مشترک همه این شکایت‌ها و دیگر مخالفت‌ها با توجه‌آگاهی از سوءتفاهم‌هایی درباره هدف تمرین‌های توجه‌آگاهی نشأت می‌گیرد. تجربه من نشان می‌دهد که هنگام آشنا کردن درمان‌جویان با تمرین توجه‌آگاهی باید سه نکته مهم را در نظر گرفت.
1️⃣مراقب تزئینات مربوط به فلسفه شرقی باشید. من درمانگرانی را تحت نظارت قرار داده‌ام که نقش یین و یانگ روی کارت ویزیت آن‌ها وجود دارد یا اینکه در اتاق خود از نقوش و مجسمه‌های مربوط به بودیسم در اتاق خود استفاده می‌کنند. بااینکه شخصاً فکر نمی‌کنم این کار‌ها مشکلی داشته باشد اما بعضی درمان‌جویان درباره این چیزها دچار سوءتفاهم می‌شوند. ما می‌توانیم توجه‌آگاهی را به‌عنوان یک مهارت علمی و نه مذهبی معرفی کنیم که به افراد کمک می‌کند تا به زمان حال زندگی خود توجه کرده و به شیوه بهتری افکار و احساسات مشکل‌ساز خود را مدیریت کنند.
2️⃣ تمرین توجه‌آگاهی نیازی به حالت‌ها بدنی خاصی ندارد. برای این تمرین لازم نیست که درمان‌جویان به حالت نیلوفری بنشینند. درواقع روی یک صندلی هواپیما هم می‌شود این مهارت را تمرین کرد. به‌جای تجویز بی‌انعطاف تمرین‌ها، با درمان‌جوی خود درباره اینکه چه اقداماتی را می‌شود با توجه‌آگاهی انجام داد گفتگو کنید.
3️⃣ به یاد داشته باشید که درمان یک فرایند شکل‌دهی است. ما در روان‌درمانی تلاش می‌کنیم تا خزانه رفتاری درمان‌جو قوی‌تر و مفیدتر بشود. در آغاز از تمرین‌های کوچک استفاده کنید. اگر درمان‌جویان در برابر ایده انجام تمرین پنج‌دقیقه‌ای توجه‌آگاهی مقاومت کردند از آن‌ها دعوت کنید تا تمرین یک‌دقیقه‌ای را امتحان کنند.
در کل، نکته این است که به درمان‌جوی خود کمک کنید تا ارزش توجه‌آگاهی را بداند و تمرین‌های این مهارت را به‌نوعی تجویز کنید که متناسب هر درمان‌جو باشد. اگر موفق بشوید درمان‌جویان هم به تمرین کافی و مفید توجه‌آگاهی ادامه خواهند داد.

https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
دوره درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش ACT
مدرس: #علی_فیضی
از ۴ مرداد ۹۶
۵ جلسه ۱۵ ساعت
اطلاعات بیشتر با ارسال کد ۹۰۳۶ به ۰۲۱۸۸۳۲۲۶۳۰
آیا می‌توان با استفاده از توجه‌آگاهی، درد و رنج را واقعاً کمتر کرد؟ (بخش اول)
دکتر دنی پنمن
دکتر مارک ویلیامز
مترجم: #علی_فیضی

توجه آگاهی می‌تواند درد مزمن را تا 90 درصد کاهش بدهد. در سه مقاله نشان خواهیم داد که چطور این اتفاق می‌افتد.
زندگی با درد مزمن و بیماری وحشتناک است. حتی بعد از مصرف مقدار زیاد مسکن، درد دوباره برمی‌گردد و انتقام خودش را می‌گیرد. شما می‌خواهید هر کاری که بشود انجام بدهید تا از دست درد خلاص بشوید اما انگار هر کاری که می‌کنید شکست می‌خورد. حرکت کردن دردناک است. حرکت نکردن دردناک است. نادیده گرفتن درد هم دردناک است.
اما فقط درد نیست که آسیب می‌زند؛ ذهن شما هم از همان موقع که ناامیدانه تلاش می‌کنید تا راهی برای فرار پیدا کنید شروع به رنج کشیدن می‌کند. سؤالات نیش و کنایه‌دار شروع به زخمی کردن روح شما می‌کند: اگر دوباره سالم نشوم چه می‌شود؟ اگر اوضاع بدتر بشود چی؟ نمی‌توانم با این اوضاع مقابله کنم. لطفاً! می‌خواهم این وضعیت تمام بشود.
البته طبیعی است که می‌خواهید در این مواقع با درد خود مبارزه کنید اما توجه کنید که این مبارزه رنج شما را بدتر می‌کند. توجه داشته باشید که کار مؤثرتر و بهتر این است که حس درد خود را همان‌طور که در بدنتان بالا و پایین می‌شود کاوش کنید. این کار ممکن است به نظرتان بدترین کار ممکن بیاید اما آخرین پیشرفت‌های پزشکی نشان می‌دهد که این کار ممکن است از بسیاری از داروهای مسکن قوی‌تر باشد.
این رویکرد درد دل درمان جدیدی برای درد مزمن قرار دارد که بر اساس نوع کهنی از مراقبه به نام توجه‌آگاهی قرار دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که توجه‌آگاهی درد مزمن را 57 درصد کاهش می‌دهد. مراقبه کنندگان موفق درد خود را تا 90 درصد کاهش می‌دهند.
تصویربرداری مغزی نشان می‌دهد که توجه‌آگاهی مجموعه اعصاب مسئول درد را ساکت می‌کند و در طول زمان این تغییرات در مغز ریشه می‌دواند و ساختار مغز را تغییر می‌دهد پس بیماران دیگر به‌اندازه قبل درد نمی‌کشند.
کلینیک‌های بیمارستانی درد حالا استفاده از توجه‌آگاهی را برای مقابله با انواع دردهای ناشی از سرطان (و اثرات جانبی شیمی‌درمانی)، بیماری‌های قلبی، دیابت و آرتروزها توصیه می‌کنند. توجه‌آگاهی برای درد کمر، میگرن، فیبرومیالژیا، خستگی مزمن، اختلال روده تحریک‌پذیر و حتی MS مفید است.
منبع:
پنمن، دنی؛ ویلیامز، مارک. (1393). آیا می‌توان با استفاده از توجه‌آگاهی درد و رنج را واقعاً کمتر کرد؟ علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز چهارم تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی HTTP://WWW.MRMZ.IR

https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
چگونه در جلسات ACT رفتار کارآمد درمان‌جو را تقویت کنیم؟ (بخش اول)
جسیکا دور
ترجمه: #علی_فیضی
.
الگوی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مبنای مفهوم کارآمدی قوام‌یافته است. یک درمانگر ACT می‌پرسد: آیا آنچه انجام می‌دهید به شما یک زندگی غنی‌، کامل و معنی‌دار می‌دهد؟ اگر جواب بله باشد رفتار کارآمد است. اگر جواب نه باشد آن رفتار ناکارآمد است.
برای یک درمانگر ACT تفکر، احساس و یادآوری هم رفتارند چون همه این چیزها را یک موجود زنده انجام می‌دهد. در طول جلسات ما به دنبال رفتارهای کارآمد و ناکارآمد هستیم. ما رفتارهای کارآمد را تقویت می‌کنیم. به این معنا که به آن رفتارها نوعی واکنش نشان می‌دهیم که منجر به تداوم یا افزایش آن رفتار شود. از سوی دیگر رفتار ناکارآمد بایستی قطع‌شده و به‌جای آن رفتار کارآمد تقویت شود. در هر جلسه ACT هدف این است که درمانگر به‌طور مداوم شش فرایند اصلی ACT (پذیرش، گسلش، تماس با لحظه‌لحظه زندگی، بافتار انگاری خویشتن، روشن‌سازی ارزش‌ها و اقدام متعهدانه) را الگوسازی کند، برانگیزد و تقویت کند؛ اما چطور؟
پیشنهاد راس هریس این است که درمانگر شش فرایند اصلی ACT را با تجسم دادن این درمان در اتاق کلینیک الگوسازی کند:
1. می‌تواند با نگرشی هشیارانه، مشفقانه و متجانس با ارزش‌هایش در اتاق درمان حضورداشته باشد
2. با گشودگی و کنجکاوی توجه کند
3. از افکار ناسودمندش بگسلد
4. با هدف خدمت به درمان‌جویش به ناراحتی خود فضایی برای حضور در ذهن بدهد (آن‌‌ها را بپذیرد)
5. با ارزش‌هایش به‌عنوان یک درمانگر یا مشاور- شفقت، احترام، صداقت، اصالت، مراقبت و همکاری- در تماس باشد.
ما به‌عنوان درمانگر می‌خواهیم که فعالانه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی را در هر جلسه ایجاد و تقویت کنیم. ما می‌خواهیم در هر جلسه درمان‌جوی خود را ترغیب کنیم تا توجه‌آگاهی را تمرین کند، با ارزش‌هایش تماس پیدا کند، هدف‌گزینی کرده و اقدام کند. دو راه عمده برای انجام این کار وجود دارد که اغلب با یکدیگر همپوشی دارند: تمرینات ساختاریافته؛ و توجه کردن درمانگر به رفتار حاکی از انعطاف‌پذیری و اظهارنظر در مورد آن.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1393). چگونه در جلسات ACT رفتار کارآمد درمان‌جو را تقویت کنیم؟ علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز چهارم تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
الگوی نقطه انتخاب ACT برای تبیین و درمان افسردگی (بخش اول) دکتر راس هریس مترجم: #علی_فیضی در هرسال از هر ده نفر بزرگ‌سال یک نفر مبتلا به افسردگی است و یک نفر از هر نفر در طول زندگی خود مبتلا به افسردگی می‌شود. افسردگی واژه‌ای است که زیاد از آن استفاده می‌کنیم.…
الگوی نقطه انتخاب ACT برای تبیین و درمان افسردگی (بخش دوم)
دکتر راس هریس
مترجم: #علی_فیضی
در این شرایط ما بر اساس ACT می‌خواهیم چکار کنیم؟ می‌خواهیم از مهارت‌های کمک‌کننده استفاده کنیم تا این چرخه باطل را بشکنیم. مثلاً از ارزش‌هایمان کمک بگیریم تا دوباره به این سؤال جواب بدهیم که می‌خواهیم چطور آدمی باشیم؟ دوست داریم در مواجهه با همه این مشکلات و چالش‌هایی که داریم رفتار و کردارمان نماد و سمبل چه چیزی باشد؟ دوست داریم چطور همسر، والد، فرزند، برادر، خواهر، همسایه، شهروند دانشجو یا کارمندی باشیم؟ دوست داریم با خودمان، بدنمان، همسرمان، فرزندمان، دوستمان چطور رفتار کنیم؟ دوست داریم از با راهنمایی گرفتن از ارزش‌هایمان از وقتی‌که روی این کره خاکی نصیبمان شده چطور استفاده کنیم؟ با جواب دادن به این سؤالات می‌توانیم طوری رفتار کنیم که در حالت ایدئال خود می‌خواهیم رفتار کنیم، اقدامات زندگی‌ساز را انتخاب می‌کنیم تا زندگی‌مان را غنی‌تر، بهتر و معنادارتر بکنیم. برای این کارها نیازمند پس گرفتن توجهمان از توجه‌دزدها هستیم. برای این کار هیچ عصای جادویی وجود ندارد که باآن‌همه افکار و احساسات دردناک را از بین ببریم اما می‌توانیم یاد بگیریم که با تمرین توجه‌آگاهی هوش و حواس و توجه خودمان را از دست توجه‌دزدها نجات بدهیم و یاد بگیریم که بدون مبارزه با آن افکار و احساسات دردناک یا فرار کردن از دستشان آن‌ها را رها کنیم تا از ذهن و بدن ما بگذرند. وقتی توجه‌ آگاهانه داشتیم آن‌وقت می‌توانیم به ارزش‌های خودمان رجوع کنیم و مشغول زندگی بشویم و شروع به رفتار کردن شبیه آن فردی که دوست داریم باشیم و مؤثر و کارآمد اقدام کنیم. این‌طور زندگی کردن درواقع متضاد افسردگی است، ما را از افسردگی نجات می‌دهد و کمکمان می‌کند تا از افسردگی بهبود پیدا کنیم.
#Learning_ACT
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy/478
آیا می‌توان با استفاده از توجه‌آگاهی، درد و رنج را واقعاً کمتر کرد؟ (بخش دوم)
دکتر دنی پنمن
دکتر مارک ویلیامز
مترجم: #علی_فیضی
توجه‌آگاهی معمولی شامل توجه به نقاط مختلف بدن و مشاهده ساده آن با چشم ذهن است. این کار به شما اجازه می‌دهد تا حس‌های دردناک را وقتی ایجاد می‌شوند مشاهده کرده و بدون مبارزه با آن‌ها اجازه بدهید که راه خود را بروند. وقتی این کار را انجام بدهید، اتفاق جالبی می‌افتد: درد و رنج شما شروع به ذوب شدن می‌کند.
بعد از مدتی متوجه می‌شوید که درد به دو شکل اولیه و ثانویه خودش را نشان می‌دهد. هرکدام از این دردها علت خاص خودشان را دارند و این دانش کنترلی را که روی رنج خود دارید خیلی بیشتر می‌کند.
رنج اولیه از خود بیماری، زخم یا آسیبی که بدن یا سیستم عصبی دارد ناشی می‌شود. درد ثانویه واکنش بدن به درد اولیه است اما اغلب شدیدتر و بادوام‌تر است. جالب اینجاست که این درد توسط تقویت‌کننده‌ای در مغز کنترل می‌شود که شدت کلی رنج را تنظیم می‌کند.
در سال‌های اخیر دانشمندان شروع به مطالعه این مسئله کرده‌اند که تقویت‌کننده درد در مغز چطور کنترل می‌شود اما مهم‌تر اینکه آن‌ها راه‌هایی برای کاهش شدت درد در مغز پیداکرده‌اند.
معلوم شده که ذهن انسان نه فقط درد را احساس می‌کند بلکه اطلاعاتی را هم که همراه آن است حلاجی می‌کند. مغز حس‌های مختلف را حلاجی می‌کند تا با پیدا کردن دلایل آن‌ها بتوانید از درد یا آسیب بیشتر به بدن دوری‌کنید. این زوم کردن درد را تقویت می‌کند.
همچنان که ذهن شما درد را تحلیل می‌کند خاطرات شما را هم غربال می‌کند تا آن زمان‌هایی را که به‌طور مشابه درد می‌کشیدید پیدا کند. هدف این است که در حین جستجو برای پیدا کردن الگو، ممکن است بعضی سرنخ‌ها پیدا و منجر به راه‌حل بشوند. مشکل این است که اگر شما ماه‌ها یا سال‌ها دردکشیده باشید، ذهن یک پرده پرنقش‌ونگار درباره خاطرات دردناک دارد که راه‌حل کمی در بین آن‌ها پیدا می‌شود.
پس قبل از اینکه متوجه بشوید، ذهن شما پر از خاطرات بد می‌شود. شما ممکن است غرق خیالات خود در درباره درد خود بشوید. طوری که انگار که همیشه بیمار و دردمند خواهید بود و هیچ‌وقت راه‌حلی پیدا نخواهید کرد. این فرایند منجر به این می‌شود که همه ذهنتان درگیر اضطراب، استرس و نگرانی و همین‌طور درد جسمی می‌شود: اگر دردم متوقف نشود چه می‌شود؟ قرار است همه عمرم را این‌طوری بگذرانم؟ آیا ممکن است اوضاع بدتر بشود؟
این فرایند قبل از اینکه از آن آگاه بشوید در یک‌لحظه اتفاق می‌افتد. هر فکری در یک‌لحظه پیدا می‌شود و به‌سرعت تبدیل به چرخه‌ای باطل می‌شود که درد شما را تقویت می‌کند. البته اوضاع ممکن است بدتر از این هم بشود چون این استرس‌ و ترس بازخوردی به بدن می‌دهد که خودش تنش و استرس بیشتری ایجاد می‌کند. این فرایند بیماری و زخم را بدتر کرده و منجر به درد بیشتر می‌شود.
در طول زمان مغز در حس کردن درد بهتر می‌شود. اسکن‌های مغزی نشان داده افرادی که مبتلا به درد مزمن هستند بافت مغزی بیشتری در قسمت مربوط به احساس درد دارند. انگار مغز درجه صدای درد را بالابرده و نمی‌داند چطور آن را دوباره پایین بیاورد.
منبع:
پنمن، دنی؛ ویلیامز، مارک. (1393). آیا می‌توان با استفاده از توجه‌آگاهی درد و رنج را واقعاً کمتر کرد؟ علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز چهارم تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی HTTP://WWW.MRMZ.IR

https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
چگونه در جلسات ACT رفتار کارآمد درمان‌جو را تقویت کنیم؟ (بخش دوم)
جسیکا دور
ترجمه: #علی_فیضی
تمرینات ساختاریافته شامل این‌ها هستند:
1. تمثیل‌های جسمانی (آن‌هایی که باید به‌صورت عملی انجام داد)
2. استعاره‌های کلامی (آن‌هایی که صرفاً توضیح داده می‌شوند)
3. برگه‌های سؤال و پرسشنامه
4. تکنیک‌های خاص نظیر خواندن آهنگین افکار یا تشکر از ذهن
5. و تمرینات تجربی نظیر تنفس با توجه آگاهی، تصور افکار به شکل برگ‌های ریزان یا تصور مراسم بزرگداشت خود
درمانگران تازه‌کار ACT وقتی می‌خواهند انعطاف‌پذیری روان‌شناختی را درون جلسات فراخوانی و تقویت کنند ممکن است تمایل زیادی به انجام تمرینات ساختاریافته داشته باشند.
همچنان که با ACT آشناتر می‌شویم، می‌فهمیم که می‌توانیم به‌سادگی با اظهارنظر درباره آنچه اتفاق می‌افتد فرایندهای اصلی را فراخوانی کنیم. به‌عنوان‌مثال می‌توانیم با پرسیدن سؤالاتی نظیر آیا می‌توانید الآن توجه کنید که ذهنتان به شما چه می‌گوید؟ یا آیا دقت کردید ذهنتان مدام شما را به سمت این موضوع می‌کشاند؟ فرایند گسلش را فراخوانی کنیم. می‌توانیم از طریق اظهارنظرهایی شبیه به آنچه در ادامه می‌آید فرایند پذیرش را فراخوانی کنیم: همین الآن به احساسات خود چطور واکنش نشان می‌دهید؟ آیا با آن‌ها می‌جنگید؟ آیا می‌خواهید از دست آن‌ها خلاص بشوید؟ آیا می‌خواهید دست از طناب‌کشی با آن‌ها بردارید؟ همین‌طور می‌توانیم از طریق اظهارنظری که در ادامه می‌آید ارتباط درمان‌جو را با ارزش‌هایش تسهیل کنیم: انگار این موضوع برای شما واقعاً مهم است. چه چیز این موضوع برای شما مهم است؟
علامت‌های انعطاف‌پذیری روان‌شناختی- تماس با ارزش‌ها، گسلش از افکار ناسودمند، پذیرش ناراحتی، بودن در اینجا و اکنون، شفقت به خود- که در جلسه خود را نشان می‌دهند مثال‌هایی از رفتار کارآمدند. هدف ما افزایش کارآمدی این رفتارها و تقویت آن‌ها است. راه‌های زیادی برای رسیدن به این هدف وجود دارد. می‌توانیم با لحنی تشویق‌کننده و حاکی از قدردانی آنچه را که موردتوجه قرار داده ‌ایم با درمان‌جوی خود در میان بگذاریم. می‌توانیم درباره این‌که درمان‌جو چگونه آن رفتار کارآمد را انجام می‌دهد کنجکاوی نشان بدهیم. می‎‌توانیم از درمان‌جوی خود بخواهیم تا به آنچه انجام می‌دهد و اثر رفتار خود دقت کند؛ یا اینکه می‌توانیم به درمان‌جو بگوییم که رفتار او چه احساسی را در ما ایجاد می‌کند یا چه اثری روی رابطه درمانی می‌گذارد.
هرچند درباره اینکه چنین مداخله‌هایی اثر تقویت‌کننده دارند یا نه نمی‌شود با یقین صحبت کرد اما حداقل می‌توان که در این باره حدس‌هایی زد. از خودتان بپرسید: من چه می‌توانم بگویم و انجام بدهم که اثری تقویت‌کننده داشته باشد؟ بعد پاسخ این سؤال را آزمون کنید و با هشیاری پیامدهای آن را بسنجید.
علاوه بر الگوسازی، فراخوانی و تشویق رفتار کارآمد در جلسات، ما می‌خواهیم درمان‌جوی خود را ترغیب کنیم تا این رفتار را در فاصله بین جلسات تا حد ممکن انجام بدهد. در مقاله بعدی ما راه‌های ممکن برای رسیدن چنین هدفی را بررسی خواهیم کرد.

https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1393). چگونه در جلسات ACT رفتار کارآمد درمان‌جو را تقویت کنیم؟ علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز چهارم تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
ترغیب رفتار کارآمد مابین جلسات ACT (بخش اول)
جسیکا دور
مترجم: #علی_فیضی

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نوعی روان‌درمانی قدرتمند است که بر مبنای این باور قوام گرفته است: راه رسیدن به شادمانی و بهزیستی پایدار با پذیرفتن افکار و نه تغییر دادن آن‌ها شروع می‌شود. برای درمانگران ACT قبول اصول بنیادی آن ممکن است آسان باشد اما دو تا سه سال کار سخت، مطالعه مداوم و تمرین لازم است تا فردی این مدل را در مورد خود و دیگران به‌طور روان اجرا کند. در طی این مدت شما ممکن است در نقطه‌ای احساس کنید که خودتان و همین‌طور درمان‌جویانتان گیر افتاد‌ه‌اید.
راس هریس آموزگار مشهور ACT برای غلبه بر رایج‌ترین موانع درراه اجرای ACT راه‌حل‌هایی دارد. در مقاله قبلی ما درباره کارآمدی صحبت کردیم. رفتارهای کارآمد آن رفتارهایی هستند که منجر به زندگی غنی، کامل و معنادار می‌شوند. ما به‌عنوان درمانگر می‌خواهیم این رفتارها را هم داخل جلسات و هم مابین جلسات تقویت کنیم. در مقاله قبلی ما درباره تقویت این رفتارها در داخل جلسات درمان بحث کردیم. حالا سؤال این است که چطور می‌توانیم وقتی‌که در کنار درمان‌جو نیستیم رفتارهای کارآمد او را در خارج از جلسات درمان تقویت کنیم؟
علاوه بر الگوسازی و فراخوانی فرایندهای اصلی ACT (نظیر گسلش و پذیرش) و تقویت رفتار کارآمد در داخل جلسات، بایستی از درمان‌جو بخواهیم تا به انجام برخی اقدام‌ها متعهد شود. این اقدام‌ها ممکن است تمرین یک تکنیک توجه‌آگاهی یا پر کردن یک برگه سؤال برای تعقیب یک هدف ارزشمند یا صرفاً مشاهده رفتار خود در بعضی بافتارها و دقت به عواقب آن باشد.
پس جلسه آینده را با سؤال درباره این اقدامات شروع کنید. اگر جلسه را با حال و احوال‌پرسی ساده نظیر هفته قبل چطور گذشت؟ آغاز کنید ریسک اتلاف وقت با گفتگویی نامربوط، نامفید و نامتمرکز را به جان می‌خرید؛ پس بهتر است با این جملات جلسه درمانی را شروع کنید: در آخر جلسه قبلی ما درباره این صحبت کردیم که شما الف، ب و ج را انجام بدهید. اگر اشکالی ندارد امروز در این باره صحبت کنیم که انجام آن کارها چطور پیش رفت؟ اگر درمان‌جو پیشرفت مثبتی را گزارش کرد می‌توانید بگویید: عالی است و تحت تأثیر قرار گرفتم. انجام آن کار چه فایده‌های دیگری داشت؟ با چنین واکنشی امیدواریم که درمان‌جو چنان رفتارهای کارآمدی را در خارج از جلسه درمان بیشتر انجام بدهد.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1393). ترغیب رفتار کارآمد مابین جلسات ACT. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز ششم تیرماه سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
ترغیب رفتار کارآمد مابین جلسات ACT (بخش دوم)
جسیکا دور
مترجم: #علی_فیضی
اما اگر درمان‌جو پیشرفت مثبتی را گزارش نداد چه؟ در این مورد، شما اول روی پذیرش خود و شفقت بر خود تمرکز می‌کنید و سپس به تشخیص موانع مختلف پیشاروی اقدام می‌پردازید. تصور کنید یک درمان‌جو در طول بسیاری از جلسات رفتار ناکارآمدی از خود نشان می‌دهد –مثلاً به‌طور مداوم نگرانی، نشخوار فکری می‌کند و به سرزنش خود و دیگران می‌پردازد. درمانگری که در پاسخ کار چندانی بیش از گوش دادن مشفقانه، همدلی، حمایت و ترغیب زیاد انجام نمی‌دهد به‌احتمال‌قوی این درمان‌جو را در کوتاه‌مدت آرام می‌کند؛ اما به خاطر اینکه درمان‌جو برای رفتار ناکارآمد به‌خوبی با مهربانی، مراقبت و احترام دیدن پاداش می‎گیرد آن رفتارها به‌احتمال‌قوی افزایش پیدا خواهد کرد. درمانگر در این شرایط به‌جای کمک به درمان‌جو رفتار ناکارآمد او را تقویت کرده و به گرفتار درمان‌جو ادامه است.
وقتی رفتار ناکارآمد در داخل جلسه روی داد، هدف درمانگر ACT متوقف کردن آن و فراخوانی و تقویت رفتار کارآمد است. به‌عبارت‌دیگر او برای رفتار کارآمد تقویت افتراقی فراهم می‌کند. مثلاً شما با درمان‌جوی خود آنچه را که ملتفت شده‌اید در میان گذاشته و از او می‌خواهید تا دقت کند که چه‌کاری انجام می‌دهد و این کار چه تأثیری روی او می‌گذارد؛ یا اینکه می‌توانید به او بگویید که رفتارش چه احساسی در شما ایجاد کرده و چه تأثیری روی رابطه درمانی می‌گذارد.
چند لحظه‌ای درباره جلسات اخیر خود تأمل‌کنید و ببینید که آیا می‌توانید نمونه رفتارهای کارآمد و ناکارآمد را در میان رفتارهای درمان‌جوی خود تشخیص بدهید. آیا می‌توانید تشخیص بدهید که چه مواقعی رفتارهای ناکارآمد را تقویت کرده‌اید؟
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1393). ترغیب رفتار کارآمد مابین جلسات ACT. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز هفتم تیرماه سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
مقایسه ACT با CBT: گسلش شناختی در برابر بازسازی شناختی
جسیکا دور
ترجمه و خلاصه‌سازی: #علی_فیضی

در میان سبک‌های روان‌درمانی معاصر، برخی از روش‌های شبه‌گسلش به‌خوبی برای تغییر رفتار به‌کاربرده شده است؛ اما وقتی به رفتاردرمانی شناختی نگاه می‌کنیم، گسلش و بازسازی شناختی خیلی متضاد به نظر می‌رسند: پیش‌فرض بازسازی شناختی این است که برای تغییر رفتار باید فکر را تغییر داد اما پیش‌فرض دومی این است که برای رسیدن به چنان هدفی تغییر فکر ضروری نیست.
در نگاه اول به نظر می‌رسد که رفتاردرمانی شناختی (CBT) بر اساس مدلی قرارگرفته است که در آن افکار علت هیجان‌ها و رفتارهای مشکل‌ساز است و بنابراین برای تغییر رفتار و هیجان بایستی که آن‌ها را تغییر داد. هافمن، آزموندسن و بک (2013) این دید را دارند و اخیراً تأکید کردند که در رفتاردرمانی شناختی: هیجان‌های منفی و رفتارهای مضر نتیجه افکار ناکارآمد و تحریفات شناختی‌اند.
اگر این فرض مشترک تمامی رفتاردرمان‌گران شناختی باشد آنگاه استفاده از بازسازی شناختی را برای آن‌ها اجباری می‌شود و استفاده از گسلش شناختی بی‌معنی خواهد بود؛ چون تکنیک‌های گسلش بر اساس این فرض قرار دارند که برای تغییر رفتار آشکار و هیجان لزومی به تغییر رفتار نیست.
استفاده از دیگر راهبردهای شناختی به‌جای بازسازی شناختی در CBT اشکالی ندارد و در این شرایط لزومی به تغییر رفتار نیست اما استفاده همزمان از بازسازی و گسلش احتمالاً مشکل‌آفرین خواهد بود.
گسلش در اصل می‌خواهد این نکته را یاد بدهد که برای تغییر رفتار آشکار و هیجان‌ها نیازی به تغییر فکر نیست و برای پذیرش هیجان‌ها نیازی نیست که جنگ بین کلمات برنده‌ای داشته باشد. استفاده از تکنیک‌های بازسازی تلویحاً این نکته را می‌رساند که برای پیش رفتن تغییر افکار دشواری آفرین ممکن است و باید انجام بشود.
به‌علاوه اگر درمانگر و درمان‌جو برایشان روشن نباشد که گسلش و بازسازی دو راه متفاوت برای تغییر رفتار است و اگر این را ندانند که می‌توان برخلاف افکار رفتار کرد، نتیجه درمان ممکن است سست و گیج‌کننده باشد.
هنوز هیچ پژوهشی درباره استفاده ترکیبی از تکنیک‌های گسلش و بازسازی یا ترکیب نسخه‌ای از مدل شناختی با مفروضه عدم رابطه علّی بین فکر و رفتار برای روان‌درمانی وجود ندارد.
اگر این دو باهم ترکیب بشوند معنادارترین رویکرد احتمالاً این پیش‌فرض‌های اولیه را خواهد داشت:
1. افکار به‌ندرت وسعت و عمق تجربه‌ای را که توصیف می‌کنند در بردارند.
2. افکار روی هیجان‌ها و رفتارهای ما تأثیر دارند اما ما را مجبور نمی‌کنند تا متناسب با آن‌ها اقدام و احساس کنیم و
3. راهبردهای گسلش و بازسازی ابزارهای متفاوتی‌اند که وقتی افکار و احساسات مشکل‌ساز ظاهر می‌شوند می‌توان از آن‌ها برای تغییر رفتار استفاده کرد.
شاید تغییر فکر وقتی ممکن است مفید باشد و درعین‌حال می‌توانیم با استفاده از راهبرد‌های گسلش به خود یادآوری کنیم که تغییر افکار ضروری نیست چون آن‌ها به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند حقیقت مطلق را در بربگیرند.
اگر درمان‌جویی از تکنیک‌های بازسازی خوشش می‌آید و آن‌ها را برای تغییر بسیاری از افکارش مفید می‌یابد عالی است. در این مورد می‌توان راهبردهای گسلش به‌وقت ناکارآمدی بازسازی شناختی استفاده کرد؛ یا اینکه از این راهبردها می‌توان به‌عنوان رویکرد اول برای آن دسته از درمان‌جویانی استفاده کرد که پیام گسلش را می‌پذیرند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
منبع:
دور، جسیکا. (1394). مقایسه ACT با CBT: گسلش شناختی در برابر بازسازی شناختی. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز هفتم تیر سال 1396 از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی mrmz.ir
نامه‌ای از طرف خود آینده
ترجمه: #علی_فیضی
خودتان را در زمان خاصی در آینده تصور کنید -یک ماه بعد، 10 سال بعد یا هر زمانی که به نظرتان مناسب است- و تصور کنید که در آن زمان به مهمترین اهداف زندگی خود رسیده‌اید، برخی از مشکلاتی که اکنون تجربه می‌کنید را پشت سر گذاشته‌اید و توانسته‌اید با پذیرش و شفقت به خود از تاثیر افکار و احساساتی که اکنون شما را می‌آزارد بر رفتار و زندگی خود بکاهید.
خود را این چنین تصور کنید و به این بیندیشید که زندگی روزمرۀ شما چگونه خواهد بود. حالا نامه‌ای از طرف خود آینده‌تان به خود الانتان بنویسید:
• از هر آنچه که برای رسیدن به این جایگاه در آینده انجام داده‌اید قدردانی کنید؛ این اقدامات شامل هرچه که تا الان اتفاق افتاده و هرچه که امیدوارید انجام بدهید می‌شود.
• از خود الانتان بابت هرآنچه برای شما انجام داده و انجام خواهد داد تشکر کنید.
• به خود الانتان برای غلبه بر چالش‍های کنونی راهنمایی‌هایی مشفقانه و خردمندانه هرچند که کوتاه باشد ارائه بدهید.
• برای خود الانتان در مورد خوبی‌هایی که در او می‌بینید بنویسید و به توانایی‌هایی در او اشاره کنید که به او برای تبدیل شدن به شما (خود آینده‌اش) کمک خواهد کرد.
#شفقت

https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy