کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
2.17K subscribers
205 photos
65 videos
127 files
484 links
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانی‌های متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آن‌ها ایجاد شده است.
Download Telegram
(ادامه از پست قبلی)

نخست از اقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان که هندی‌ها آنقدر برایش احترام قائلند که در اجلاس «قلب آسیا» در آمریتسار هند، او را نه در جایگاه وزیران که در جایگاه سران کشورها می نشانند:
از ایشان انتظار می‌رود که در این فرصت ۲۰ روزه باقی مانده یک نماینده ویژه را مامور پیگیری مستمر موضوع در هند کنند به گونه‌ای که قول شفاهی مقامات هندی برای حل مساله نرگس، به یک اقدام عملی تبدیل شود. همچنین از سفیر هند در تهران نیز درخواست کنند که شخصا مساله را از طریق وزارت خارجه هند پیگیری و با دادگاه محلی مذاکره کند. از این گذشته می‌دانیم که سال گذشته به درخواست کتبی و رسمی خانم سواراج، وزیر خارجه هند، آقای دکتر ظریف پادرمیانی کردند و دو نفر مجرم زندانی هندی در ایران بخشوده و به هند بازگردانده شدند. اکنون نوبت آن است که همین درخواست را دکتر ظریف رسما و کتبا از وزیر خارجه هند بکنند. با این تفاوت که آنها جرمی عمدی مرتکب شده بودند و نرگس یک بانوی نیکوکار است که خدمات شایانی به ششصد کودک یتیم و نابینای هندی کرده است و فقط درگیر یک حادثه ناخواسته شده است.
درخواست دومم از همه هموطنان و بویژه ایرانیان خارج از کشور است که نگران سرنوشت نرگس هستند:
خانم سوشما سواراج (Sushma Swaraj) که اکنون وزیر خارجه هند است حقوقدان وسیاستمداری با سابقه چهل ساله حضور در دیوان عالی، دولت‌های محلی، دولت ملی و پارلمان هند است و به همین علت از احترام و نفوذی فراگیر هم در دولت و هم دادگاههای هند برخوردار است. لازم است توجه خانم سواراج را به موضوع نرگس جلب کنیم و از او بخواهیم که برای دفاع از نرگس اقدام کند. بنابراین لازم است یک پویش جهانی برای درخواست حمایت خانم سواراج از نرگس شکل بگیرد. به همین منظور از همه ایرانیان نگران درخواست می کنم به هر صورتی که می‌توانند صدای اعتراض خود را به خانم سواراج برسانند. این ها راههای ارتباطی با خانم سواراج است:

Facebook: SushmaSwarajBJP
Twitter: SushmaSwaraj
Email: eam@mea.gov.in
Telephone: 00911123011127

هر کس در هر کجا که هست و به هر طریقی که راحت تر است، یک پیام کوتاه حاکی از درخواست حمایت از نرگس برای خانم سواراج بفرستد. پیام‌ها حتما به انگلیسی باشد. پیام ها کاملا محترمانه و با تاکید بر ارزشهای انسان دوستان (و نه معترضانه) باشد. در کاربرد تک تک کلمات دقت کنید. نیازی نیست که پیام طولانی باشد. حتی بهتر است از پیام‌های کوتاهی نظیر این‌ها استفاده کنید:

Please help Narges
Justice for Narges
Narges is Innocent
Fair trial for Narges

از همه مهم تر انتظار می رود ایرانیان ساکن خارج از کشور همت کنند و در هر کجا هستند یک یا چند نفر از استادان دانشگاه، حقوقدانان، چهره‌های علمی، مقامات شهری، سیاستمداران، هنرمندان و سایر شخصیت‌های خارجی و نیز نهادهای مدنی و NGO های حقوق بشری را با فعالیت های انسان‌دوستانه نرگس و ظلمی که اکنون بر او می رود آشنا کنند و از آنها بخواهند پیامی دال بر حمایت از نرگس برای وزیر خارجه هند ارسال کنند. هر کدام از ایرانیان داخل کشور نیز که دارای دوست یا خویشاوندی در خارج از کشور است بکوشد او را از وضعیت نرگس آگاه سازد و از او بخواهد که برای جلب حمایت هر شخصیت خارجی که به او دسترسی دارد، اقدام کند.
همچنین هر کس می تواند، در هر کشوری، برای شکل‌ دهی تجمع اعتراض آمیز با مشارکت غیرایرانی‌ها در کنار سفارت یا کنسولگری هند اقدام کند و البته همه این اقدامات، ضمن آن که باید در چارچوب قوانین آن کشورها انجام شود، رسانه‌‌‌ای نیز بشود تا توجه مقامات دولت مرکزی هند به مساله نرگس جلب شود.
در پایان نیز باید توجه کنیم، هم ما و هم حکومت ما، که اقتدار جهانی ما را با موشک‌هایی که آزمایش می‌کنیم یا با اورانیومی که غنی می‌کنیم یا با راهپیمایی‌هایی که می‌رویم نمی‌سنجند، اقتدار بین المللی ما با قدرت ما برای دفاع از حقوق یک دختر نیکوکار ایرانی به نام نرگس ارزیابی خواهد شد. این جاست که معلوم می شود که کشورهای دیگر تا چه حد برای ما و حقوق شهروندان ما ارزش قائل هستند. سرنوشت نرگس، معیار زنده‌ی سنجش اقتدار ملی ماست.
محسن رنانی
۲۲ آذر ۱۳۹۵
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را می‌توانید در فایل زیر بخوانید:

https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کانال تلگرامی نرگس:
https://telegram.me/helpnarges

مطالب پیشین رنانی درباره نرگس را با این لینک دنبال کنید:

https://telegram.me/Renani_Mohsen/117
.
دعای شفقت
خدایا کسانی را آزرده‌ام و کسانی نیز مرا آزرده‌اند. کمکم کن آنچه انجام داده‌ام و حاصلش آسیب خوردن دیگران بوده را جبران کنم و آنان که مرا آزرده‌اند را نیز ببخشایم. ذهنم این انسان‌ها را پلید و پست می‌شمارد. کمکم کن ایشان را موجوداتی بدانم که همچون من گرفتار و دردمند و نیازمند رحمت تو هستند. خدایا جلوه‌ای از رحم و شفقتت را در وجود من جلوه‌گر بساز تا با خودم مهربان‌تر باشم؛ ببخشم تا بخشوده شوم و اسیر کینه و رنجش‌ خاطر نمانم. از تو سعه‌ی‌صدر، آزادگی، بخشایش و رضایت‌خاطر می‌خواهم خدای مهربانم. کمکم کن چنان رفتار کنم که شایسته‌ی مزین شدن به این صفات شوم. مرا ببخش و کمکم کن تا ببخشایم. یاری‌ام کن ببخشایم تا آنچه کینه از من دریغ کرده است را دوباره به دست بیاورم. کمکم کن تا همچون تو مرحمت داشته باشم و در پناه تو مشفقانه زندگی کنم. شفقت را در وجودم جاری بساز و یاری‌ام کن تا با دست‌ها، پاها و دهانم بیشتر و بهتر مشفقانه رفتار کنم. کمکم کن تا عطر شفقت را در فضای روح و جسمم و در ارتباط با دیگران بیشتر بیفشانم. کمکم کن تا به جای این که مرعوب و.تسلیم خشم و کینه و حسرت باشم از این فرشته‌های بال سوخته‌ی وجودم برای بهتر زیستن بیاموزم. کمکم کن بتوانم چنان زندگی کنم که در لحظه لحظه‌ی پیمودن مسیر زندگی همه‌چیز آموزگارم باشد.
علی فیضی
#شفقت
#بخشودن
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from حكمت ☯️ Wisdom
من , فکرها , عواطف , دریافت‌های حسی خود , وتجربه‌ها نیستم .
من محتوای زندگی خود نیستم .
من خود زندگیم .
من آن فضایی هستم که در آن
همه چیز حادث میشود . من خود آگاهیم .
من , آن حال حاضرم .
من هستم .
نویسنده جیمز اوورهلز مترجم آرزو حسینی تاریخ انتشار آذر 1395 15,000 تومان
Forwarded from معرفی کتاب های روانشناسی
با این کتاب یاد می‌گیریم:
ارتباط‌های رضایت‌بخش‌تری خلق کنیم
نیازهای خود را به روشی تحقق ببخشیم که ارزش‌های ما و دیگران نیز عزیز و محترم شمرده شوند.
از تکرار تجربه‌های روابط دردناک قبلی جلوگیری کنیم.
۱. آقای ویکتور فرانکل قصه‌هایش را مثل هر‌ دانشمندی‌ به صورت‌ یک سری حقیقت عریان‌ می‌گوید. یک سری فکت. رسیدیم آشویتس. لختمان کردند. هر‌ کسی کفش خوب پایش بود، ازش دزدیدند. هر کسی درسش را یاد گرفته بود و کفش‌هایش را لت و پار‌ کرده‌ که به چشم نیایند کتکی زدند که ربّش را یاد کرد. هر چه داشتیم گرفتند. جزوه‌های تحقیقم را برده‌ بودم و‌ دلخوش بودم که شاید ازم نگیرند؛ گرفتند که هیچ، از زندانی و زندانبانش به ریشم خندیدند. کار‌ می‌کردیم در هوای سرد و‌ پایمان تاول زده بود و‌ روزی یک کاسه سوپ‌ آبکی‌ می‌خوردیم‌ و نه‌ نفر روی‌ تخت دو نفره می‌خوابیدیم و بعد مواظب بودیم که شَل نزنیم که اتاق گاز‌ نرویم. می‌گوید و‌ می‌گوید و می‌مانی مبهوت از‌آنچه‌ که‌ کشیده و جایی که دنبال معنا گشته و آنچه شده پیش‌مایه‌اش برای آنچه نوشته.

۲‌. یک روزی است آن وسط که آقای فرانکل تعریف می‌کند که‌ کسی چند تا‌ سیب‌زمینی دزدید و گفتند که یا دزد را معرفی می‌کنید و یا همه یک روز گرسنگی می‌کشید. عین ۲۵۰۰ نفر‌ کمپ گرسنگی را انتخاب‌ کردند. بعد آقای فرانکل‌ می‌گوید که‌ توی این بدبختی همه‌ نشسته‌ایم توی‌ خراب‌شده‌مان‌ و حرف‌ می‌زنیم که‌ روده کوچک یک وقت‌ از‌ سر جوع روده بزرگ را نخورد و‌ توی این بدبختی برق هم قطع می‌شود و رنگ کلبه ما همرنگ روی و نبض و قاروره ما می‌شود. زندانبان بخش ما حال را که می‌بیند می‌آید و حرف می‌زند از خودکشیهای اخیر و از اینکه باید از خودکشی جلوگیری کرد و بعد اشارتی می‌زند به آقای فرانکل که بقیه داستان را یک روانشناس حرفه‌ای، یک زندانی از جنس خودتان، برایتان خواهد گفت.

۳. آقای فرانکل گرسنه است و سردش است و خسته است. دلش سخنرانی روانشناختی برای تعریف معنی زندگی و زنده بودن نمی‌خواهد، ولی بلند می‌شود و از ابتدای داستان می‌گوید. از زمان حال. که فکر کنید به آن خسارت‌ها که بی‌جایگزینند. حتی در این اروپای جنگ‌زده که سلامت و خانواده و کار و ثروت را از شما گرفته، همه را جایگزین خواهید کرد. روزی شاید بیاید که رنجی که کشیده‌اید سرمایه‌ای شود برای زندگی آینده‌تان و به قول نیچه آنچه جانتان را نگرفته قویترتان خواهد کرد.

‌ ۴. بعد آقای فرانکل از گذشته می‌گوید. شعر می‌خواند که آنچه تجربه کرده‌اید و در گذشته شماست هیچ قدرتی در این جهان قادر نخواهد بود از شما بگیرد. افکارتان، کارهایتان، رنجتان. همه مال شماست. شاید گذشته باشد، ولی گم نشده. بعد آقای فرانکل می‌گوید که زندگی، ذات زندگی، معنادار است؛ می‌گوید که همسری، دوستی، زنده‌ای، مرده‌ای از آن بالا به شما نگاه می‌کند و می‌خواهد بداند که این را می‌فهمید. که حتی اگر می‌میرید، بدانید که چطور بمیرید. و سر آخر هم آقای فرانکل از شرایط می‌گوید. که خیلی از فداکاریهای شما، در جهان مادی بیرون بی‌معنی است ولی در این شرایطی که گیرش افتاده‌ایم، معنی‌ها‌ دارد. شرایط را ببینید و بفهمید که در هر شرایطی‌ معناها از کجا می‌آیند و صرف بی‌معنایی اعمالتان‌ در یک دنیای بیرون از آشویتس کورتان نکند.

۵. آقای فرانکل سال بعدش که از آشویتس درآمده بود، "انسان در جستجوی معنا" را نوشت. درست پنج ماه پیش ایمیلی گرفته بودم که فلانی، تو از موفقیت و خوشی و‌ بالا و پایینش بنویس. مشکل من اینست که اصلا این زندگی را بی‌معنی می‌بینم. در مورد این معنی بنویس. مانده بود پشت ذهن، بلکه به قول آمریکاییها روی شعله کوچک نرم نرمک‌ بپزد. دیشب با دوستی حرف سخنرانی فی‌البداهه شد، یاد این سخنرانی آقای فرانکل افتادم و دو تا و دو تا شدند چهار تا. آقای فرانکل‌ آن روزی که گفته بود "باید می‌آموختیم‌ که‌‌ مهم‌ آن نبود که ما از زندگی انتظار داشتیم، آن بود که زندگی از ما انتظار داشت"، جواب ایمیل دوستمان‌ را داده بود.

اندیشه‌های فرنودی........................@Farnoudian
Farnoudian@Gmail.com
Forwarded from حكمت ☯️ Wisdom
دیروز هر چه بود گذشت.
امروز، روز دیگری است......
Forwarded from MR.BRIGHT 💡
🍉دو قدم مانده به رقصیدن برف
🍉یک نفس مانده به سرما و به یخ

🍉چشم در چشم زمستانی دگر
🍉تحفه ای یافت نکردم کنم هدیه تان

🍉یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما

🍉یلدا پیشاپیش مبارک🍉

🍉 @Mrbrightiran❣
Forwarded from مصطفی ملکیان
❓❓پرسش: آیا ناظر بودن با زندگی این جایی و اکنونی در تعارض نیست؟

🔹پاسخ: فرزانگان، عرفا، و بعضی از روان‌درمانگران، این سه دسته، به ما همیشه تأکید ‌میکنند که زندگیِ این‌جایی و اکنونی داشته باشید. سوال ‌میخواهد بگوید آیا زندگیِ این‌جایی و اکنونی با ناظریّت منافات ندارد؟ بنده عرض ‌میکنم هرگز! زندگیِ این‌جایی و اکنونی معنا اش این است که اگر مثلاً برایِ فردا باید کاری انجام بدهی، برو سراغِ آن کار را انجام‌دادن، ولی در آن حال تمامِ وجود ات مشتغل به آن کار باشد. فرض کنید من فردا باید ‌یک امتحانی بدهم و چون باید خودم را برایِ فردا آماده کنم تصمیم ام این است که از الآن تا فردا ده ساعت مطالعه کنم. زندگیِ این‌جایی و اکنونی ‌میگوید وقتی شروع ‌میکنی به مطالعه، تمامِ وجود ات در این آن به سر ببرد،‌ یعنی تمامِ وجود ات حضورِ قلب داشته باشد در مطالعه.‌

🔹 یاد تان ‌میآید که وقتی بودا موردِ انتقادِ الهی‌دانان هندو قرار گرفت -چون انشعاب کرده بود از آیین هندو- الهی‌دانان و مرتاضان و گروههایِ مرشدانِ هندو برایِ این که فضیلتِ آیینِ هندو را- که آیینِ نیاکانی بود- نشان بدهند پیش اش آمدند. آن‌وقت‌ یکی شان ‌میگفت که مثلاً من پشت دیوار را ‌میبینم،‌ یکی ‌میگفت من رویِ آب راه میروم،‌ یکی گفت من طی‌الارض دارم، ‌یکی گفت که من ‌میتوانم شش ماه نخوابم و هر کدام‌ شان‌ یک چیزی گفتند. بعد به بودا گفتند که استاد شما چه ‌میکنید؟ ‌میخواستند تخفیف قدر اش بدهند که ببین تو هیچ کاری از این کارها را نمیکنی. گفت من کاری ‌میکنم از همه‌یِ اینها مهمتر است: من وقتی غذا ‌میخورم، فقط غذا ‌میخورم و وقتی ‌میخوابم فقط ‌میخوابم و وقتی حرف ‌میزنم فقط حرف ‌میزنم.

🔹معنایِ این‌جایی اکنونی بودن این نیست که من برایِ آینده کاری نمیکنم؛ معنا اش این است که وقتی دارم کاری ‌میکنم که نتیجه‌ اش پس‌فردا معلوم ‌‌ ‌میشود در حینِ کار حضورِ قلب دارم. ما حضورِ قلب نداریم. حضورِ قلب ‌یعنی همین‌طور که جسمِ ‌مان نه‌ یک ثانیه از زمان عقب است و نه‌ یک ثانیه جلو، ذهن‌ِ مان هم باید در آن زندگی بکند، و روان‌مان هم باید در آن زندگی بکند. به این ‌میگویند زندگی این‌جایی و اکنونی؛ ‌یعنی به گفته‌یِ شما جوانها mindfulness، که من ترجمه ‌میکنم به «حضورِ قلب». حضورِ قلب‌ یعنی زندگی این‌جایی و اکنونی، ‌یعنی اگر الآن ‌میخواهم برایِ فردا درس ام را مطالعه کنم، الآن کاملاً با تمامِ وجود ام در مطالعه باشم، نه این‌که کتاب جلو ‌ام باز است و ذهن ام‌ یا دارد در گذشته سیر ‌میکند‌ یا در آینده.

🍁🍁مصطفی ملکیان،سخنرانی در رونمایی از کتاب دیگر گزینی. مشهد . آذر ماه 95

@mostafamalekian
پرسش:
سلام کیسی هست که فرزندش کم ذهنی دارد متاسفانه حاضر به قبول ان نیست من احساس میکنم قطعا با ACT درمان میشوند .
راهکاری دارید که بشه شروع کرد ایشون اصلا نمیخواد بپذیره.

پاسخ: (علی فیضی)
سلام
به گمان من با چنین فردی اگر از این موضع شروع کنیم که او باید تغییر کند مشت بر سندان می‌کوبیم.در مصاحبه انگیزشی اصلی وجود دارد که به خصوص در کار این این فرد صادق است: اگر درمانگر طرف تغییر را بگیرد مراجع طرف عدم تغییر را خواهد گرفت. بهتر است در آغاز کار مقدار زیادی همدلی کنید تا طرف مقابل متوجه شود که دغدغه‌ها و نگرانی‌های او را می‌شنوید و بی توجه به درونیات او صرفا قصد تغییر دادنش را ندارید. البته اگر بر اساس اطلاعات دقیق و فرمولبندی جامع مشکل این فرد را آمیختگی شدید تشخیص دادید می‌توان از راهنمایی دکتر متیو ویلیت بهره گرفت که در دوره‌ی آموزشی به من اینگونه آموختند:
(توجه کنید که باز این راهنمایی هم با موضع مصاحبه انگیزشی تفاوت جدی ندارد)
به داستان درمانجو با توجه کامل گوش بدهیم، احساسات او را تصدیق و تایید کنیم،، درباره قواعدی که بر اساس آن عمل می‌کند کنجکاو باشیم و با گشودگی صادقانه‌ای کارآمدی واکنشی که بر اساس آن قواعد می‌خواهد به نگرانی‌هایش بدهد را بررسی کنید و بعد همراه با او گزینه‌های جایگزین را بررسی کنید (مثلا" به نظرتان آیا می‌شود با هم گزینه‌های دیگری را هم بررسی کنیم تا مطمئن بشویم که چیز دیگری از قلم نیفتد. نظر شما چیست؟).
توصیه من این است که در این نقطه با درمانجو مخالفت نکنید. نه به خاطر ترس از واکنش آن‌ها، بلکه اگر نشان بدهید که دارید به تمام داستان گوش می‌دهید آن‌ها نسبت به دیدن سرنخ‌هایی که شما کمک می‌کنید ببینند پذیرش بیشتری از خود نشان می‌دهند
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from حكمت ☯️ Wisdom
برای همسایه ای که نان مرا ربود نان،
برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی،
برای آن که روح مرا آزرد بخشایش،
و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می‌طلبم.....
آشنایی با درمان متمرکز بر شفقت

ترجمه و تالیف: علی فیضی

درمان متمرکز بر شفقت (CFT) یک سیستم روان‌درمانی است که پل گیلبرت آن را ابداع و تدوین کرده است. این رویکرد از معروف‌ترین روان‌درمانی موسوم به موج سوم رفتاردرمانی است که تکنیک‌هایی را از رفتاردرمانی شناختی به همراه ایده‌هایی از روان‌شناسی تکاملی، روان‌شناسی اجتماعی، روان‌شناسی رشد، روان‌شناسی بودیستی و علوم اعصاب را یکپارچه کرده است.
این رویکرد را می‌توان از جمله‌ها روان‌درمانی‌هایی یکپارچه‌‌نگری دانست که سعی کرده است تا پلی بر شکاف سنتی مابین هیجان و شناخت در حوزه رفتاردرمانی شناختی بزند. یکی از موضوعات کانونی این رویکرد استفاده از آموزش ذهن مشفق برای یاری رساندن به افراد و ایجاد ملایمت درونی، امنیت و تسکین از طریق شفقت به خود و دیگران است.
تکنیک اصلی درمانی CFT آموزش ذهن مشفق است. در این تکنیک به درمانجو مهارت‌ها و خصوصیات شفقت آموخته می‌شود. آموزش ذهن مشفق به درمانجویان کمک می‌کند تا الگوهای شناختی و هیجانی مشکل‌ساز مرتبط با اضطراب، خشم، خودانتقادگری، شخصیت‌زدایی و شیدایی خفیف (هایپومانیا) خود را تغییر کنند.
تکامل زیستی مبنای CFT را می‌سازد. در وجود انسان‌ها حداقل سه نوع سیستم تنظیم عاطفه تکامل یافته است: سیستم محافطت از خطر، سیستم سائق (جستجوی منبع) و سیستم تسکین. تاکید CFT بر ارتباط بین الگوهای شناختی و این سه سیستم تنظیم هیجان تاکید می‌شود. از طریق استفاده از تکنیک‌هایی نظیر آموزش ذهن مشفق و تکنیک‌های رفتاردرمانی شناختی به درمانجویان آموخته می‌شود که به طور موثری هرکدام از این سیستم‌ها را به طور موثری مدیریت کرده و به طور مناسب‌تری به موقعیت‌ها و شرایط پاسخ بدهند. در طول سالیان اخیر مقالات پژوهشی فزاینده‌ای اهمیت شفقت به عنوان راهی برای هدایت رفتار در شرایط مقابله با خطر و حل تعارض را نشان داده‌اند.
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
درمان متمرکز بر شفقت مخصوصا برای درمان افرادی که شرم و خود انتقادگری زیادی دارند و نیز کسانی که در احساس ملایمت و مهربانی با خود یا دیگران مشکل دارند مناسب است. این مشکلات مرتبط با شرم و خود انتقادگری اغلب ریشه در آزار دیدگی، مورد قلدری قرار گرفتن، نادیده گرفته شدن و یا کمبود محبت در خانواده دارد. با استفاده از CFT می‌توان به چنین افرادی آموخت تا در تعامل با خود و دیگران احساس امنیت و ملایمت بیشتری داشته باشند.
Forwarded from کانال آکادمی روانشناسی کاج
💞هر آنچه در گذشته ي ما اتفاق افتاده و هر تصميمي كه گرفته ايم در زمان خودش درست بوده است.

💞هر تصميمي كه ميگيريم به صورت ناهشيار براي اين است كه جلوي ضربه هاي جديد را بگيريم و ممكن است بعدتر ها كه به گذشته مان نگاه كنيم خنده مان بگيرد و به خودمان بگوييم چقدر تغيير كرده ايم و چقدر جدي گرفته بوديم !!

💞ما ميتوانيم به خودمان در گذشته مان بخنديم ، شبيه مادري كه حالا وقتي به گذشته ي كودكش نگاه ميكند با او ميخندد و با او خاطرات تلخ و شيرينش را مرور ميكند ، اما حق نداريم خودمان را سرزنش كنيم ! 

💞هيچگاه براي گذشته اي كه داشته ايد و تصميم هايي كه گرفته ايد ، آدمهايي كه وارد كرده ايد و آدمهايي كه تمامشان كرده ايد خودتان را سرزنش نكنيد .

💞به نظر من هر چه كه در گذشته ي ما بوده ارزشمند است حتي اگر امروز با مرور خاطراتمان طعمِ اشتباه را حس ميكنيم . اين طعم يك طعم خيالي ست. اشتباهي وجود ندارد.

💞زندگي در هر زمان در درست ترين حالت خودش ادامه دارد. طعم تلخي كه حس ميكنيم به اين علت است كه به ذات براي همه ي ما سخت است كه پيش بيني هايمان درست از آب درنيايد. در واقع احساس بد به اين خاطر است كه نميخواهيم قبول كنيم تصويرهايي كه در ذهنمان از آدمها و موقعيت ها ساخته ايم با واقعيت منطبق نيست !

💞ما آدمهايي هستيم كه سخت ميتوانيم واقعيت ها را بپذيريم ، پس سخت ميتوانيم تفاوت تصوير ذهني مان را با واقعيت بپذيريم . و اگر صبور باشيم و اجازه دهيم كه با تجربيات و اتفاقاتي كه رخ ميدهد جلو برويم و تصميم بگيريم ، هر بار آماده تر ميشويم كه تصويرهايمان از جهان و موقعيت ها حقيقي تر شوند.

💞اگر خودمان را در گذشته مان سرزنش نكنيم روزي ميرسد كه با تصويرهايي از پيش تعيين شده به استقبال آدمها ، روابط و موقعيت ها نميرويم، بلكه اجازه ميدهيم آنها همانطور كه هستند جلو بيايند و در ذهن ما بنشينند.

💞با همين تغييرات كوچك اما عميق است كه ديگر از آدمها توقع نداريم شبيه تصاوير ذهني ما باشند و با پيش بيني هاي عجيبمان به موقعيتهاي پيش رويمان نگاه نميكنيم . 

💞به آدمي كه در گذشته بوده ايد نگاه كنيد. آيا ميبينيد كه چقدر تلاش كرده اید ضربه نخورید ؟ آيا ميبينيد چقدر زيبا دوام آورده ایدو تصميم ها یتان را گرفته اید؟ آيا ميبينيد چقدر دوست داشتني هستید؟ امروز شما شايد متوجه شويد كه دچار اشتباه محاسباتي شده اید اما تنها با "درك امروزتان "ميتوانيد اين مسئله را تشخيص دهيد! و اين درك را مديون تصميم هايتان در گذشته هستید! ★ژاله حبیبی-ارشدبالینی★ کلینیک کلنیک کاج 88356736-88357322-021
Forwarded from عکس نگار
‍ ‍ 🎯 دوره جامع تربيت درمانگر ✨ ACT


📅شروع دوره از ٥ بهمن ٩٥
🗓روزهاي سه شنبه و چهارشنبه
🕝 ساعت: ١٤:٣٠ الي ٢٠:٣٠

حضوري🙋🏻‍♂️ و آنلاين💻

👈٥٠ ساعت آموزش كاربردي 👉

📝 مدرس:علي فيضي

👍 با نظارت دكتر سيروس مومن زاده، سرپرست بخش فارسي ACBS، از استراليا

📋 ارائه گواهي از بخش فارسي انجمن بين المللي علم رفتاري بافتاري

تلفن ثبت نام: 02177888378 - 02177883317

‏www.lcgpsy.com

‏@PersianACBS
نماينده رسمي ACT در ايران
Forwarded from سیب سبز
video_2017-01-07_22-44-42.mov
29 MB
بی‌رنج گنج میسر نمی‍شود.
دیدن این انیمیشن زیبا و درس‌آموز را از دست ندهید.
https://telegram.me/greeeenapple
💢 #نوروز_1396 را با شعار #سررسید_نه به هم تبریک بگوییم.
@Social_Science

برای تولید #۲۰۰_نسخه_سررسید #حداقل_یک_درخت_تنومند_قطع می شود. یعنی در آغاز هر سال هر مدیر ایرانی برای هدیه سررسید از طرف شرکتش عملا دستور #قطع_یک_درخت_تنومند را می دهد. و چنین می‌شود که هر چهار ثانیه به اندازه مساحت یک زمین فوتبال (تقریبا معادل یک هکتار) از میزان #جنگل‌ های جهان کاسته می‌شود. بیایید این روند را متوقف کنیم و هزینه تولید سررسید را به سوی گسترش #کتابخوانی معطوف کنیم.
اگر رئیس شرکت هستیم به جای هدیه دادن سررسید، #کتاب یا #صنایع_دستی هدیه بدهیم و اگر کسی به ما سررسید هدیه داد پوزش بخواهیم و نگیریم. یک سال اگر چنین کنیم و سررسیدها روی دست خریداران بماند، برای سالهای بعد هدیه‌شان را تغییر می‌دهند. همچنین پیشنهاد می‌کنم دستگاههای دولتی برای شرکت های تابع خودشان ممنوع کنند که امسال سررسید چاپ کنند یا سررسید هدیه بدهند.

وقتی یک #کتاب هدیه می دهیم سالها قابل استفاده است و دهها نفر می خوانند و همیشه به عنوان یک سرمایه آگاهی بخش در کنار ماست. کتابخوانی فقط روشی برای افزایش دانش نیست. کتابخوانی روحیه ها را صبورتر می کند، رواداری را بیشتر می‌کند، تمرینی است برای تمرکز فکر، قوه نطق ذهنی را به قوه نطق زبانی تبدیل می‌کند و مهم‌تر از همه، اختلال ارتباطی ما را درمان می کند. ما با خویش، با همشهریان خویش، با هموطنان خویش، با نخبگانمان، با مردان و زنان بزرگ تاریخمان، با تجربه‌های پرهزینه گذشته جامعه‌مان و با مردمان جهان ارتباطی نداریم، ما دیالوگ نداریم. رسانه‌های تصویری امکان دیالوگ را از ما ستانده اند. ذهن ما فقط انبار داده ها و اطلاعاتی شده است که این رسانه ها بر روی ما می ریزند. ورود انبوه داده ها به ذهن ما قدرت تامل و هضم این داده ها را از ما گرفته است. #کتابخوانی درمان همه این بیماریها است. گاهی فکر می ‌کنم یکی از عوامل رشد منطقی و علمی اروپاییان این بوده است که آن جا آسمانشان همواره ابری است و بیشتر مواقع بارش دارند و مردم مجبور بوده اند ساعت‌ّها در خانه بمانند و همین زمینه را برای گسترش عادت به کتابخوانی در آنها فراهم آورده است.
@Social_Science
بیایید با #جایگزینی_کتاب_بجای #سررسید شروع کنیم. بیایید از همین تغییرات کوچک آغاز کنیم. استاد من می‌گفت فتح قله‌های بلند با گام های کوچک آغاز می‌شود.

✅ رنانی/اقتصاددان

🌳در بازنشر این مطلب برای
#حفظ_درختان_جنگلها_محیط_زیست
کوشش کنیم.

#کتاب
#صنایع_دستی
#نه_به_سررسید
#حفظ_درختان_جنگلها_محیط_زیست

جنگلهای هیرکانی
@jangalhayehyrcani

👥کانال علوم اجتماعی👥
Telegram.me/Social_Science
Forwarded from سیب سبز
روش ساده روانشناس دانشگاه هاروارد، برای کنار آمدن با سخت ترین لحظات زندگی
ویرایش و خلاصه‌سازی: علی فیضی (دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت)
https://t.me/greeeenapple
ممکن است به نظرتان من فرد ظالمی به نظر برسم چرا که وقتی دوستانم برای کنار آمدن با وضعیت های پراسترس کاری شان با من تماس می گیرند، از این تماس ها خوشحال می شوم و تماس های این چنینی را دوست هم دارم.
البته اینطور نیست که از ناراحت بودن و درد کشیدن دیگران لذت ببرم، بلکه ترسی که در وجود آنهاست، باعث می شود فرصت آنرا پیدا کنم که منطق و توانایی های که در حل مشکلات دارم را نشان بدهم.
از وقتی که سوزان دیوید (Susan David)، روانشناس دانشگاه علوم پزشکی هاروارد (Harvard Medical School) و نویسنده کتاب “چابکی هیجانی” (Emotional Agility) را ملاقات کردم، اتفاقات ناخوشایندی که در زندگی ام اتفاق می افتد را به عنوان چیزی برداشت می کنم که ممکن است برای هرفرد دیگری هم به وجود بیاید. او بر این باور است که برای انسان بسیار دشوار است که خود را از افکار و احساساتش جدا کند. همین جریان سبب می شود که معمولا افراد نمی توانند خودشان را از بند استرس و نگرانی نجات دهند و راه فراری برای آن بیابند.
اما سوزان، که مشاور مراکزی چون، ارنست و یانگ (Ernst and Young) و نیز مشاور سازمان ملل (United Nations) هم است، یک راه حل خوب برای به دور ماندن از افکار و احساس به شما پیشنهاد می دهد.
قدم اول: به کسی فکر کنید که برایش احترام زیادی قائل هستید. ممکن است آن فرد رئیس و یا یکی از همکاران تان باشد.
قدم دوم: اگر آن فرد در وضعیت پرتنش فعلی شما قرار می گرفت، شما چه توصیه ای به او می کردید؟
همش همین.
شاید خیلی ساده به نظر می رسد اما چگونگی انجام آن است که بسیار اهمیت دارد. اینکه زمانی که چیزی در مورد من پیش آمده است و شما به من می گویید که باید چه کاری را انجام دهم، من تقریبا در وضعیت عدم داشتن ایده به سر می برم. اما وقتی در مورد دیگری است، مثلا فردی به نام جک، همین اتفاق برای جک افتاده و اکنون از شما پرسیده می شود که توصیه شما به جک چیست؟
با این پرسش، ناگهان فرد خودش را از همه چیز رها می کند و با این روش بهتر با جریان کنار می آید چرا که تنها چیزی که اتفاق افتاده، آن است که دیدگاه خود را تغییر داده است.
یکی دیگر از راه های مشابهی را که سوزان پیشنهاد می دهد و برای مراجعه کنندگانش از این راهکار استفاده می کند این است که خودتان را در جایگاه سوم شخص قرار دهید. این ایده دیگری برای درو ماندن از افکار و احساسات تان است که این تشخیص را به شما می دهد که ممکن است این افکار و احساسات درست هم نباشند.
مثلا زمانی که شما می گویید “من استرس دارم”، سوزان می گوید، تو و احساساتت اکنون با هم یکی هستید و این جمله یعنی هنوز از احساساتت فاصله نگرفته ای.
اما زمانی که می گویید اگر سوزان در این موقعیت در جای من بود و این استرس را تجربه می کرد، او چطور برخورد می کرد. احتمالال او به خود می گفت، من باید بیشتر روی خودم کار کنم یا اینکه در جلسه ای که دارم و میان شرکت کنندگان این جلسه دوستانی را پیدا خواهم کرد که خواهم توانست با آنها صحبت کنم و ارتباط برقرار کنم.
سوزان می گوید که وقتی این کار را تجربه می کنید، از وضعیتی که تنها با دیدگاه نشات گرفته از افکار و احساس خودتان است، به دیدگاه دیگری منتقل می شوید و آن وقت وقایع آن زمان را طوری که به واقعیت نزدیک تر هستند، می بینید.
درواقع نظرات سوزان ریشه در توجه‌آگاهی(mindfulness) یا توانایی توجه به افکار (the ability to pay attention)، احساسات عاطفی و احساسات جسمانی، بدون قضاوت کردن است. دکتر دیوید در کتاب خود توضیح می دهد که یکی از سودمندی‌های توجه‌آگاهی دیدن جهان از دیدگاه های گوناگون (نه تنها از دیدگاه شخصی خود) است.
درنهایت، بسیار ارزشمند است که بدانیم همواره برای هر مشکلی که با آن مواجه می شویم، راه حلی وجود دارد. تنها کافی است که از مسیر افکار و احساسات خود خارج شوید تا قادر به دیدن حقیقی آن مسئله باشید.
منبع:
http://rooziato.com
**پذیرش بنیادین درمانجو**
*دکتر متیو ویلیت
*مترجم: علی فیضی
"برگرفته از دورۀ آموزشی یکسالۀ درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)"
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
از دیدگاه ACT هیچ رفتار نابهنجاری وجود ندارد. هرآنچه درمانجو انجام می‌دهد طبیعی است!
به این معنا که دلیلی دارد و دلبخواهی و تصادفی نیست. یک درمانجو ممکن است در پاسخ به خاطر تعریف و تمجید دیگران خشمگین بشود. درمانجوی دیگری ممکن است به خاطر تعریف دیگران خجالت‌زده بشود. یک درمانجوی دیگر ممکن است در مکان‌های عمومی وحشت‌زده بشود. درمانجوی دیگری ممکن است روزی 5 بار درهای خانه را بررسی کند که ایا بسته‌اند یا خیر. همه این رفتارها به نظر بسیاری از مشاهده‌گران عجیب، دیوانه‌وار یا غیرمنطقی می‌آیند اما این رفتارها طبیعی هستند به این معنا که نتیجه تاریخچه یادگیری در حال تعامل با متغیرهای ژنتیکی فرد هستند.
وقتی به این شیوه به رفتارهای و واکنش‌های درمانجویان نگاه می‌کنیم قضاوت‌گری بی‌ربط ومعنا می‌شود. منظورم این نیست که نباید قضاوت کنید (قضاوت‌گری هم طبیعی است!) منظورم این است که اجازه ندهیم قضاوت‎‌گری درباره رفتار درمانجویان شیوه کمک ما به آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. وقتی به هرچیزی که درمانجویان انجام می‌دهند، احساس می‌کنند و فکر می‌کنند به عنوان چیزهایی طبیعی نگاه کنیم آنگاه می‌توانیم به ایشان کمک کنیم گزینه‌های دیگر را بررسی کنند.