Forwarded from انجمن روانشناسی ایران
دیدگاه انجمن روانشناسی ایران.pdf
480.4 KB
Forwarded from ✨ACT🔹RFT🔹FAP🔹CFT✨انجمن علم رفتاري بافتاري
🎯 شروع ثبت نام دوره جامع تربيت درمانگر ✨ ACT
🗓شروع دوره از ٢ بهمن ٩٥
حضوري🙋🏻♂️ و آنلاين💻
⏰٥٠ ساعت آموزش كاربردي
مدرس:علي فيضي
١٠٪ تخفيف تا پايان آذر💲
@PersianACBS
نماينده رسمي ACT در ايران
🗓شروع دوره از ٢ بهمن ٩٥
حضوري🙋🏻♂️ و آنلاين💻
⏰٥٠ ساعت آموزش كاربردي
مدرس:علي فيضي
١٠٪ تخفيف تا پايان آذر💲
@PersianACBS
نماينده رسمي ACT در ايران
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
نرگس ایرانیان در آستانهی زندان هندیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(فراخوان رنانی برای موج دوم حمایت از نرگس)
چهل روز پیش که «آخرین نرگسنامه» را نوشتم امیدوار بودم که نرگس در همان دادگاه بدوی تبرئه شود و نیازی به اقدام دیگری نباشد. متاسفانه جهان سومی بودن، ایران و هند و سریلانکا، و قوه مجریه و قضاییه نمیشناسد. در اینگونه کشورها فساد همه جا نفوذ میکند و منافع گروههای ذینفع همه جا عدالت را به محاق میبرد. با یک حساب سرانگشتی، فرض کنیم دادگاه رایاگادا درست تشخیص داده و نرگس هنگام بردن بچه ها به گردش، در نگهداری از آن کودک قصور کرده است و بنابراین اتهام او وارد است. اما این پرسش جدی در برابر دادگاه وجود دارد: دادگاه از جنبه خصوصی جرم، یعنی شکایت خانواده کودک، نرگس را به پرداخت سیصد هزار روپیه محکوم کرده است، اما معنی این که از جنبه عمومی جرم نیز او را به یک سال زندان محکوم کرده است چیست؟ جنبه عمومی جرم مگر به پیامدهای آن جرم برای جامعه باز نمی گردد؟ آیا این حادثهی ناخواسته موجب بر هم خوردن نظم عمومی یا مخدوش شدن امنیت عمومی شده است که نرگس باید برای آن به زندان برود؟ و آیا نباید این نکته که این دختر شش سال تمام با دست خالی حدود ششصد کودک یتیم و نابینای ایالت اودیسا را تیمار کرده است و برایشان آموزش رایگان ایجاد کرده است، به عنوان عامل مخففه در نظر گرفته می شد؟ این کمترین انتظار از دادگاه بود که دستکم جنبه عمومی جرم را میبخشید. این نشان می دهد که مساله، اجرای عدالت نیست، مساله حذف نرگس است. یعنی می خواهند کاری کنند که نرگس یا به زندان برود یا شرایطی پیش بیاورند که این دختر آنچنان آزرده و فرسوده شود که کلا دل از بچه هایش بَرکند و از آن منطقه و حتی از هند برود. آخر نرگس در آنجا برخی فسادهای موسسات به ظاهر خیریه را که کمکهای جهانی هم می گیرند آشکار کرده است و این بر آنها گران آمده است.
نمی دانم چه حکمتی بوده است که نرگس در سریلانکا عاشق کودکی تنها و سرگردان می شود به نام «پریشان» و برای مدتی سرپرستی او را بر عهده می گیرد وبعد بنیاد خیریه «پریشان» را در پریشانترین منطقه هند بنیاد می نهد و سالها برای برپا نگاه داشتن «پریشان»، با همه پریشانیهای زندگی سر میکند تا این که با این حادثه به پریشان ترین نقطه زندگی خویش میرسد. یکی دوبار که به نرگس پیام دادهام که انشاء الله وقتی تبرئه شد به ایران بیاید و برای پریشان خاطران همین کشور کار کند، خودم پریشان شدهام که مبادا این دختر معصوم را به پریشانی تازه ای گرفتار کنم. بگذریم
در هر صورت اکنون نرگس در یک قدمی زندان است. سه هفته دیگر ممکن است خیلی راحت، دادگاه، درخواست تجدید نظر نرگس را رد کند و او را مستقیماً از دادگاه به زندان بفرستد. آن هم در منطقه ای که درصد بالایی از مردم گرفتار بیماری ایدز هستند و در زندانهایی که هیچ نظارتی بر آنها نیست و هر ستمی بر زندانیان بویژه زنان زندانی می رود. نرگس در رایاگادا خودش بارها برای زنان زندانی غذا برده است و ستمهای رفته در زندان بر آن زنان را از زبان خودشان شنیده است. نرگس میگوید من از زندان ترسی ندارم؛ در زندان هم میتوانم به زندانیان آموزش بدهم، اما زندانهای رایاگادا، فاجعهبارند بویژه برای زنان.
در فراخوان پیشین همراهی گسترده شما هموطنان باعث شد که توجهها به مساله نرگس جلب شود. در آن زمان نرگس پاسپورت ایرانی نداشت و حتی سفارت ایران در هند خبر نداشت که این دختر شش سال است در هند دارد ششصد کودک را تیمار می کند. اکنون نرگس پاسپورت ایرانی دارد، با وزیر خارجه ایران دیدار کرده است و به عنوان بانوی نیکوکار ایرانی شهرت جهانی یافته است. اما با وجود همه اینها ما نتوانستیم بر رای دادگاه محلی هند تاثیری بگذاریم. اکنون باید یک گام بلندتر برداریم. نباید بگذاریم دادگاه تجدید نظر نیز تحت فشار گروههای محلی به زندانی شدن او رای بدهد. باید توجه مقامات سیاسی هند را به این پرونده جلب کنیم و با فشار افکار عمومی، آنان را مجبور کنیم وارد موضوع شوند.
در همین راستا من دو درخواست دارم:
(ادامه مطلب را در پست بعدی دنبال کنید)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را میتوانید در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
.
نرگس ایرانیان در آستانهی زندان هندیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(فراخوان رنانی برای موج دوم حمایت از نرگس)
چهل روز پیش که «آخرین نرگسنامه» را نوشتم امیدوار بودم که نرگس در همان دادگاه بدوی تبرئه شود و نیازی به اقدام دیگری نباشد. متاسفانه جهان سومی بودن، ایران و هند و سریلانکا، و قوه مجریه و قضاییه نمیشناسد. در اینگونه کشورها فساد همه جا نفوذ میکند و منافع گروههای ذینفع همه جا عدالت را به محاق میبرد. با یک حساب سرانگشتی، فرض کنیم دادگاه رایاگادا درست تشخیص داده و نرگس هنگام بردن بچه ها به گردش، در نگهداری از آن کودک قصور کرده است و بنابراین اتهام او وارد است. اما این پرسش جدی در برابر دادگاه وجود دارد: دادگاه از جنبه خصوصی جرم، یعنی شکایت خانواده کودک، نرگس را به پرداخت سیصد هزار روپیه محکوم کرده است، اما معنی این که از جنبه عمومی جرم نیز او را به یک سال زندان محکوم کرده است چیست؟ جنبه عمومی جرم مگر به پیامدهای آن جرم برای جامعه باز نمی گردد؟ آیا این حادثهی ناخواسته موجب بر هم خوردن نظم عمومی یا مخدوش شدن امنیت عمومی شده است که نرگس باید برای آن به زندان برود؟ و آیا نباید این نکته که این دختر شش سال تمام با دست خالی حدود ششصد کودک یتیم و نابینای ایالت اودیسا را تیمار کرده است و برایشان آموزش رایگان ایجاد کرده است، به عنوان عامل مخففه در نظر گرفته می شد؟ این کمترین انتظار از دادگاه بود که دستکم جنبه عمومی جرم را میبخشید. این نشان می دهد که مساله، اجرای عدالت نیست، مساله حذف نرگس است. یعنی می خواهند کاری کنند که نرگس یا به زندان برود یا شرایطی پیش بیاورند که این دختر آنچنان آزرده و فرسوده شود که کلا دل از بچه هایش بَرکند و از آن منطقه و حتی از هند برود. آخر نرگس در آنجا برخی فسادهای موسسات به ظاهر خیریه را که کمکهای جهانی هم می گیرند آشکار کرده است و این بر آنها گران آمده است.
نمی دانم چه حکمتی بوده است که نرگس در سریلانکا عاشق کودکی تنها و سرگردان می شود به نام «پریشان» و برای مدتی سرپرستی او را بر عهده می گیرد وبعد بنیاد خیریه «پریشان» را در پریشانترین منطقه هند بنیاد می نهد و سالها برای برپا نگاه داشتن «پریشان»، با همه پریشانیهای زندگی سر میکند تا این که با این حادثه به پریشان ترین نقطه زندگی خویش میرسد. یکی دوبار که به نرگس پیام دادهام که انشاء الله وقتی تبرئه شد به ایران بیاید و برای پریشان خاطران همین کشور کار کند، خودم پریشان شدهام که مبادا این دختر معصوم را به پریشانی تازه ای گرفتار کنم. بگذریم
در هر صورت اکنون نرگس در یک قدمی زندان است. سه هفته دیگر ممکن است خیلی راحت، دادگاه، درخواست تجدید نظر نرگس را رد کند و او را مستقیماً از دادگاه به زندان بفرستد. آن هم در منطقه ای که درصد بالایی از مردم گرفتار بیماری ایدز هستند و در زندانهایی که هیچ نظارتی بر آنها نیست و هر ستمی بر زندانیان بویژه زنان زندانی می رود. نرگس در رایاگادا خودش بارها برای زنان زندانی غذا برده است و ستمهای رفته در زندان بر آن زنان را از زبان خودشان شنیده است. نرگس میگوید من از زندان ترسی ندارم؛ در زندان هم میتوانم به زندانیان آموزش بدهم، اما زندانهای رایاگادا، فاجعهبارند بویژه برای زنان.
در فراخوان پیشین همراهی گسترده شما هموطنان باعث شد که توجهها به مساله نرگس جلب شود. در آن زمان نرگس پاسپورت ایرانی نداشت و حتی سفارت ایران در هند خبر نداشت که این دختر شش سال است در هند دارد ششصد کودک را تیمار می کند. اکنون نرگس پاسپورت ایرانی دارد، با وزیر خارجه ایران دیدار کرده است و به عنوان بانوی نیکوکار ایرانی شهرت جهانی یافته است. اما با وجود همه اینها ما نتوانستیم بر رای دادگاه محلی هند تاثیری بگذاریم. اکنون باید یک گام بلندتر برداریم. نباید بگذاریم دادگاه تجدید نظر نیز تحت فشار گروههای محلی به زندانی شدن او رای بدهد. باید توجه مقامات سیاسی هند را به این پرونده جلب کنیم و با فشار افکار عمومی، آنان را مجبور کنیم وارد موضوع شوند.
در همین راستا من دو درخواست دارم:
(ادامه مطلب را در پست بعدی دنبال کنید)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را میتوانید در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
.
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
(ادامه از پست قبلی)
نخست از اقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان که هندیها آنقدر برایش احترام قائلند که در اجلاس «قلب آسیا» در آمریتسار هند، او را نه در جایگاه وزیران که در جایگاه سران کشورها می نشانند:
از ایشان انتظار میرود که در این فرصت ۲۰ روزه باقی مانده یک نماینده ویژه را مامور پیگیری مستمر موضوع در هند کنند به گونهای که قول شفاهی مقامات هندی برای حل مساله نرگس، به یک اقدام عملی تبدیل شود. همچنین از سفیر هند در تهران نیز درخواست کنند که شخصا مساله را از طریق وزارت خارجه هند پیگیری و با دادگاه محلی مذاکره کند. از این گذشته میدانیم که سال گذشته به درخواست کتبی و رسمی خانم سواراج، وزیر خارجه هند، آقای دکتر ظریف پادرمیانی کردند و دو نفر مجرم زندانی هندی در ایران بخشوده و به هند بازگردانده شدند. اکنون نوبت آن است که همین درخواست را دکتر ظریف رسما و کتبا از وزیر خارجه هند بکنند. با این تفاوت که آنها جرمی عمدی مرتکب شده بودند و نرگس یک بانوی نیکوکار است که خدمات شایانی به ششصد کودک یتیم و نابینای هندی کرده است و فقط درگیر یک حادثه ناخواسته شده است.
درخواست دومم از همه هموطنان و بویژه ایرانیان خارج از کشور است که نگران سرنوشت نرگس هستند:
خانم سوشما سواراج (Sushma Swaraj) که اکنون وزیر خارجه هند است حقوقدان وسیاستمداری با سابقه چهل ساله حضور در دیوان عالی، دولتهای محلی، دولت ملی و پارلمان هند است و به همین علت از احترام و نفوذی فراگیر هم در دولت و هم دادگاههای هند برخوردار است. لازم است توجه خانم سواراج را به موضوع نرگس جلب کنیم و از او بخواهیم که برای دفاع از نرگس اقدام کند. بنابراین لازم است یک پویش جهانی برای درخواست حمایت خانم سواراج از نرگس شکل بگیرد. به همین منظور از همه ایرانیان نگران درخواست می کنم به هر صورتی که میتوانند صدای اعتراض خود را به خانم سواراج برسانند. این ها راههای ارتباطی با خانم سواراج است:
Facebook: SushmaSwarajBJP
Twitter: SushmaSwaraj
Email: eam@mea.gov.in
Telephone: 00911123011127
هر کس در هر کجا که هست و به هر طریقی که راحت تر است، یک پیام کوتاه حاکی از درخواست حمایت از نرگس برای خانم سواراج بفرستد. پیامها حتما به انگلیسی باشد. پیام ها کاملا محترمانه و با تاکید بر ارزشهای انسان دوستان (و نه معترضانه) باشد. در کاربرد تک تک کلمات دقت کنید. نیازی نیست که پیام طولانی باشد. حتی بهتر است از پیامهای کوتاهی نظیر اینها استفاده کنید:
Please help Narges
Justice for Narges
Narges is Innocent
Fair trial for Narges
از همه مهم تر انتظار می رود ایرانیان ساکن خارج از کشور همت کنند و در هر کجا هستند یک یا چند نفر از استادان دانشگاه، حقوقدانان، چهرههای علمی، مقامات شهری، سیاستمداران، هنرمندان و سایر شخصیتهای خارجی و نیز نهادهای مدنی و NGO های حقوق بشری را با فعالیت های انساندوستانه نرگس و ظلمی که اکنون بر او می رود آشنا کنند و از آنها بخواهند پیامی دال بر حمایت از نرگس برای وزیر خارجه هند ارسال کنند. هر کدام از ایرانیان داخل کشور نیز که دارای دوست یا خویشاوندی در خارج از کشور است بکوشد او را از وضعیت نرگس آگاه سازد و از او بخواهد که برای جلب حمایت هر شخصیت خارجی که به او دسترسی دارد، اقدام کند.
همچنین هر کس می تواند، در هر کشوری، برای شکل دهی تجمع اعتراض آمیز با مشارکت غیرایرانیها در کنار سفارت یا کنسولگری هند اقدام کند و البته همه این اقدامات، ضمن آن که باید در چارچوب قوانین آن کشورها انجام شود، رسانهای نیز بشود تا توجه مقامات دولت مرکزی هند به مساله نرگس جلب شود.
در پایان نیز باید توجه کنیم، هم ما و هم حکومت ما، که اقتدار جهانی ما را با موشکهایی که آزمایش میکنیم یا با اورانیومی که غنی میکنیم یا با راهپیماییهایی که میرویم نمیسنجند، اقتدار بین المللی ما با قدرت ما برای دفاع از حقوق یک دختر نیکوکار ایرانی به نام نرگس ارزیابی خواهد شد. این جاست که معلوم می شود که کشورهای دیگر تا چه حد برای ما و حقوق شهروندان ما ارزش قائل هستند. سرنوشت نرگس، معیار زندهی سنجش اقتدار ملی ماست.
محسن رنانی
۲۲ آذر ۱۳۹۵
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را میتوانید در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرامی نرگس:
https://telegram.me/helpnarges
مطالب پیشین رنانی درباره نرگس را با این لینک دنبال کنید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/117
.
نخست از اقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان که هندیها آنقدر برایش احترام قائلند که در اجلاس «قلب آسیا» در آمریتسار هند، او را نه در جایگاه وزیران که در جایگاه سران کشورها می نشانند:
از ایشان انتظار میرود که در این فرصت ۲۰ روزه باقی مانده یک نماینده ویژه را مامور پیگیری مستمر موضوع در هند کنند به گونهای که قول شفاهی مقامات هندی برای حل مساله نرگس، به یک اقدام عملی تبدیل شود. همچنین از سفیر هند در تهران نیز درخواست کنند که شخصا مساله را از طریق وزارت خارجه هند پیگیری و با دادگاه محلی مذاکره کند. از این گذشته میدانیم که سال گذشته به درخواست کتبی و رسمی خانم سواراج، وزیر خارجه هند، آقای دکتر ظریف پادرمیانی کردند و دو نفر مجرم زندانی هندی در ایران بخشوده و به هند بازگردانده شدند. اکنون نوبت آن است که همین درخواست را دکتر ظریف رسما و کتبا از وزیر خارجه هند بکنند. با این تفاوت که آنها جرمی عمدی مرتکب شده بودند و نرگس یک بانوی نیکوکار است که خدمات شایانی به ششصد کودک یتیم و نابینای هندی کرده است و فقط درگیر یک حادثه ناخواسته شده است.
درخواست دومم از همه هموطنان و بویژه ایرانیان خارج از کشور است که نگران سرنوشت نرگس هستند:
خانم سوشما سواراج (Sushma Swaraj) که اکنون وزیر خارجه هند است حقوقدان وسیاستمداری با سابقه چهل ساله حضور در دیوان عالی، دولتهای محلی، دولت ملی و پارلمان هند است و به همین علت از احترام و نفوذی فراگیر هم در دولت و هم دادگاههای هند برخوردار است. لازم است توجه خانم سواراج را به موضوع نرگس جلب کنیم و از او بخواهیم که برای دفاع از نرگس اقدام کند. بنابراین لازم است یک پویش جهانی برای درخواست حمایت خانم سواراج از نرگس شکل بگیرد. به همین منظور از همه ایرانیان نگران درخواست می کنم به هر صورتی که میتوانند صدای اعتراض خود را به خانم سواراج برسانند. این ها راههای ارتباطی با خانم سواراج است:
Facebook: SushmaSwarajBJP
Twitter: SushmaSwaraj
Email: eam@mea.gov.in
Telephone: 00911123011127
هر کس در هر کجا که هست و به هر طریقی که راحت تر است، یک پیام کوتاه حاکی از درخواست حمایت از نرگس برای خانم سواراج بفرستد. پیامها حتما به انگلیسی باشد. پیام ها کاملا محترمانه و با تاکید بر ارزشهای انسان دوستان (و نه معترضانه) باشد. در کاربرد تک تک کلمات دقت کنید. نیازی نیست که پیام طولانی باشد. حتی بهتر است از پیامهای کوتاهی نظیر اینها استفاده کنید:
Please help Narges
Justice for Narges
Narges is Innocent
Fair trial for Narges
از همه مهم تر انتظار می رود ایرانیان ساکن خارج از کشور همت کنند و در هر کجا هستند یک یا چند نفر از استادان دانشگاه، حقوقدانان، چهرههای علمی، مقامات شهری، سیاستمداران، هنرمندان و سایر شخصیتهای خارجی و نیز نهادهای مدنی و NGO های حقوق بشری را با فعالیت های انساندوستانه نرگس و ظلمی که اکنون بر او می رود آشنا کنند و از آنها بخواهند پیامی دال بر حمایت از نرگس برای وزیر خارجه هند ارسال کنند. هر کدام از ایرانیان داخل کشور نیز که دارای دوست یا خویشاوندی در خارج از کشور است بکوشد او را از وضعیت نرگس آگاه سازد و از او بخواهد که برای جلب حمایت هر شخصیت خارجی که به او دسترسی دارد، اقدام کند.
همچنین هر کس می تواند، در هر کشوری، برای شکل دهی تجمع اعتراض آمیز با مشارکت غیرایرانیها در کنار سفارت یا کنسولگری هند اقدام کند و البته همه این اقدامات، ضمن آن که باید در چارچوب قوانین آن کشورها انجام شود، رسانهای نیز بشود تا توجه مقامات دولت مرکزی هند به مساله نرگس جلب شود.
در پایان نیز باید توجه کنیم، هم ما و هم حکومت ما، که اقتدار جهانی ما را با موشکهایی که آزمایش میکنیم یا با اورانیومی که غنی میکنیم یا با راهپیماییهایی که میرویم نمیسنجند، اقتدار بین المللی ما با قدرت ما برای دفاع از حقوق یک دختر نیکوکار ایرانی به نام نرگس ارزیابی خواهد شد. این جاست که معلوم می شود که کشورهای دیگر تا چه حد برای ما و حقوق شهروندان ما ارزش قائل هستند. سرنوشت نرگس، معیار زندهی سنجش اقتدار ملی ماست.
محسن رنانی
۲۲ آذر ۱۳۹۵
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را میتوانید در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرامی نرگس:
https://telegram.me/helpnarges
مطالب پیشین رنانی درباره نرگس را با این لینک دنبال کنید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/117
.
دعای شفقت
خدایا کسانی را آزردهام و کسانی نیز مرا آزردهاند. کمکم کن آنچه انجام دادهام و حاصلش آسیب خوردن دیگران بوده را جبران کنم و آنان که مرا آزردهاند را نیز ببخشایم. ذهنم این انسانها را پلید و پست میشمارد. کمکم کن ایشان را موجوداتی بدانم که همچون من گرفتار و دردمند و نیازمند رحمت تو هستند. خدایا جلوهای از رحم و شفقتت را در وجود من جلوهگر بساز تا با خودم مهربانتر باشم؛ ببخشم تا بخشوده شوم و اسیر کینه و رنجش خاطر نمانم. از تو سعهیصدر، آزادگی، بخشایش و رضایتخاطر میخواهم خدای مهربانم. کمکم کن چنان رفتار کنم که شایستهی مزین شدن به این صفات شوم. مرا ببخش و کمکم کن تا ببخشایم. یاریام کن ببخشایم تا آنچه کینه از من دریغ کرده است را دوباره به دست بیاورم. کمکم کن تا همچون تو مرحمت داشته باشم و در پناه تو مشفقانه زندگی کنم. شفقت را در وجودم جاری بساز و یاریام کن تا با دستها، پاها و دهانم بیشتر و بهتر مشفقانه رفتار کنم. کمکم کن تا عطر شفقت را در فضای روح و جسمم و در ارتباط با دیگران بیشتر بیفشانم. کمکم کن تا به جای این که مرعوب و.تسلیم خشم و کینه و حسرت باشم از این فرشتههای بال سوختهی وجودم برای بهتر زیستن بیاموزم. کمکم کن بتوانم چنان زندگی کنم که در لحظه لحظهی پیمودن مسیر زندگی همهچیز آموزگارم باشد.
علی فیضی
#شفقت
#بخشودن
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
خدایا کسانی را آزردهام و کسانی نیز مرا آزردهاند. کمکم کن آنچه انجام دادهام و حاصلش آسیب خوردن دیگران بوده را جبران کنم و آنان که مرا آزردهاند را نیز ببخشایم. ذهنم این انسانها را پلید و پست میشمارد. کمکم کن ایشان را موجوداتی بدانم که همچون من گرفتار و دردمند و نیازمند رحمت تو هستند. خدایا جلوهای از رحم و شفقتت را در وجود من جلوهگر بساز تا با خودم مهربانتر باشم؛ ببخشم تا بخشوده شوم و اسیر کینه و رنجش خاطر نمانم. از تو سعهیصدر، آزادگی، بخشایش و رضایتخاطر میخواهم خدای مهربانم. کمکم کن چنان رفتار کنم که شایستهی مزین شدن به این صفات شوم. مرا ببخش و کمکم کن تا ببخشایم. یاریام کن ببخشایم تا آنچه کینه از من دریغ کرده است را دوباره به دست بیاورم. کمکم کن تا همچون تو مرحمت داشته باشم و در پناه تو مشفقانه زندگی کنم. شفقت را در وجودم جاری بساز و یاریام کن تا با دستها، پاها و دهانم بیشتر و بهتر مشفقانه رفتار کنم. کمکم کن تا عطر شفقت را در فضای روح و جسمم و در ارتباط با دیگران بیشتر بیفشانم. کمکم کن تا به جای این که مرعوب و.تسلیم خشم و کینه و حسرت باشم از این فرشتههای بال سوختهی وجودم برای بهتر زیستن بیاموزم. کمکم کن بتوانم چنان زندگی کنم که در لحظه لحظهی پیمودن مسیر زندگی همهچیز آموزگارم باشد.
علی فیضی
#شفقت
#بخشودن
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from انتشارات ابن سینا
نویسنده جیمز اوورهلز مترجم آرزو حسینی تاریخ انتشار آذر 1395 15,000 تومان
Forwarded from Farnoudian Contemplations
۱. آقای ویکتور فرانکل قصههایش را مثل هر دانشمندی به صورت یک سری حقیقت عریان میگوید. یک سری فکت. رسیدیم آشویتس. لختمان کردند. هر کسی کفش خوب پایش بود، ازش دزدیدند. هر کسی درسش را یاد گرفته بود و کفشهایش را لت و پار کرده که به چشم نیایند کتکی زدند که ربّش را یاد کرد. هر چه داشتیم گرفتند. جزوههای تحقیقم را برده بودم و دلخوش بودم که شاید ازم نگیرند؛ گرفتند که هیچ، از زندانی و زندانبانش به ریشم خندیدند. کار میکردیم در هوای سرد و پایمان تاول زده بود و روزی یک کاسه سوپ آبکی میخوردیم و نه نفر روی تخت دو نفره میخوابیدیم و بعد مواظب بودیم که شَل نزنیم که اتاق گاز نرویم. میگوید و میگوید و میمانی مبهوت ازآنچه که کشیده و جایی که دنبال معنا گشته و آنچه شده پیشمایهاش برای آنچه نوشته.
۲. یک روزی است آن وسط که آقای فرانکل تعریف میکند که کسی چند تا سیبزمینی دزدید و گفتند که یا دزد را معرفی میکنید و یا همه یک روز گرسنگی میکشید. عین ۲۵۰۰ نفر کمپ گرسنگی را انتخاب کردند. بعد آقای فرانکل میگوید که توی این بدبختی همه نشستهایم توی خرابشدهمان و حرف میزنیم که روده کوچک یک وقت از سر جوع روده بزرگ را نخورد و توی این بدبختی برق هم قطع میشود و رنگ کلبه ما همرنگ روی و نبض و قاروره ما میشود. زندانبان بخش ما حال را که میبیند میآید و حرف میزند از خودکشیهای اخیر و از اینکه باید از خودکشی جلوگیری کرد و بعد اشارتی میزند به آقای فرانکل که بقیه داستان را یک روانشناس حرفهای، یک زندانی از جنس خودتان، برایتان خواهد گفت.
۳. آقای فرانکل گرسنه است و سردش است و خسته است. دلش سخنرانی روانشناختی برای تعریف معنی زندگی و زنده بودن نمیخواهد، ولی بلند میشود و از ابتدای داستان میگوید. از زمان حال. که فکر کنید به آن خسارتها که بیجایگزینند. حتی در این اروپای جنگزده که سلامت و خانواده و کار و ثروت را از شما گرفته، همه را جایگزین خواهید کرد. روزی شاید بیاید که رنجی که کشیدهاید سرمایهای شود برای زندگی آیندهتان و به قول نیچه آنچه جانتان را نگرفته قویترتان خواهد کرد.
۴. بعد آقای فرانکل از گذشته میگوید. شعر میخواند که آنچه تجربه کردهاید و در گذشته شماست هیچ قدرتی در این جهان قادر نخواهد بود از شما بگیرد. افکارتان، کارهایتان، رنجتان. همه مال شماست. شاید گذشته باشد، ولی گم نشده. بعد آقای فرانکل میگوید که زندگی، ذات زندگی، معنادار است؛ میگوید که همسری، دوستی، زندهای، مردهای از آن بالا به شما نگاه میکند و میخواهد بداند که این را میفهمید. که حتی اگر میمیرید، بدانید که چطور بمیرید. و سر آخر هم آقای فرانکل از شرایط میگوید. که خیلی از فداکاریهای شما، در جهان مادی بیرون بیمعنی است ولی در این شرایطی که گیرش افتادهایم، معنیها دارد. شرایط را ببینید و بفهمید که در هر شرایطی معناها از کجا میآیند و صرف بیمعنایی اعمالتان در یک دنیای بیرون از آشویتس کورتان نکند.
۵. آقای فرانکل سال بعدش که از آشویتس درآمده بود، "انسان در جستجوی معنا" را نوشت. درست پنج ماه پیش ایمیلی گرفته بودم که فلانی، تو از موفقیت و خوشی و بالا و پایینش بنویس. مشکل من اینست که اصلا این زندگی را بیمعنی میبینم. در مورد این معنی بنویس. مانده بود پشت ذهن، بلکه به قول آمریکاییها روی شعله کوچک نرم نرمک بپزد. دیشب با دوستی حرف سخنرانی فیالبداهه شد، یاد این سخنرانی آقای فرانکل افتادم و دو تا و دو تا شدند چهار تا. آقای فرانکل آن روزی که گفته بود "باید میآموختیم که مهم آن نبود که ما از زندگی انتظار داشتیم، آن بود که زندگی از ما انتظار داشت"، جواب ایمیل دوستمان را داده بود.
اندیشههای فرنودی........................@Farnoudian
Farnoudian@Gmail.com
۲. یک روزی است آن وسط که آقای فرانکل تعریف میکند که کسی چند تا سیبزمینی دزدید و گفتند که یا دزد را معرفی میکنید و یا همه یک روز گرسنگی میکشید. عین ۲۵۰۰ نفر کمپ گرسنگی را انتخاب کردند. بعد آقای فرانکل میگوید که توی این بدبختی همه نشستهایم توی خرابشدهمان و حرف میزنیم که روده کوچک یک وقت از سر جوع روده بزرگ را نخورد و توی این بدبختی برق هم قطع میشود و رنگ کلبه ما همرنگ روی و نبض و قاروره ما میشود. زندانبان بخش ما حال را که میبیند میآید و حرف میزند از خودکشیهای اخیر و از اینکه باید از خودکشی جلوگیری کرد و بعد اشارتی میزند به آقای فرانکل که بقیه داستان را یک روانشناس حرفهای، یک زندانی از جنس خودتان، برایتان خواهد گفت.
۳. آقای فرانکل گرسنه است و سردش است و خسته است. دلش سخنرانی روانشناختی برای تعریف معنی زندگی و زنده بودن نمیخواهد، ولی بلند میشود و از ابتدای داستان میگوید. از زمان حال. که فکر کنید به آن خسارتها که بیجایگزینند. حتی در این اروپای جنگزده که سلامت و خانواده و کار و ثروت را از شما گرفته، همه را جایگزین خواهید کرد. روزی شاید بیاید که رنجی که کشیدهاید سرمایهای شود برای زندگی آیندهتان و به قول نیچه آنچه جانتان را نگرفته قویترتان خواهد کرد.
۴. بعد آقای فرانکل از گذشته میگوید. شعر میخواند که آنچه تجربه کردهاید و در گذشته شماست هیچ قدرتی در این جهان قادر نخواهد بود از شما بگیرد. افکارتان، کارهایتان، رنجتان. همه مال شماست. شاید گذشته باشد، ولی گم نشده. بعد آقای فرانکل میگوید که زندگی، ذات زندگی، معنادار است؛ میگوید که همسری، دوستی، زندهای، مردهای از آن بالا به شما نگاه میکند و میخواهد بداند که این را میفهمید. که حتی اگر میمیرید، بدانید که چطور بمیرید. و سر آخر هم آقای فرانکل از شرایط میگوید. که خیلی از فداکاریهای شما، در جهان مادی بیرون بیمعنی است ولی در این شرایطی که گیرش افتادهایم، معنیها دارد. شرایط را ببینید و بفهمید که در هر شرایطی معناها از کجا میآیند و صرف بیمعنایی اعمالتان در یک دنیای بیرون از آشویتس کورتان نکند.
۵. آقای فرانکل سال بعدش که از آشویتس درآمده بود، "انسان در جستجوی معنا" را نوشت. درست پنج ماه پیش ایمیلی گرفته بودم که فلانی، تو از موفقیت و خوشی و بالا و پایینش بنویس. مشکل من اینست که اصلا این زندگی را بیمعنی میبینم. در مورد این معنی بنویس. مانده بود پشت ذهن، بلکه به قول آمریکاییها روی شعله کوچک نرم نرمک بپزد. دیشب با دوستی حرف سخنرانی فیالبداهه شد، یاد این سخنرانی آقای فرانکل افتادم و دو تا و دو تا شدند چهار تا. آقای فرانکل آن روزی که گفته بود "باید میآموختیم که مهم آن نبود که ما از زندگی انتظار داشتیم، آن بود که زندگی از ما انتظار داشت"، جواب ایمیل دوستمان را داده بود.
اندیشههای فرنودی........................@Farnoudian
Farnoudian@Gmail.com
Forwarded from MR.BRIGHT 💡
🍉دو قدم مانده به رقصیدن برف
🍉یک نفس مانده به سرما و به یخ
🍉چشم در چشم زمستانی دگر
🍉تحفه ای یافت نکردم کنم هدیه تان
🍉یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما
🍉یلدا پیشاپیش مبارک🍉
🍉 @Mrbrightiran❣
🍉یک نفس مانده به سرما و به یخ
🍉چشم در چشم زمستانی دگر
🍉تحفه ای یافت نکردم کنم هدیه تان
🍉یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما
🍉یلدا پیشاپیش مبارک🍉
🍉 @Mrbrightiran❣
Forwarded from مصطفی ملکیان
❓❓پرسش: آیا ناظر بودن با زندگی این جایی و اکنونی در تعارض نیست؟
🔹پاسخ: فرزانگان، عرفا، و بعضی از رواندرمانگران، این سه دسته، به ما همیشه تأکید میکنند که زندگیِ اینجایی و اکنونی داشته باشید. سوال میخواهد بگوید آیا زندگیِ اینجایی و اکنونی با ناظریّت منافات ندارد؟ بنده عرض میکنم هرگز! زندگیِ اینجایی و اکنونی معنا اش این است که اگر مثلاً برایِ فردا باید کاری انجام بدهی، برو سراغِ آن کار را انجامدادن، ولی در آن حال تمامِ وجود ات مشتغل به آن کار باشد. فرض کنید من فردا باید یک امتحانی بدهم و چون باید خودم را برایِ فردا آماده کنم تصمیم ام این است که از الآن تا فردا ده ساعت مطالعه کنم. زندگیِ اینجایی و اکنونی میگوید وقتی شروع میکنی به مطالعه، تمامِ وجود ات در این آن به سر ببرد، یعنی تمامِ وجود ات حضورِ قلب داشته باشد در مطالعه.
🔹 یاد تان میآید که وقتی بودا موردِ انتقادِ الهیدانان هندو قرار گرفت -چون انشعاب کرده بود از آیین هندو- الهیدانان و مرتاضان و گروههایِ مرشدانِ هندو برایِ این که فضیلتِ آیینِ هندو را- که آیینِ نیاکانی بود- نشان بدهند پیش اش آمدند. آنوقت یکی شان میگفت که مثلاً من پشت دیوار را میبینم، یکی میگفت من رویِ آب راه میروم، یکی گفت من طیالارض دارم، یکی گفت که من میتوانم شش ماه نخوابم و هر کدام شان یک چیزی گفتند. بعد به بودا گفتند که استاد شما چه میکنید؟ میخواستند تخفیف قدر اش بدهند که ببین تو هیچ کاری از این کارها را نمیکنی. گفت من کاری میکنم از همهیِ اینها مهمتر است: من وقتی غذا میخورم، فقط غذا میخورم و وقتی میخوابم فقط میخوابم و وقتی حرف میزنم فقط حرف میزنم.
🔹معنایِ اینجایی اکنونی بودن این نیست که من برایِ آینده کاری نمیکنم؛ معنا اش این است که وقتی دارم کاری میکنم که نتیجه اش پسفردا معلوم میشود در حینِ کار حضورِ قلب دارم. ما حضورِ قلب نداریم. حضورِ قلب یعنی همینطور که جسمِ مان نه یک ثانیه از زمان عقب است و نه یک ثانیه جلو، ذهنِ مان هم باید در آن زندگی بکند، و روانمان هم باید در آن زندگی بکند. به این میگویند زندگی اینجایی و اکنونی؛ یعنی به گفتهیِ شما جوانها mindfulness، که من ترجمه میکنم به «حضورِ قلب». حضورِ قلب یعنی زندگی اینجایی و اکنونی، یعنی اگر الآن میخواهم برایِ فردا درس ام را مطالعه کنم، الآن کاملاً با تمامِ وجود ام در مطالعه باشم، نه اینکه کتاب جلو ام باز است و ذهن ام یا دارد در گذشته سیر میکند یا در آینده.
🍁🍁مصطفی ملکیان،سخنرانی در رونمایی از کتاب دیگر گزینی. مشهد . آذر ماه 95
@mostafamalekian
🔹پاسخ: فرزانگان، عرفا، و بعضی از رواندرمانگران، این سه دسته، به ما همیشه تأکید میکنند که زندگیِ اینجایی و اکنونی داشته باشید. سوال میخواهد بگوید آیا زندگیِ اینجایی و اکنونی با ناظریّت منافات ندارد؟ بنده عرض میکنم هرگز! زندگیِ اینجایی و اکنونی معنا اش این است که اگر مثلاً برایِ فردا باید کاری انجام بدهی، برو سراغِ آن کار را انجامدادن، ولی در آن حال تمامِ وجود ات مشتغل به آن کار باشد. فرض کنید من فردا باید یک امتحانی بدهم و چون باید خودم را برایِ فردا آماده کنم تصمیم ام این است که از الآن تا فردا ده ساعت مطالعه کنم. زندگیِ اینجایی و اکنونی میگوید وقتی شروع میکنی به مطالعه، تمامِ وجود ات در این آن به سر ببرد، یعنی تمامِ وجود ات حضورِ قلب داشته باشد در مطالعه.
🔹 یاد تان میآید که وقتی بودا موردِ انتقادِ الهیدانان هندو قرار گرفت -چون انشعاب کرده بود از آیین هندو- الهیدانان و مرتاضان و گروههایِ مرشدانِ هندو برایِ این که فضیلتِ آیینِ هندو را- که آیینِ نیاکانی بود- نشان بدهند پیش اش آمدند. آنوقت یکی شان میگفت که مثلاً من پشت دیوار را میبینم، یکی میگفت من رویِ آب راه میروم، یکی گفت من طیالارض دارم، یکی گفت که من میتوانم شش ماه نخوابم و هر کدام شان یک چیزی گفتند. بعد به بودا گفتند که استاد شما چه میکنید؟ میخواستند تخفیف قدر اش بدهند که ببین تو هیچ کاری از این کارها را نمیکنی. گفت من کاری میکنم از همهیِ اینها مهمتر است: من وقتی غذا میخورم، فقط غذا میخورم و وقتی میخوابم فقط میخوابم و وقتی حرف میزنم فقط حرف میزنم.
🔹معنایِ اینجایی اکنونی بودن این نیست که من برایِ آینده کاری نمیکنم؛ معنا اش این است که وقتی دارم کاری میکنم که نتیجه اش پسفردا معلوم میشود در حینِ کار حضورِ قلب دارم. ما حضورِ قلب نداریم. حضورِ قلب یعنی همینطور که جسمِ مان نه یک ثانیه از زمان عقب است و نه یک ثانیه جلو، ذهنِ مان هم باید در آن زندگی بکند، و روانمان هم باید در آن زندگی بکند. به این میگویند زندگی اینجایی و اکنونی؛ یعنی به گفتهیِ شما جوانها mindfulness، که من ترجمه میکنم به «حضورِ قلب». حضورِ قلب یعنی زندگی اینجایی و اکنونی، یعنی اگر الآن میخواهم برایِ فردا درس ام را مطالعه کنم، الآن کاملاً با تمامِ وجود ام در مطالعه باشم، نه اینکه کتاب جلو ام باز است و ذهن ام یا دارد در گذشته سیر میکند یا در آینده.
🍁🍁مصطفی ملکیان،سخنرانی در رونمایی از کتاب دیگر گزینی. مشهد . آذر ماه 95
@mostafamalekian
پرسش:
سلام کیسی هست که فرزندش کم ذهنی دارد متاسفانه حاضر به قبول ان نیست من احساس میکنم قطعا با ACT درمان میشوند .
راهکاری دارید که بشه شروع کرد ایشون اصلا نمیخواد بپذیره.
پاسخ: (علی فیضی)
سلام
به گمان من با چنین فردی اگر از این موضع شروع کنیم که او باید تغییر کند مشت بر سندان میکوبیم.در مصاحبه انگیزشی اصلی وجود دارد که به خصوص در کار این این فرد صادق است: اگر درمانگر طرف تغییر را بگیرد مراجع طرف عدم تغییر را خواهد گرفت. بهتر است در آغاز کار مقدار زیادی همدلی کنید تا طرف مقابل متوجه شود که دغدغهها و نگرانیهای او را میشنوید و بی توجه به درونیات او صرفا قصد تغییر دادنش را ندارید. البته اگر بر اساس اطلاعات دقیق و فرمولبندی جامع مشکل این فرد را آمیختگی شدید تشخیص دادید میتوان از راهنمایی دکتر متیو ویلیت بهره گرفت که در دورهی آموزشی به من اینگونه آموختند:
(توجه کنید که باز این راهنمایی هم با موضع مصاحبه انگیزشی تفاوت جدی ندارد)
به داستان درمانجو با توجه کامل گوش بدهیم، احساسات او را تصدیق و تایید کنیم،، درباره قواعدی که بر اساس آن عمل میکند کنجکاو باشیم و با گشودگی صادقانهای کارآمدی واکنشی که بر اساس آن قواعد میخواهد به نگرانیهایش بدهد را بررسی کنید و بعد همراه با او گزینههای جایگزین را بررسی کنید (مثلا" به نظرتان آیا میشود با هم گزینههای دیگری را هم بررسی کنیم تا مطمئن بشویم که چیز دیگری از قلم نیفتد. نظر شما چیست؟).
توصیه من این است که در این نقطه با درمانجو مخالفت نکنید. نه به خاطر ترس از واکنش آنها، بلکه اگر نشان بدهید که دارید به تمام داستان گوش میدهید آنها نسبت به دیدن سرنخهایی که شما کمک میکنید ببینند پذیرش بیشتری از خود نشان میدهند
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
سلام کیسی هست که فرزندش کم ذهنی دارد متاسفانه حاضر به قبول ان نیست من احساس میکنم قطعا با ACT درمان میشوند .
راهکاری دارید که بشه شروع کرد ایشون اصلا نمیخواد بپذیره.
پاسخ: (علی فیضی)
سلام
به گمان من با چنین فردی اگر از این موضع شروع کنیم که او باید تغییر کند مشت بر سندان میکوبیم.در مصاحبه انگیزشی اصلی وجود دارد که به خصوص در کار این این فرد صادق است: اگر درمانگر طرف تغییر را بگیرد مراجع طرف عدم تغییر را خواهد گرفت. بهتر است در آغاز کار مقدار زیادی همدلی کنید تا طرف مقابل متوجه شود که دغدغهها و نگرانیهای او را میشنوید و بی توجه به درونیات او صرفا قصد تغییر دادنش را ندارید. البته اگر بر اساس اطلاعات دقیق و فرمولبندی جامع مشکل این فرد را آمیختگی شدید تشخیص دادید میتوان از راهنمایی دکتر متیو ویلیت بهره گرفت که در دورهی آموزشی به من اینگونه آموختند:
(توجه کنید که باز این راهنمایی هم با موضع مصاحبه انگیزشی تفاوت جدی ندارد)
به داستان درمانجو با توجه کامل گوش بدهیم، احساسات او را تصدیق و تایید کنیم،، درباره قواعدی که بر اساس آن عمل میکند کنجکاو باشیم و با گشودگی صادقانهای کارآمدی واکنشی که بر اساس آن قواعد میخواهد به نگرانیهایش بدهد را بررسی کنید و بعد همراه با او گزینههای جایگزین را بررسی کنید (مثلا" به نظرتان آیا میشود با هم گزینههای دیگری را هم بررسی کنیم تا مطمئن بشویم که چیز دیگری از قلم نیفتد. نظر شما چیست؟).
توصیه من این است که در این نقطه با درمانجو مخالفت نکنید. نه به خاطر ترس از واکنش آنها، بلکه اگر نشان بدهید که دارید به تمام داستان گوش میدهید آنها نسبت به دیدن سرنخهایی که شما کمک میکنید ببینند پذیرش بیشتری از خود نشان میدهند
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from حكمت ☯️ Wisdom
برای همسایه ای که نان مرا ربود نان،
برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی،
برای آن که روح مرا آزرد بخشایش،
و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق میطلبم.....
برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی،
برای آن که روح مرا آزرد بخشایش،
و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق میطلبم.....
آشنایی با درمان متمرکز بر شفقت
ترجمه و تالیف: علی فیضی
درمان متمرکز بر شفقت (CFT) یک سیستم رواندرمانی است که پل گیلبرت آن را ابداع و تدوین کرده است. این رویکرد از معروفترین رواندرمانی موسوم به موج سوم رفتاردرمانی است که تکنیکهایی را از رفتاردرمانی شناختی به همراه ایدههایی از روانشناسی تکاملی، روانشناسی اجتماعی، روانشناسی رشد، روانشناسی بودیستی و علوم اعصاب را یکپارچه کرده است.
این رویکرد را میتوان از جملهها رواندرمانیهایی یکپارچهنگری دانست که سعی کرده است تا پلی بر شکاف سنتی مابین هیجان و شناخت در حوزه رفتاردرمانی شناختی بزند. یکی از موضوعات کانونی این رویکرد استفاده از آموزش ذهن مشفق برای یاری رساندن به افراد و ایجاد ملایمت درونی، امنیت و تسکین از طریق شفقت به خود و دیگران است.
تکنیک اصلی درمانی CFT آموزش ذهن مشفق است. در این تکنیک به درمانجو مهارتها و خصوصیات شفقت آموخته میشود. آموزش ذهن مشفق به درمانجویان کمک میکند تا الگوهای شناختی و هیجانی مشکلساز مرتبط با اضطراب، خشم، خودانتقادگری، شخصیتزدایی و شیدایی خفیف (هایپومانیا) خود را تغییر کنند.
تکامل زیستی مبنای CFT را میسازد. در وجود انسانها حداقل سه نوع سیستم تنظیم عاطفه تکامل یافته است: سیستم محافطت از خطر، سیستم سائق (جستجوی منبع) و سیستم تسکین. تاکید CFT بر ارتباط بین الگوهای شناختی و این سه سیستم تنظیم هیجان تاکید میشود. از طریق استفاده از تکنیکهایی نظیر آموزش ذهن مشفق و تکنیکهای رفتاردرمانی شناختی به درمانجویان آموخته میشود که به طور موثری هرکدام از این سیستمها را به طور موثری مدیریت کرده و به طور مناسبتری به موقعیتها و شرایط پاسخ بدهند. در طول سالیان اخیر مقالات پژوهشی فزایندهای اهمیت شفقت به عنوان راهی برای هدایت رفتار در شرایط مقابله با خطر و حل تعارض را نشان دادهاند.
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
درمان متمرکز بر شفقت مخصوصا برای درمان افرادی که شرم و خود انتقادگری زیادی دارند و نیز کسانی که در احساس ملایمت و مهربانی با خود یا دیگران مشکل دارند مناسب است. این مشکلات مرتبط با شرم و خود انتقادگری اغلب ریشه در آزار دیدگی، مورد قلدری قرار گرفتن، نادیده گرفته شدن و یا کمبود محبت در خانواده دارد. با استفاده از CFT میتوان به چنین افرادی آموخت تا در تعامل با خود و دیگران احساس امنیت و ملایمت بیشتری داشته باشند.
ترجمه و تالیف: علی فیضی
درمان متمرکز بر شفقت (CFT) یک سیستم رواندرمانی است که پل گیلبرت آن را ابداع و تدوین کرده است. این رویکرد از معروفترین رواندرمانی موسوم به موج سوم رفتاردرمانی است که تکنیکهایی را از رفتاردرمانی شناختی به همراه ایدههایی از روانشناسی تکاملی، روانشناسی اجتماعی، روانشناسی رشد، روانشناسی بودیستی و علوم اعصاب را یکپارچه کرده است.
این رویکرد را میتوان از جملهها رواندرمانیهایی یکپارچهنگری دانست که سعی کرده است تا پلی بر شکاف سنتی مابین هیجان و شناخت در حوزه رفتاردرمانی شناختی بزند. یکی از موضوعات کانونی این رویکرد استفاده از آموزش ذهن مشفق برای یاری رساندن به افراد و ایجاد ملایمت درونی، امنیت و تسکین از طریق شفقت به خود و دیگران است.
تکنیک اصلی درمانی CFT آموزش ذهن مشفق است. در این تکنیک به درمانجو مهارتها و خصوصیات شفقت آموخته میشود. آموزش ذهن مشفق به درمانجویان کمک میکند تا الگوهای شناختی و هیجانی مشکلساز مرتبط با اضطراب، خشم، خودانتقادگری، شخصیتزدایی و شیدایی خفیف (هایپومانیا) خود را تغییر کنند.
تکامل زیستی مبنای CFT را میسازد. در وجود انسانها حداقل سه نوع سیستم تنظیم عاطفه تکامل یافته است: سیستم محافطت از خطر، سیستم سائق (جستجوی منبع) و سیستم تسکین. تاکید CFT بر ارتباط بین الگوهای شناختی و این سه سیستم تنظیم هیجان تاکید میشود. از طریق استفاده از تکنیکهایی نظیر آموزش ذهن مشفق و تکنیکهای رفتاردرمانی شناختی به درمانجویان آموخته میشود که به طور موثری هرکدام از این سیستمها را به طور موثری مدیریت کرده و به طور مناسبتری به موقعیتها و شرایط پاسخ بدهند. در طول سالیان اخیر مقالات پژوهشی فزایندهای اهمیت شفقت به عنوان راهی برای هدایت رفتار در شرایط مقابله با خطر و حل تعارض را نشان دادهاند.
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
درمان متمرکز بر شفقت مخصوصا برای درمان افرادی که شرم و خود انتقادگری زیادی دارند و نیز کسانی که در احساس ملایمت و مهربانی با خود یا دیگران مشکل دارند مناسب است. این مشکلات مرتبط با شرم و خود انتقادگری اغلب ریشه در آزار دیدگی، مورد قلدری قرار گرفتن، نادیده گرفته شدن و یا کمبود محبت در خانواده دارد. با استفاده از CFT میتوان به چنین افرادی آموخت تا در تعامل با خود و دیگران احساس امنیت و ملایمت بیشتری داشته باشند.
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from کانال آکادمی روانشناسی کاج
💞هر آنچه در گذشته ي ما اتفاق افتاده و هر تصميمي كه گرفته ايم در زمان خودش درست بوده است.
💞هر تصميمي كه ميگيريم به صورت ناهشيار براي اين است كه جلوي ضربه هاي جديد را بگيريم و ممكن است بعدتر ها كه به گذشته مان نگاه كنيم خنده مان بگيرد و به خودمان بگوييم چقدر تغيير كرده ايم و چقدر جدي گرفته بوديم !!
💞ما ميتوانيم به خودمان در گذشته مان بخنديم ، شبيه مادري كه حالا وقتي به گذشته ي كودكش نگاه ميكند با او ميخندد و با او خاطرات تلخ و شيرينش را مرور ميكند ، اما حق نداريم خودمان را سرزنش كنيم !
💞هيچگاه براي گذشته اي كه داشته ايد و تصميم هايي كه گرفته ايد ، آدمهايي كه وارد كرده ايد و آدمهايي كه تمامشان كرده ايد خودتان را سرزنش نكنيد .
💞به نظر من هر چه كه در گذشته ي ما بوده ارزشمند است حتي اگر امروز با مرور خاطراتمان طعمِ اشتباه را حس ميكنيم . اين طعم يك طعم خيالي ست. اشتباهي وجود ندارد.
💞زندگي در هر زمان در درست ترين حالت خودش ادامه دارد. طعم تلخي كه حس ميكنيم به اين علت است كه به ذات براي همه ي ما سخت است كه پيش بيني هايمان درست از آب درنيايد. در واقع احساس بد به اين خاطر است كه نميخواهيم قبول كنيم تصويرهايي كه در ذهنمان از آدمها و موقعيت ها ساخته ايم با واقعيت منطبق نيست !
💞ما آدمهايي هستيم كه سخت ميتوانيم واقعيت ها را بپذيريم ، پس سخت ميتوانيم تفاوت تصوير ذهني مان را با واقعيت بپذيريم . و اگر صبور باشيم و اجازه دهيم كه با تجربيات و اتفاقاتي كه رخ ميدهد جلو برويم و تصميم بگيريم ، هر بار آماده تر ميشويم كه تصويرهايمان از جهان و موقعيت ها حقيقي تر شوند.
💞اگر خودمان را در گذشته مان سرزنش نكنيم روزي ميرسد كه با تصويرهايي از پيش تعيين شده به استقبال آدمها ، روابط و موقعيت ها نميرويم، بلكه اجازه ميدهيم آنها همانطور كه هستند جلو بيايند و در ذهن ما بنشينند.
💞با همين تغييرات كوچك اما عميق است كه ديگر از آدمها توقع نداريم شبيه تصاوير ذهني ما باشند و با پيش بيني هاي عجيبمان به موقعيتهاي پيش رويمان نگاه نميكنيم .
💞به آدمي كه در گذشته بوده ايد نگاه كنيد. آيا ميبينيد كه چقدر تلاش كرده اید ضربه نخورید ؟ آيا ميبينيد چقدر زيبا دوام آورده ایدو تصميم ها یتان را گرفته اید؟ آيا ميبينيد چقدر دوست داشتني هستید؟ امروز شما شايد متوجه شويد كه دچار اشتباه محاسباتي شده اید اما تنها با "درك امروزتان "ميتوانيد اين مسئله را تشخيص دهيد! و اين درك را مديون تصميم هايتان در گذشته هستید! ★ژاله حبیبی-ارشدبالینی★ کلینیک کلنیک کاج 88356736-88357322-021
💞هر تصميمي كه ميگيريم به صورت ناهشيار براي اين است كه جلوي ضربه هاي جديد را بگيريم و ممكن است بعدتر ها كه به گذشته مان نگاه كنيم خنده مان بگيرد و به خودمان بگوييم چقدر تغيير كرده ايم و چقدر جدي گرفته بوديم !!
💞ما ميتوانيم به خودمان در گذشته مان بخنديم ، شبيه مادري كه حالا وقتي به گذشته ي كودكش نگاه ميكند با او ميخندد و با او خاطرات تلخ و شيرينش را مرور ميكند ، اما حق نداريم خودمان را سرزنش كنيم !
💞هيچگاه براي گذشته اي كه داشته ايد و تصميم هايي كه گرفته ايد ، آدمهايي كه وارد كرده ايد و آدمهايي كه تمامشان كرده ايد خودتان را سرزنش نكنيد .
💞به نظر من هر چه كه در گذشته ي ما بوده ارزشمند است حتي اگر امروز با مرور خاطراتمان طعمِ اشتباه را حس ميكنيم . اين طعم يك طعم خيالي ست. اشتباهي وجود ندارد.
💞زندگي در هر زمان در درست ترين حالت خودش ادامه دارد. طعم تلخي كه حس ميكنيم به اين علت است كه به ذات براي همه ي ما سخت است كه پيش بيني هايمان درست از آب درنيايد. در واقع احساس بد به اين خاطر است كه نميخواهيم قبول كنيم تصويرهايي كه در ذهنمان از آدمها و موقعيت ها ساخته ايم با واقعيت منطبق نيست !
💞ما آدمهايي هستيم كه سخت ميتوانيم واقعيت ها را بپذيريم ، پس سخت ميتوانيم تفاوت تصوير ذهني مان را با واقعيت بپذيريم . و اگر صبور باشيم و اجازه دهيم كه با تجربيات و اتفاقاتي كه رخ ميدهد جلو برويم و تصميم بگيريم ، هر بار آماده تر ميشويم كه تصويرهايمان از جهان و موقعيت ها حقيقي تر شوند.
💞اگر خودمان را در گذشته مان سرزنش نكنيم روزي ميرسد كه با تصويرهايي از پيش تعيين شده به استقبال آدمها ، روابط و موقعيت ها نميرويم، بلكه اجازه ميدهيم آنها همانطور كه هستند جلو بيايند و در ذهن ما بنشينند.
💞با همين تغييرات كوچك اما عميق است كه ديگر از آدمها توقع نداريم شبيه تصاوير ذهني ما باشند و با پيش بيني هاي عجيبمان به موقعيتهاي پيش رويمان نگاه نميكنيم .
💞به آدمي كه در گذشته بوده ايد نگاه كنيد. آيا ميبينيد كه چقدر تلاش كرده اید ضربه نخورید ؟ آيا ميبينيد چقدر زيبا دوام آورده ایدو تصميم ها یتان را گرفته اید؟ آيا ميبينيد چقدر دوست داشتني هستید؟ امروز شما شايد متوجه شويد كه دچار اشتباه محاسباتي شده اید اما تنها با "درك امروزتان "ميتوانيد اين مسئله را تشخيص دهيد! و اين درك را مديون تصميم هايتان در گذشته هستید! ★ژاله حبیبی-ارشدبالینی★ کلینیک کلنیک کاج 88356736-88357322-021
Forwarded from عکس نگار
🎯 دوره جامع تربيت درمانگر ✨ ACT
📅شروع دوره از ٥ بهمن ٩٥
🗓روزهاي سه شنبه و چهارشنبه
🕝 ساعت: ١٤:٣٠ الي ٢٠:٣٠
حضوري🙋🏻♂️ و آنلاين💻
👈٥٠ ساعت آموزش كاربردي 👉
📝 مدرس:علي فيضي
👍 با نظارت دكتر سيروس مومن زاده، سرپرست بخش فارسي ACBS، از استراليا
📋 ارائه گواهي از بخش فارسي انجمن بين المللي علم رفتاري بافتاري
تلفن ثبت نام: 02177888378 - 02177883317
www.lcgpsy.com
@PersianACBS
نماينده رسمي ACT در ايران
📅شروع دوره از ٥ بهمن ٩٥
🗓روزهاي سه شنبه و چهارشنبه
🕝 ساعت: ١٤:٣٠ الي ٢٠:٣٠
حضوري🙋🏻♂️ و آنلاين💻
👈٥٠ ساعت آموزش كاربردي 👉
📝 مدرس:علي فيضي
👍 با نظارت دكتر سيروس مومن زاده، سرپرست بخش فارسي ACBS، از استراليا
📋 ارائه گواهي از بخش فارسي انجمن بين المللي علم رفتاري بافتاري
تلفن ثبت نام: 02177888378 - 02177883317
www.lcgpsy.com
@PersianACBS
نماينده رسمي ACT در ايران