تغییر سالم:
استفاده از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) برای سالم زیستن
دکتر جیسون لیلیس
گردآوری و ترجمه: علی فیضی
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
استفاده از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) برای سالم زیستن
دکتر جیسون لیلیس
گردآوری و ترجمه: علی فیضی
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
چند راهنمایی برای استفاده موثر از درمان متمرکز بر شفقت در اتاق درمان
دکتر راسل کولتس
مترجم: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
وارد کردن شفقت به درمان به معنای یاری رساندن موثر است نه صرفا احساس مفید بودن. به این ترتیب یاری گرفتن از علم برای شفقت ضروری است و درمانگر درمان متمرکز بر شفقت (CFT) از آن ابزارهای درمانی استفاده میکند که شواهد علمی خوبی پشتیبان آنها باشد. در واقع ارزش اساسی درمانگران نادیده نگرفتن شواهد علمی خوب است؛ پس اگر میخواهید به این درمان بپردازید لزومی ندارد تا دست از کارهای موثری که اکنون انجام میدهید بردارید.
هرچند انجام CFT به معنای فروگذاشتن ابزارهایی که از قبل استفاده میکنید نیست اما شیوه استفاده از آنها در چهارچوب این رویکرد تغییر میکند. درمان متمرکز بر شفقت ریشه در شفقت دارد پس این تاکید بر شفقت بایستی در همه جنبههای درمان از جمله ارتباط با درمانجو و شیوه کمک ما به ایشان برای ارتباط با خود و دیگران جاری باشد.
درمان متمرکز بر شفقت به معنای دور شدن از احساسات و تجربههایی که ما را ناراحت میکنند نیست؛ بلکه به معنای حرکت موثر به سوی آنها، شیوههای مشفقانه ”بودن“ در ذهن و جهان و حتی پیش رفتن به سوی چیزهایی هست که ما را به زحمت میاندازد تا بتوانیم با شفقت با آنها کار کنیم؛ پس هرکاری در CFT انجام بدهیم فعالیت ما همیشه شامل این موارد است:
ادامه در:
http://www.mrmz.ir/خانه/چند-راهنمایی-برای-استفاده-موثر-از-درمان-متمرکز-بر-شفقت-در-اتاق-درمان
دکتر راسل کولتس
مترجم: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
وارد کردن شفقت به درمان به معنای یاری رساندن موثر است نه صرفا احساس مفید بودن. به این ترتیب یاری گرفتن از علم برای شفقت ضروری است و درمانگر درمان متمرکز بر شفقت (CFT) از آن ابزارهای درمانی استفاده میکند که شواهد علمی خوبی پشتیبان آنها باشد. در واقع ارزش اساسی درمانگران نادیده نگرفتن شواهد علمی خوب است؛ پس اگر میخواهید به این درمان بپردازید لزومی ندارد تا دست از کارهای موثری که اکنون انجام میدهید بردارید.
هرچند انجام CFT به معنای فروگذاشتن ابزارهایی که از قبل استفاده میکنید نیست اما شیوه استفاده از آنها در چهارچوب این رویکرد تغییر میکند. درمان متمرکز بر شفقت ریشه در شفقت دارد پس این تاکید بر شفقت بایستی در همه جنبههای درمان از جمله ارتباط با درمانجو و شیوه کمک ما به ایشان برای ارتباط با خود و دیگران جاری باشد.
درمان متمرکز بر شفقت به معنای دور شدن از احساسات و تجربههایی که ما را ناراحت میکنند نیست؛ بلکه به معنای حرکت موثر به سوی آنها، شیوههای مشفقانه ”بودن“ در ذهن و جهان و حتی پیش رفتن به سوی چیزهایی هست که ما را به زحمت میاندازد تا بتوانیم با شفقت با آنها کار کنیم؛ پس هرکاری در CFT انجام بدهیم فعالیت ما همیشه شامل این موارد است:
ادامه در:
http://www.mrmz.ir/خانه/چند-راهنمایی-برای-استفاده-موثر-از-درمان-متمرکز-بر-شفقت-در-اتاق-درمان
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from ✨ACT🔹RFT🔹FAP🔹CFT✨انجمن علم رفتاري بافتاري
👆👆☝️☝
فايل صوتي مروری کوتاه بر رواندرمانی تحلیلی کارکردی (FAP) و مبانی آن
علی فیضی- عضو رسمي ACBS
https://telegram.me/PersianACBS
فايل صوتي مروری کوتاه بر رواندرمانی تحلیلی کارکردی (FAP) و مبانی آن
علی فیضی- عضو رسمي ACBS
https://telegram.me/PersianACBS
Telegram
✨ACT🔹RFT🔹FAP🔹CFT✨انجمن علم رفتاري بافتاري
✨نماينده رسمي ACT ✨
در ايران و كشورهاي فارسي زبان
صفحه اختصاصي بخش فارسي در سايت رسميACBS 👇
https://contextualscience.org/persianspeaking
ارتباط با ما:
@pacbs_smomenzadeh
@pacbs_mkhajepoor
+982188175085
www.instagram.com/persian.acbs.chapter
در ايران و كشورهاي فارسي زبان
صفحه اختصاصي بخش فارسي در سايت رسميACBS 👇
https://contextualscience.org/persianspeaking
ارتباط با ما:
@pacbs_smomenzadeh
@pacbs_mkhajepoor
+982188175085
www.instagram.com/persian.acbs.chapter
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔻🔻راههای افزایش شفقت نسبت به انسانها
برای افزایش شفقتمان نسبت به آدمیان باید به موارد زیر توجه کرده و این ورزه ها را در خودمان ایجاد کنیم :
🔹یک:آدمیان تحت جبرهای فراوانی در طول زندگیشان قرار دارند و خیلی از عقاید و احساسات و عواطف و خواستهها و گفتهها و کردهایشان تحت جبر است که از آنها صادر میشود هر چه پی ببریم به این که انسانها خیلی مجبورتر از آن هستند که خودشان گمان میکنند یا گمان میکنیم ،شفقت ما نسبت به آنها بیشتر میشود.
🔹دو: این است که توجه کنیم به این که مانیز عیب و نقصهای فراوانی داریم اگر من به این توجه کنم که من نیز عیب و نقصهای فراوانی دارم عیب و نقص دیگران باعث این نمیشود که شفقتم را از آنها بازبگیرم و از آنها دریغ کنم. اگر شما میخواستید به عیب و نقصهای من توجه کنید مرده من را نیز دفن نمیکردید.اگر انسانها را چنان که هستند میدیدید مرده آنها را نیز دفن نمیکردید. من با این عیب و نقصها از شما شفقت میبینیم باید به شما نیز با آن عیب و نقصها شفقت بورزم.
🔹سه:نکته بعد توجه به تنهایی است؛ بزرگترین سرنوشت مشترک ما تنهایی مشترک همه ما است. همه ما تنها هستیم احساس تنهایی هر چه در انسان عمیقتر میشود شفقتش نسبت به انسانهای دیگر بیشتر میشود. چون میفهمد که دیگران نیز چه دردی را میبرند. همه سرنوشتهای مشترک وقتی احساس شوند شفقتزا هستند. ولی مهمترینشان سرنوشت مشترک تنهایی است. همه ماآدمیان به یک اندازه تنها هستیم.
🔹چهار:توجه کنیم به این که انسانها خیلی کارها را نمیخواهند انجام دهند ولی انجام میدهند خیلی از انسانها با خودشان گرفتار هستند و ازپس خودشان بر نمیآیند هر چه انسان به تنازع درونی انسانها بیشتر وقوف پیدا کند که انسانها همه اسکیزوفرنی دارند منتها نه اسکیزوفرنی پاتالوژیک که انسان را به یک آسایشگاه روانی بفرستند ولی به یک معنای غیرپاتالوژیک که البته پاتالوژیک است اما روانشناسان پاتالوژیک نمیدانند. همه ما اسکیزوفرنی داریم همه ما درون خودمان با یکدیگر نزاع داریم و خیلی از کارها را میکنیم علیرغم این که نمیخواهیم انجام دهیم یکپارچه نیستیم و این کارها را انجام میدهیم با گفته روانشناسان یک موجود یکپارچه منسجم نیستیم در وجودمان دعواها است اگر به این تنازع درونی که یک واقعیت است و در همه آدمیان وجود دارد توجه کنیم اول باید از خودمان قیاس بگیریم.
🔻زیرا خیلی دقت نمیخواهیم کاری را انجام دهیم اما انجام دادیم چرا؟ چون یک تکه از وجودمان بالاخره بر تکه دیگر از وجودمان غلبه کرد ولی با این همه آن تکه دیگر هنوز وجود دارد ولی شکست خورده به متقضای آنچه که یک تکه میگفت عمل کردیم اما آن تکهای که به مقتضای گفتهاش عمل نکردیم هنوز در وجود ما زنده است ولی شکست خورده. خیلی از بدیهایی که به شما میکنند نزاع درونی با شما داشتهام و در نزاع درونی با شما موفق نشدهام و دلشان نمیخواسته این بدی را به شما بکنند اما در نزاع درونیشان یک تکه از وجودشان غلبه کرده و این بدی را به شما کردهاند ولی در درون خودشان ناراحت هستند چون نتوانستهاند از آن تکهای که میگفت این بدی را نکن از میان ببرند. فقط خاموش کردهاند مقهورش کردهاند اما نابودش نکردهاند
🔻اگر کسی به آن چیزی که به آن تنازع روانی یا تعارض روانی که در همه آدمیان است پی ببرد شفقتش نسبت به انسانها بیشتر میشود چون میداند بسیاری از کارهایی که انسانها میکنند علیرغم این که نمیخواستهاند انجام دادند. کسی مثل عیسی میگفت: جانم میخواهد تنم نمیتواند. عیسی نیز این مشکل را دارد. عیسایی که اول توصیهاش این بود که درون خود را غرفه غرفه نکنید. خودتان را تقسیم نکنید.
☘☘استاد ملکیان،اخلاق کاربردی، جلسه چهارم
@mostafamalekian
برای افزایش شفقتمان نسبت به آدمیان باید به موارد زیر توجه کرده و این ورزه ها را در خودمان ایجاد کنیم :
🔹یک:آدمیان تحت جبرهای فراوانی در طول زندگیشان قرار دارند و خیلی از عقاید و احساسات و عواطف و خواستهها و گفتهها و کردهایشان تحت جبر است که از آنها صادر میشود هر چه پی ببریم به این که انسانها خیلی مجبورتر از آن هستند که خودشان گمان میکنند یا گمان میکنیم ،شفقت ما نسبت به آنها بیشتر میشود.
🔹دو: این است که توجه کنیم به این که مانیز عیب و نقصهای فراوانی داریم اگر من به این توجه کنم که من نیز عیب و نقصهای فراوانی دارم عیب و نقص دیگران باعث این نمیشود که شفقتم را از آنها بازبگیرم و از آنها دریغ کنم. اگر شما میخواستید به عیب و نقصهای من توجه کنید مرده من را نیز دفن نمیکردید.اگر انسانها را چنان که هستند میدیدید مرده آنها را نیز دفن نمیکردید. من با این عیب و نقصها از شما شفقت میبینیم باید به شما نیز با آن عیب و نقصها شفقت بورزم.
🔹سه:نکته بعد توجه به تنهایی است؛ بزرگترین سرنوشت مشترک ما تنهایی مشترک همه ما است. همه ما تنها هستیم احساس تنهایی هر چه در انسان عمیقتر میشود شفقتش نسبت به انسانهای دیگر بیشتر میشود. چون میفهمد که دیگران نیز چه دردی را میبرند. همه سرنوشتهای مشترک وقتی احساس شوند شفقتزا هستند. ولی مهمترینشان سرنوشت مشترک تنهایی است. همه ماآدمیان به یک اندازه تنها هستیم.
🔹چهار:توجه کنیم به این که انسانها خیلی کارها را نمیخواهند انجام دهند ولی انجام میدهند خیلی از انسانها با خودشان گرفتار هستند و ازپس خودشان بر نمیآیند هر چه انسان به تنازع درونی انسانها بیشتر وقوف پیدا کند که انسانها همه اسکیزوفرنی دارند منتها نه اسکیزوفرنی پاتالوژیک که انسان را به یک آسایشگاه روانی بفرستند ولی به یک معنای غیرپاتالوژیک که البته پاتالوژیک است اما روانشناسان پاتالوژیک نمیدانند. همه ما اسکیزوفرنی داریم همه ما درون خودمان با یکدیگر نزاع داریم و خیلی از کارها را میکنیم علیرغم این که نمیخواهیم انجام دهیم یکپارچه نیستیم و این کارها را انجام میدهیم با گفته روانشناسان یک موجود یکپارچه منسجم نیستیم در وجودمان دعواها است اگر به این تنازع درونی که یک واقعیت است و در همه آدمیان وجود دارد توجه کنیم اول باید از خودمان قیاس بگیریم.
🔻زیرا خیلی دقت نمیخواهیم کاری را انجام دهیم اما انجام دادیم چرا؟ چون یک تکه از وجودمان بالاخره بر تکه دیگر از وجودمان غلبه کرد ولی با این همه آن تکه دیگر هنوز وجود دارد ولی شکست خورده به متقضای آنچه که یک تکه میگفت عمل کردیم اما آن تکهای که به مقتضای گفتهاش عمل نکردیم هنوز در وجود ما زنده است ولی شکست خورده. خیلی از بدیهایی که به شما میکنند نزاع درونی با شما داشتهام و در نزاع درونی با شما موفق نشدهام و دلشان نمیخواسته این بدی را به شما بکنند اما در نزاع درونیشان یک تکه از وجودشان غلبه کرده و این بدی را به شما کردهاند ولی در درون خودشان ناراحت هستند چون نتوانستهاند از آن تکهای که میگفت این بدی را نکن از میان ببرند. فقط خاموش کردهاند مقهورش کردهاند اما نابودش نکردهاند
🔻اگر کسی به آن چیزی که به آن تنازع روانی یا تعارض روانی که در همه آدمیان است پی ببرد شفقتش نسبت به انسانها بیشتر میشود چون میداند بسیاری از کارهایی که انسانها میکنند علیرغم این که نمیخواستهاند انجام دادند. کسی مثل عیسی میگفت: جانم میخواهد تنم نمیتواند. عیسی نیز این مشکل را دارد. عیسایی که اول توصیهاش این بود که درون خود را غرفه غرفه نکنید. خودتان را تقسیم نکنید.
☘☘استاد ملکیان،اخلاق کاربردی، جلسه چهارم
@mostafamalekian
چند تمرین برای شفقت ورزیدن به خود
ترجمه و تالیف: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
خیلی از اوقات که شکست میخوریم یا ناکام میشویم دست به سرزنش یا تنبیه خودمان میزنیم. این کار را معمولا به این دلیل انجام میدهیم که دیگر اشتباه گذشته را دوباره تکرار نکنیم. اما از آنجا که این کار را تا به حال صدها بلکه هزاران بار انجام دادهایم میتوان پرسید که اگر سرزنشگری و تنبیه خود موثر بود الان تبدیل به افرادی کامل و بری از خطا تبدیل نشده بودیم؟ واضح است که چنین نیست و ما از آنجا که انسان هستیم اشتباه کردن و شکست خوردن بخش طبیعی زندگی ما است. سرزنشگری و تنبیه خود نه تنها موثر نیستند که بر اساس پژوهشهای بسیاری که در دنیای علم روانشناسی انجام شده اکنون با اطمینان میتوان گفت که یکی از عوامل مشکلات روانشناختی هستند. حالا سوال مهم این است که اگر سرزنش و تنبیه خود نه تنها موثر نیست بلکه مضر هم هست پس به جای این کارها چه پس در مقابل گرایش رایج ذهن به سرزنش و تنبیه خود چه دیگری میتوان کرد؟ یکی از پاسخهای مفید به این سوال شفقت ورزیدن به خود است؛ که میتوان آن را شیوه کاملا جدید ارتباط با خود نامید. برعکس تنبیه و سرزنش خود باز پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد که تمرین مهربانی و مشفق بودن با خود اثرات مفید بسیاری از افزایش عزتنفس تا پیشگیری از افسردگی و اضطراب را دارد. در این مقاله چند روش ساده برای شفقت ورزیدن به خود ارائه میشود. امیدوارم که با انجام این تمرینات سرزندگی و رضایتمندی بیشتری را در زندگی خود تجربه کنید.
ادامه در:
http://www.mrmz.ir/خانه/چند-تمرین-برای-شفقت-ورزیدن-به-خود
ترجمه و تالیف: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
خیلی از اوقات که شکست میخوریم یا ناکام میشویم دست به سرزنش یا تنبیه خودمان میزنیم. این کار را معمولا به این دلیل انجام میدهیم که دیگر اشتباه گذشته را دوباره تکرار نکنیم. اما از آنجا که این کار را تا به حال صدها بلکه هزاران بار انجام دادهایم میتوان پرسید که اگر سرزنشگری و تنبیه خود موثر بود الان تبدیل به افرادی کامل و بری از خطا تبدیل نشده بودیم؟ واضح است که چنین نیست و ما از آنجا که انسان هستیم اشتباه کردن و شکست خوردن بخش طبیعی زندگی ما است. سرزنشگری و تنبیه خود نه تنها موثر نیستند که بر اساس پژوهشهای بسیاری که در دنیای علم روانشناسی انجام شده اکنون با اطمینان میتوان گفت که یکی از عوامل مشکلات روانشناختی هستند. حالا سوال مهم این است که اگر سرزنش و تنبیه خود نه تنها موثر نیست بلکه مضر هم هست پس به جای این کارها چه پس در مقابل گرایش رایج ذهن به سرزنش و تنبیه خود چه دیگری میتوان کرد؟ یکی از پاسخهای مفید به این سوال شفقت ورزیدن به خود است؛ که میتوان آن را شیوه کاملا جدید ارتباط با خود نامید. برعکس تنبیه و سرزنش خود باز پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد که تمرین مهربانی و مشفق بودن با خود اثرات مفید بسیاری از افزایش عزتنفس تا پیشگیری از افسردگی و اضطراب را دارد. در این مقاله چند روش ساده برای شفقت ورزیدن به خود ارائه میشود. امیدوارم که با انجام این تمرینات سرزندگی و رضایتمندی بیشتری را در زندگی خود تجربه کنید.
ادامه در:
http://www.mrmz.ir/خانه/چند-تمرین-برای-شفقت-ورزیدن-به-خود
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
نکتهای کوتاه درباره تفاوت انسانها و غیرانسانها در زمینه آسیبشناسی روانی
ایوان بارنز-هولمز، درموت بارنز-هولمز، لوئیس مکهاگ و استیون هِیز
مترجم: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
از دیدگاه نظریه چهارچوب ارتباطی (RFT) مهمترین تفاوت بین رفتار غیر کلامی و رفتار کلامی و بین غیر انسانها و انسانها را میتوان با مثالی از شرطیسازی کلاسیک نشان داد. سگی خانگی را در نظر بگیرید که وقتی واژه "پیادهروی" را میشنود برانگیخته میشود چون قبلا این واژه با بیرون رفتن از خانه همراه بوده است. با این نوع تاریخچه یادگیری کارکردهای روانشناختی مهم بیرون رفتن از خانه به رویداد قبلا خنثی میپیوندد (واژه "پیادهروی"). حالا در نظر بگیرید که چه اتفاقی میافتد اگر سیر رویدادها برعکس شود و واژه پیادهروی فقط بعد از بیرون رفتن گفته شود. شواهد نشان میدهد که سگ برانگیختگی بسیار کمی از خود نشان خواهد یا اصلا برانگیخته نخواهد شد چون برانگیخته شدن در چنان شرایطی مستلزم شرطیسازی مبتنی بر تداعی وارونه است. هرچند حیوانات به سرعت میتوانند به راحتی درباره رویدادهای خنثایی مثل واژهها که شروع رویدادهای مهمتر روانشناختی مثل بیرون رفتن را پیشبینی میکنند بیاموزند نمیتوانند درباره رویدادهای خنثایی که بعد از رویدادهای مهم اتفاق میافتند به راحتی چیزی باد بگیرند.
برعکس مورد بالا حجم انبوهی از شواهد تصویر متفاوتی از انسانها نشان میدهد. دختر کوچکی را در نظر بگیرید که از بازی کردن با یک اسباب بازی جدید لذت میبرد و بعدا به او گفته میشود که نام اسباب بازی نیمبو است. اگر در یک فرصت بعدی از او پرسیده شود که آیا دوست دارد با نیمبو بازی کند، صدای واژه نیمبو به نظر میرسد که باعث فکر کردن کودک به اسباب بازی جدید خواهد شد و این اتفاق در حالی روی میدهد که این واژه خاص هرگز دسترسی به اسباب بازی را پیشبینی نمیکند؛ بنابراین انسانها بر خلاف حیوانات دیگر میتوانند به راحتی میتوانند رویدادهای خنثی را حتی موقعی که همواره بعد از رویدادهای مهمتر روانشناختی میآیند به این رویدادها ربط بدهند.
بر طبق RFT دو سویه بودن ارتباطات محرک ویژگی شاخص زبان و شناخت انسان است و سهم زیادی در تبیین مبتنی بر تحلیل رفتار رویدادهای درونی دارد. به عنوان مثال اگر زبان انسان صرفا فرایندی یک سویه بود آنگاه به سختی میتوانستیم تبیین کنیم که چرا افراد دارای مشکلات روانشناختی اغلب از صحبت کردن درباره رویدادهای دردناک روانشناختی اجتناب میکنند؛ چون صحبت کردن وقوع آن رویدادها در آینده را پیشبینی نمیکند. چندان سخت نیست که به یک کبوتر آموزش بدهیم که درباره این که آیا با شوک مواجه شده است یا نه گزارش بدهد (مثلا صرفا پاسخ مربوط به فشار دادن یک کلید بعد از آن که شوک وارد میشود و پاسخ دیگری مربوط به فشار دادن یک کلید دیگر بعد از آن که شوک وارد نمیشود را در او تقویت کنیم)؛ با این حال چون این خود گزارشدهی بعد از شوک میآید دارای کارکردهای آزارنده رویداد شوک نیست. به عبارت دیگر شوک آزارنده است اما گزارش آزارنده نیست.
از آنجا که در میان انسانها روابط مشتق شده میان رویدادها و کلماتی که برای توصیف آن رویدادها به کار میرود دو سویه هستند وضعیت کاملا متفاوت است؛ مثلا گزارش داده رویدادهای تروماتیک برای انسانها بسیار سخت است چون روابط دو سویه بین واژهها و رویدادها به گزارش این امکان را میدهد که بسیاری از کارکردهای آزارنده و دردناک خود تروما را دارا شود.
منبع:
Barnes-Holmes, Y., Barnes-Holmes, D., McHugh, L., & Hayes, S. C. (2004). Relatinonal Frame Theory: Some implications for understanding and treating human psychopathology. International Journal of Psychology and Psychological Therapy, 4(2), 355-376.
ایوان بارنز-هولمز، درموت بارنز-هولمز، لوئیس مکهاگ و استیون هِیز
مترجم: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
از دیدگاه نظریه چهارچوب ارتباطی (RFT) مهمترین تفاوت بین رفتار غیر کلامی و رفتار کلامی و بین غیر انسانها و انسانها را میتوان با مثالی از شرطیسازی کلاسیک نشان داد. سگی خانگی را در نظر بگیرید که وقتی واژه "پیادهروی" را میشنود برانگیخته میشود چون قبلا این واژه با بیرون رفتن از خانه همراه بوده است. با این نوع تاریخچه یادگیری کارکردهای روانشناختی مهم بیرون رفتن از خانه به رویداد قبلا خنثی میپیوندد (واژه "پیادهروی"). حالا در نظر بگیرید که چه اتفاقی میافتد اگر سیر رویدادها برعکس شود و واژه پیادهروی فقط بعد از بیرون رفتن گفته شود. شواهد نشان میدهد که سگ برانگیختگی بسیار کمی از خود نشان خواهد یا اصلا برانگیخته نخواهد شد چون برانگیخته شدن در چنان شرایطی مستلزم شرطیسازی مبتنی بر تداعی وارونه است. هرچند حیوانات به سرعت میتوانند به راحتی درباره رویدادهای خنثایی مثل واژهها که شروع رویدادهای مهمتر روانشناختی مثل بیرون رفتن را پیشبینی میکنند بیاموزند نمیتوانند درباره رویدادهای خنثایی که بعد از رویدادهای مهم اتفاق میافتند به راحتی چیزی باد بگیرند.
برعکس مورد بالا حجم انبوهی از شواهد تصویر متفاوتی از انسانها نشان میدهد. دختر کوچکی را در نظر بگیرید که از بازی کردن با یک اسباب بازی جدید لذت میبرد و بعدا به او گفته میشود که نام اسباب بازی نیمبو است. اگر در یک فرصت بعدی از او پرسیده شود که آیا دوست دارد با نیمبو بازی کند، صدای واژه نیمبو به نظر میرسد که باعث فکر کردن کودک به اسباب بازی جدید خواهد شد و این اتفاق در حالی روی میدهد که این واژه خاص هرگز دسترسی به اسباب بازی را پیشبینی نمیکند؛ بنابراین انسانها بر خلاف حیوانات دیگر میتوانند به راحتی میتوانند رویدادهای خنثی را حتی موقعی که همواره بعد از رویدادهای مهمتر روانشناختی میآیند به این رویدادها ربط بدهند.
بر طبق RFT دو سویه بودن ارتباطات محرک ویژگی شاخص زبان و شناخت انسان است و سهم زیادی در تبیین مبتنی بر تحلیل رفتار رویدادهای درونی دارد. به عنوان مثال اگر زبان انسان صرفا فرایندی یک سویه بود آنگاه به سختی میتوانستیم تبیین کنیم که چرا افراد دارای مشکلات روانشناختی اغلب از صحبت کردن درباره رویدادهای دردناک روانشناختی اجتناب میکنند؛ چون صحبت کردن وقوع آن رویدادها در آینده را پیشبینی نمیکند. چندان سخت نیست که به یک کبوتر آموزش بدهیم که درباره این که آیا با شوک مواجه شده است یا نه گزارش بدهد (مثلا صرفا پاسخ مربوط به فشار دادن یک کلید بعد از آن که شوک وارد میشود و پاسخ دیگری مربوط به فشار دادن یک کلید دیگر بعد از آن که شوک وارد نمیشود را در او تقویت کنیم)؛ با این حال چون این خود گزارشدهی بعد از شوک میآید دارای کارکردهای آزارنده رویداد شوک نیست. به عبارت دیگر شوک آزارنده است اما گزارش آزارنده نیست.
از آنجا که در میان انسانها روابط مشتق شده میان رویدادها و کلماتی که برای توصیف آن رویدادها به کار میرود دو سویه هستند وضعیت کاملا متفاوت است؛ مثلا گزارش داده رویدادهای تروماتیک برای انسانها بسیار سخت است چون روابط دو سویه بین واژهها و رویدادها به گزارش این امکان را میدهد که بسیاری از کارکردهای آزارنده و دردناک خود تروما را دارا شود.
منبع:
Barnes-Holmes, Y., Barnes-Holmes, D., McHugh, L., & Hayes, S. C. (2004). Relatinonal Frame Theory: Some implications for understanding and treating human psychopathology. International Journal of Psychology and Psychological Therapy, 4(2), 355-376.
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
تمرین شفقت:
جستارهایی کوتاه درباره درمان متمرکز بر شفقت و ارتباط آن با انعطافپذیری روانشناختی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
دکتر دنیس تیرچ
دکتر راسل کولتس
جسیکا دور
گردآوری و ترجمه:
علی فیضی
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
جستارهایی کوتاه درباره درمان متمرکز بر شفقت و ارتباط آن با انعطافپذیری روانشناختی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
دکتر دنیس تیرچ
دکتر راسل کولتس
جسیکا دور
گردآوری و ترجمه:
علی فیضی
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from ✨ACT🔹RFT🔹FAP🔹CFT✨انجمن علم رفتاري بافتاري
🔵✨كارگاه "ACT" حرفه اي
🎌همراه با مطالب كاملا جديد
🔹مناسب براي افراد مبتدي
و حرفه اي
🔹مدرس:
علي فيضي "دانش آموخته بين المللي ACT
🗓تاريخ: ١٤،١٥،١٦ مهر
@PersianACBS
📜نماينده رسمي ACT
🎌همراه با مطالب كاملا جديد
🔹مناسب براي افراد مبتدي
و حرفه اي
🔹مدرس:
علي فيضي "دانش آموخته بين المللي ACT
🗓تاريخ: ١٤،١٥،١٦ مهر
@PersianACBS
📜نماينده رسمي ACT
كاربردهای بالینی نظریه چهارچوب ارتباطی
دکتر متیو ویلیت
دکتر راس هریس
جسیکا دور
مترجم: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
دکتر متیو ویلیت
دکتر راس هریس
جسیکا دور
مترجم: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
کاربرد بالینی RFT.pdf
857.1 KB
كاربردهای بالینی نظریه چهارچوب ارتباطی
دکتر متیو ویلیت
دکتر راس هریس
جسیکا دور
مترجم: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
دکتر متیو ویلیت
دکتر راس هریس
جسیکا دور
مترجم: علی فیضی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from Farnoudian Contemplations
۱. "اومد توی دفترم و گفت که راستش سرطان گرفتم آقای دکتر و شیمی درمانی از هفته دیگه شروع می شه. یه کم حرف زدیم که چی شد و چه جوری فهمیدی و اینها. بعدش پرسیدم حالا می خوای مرخصی بگیری؟ گفت نه. می ترسم مرخصی بگیرم این تز هیچ وقت تموم نشه. اگه خوب نشم تنها چیزی که از من می مونه همین تز-ه. می خوام حتما تموش کنم. وقتی اومد دفاع کنه وسط شیمی درمانی بود. رو پاش نمی تونست وایسه ولی یه تز عالی دفاع کرد و یه نمره عالی گرفت. بعدها هم خوب شد و رفت توی صنعت و شروع کرد به کار. ولی توی اون یه سال انقدر به من چیز یاد داد که هنوز هم یه مقاله بنویسم یه خورده هم به کارش مربوط باشه اسمش رو میارم."
۲. یک زگیلی است توی این افسانه "مثبت بودن" و "احساسات مثبت" که با هیچ دوا و درمانی چاره نمی شود. یعنی طرف کتاب می نویسد که مثلا "غول درونتان را بیدار کنید"، بعد تمام اول و آخر استدلالش اینست که صبحها که بیدار می شوید لبخند بزنید و فقط به افکار مثبت راه بدهید و افکار منفی را بیرون کنید. نمی گوید که مدام فکر کردن به مبارزه با این افکار منفی، مدام گفتن اینکه چرا من افکار منفی دارم، خودش یک جور فکر منفی است. آدمیزاد می افتد توی یک دور باطلی که انتها ندارد، می شود کریمر علیه کریمر. مثل آقای اد نورتون فیلم فایت کلاب خودش را کتک می زند و فکر می کند که از دنیا خورده. بعد آدمیزاد توی مغز دیگران که نیست، فکر می کند که تنها کسی که فکر منفی دارد منم. ترس مال من است، تنفر از زندگی مال من است، خجالتی منم، آن که همیشه حرفهای اشتباهی می زند منم، ضعف را من دارم، این منم، آن منم. نتیجه اش هم این می شود که یک کار درست و درمانی که می خواهد شروع کند خودش را از آن بقیه کمتر می بیند. فکر می کند که آنها هر روز صبح که بیدار می شوند با یک لبخند اساسی از توی تخت می آیند بیرون، می روند جلوی آینه از پهنای لبخند خودشان لذت می برند، بعد هم می روند با یک انگیزه عجیبی می رسند به کار. چنان انگیزه ای که جهان تاب برمی دارد در برابر طرف و اذ قال له کن فیکون می شود و من هنوز با این افکار منفی دست به گریبانم.
۳. نمی داند که اگر برود توی کله هر کدام این "موفق"ها، بالاخره یک فریاد زاری از جایی بلند است. منتها آنها می دانند که فکر همانقدر عمل را کنترل می کند که عمل فکر را. نمی گذارند که فلجشان کند. یک روتین-ی تعریف می کنند و چه شاد باشند و چه غمگین و چه باران ببارد و چه آفتاب بتابد و چه هر روز شیمی درمانی باشد و پوره سیب زمینی، آنچه باید انجام بشود انجام می دهند. هر روز هم آن افکار منفی یک سیخونکی بهشان می زند، ولی ده دقیقه ای که می گذرد، درست آن لحظه ای که یک اخم کوچکی می زند به ابروی آدمیزاد و غرق می شود توی کار، افکار منفی هم می روند پی کارشان.
۴. یک عده هستند که مدام دارند با افکار منفی کشتی می گیرند. مانده اند منتظر تا آن فکر مثبت، آن "انگیزه" برسد تا کار را شروع کنند. بعد یک عده دیگر هستند که یک هدفی تعریف می کنند و با وجود ترس و خجالت و هزار فکر منفی می روند جلو. با سرطان هم کوتاه نمی آیند. تا جایی که جسم اجازه می دهد دنبال آن هدفند، آخرش هم با هر قدمی که برمی دارند به سمت هدف یک بلایی سر آن افکار منفی می آورند. "انگیزه" شان هر روز صبح ساعت هشت بعد از ده دقیقه یک ربع کار و گرم کردن مغز خودش شروع می شود.
۵. اگر واقعا هر روز صبح با لبخند از خواب بیدار می شوید و فکر می کنید سرور جهانید و شوق زندگی لبریز می شود از جام وجود مبارکتان حرفی نیست. خیلی هم عالی. اگر هم واقعا انقدر افکار منفی دارید که لازم است که روانکاو برود آن درون را حسابی بکاود، بازهم حرفی نیست. نه روانشناس و روانکاو هستم و نه رفتنشان را عیب می دانم. منتها فکر می کنم که اکثر آدمها می افتند یک جایی بین این دو تا نقطه این طیف. راه را که شروع کنند به یک جایی خواهد رسید، منتها اگر که شروع کنند.
پ.ن. مخاطب خاص دارد.
پ.ن.۲. Farnoudian ات جیمیل دات کام برای قصه های مشابه. همه قصه مشابه داریم. تنبلی نکنید لطفا.
۲. یک زگیلی است توی این افسانه "مثبت بودن" و "احساسات مثبت" که با هیچ دوا و درمانی چاره نمی شود. یعنی طرف کتاب می نویسد که مثلا "غول درونتان را بیدار کنید"، بعد تمام اول و آخر استدلالش اینست که صبحها که بیدار می شوید لبخند بزنید و فقط به افکار مثبت راه بدهید و افکار منفی را بیرون کنید. نمی گوید که مدام فکر کردن به مبارزه با این افکار منفی، مدام گفتن اینکه چرا من افکار منفی دارم، خودش یک جور فکر منفی است. آدمیزاد می افتد توی یک دور باطلی که انتها ندارد، می شود کریمر علیه کریمر. مثل آقای اد نورتون فیلم فایت کلاب خودش را کتک می زند و فکر می کند که از دنیا خورده. بعد آدمیزاد توی مغز دیگران که نیست، فکر می کند که تنها کسی که فکر منفی دارد منم. ترس مال من است، تنفر از زندگی مال من است، خجالتی منم، آن که همیشه حرفهای اشتباهی می زند منم، ضعف را من دارم، این منم، آن منم. نتیجه اش هم این می شود که یک کار درست و درمانی که می خواهد شروع کند خودش را از آن بقیه کمتر می بیند. فکر می کند که آنها هر روز صبح که بیدار می شوند با یک لبخند اساسی از توی تخت می آیند بیرون، می روند جلوی آینه از پهنای لبخند خودشان لذت می برند، بعد هم می روند با یک انگیزه عجیبی می رسند به کار. چنان انگیزه ای که جهان تاب برمی دارد در برابر طرف و اذ قال له کن فیکون می شود و من هنوز با این افکار منفی دست به گریبانم.
۳. نمی داند که اگر برود توی کله هر کدام این "موفق"ها، بالاخره یک فریاد زاری از جایی بلند است. منتها آنها می دانند که فکر همانقدر عمل را کنترل می کند که عمل فکر را. نمی گذارند که فلجشان کند. یک روتین-ی تعریف می کنند و چه شاد باشند و چه غمگین و چه باران ببارد و چه آفتاب بتابد و چه هر روز شیمی درمانی باشد و پوره سیب زمینی، آنچه باید انجام بشود انجام می دهند. هر روز هم آن افکار منفی یک سیخونکی بهشان می زند، ولی ده دقیقه ای که می گذرد، درست آن لحظه ای که یک اخم کوچکی می زند به ابروی آدمیزاد و غرق می شود توی کار، افکار منفی هم می روند پی کارشان.
۴. یک عده هستند که مدام دارند با افکار منفی کشتی می گیرند. مانده اند منتظر تا آن فکر مثبت، آن "انگیزه" برسد تا کار را شروع کنند. بعد یک عده دیگر هستند که یک هدفی تعریف می کنند و با وجود ترس و خجالت و هزار فکر منفی می روند جلو. با سرطان هم کوتاه نمی آیند. تا جایی که جسم اجازه می دهد دنبال آن هدفند، آخرش هم با هر قدمی که برمی دارند به سمت هدف یک بلایی سر آن افکار منفی می آورند. "انگیزه" شان هر روز صبح ساعت هشت بعد از ده دقیقه یک ربع کار و گرم کردن مغز خودش شروع می شود.
۵. اگر واقعا هر روز صبح با لبخند از خواب بیدار می شوید و فکر می کنید سرور جهانید و شوق زندگی لبریز می شود از جام وجود مبارکتان حرفی نیست. خیلی هم عالی. اگر هم واقعا انقدر افکار منفی دارید که لازم است که روانکاو برود آن درون را حسابی بکاود، بازهم حرفی نیست. نه روانشناس و روانکاو هستم و نه رفتنشان را عیب می دانم. منتها فکر می کنم که اکثر آدمها می افتند یک جایی بین این دو تا نقطه این طیف. راه را که شروع کنند به یک جایی خواهد رسید، منتها اگر که شروع کنند.
پ.ن. مخاطب خاص دارد.
پ.ن.۲. Farnoudian ات جیمیل دات کام برای قصه های مشابه. همه قصه مشابه داریم. تنبلی نکنید لطفا.
Forwarded from M.kh
Slide1.GIF
83.8 KB
🏁کارگاه تخصصی چگونه درمانگر خود باشیم🏁
مدرس: دکتر علی کلاهدوزان ، نخستن دانشجوی ایرانی دوره دکترای پروفسور هیز
زمان: 6 آبان
تلفن ثبتنام: ۰۲۱۷۷۸۸۸۳۷۸- ۰۲۱۷۷۸۸۳۳۱۷
@persianACBS
مدرس: دکتر علی کلاهدوزان ، نخستن دانشجوی ایرانی دوره دکترای پروفسور هیز
زمان: 6 آبان
تلفن ثبتنام: ۰۲۱۷۷۸۸۸۳۷۸- ۰۲۱۷۷۸۸۳۳۱۷
@persianACBS
Forwarded from انجمن روانشناسی ایران
خبرنامه پاييز ١٣٩٥ انجمن روانشناسي ايران منتشر شد
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from انجمن روانشناسی ایران
newsletter of IPA_1395_3_37.pdf
987.7 KB
💬
کمک میکنید لینک این کانال تلگرام برسه به دست پدر و مادرهایی که نوزادشون با #شکاف_کام #شکاف_لب به دنیا اومدند؟
http://telegram.me/cleftpalate
در پست اول نوشتند: «هدف از ایجاد این کانال ایجاد ارتباط برای آموزش خانوادها ی کودکان مبتلا به شکاف لب و کام است»
telegram.me/cleftpalate/3
کمک میکنید لینک این کانال تلگرام برسه به دست پدر و مادرهایی که نوزادشون با #شکاف_کام #شکاف_لب به دنیا اومدند؟
http://telegram.me/cleftpalate
در پست اول نوشتند: «هدف از ایجاد این کانال ایجاد ارتباط برای آموزش خانوادها ی کودکان مبتلا به شکاف لب و کام است»
telegram.me/cleftpalate/3
Forwarded from ✨ACT🔹RFT🔹FAP🔹CFT✨انجمن علم رفتاري بافتاري
✨كارگاه تخصصي"ACT" حرفه اي، مرحله دوم ✨
مدرس: علي فيضي
زمان: ٢١،٢٠،١٩ آبان
ثبت نام : ٠٢١٧٧٨٨٨٣٧٨
@PersianACBS
مدرس: علي فيضي
زمان: ٢١،٢٠،١٩ آبان
ثبت نام : ٠٢١٧٧٨٨٨٣٧٨
@PersianACBS
📢 قابل توجه متخصصان حوزه روان
شماره دهم ماهنامه تخصصی و رایگان روان بنه منتشر شد.
آنچه در این شماره خواهید خواند :
🔺 چرا اکت را یاد بگیریم؟ مزایای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
🔺 به فرزندم چه بگویم؟
🔺چرا به اینجا رسیدیم؟ بررسی علل طلاق از دیدگاه روانشناختی
🔺 رویا شاهراه ورود به ناهشیار
🔺 مغز زنان + مغز مردان
🔺چگونه می توان به رشد سازمان کمک کرد؟
شورای تحریریه :
دکتر مهدی اکبری
دکتر علیرضا بوستانی پور
دکتر محمود دهقانی
دکتر اسما عاقبتی
هیئت تحريريه :
منا سمیعی
مژگان عطار
درمعرفی اولین و تنها نشریه تخصصی رایگان حوزه روان به سایر متخصصان دخیل باشید
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
شماره دهم ماهنامه تخصصی و رایگان روان بنه منتشر شد.
آنچه در این شماره خواهید خواند :
🔺 چرا اکت را یاد بگیریم؟ مزایای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
🔺 به فرزندم چه بگویم؟
🔺چرا به اینجا رسیدیم؟ بررسی علل طلاق از دیدگاه روانشناختی
🔺 رویا شاهراه ورود به ناهشیار
🔺 مغز زنان + مغز مردان
🔺چگونه می توان به رشد سازمان کمک کرد؟
شورای تحریریه :
دکتر مهدی اکبری
دکتر علیرضا بوستانی پور
دکتر محمود دهقانی
دکتر اسما عاقبتی
هیئت تحريريه :
منا سمیعی
مژگان عطار
درمعرفی اولین و تنها نشریه تخصصی رایگان حوزه روان به سایر متخصصان دخیل باشید
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
مجله روان بنه ۱۰.pdf
6.3 MB
🔷🔹🔹 لطفا به اشتراک بگذارید :
نسخه کامل و PDF شماره ۱۰ ماهنامه تخصصی روان بنه
نسخه کامل و PDF شماره ۱۰ ماهنامه تخصصی روان بنه