کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
2.17K subscribers
205 photos
65 videos
127 files
484 links
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانی‌های متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آن‌ها ایجاد شده است.
Download Telegram
مدل زیستی-پزشکی: خریدار به تنهایی مسئول بررسی کیفیت و شایستگی اجناس قبل از خرید کامل آن‌ها است
(بخش دوم)

جاناتان آبراموویتز
مترجم: علی فیضی

جورج بوش ادعا کرد که دهه نود میلادی ”دهه مغز“ است و در سال‌های بعد ما شاهد ابداعات و پیشرفت‌هایی در مطالعه مغز این پیچیده‌ترین اندام انسان بوده‌ایم. مطمئنا علم عصب‌پایه دانش ما را درباره حوزه‌های مختلف سلامت ذهنی و رفتاری غنی‌تر ساخته است با این حال برخی این گونه تبلیغ و تعبیر می‌کنند که چنان اکتشافاتی ما را مطمئن می‌سازد ”مبنای زیرین“ یا ”سبب‌شناسی بنیادین“ آسیب‌ روان‌شناختی در مغز و ژن‌های ما قرار دارد. پیشروی این حرکت سازمان ملی بهداشت روانی (NIMH) است که برنامه راهبردی پژوهش آن بیان می‌کند ”اصل بنیادین ماموریت ما این قضیه است که اختلالات روانی اختلالاتی مغزی هستند که به صورت نشان‌گان پیچیده شناختی، هیجانی و رفتار اجتماعی خود را نشان می‌دهند“. این اظهارات به فراسوی داده‌های علمی در دسترس می‌رود (ساتل و لیلینفلد، 2013) و آنچه قرار است تایید بشود را فرض مسلم می‌گیرد؛ با این حال این لفاظی در حوزه کاری ما شایع است. پژوهشگران وقتی صحبت می‌کنند و می‌نویسند به ”زیرلایه‌های زیستی بنیادین رفتار“ اشاره می‌کنند. درمانگران به بیماران توضیح می‌دهند که چطور ”نابهنجاری‌های عصب‌‌رسانه‌ای یا مغزی‟ منجر به اختلالات روان‌شناختی می‌شوند. تبلیغات دارو‌های روان‌شناختی نیز این تمایل را به شدت تقویت می‌کند.
اما حتی دانشمندان برجسته علم عصب‌پایه نیز این دیدگاه -مفاهیم و تجارب روان‌شناختی را می‌توان به زیست‌شناسی فرو کاست و با آن توضیح داد- را نوعی کاهش‌گرایی زیست‌شناختی در نظر می‌گیرند (مثلا میلر، 2010). در واقع داده‌های زیست‌شناختی ممکن است اطلاعات جالبی درباره پدیده روان‌شناختی به دست بدهد که نمی‌توان آن را با ابزارهای سنجش خودگزارش‌دهی یا رفتاری به دست آورد اما این شاخص‌های زیستی ذاتا بنیادی‌تر، صحیح‌تر یا حتی عینی‌تر از داده‌های روان‌شناختی نیستند و به لحاظ منطقی خطاست اگر فرض کنیم که بهترین شیوه برای فهم اختلال روانی و گفتگو درباره آن کاهش این پدیده به عملکردهای زیستی نابهنجار است.

https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
✨ آموزش جامع و حرفه اي موج سوم رفتاردرماني ✨

🔹همراه با برترين مدرسين موج سومي ايران

🔹توسط نماينده رسمي انجمن علم رفتاري بافتار گرا در ايران

https://telegram.me/joinchat/AwYp0DwEkHEJrGM17f4V2A
🔵✨رفتاردرمانی و تعبیر معنای پنهان✨🔵

🔹ترجمه و تاليف: علي فيضي
🔹تهيه شده در بخش فارسي ACBS و گروه تغيير سبك زندگي

🔹رفتاردرمانی معمولاً در چشم عموم نوعی روان‌درمانی مکانیکی در نظر گرفته می‌شود که تنها پدیده‌های مطلوب در آن رویدادهای قابل‌مشاهده و درمان هم صرفاً کاربست انواعی از تکنیک‌های مبتنی بر شرطی‌سازی است؛ چنین دیدگاهی علی‌رغم شایع بودن فی‌الواقع صحیح نیست و برشمردن مثال‌های نقض بی‌شمار چنان سوءتفاهمانی به‌سادگی امکان‌پذیر است.
مثلاً در روان‌درمانی تحلیلی کارکردی که می‌توان آن را نوعی رفتاردرمانی‌ نو در نظر گرفت حتی معانی پنهان گفته‌های درمانجو موردتوجه درمانگر قرارگرفته و اکتشاف آن جهت پیشبرد کار درمانی پیگیری می‌شود.
"جهت توضیح بیشتر این مسئله و نیز بیان منطق نظری و عملی این راهبرد درمانی این توجه به معانی پنهان گفتگوی زیر را در نظر بگیرید که بین یک روان‌درمانگر تحلیلی کارکردی و یک درمانجوی مؤنث 30 ساله به نام ندا انجام می‌پذیرد. این درمانجو با شکایت نگرانی بیش‌ازحد در مورد مدیریت مسائل مالی و اهمال‌کاری در این مسئله به درمانگر مراجعه کرده است و این گفتگو در آغاز جلسه هفتم اتفاق می‌افتد:

👈مطالعه ادامه مطلب در سايت گروه تغيير سبك زندگي 👇
http://saeghclinic.com/extra-6751.html

👈عضويت كانال نماينده رسمي علم رفتاري بافتارگرا در ايران 👇
https://telegram.me/joinchat/AwYp0DwEkHEJrGM17f4V2A
چکیده: برخلاف تصور رایج، شبه‌علم صرفاً نوعی وقت‌گذرانی بی‌خطر برای افراد ساده لوح نیست؛ اغلب رفاه افراد را به خطر می‌اندازد و گاهی اوقات به مرگ آن‌ها منجر می‌شود. به‌عنوان‌مثال، میلیون‌ها نفر در جهان از ایدز مرده‌اند؛ چون یافته‌های ابتداییِ علمی را نمی‌پذیرند و سرنوشتشان را به دست درمان‌های عامیانه مانند درمان «روغن مار» می‌سپارند. فلسفۀ علم مدتی است که در پی معیاری برای جداسازی علم از شبه‌علم است. (۱۳۸۰ کلمه، زمان مطالعه ۹ دقیقه)

ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/vdcj.ieofuqeyisfzu.html
مشفقانه با هیجانات دشوار کار کنید: با پذیرش شروع کنید.

راسل کولتس

مترجم: علی فیضی

#شفقت
#CFT
یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها در راه کار با هیجانات دشواری نظیر اضطراب و خشم در قدم اول پذیرفتن آن‌ها است. این کار اصلا راحت نیست. ما نمی‌خواهیم آن‌ها را بپذیریم چون حالمان را بد می‌کنند. همینطور پیغام‌های زیادی از این ور و آن ور دریافت می‌کنیم که به ما می‌گویند ما باید همیشه و همه‌جا خوشحال باشیم و اگر نباشیم لابد عیب و ایرادی داریم.
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
در درمان متمرکز بر شفقت این روش هشیارانه و مشفقانه ارتباط با هیجانات با فهم سه حلقه هیجان شروع می‌شود.
برای ادامه مطالعه این مقاله می‌توانید به آدرس زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.mrmz.ir/Study/مشفقانه-با-هیجانات-دشوار-کار-کنید-با-پذیرش-شروع-کنید
کتاب "ذهنت را رها کن زندگی ات را دریاب" از طرف انتشارات ابن سینا منتشر شد.

این کتاب خودیاری به زبانی روشن و ساده برای نوجوانان نوشته شده است و دارای تمرین‌های زیادی جهت مهارت‌آموزی فرایندهای ACT است. خوشبختانه بر خلاف بسیاری از کتاب‌های دیگر که در زمینه ACT تاکنون ترجمه شده است این کتاب به لطف ویراستاری سامان نونهال خوش‌خوان است و به خوبی مفهوم را می‌رساند. به قول راس هریس مطالعه این کتاب نه تنها برای نوجوانان و درمانگرانی که با نوجوانان کار می‌کنند بلکه برای هرکسی که خواستار یادگیری بهتر ACT است مفید خواهد بود.
http://ebnesinapress.com/Book/Details/126
شفقت به خود در میان انفجارهای سوگ

مترجم: علی فیضی

انفجارهای سوگ در انتظار ما هستند.
این انفجارها ممکن است ناغافل سر برسند.
آن‌ها ممکن است منکوب‌کننده، ترسناک و دردناک همچون یک سیلی از غیب باشند.
یک صدا، یک بو، یک خاطره می‌تواند انفجاری از سوگ را ایجاد کند.
ما می‌توانیم آن را بدون شرم یا قضاوت درباره خود تجربه کنیم.
می‌توانیم توجه‌آگاهی را به درون این تجربه بیاوریم.
برچسب زدن به آن مفید است. این یک سوگ است.
می‌توانیم به یاد بیاوریم که هرکسی که دچار فقدان می‌شود انفجارهای سوگ را تجربه خواهد کرد.
این تجربه بخشی از زندگی انسانی است.
ما می‌توانیم با کلماتی مهرآمیز و تماسی تسکین‌دهنده با خود از خود مراقبت کنیم.
هرکسی به شیوه خود سوگواری می‌کند
واکنش ما به سوگ با
ماهیت رابطه‌مان
شیوه مرگ یا جدایی محبوب
سلامتی، سن و شرایط زندگی ما
راهبردهای مقابله‌ای ما
حمایت اجتماعی و اقتصادی که از ما می‌شود؛
و دیگر فقدان‌های ما
تعیین می‌شود.
هرکسی به شیوه خود در ماتم می‎نشیند و هیچ راهی بهتر از دیگری نیست.
بعضی اوقات ما سوگ خود را از طریق پروژه‌ها، برنامه‌ها و راه‌های عملی جهت بزرگداشت آن که از دست داده‌ایم نشان می‌دهیم.
برخی اوقات ممکن است سوگ خود را از طریق آیین‌ها، تامل، اشک و گفتگو نشان ‌بدهیم.
باشد که مطمئن باشم شیوه سوگواری من برایم خوب و صحیح است.
باشد که در این مسیر سازگاری با فقدان صبور باشم و با خویش مهربانی کنم.
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
#شفقت
Forwarded from Deleted Account
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻
تاریخ شروع دوره جامع تربیت درمانگر موج سوم رفتار درمانی-مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره کاج
تاریخ شروع دوره:
🍀🍀🍀 19 مرداد🍀🍀🍀
از بازیگر درونی خود برای تمرین شفقت استفاده کنید

دنیس تیرچ

مترجم: علی فیضی

این متن به سفارش مرکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره زندگی ترجمه شده است

https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy

”در اولین سطح شفقت شبیه‌سازی می‌شود. این سطح آغازین است؛ وقتی شما نیاز دارید مراقبه‌های خاصی را برای تولید شفقت تمرین کنید. درنتیجه این تمرینات به سطح دوم می‌رسید که در آن شفقت طبیعی و خودانگیخته می‌شود.“

جملات بالا به ما یادآور می‌شود که مجبور نیستیم سفر مشفقانه خود را با دسترسی آسان به یک ذهن مشفق شروع کنیم. اگر می‌خواهیم بعد از سال‌ها عدم فعالیت بدن خود را بسازیم با اقداماتی کوچک شروع می‌کنیم و ممکن است از اولین گام‌های خود احساس درد و خستگی کنیم. کسب شفقت تفاوتی ندارد. هر چه که بخواهیم یاد بگیریم سفر با ”یک ذهن تازه‌کار“ شروع می‌شود. اگر خردمند باشیم خواهیم چیزهای زیادی وجود دارد که هنوز نمی‌دانیم. یادگیری ما به‌تدریج پیشرفت می‌کند.

وقتی شروع به ایجاد و پرورش شفقت به دیگران و خودمان می‌کنیم از همان‌جا شروع می‌کنیم که هستیم. هدفمان این می‌شود که خودمان تا آنجا که می‌توانیم را همان‌طور که در هرلحظه هستیم بپذیریم. برای بسیاری از ما تجارب نادیده گرفته شدن یا تروما یا دیگر خاطرات دردناک تجاربی که از هیجانات ملایمت و مراقبت داشته‌ایم را با اضطراب و وحشت مخلوط کرده است.
#شفقت
#CFT
برای مطالعه ادامه مقاله می‌توانید به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.mrmz.ir/خانه/از-بازیگر-درونی-خود-برای-تمرین-شفقت-استفاده-کنید
Forwarded from مصطفی ملکیان
18 اصل راهنمای زندگی 👇👇👇
باید:
1) عشق بورزم، یعنی به دیگران نیکی بی حساب و کتاب (هم به معنای بدون محاسبه گری و هم به معنای بی حد و حصر) بکنم تا شادی ژرف نصیب ام شود.
2) زندگی این جایی و اکنونی داشته باشم تا هم از سلامت روانی بیشتر و هم از کمال اخلاقی بیشتر بهره مند شوم.
3) به ارزش داوری های دیگران به کلی بی اعتناء شوم تا به خود شکوفائی کامل دست یابم.
4) تا می توانم به خود ام وفادار باشم، یعنی به رویای شخصی خود ام پشت نکنم، هر چند این پشت کردن مطلوب های اجتماعی برایم به ارمغان آورد.
5) هرگز به حل مساله ی نظری ای نپردازم که حل آن در عمل من هیچ تاثیری ندارد، یعنی به من ربطی ندارد.(حکمت «به من چه؟»)
6) از زندگی اصیل، یعنی خودجوشانه و خودانگیخته دست نکشم، یعنی خودام باشم و ساده و طبیعی زندگی کنم.
7) بدانم که به عمیق ترین معنای کلمه، تنهایم.
8) در غوغا و هیاهوی زندگی فقط به ندای آرام و آهسته وجدان اخلاقی خود ام گوش دهم.
9) خودام را هر چه بیشتر بشناسم و بیش از احوال هر کس دیگر احوال خودام را بپرسم.
10) هدفم را فقط اصلاح خودم قرار دهم و بدانم که فقط در نتیجه ی این کار دیگران را ، کمابیش، اصلاح می کنم.
11) بدانم که فقط تغییر و اصلاح خود هم ممکن است و هم مطلوب.
12) خوبی زندگی را بر خوشی زندگی ترجیح دهم.
13) بزرگترین کاری را که می توانم بر عهده گیرم، نه کاری بزرگتر از آن را، و نه کاری کوچکتر از آن را.
14) بدانم که همه چیز ناپایدار و گذرا است، چه خوشی ها و چه ناخوشی ها.
15) هرگز از صداقت (= مطابقت پنج ساحت باورها، احساسات، عواطف و هیجانات، خواسته ها، گفته ها و کرده ها با یکدیگر)، تواضع (= در خوشی ها خود را دیگری انگاشتن)، و احسان( = در ناخوشی ها دیگری را خود انگاشتن) دست نکشم.
16) چنان زندگی کنم که گویی در یک قدمی مرگ ام، یعنی در هر لحظه مشغول به کاری باشم که اگر در همان لحظه مرگ درسد نه احساس پشیمانی کنم، نه احساس اندوه و نه احساس حسرت.
17) فقط به وقت ضرورت و به قدر ضرورت سخن بگویم.
18) اهل آرامش به هر قیمتی نباشم.
هدف قرار دادن تجربه درونی در اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط
در این مقاله مایکل توهیگ که از پژوهشگران برجسته کاربست درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در اختلالات اضطرابی به خصوص اختلال وسواسی جبری است به همراه بروک اسمیت به چرخشی می‌پردازد که در چندین سال گذشته در راهبرد درمانی نسخه‌های متاخر درمان‌های شناختی رفتاری برای اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط روی داده است . این چرخش حاکی از هدف قرار دادن کارکرد تجربه درونی (وسواس‌ها، تکانه کندن مو) در این مشکلات روان‌شناختی است. این دو نویسنده ضمن معرفی کوتاه مدل‌های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان فراشناختی، رویکردهای مبتنی بر توجه‌آگاهی و رفتاردرمانی دیالکتیکی به پژوهش‌هایی که در آن‌ها از این درمان‌ها برای اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط استفاده شده است اشاره می‌کند.
#موج_سوم_رفتاردرمانی
#OCD
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
هدف قرار دادن تجربه درونی در اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط (بخش اول)
مایکل توهیگ و بروک اسمیت
مترجم: علی فیضی
در آغاز درمان اختلال وسواسی-جبری کاملا رفتاری و به طور مستقمی در ارتباط با نظریه یادگیری بود. همین قضیه برای اختلالات مرتبط نظیر وسواس موکنی و اختلال کندن پوست صادق بود. درمان OCD با وقوع انقلاب شناختی و به وجود آمدن درمان‌هایی نظیر مواجهه و بازداری از پاسخ رفته‌رفته کمتر رفتاری شد و روی تغییر شناختی به عنوان موافه اصلی درمان تمرکز کرد. به علاوه استفاده از درمان شناختی به تنهایی برای OCD به همراه مفهوم‌پردازی شناختی این مشکل روان‌شناختی محبوبیت بیشتری کسب کرد. در مرکز این مفهوم‌پردازی این ایده وجود داشت که سبک‌های شناختی مختلفی مثل اهمیت افکار و مسئولیت‌پذیری وجود دارد که تکنیک‌های مطابق با آن افکار را بایستی به کار برد. با این که مفهوم‌پردازی‌های متعددی وجود داشت اما نقطه تمرکز در درمان شناختی این بود که برخی شناخت‌های خاص منجر به رفتارهای مشکل‌ساز می‌شوند و این رفتارها را می‌توان با تصحیح خطاهای شناختی کاهش داد. موضعی که از سوی تحلیل رفتار که بخشی دیگر از حوزه رفتاردرمانی شناختی بود بیان می‌شد این بود که شناخت‌ها (و دیگر تجربه‌های درونی) مثال‌هایی از رفتار هستند که روی احتمال وقوع یک اقدام تاثیر می‌گذارند اما علت آن نیستند چون هردو (شناخت و اقدام آشکار) رفتار هستند و محصول محرک بیرونی؛ بنابراین با این که هردوی این مفهوم‌پردازی‌ها بخشی از رفتاردرمانی شناختی بودند اما الگوهای مختلفی از این درمان را تولید می‌کردند.
مطابق با این مفهوم‌پردازی در مورد فعالیت شناختی، علاقه فزاینده‌ای به انواعی از رفتاردرمانی شناختی برای OCD به وجود آمد که به جای شکل و محتوی شناخت‌ها و دیگر تجربه‌های درونی تمرکز سنگینی روی کارکرد آن‌ها داشتند. مثال‌های خاص این درمان‌ها شامل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)، کاهش استرس با توجه‌آگاهی (MBSR) و درمان فراشناختی است. سازه‌های هدف اصلی در این نوع درمان‌ها شامل پذیرش (اجازه دادن به وقوع تجربه درونی بدون تلاش برای تنظیم آن‌ها) و توجه‌آگاهی (مشاهده وقوع تجربه‌های درونی) و نیز کاهش کنترل افکار (یادگیری درگیر نشدن با افکار صرفا اجازه حضور به آن‌ها دادن) است. همین‌طور سازه‌های مدرنی در این درمان‌ها وجود دارد که کاملا مبتنی بر کارکرد نیستند که مثلا می‌توان به تحمل (اجازه وقوع دادن به تجربه‌ها بدون درگیری با آن‌ها تا این که ماهش پیدا کنند) و تحمل عدم قطعیت (به این باور رسیدن که از بعضی چیزها نمی‌توان مطمئن بود یا آن‌ها را پیش‌بینی کرد).
تاکید فزاینده بر عناصر درمانی مبتنی بر کارکرد برای مفهوم‌پردازی اختلال وسواسی-جبری و اختلالات وابسته به آن منجر به تغییر چشم‌گیرتری نسبت به آن چه در مواجهه و بازداری از پاسخ و دیگر درمان‌های مبتنی بر CBT می‌شود. به گمان هیز و همکارانش (1996) اقداماتی که در این درجهت کاهش یا یازداری تجربه‌های درونی انجام می‌شود ممکن است منجر به عملکرد ضعیف و اجتناب از تجربه می‌شود. همراستا با این دیدگاه کارکردی این رویکردهای جدیدتر بیشتر روی قدمی به عقب گذاشتن و مشاهده تجربه‌های درونی تاکید دارند تا تصحیح و کاهش آن‌ها.
منبع:
Twohig, M. P., & Smith, B. M. (2015). Targeting the function of inner experiences in obsessive compulsive and related disorders. Current Opinion in Psychology, 2, 32-37.
#OCD
#موج_سوم_رفتاردرمانی
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
رواندرمانی تحلیلی کارکردی و درمان اختلال وسواسی جبری

لوک واندنبرگ
مترجم: علی فیضی

چکیده
در این مقاله استدلال می‌شود که روان‌درمانی تحلیلی کارکردی (FAP) می‌تواند برای درمان اختلال وسواسی جبری (OCD) مفید واقع شود. FAP یک رویکرد مبتنی بر تحلیل رفتاری برای درمان گفتاری است که کوهلنبرگ و سای آن را ابداع کرده‌اند. این رویکرد از وقوع طبیعی رفتار آماج بالینی (رآب) در رابطه درمانجو-درمانگر برای کسب و تقویت تغییر درمانی استفاده می‌کند. منتخبی از گفتگوهای درمانجو-درمانگر که مشتمل بر دو درمانجوی مبتلا به OCD است مورد بحث قرار می‌گیرد. به علاوه بخش‌هایی از مقاله نشان می‌دهد که FAP می‌تواند مواجهه و بازداری از پاسخ را هم در بر بگیرد؛ بنابر این یادگیری زنده در طول جلسه آنچنان که در FAP رخ داده و تقویت می‌شود می‌تواند یاری بخش درمان مبتلایان به OCD شده و مستحق توجه در پژوهش‌های درمانی است.
کلمات کلیدی: رفتاردرمانی؛ اختلال وسواسی جبری؛ روان‌درمانی تحلیلی کارکردی
#OCD
#موج_سوم_رفتاردرمانی
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻