کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
2.17K subscribers
205 photos
65 videos
127 files
484 links
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانی‌های متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آن‌ها ایجاد شده است.
Download Telegram
#اشعار_متناسب_با_ACT

یک شعر عالی که به زیبایی اقدام متعهدانه بر اساس ارزش‌ها را به تصویر می‌کشد:

بر آنم که زندگی کنم!

پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
بر آنم که زندگی کنم
بر آنم که عشق بورزم
برآنم که باشم
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند
تا در یابم
شگفتی کنم
باز شناسم
که ام
که میتوانم باشم
که میخواهم باشم؟
تا روزها بی ثمرنماند
ساعت ها جان یابد
لحظه ها گران بار شود
هنگامی که میخندم
هنگامی که میگریم
هنگامی که لب فرو میبندم
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی خدا
که راهیست ناشناخته
پر خار
ناهموار
راهی که باری در آن گام میگذارم
که قدم نهاده ام
و سر بازگشت ندارم
بی آنکه دیده باشم شکوفایی گلها را
بی آنکه شنیده باشم خروش رودها را
بی آنکه به شگفت درآیم از زیبایی حیات
اکنون مرگ میتواند فراز آید
اکنون میتوانم به راه افتم
اکنون میتوانم بگویم که زندگی کرده ام

*شعری از مارگوت بیکل با ترجمه احمد شاملو
كاربست درمان مبتني بر پذيرش و تعهد براي غلبه بر موانع و محقق ساختن كامل توانايي ها:
اصول و تمرين هايي براي جعبه ابزار مربيان
مترجم: آرمان نائيني
ويراستار علمي: علي فيضي
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
کانال اختصاصی دکتر حمید پورشریفی راه اندازی شد.
https://telegram.me/DrPoursharifi

سخن آغازین دکتر پورشریفی در راه اندازی کانال اختصاصی:
« حمید پورشریفی هستم دانشیار روانشناسی سلامت و متاسفم که مجبورم عجالتا خودم را با سمت های اجرایی ام معرفی کنم با این امید که در آینده ای بسیار نزدیک از این سمت ها رهایی یافته و ایده های علمی ام در زیر سایه دغدغه های حرفه ای ام کمرنگ نشود.
در حال حاضر علاوه بر سمت معلمی ام در دانشگاه، عضو شورای مرکزی و معاون پارلمانی، حقوقی و استانهای سازمان نظام روانشناسی و در عین حال بازرس انجمن روانشناسی ایران هستم.
چندی قبل در یادداشت ویژه خبرنامه انجمن روانشناسی ایران، با نوشته ای تحت عنوان «تشکر، خداحافظی و پوزش» اعلام نموده ام که تمایل به حضور در دوره چهارم شورای مرکزی ندارم و نیز از معاونت سازمان استعفا کرده ام که البته منتظر پذیرش آن هستم.
دوست دارم کانال را در خدمت هدفم برای ارتقای علم روانشناسی و به ویژه روانشناسی سلامت قرار دهم، اما اگر با خودم روراست باشم ممکن است در این کانال و صرفا در ابتدا، به گشتالت های ناتمام ام در حرفه بپردازم و اگر لازم شد بنویسم که چرا برای خداحافظی از سازمان نظام اینقدر اصرار داشته و دارم. البته در صورتی که برای حرفه نفع نگفتن ها بیشتر از گفتن ها باشد به کامل کردن گشتالت-هایم نخواهم پرداخت».
@DrPoursharifi
🌼🌼🌼سال‌ها پیش من در کتابی - الان به خاطر ندارم که در چه کتابی بود - می‌خواندم که در یک ندامتگاه در آمریکا - چون معمولاً در این ندامتگاه‌ها هر چند گاهی یک کشیشی را می‌بردند که جوانان و نوجوانان را موعظه کند و آنها را پند دهد - بر سر در، این جمله را زده‌اند که «جناب کشیش صبور باش، هنوز کار ما و خدا به پایان نرسیده است»، تو فکر می‌کنی که حالا ما یک جرم و جنایتی مرتکب شده‌ایم، دیگر پرونده‌مان با خدا مختومه شده است؟ خیر، پروندۀ ما با خدا هنوز مفتوح است، هنوز هم ما فراز و نشیب‌هایی در زندگی خود داریم؛

«صبور باش، هنوز کار ما و خدا به پایان نرسیده است»، اگر شما این دید را داشته باشید، به همه با این دید نگاه می‌کنید که هنوز پرونده‌اش مختومه نیست و وقتی هنوز پرونده‌اش مختومه نیست، من می‌توانم او را دوست بدارم، مخصوصاً اگر به این توجه کنید که گاهی وقت‌ها تحولات در درون فرد رخ می‌دهد، هر که هر تحولی دیشب در دلش افتاده است که فردا نمی‌آید در چهار سوی عالم فریاد بکشد که آی مردم! من عوض شده‌ام و متحول گشته‌ام؛ خوب چه بسا دیشب عوض شده باشد،

«واعظ صبور باش، که ما را هنوز هم، با این خدای دین و مذهب تو افت و خیزهاست»، ما هنوز هم با این خدای مکتب تو افت و خیزهایی داریم، تو فکر کرده‌ای که ما یک کُشتی‌ای گرفته‌ایم و گفته‌ایم «خدایی وجود ندارد»، دیگر همه چیز تمام شده است؟! خیر ما هنوز هم با خدا کارها داریم، یک وقت خدا ما را زمین می‌زند، یک وقت هم ما خدا را زمین می‌زنیم، ما هنوز هم با خدا رفیق هستیم، ما هنوز هم با خدای تو افت و خیزها داریم؛ تو فکر می‌کنی ما حالا که خدا را با یک برهان رد کرده‌ایم و گفته‌ایم وجود ندارد، دیگر همه چیز خاتمه پذیرفته است؟! حاشا که چنین باشد.

این به فرآیند و با دید فرآیند نگریستن به انسان‌ها خیلی مهم است و این دید را نسبت به خودتان هم داشته باشید و از همین لحاظ است که ویلیام جیمز - روان شناس معروف - می‌گفت که یکی از ویژگی‌های بزرگ قدیسان این است که نسبت به همه حالت بخشایش و عفو دارند و از جمله نسبت به خودشان هم این حالت را دارند. می‌گویند من هم که هنوز پرونده‌ام بسته نشده است، من هم می‌توانم بهتر از این باشم؛ خودشان را هم می‌بخشایند و این عفو و بخشایش خودشان را هم دربر می‌گیرد.

🍁🍁🍁استاد ملکیان،تدین تعقلی


@mostafamalekian
#شفقت‌ورزی_به_خود_و_دیگران
#ارزش‌ها_در_ACT

قاعده‌ای کلی درباره ارزش‌ها
#علی_فیضی
(نکته‌ای برگرفته از کارگاه آموزشی دکتر راس هریس)

به عنوان یک قاعده کلی در یاد داشته باشید که تقریبا همیشه می‌توان ارزش‌ها را در یک کلمه بیان کرد: عشق‌ورزی، مراقبت، مهربانی، کنجکاوی، گشودگی، انصاف، عدالت، صداقت. اگر نمی‌توانید ارزش‌های خود را در یک کلمه بیان کنید یا برای این کار نیاز دارید آن را در یک جمله کامل بیان کنید احتمالا دارید از قواعد یا نظام باورها یا احکام یا قضاوت‌های خود درباره خوب و بد صحبت می‌کنید.
https://telegram.me/PersianACBS
اجتناب مفید در مقابل اجتناب مشکل زا
عیسی حکمتی
در موارد متعددی محدود شدن خزانه رفتاری ما در حضور محرکهای نمادین کاملا مناسب است. اگر شما در منطقه ای زندگی می کنید که مستعد طوفان است، پیروی از گزارش تلویزیونی که به ساکنین منطقه هشدار می دهد طی ساعات خاص از خانه بیرون نروند، بسیار مفید است. گرچه مراعات کردن این توصیه و هشدار آشکار دامنه اعمال ما را محدود می سازد، اما انتخابی عاقلانه است. اینجا کنترل نمادین سودمند است، زیرا بدین طریق ما قادر می شویم از آسیب پرهیز کنیم. با این حال در برخی موارد، زبان می تواند ما را فریب داده و ما را وادار به اجتناب از محرکهایی نماید که بی ضرر (و حتی سودمند) هستند.
مثال زیر را در نظر بگیرید. تجسم کنید که در حال قدم زدن در یک جنگل هستید و بعد از چندین ساعت تصمیم می گیرید به خانه برگردید. از بخت بد شما گم می شوید و با یک چهارراه روبروی می شوید که در آن هیچ علامتی وجود ندارد که به شما نشان دهد کدام راه به مکانی منتهی می شود که شما اتومبیل خود را در آنجا گذاشتید. شما یکی از این راهها را به صورت تصادفی انتخاب می کنید و امیدوارید که شما با امنیت کامل به اتومبیل خود برسید. در واقع شما مسیر دست چپ را برای رسیدن به اتومبیل انتخاب می کنید، اما بعد از ده دقیقه، خودتان را وسط یک باتلاقی می بینید که در حال فرورفتن در آن هستید. بخت با شما یار هست و شما موفق می شوید که به شاخه های درختی آویزان شده و بدین طریق خود را از باتلاق بیرون بکشید. بعد سریعا به همان چهارراه برگشته و با دیدن رهگذری که به نظر می¬رسد ایشان هم مثل شما گم شده اند، به سرعت دنبال وی می دوید. طبیعتا نخستین چیزی که شما به وی خواهید گفت این است که از مسیر سمت چپ نرود، چون ممکن است در باتلاق بیفتد.
اجازه بدهید داستان را برای چند لحظه اینجا متوقف کرده و به تحلیل این اتفاق بپردازیم. گرچه شما پیامد عمل خود را از طریق مواجهه مستقیم یاد گرفتید (شما مسیر سمت چپ را بر گزیده و در باتلاق فرو رفتید)، رهگذر دیگر این پیامد را از طریق زبان یاد گرفت. اکنون هر دوی شما یاد گرفتید که از مسیر چپ اجتناب کنید، اما اجتناب شما ناشی از یادگیری مستقیم است، در حالیکه اجتناب رهگذر، ناشی از یادگیری ارتباطی است (ارتباط دهی نمادین شرطی «اگر-پس» بین مسیر سمت چپ و فرورفتن در باتلاق).
فرض کنید رهگذر دیگری، با فهمیدن اینکه شما به دنبال مسیری برای رسیدن به اتومبیل خود هستید، به شما می¬گوید که می داند که پارکینگ کجاست. وبنابر این شما پشت سر ایشان راه می افتید و از مسیر روبرو شروع به راه رفتن می کنید؛ یعنی دیگر مسیر چپ و راست را پشت سر می گذارید. اکنون نوبت شماست که از طریق زبان یاد گرفته و از تجربه مستقیم رهگذر دیگر سود بجویید. بعد از ساعتها پیاده روی نهایتا به به ورودی جنگل می رسید. دیر قت است و هوا در حال تاریک شدن. رهگذری که شما پشت سر ایشان می آمدید با خوشحالی از به پایان رساندن یک پیاده روی طولانی به طرف اتومبیل خودش می دود، اما در این هوای نسبتا کم نور، یک لحظه متوجه می شوید که اینجا همان محلی نیست که شما اتومبیل خود را پارک کردید. در واقع متوجه می شوید که این مرد شما را به ورودی شرقی که اتومبیل خود را در آن پارک کرده بود آورده و نه ورودی شمالی که اتومبیل شما در آن پارک شده است. روشن می شود که برای رسیدن به اتومبیل خود، می بایست مسیر رسات را انتخاب می کردید. حالا بازگشتن به خانه زمان زیادی طول خواهد کشید (باید از یکی بخواهید که شما را به خانه برساند).
این مثال سه نوع اجتناب را نشان می¬دهد، دو نوع نخست عموما مفید هستند، در حالیکه نوع سوم عموما مشکل آفرین است. نخست، شما یاد گرفتید که بواسطه مواجهه مستقیم با پیامد رفتارتان از خطر اجتناب کنید. افتادن در باتلاق بعد از برگزیدن مسیر چپ به شما آموخت که در آینده از این مسیر اجتناب نمایید. دوم اینکه، با هشدار دادن به رهگذر اول که از مسیر چپ نرود، وی از طریق زبان یاد گرفت که که از خطر اجتناب کند. گرچه او هرگز از مسیر سمت چپ نرفته بود، اما او می داند که نباید آن مسیر را برود. سوم، با شنیدن از رهگذر دوم درباره اینکه از مسیر روبرو باید بروید و نه از مسیر سمت راست، شما بواسطه زبان یاد گرفتید از چیزی که در واقع برایتان مفید بود اجتناب کرده و به سوی آن چیزی بروید که برایتان مفید نبود. این نوع آخر اجتناب، به دلیل دور ساختن ما از پیامدهای مفید، مشکل زا است.
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from مصطفی ملکیان
🍃🍃مبارزه با خواسته های طبیعی جهت تعالی روح

برخی در دفاع از ملامتیه بیان کرده اند که پاره ای کارهای آنها بر طبق این پیش فرض بوده است که اگر انسان بخواهد نفس خود را از بدی ها باز بدارد ، باید از خواسته های طبیعی خود نیز بگذرد. به بیان دیگر انسان ها اگر بخواهند که نفسشان آنها را وادار به دروغ گفتن ، تکبر و ... نکند، باید حتی در خواسته های طبیعی هم با آن مخالفت کنند تا تمرین کنند که در آن امور هم توان مخالفت پیدا کنند، و معتقد هستند که اگر اینجا مقابل نفس بایستند، در کارهای خلاف اخلاق، محکمتر میتوانند مقاومت کنند. و بنابراین مثلا وقتی نفسم غذای خوشمزه میخواهد، غذای خوشمزه به او نمی خورانم، تا تمرین کنم مخالفت با او را.
این استدلال فراوان گفته شده است. ولی من این استدلال را قبول ندارم، من میگویم که تجربه مطلقا گواه این نیست که وقتی من خواسته های طبیعیم را ارضا میکنم، آنوقت در برابر دروغ گفتن هم بی مقاومت میشوم، در مقابل تکبر هم کم مقاومت میشوم. من شخصا کسی را میشناسم که در زندگی خصوصی خودش این حالتهای مبارزه با نفس را دارد، ولی بزرگترین مفاسد اخلاقی را هم دارد و بزرگترین ظلمها را هم میکند. لذا استدلال تجربی موید این نیست که اگر انسان خواسته های ارگانیک بدنش را برآورده نکرد، آنوقت در برابر دروغ گفتن و تفکبر ورزیدین و ظلم کردن و ... مقاوم میشود. نمونه ی دیگر مثلا احمد جام ژنده پیل است که یکی از عرفا به حساب می آید و خیلی هم بر خودش سختگیر بود. و با افتخار هم میگفت که 8 بار زنانش از کتک زیر دستش مرده اند!
من در مقابل این ادعا (مبارزه با خواسته های طبیعی جهت تعالی روح) دو حرف دارم یکی اینکه به نظر من زندگی آرمانی زندگی خوب و ارزشمند و خوش است و خوشی زندگی با این برآورده نکردن نیازها در تقابل است و حرف دومم هم این است که به نظر من خیلی وقتها، شما اگر یک خواسته تان را ارضا کنید زودتر از شرش رها میشوید و خیلی از امور دنیوی هست که اگر ازش سیراب نشوید اتفاقا رقاء معنوی پیدا نمی کنید.
به تعبیر مولانا که دیده ی سیر است مرا، جان دلیر است مرا، تا انسان چشم و دل سیر نشود تعالی نمی یابد و به تعبیر مزلو هم تا نیازهای ارگانیک انسان که زیرین هستند تامین نشود، نوبت به نیازهای سطح بالاتر نمی رسد.
🌂انسانشناسی فلسفی ، ج 6
@mostafamalekian
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵ويدئو سخنراني پروفسور هيز
✍🏼همراه با زيرنويس فارسي
🔹انعطاف پذيري روانشناختي: چگونه عشق، انسان را از درد و رنج به سمت هدف زندگي سوق مي دهد.
تهيه و تنظيم در بخش فارسي ACBS 👇👇👇
@PersianACBS
🔵 خصوصیات و اعمال درمانگر موثر
🔹 بخش اول
دکتر بروس ومپولد
مترجم: علی فیضی

مطمئنا روان‌درمانی به طور چمشگیری موثر است. سوال پیچیده‌تر این است که کدام عوامل روان‌درمانی را موثر می‌سازد؟ روی هم رفته شواهد پژوهشی چندان روشن و واضح نیست و مقداری بحث و جدل در مورد برخی مسائل وجود دارد، اما به نظر می‌رسد که شواهد کافی وجود دارد که نشان می‌دهد روان‌درمانگران اهمیت بسیاری در ارائه فواید درمانی دارند. هدف این مقاله آن است که:
• به طور خلاصه شواهد مرتبط با روان‌درمانی موثر را بیان کند.
• در مورد نقش درمانگر در ارائه درمان بحث کند.
• خصوصیات و اقدامات درمانگران موفق را به تفصیل بیان کند.

جهت مطالعه ادامه مطلب وارد لينك زير شويد: 👇
https://telegram.me/lcgpsychannel
Forwarded from مرکز روانشناسی و مشاوره زندگی نو
🔴خصوصیات و اعمال درمانگر موثر
🔹((بخش دوم))
دکتر بروس ومپولد
مترجم: علی فیضی

🔑ویژگی و رفتار درمانگران موثر

1. درمانگران موثر مجموعه پیچیده‌ و سطح بالایی از این مهارت ها را دارا هستند:
الف. خوب و روان حرف می‌زنند
ب. دیگران را خوب می‌فهمند
پ. هیجان های خودشان را خوب و متناسب و متعادل بروز می‌دهند.
ت. گرم و پذیرا هستند
ج. همدلی دارند
ح. روی دیگران خوب تمرکز می‌کنند

2. درمانجویان یک درمانگر موثر احساس میکنند درمانگر آن‌ها را خوب فهمیده، به درمانگر اعتماد میکنند و باور دارند که درمانگر خواهد توانست به آن‌ها کمک کند. درمانگر این شرایط را در لحظات آغازین تعامل و از طریق کلام و زبان بدن ایجاد میکند. در تماس های اولیه، درمان‌جویان حساسیت بالایی به نشانه های پذیرش، فهمیده شدن و تخصص دارند. هرچند ایجاد این شرایط در طول درمان ضروری است، اهمیت آنها در تعامل اولیه به جهت ایجاد درگیری و تعهد در فرایند درمان بسیار زیاد و ضروری است.

جهت مطالعه ادامه مطلب به سايت گروه تغيير سبك زندگي مراجعه كنيد: 👇
http://saeghclinic.com/extra-6629.html

كانال تلگرام گروه تغيير سبك زندگي: 👇
https://telegram.me/lcgpsychannel
Forwarded from مرکز روانشناسی و مشاوره زندگی نو
🔵خصوصیات و اعمال درمانگر موثر
🔹بخش سوم
دكتر بروس ومپولد
مترجم: علي فيضي

•درمانگر موفق طرح درمانی ارائه میکند که با تبیینات ارائه شده برای درمانجو متناسب است.
همین که درمانجو تبیین را پذیرفت، طرح درمان باید برای درمانجو معنی دار باشد و توافق او را بیشتر کند. طرح درمان بایستی شامل اقدامات سالم باشد یعنی درمانگر موثر درمانجو را ترغیب میکند تا کاری را انجام بدهد که مطابق با علاقه او باشد رویکردهای درمانی متفاوت شامل اقدامات متفاوتی است اما همه این اقدامات به لحاظ روانشناختی سالم هستند.

جهت مطالعه بخش سوم از موضوع درمانگر موثر از طريق لينك زير وارد سايت شويد: 👇
http://www.saeghclinic.com/extra-6648.html

كانال تلگرام گروه تغيير سبك زندگي:
https://telegram.me/lcgpsychannel
Forwarded from مرکز روانشناسی و مشاوره زندگی نو
🔷خصوصیات و اعمال درمانگر موثر
🔹بخش چهارم
🔹دکتر بروس ومپولد
🔹مترجم: علی فیض

🔵 درمانگر موثر منعطف است و اگر مقاومت در برابر درمان آشکار باشد و یا درمانجو پیشرفت متناسبی نشان ندهد درمان را تعدیل و تنظیم بکند.
هرچند درمانگر موثر برای درمانجو فرد مجاب کننده و متقاعد کننده‌ای است اما ممکن است تبیین درمانگر یا درمان را نپذیرد و یا اینکه با توجه به ماهیت مشکلش پیشرفت کافی نداشته باشد. درمانگر از نشانه های کلامی و غیر کلامی درمانجو متوجه میشود که درمانجو نسبت به درمان یا تبیین درمانی مقاوم است و از شواهد جمع آوری شده حاصل از ارزیابی پیشرفت فرایند درمانی توسط ابزارها استفاده میکند.

👈براي مطالعه ادامه مطلب وارد سايت تغيير سبك زندگي شويد👇:
http://saeghclinic.com/extra-6660.html

👈كانال تلگرام تغيير سبك زندگي👇:
https://telegram.me/lcgpsychannel
آنگاه زنی به سخن در آمد و گفت: با ما از درد بگو.
و او گفت:
درد شما شکستن پوسته‌ای‌ست که فهم شما را محصور کرده است.
همان گونه که هسته میوه باید بشکند تا مغز آن آفتاب را ببیند، شما نیز بایستی درد را بشناسید.
و اگر می توانستید قلب خود را از اعجازهای روزانه زندگی‌تان در شگفت بدارید، درد شما نیز کمتر از خوشی‌هاتان شگرف نمی نمود؛
و آنگاه فصل های قلب خود را می پذیرفتید، چونان که همیشه فصل هایی را که بر کشت زارهاتان می گذرد پذیرفته‌اید.
و زمستان های اندوه خود را با آرامش و متانت نظاره می کردید.
#پذیرش
#شفقت
https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
مدل زیستی-پزشکی: خریدار به تنهایی مسئول بررسی کیفیت و شایستگی اجناس قبل از خرید کامل آن‌ها است
(بخش اول)

جاناتان آبراموویتز
مترجم: علی فیضی
مدل زیستی-پزشکی فرض می‌کتد که اختلالات روانی بیماری‌هایی پزشکی هستند که معلول نابهنجاری‌های ساختار یا کارکرد مغز یا ژنتیک فرد هستند و به همین دلیل درمان بایستی به چنان مکانیسم‌هایی بپردازد. حال و هوایی پر از اشتیاق و پیش‌بینی عجولانه هم اکنون گرداگرد مدل زیستی‌-پزشکی را فرا گرفته و با این باور شایع تقویت می‌شود که ما در آستانه اکتشافاتی در علوم عصب‌پایه ایستاده‌ایم که فهم ما از اختلالات روانی‌ و درمان آن‌ها را متحول خواهد ساخت. از یک سو جذابیت طلسم‌گونه‌ای در ایده وجود دارد که اختلالات روان‌شناختی همچون دیابت و مننژیت بیماری‌هایی پزشکی هستند و از سوی دیگر حقیقت آن است که هیچ شواهد علمی معتبری برای این مفروضه وجود ندارد. مطالعاتی که به نحوی قانع‌کننده نشان بدهد که اختلالات روانی معلول بخش‌های نابه سامان مغزی یا ژن‌های بد هستند وجود ندارد؛ و البته شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد که ترویج مدل زیست-پزشکی ممکن است برای بیماران ما مضر باشد
منبع:
Abramowitz, J. S. (2015). The biomedical model: Caveat emptor. The Behavior Therapist, 38, 169-171.

https://telegram.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
نگاهی متفاوت به موضوع چالشی انجمن روان درمانی ایران

صدور مجوز تاسیس انجمن علمی روان درمانی ایران به جمعی از روان پزشکان توسط وزارت بهداشت، موضوع چالشی روزهای اخیر بوده است. این امر هیجانی را در برخی از فضاهای مجازی ایجاد کرده است. اگرچه در فراخوان انجمن مصوب وزارت بهداشت، علاوه بر روانپزشکان، متخصصان روانشناسی در گرایش های بالینی و سلامت هم حق کاندیدا شدن دارند، ولی اینکه ابتکار عمل به نوعی از روانشناسی به روانپزشکی منتقل می شود هیجان منفی قابل درکی را ایجاد می کند، هر چند، برخی بناحق این امر را فاجعه سازی کرده و فکر می کنند که این امر یعنی از دست دادن حق رواندرمانی توسط روانشناسان است و این امر موجب می شود موضوع را حیثیتی بدانند. در حالی که اختیارات روانشناسان را سازمان نظام روانشناسی تعیین می کند نه یک انجمن علمی و نه حتی یک وزارت.

سئوالی که مطرح می شود این است که چه می شود که انجمن رواندرمانی مصوب وزارت علوم، توسط همین وزارت تغییر نام می یابد و انجمنی مشابه در وزارت بهداشت تشکیل می شود؟ بر اساس شواهدی، در حرفه ارزنده روانپزشکی، معدود روانپزشکان افراطی وجود دارند که ای بسا برخی از آنها تمامیت خواه عمل می¬کنند و به حقوق روانشناسان واقف نیستند و اقدام انجام شده ممکن است ناشی از فشار آنها باشد.
اما آیا ممکن است درصدی از دلایل رخداد، نه یک کنش بلکه یک واکنش بوده باشد. اگر شما جزو روانپزشکانی باشید که دوره طولانی مدت رواندرمانی را گذرانیده اید و یکباره متوجه تشکیل یک انجمن رواندرمانی می شوید و نیز متوجه می شوید که امکان حضور در آن را ندارید و در مصاحبه هایی می خوانید که رواندرمانی فقط و فقط به روانشناسان تعلق دارد چه احساسی پیدا می کنید؟

حال که انتخابات سازمان در پیش هست، شاید بد نباشد به بهانه موضوع انجمن رواندرمانی با طرح چند سئوال، تفکر انتقادی فعال شود:
- اگر انجمن رواندرمانی (مصوب وزارت علوم) به کل حرفه روانشناسی اختصاص داشت، چند درصد از اعضای حرفه روانشناسی، از زمان و مکان برگزاری مجمع عمومی و انتخابات هیات مدیره انجمن اطلاع داشتند؟
- تا چه حد سعی شده بود که در انتخابات هیات مدیره، زمینه حضور متخصصان شاخص رواندرمانی کشور فراهم شود ؟
- آیا می دانستید که فعالیت انجمن رواندرمانی مصوب وزارت علوم، نه الان، بلکه از مردادماه سال گذشته، و براساس نامه وزارت علوم، متوقف شده و بعدا نام آن از انجمن رواندرمانی ایران به انجمن مطالعات رواندرمانی تغییر یافته بود؟
- چند درصد از اعضای حرفه، تا این ایام اخیر انتخابات سازمان، از توقف فعالیت و تغییر نام انجمن اطلاع داشتند و چرا چنین امری تاکنون اعلام نشده و تقاضای تشکیل کمپین حمایت بیش از ایام انتخابات انجام نشده بود؟
- و آیا ...

شکی نیست که طرح این سئوال ها صرفا فعال کردن تفکر انتقادی به بهانه موضوع انجمن رواندرمانی است. تفکر انتقادی ما را از برخورد هیجانی، قهرمان پروری و واکنش های افراطی و بدون تامل باز می دارد و ضروری ترین ابزار در ایام انتخابات است.

همچنین شکی نیست که طرح این سئوالها به معنای آن نیست که محور شدن روانپزشکان در امر انجمن رواندرمانی ایران را قابل درک بدانیم و از این بابت ناراحت نباشیم، بلکه هر گونه تلاش غیر هیجانی و غیر مرتبط با اهداف انتخاباتی، برای اینکه روانشناسان آموزش دیده در حوزه رواندرمانی، در جایگاه واقعی خود باشند بسیار ارزنده و ستودنی است؛ چرا که اگرچه برخی از روانپزشکان در پایه گذاری بعضی از رویکردهای رواندرمانی نقشی داشته اند با این وجود در حال حاضر و در جامعه جهانی، ابتکار عمل انجمن های علمی رواندرمانی بیشتر بر دوش روانشناسان مرتبط قرار گرفته است.

و نیز یادمان نرود که همه یا هیچ و نیز خودی و غیرخودی وجود ندارد و آنچه تعیین می کند کدام روانشناس و کدام روانپزشک به رواندرمانی بپردازد بر اساس مرزهای صلاحیت مشخص شده است که در نوشته «بیمه رواندرمانی و چاالش هایی چند از حرفه» به آن پرداخته شده بود و اینکه امیدواریم این موارد باعث نشود که از «روانشاسان و روانپزشکان: تعامل یا تقابل» که دکتر علی صاحبی در خبرنامه انجمن روانشناسی ایران، به آن پرداخته بودند خود را در شرایطی قرار دهیم که بنادرست تقابل را انتخاب کنیم.
حمید پورشریفی/ ۴ تیرماه ۱۳۹۵

لطفا اگر:
- اگر این نوشته را سودمند یافتید آن را به دیگر اعضای حرفه ارسال کنید.
- اگر عضو کانال نیستید و علاقمند عضویت در آن هستید روی لینک زیر کلیک نموده و گزینه join را انتخاب نمایید.

@DrPoursharifi
آلن کزدین:
تنبیه وقت تلف کردن است اما تحلیل رفتار کاربردی چاره‌ساز است:
http://tarjomaan.com/vdch.in6t23nv-ftd2.html
Forwarded from مرکز روانشناسی و مشاوره زندگی نو
🔷 كارگاه FAP(رواندرماني تحليل كاركردي)

🔹مدرس : علي فيضي ، عضو رسمي انجمن علوم رفتاري بافتگرا، دانشجو دكتري تخصصي روانشناسي سلامت در دانشگاه تهران

🔹تاريخ برگزاري : ٢٤و٢٥ تير ماه

@LCGPSYchannel