کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
2.17K subscribers
205 photos
65 videos
127 files
484 links
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانی‌های متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آن‌ها ایجاد شده است.
Download Telegram
در فرایند آموزش و کاربست رواندرمانی، به طور سنتی این فرض غالب بوده است که کارآموز، رواندرمانی را در قالب یکی از الگوها می‌آموزد، سپس برای به کار بستن رواندرمانی تقریبا حاضر و آماده است و در نهایت به کمک دریافت نظارت بالینی می‌تواند موقعیت‌های سخت رواندرمانی را هم مدیریت کند.
به ویژه در چنین موقعیت‌هایی با طی مسیر مذکور چنین فرض می‌شود:
1. درمانجو واکنش‌های پیچیده‌ای به درمانگر نشان می‌دهد.
2. رواندرمانگر مذکور می‌تواند خودآگاهی‌‌اش و بهوشیاری‌اش را حفظ کند.
3. در نتیجه می‌تواند موثر عمل کند و درمانجو از این تعامل سود می‌برد.
اما معمولاً در واقعیت چه رخ می‌دهد:
1. درمانجو واکنش‌های پیچیده‌ای به درمانگر نشان می‌دهد.
2. رواندرمانگر مذکور نمی‌تواند خودآگاهی‌‌اش و بهوشیاری‌اش را حفظ کند.
3. بنابراین ناموثر عمل می‌کند (بحث می‌کند، سخنرانی می‌کند، از درمانجو فاصله می‌گیرد، به خودش حمله می‌کند و مظیر اینها) و درمانجو بهره‌ای نمی‌برد.
رومنیر بر پایۀ تجربه‌های شخصی، پژوهشی و آموزشی‌اش باور دارد که دلیل این اتفاق، کم بودن میزان ظرفیت روانشناختی رواندرمانگر است. او در موقعیت‌های دشوار به خاطر همین نقصان، وقتی پریشان می‎شود دست به اجتناب از تجربه می‎زند و آن می‌کند که مفید نیست. رومنیر بر پایۀ پژوهش‌ها، راه حل‌های قدیمی نظیر دریافت نظارت بالینی و دریافت رواندرمانی را کافی نمی‌داند. تمرین عامدانه همراه با یک مربی مهارت‌آموزی یا تمرین عامدانۀ انفرادی از دید او راه‌حل‌های جایگزین‌اند. البته او بر پایۀ پژوهش‌های انجام شده بر این فرض است که فرصت‌های آموزشی یا دریافت نظارت بالینی اگر همراه با تمرین عامدانه باشند اثربخشی بیشتری در آماده‌سازی رواندرمانگر برای موقعیت‌های پیچیدۀ رواندرمانی خواهند داشت؛ هرچند تمرین عامدانه برای افزایش اثربخشی تمرینی به درازای عمر حرفه‌ای است.


#تمرین_عامدانه
#خبرگی_در_رواندرمانی
Forwarded from طرحی‌نو
💠دوره سوپرویژن ACT

🔺(درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد)

🖊مدرس: دکترعلی‌فیضی (دانش آموخته دکتر راس‌هریس و استیون هیز )

💠سرفصل های دوره:

🔻راهنمایی دربارۀ مسائل مراجعین (مسائلی از قبیل فرمولبندی مورد، روبه‌رو شدن با مقاومت، شیوه‌های تقویت اتحاد درمانی که درمانگران با آن روبه‌رو می‌شوند و خواستار راهنمایی گرفتن دربارۀ آنها هستند)

🔻استفاده از شیوه‌های خودتمرینی/خوداندیشی برای افزایش انعطاف‌پذیری کلی درمانگران و تجربه کردن عمیق ACT از درون (خودتمرینی/خوداندیشی فرایندی سه مرحله‌ای است: مشخص‌سازی یک مشکل حرفه‌ای، استفاده از تمرینات انعطاف‌پذیری روانی برای حل و فصل این مشکل و خوداندیشی دربارۀ معنای تجربۀ تمرینات و یکپارچه‌سازی دانش و تجربۀ به دست آمدن)

🔻ارائۀ تمرین‌های عامدانه برای افزایش ظرفیت هیجانی و فراشناختی درمانگران در جلسات

💠شرایط شرکت در دوره:

🔻گذراندن دوره آموزشی ACT
🔻انجام فعالانه رواندرمانی

💠اطلاعات دوره:

🔺 شروع: ۷ اردیبهشت
🔺چهارشنبه‌ها از ساعت ۱۵ الی ۱۸
🔺طول دوره: ۸ جلسه، ۲۴ ساعت
🔻ظرفیت: ۱۶ نفر
🔻برگزاری به صورت #آنلاین

🔹ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
دایرکت
📞 09901185710
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
Photo
نظارت بالینی (سوپرویژن) در ACT: توسعه انعطاف پذیری روانی با نظارت تجربی (بخش اول)
دکتر جیسون لوما
مترجم: دکتر علی فیضی
یکی از جنبه های نظارت بالینی با درمان پذیرش و تعهد (ACT) که با بسیاری از دیگر رویکردهای پشتیبانی شده تجربی متفاوت است ، تأکید بر این است که کارآموز از همان فرایندهای درمانی با خود استفاده می کند که از درمانجویان خود درخواست می کنند. بنابراین ، نظارت معمولاً شامل یک عنصر تجربی است که در آن ناظر به عنوان راهنما یا تسهیل کننده یادگیری تجربی کارآموزان عمل می کند. وظیفه ناظر بالینی در این مواقع این است که به کارآموز کمک کند تا از فرایندهای بهوشیاری ، پذیرش و اقدامات متعهدانه در مورد «موانع» خود که در زندگی حرفه‌ای او -به عنوان مثال هنگام انجام درمان- ظاهر می شود، استفاده کند. مدل ACT این فرضیه را دارد که مهم و شاید ضروری باشد که درمانگران ACT بتوانند همان موضع پذیرا و محبت آمیز را نسبت به کشمکش‌های خود داشته باشند که از درمانجویان خود می خواهند اتخاذ کنند. تا حدی، درمانگر به عنوان الگویی برای همان فرآیندهایی عمل می‌کند که از درمانجو می‌خواهد در زندگی خود آزمایش کند.
وقتی من به عنوان سرپرست به این شکل کار می‌کنم، همیشه به دنبال آن هستم که بدانم درمانگر/کارآموز در کار با درمانجویان با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند یا نمی‌پذیردشان. مقدار مناسبی از نظارت بالینی می‌تواند بر کمک به درمانگر/کارآموز برای پذیرش، به آغوش کشیدن، گسلیدن یا یافتن موضع مشفقانه‌تر در رابطه با افکار، احساسات، خاطرات، تصاویر ذهنی یا احساسات دشواری متمرکز باشد که در زندگی حرفه‌ای او ظاهر می‌شوند.
#Learning_ACT
#خبرگی_در_رواندرمانی
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
Photo
نظارت بالینی (سوپرویژن) در ACT: توسعه انعطاف‌پذیری روانی با نظارت تجربی (بخش دوم)
دکتر جیسون لوما
مترجم: دکتر علی فیضی
هنگام معرفی تمرکز تجربی بر بهوشیاری/پذیرش در نظارت، ممکن است سه ایده را به هم مرتبط کنم:
• می‌خواهیم فضایی در نظارت برای پذیرش شخصی کارآموزان ایجاد کنیم.
• می‌خواهیم فضایی ایجاد کنیم که کارآموز بتواند آشکارا در مورد افکار/احساسات خود صحبت کرده و آنها را احساس کند.
• وقتی که درمانگر با خود پذیرا نیست پذیرفتن با درمان‌جویان هم برای او سخت می‌شود.
در این مطلب، سه پیشنهاد برای کار تجربی در نظارت بالینی به اشتراک می‌گذارم. البته انواع روش‌هایی که می‌توانید از طریق آنها کار تجربی را در نظارت انجام دهید بی‌پایان است.
1. جلسات نظارت را با یک تمرین مختصر بهوشیاری شروع کنید. معمولاً سعی می‌کنم تمرکز مراقبه را تغییر دهم تا بر هر فرایند ACT که فکر می‌کنم مربوط به جلسه امروز باشد تمرکز کنم. به‌عنوان‌مثال، اگر قصد دارم روی ارزش‌ها در جلسه کار کنم، ممکن است در طول مراقبه یک تمرکز بر ارزش‌ها را معرفی کنم.
2. تمرکز را به تجربه کارآموز در اتاق با درمان‌جو منتقل کنید. اگر جلسه بیش از حد آموزشی، خشک یا غیرمولد است، گاهی اوقات می‌توانید تمرکز تجربی نظارت را با هدایت کارآموز برای تمرکز روی تجربه‌های کارآموز با یک درمان‌جو و تماس پذیرا با این تجربه‌ها افزایش دهید. تمرکز بر زمان‌هایی که درمانگر احساس می‌کند گیرکرده، از خود انتقاد می‌کند یا در مورد درمان‌جو قضاوت می‌کند، بسیار مفید است. گاهی اوقات مفید است که کارآموز یک حادثه خاص را به خاطر بسپارد و جزئیات آنچه رخ داده را در چشم ذهن خود مرور کند (به‌عنوان‌مثال منظره‌ها، صداها، افکار، معنی موقعیت، احساسات). این اقدام می‌تواند فرصتی برای کار با هرآنچه ممکن است کارآموز در آن لحظه با آن مشکل داشته باشد ایجاد کند.
3. در مورد استفاده از تمرکز تجربی، مستقیماً از کارآموز بپرسید. گاهی اوقات می‌توانید مستقیماً از کارآموز بپرسید که آیا او فکر می‌کند که تجربه نظارت تجربی یا آموزشی بیشتر در موقعیت داده شده مفیدتر خواهد بود. به‌عنوان‌مثال، سرپرست ممکن است بپرسد: «باتوجه‌به آنچه دربارۀ خودتان می‌دانید، آیا یک مانع تجربی را تجربه می‌کنید است که نیاز به تمایل (پذیرش به‌علاوه اقدام متعهدانه) را برجسته می‌کند یا قضیه چیز دیگری است؟» گاهی اوقات این می‌تواند گشایش و اجازه‌ای برای انجام کارهای تجربی با کارآموز فراهم کند.
#Learning_ACT
#خبرگی_در_رواندرمانی
قواعد از دیدگاه RFT از نظر عملکردی اینگونه توصیف شده‌اند: چارچوب‌های هماهنگی بین دو شبکۀ ارتباطی که رفتار را کنترل می کنند (بارنز-هولمز، اوهورا، روش، هیز، بیست، لیدی، 2001)، اما برای بهتر رسیدن به هدف بحث کنونی می‌توان به زبان ساده‌تری آنها را تعریف کرد: محرک های زبانی یا کلامی که تأثیر کنترلی بر رفتار می‌گذارند. دستورالعمل‌ها، توصیه‌ها، پیشنهادها، دستورات و درخواست‌ها برخی از شکل‌های رایجی قواعدند؛ مثلاً برای مثال، «به غرب برو، مرد جوان» و « برگۀ ب را در ردیف الف بگذار» هر دو نمونه‌هایی از قوانین هستند. از آنجایی که ما به عنوان انسان های که به صورت کلامی مهارت‌ یافته‌، هم خزانۀ رفتاری گفتاری و هم گوش دادن داریم، ممکن است از قواعدی که خود تدوین کرده ایم و همچنین قوانینی که دیگران برای ما صادر کرده‌اند، پیروی کنیم.
قواعد = Rules
شبکۀ ارتباطی = relational networks
هماهنگی = coordination
منبع:
Zettle, R. (2007). ACT for depression: A clinician's guide to using acceptance and commitment therapy in treating depression. New Harbinger Publications.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) از چند راهبرد برای کاهش مشکلات افراد و ارتقای شکوفایی آنها استفاده می‌کند. این راهبردها عبارتند از تمایل یا پذیرش تجربه، گسلش شناختی، توجه منعطف به لحظۀ حال؛ تماس با حسی متعالی یا چشم انداز‌گزین از خود (خود به عنوان بافتار)، روشن‌سازی و از آن خود کردن ارزش ها؛ و پرورش تعهد به الگوهای بزرگتر زندگی مبتنی بر ارزش. هرکدام از اینها فرآیندها را با ملایمت و شفقت نسبت به کشمکش و تقلای درمانجو و مشکلاتی که تجربه‌های نامطلوبشان می تواند به همراه داشته باشد، به کار می‌بریم. ACT رویکردی سازنده برای روان درمانی است که به افراد کمک می کند بیاموزند که مشفقانه تجربیات درونی خود را همانطوری که هستند به آغوش بکشند و در عین حال روی ایجاد مجموعه‌هایی از رفتارهای سازنده و ارزش‌مدار تمرکز کنند.
#درمان_مبتنی_بر_پذیرش_و_تعهد
#Learning_ACT
اگرچه مطالعه در مورد تکنیک‌ها و مهارت‌های ACT مهم است، اما برای تبدیل شدن به یک درمانگر موثر ACT، تمرین این مهارت‌ها مهم‌تر است. داشتن دانش ذهنی گسترده در مورد یک درمان به وضوح می تواند زمینه را برای اجرای آن فراهم کند. با این حال، این تنها دانش شفاهی نیست که شما را در طول درمان راهنمایی می کند. دانش تجربی نیز برای درک ACT کلیدی است.
#درمان_مبتنی_بر_پذیرش_و_تعهد
#Learning_ACT
آیندۀ_علم_مداخله_درمان_فرایند_مدار.pdf
441.2 KB
علم بالینی به نظر می‌رسد به نقطۀ عطف خود رسیده است. به نظر می‌آید که پارادایم جدیدی شروع به پدیدارشدن کرده که اعتبار و سودمندی الگوی بیماری پزشکی را به پرسش می‌کشد؛ الگویی که فرض می‍کند ساختارهای بیماری پنهان را می‌توان با پروتکل‌های درمانی خاص هدف قرار داد. نسل جدیدی از مراقبت‌های مبتنی بر شواهد شروع به حرکت به‌سوی درمان‌های فرایند مدار کرده‌اند. روان‌درمانی‌هایی که میانجیگرها و تعدیل‌کننده‌های اساسی را بر اساس نظریه‌های آزمون‌پذیر هدف قرار می‌دهند. این حرکت می‌تواند نمایانگر تغییر پارادایمی در علم بالینی با تلویحاتی گسترده باشد. ممکن است در علم بالینی این تغییرات دیده شود: زوال درمان‌های نامدار دارای مجموعه‌ای از فناوری‌ها، زوال مکاتب وسیع، خیزش الگوهای آزمون‌پذیر، خیزش مطالعات مربوط به میانجیگرها و تعدیل‌کننده‌ها، ظهور شکل‌هایی جدید از تشخیص بر اساس تحلیل کارکردی، حرکت از رویکردهای قانون‌نگر به‌سوی رویکردهای فردنگار و حرکت به‌سوی فرایندهایی که عناصر قابل تغییر را مشخص می‌کنند. این تغییرات می‌تواند باعث یکپارچه شدن یا ارتباط یافتن گرایش‌ها، محیط‌ها و حتی فرهنگ‌های درمانی متفاوت شود.
در مفهوم‌پردازی مورد بر اساس ACT ارزیابی تاثیری که رویدادهای تاریخچۀ زندگی درمانجو و محیط کنونی زندگی‌اش بر رفتارهای مهم و مرتبط بالینی او (مثلاً دوری از زمان حال و گم شدن درون نگرانی، روشن نبودن ارزش‌های منتخب و اجتناب گسترده، شدید و مزمن از تجربه‌های روانی ناخوشایند) می‌گذارد امری مهم است. با این اطلاعات می‌توان آسان‌تر به تدوین اهداف درمانی پرداخت و فرایندهای انعطاف‌پذیری لازم برای رسیدن به آن اهداف را مشخص کرد. درمانگر ماهر ACT برای دغدغه‌های درمانجو در طول تدوین مفهوم‌پردازی و بعد از آن اهمیت بسیاری قائل می‌شود و برای پرداختن به این دغدغه‌ها با همکاری او برنامه‌ای تدوین می‌کند. برای چنین درمانگری ترسیم روشن اهداف بالینی و ارزیابی مداوم پیشرفت به سوی اهداف ضرورت دارد.
این هم‌آفرینی طرح درمان منجر به روشن شدن -حداقل- این موارد می‌شود :
1. کدام عناصر کشمکش و مبارزۀ درونی درمانجو نیازمند تغییر است.
2. کدام عناصر کشمکش و مبارزۀ درونی درمانجو نیازمند پذیرش است
3. شناسایی، روشن‌سازی و تالیف کدام ارزش‌ها به درمانجو برای تغییر یا پذیرش موارد قبلی انگیزه می‌دهد.
4. چه اهدافی می‌توان بر اساس موارد قبلی جهت کاستن از رنج درمانجو و افزایش بهزیستی او طراحی کرد.
#ACT_in_Practice
#learning_ACT
پذیرش (Acceptance) در ACT به معنای دوست داشتن یا خواستن تجربه‌های درونی نیست بلکه به معنای تمایل (willingness) به تجربه کردن کامل و بدون دفاع افکار، احساسات، حس‌های بدنی، هوس‌ها و تمایلات قوی است. با توجه به تاریخچۀ زندگی درمانجو و مسیری که در زندگی برای پیش رفتن انتخاب می‌کند، رخ دادن برخی تجربه‌ها (نظیر غم، خشم، اضطراب) احتمال زیادی دارد. وقتی درمانجو در طی درمان در مسیر زندگی خود راه می‌رود این احساسات، ناگزیر پدیدار می‌شوند. درمانگر ACT به درمانجو فرصت‌هایی برای تمایل به داشتن این احساسات و تجربه کردن کامل آنها می‌دهد. مداخله‌های پذیرش معادل تمایل است و درمانجو از طریق آنها می‌آموزد خود را به خاطر مشکلاتی که دارد سرزنش نکند، برای تغییر دادن تجربه‌های درونی خود نکوشد و متمایل به روبه‌رو شدن با ترس و دیگر رویدادهای درونی نامطلوبی باشد که هنگام طی طریق در مسیرهای ارزشمند در زندگی همراه او می‌شوند.
#ACT_in_Practice
#learning_ACT
‍ تعریف عملیاتی من از بهوشیاری این است «آن آگاهی که از توجه عمدی، در لحظه حال و عاری قضاوت ناشی می‌شود.» اگر به دلیلی برای انجام این کار نیاز دارید، می‌توانیم اضافه کنیم « و این اقدام را در خدمت خرد، درک خود، و شناخت ارتباط درونی خود با دیگران و با جهان، و در نتیجه در خدمت مهربانی و شفقت انجام می‌دهیم». وقتی کسی بفهمد که واقعاً «غیر قضاوت‌کننده» به چه معناست آنگاه متوجه خواهد شد که بهوشیاری ذاتاً اقدامی اخلاقی است، (با معلق ساختن قضاوت‌گری نه از وضوح و بصیرت اجتناب می‌کنیم و نه از ارزش های انسانی مانند مهربانی و شفقت پرهیز می‌کنیم.). عدم‌قضاوت قطعا به این معنا نیست که قضاوت نداشته باشید؛ تعداد زیادی قضاوت خواهید داشت. منظور دعوت به این است که تا جایی که می توانید قضاوت را به حالت تعلیق در آورید، به سادگی آن را تشخیص دهید، و قضاوت را قضاوت نکنید.
تمرین بهوشیاری شبیه باغبانی یک باغچه و مراقبت از آن است: وقتی گل‌های باغچه شکوفا می‌شوند که شرایط مناسب باشد. در مورد بهوشیاری هم شرایط مناسب شامل چند ویژگی است که برای تمرین بهوشیاری ضروری است:
• ذهن کنجکاو: وقتی در این حالت آگاهی هستیم چیزها را تر و تازه انگار که بار اول است با کنجکاوی می‌بینیم.
• عدم قضاوت‌گری. این خصوصیت آگاهی شامل کسب مهارت مشاهده‌گری کامل هر تجربه‌ای است؛ یعنی به هیچ فکری، هیجانی یا حس بدنی برچسب خوب یا بد، درست یا نادرست، منصفانه یا غیرمنصفانه زده نمی‌شود بلکه در هر لحظه هر فکر، هیجان یا حس بدنی فقط مورد مشاهده قرار می‌گیرد.
• تصدیق. این حس آگاهی هر چیزی را همانطور که هست تصدیق می‌کند.
• آرامش و عدم تکاپوی بیهوده. با این ویژگی در آگاهی، برای فرار از هرچه که در هر لحظه درون خود تجربه می‌کنیم تلاش نمی‌کنیم به عبارت دیگر آرامش به معنای این است که درون همان تجربه‌ای که داریم می‌ایستیم و نیازی به اجتناب و گریز از آن نیست.
• متانت. این خصوصیت آگاهی شامل تعادل است و خردمندی را پرورش می‌دهد؛ و به ما اجازه فهم عمیق‌تر ماهیت تغییر را می‌دهد و باعث می‌شود تا با بینش و شفقت بیشتری با تغییر همراه باشیم.
• تکیه بر خود. این ویژگی آگاهی به شما کمک می‌کند تا از دیدگاه خودتان و بر اساس تجربه‌های خودتان ببینید که چه چیزی واقعی است و چه چیزی غیر واقعی.
• شفقت به خود. با این خصوصیت آگاهی می‌توانید خودتان را بدون سرزنش خود یا انتقاد از خود دوست داشته باشید.
• قدردانی: این ویژگی از آگاهی به شما کمک می‌کند از هر لحظه با حسی از قدردانی و احترام لذت ببرید.
• سخاوتمندی: این ویژگی از آگاهی به شما کمک می‌کند تا ببینید ارزش هدیه دادن حضور خود به انسان‌ها، موقعیت‌ها، حیوانات و دیگر چیزها بیشتر از چسبیدن به آنها است.
این ویژگی‌ها را در ذهن داشته باشید. در مورد آن‌ها تامل کنید و بنا به فهم خود آن‌ها را در خود پرورش بدهید. کسب این ویژگی‌ها باعث تقویت اثر تمرین شما می‌شود. هر کدام از این‌ها دیگری را تحت تاثیر قرار می‌دهد و کسب یکی از آن‌ها همه ویژگی‌های دیگر را تقویت می‌کند.

منابع:
1. Kabat-Zinn, J. (2018). Meditation is not what you think: Mindfulness and why it is so important. Hachette UK.
2. Stahl, B., & Goldstein, E. (2019). A mindfulness-based stress reduction workbook. new harbinger publications.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
صلاحیت_درمانگر_برای_به_کار_بستن_درمان_مبتنی_بر_پذیرش_و_تعهد_و_نتایج.pdf
ارتباط مثبت صلاحیت در انجام ACT و اثربخشی درمانگر را می‌توان اینگونه تبیین کرد:
انعطاف پذیری روانی اگر در خود درمانگر پرورش یافته باشد میتواند به او کمک کند در جریان درمان هم جلوه های متنوع این مهارت را فرا بخواند، الگوسازی کند و تقویت کند. دکتر استیون هیز نکتۀ جالبی را دربارۀ اهمیت بازخورد یا فیدبک گرفتن در جلسۀ درمان مطرح می‌کند: «آنچه در اغلب بخشهای تاریخ رواندرمانی دیده ایم این است که تجربۀ بیشتر درمانگر منجر به confidence (اعتماد به نفس) بیشتر میشود تا competence (شایستگی، صلاحیت، کفایت). چرا؟ اولین نکته این است که طبق پژوهشها با افزایش تجربۀ درمانگر؛ زوال تدریجی مهارت و اثربخشی او را شاهدیم. یک تبیین هشیاری بخش دربارۀ این پدیده این است که اثربخشی درمانگر ارتباط مستحکمی با بازخورد گرفتن بلافاصله دارد. یک یک بازیکن بسکتبال را تصور کنید که هزار ساعت پرتاب ضربۀ ازاد را تمرین می‌کند کند اما چشم و گوش او در طول این هزار ساعت بسته است. این نوع از تمرین فرقی به حال مهارت او در پرتاب ضربۀ آزاد او نخواهد کرد چون او نمی‌داند که چطور و به چه شیوه هایی پرتاب کردن منجر به گل شدن ضرباتش میشود. حالا اگر درمانگر و اینجا به ویژه درمانگر ACT را در نظر بگیریم او می‌خواهد انعطاف پذیری روانی و خلاقیت موثر درمانجو برای کاهش رنجش و افزایش بهزیستی‌اش را نیرومندتر کند. اگر درمانگر در لحظه لحظۀ جلسۀ درمان، به نشانه های کلامی و غیرکلامی انعطاف پذیری و ناپذیری توجه نکند و پاسخ کارآمد ندهد فقط احتمالا در به کار بستن تکنیکها از حفظ (افزایش اعتماد به نفس در به کاربستن ACT) ماهرتر خواهد شد اما به احتمال بسیار کمی اثربخشی او در افزایش انعطاف پذیری درمانجو افزایش خواهد یافت. به بیان دیگر و به قول لئو لاسپروگاتو ما به ACT غنی شده با بازخورد نیازمندیم».
بدنمندی و انعطاف‌پذیری روانی

روان‌درمانگران لازم است به میزان گشوده، آگاه یا درگیر اقدام متعهدانه بودن وضعیت‌های بدنی درمانجو توجه کنند و از آن اطلاعات به همان شیوه‌ای استفاده کنند که از کلمات، نشانه‌های فرازبانی . میزان استفاده از کلمات و سایر منابع اطلاعاتی در مورد حالات روانی در لحظۀ حال می توانند حس شوند. به عنوان مثال، اگر یک درمانگر ببیند که مراجعش شانه های خود را خم کرده و به هنگام بالا آمدن مطالب هیجانی به سمت پایین نگاه می کند، ممکن است زمان آن رسیده باشد که میزان بسته بودن فرد به احساسات خود را بررسی کند. در یک رویکرد مبتنی بر فرآیند، درمانگر ممکن است بخواهد از درمانجو بخواهد که وضعیت‌هایی را در نظر بگیرد و به تأثیر روانی آن‌ها توجه کند یا از دانش بدنمند به‌عنوان شکلی از ارتباطات استفاده کند، مانند اینکه «آیا می‌توانی با بدنت به من نشان بدهی که با این موضوع امروز چگونه رفتار می‌کنی؟» یا «آیا می توانی فقط با استفاده از بدن خود بیان کنی که چگونه با این موضوع در هفته گذشته سر و کار داشتی؟» استفاده عمدی توسط درمانگران از وضعیت بدنی خود، اگر به طور هنرمندانه به کار گرفته شود، ممکن است به ایجاد حس درک مشترک و اتحاد کمک کند و بدنمندی را به طیف متغیرهای مرتبط با اتحاد درمانی اضافه کند.
به نظر می رسد ممکن است که اگر در برخی از مداخلات یا اقدامات درمانی انعطاف پذیری روانشناختی را بگنجانیم نیرومندتر بشوند. برای مثال، مواجهه درمانی را می‌توان با استفاده از انواع موقعیت‌های بدن برای کمک به افزایش آگاهی و انتخاب در مواجهه با تجربۀ ناگوار انجام شود. ارزیابی پاسخ‌های نوروبیولوژیکی در حالی که حالت‌های مختلف بدن را امتحان می‌کنیم ممکن است سرنخ‌های مفیدی در رابطه با نحوه ایجاد یک وضعیت ایمنی نوروبیولوژیکی در طول درمان ارائه دهد؛ ارتباط نیرومند این متغیر با پیامدهای بالینی (مثلا در حوزۀ ارزیابی درد) به خوبی شناخته شده است.
منبع:
Falletta-Cowden, N., Smith, P., Hayes, S. C., Georgescu, S., & Kolahdouzan, S. A. (2022). What the Body Reveals about Lay Knowledge of Psychological Flexibility. Journal of Clinical Medicine, 11(10), 2848.

#Learning_ACT
#بدنمندی
#انعطاف‌پذیری_روانی
رواندرمانی، پذیرش، شفقت و نولیبرالیسم
علی فیضی
دوران ریگان و تاچر در دهۀ هشتاد میلادی را نقطۀ آغاز و در ادامه اوج نفوذ و کاربست نولیبرالیسم در نظر گرفته می‌شود. این سیستم هم معمولاً با کلیدواژه‌هایی مثل خودخواهی، رقابت و سودجویی تعریف می‌شود که فرض بر آن است که برآیند کلی‌شان سودبردن جامعه است. از طرف دیگر سه رویکرد درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان متمرکز بر شفقت و درمان نظام‌های درونی خانواده درهمان دهۀ هشتاد ابداع می‌شوند. به بیانی نه چندان دقیق -که ناگزیر به نظر می‌رسد- می‌توان گفت که از منظر هرسه رویکرد «استبداد منتقد درونی» و «اجتناب از تجربه» به عنوان مشکلات اساسی در نظر گرفته می‌شوند و هر سه رویکرد پذیرش و شفقت رو به عنوان راهبردهای اساسی درمان در نظر می‌گیرند. این مشاهده پویایی جالبی را نشان میدهد: وقتی سیستم کلانی که مبتنی بر خودمداری و رقابت‌گری است بر جوامع حاکم می‌شود مطابق انتظار، مقاومت‎هایی را هم می‌بینیم که ظاهر می‌شوند. هرسۀ این رویکردها در عین حال که از دل روانشناسی برخاسته‌اند مشکل را درونی‌سازی پیام‌های فرهنگی و اجتماعی می‌بینند که بر بستر همان سیستم کلان نئولیبرالیسم، بر قدرت اراده و در نتیجه پاکسازی ذهن تاکید می‌کنند. در این بافار اجتماعی، انگار قرار است هرچه که می‌تواند سوژه را شرم‌زده، پرخاشگر، افسرده یا به عبارت کلی غیرفعال و بی‌فایده برای شرکت در رقابت عمومی بکند بایستی ریشه‌اش را خشکاند. بر خلاف مغالطۀ پهلوان‌پنبه که روانشناسی انتقادی دربارۀ روانشناسی آکادمیک و رواندرمانی مرتکب می‌شود، رواندرمانی در طی دهه‌ها حاکمیت نولیبرالیسم، حتی درون آکادمی به کل در پی انقیاد سوژه از طریق کنترل ذهن نبوده است. در تضاد با رویکردهایی مثل درمان شناختی یا رفتاردرمانی عقلانی هیجانی یا رویکردهایی نظیر اینها که آشکارا از افکار و هیجان‌های سمی صحبت می‌‎کنند و هدفشان دور ریختن آشغالهای ذهنی است یا رویکردهایی نظیر کاهش استرس با بهوشیاری که در معرض اتهام مطیع‌سازی و در نتیجۀ بهره‌ورتر سازی سوژه‌ها قرار دارند* رویکردهایی هم پا به عرصۀ رواندرمانی گذاشته‌اند که نگرش مخالفی به ذهن را پایه‌ریزی کرده‌اند: رویکردهایی که ذهن را موجودیت یگانه‌ای نمی‌بینند که بر خاک آن علف‌های هرز افکار و هیجانات و تکانه‌ها و هوس‌ها (اغلب به لحاظ اجتماعی نهی و خوار شمرده شده) می‌رویند. این روش‌ها با فضا دادن به کلیت زندگی و پویایی درون سوژه، راهی به رهایی آن از انطباق با سبک زندگی پرورندۀ نولیبرالیسم ارائه می‌کنند. اگر راهبرد اصلی، پذیرش بنیادین خود، شفقت و عشق‌ورزی-مهربانی با خود و دیگران و پذیرش آن از سوی دیگران باشد دیگر نمی‌توان فقط انتظار کشید که نتیجۀ موردنظر تبعیت و تسلیم باشد. اینجاست که می‌توان زخم‌هایی که بر روان درمانجو شکل گرفته است نه فقط جایگاهی دید که نور از آنها وارد می‌شود؛ نه نشانۀ مرضی زیستی پنهان بلکه نمایانگر محرومیت‌ها و غفلت‌ها و سوءاستفاده‌هایی دید که راه برای ارضای زندگی‌ساز اشتیاق‌های اساسی را سد کرده‌اند. دلیل فعال بودنشان، دردناکی‌شان و انگیزه‌بخش بودنشان این است که درونشان همان نیرویی گیر افتاده است که به انسان شوق زندگی می‌دهد؛ پس رخم‌ها فقط محل وارد شدن نور نیست بلکه جایی برای تابیدن نور از درون به بیرون است.
* یک پدیدۀ جالب توجه و همزمان تاریخی، شروع و اوج گرفتن جنبش «درمان/مداخلۀ مبتنی بر شواهد» است. در همان دهۀ هشتاد میلادی است که پروتکل‌های سازگار با رویکرد پزشکی به رنج روانی - که اغلب شناختی‌رفتاری‌اند- تدوین می‌شوند و با جذب بودجه از نهادهای دولتی به کسب این توصیف برساختۀ اجتماعی مفتخر می‌شوند که «قوی‌ترین مبنای پژوهشی»‌ را دارند. شایان ذکر است در سالهای اخیر و از سوی پژوهشگرانی متعلق به سنت روانشناسی انسانگرا (بروس ومپولد [1]) و روانکاوی (جاناتان شدلر [2]) صحت و دقت چنین توصیفی به چالش کشیده شده است.
1.
Wampold, B. E., & Imel, Z. E. (2015). The great psychotherapy debate: The evidence for what makes psychotherapy work. Routledge.
2.
Shedler, Jonathan. "Where is the evidence for “evidence-based” therapy? 1." Outcome Research and the Future of Psychoanalysis (2020): 44-56.
Forwarded from طرحی‌نو
سرفصل های دوره :
🔹مدل انعطاف پذیری روانشناختی، مفهوم‌پردازی در مورد ACT،

🔸ارزیابی انعطاف پذیری روانشناختی درمانجو

🔹آموزش تکنیک‌های افزایش انعطاف پذیری روانشناختی درمانجو

🔸آشنایی با الگوی ماتریکس ACT و کاربردهای بالینی آن در درمان

🔹پروتکل افزایش شش گام انعطاف‌پذیری روانشناختی با ماتریکس

🔹مهارت‌های پیشرفتۀ ACT

🔸چگونه اولین جلسه ACT را با اثربخشی بیشتری شروع کنیم؟

🔹شیوه‌های تقویت اتحاد درمانی به عنوان مهمترین متغیر پیش‌بینی‌کنندۀ اثربخشی رواندرمانی

🔸شیوه‌های افزایش ظرفیت فراهیجانی درمانگر برای استفادۀ موثرتر از مهارت‌های ACT

🔹مهارت‌های کاهش خطاهای ناخواسته در فرایند رواندرمانی (به عنوان مثال: واکنش نشان دادن موثر به درمانجوی پرحرف، تنبیه نکردن رفتارهای مثبت درمانجو، واکنش مناسب به پاسخ «نمی‌دانم» درمانجو)

🔸کاربرد اکت برای مشکلات مرتبط با تروما

🔹رل_پلی ،مشاهده فیلم ،ارائه جزوه و کتابچه های آموزشی
وقتی به فردی می گویید که [به لحاظ روانی] بیمار است و بافتار بزرگتری که به نشانه‌های آنها معنا می‌دهد را نادیده می گیرید، نه تنها [دسترسی به] نقاط اهرمی را که می توانند تحول‌آفرین شوند را از دست می دهید، بلکه یک بیمار منفعل ایجاد می‌کنید که احساس نقص می کند.
ریچارد سی. شوارتز (مبدع رویکرد نظام‌های درونی خانواده)
تمرین‌ خود خوب/ خوب بد (تمرینی برای گسلش از خودپنداشت)
راس هریس
مترجم: علی فیضی
درمانجویان اغلب می‌گویند: «من عزت نفس ندارم» یا « عزت نفس بیشتری می‌خواهم». در حالی که سازه‌های مختلفی از عزت نفس وجود دارد، اکثر آنها را می‌توان اینطور خلاصه کرد: عزت نفس = ایجاد یک تصویر مثبت از خود. اکثر برنامه های پرورش عزت نفس تاکید زیادی بر ارزیابی مثبت خود، تمرکز بر نقاط قوت خود و تلاش برای کاهش یا حذف خود قضاوت‌گری‌های منفی دارند. با این حال، از دیدگاه ACT، آمیختگی با «تصویر از خود» چه مثبت و چه منفی باشد احتمالاً مشکلاتی را ایجاد می‌کند. متن زیر از یک تمرین گسلش امیدوارم این احتیاط را روشن کند.
تمرین خود خوب/ خود بد
این یک تمرین ساده اما قدرتمند برای گسلش از خودپنداشت است. برای این کار به کاغذ و خودکار نیاز دارید.
درمانجو: اما عزت نفس بالا خوب است، اینطور نیست؟
درمانگر: خوب، شما سه فرزند خردسال دارید، درست است؟
درمانجو: بله.
درمانگر: پس فرض کنید ذهن شما به شما می گوید، من یک مادر فوق العاده هستم. من یک کار درخشان انجام می‌دهم. حالا اگر به این فکر محکم بچسبید، بدون شک به شما عزت نفس بالایی می‌دهد. اما به کلی گرفتار آن بشوید چه اتفاقی می‌افتد؟ روز خود را سپری کنید و متقاعد شده باشید که مادر فوق العاده‌ای هستید و کار درخشانی انجام می دهید و نیازی به پیشرفت ندارید؟
درمانجو: (می خندد) خب، برای شروع چنین چیزی درست نیست.
درمانگر: بسیار خوب، پس یک هزینه‌ای که چسبیدن به این باور دارد این است که ارتباط خود را با واقعیت از دست می‌دهید. چه اتفاقی دیگری ممکن است برای رابطه شما با فرزندانتان بیفتد اگر 100 درصد باور داشته باشید که هر کاری که انجام داده اید فوق العاده بوده است؟
درمانجو: حدس می‌زنم ممکن است متوجه نشوم که چه زمانی کارها را اشتباه انجام می‌دهم.
درمانگر: حتما. شما فاقد خودآگاهی خواهید بود و احتمالاً حساس نخواهید بود؛ و در این صورت رشد نمی کنید و تبدیل به مادر بهتری نمی شوید؛ زیرا رشد کردن و بلوغ تنها زمانی اتفاق می افتد که بتوانید اشتباهات خود را ببینید و از آنها درس بگیرید. حالا اجازه بدهید از شما بپرسم: فرض کنید می توانید به شکلی جادویی در مراسم ختم خود حضور داشته باشید - شما یک فرشته یا یک روح مهربان هستید یا از بهشت به پایین نگاه می کنید - دوست دارید فرزندانتان کدام یک از این موارد را بگویند: «مامان وقتی به او نیاز داشتم واقعاً در کنار من بود» یا «مامان واقعاً نظر خیلی مثبتی نسبت به خودش داشت»؟
درمانجو: (می خندد) اولی. (گیج شده) اما آیا عزت نفس نمی‌تواند به من کمک کند که مادر بهتری باشم؟
درمانگر: سوال خوبی است. آیا حاضرید برای پیدا کردن جواب یک تمرین با من انجام بدهید؟
درمانجو: حتما.
درمانگر: بسیار عالی. (درمانگر یک صفحه کاغذ خالی را بیرون می آورد.) پس زمانی که ذهنتان می‌خواهد شما را کتک بزند، بدترین چیزهایی که به شما می گوید چیست؟
درمانجو: (آه می کشد) همان چیزهای قدیمی. «من چاق هم و من خودِ خنگ اصلی هستم».
درمانگر: باشه. پس این «خود بد» است: «من چاق هستم» و «من خنگ هستم». چیز دیگری مد نظر دارید؟ (درمانگر چند خود قضاوت‌گری منفی دیگر را برمی انگیزد و همه آنها را در یک طرف کاغذ می نویسد. سپس کاغذ را برمی گرداند.) حالا در موارد نادری که ذهن شما با شما مهربان است، چه چیزهای خوب در مورد شما می گوید؟
درمانجو: اوم. من آدم خوبی هستم. من با دیگران مهربانم
درمانگر: باشد. پس این «خود خوب» است. «من آدم خوبی هستم» و «من مهربانم.» چیز دیگری هم مد نظر دارید؟ (درمانگر چند خود قضاوت‌گری مثبت دیگر را برمی‌انگیزد و همه اینها را در سمت دیگر کاغذ می‌نویسد.) این کمی شبیه به تمرینی است که چند جلسه قبل انجام دادیم. بنابراین اگر مایل هستید، لطفاً کاغذ را جلوی صورت خود بگیرید تا بتوانید همه چیزهای منفی را بخوانید. همین است - آن را درست در مقابل خود نگه دارید تا این تنها چیزی باشد که می توانید ببینید. (درمانجو کاغذ را جلوی صورت خود می گیرد و درمانگر را دیگر نمی‌تواند ببیند) آن را محکم نگه دارید. کاملا در «خود بد» گرفتار کنید. حالا، این عزت نفس بسیار پایین است، اینطور نیست؟
درمانجو: بله.
درمانگر: و تصور کنید که مستقیماً در مقابل شما هر چیزی که در زندگی مهم است وجود دارد. همه افراد و مکان ها و چیزها و فعالیت هایی که برای شما مهم هستند. بنابراین، در حالی که کاملاً گرفتار این داستان های مربوط به خودتان هستید، برای بقیه زندگی شما چه اتفاقی می افتد؟
درمانجو: از دست می‌رود.
درمانگر: آیا تصور می کنید با افرادی که دوستشان دارید و چیزهایی که مهم هستند در ارتباط هستید؟
درمانجو: نه. نمی توانم چنین چیزی را ببینم.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
درمانگر: باشد. حالا کاغذ را بچرخانید تا به تمام آن افکار مثبت در مورد خودتان نگاه کنید. همین است - و آن را درست جلوی صورتتان نگه دارید. (درمانجو کاغذ را به دور خود می چرخاند و به نگه داشتن آن در مقابل صورت خود ادامه می دهد.) اکنون به کلی گرفتار «خود خوب» شوید. آن را محکم نگه دارید - به خودتان اجازه دهید گرفتار تمام آن افکار مثبت دوست داشتنی شوید. اکنون شما واقعاً عزت نفس بالایی دارید. اما با بقیه زندگی شما چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا شما تصور می کنید که مشغول ارتباط با عزیزانتان و موارد مهم زندگی‌تان هستید؟
درمانجو : (با خنده) نه.
درمانگر: باشد. حالا کاغذ را روی پای خود بگذارید. (درمانجو همین کار را انجام می دهد.) حالا، آیا این کار تفاوتی ایجاد می‌کند؟
درمانجو: (درمانجو به درمانگر نگاه می کند. هر دو پوزخند می زنند.) خیلی بهتر است.
درمانگر: مشغول شدن و ارتباط با چیزهایی که مهم است آسان تر است؟
درمانجو: بله.
درمانگر: و توجه کنید، تا زمانی که به این داستان‌ها اجازه می‌دهید روی زانوی شما بنشیند و اگر آن را محکم نگه ندارید یا محذوبش نشوید مهم نیست که کدام طرف کاغد بالا است. چه خود خوب یا خود بد ظاهر شود مهم نیست. این داستان‌ها مانع آن کاری که می‌‌خواهید انجام بدهید نمی‌شوند. بنابراین بر مبنای اینکه آن گونه مادری باشید که می خواهید باشید، چه چیزی مهمتر است؟ سعی می کنید به تمام این افکار را در مورد اینکه چقدر خوب هستید محکم بچسبید و از افکار منفی دور شوید یا با بچه هایتان مشغول شوید و با آنها ارتباط برقرار کنید و واقعاً کنار آنها باشید؟
درمانجو: البته بودن کنار بچه هایم بودن.
منبع:
Harris, R. (2019). ACT made simple: An easy-to-read primer on acceptance and commitment therapy. New Harbinger Publications.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy