کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
2.17K subscribers
205 photos
65 videos
127 files
484 links
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانی‌های متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آن‌ها ایجاد شده است.
Download Telegram
Forwarded from Arjmandpub
منتشر شد:
توجه‌آگاهی در اتاق درمان
کاربرد توجه‌آگاهی در درمان مبتنی بر پذیرش و پایبندی (همراه با نمایش ویدئویی)
چاپ اول 1398

نویسنده: کلی ویلسون، تروی دوفرن
ترجمه: پیوند جلالی، مرتضی کشمیری

تعداد صفحه: 332 - رقعی - شمیز
بها: 470,000 ریال
خرید با ده درصد تخفیف: https://www.arjmandpub.com/Product/Details/1618/1

شما می‌‌توانید سال‌ها وقت خود را صرف کلاس‌های دانشگاهی، کارورزی و کارگاه‌های بالینی کنید. می‌توانید در مفهوم‌بندی مورد و طراحی مداخلات برای مراجعین‌تان به مهارت برسید. می‌توانید هر مهارت و فنی را به‌عنوان درمانگر بیاموزید، اما اگر می‌خواهید بیشترین نتیجه را از جلسات درمان بگیرید، هم شما و هم مراجعتان باید در اتاق درمان حضور کامل داشته باشید.
«توجه‌‌‌آگاهی در اتاق درمان» راهنمایی عملی و نظری دربارۀ نقش توجه‌آگاهی در روان‌درمانی، به‌ویژه درمان با رویکرد پذیرش و پایبندی (ACT) است. کلی ویلسون در این کتاب توجه‌آگاهی را به دقت از منظرACT تعریف کرده و ارتباطش را با شش فرآیند اصلی ACT و همچنین با رابطۀ درمانی تشریح می‌کند. او با شفافیتی بی‌نظیر اصولی را توضیح می‌دهد که مدل ACT را به مبانی علم رفتاری پیوند می‌دهند.
نیمۀ دوم کتاب راهنمایی عملی است برای آنکه توجه‌آگاهی را در مراجعین و همچنین در خودتان مشاهده کنید و پرورش دهید –توصیه‌هایی مفید که می‌توانید بلافاصله در عمل به کارشان بگیرید. ویلسون که از نویسنده‌های کتاب اصلی و کلاسیکACT است، با شفافیت، شوخ‌طبعی و صمیمیت، صفاتی که همه جای دنیا به آن مشهور است، شما را از دل مطالبِ گاه دشوار این کتاب می‌گذراند. «توجه‌آگاهی در اتاق درمان» بیش از هر منبع موجود دیگری سبک منحصر به فرد کار ویلسون را در آموزش تجربی ACT در خود دارد.

#روان_درمانی #مشاوره #درمان_های_موج_سوم #توجه_آگاهی #درمان_مبتنی_بر_پذیرش_و_پایبندی #ACT #کلی_ویلسون #تروی_دوفرن #پیوند_جلالی #مرتضی_کشمیری

https://www.arjmandpub.com/images/products/lng/1618.jpg

@arjmandpub
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شامپانزه 59 ساله به نام ماما، سالخورده ترین شامپانزه در میان گروه خود در باغ وحش برگرز هلند بود.
همه می دانستند که مرگ او بسیار نزدیک بود.
مامای پیر بسیار خسته بود و دیگر دوست نداشت که هیچ چیزی بنوشد و یا بخورد.
پروفسور جان ون هووف، در گذشته از ماما نگهداری می کرد و بعد از شنیدن حال وخیم ماما، به محل نگهداری او آمده بود تا دوباره او را ملاقات نماید.
در ابتدا، ماما، پروفسور جان را نشناخت. اما زمانی که او را بیاد آورد، واکنش او بسیار فوق العاده و تکان دهنده بود.
صورت ماما بیدرنگ شکفت!
ماما به آرامی پروفسور جان را لمس می کرد گویی که بسیار دلتنگ او شده بود.
این دو یکدیگر را از سال 1972 می شناختند و از آن زمان رابطه بسیار ویژه ای با یکدیگر برقرار کرده بودند.
بعد از دیدار مجدد پروفسور جان، او انرژی تازه ای پیدا کرد و شروع به خوردن غذا از دستان پروفسور نمود.
#شفقت
#به_دیگری_بیاندیش
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ منظور از پذیرش در #درمان_مبتنی_بر_پذیرش_و_تعهد چیست؟
نویسنده: #دکتر_علی_فیضی
🧧برگرفته از دورۀ آموزشی با دکتر #راس_هریس


📕هدف درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به زبان ساده خلق یک زندگی غنی، کامل و پرمعنی در حالی است که درد ناگزیر حاضر در آن پذیرفته می‌شود. چه نوع دردی در زندگی وجود دارد که هیچ‌کدام از ما اگر به مقدار کافی زندگی کنیم گریزی از آن نداریم؟ همگی ما شکست، ناامیدی، طرد شدن و #فقدان را تجربه می‌کنیم و این چیزها دردناک هستند. همۀ ما #تعرض و تنش را در روابطمان تجربه می‌کنیم.


📘فرقی نمی‌کند که این روابط چقدر عالی باشند دیر یا زود ناراحتی و ناخشنودی را در آنها ملاقات خواهیم کرد. همۀ ما ترس، #اضطراب ، شک و سوءظن را تجربه می‌کنیم. ما با فقدان از همه نوع آن از فقدان پول گرفته تا از دست دادن سلامتی، شغل یا روابط روبه‌رو می‌شویم. ما زخمی شدن، آسیب‌دیدن و بیماری را تجربه می‌کنیم. پس اگر می‌خواهیم زندگی غنی، کامل و معناداری داشته باشیم باید در وجود خود فضایی برای همۀ #هیجان‌ های طبیعی زندگی و نه صرفا انواع خوشایند آن باز کنیم.


📗متاسفانه فرهنگمان به ما خوب نمی‌آموزد که چطور با درد ناگزیر زندگی کنار بیاییم. یک شیوۀ کارآمد در برابر این درد #پذیرش آن است. وقتی از پذیرش صحبت می‌کنیم منظورم تحمل کردن، تسلیم شدن یا بی‌خیال شدن یا دوست داشتن و خواستن درد نیست. زندگی پر از درد است و وقتی از پذیرش این درد صحبت می‌کنم منظورم یک راه‌حل بنیادین و متفاوت برای پاسخ دادن به افکار، هیجانات و خاطرات دردناک است



. 📙نوعی پاسخ دادن که به شما این توانایی را می‌دهد که بدون درگیر شدن با آن تجربه‌های دردناک آنها را خوب حس کنید؛ اجازه بدهید بدون این که نشاط زندگی شما را خشک کنند از وجود شما بگذرند و شما را از مسیرهای ارزشمند زندگی‌تان منحرف نکنند. وقتی این نوع جدید پاسخ دادن به درد خود را یاد گرفتید دست و پا و دهنتان آزادتر می‌شود تا با ارزش‌های خودتان تماس پیدا کنید و بیشتر و بیشتر شبیه آن کسی که دوست دارید بشوید رفتار کنید و مشغول انجام اقداماتی بشوید که واقعا برای شما مهم هستند.


📕این گونه نوعی از زندگی رامی‌سازید که غنی، کامل و معنادار است.
مراقب استفاده از واژۀ #پذیرش باشید
پذیرش چیزی است که خیلی از افراد در مورد دچار سوء تفاهم می‌شوند و بنابراین واژه‌ای است که خیلی شما را تشویق نمی‌کنم در کار با درمانجوها از آن استفاده کنید. چرا؟



📘خیلی از افراد پذیرش روان‌شناختی را با دوست داشتن یا خواستن یک تجربه ناخوشایند یا تسلیم شدن به آن اشتباه می‌گیرند.
پس واژه‌های جایگزینی که می‌توانید به جای پذیرش استفاده کنید باز کردن یک فضا برای تجربه نامطلوب، اجازه دادن به حضور تجربه ناخوشایند در #ذهن و #بدن، اجازه دادن به این که تجربه ناخوشایند برای خودش بیاید و برود، نگه داشتن آرام تجربه ناخوشایند یا رها کردن مبارزه با تجربه ناخوشایند است.



🛑 فرصت استفاده از
۴۰۰ هزار تومان تخفیف
جهت ثبت نام در دوره جامع تربیت درمانگر #اکت : ۲۵ مهر ماه ۹۸ 🛑

جهت اضافه شدن به لیست دوره:
@tarhinow10
09901185710
02188322630

درمانگری با طرحی نو🍀
@TarhinowChannel
Forwarded from عکس نگار
‍ در جستجوی شادمانی: لذت یا سعادت
نویسنده: علی فیضی
وقتی از شادمانی صحبت می‌کنیم می‌توان از دو نوع احساس مثبت صحبت کرد: احساسات مربوط به تجربۀ لذت و احساسات مربوط به تجربۀ سعادت.
احساسات مربوط به لذت همان‌هایی‌اند که وقتی دربارۀ شادمانی یا خوشحالی صحبت می‌کنیم شاید سریع‌تر و بیشتر به ذهن بیایند: سرور، خوشی، اشتیاق، هوس، غرور. این احساسات وقتی تجربه می‌شوند که چیزی را به دست می‌آوریم، صاحب می‌شویم یا نگهش می‌داریم و اغلب اوقات محصول رقابت برای ارضای نیازها و خواسته‌های شخصی است.
هرچند این دسته از احساسات بخش جدایی‌ناپذیری از هرنوع تعریف علمی شادمانی و بهزیستی‌اند و به خودی خود مشکل‌ساز نیستند اما وقتی که سخت به دنبال تجربه و تداوم تجربۀ این احساسات باشیم مشکلاتی اساسی خود را نشان می‌دهد: این احساسات کوتاه‌مدت‌اند، اعتیاد‌آورند، نیازمند دستکاری دیگران‌اند و برای تجربۀ آنها بسیاری از مواقع نیاز داریم که از دیگران برتر باشیم و آنها را پست‌تر از خود ببینیم. بدتر آن که وقتی از تجربۀ احساسات لذت‌آفرین باز می‌مانیم این ناکامی بلافاصله منجر به مقایسۀ خود با دیگران، احساس حقارت، شرم، حسادت، افسردگی و اضطراب می‌شود.
همانطور که قبلاً اشاره کردم دومین دستۀ احساسات مربوط به شادمانی احساسات مربوط به تجربۀ سعادت‌اند. این احساسات مربوط به فعالیت‌هایی بسیار متفاوت‌اند: دریافت و پرورش توانمندی‌ها و قابلیت‌های اصیل خود، تلاش برای همیاری با دیگر انسان‌ها، یافتن و ساختن معنای زندگی، استفاده از توانمندی‌های خود برای حرکت بر مبنای نیت‌هایی فراتر از انگیزه‌های فردی، ارتباط عمیق با دیگر موجودات و فراتر از آن تمام جلوه‌های هستی. بر این مبنا می‌توان قناعت، رضایت، اطمینان و ایمنی و صمیمیت را از جمله احساسات تجربۀ سعادت دانست. جالب اینجاست که اگر در دام گروه و قبیله و فرقه‌گرایی نیفتیم فعالیت‌های منجر به ایجاد این احساسات، سلامتی‌افزایند و شفابخش معضلات روانی و ارتباطی؛ پس اگر به دنبال شادمانی پایدار و زندگی‌بخش و زندگی‌سازیم بهتر است از خود بپرسیم:
شادمانی را چگونه تعریف می‌کنیم؟
در تعریف شادمانی آیا از ارزش‌ها و قواعد راهنمای رفتارهایمان آگاهیم؟
برای کسب شادمانی چه اقداماتی را انجام می‌دهیم؟
و مهمتر از همه پیامد مخصوصا بلندمدت این اقدامات بر سلامتی شخصی و ارتباطی و محیطی ما چیست؟‌
#شفقت
#ارزش‌ها
#اقدام_متعهدانه
#معنای_زیستن
#سلامت_جسم_و_جان

https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from اینکُجا - ایده نوشت های مهدی سلیمانیه (M)
♦️مهربانان ِ خودآموخته♦️

▪️از سر کار می‌آیم. کنار ساندویچی بیرون‌بر می‌ایستم و ساندویچی سفارش می‌دهم و جلوی مغازه به انتظار می‌ایستم. بچه‌گربه‌ی نحیف سفیدی نزدیک ساندویچی ایستاده‌است. صورتش زخمی است. خانم بیست و پنج-شش ساله‌ای نزدیک می‌شود. مانتو و مقنعه‌ی سرمه‌ای کارمندی دارد. چند قدم مانده به ساندویچ‌فروشی می‌ایستد. کیفش را باز می‌کند و خم می‌شود. چیزی را از داخل پلاستیک درمی‌آورد و روی پا، یکی دو قدمی بچه گربه می‌نشیند. غذای بچه‌گربه را می‌دهد. دستی هم به نوازش به پشت بچه‌گربه‌ی بیمار می‌کشد.

▪️ساندویچ را گرفته‌ام و به سمت خانه می‌روم. سر کوچه، خانمی میان‌سال، با چادر گل‌گلی، کنار سطل زباله شهرداری، خم شده. توجهم جلب می‌شود. برای گربه‌ای دیگر و دو سه بچه گربه‌اش غذا آورده.

▪️همسایه‌ی روبرویی‌‌مان، طبقه‌ی چهارم ساختمان مقابل، هر روز برای کبوترها، پشت پنجره‌اش دانه و ارزن و خرده‌غذا می‌ریزد.

▪️تلویزیون، در میان این همه خبر سیاسی، وقتی برای برنامه‌های زیست‌محیطی ندارد. در مدرسه، در کتاب‌های درسی بچه‌ها، جایی برای یاد دادن نوع برخورد مناسب با حیوانات و طبیعت نیست. در منابر و هیئت‌ها و مساجد، جایی برای گفتن از محمد و مسیح‌ی نیست که با طبیعت مهربان بوده‌اند. مدارس طبیعت به شکایت این و آن تعطیل می‌شوند. فعالان زیست محیطی و سمن‌ها، دست آزادی برای فعالیت ندارند. در میان این همه "نیست"، در ایران ِ من، مهربانی با طبیعت، با جانداران، کم نیست. به صورتی خودآموخته و خودانگیخته، مهربانان با طبیعت، کم نیستند. این است که آدم را امیدوار می‌کند. این است که از چشمه‌های روشنی در زیر این زمین آفت‌زده‌ خبر می‌دهد.

▪️چندین سال قبل، به دوستی اروپایی می‌گفتم: ما، در حرکت به سمت رشد، از شما سخت‌جان‌تر و خوداتکاتر و خودآگاه‌تریم. شما در زمینه و زمانه‌ای چشم گشوده‌اید که "بایدها و نبایدهایتان"، بی‌آنکه بدانید و سهمی در ساختنش داشته‌باشید، شما را به سمت توسعه می‌برد. چون نسل‌های قبل‌ شما، یک بار ریل‌های توسعه را برایتان با خون دل کار گذاشته‌اند. شما روی ریل‌های آماده قدم برمی‌دارید. گاه حتی نمی‌دانید معنی و قدر آن گام چیست. ما اما، همچنان خود ریل‌های حرکت خود را می‌گذاریم و قدم به قدم می‌دانیم که چرا به طبیعت مهربانی می‌کنیم، چرا پشت چراغ قرمز باید بایستیم، چرا باید در خانه، نظر تمام افراد خانواده را بپرسیم و رأی بگیریم، چرا باید در ساختمان، قاعده و قانون و مدیر ساختمان بگذاریم و برای استقرار قاعده و قانون، در همان آپارتمان بجنگیم. ما، بال‌هایمان را داریم خودمان، بی‌یاری سیاست و قدرت و محیط پیرامون، به دست خودمان آهسته آهسته می‌سازیم.

▪️جامعه‌ای که خود، آرام آرام، بی‌آموختن از نهادهای رسمی و حکومت، دست به زانو می‌زند و این‌گونه مهر پیشه می‌کند و می‌سازد، گرچه کمی دیر، گرچه شاید دور، فردای روشنی دارد. بیش باد.

#روشنا
#جامعه

اینکجا
ایده‌نوشت‌های مهدی سلیمانیه
@inkojaa
نکتۀ کوتاه بالینی برگرفته از کارگاه آموزشی دکتر راس هریس: ACT و توجه‌آگاهی برای تروما
علی فیضی
در موقعیت‌هایی که واکنش درمانجو با آنچه مطلوب است تناقض دارد مهم است که اول خودتان را آرام کنید. از ACT روی خود استفاده کنید: از افکار ناخوشایند از جمله قضاوت درباره‌ی خودتان و درمانجو بگسلید، احساسات ناخوشایند مربوط به این موقعیت دشوار را بپذیرید و لنگر بیندازید تا شیوه‌ی عینی آرامش را برای درمانجو الگوسازی کنید؛ بعد به درمانجو کمک کنید تا همین کار را انجام بدهد.
#Learning_ACT
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from طرحی‌نو
۴۰۰ هزار تومان تخفیف جهت ثبت نام تا تاریخ ۲۵ مهر ماه ۹۸ در دوره جامع تربیت درمانگر ACT با تدریس #دکترعلی‌فیضی (دانش آموخته #راس_هریس و #استیون_هیز )

این دوره بر اساس آخرین نوآوری ها و درسنامه های مدرسین بزرگ ACT برگزار خواهد شد.
🛑(طول دوره: ۱۰۰ ساعت)🛑

جهت ثبت نام:👇🏻
@tarhinow10
09901185710
02188322631

درمانگری با طرحی نو🍀
@TarhinowChannel
🎯 ذهن‌آگاهی: التیام درونی یا ماشین اوهام‌ساز؟
— ذهن‌آگاهی می‌گوید ما را در برابر بی‌رحمی سرمایه‌داری محافظت می‌کند، اما خودش بخشی از مشکل است

📍یک دانه کشمش بگذارید توی دهانتان و چند دقیقه با نهایت توجه آن را بجوید. آرام باشید. ذهنتان را متمرکز کنید. بافت کشمش را زیر زبانتان حس کنید، طعمش را بچشید. صبور باشید و خودآگاه. به این شیوۀ غذاخوردن می‌گویند غذاخوردنِ ذهن‌آگاهانه. تمرین‌های مشابهی هم برای هر کار دیگری که بخوانید انجام دهید وجود دارد. تمرین‌هایی که وعده می‌دهند دنیای عذاب‌آور و پراسترس شما را می‌گیرند و آرامش و شادی را به ارمغان می‌آورند. کتابی جدید می‌گوید این وعده‌ها خوشایند اما دروغ‌اند.

🔖 ۴۹۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۹ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9557/

🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان

🔗 @tarjomaanweb
ترجمان علوم انسانى
🎯 ذهن‌آگاهی: التیام درونی یا ماشین اوهام‌ساز؟ — ذهن‌آگاهی می‌گوید ما را در برابر بی‌رحمی سرمایه‌داری محافظت می‌کند، اما خودش بخشی از مشکل است 📍یک دانه کشمش بگذارید توی دهانتان و چند دقیقه با نهایت توجه آن را بجوید. آرام باشید. ذهنتان را متمرکز کنید. بافت…
بخشی از مقالۀ پاسخی بهوش به نقد پرسر

نویسندگان: سونیا مک‌فرسون، پاتریشیا راکمن
ترجمه: علی فیضی

آنچه بیشترین دغدغه را برمی‌انگیزد تصویری است که پرسر از مبنای نظری توجه‌آگاهی ارایه کرده و ادعا می‌کند: «پیام بنیادین» یادگیری توجه‌آگاهی این است که «منبع نارضایتی و ناراحتی درون سر ما است». اول آن که حتی اگر چنین چیزی درست هم می‌بود معنایش بی‌اعتبار ساختن آن منبع درونی و کم‌اهمیت یا غیرواقعی‌تر شمردنش از منبع اجتماعی نارضایتی نیست. گفتنی‌ست ما به ندرت –البته اگر به گوشمان خورده باشد- شنیده‌ایم که جایی چنین توضیحی برای یادگیری، مطالعه یا آموزش توجه‌آگاهی ارایه شده باشد؛ بلکه پیام بنیادین و باثبات یادگیری و جنبش توجه‌آگاهی این است که با عوامل متعدد درونی و بیرونی –فیزیولوژیک، روانی، اجتماعی و فرهنگی- شرطی شده‌ایم. اگر آگاه نباشیم، این محرک‌های شرطی یا استرس‌زاها منجر به راه‌اندازی پاسخ‌هایی عادت‌شده و خودکار می‌شوند که اغلب الگوهایی ناسازگار یا بدکارکرد به بار می‌آورد. این الگوها هم بر ضد علایق ما -درمعنای وسیع آن- عمل می‌کنند. اثر این واکنش نشان دادن کورکورانه، عمیق‌تر و دائمی ساختن رنج بردن - نه صرفاً رنج فردی که رنج جمعی- است. وقتی توجه‌آگاهی آن چنان که مدنظر است آموخته می‌شود جمعیتی منفعل و خواب‌آلوده ایجاد نمی‌کند که در برابر هر بافتاری که خود را در آن می‌یابند تسلیم شوند. هدف آموزش توجه‌آگاهی افزایش خودکارآمدی افراد است؛ آنچنان که ایشان رخصت می‌یابند ماهرانه‌تر به مشکلات خود بپردازند؛ حال این مشکل فردی، سیاسی یا اجتماعی باشد. پذیرش بهوشیار، تسلیم شدن نیست بلکه آگاهی است: توجه‌آگاهی، آن که تمرینش می‌کند را توانا می‌کند آنقدری از تجربۀ خویش قدمی به عقب بگذارد که راهی از میانۀ موقعیت‌ها و وضعیت‌های ذهنی یا خلقی خویش بیابد، منظرگزینی کند و بداند که چه قابل پرداختن و حل و فصل است و چه نیست.
درست است که بسیاری از آموزگاران توجه‌آگاهی ضروری و یا حتی اخلاقی نمی‌دانند که نظریۀ خاصی از نقد اجتماعی را در آموزش خود دخیل کنیم چون خود یادگیری توجه‌آگاهی ظرفیت دانش‌آموزانش را برای شناسایی سرکوب و رنج –آنچنان که به طور متنوعی در زندگی جلوه‌گر می‌شود- بهبود می‌بخشد. این بهبود یافتن فقط در محل کار شرکت‌های بزرگ رخ نمی‌دهد بلکه در روابط، خانواده‌ها، دیگر مکان‌های کاری و جامعه اتفاق می‌افتد. آموزگاران بسیار دیگری نقد اجتماعی را در دوره‌های آموزش توجه‌آگاهی یکپارچه می‌سازند و برعکس، توجه‌آگاهی را در دوره‌های نقد اجتماعی می‌گنجانند. شواهد چنین ادعایی بسیار است؛ از جمله کتاب بریلا (2016) که برای آموزش «مطالعات گوناگونی » در تحصیلات عالی طراحی شده و توجه‌آگاهی را با آموزش و پرورش ضدسرکوبگرانه یکپارچه می‌سازد. در این فرایند دانشجویان حمایت می‌شوند تا در سرکوب شدن خود تامل کنند و گشودگی و همدلی خود را به رنج و سرکوب شدن دیگران افزایش بدهند.
منبع:
https://www.mindfulnessstudies.com/mindfulness-response-2019/
Forwarded from My_Stories
📝 هوا را از من بگیر، "بغل" را نه!

▫️دیروز پریروز دادگاه یک پسرک هفده ساله بود. این بنده‌خدا چند ماه پیش، از خواب بیدار می‌شود و حس می‌کند دیگر تحمل این زندگی کوفتی را ندارد. حالا یا شکست عشقی خورده‌بود یا هر درد بی‌درمان دیگری که داشت، انقدر احساس بیچارگی و بدبختی کرد که تفنگ پدرش را برداشت و یک گلوله هم چپاند تویش و راهی مدرسه شد. شاهدها می‌گفتند که اول می‌خواست بقیه را بکشد، ولی بعد که یادش آمد یک فشنگ بیشتر ندارد احساس کرد کار عاقلانه این است که خودش را بکشد. آخر سر ولی بدون اینکه خون از دماغ (یا جاهای دیگر) کسی راه بیفتد قضیه ختم به خیر شد.

▫️دیروز پریروز آدمهای توی دادگاه می‌خواستند سر در بیاورند که چطوری این آدمِ بی‌اعصاب، بی خیال شلیک کردن همان یک دانه گلوله‌اش شد. فیلمهای مداربسته‌ی مدرسه را که دیدند، قاضی و متهم و شاهد و وکیل و نگهبان دادگاه از دیدن اتفاقی که افتاده بود شاخ در آوردند. بعد ماجرا را برای خبرنگارها تعریف کردند و آنها هم شاخ در آورند. خبرنگارها هم قضیه را برای مردم تعریف کردند و بخش قابل توجهی از مردم (از جمله خود من) هم به صورت گروهی شاخ در آوردیم.

▫️دوربین مداربسته یک لحظه‌ی نفسگیر را نشان می‌داد که پسرکِ بی‌اعصاب و آقای "مربی" چشم توی چشم می‌شوند. مربی انگار نه انگار که این چیزی که دست پسرک است اسمش تفنگ باشد، پسرک را در آغوش می‌گیرد. مثل آدمی که بعد از صد سال توی یک عصر بارانی پاییزی معشوقش را کنار برج ایفل ببیند، با همان میزان عشق. بعد توی فیلم یک نفر با ترس و لرز می‌آید و تفنگ را می‌قاپد و فورا هم در می‌رود. مربی ولی انگار هنوز پسرک را سیر بغل نکرده. با اینکه دیگر تفنگی هم در کار نیست ولی مربی آغوشش را تنگ‌تر می کند. صحنه که اولش شبیه فیلمهای جنایی بود یکهو می‌شود مثل سکانسهای فیلم تایتانیک قبل از برخورد کشتی با کوه یخ. بالاخره پسرک هم چشمش را می‌بندد و مربی را بغل می‌کند. جَک و رُز همینطوری که توی آغوش هم هستند، مظلوم و غریبانه قدم برمی‌دارند و یواش‌یواش از توی کادر خارج می‌شوند.

▫️دیروز مربی آمده بود جلوی دوربین و از معجزه‌ی "بغل کردن‌" می‌گفت. حرفش حرف حساب بود. آغوشی که به روی آدمها باز می‌شود واقعا هم پیغام امنیت است، پیام صلح. پرچم سفیدی که توی باد تکان می‌خورد و آدم می‌تواند با خیال راحت تفنگ را رها کند و یک دل سیر گریه. جان مطلب را حامد ابراهیم‌پور گفت، آنجایی که گفت:
.
بغلم کن... که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن... که خدا دورتر از این نشود...

#روزنوشت
#مهدی_معارف

@my_story_channel
📎
🌺 نقش بهوشیاری در آموختن شفقت به خود چیست؟
1. وقتی رنج می‌کشیم «بدانیم» که رنج می‌کشیم
2. وقتی به لحاظ هیجانی دچار طوفان هیجانی شده‌ایم، در بندرگاه لحظۀ حال، لنگر آگاهی بیندازیم و آن را تثبیت کنیم.
3. هیجانات دشوار را با نامیدن آنها در بدن و ارتباط گرفتن با آنها در آگاهی محبت‌آمیز و وسیع تنظیم و تدبیر کنیم
4. با متعادل‌سازی شفقت با آگاهی وسیع، متانت (equanimity) را تجربه و تمرین کنیم
🦋 بهوشیاری و شفقت به خود بهترین دوستان همدیگرند
تمرکز اصلی بهوشیاری بر پذیرش تجربه است (عشق ورزیدن به تجربه)
شفقت به خود بر مراقبت از تجربه‌کننده تمرکز دارد (عشق‌ورزیدن به تجربه‌کننده)
سوال اصلی بهوشیاری این است: الان چه تجربه‌ای دارم؟
سوال اصلی شفقت به خود این است: اکنون به چه نیاز دارم؟
بهوشیاری می‌گوید: رنج خود را با آگاهی وسیعی تجربه کن.
شفقت به خود می‌گوید: وقتی رنج می‌کشی با خود مهربان باش.

گردآوری و ترجمه: علی فیضی
منبع:
برگرفته از کارگاه شفقت به خود بهوشیار (کریستین نف و کریستوفر گرمر)
@thirdwaveofBehaviorTherapy
✳️درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) چیست؟

دکتر متیو ویلیت
مترجم: علی فیضی

❇️به گمان من درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) عبارت است از اول ملاحظه آنچه کارآمد است و آنچه کارآمد نیست و دوم انجام کاری موثر برای زندگی معنادار. می‌دانم که تعریف خیلی جذابی از ACT نیست اما من ACT را تقریبا همینطوری به مردم معرفی می‌کنم. به علاوه اضافه می‌کنم که: و همه کارها در این درمان به صورت تجربی انجام می‌شود؛ به این معنا که من به عنوان یک درمانگر پاسخ همه سوالات درمانگر را نمی‌دانم اما روشی برای پیدا کردن پاسخ‌ها بلدم که از این طریق موثر واقع می‌شود که درمانجو تجربه‌اش را مشاهده می‌کند. در ACT یک درمانگر نوعی راهنما است که به درمانجو کمک می‌کند مشاهده کند، نتایج مفیدی بگیرد، تصمیماتی بگیرد که با ارزش‌هاش هماهنگ است و گام‌هایی در مسیرهای معنادار زندگی‌اش بردارد.
پس به عنوان مثال می‌دانم که وقتی ACT انجام می‌دهم که از درمانجویان درباره تجربه‌شان می‌پرسم و حتی وقتی پاسخ ایشان با فرضیه‌هایم جور نیست باز با کنجکاوی و گشودگی به هر پاسخی که می‌دهند توجه نشان می‌دهم. می‌دانم وقتی دارم درمان‌جویان را قانع می‌کنم که دیدگاه من صحیح‌تر از دیدگاه ایشان است ACT را انجام نمی‌دهم. می‌دانم وقتی ACT انجام می‌دهم که به درمانجویان کمک می‌کنم تا تصمیم‌هایی را که می‌گیرند و اقداماتی را که انجام می‌دهند بر اساس ارزش‌های خود ارزیابی کنند. می‌دانم که وقتی بدون مرتبط ساختن اقدامات درمانجویان با ارزش‌هایشان آن‌ها را ستایش می‌کنم ACT را انجام نمی‌دهم.

❓چطور می‌توانیم این دانش را در کار بالینی خود به مهارت تبدیل کنیم؟
پس از هر جلسه وقت بگذارید و به این سوالات پاسخ بدهید:
1️⃣ کدام اقداماتم با هدف و معنای ACT هماهنگ بود؟
2️⃣ کدام اقداماتم با هدف و معنای ACT هماهنگ نبود؟
3️⃣کدام افکار و احساسات قبل از اقدام هماهنگم ظاهر شدند؟
4️⃣کدام افکار و احساسات قبل از اقدام ناهماهنگم ظاهر شدند؟

🔆کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
#خبرگی_در_رواندرمانی
#Learning_ACT
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ 🔱 دوره جامع تربیت درمانگر #اکت

⚜️(درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد)

🖊مدرس: #دکترعلی‌فیضی (دانش آموخته دکتر راس‌هریس و #استیون_هیز )

📗آشنایی با الگوی ACT سنتی با تکیه بر جدیدترین منابع آموزشی و درسگفتارهای دکتر #استیون_هیز و دکتر
#راس_هریس

📕مدل انعطاف پذیری روانشناختی، مفهوم‌پردازی در مورد ACT،

📘ارزیابی انعطاف پذیری روانشناختی درمانجو

📙آموزش تکنیک‌های افزایش #انعطاف_پذیری روانشناختی درمانجو

📗آشنایی با الگوی #ماتریکس ACT و کاربردهای بالینی آن در درمان

📕پروتکل افزایش شش گام انعطاف‌پذیری روانشناختی با ماتریکس

📗کاربرد ماتریکس ACT در کار با درمانجویان_دشوار#

📕مهارت‌های پیشرفتۀ ACT

📘چگونه اولین جلسه ACT را با اثربخشی بیشتری شروع کنیم؟

📙شیوه‌های تقویت #اتحاد_درمانی به عنوان مهمترین متغیر پیش‌بینی‌کنندۀ اثربخشی رواندرمانی

📗شیوه‌های افزایش ظرفیت #فراهیجانی درمانگر برای استفادۀ موثرتر از مهارت‌های ACT

📕مهارت‌های کاهش خطاهای ناخواسته در فرایند رواندرمانی (به عنوان مثال: واکنش نشان دادن موثر به درمانجوی پرحرف، تنبیه نکردن رفتارهای مثبت درمانجو، واکنش مناسب به پاسخ «نمی‌دانم» درمانجو)

📘کار با #درمانجویان_بی_تمایل و #مقاوم

📙 #رل_پلی ،ارائه جزوه و کتابچه های آموزشی


🛑ثبت نام تا ۱۶آبان:💰با ۲۰۰ هزار تومان تخفیف(شهریه: ۱/۸۹۰/۰۰۰)

🛑ثبت نام تا ۶ آذر:💰(شهریه :۲/۰۹۰/۰۰)

پنجشنبه و جمعه ها از ۷ آذر ۹۸
ساعت: ۱۵ الی ۲۰(۱۰ هفته/ ۱۰۰ ساعت)⏰
۱۰٪ تخفیف برای اعضا باشگاه طرحی نو💳)
(به همراه صدورگواهی نامه معتبر در پایان دوره)🧧
حضوری و #آنلاین 🖥
جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:👇🏻
@tarhinow10
☎️ 09901185710
☎️ 02188322631
درمانگری با طرحی نو🍀
@TarhinowChannel
Forwarded from طرحی‌نو
🛑چرا بیش از آن که لازم است رنج می‌کشید؟
.
.
.
.
📕انسان‌ها انواع و اقسام هیجان‌های دردناک از قبیل خشم، غم، اضطراب، حسرت، حسادت و نظیر این‌ها را تجربه می‌کنند و شما هم احتمالاً تا به حال در زندگی خود با این تجربه‌ها به قدر کافی آشنا شده‌اید. ممکن است اکنون با افسردگی، اضطراب، نگرانی یا نوع دیگری از درد، درگیر باشید؛ هرچه باشد گمان نمی‌کنم به مقدار بیشتری از آنها نیاز داشته باشید.


📗واقعیت اما این است که این اضطراب یا افسردگی نیست که باعث رنج کشیدن شما می‌شوند. اقداماتی وجود دارد که اگر درد نمی‌کشیدید انجام می‌دادید و عدم انجام همین اقدامات نقش درد را در زندگی شما افزایش می‌دهند؛ به عبارت دیگر انجام ندادن این اقدامات، خود درد بیشتری تولید می‌کند. وقتی گرفتار درگیری با هیجانات نامطلوب -که ممکن است واکنشی طبیعی به شرایط ناخوشایند باشند- می‌شوید دردی به روی درد اولیه می‌افزایید و همین تعریف رنج را می‌سازد (نخواستن درد که موجب تولید درد می‌شود).



📙در چنین شرایطی نه تنها با درد بلافاصلۀ افکار، احساسات و بیماری‌های جسمانی روبه‌رو هستید بلکه به جهت تقلا و کشمکش برای نخواستن و تجربه نکردن چنین دردی، با درد دیگری نیز مواجه می‌شوید: این کشمکش و مبارزه شما را از زیستن آن زندگی مطلوب‌تان باز می‌دارد.
هرچقدر برای اجتناب از دردِ ترس، افسردگی و اضطراب بیشتر تلاش کنید، درد بیشتری به روی درد خود می‌افزایید.
حالا، سوال من از شما این است: اگر دردتان رفع شود، زندگی‌تان چگونه
خواهد شد؟



📘تمرین: بعد از درد، چه پیش خواهد آمد؟
تصور کنید فردی، چوبی جادویی را پیش روی شما تکان می‌دهد و درد روانی شما ناپدید می‌شود.
تصور کنید یک روز صبح بیدار می‌شوید و ناگهات بدون هیچ دلیلی، افسردگی مزمنی که سالهاست از آن رنج می‌برید -یا اضطراب یا نگرانی یا هرچیزی که با آن به شدت درگیر هستید- از بین رفته است.
آن موقع چه می‌کنید؟
اگر .... دیگر مشکل من نباشد آنگاه این کار را انجام می‌دهم:....
اگر ... نداشتم آنگاه این رفتار نو را شروع می‌کردم:...



📕مثلاً:
• اگر خشم دیگر مشکل من نباشد، آنگاه روابط صمیمانه‌تری با عزیزانم برقرار می‌کنم
• اگر اینقدر استرس نداشتم، آن‌وقت بیشتر تلاش می‌کردم تا شغلی که دوست دارم را بیابم.
• اگر اینقدر مضطرب نبودم آن‌وقت مسافرت می‌کردم و بیشتر زندگی می‌کردم.



📗پنج دقیقه وقت بگذارید و دربارۀ آن نوع از زندگی که بعد از ناپدید شدن درد، از صمیم قلب می‌خواهید داشته باشید فکر کنید؛ هرقدر به طور خاص‌تر و جزئی‌تر به سوالات بالا پاسخ بدهید نتیجه بهتر خواهد شد.
در چند هفتۀ بعد، به شما خواهم آموخت که چطور از دست غیرضروری درد رها شوید و زندگی خود را در مسیر معناداری هدایت کنید.



🖊نویسنده: دکتر استیون هیز
📕مترجم: #دکترعلی‌فیضی (دانش آموخته دکتر #راس_هریس و #استیون_هیز)


درمانگری با طرحی نو🍀
@TarhinowChannel
Forwarded from طرحی‌نو
🛑امروز آخرین مهلت استفاده از
۲۰۰ هزار تومان تخفیف 💰
برای دوره جامع تربیت درمانگر #act است.

جهت اضافه شدن به لیست دوره: 👇🏻
@tarhinow10
☎️ 09901185710
☎️ 02188322631

درمانگری با طرحی نو🍀
@TarhinowChannel
راهبرد اساسی ACT برای زندگی: انعطاف‌پذیری روانی
علی فیضی
برگرفته از دورۀ آموزشی آنلاین با دکتر استیون هیِز
❇️همیشه ممکن است که لحظه به لجظه زندگی و مسائلی که در آن پیش می‌آیند با هم متفاوت باشند پس بهتر است در مسیر زندگی و در حل مسائل آن منطعف و خلاق باشیم وخود را به راه‌حل‌های معدودی محدود نکنیم. البته راه‌حل‌ها قرار است خادم زندگی‌ کردن باشند پس زندگی را با تکرار مکرر راه‌حل‌هایی که قبلا موثر بودند اما الان نیستند تلف نکنیم. به همین ترتیب مفید بودن راه‌حلی در اینجا و اکنون تضمین کنندۀ مفید بودن آن در جایی و زمانی دیگر نیست.
❇️همبشه در راه‌حل‌گزینی، تناسب راه‌حل‌ را با موقعیتی که راه‌حل را در آن می‌خواهیم به کار ‌بگیریم در نظر داشته باشیم.
❇️در مورد راه‌حل‌ها آگاه باشیم که کدام‌ها کجاها موثرند؛ آنها را به خوبی تمرین کنیم تا عادت‌های مفید زندگی ما شوند. وقتی راه‌حل‌ها تبدیل به عادت می‌شوند دسترسی به و به کار گرفتن آنها آسان‌تر می‌شود. دوباره انعطاف‌پذیری در انتخاب و استفاده از این ابزار نکتۀ کلیدی است.
#Learning_ACT
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
یادکرد میرزا حسن رشدیه در سالگرد درگذشتش
میرزا حسن تبریزی (مشهور به رشدیه) در ۱۲۳۰ در تبریز متولد شد. تحصیلات مقدماتی را نزد پدر خود فرا گرفت و بنا داشت برای ادامه تحصیلات دینی به نجف مهاجرت کند.

او در جوانی تحت تاثیر خواندن روزنامه‌های فارسی منتشره در خارج از ایران (از جمله حبل المتین، اختر و ثریا) به تعلیم و تربیت علاقه‌مند و از فکر پیشین خود برای سفر به نجف منصرف شد.
اندکی بعد “اصلاح اصول تعلیم و تربیت” را به عنوان هدف خود برگزید و برای تدارک مقدمات آن راهی بیروت شد.

به مدت دو سال در دارالمعلمین بیروت که به وسیله فرانسویان، تاسیس یافته بود به تحصیل علوم جدید پرداخت و به شیوه‌های تدریس آشنایی پیدا کرد. سپس برای تکمیل مطالعات خود به استانبول و مصر سفر کرد و در روش تدریس در مدارس رشدیه (استانبول) و اعدادیه (مصر) آنجا مطالعاتی نمود.

در استانبول به طرح نقشه‌هایی برای تعلیم تربیت اطفال و نو آموزان پرداخته و اقدام به رفع مشکلات تدریس در زبان فارسی و اختراع الفبای صوتی در این زبان کرد و سپس به ایروان رفته، در سال ۱۲۶۲ نخستین مدرسه ایرانی را تاسیس کرد و با اصول (الفبای صوتی) که از اختراعات خودش بود، شروع به تدریس نمود. مدرسه او دو زبانه بود و نخستین کتاب آموزش زبان ترکی را تالیف کرد.

پس از چهار سال به تبریز بازگشت. پس از ورود به ایران عده‌ای از اقوام با سواد خود را گرد آورد و طرز تدریس اسلوب جدید خود را به آنان آموخت و اولین دبستان را در سال۱۲۶۷ در مسجد مصباح الملک تاسیس نمود.
اشتیاق مردم به باسواد شدن کودکانشان، باعث گرمی بازار مدرسه شد. اما مکتب‌داران سنتی یکی از عالمان تبریز را وادار نمودند، رشدیه را تکفیر و فتوای انهدام مدرسه جدید را صادر کند. رشدیه نیز شبانه به مشهد فرار کرد.

پس از شش ماه دوباره به تبریز بازگشت و دومین مدرسه را در محله بازار تأسیس کرد. اما این مدرسه هم مورد هجوم قرار گرفت و رشدیه دیگربار به مشهد فرار کرد.
مدرسه سوم را در چرنداب تبریز تأسیس نمود. این بار، طلبه‌های علوم دینی به تحریک مکتب داران به مدرسه حمله کردند و رشدیه را تهدید به قتل نمودند.
چهارمین مدرسه را در محله نوبر تبریز، برای کودکان تهی‌دست بنیان گذاشت؛ که شمار شاگردانش به ۳۵۷ و شمار معلمان به ۱۲ نفر رسید. این بار مکتب داران به پدر رشدیه متوسل شدند و او را تهدید کردند. پدر رشدیه نیز از او خواست به مشهد برود و او چنین کرد.

بعد از چندی، باز به تبریز برگشت و پنجمین مدرسه را در محله بازار دائر نمود. باز هم مدرسه مورد هجوم واقع شد. دانش آموزان مجروح شدند و یکی از آنان کشته شد. میرزا حسن دیگر بار به مشهد گریخت.
رشدیه در مشهد مدرسه‌ای تأسیس کرد اما آنجا نیز با هجوم کهنه پرستان مواجه شد. مدرسه را چپاول و دست اش را نیز شکستند.

ششمین مدرسه را در لیلی آباد دایر نمود. این مدرسه سه سال دوام آورد. چندی بعد کلاسی برای بزرگسالان نیز باز کرد که در مدت ۹۰ ساعت خواندن و نوشتن را به آنان آموخت. این بار، مخالفان با شلیک تیری به پای او مجروحش ساختند. با مجروح شدن او مدرسه هم بسته شد.
مدرسه هفتم او هم به وسیله بمبی از باروت و زرنیخ تخریب شد و رشدیه تصمیم به ترک ایران گرفت و به قفقاز رفت.

هنگامی که امین‌الدوله به عنوان والی آذربایجان، انتخاب شد، رشدیه را به تبریز دعوت کرد. او دبستان باشکوهی در تبریز ساخت که هشتمین مدرسه او بود. به سبب حمایت‌های امین الدوله، مخالفین کاری از پیش نبردند اما بعد از رفتن او به تهران منحل شد.

میرزا حسن مدارسی را به نام مدارس رشدیه در تهران بنیان گذاشت. اما بعد از عزل امین الدوله مدرسه تعطیل شد. بعدها شایعه شد که رشدیه بابی شده‌است. مدتی به استخدام وزارت معارف درآمد و به گیلان رفت و همانجا بازنشسته شد. او در دوران بازنشستگی در رشت، تهران و اردبیل نیز مدارسی تاسیس کرد. پس از آن به قم رفت و تا آخر عمر در این شهر سکونت داشت. در همان سال ورود مدرسه‌ای تأسیس کرد و در آن به تدریس با شیوه خاص خود مشغول شد.

رشدیه نهایتا در ۱۸ آذر ۱۳۲۳ در قم در سن ۹۷ سالگی درگذشت و چنین وصیت کرده بود:
مرا در محلی به خاک بسپارید که هر روز شاگردان مدارس از روی گورم بگذرند و از این بابت روحم شاد شود. وی در قبرستان نو در قم دفن شد.
‌
Forwarded from Ali Feizi
سلام خدمت اساتید و همکاران عزیز
فردا و پس فردا قرار است که اولین کنگرۀ روانشناسی مثبت در ایران برگزار شود.
کاش در این کنگره و کنگره‌هایی نظیر آن نمونه‌های ایرانی فضیلت‌مندی و توانمندی معرفی شود. زندگانی میرزا حسن رشدیه جدال با جهل و خاموشی بر مبنای فضیلت‌ها و توانمندی‌هایی چون شجاعت، سرسختی، اشتیاق و پشتکار، نوع‌دوستی و امیدواری بود. روانش شاد.
همواره با مرور زندگی میرزا حسن رشدیه به یاد این ابیات از احمد شاملو می‌افتم:

فریاد کردم،:
«- ای مسافر!
با من
از زنجیریان بخت که چنان سهمناک دوست می داشتم
این مایه ستیزه چرا رفت؟
با ایشان چه می باید کرد؟»
«- بر ایشان مگیر!»
چنین گفت و چنین کردم
لایه تیره فرو نشست
آبگیر کدر
صافی شد
و سنگریزه های زمزمه
در ژرفای زلال
درخشید
دندانهای
خشم
به لبخندی
زیبا شد
رنج دیرینه
همه کینه هایش را
خندید
پای آبله در چمنزار آفتاب
فرود آمد
بی آنکه از شب نا آشتی
داغ سیاهی بر جگر نهاده باشم

«نه!
هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ئی
دل
بسته بودم»
سوانح عمر - رشدیه.pdf
2.7 MB
کتاب سوانح عمر، سرگذشت‌نامه میرزا حسن رشدیه به قلم فرزندش شمس‌الدین رشدیه
‌‌