بهبود خبرگی در رواندرمانی
چکیده
نویسندگان مقالۀ جنجالبرانگیز «خبرگی در روان درمانی: هدفی دشوار»، در این مقاله به انتقاداتی که از آرای ایشان در مقالۀ مذکور شده است پاسخ میدهند و با واضحتر بیان کردن منظور خود، پیشنهاداتی برای بهبود تعریف خبرگی در رواندرمانی، پژوهش دربارۀ این مفهوم و دستیابی به آن ارایه میکنند.
برای مطالعۀ ادامۀ مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.mrmz.ir/TA/بهبود-خبرگی-در-روان-درمانی
(این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناختی و مشاورۀ #زندگی نوشته شده است)
نویسندگان: ترنس ترسی، بروس ومپولد، رادنی گودیر و جیمز لیکتنبرگ
مترجم: عاطفه محمدصادق
ویراستار: علی فیضی
https://t.me/mrmz_ravanshenasan
#تمرین_عامدانه
#رواندرمانگر_ممتاز
#مهارت_در_رواندرمانی
#خبرگی_در_رواندرمانی
چکیده
نویسندگان مقالۀ جنجالبرانگیز «خبرگی در روان درمانی: هدفی دشوار»، در این مقاله به انتقاداتی که از آرای ایشان در مقالۀ مذکور شده است پاسخ میدهند و با واضحتر بیان کردن منظور خود، پیشنهاداتی برای بهبود تعریف خبرگی در رواندرمانی، پژوهش دربارۀ این مفهوم و دستیابی به آن ارایه میکنند.
برای مطالعۀ ادامۀ مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.mrmz.ir/TA/بهبود-خبرگی-در-روان-درمانی
(این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناختی و مشاورۀ #زندگی نوشته شده است)
نویسندگان: ترنس ترسی، بروس ومپولد، رادنی گودیر و جیمز لیکتنبرگ
مترجم: عاطفه محمدصادق
ویراستار: علی فیضی
https://t.me/mrmz_ravanshenasan
#تمرین_عامدانه
#رواندرمانگر_ممتاز
#مهارت_در_رواندرمانی
#خبرگی_در_رواندرمانی
Forwarded from مشاوره زندگی
درمانجوی غیرقابل درمان؟
رواندرمانی چگونه ممکن است به بیراهه برود
چکیده
یافتهای مشهور در دنیای پژوهش دربارۀ عوامل اثرگذار در موفقیت رواندرمانی وجود دارد که بر اساس آن هشتاد الی هشتاد و هفت درصد موفقیت درمان وابسته به عواملی متعلق به درمانجو و بنابراین فرادرمانی است. این مساله میتواند تا حد زیادی تبیین کند که چرا برخی از درمانجویان سریع یا برخی دیگر به کندی به رواندرمانی پاسخ میدهند یا اصلاً رواندرمانی برایشان موثر واقع نمیشود. با این حال نمیتوان این نکته را هم انکار کرد که فرایند و محتوای رواندرمانی هم میتواند در سود بردن یا نبردن درمانجو نقش داشته باشد و حتی درمانجویی را به وضعیتی غیرقابل درمان برساند. اما چگونه؟
برای مطالعۀ ادامۀ مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.mrmz.ir/TA/درمانجوی-غیرقابل-درمان
(این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناختی و مشاورۀ #زندگی ترجمه و نوشته شده است)
مترجم و نویسنده: علی فیضی
https://t.me/mrmz_ravanshenasan
#رواندرمانگر_ممتاز
#مهارت_در_رواندرمانی
#خبرگی_در_رواندرمانی
رواندرمانی چگونه ممکن است به بیراهه برود
چکیده
یافتهای مشهور در دنیای پژوهش دربارۀ عوامل اثرگذار در موفقیت رواندرمانی وجود دارد که بر اساس آن هشتاد الی هشتاد و هفت درصد موفقیت درمان وابسته به عواملی متعلق به درمانجو و بنابراین فرادرمانی است. این مساله میتواند تا حد زیادی تبیین کند که چرا برخی از درمانجویان سریع یا برخی دیگر به کندی به رواندرمانی پاسخ میدهند یا اصلاً رواندرمانی برایشان موثر واقع نمیشود. با این حال نمیتوان این نکته را هم انکار کرد که فرایند و محتوای رواندرمانی هم میتواند در سود بردن یا نبردن درمانجو نقش داشته باشد و حتی درمانجویی را به وضعیتی غیرقابل درمان برساند. اما چگونه؟
برای مطالعۀ ادامۀ مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.mrmz.ir/TA/درمانجوی-غیرقابل-درمان
(این متن به سفارش مرکز خدمات روانشناختی و مشاورۀ #زندگی ترجمه و نوشته شده است)
مترجم و نویسنده: علی فیضی
https://t.me/mrmz_ravanshenasan
#رواندرمانگر_ممتاز
#مهارت_در_رواندرمانی
#خبرگی_در_رواندرمانی
Forwarded from گمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌱ویدئوی لایو اینستاگرام علیرضا ادیب نیشابوری و علی فیضی
🌱در پاسخ به این سوال که در ناملایمات زندگی روان شناسی علمی چه برای عرضه دارد؟
🌱علی فیضی کاندیدای دکتری روان شناسی سلامت در دانشگاه تهران است. او روان درمانگر، آموزگار، مولف و مترجم موج سوم رفتار درمانی است. رویکرد تخصصی وی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش (ACT) با تکیه بر شفقت بر خویشتن است.
🌱او در این ویدئو درباره نسل های مختلف روان شناسی علمی توضیحاتی می دهد و برای مواجهه با حوادث ناگوار زندگی پیشنهاداتی ارائه می دهد.
سایر نوشته ها و ترجمه های علی فیضی در وب سایت مرکز مشاوره زندگی و صفحه ی اینستاگرامش قابل دسترسی است.
🍃 ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
🍃 https://t.me/GomanANCG
🍃 Instagram.com/goman.ancg
🌱در پاسخ به این سوال که در ناملایمات زندگی روان شناسی علمی چه برای عرضه دارد؟
🌱علی فیضی کاندیدای دکتری روان شناسی سلامت در دانشگاه تهران است. او روان درمانگر، آموزگار، مولف و مترجم موج سوم رفتار درمانی است. رویکرد تخصصی وی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش (ACT) با تکیه بر شفقت بر خویشتن است.
🌱او در این ویدئو درباره نسل های مختلف روان شناسی علمی توضیحاتی می دهد و برای مواجهه با حوادث ناگوار زندگی پیشنهاداتی ارائه می دهد.
سایر نوشته ها و ترجمه های علی فیضی در وب سایت مرکز مشاوره زندگی و صفحه ی اینستاگرامش قابل دسترسی است.
🍃 ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
🍃 https://t.me/GomanANCG
🍃 Instagram.com/goman.ancg
Forwarded from آکادمی رواندرمانی
گریستن درمانگران در اتاق درمان و اثرات آن بر درمانجویان❗️❕❗️
ترجمه و تدوین: علی فیضی
اشک ریختن رواندرمانگر در اتاق درمان تا سالیان اخیر چندان به صورت جدی و گسترده مورد پژوهش قرار نگرفته بود. هرچند میشد که مطالعاتی موردی یا روایتهایی شخصی از بروز این رفتار رواندرمانگر را یافت. به عنوان مثال هنری گانتریپ در تبیین خود تحلیل شدن با رونالد فربرن، به اشکهای درمانگر مشهور خود اشاره میکند:
وقتی در نهایت داشتم بعد از جلسۀ آخر فربرن را ترک میکردم، ناگهان متوجه شدم که در تمام دورۀ طولانیمدتی که با هم داشتیم حتی دست نداده بودیم؛ و او به من اجازه داده بود تا بدون هیچ حالت دوستانهای جلسات را ترک کنم. من دستم را پیش بردم و او دستم را گرفت؛ و ناگهان قطرات اشکی را دیدم که بر چهرهاش سرازیر شد. من قلب مهربان مردی را دیدم که ذهنی شگرف و طبعی خجالتی داشت (به نقل از برم-مارکوویج، استولبرگ و خادمی، 2013).
در این چند سال گذشته اما پژوهشهایی با تعداد مشارکتکنندۀ بسیار بیشتری انجام پذیرفته و ما را از کم و کیف این رفتار و پیامدهای احتمالی آن باخبرتر میسازد. به عنوان مثال در پژوهشی (2013) با شرکت 684 رواندرمانگر که به بررسی میزان گریستن رواندرمانگران در طول درمان و عوال مرتبط با آن انجام شد این یافتهها به دست آمد:
✅اغلب رواندرمانگران (72 درصد) گزارش مدادند که در فرایند انجام درمان گریستهاند
✅اغلب رواندرمانگران پیامد منفی برای اشک ریختن خود گزارش نکردند.
✅تقریباً نصف رواندرمانگران گزارش دادند که گریستن در فرایند رواندرمانی، رابطۀ درمانی را بهبود بخشید.
✅صفتهای شخصیتی و همدلی به نظر نمیرسد که تاثیر بالایی بر گریستن درمانگر در درمان (TCIT) داشته باشد.
✅ رواندرمانگرانی که گزارش دادند در زندگی روزمره بیشتر گریه میکنند همچنین بیشتر TCIT را گزارش دادند. هرچند انگیزهها و گرایشها مربوط به این دو اقدام متفاوت بود.
📖در پژوهشی دیگر که به سال 2015 و با 188 بیمار مبتلا به اختلالات خوردن انجام شده است 57 درصد آنها گزارش دادند که شاهد گریستن درمانگر خود بودهاند. اغلب این بیماران این اقدام درمانگر خود را مثبت ارزیابی کردهاند اما این نگرش مثبت به گریه کردن درمانگر، مبتنی بر این بوده که بیماران چه دیدگاهی دربارۀ درمانگر خود داشتهاند.
❇️اگر بیماران درمانگران خود را دارای سلوک و کردار مثبت میدیدند (فردی که شادمانی و استحکام یا ثبات از خود نشان میدهد ) اشکهای او را مثبت میدیدند و به ادامۀ درمان تمایل داشتند؛ اما اگر درمانگر خود را دارای سلوک و کردار منفی میدیدند (مضطرب، فرسوده و خشمگین) دیدگاه کمتر مثبتی دربارۀ اشکهای او و رواندرمانی داشتند.
شایان ذکر است اکثریت درمانگرانی که این بیماران با آنها کار کرده بودند گرایش شناختی-رفتاری داشتند.
Blume-Marcovici, A. C., Stolberg, R. A., & Khademi, M. (2013). Do therapists cry in therapy? The role of experience and other factors in therapists’ tears. Psychotherapy, 50(2), 224.
Tritt, A., Kelly, J., & Waller, G. (2015). Patients’ experiences of clinicians’ crying during psychotherapy for eating disorders. Psychotherapy, 52(3), 373.
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
ترجمه و تدوین: علی فیضی
اشک ریختن رواندرمانگر در اتاق درمان تا سالیان اخیر چندان به صورت جدی و گسترده مورد پژوهش قرار نگرفته بود. هرچند میشد که مطالعاتی موردی یا روایتهایی شخصی از بروز این رفتار رواندرمانگر را یافت. به عنوان مثال هنری گانتریپ در تبیین خود تحلیل شدن با رونالد فربرن، به اشکهای درمانگر مشهور خود اشاره میکند:
وقتی در نهایت داشتم بعد از جلسۀ آخر فربرن را ترک میکردم، ناگهان متوجه شدم که در تمام دورۀ طولانیمدتی که با هم داشتیم حتی دست نداده بودیم؛ و او به من اجازه داده بود تا بدون هیچ حالت دوستانهای جلسات را ترک کنم. من دستم را پیش بردم و او دستم را گرفت؛ و ناگهان قطرات اشکی را دیدم که بر چهرهاش سرازیر شد. من قلب مهربان مردی را دیدم که ذهنی شگرف و طبعی خجالتی داشت (به نقل از برم-مارکوویج، استولبرگ و خادمی، 2013).
در این چند سال گذشته اما پژوهشهایی با تعداد مشارکتکنندۀ بسیار بیشتری انجام پذیرفته و ما را از کم و کیف این رفتار و پیامدهای احتمالی آن باخبرتر میسازد. به عنوان مثال در پژوهشی (2013) با شرکت 684 رواندرمانگر که به بررسی میزان گریستن رواندرمانگران در طول درمان و عوال مرتبط با آن انجام شد این یافتهها به دست آمد:
✅اغلب رواندرمانگران (72 درصد) گزارش مدادند که در فرایند انجام درمان گریستهاند
✅اغلب رواندرمانگران پیامد منفی برای اشک ریختن خود گزارش نکردند.
✅تقریباً نصف رواندرمانگران گزارش دادند که گریستن در فرایند رواندرمانی، رابطۀ درمانی را بهبود بخشید.
✅صفتهای شخصیتی و همدلی به نظر نمیرسد که تاثیر بالایی بر گریستن درمانگر در درمان (TCIT) داشته باشد.
✅ رواندرمانگرانی که گزارش دادند در زندگی روزمره بیشتر گریه میکنند همچنین بیشتر TCIT را گزارش دادند. هرچند انگیزهها و گرایشها مربوط به این دو اقدام متفاوت بود.
📖در پژوهشی دیگر که به سال 2015 و با 188 بیمار مبتلا به اختلالات خوردن انجام شده است 57 درصد آنها گزارش دادند که شاهد گریستن درمانگر خود بودهاند. اغلب این بیماران این اقدام درمانگر خود را مثبت ارزیابی کردهاند اما این نگرش مثبت به گریه کردن درمانگر، مبتنی بر این بوده که بیماران چه دیدگاهی دربارۀ درمانگر خود داشتهاند.
❇️اگر بیماران درمانگران خود را دارای سلوک و کردار مثبت میدیدند (فردی که شادمانی و استحکام یا ثبات از خود نشان میدهد ) اشکهای او را مثبت میدیدند و به ادامۀ درمان تمایل داشتند؛ اما اگر درمانگر خود را دارای سلوک و کردار منفی میدیدند (مضطرب، فرسوده و خشمگین) دیدگاه کمتر مثبتی دربارۀ اشکهای او و رواندرمانی داشتند.
شایان ذکر است اکثریت درمانگرانی که این بیماران با آنها کار کرده بودند گرایش شناختی-رفتاری داشتند.
Blume-Marcovici, A. C., Stolberg, R. A., & Khademi, M. (2013). Do therapists cry in therapy? The role of experience and other factors in therapists’ tears. Psychotherapy, 50(2), 224.
Tritt, A., Kelly, J., & Waller, G. (2015). Patients’ experiences of clinicians’ crying during psychotherapy for eating disorders. Psychotherapy, 52(3), 373.
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
Forwarded from هزار خط ناتمام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا شفقت به خود مهم است؟ - راس هریس
#رواندرمانی، #پذیرش_و_تعهد، #اکت، #راس_هریس، #شفقت_به_خود
▪️مترجم: حسین محمدیزاده
▫️لینک ویدئو در آپارات
🍂
#رواندرمانی، #پذیرش_و_تعهد، #اکت، #راس_هریس، #شفقت_به_خود
▪️مترجم: حسین محمدیزاده
▫️لینک ویدئو در آپارات
🍂
شفقت به خود شاید مهمترین توانمندی آدمی باشد
نویسنده: علی فیضی
شفقت ورزیدن به خود نه تنها توانایی ما برای جان به در بردن از ناخوشایندیهای روزگار را افزایش میدهد بلکه موجب شکوفایی و پیشرفت اصیل ما نیز میشود چون شرایط ایدهآل برای تغییر و رشد را فراهم میکند. در وضعیت شفقت به خود، ناکامل بودن ذاتی انسانی خود را میپذیریم و با مهربانی محدودیتها و تواناییهای واقعی خود را روشنتر متوجه میشویم. با پرورش شفقت، دیگر چشم و گوش بسته به احکام ناخوشایند و ناموثری که خانواده، جامعه یا فرهنگ برای ارزشمند بودن، موفق بودن و شایسته بودن در ذهن ما حک کردهاند گردن نمینهیم. شفقت ما را آزاد میکند تا میل اصیلی که به زیستن، خودشکوفایی، نوعدوستی و افتخار به خود داریم را عملی بسازیم. با شفقت به خود است که میتوانیم بهتر دریابیم که آنچه به عنوان ارزشها یا قوانین اصلی زندگی پذیرفتهایم به چه میزان اصیل و آگاهانه انتخاب شده است و به چه میزان حاصل درونیسازی پیامها و القائات مستقیم و غیرمستقیم دیگران است. انسانی که به خود به صورت مداومی شفقت میورزد نه تنها به صلح با خود میرسد و شکستها و پیروزیهایش را همدلانه میفهمد و ارج مینهد بلکه میتواند همدلی شناختی و هیجانی عمیقی را نیز در ارتباط با دیگران به کار بگیرد. او میداند که درد کشیدن، سختگرفتن بیرحمانه به خود و درونفکنی ارزشهای نااصیل، همه و همه از ویژگیهای مشترک انسانهاست نه نشانۀ بیمار یا خطرناک بودن. این همدلی عمیق او را قادر میکند تا هرجا که توانست و موثر بود با شفقت اقدامی برای تسکین رنج دیگران انجام دهد. این درونخوانی* عمیق و در نتیجه پذیرش خود و دیگران باعث میشود تا او روابطی موثرتر هم شکل بدهد چون تلاش میکند تا در خود و دیگران از هرآنچه که معنای انسانیت را میسازد بهوشیار باشد: آرزوها، امیال، رویاها، هوسها و تکانهها، ارزشها، نیتها و نیازها.
* درونخوانی یا mentalization به توانایی ما برای تامل دربارۀ وضعیت ذهنی خود و دیگران و فهم صحیح و موثر آن اشاره دارد؛ به این معنا که نسبت به حال خود و دیگران و چرایی آن بینشی کنجکاوانه، همدلانه و حاکی از بهوشیاری پیدا کنیم. این توانایی مهارتی لازم برای تنظیم هیجان موثر و پیششرط مهارتهای ارتباطی، تسکین دادن خود، همدلی و دیگر مولفههای هوش هیجانی و نیز بهوشیاری و گسلش در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد است. شایان ذکر است درمان مبتنی بر درونخوانی هماکنون از جمله رواندرمانیهای صاحب حمایت پژوهشی است. مبنای نظری این رواندرمانی را نظریۀ دلبستگی جان باولبی میسازد.
#شفقت_به_خود
#بهوشیاری
#رواندرمانی
#درونخوانی
#mentalization
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
نویسنده: علی فیضی
شفقت ورزیدن به خود نه تنها توانایی ما برای جان به در بردن از ناخوشایندیهای روزگار را افزایش میدهد بلکه موجب شکوفایی و پیشرفت اصیل ما نیز میشود چون شرایط ایدهآل برای تغییر و رشد را فراهم میکند. در وضعیت شفقت به خود، ناکامل بودن ذاتی انسانی خود را میپذیریم و با مهربانی محدودیتها و تواناییهای واقعی خود را روشنتر متوجه میشویم. با پرورش شفقت، دیگر چشم و گوش بسته به احکام ناخوشایند و ناموثری که خانواده، جامعه یا فرهنگ برای ارزشمند بودن، موفق بودن و شایسته بودن در ذهن ما حک کردهاند گردن نمینهیم. شفقت ما را آزاد میکند تا میل اصیلی که به زیستن، خودشکوفایی، نوعدوستی و افتخار به خود داریم را عملی بسازیم. با شفقت به خود است که میتوانیم بهتر دریابیم که آنچه به عنوان ارزشها یا قوانین اصلی زندگی پذیرفتهایم به چه میزان اصیل و آگاهانه انتخاب شده است و به چه میزان حاصل درونیسازی پیامها و القائات مستقیم و غیرمستقیم دیگران است. انسانی که به خود به صورت مداومی شفقت میورزد نه تنها به صلح با خود میرسد و شکستها و پیروزیهایش را همدلانه میفهمد و ارج مینهد بلکه میتواند همدلی شناختی و هیجانی عمیقی را نیز در ارتباط با دیگران به کار بگیرد. او میداند که درد کشیدن، سختگرفتن بیرحمانه به خود و درونفکنی ارزشهای نااصیل، همه و همه از ویژگیهای مشترک انسانهاست نه نشانۀ بیمار یا خطرناک بودن. این همدلی عمیق او را قادر میکند تا هرجا که توانست و موثر بود با شفقت اقدامی برای تسکین رنج دیگران انجام دهد. این درونخوانی* عمیق و در نتیجه پذیرش خود و دیگران باعث میشود تا او روابطی موثرتر هم شکل بدهد چون تلاش میکند تا در خود و دیگران از هرآنچه که معنای انسانیت را میسازد بهوشیار باشد: آرزوها، امیال، رویاها، هوسها و تکانهها، ارزشها، نیتها و نیازها.
* درونخوانی یا mentalization به توانایی ما برای تامل دربارۀ وضعیت ذهنی خود و دیگران و فهم صحیح و موثر آن اشاره دارد؛ به این معنا که نسبت به حال خود و دیگران و چرایی آن بینشی کنجکاوانه، همدلانه و حاکی از بهوشیاری پیدا کنیم. این توانایی مهارتی لازم برای تنظیم هیجان موثر و پیششرط مهارتهای ارتباطی، تسکین دادن خود، همدلی و دیگر مولفههای هوش هیجانی و نیز بهوشیاری و گسلش در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد است. شایان ذکر است درمان مبتنی بر درونخوانی هماکنون از جمله رواندرمانیهای صاحب حمایت پژوهشی است. مبنای نظری این رواندرمانی را نظریۀ دلبستگی جان باولبی میسازد.
#شفقت_به_خود
#بهوشیاری
#رواندرمانی
#درونخوانی
#mentalization
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
پرسشی از یک همکار مشاور درباره انجام تکنیک عینیت بخشیدن در فرایندACT
«عرض سلام و ادب
در تکنیک عینیت بخشیدن (با این هدف که مراجع با هیجاناتی که بیشتر از آن اجتناب می کند تماس غیر تدافعی داشته باشد) وقتی به مراجع گفته میشود " هیجان خشم ،یا نفرت یا... را در جائی از بدن خود احساس کند" برخی از آنها می گویند منظور ازعبارت فوق را متوجه نمی شوند و یا اساسا نمی توانند بصورت عینی هیجانات را بیرون از خود تجسم کنند. ممنون می شوم اگر اساتید گرامی تجربه بالینی یا راهکاری در این زمینه دارند آن را بیان فرمایند.»
↙️↙️↙️
پاسخ از علی فیضی
«سلام
من هم با تکنیکهایی از این دست مقداری مشکل دارم.
البته هنگام مطالعۀ کتاب راهنمای درمان متمرکز بر هیجان (EFT) متوجه شدم که تمرینی مشابه با این تصویرسازی از هیجان وجود دارد. هدف آن تمرین البته این بود که درمانجو مقداری بتواند از هیجانات خود فاصله بگیرد و در آن غرق نشود. بدیهی است که برخی اوقات ما بهتر است مطابق با ظرفیت درمانجو برای گسترش ظرفیت پذیرش او اقدام کنیم. نکتۀ دیگر این است که خیلی وقتها هم اساسا درمانجو نمیتواند هیجانات خود را بشناسد و محتاج آموزش او هستیم. به زبان رفتارگرایانه افتراق محرک هیجانی در او شکل نگرفته است.
در مورد خاص سوال شما به نظرم بهتر است که وقتی درمانجو به تکنیک خاصی پاسخ نمیدهد این موارد را بررسی کنیم:
1. آیا درمانجو متوجه منطق و هدف تکنیک است؟
اگر بله پاسخ او را چگونه میتوان تحلیل کرد؟
2. آیا صادقانه از تصویرسازی ناتوان است؟
اگر بله، این طبیعی است، برخی درمانجویان در تصویرسازی مشکل دارند؛ در این صورت؟
2. آیا تکنیک دیگری وجود دارد که بتوانم با استفاده از آن به هدف درمانی برسم؟
اگر بله
آیا درمانجو به این تکنیک متفاوت پاسخ میدهد؟
اگر بله همچنان ادامه میدهیم.
اگر نه دو سوال میتوان پرسید
1. آیا درمانجو دست به اجتناب از تجربۀ درون فردی میزند؟
اگر بله، اجتناب را مورد توجه قرار داده و کارآمدی آن را بسنجید. انتخاب با خود درمانجوست که مبتنی بر ارزشهایش رفتار کند یا با اجتناب کردن در راه موفقیت تیم درمان سنگاندازی کند.
اگر هدف اجتناب درونفردی نیست
2. آیا
رفتارش معنای پنهانی داردو به عبارت دیگر رفتار او، یک رفتار آماج بالینی مشکلساز (رآب1) است که در بیرون از جلسه نیز برای او در روابطش مشکل ایجاد میکند؟ (لجبازی، مخالفتورزی غیرمستقیم، پرهیز از دریافت کمک از دیگران)
اگر بله؛ با راهبردهای متوقف ساختن رآبهای 1 پاسخ بدهید و او را تشویق به انجام رآب2 کنید (در متون رواندرمانی تحلیلی کارکردی (FAP) معنای رآبها و نقش آنها در فرایند رواندرمانی به خوبی و مفصل بیان شده است). توجه داشته باشید که وابسته به فرمولبندی رآبهای1 درمانجو، پاسخ صریح و روشن «نه» به تکنیکهای پیشنهادی درمانگر از طرف درمانجو میتواند یک رفتار بهبودی یا رفتار آماج بالینی 2 باشد.
در نهایت بهتر است توجه داشته باشیم یک عامل بسیار مهم در ممکن شدن تغییر مطلوب در رواندرمانی توجه به «نظریۀ تغییر درمانجو» است. بهتر است همیشه با چشماندازگزینی و برگرفتن چشمانداز درمانجو، او را صاحب صدا و خواستهای معتبری دربارۀ مشکل و ماهیت آن و راهحلهای احتمالی باشیم.»
#خبرگی_در_رواندرمانی
#learning_ACT
❇️ کانال تخصصی موج سوم رفتار درمانی
@thirdwaveofBehaviorTherapy
«عرض سلام و ادب
در تکنیک عینیت بخشیدن (با این هدف که مراجع با هیجاناتی که بیشتر از آن اجتناب می کند تماس غیر تدافعی داشته باشد) وقتی به مراجع گفته میشود " هیجان خشم ،یا نفرت یا... را در جائی از بدن خود احساس کند" برخی از آنها می گویند منظور ازعبارت فوق را متوجه نمی شوند و یا اساسا نمی توانند بصورت عینی هیجانات را بیرون از خود تجسم کنند. ممنون می شوم اگر اساتید گرامی تجربه بالینی یا راهکاری در این زمینه دارند آن را بیان فرمایند.»
↙️↙️↙️
پاسخ از علی فیضی
«سلام
من هم با تکنیکهایی از این دست مقداری مشکل دارم.
البته هنگام مطالعۀ کتاب راهنمای درمان متمرکز بر هیجان (EFT) متوجه شدم که تمرینی مشابه با این تصویرسازی از هیجان وجود دارد. هدف آن تمرین البته این بود که درمانجو مقداری بتواند از هیجانات خود فاصله بگیرد و در آن غرق نشود. بدیهی است که برخی اوقات ما بهتر است مطابق با ظرفیت درمانجو برای گسترش ظرفیت پذیرش او اقدام کنیم. نکتۀ دیگر این است که خیلی وقتها هم اساسا درمانجو نمیتواند هیجانات خود را بشناسد و محتاج آموزش او هستیم. به زبان رفتارگرایانه افتراق محرک هیجانی در او شکل نگرفته است.
در مورد خاص سوال شما به نظرم بهتر است که وقتی درمانجو به تکنیک خاصی پاسخ نمیدهد این موارد را بررسی کنیم:
1. آیا درمانجو متوجه منطق و هدف تکنیک است؟
اگر بله پاسخ او را چگونه میتوان تحلیل کرد؟
2. آیا صادقانه از تصویرسازی ناتوان است؟
اگر بله، این طبیعی است، برخی درمانجویان در تصویرسازی مشکل دارند؛ در این صورت؟
2. آیا تکنیک دیگری وجود دارد که بتوانم با استفاده از آن به هدف درمانی برسم؟
اگر بله
آیا درمانجو به این تکنیک متفاوت پاسخ میدهد؟
اگر بله همچنان ادامه میدهیم.
اگر نه دو سوال میتوان پرسید
1. آیا درمانجو دست به اجتناب از تجربۀ درون فردی میزند؟
اگر بله، اجتناب را مورد توجه قرار داده و کارآمدی آن را بسنجید. انتخاب با خود درمانجوست که مبتنی بر ارزشهایش رفتار کند یا با اجتناب کردن در راه موفقیت تیم درمان سنگاندازی کند.
اگر هدف اجتناب درونفردی نیست
2. آیا
رفتارش معنای پنهانی داردو به عبارت دیگر رفتار او، یک رفتار آماج بالینی مشکلساز (رآب1) است که در بیرون از جلسه نیز برای او در روابطش مشکل ایجاد میکند؟ (لجبازی، مخالفتورزی غیرمستقیم، پرهیز از دریافت کمک از دیگران)
اگر بله؛ با راهبردهای متوقف ساختن رآبهای 1 پاسخ بدهید و او را تشویق به انجام رآب2 کنید (در متون رواندرمانی تحلیلی کارکردی (FAP) معنای رآبها و نقش آنها در فرایند رواندرمانی به خوبی و مفصل بیان شده است). توجه داشته باشید که وابسته به فرمولبندی رآبهای1 درمانجو، پاسخ صریح و روشن «نه» به تکنیکهای پیشنهادی درمانگر از طرف درمانجو میتواند یک رفتار بهبودی یا رفتار آماج بالینی 2 باشد.
در نهایت بهتر است توجه داشته باشیم یک عامل بسیار مهم در ممکن شدن تغییر مطلوب در رواندرمانی توجه به «نظریۀ تغییر درمانجو» است. بهتر است همیشه با چشماندازگزینی و برگرفتن چشمانداز درمانجو، او را صاحب صدا و خواستهای معتبری دربارۀ مشکل و ماهیت آن و راهحلهای احتمالی باشیم.»
#خبرگی_در_رواندرمانی
#learning_ACT
❇️ کانال تخصصی موج سوم رفتار درمانی
@thirdwaveofBehaviorTherapy
Forwarded from عقل آبی | صدّیق قطبی
«بپرهیزیم از اینکه دربارهی مردم تنها بر مبنای لحظهای از زندگیشان داوری کنیم.»
(درِ تنگ، آندره ژید، ترجمهی عبدالله توکل و سید رضا حسینی، نشر نیلوفر)
@sedigh_63
(درِ تنگ، آندره ژید، ترجمهی عبدالله توکل و سید رضا حسینی، نشر نیلوفر)
@sedigh_63
تفاوت مراقبۀ بهوشیاری با دیگر انواع مراقبه چیست؟
در اصل دو نوع مراقبه وجود دارد: مراقبۀ بینش و مراقبۀ تمرکز. بهوشیاری، مراقبۀ بینش در نظر گرفته میشود چون در طول تمرین آن تمام توجه خود را به ذهن و بدن در لحظۀ حال معطوف کرده و هیچ تلاشی جهت تغییر دادن یا دستکاری تجربه نمیکنید. هرچه که در بدن یا ذهن رخ بدهد (مناظری که میبینید، صداهایی که میشنوید، بوهایی که به مشام شما میرسد یا مزهها یا حسهای بدنی) تکلیف این است که فقط ماهیت همیشه در حال تغییر این تجارب را مشاهده کنیم. شما با تمرین بهوشیاری، میتوانید شروع به کشف دلایل رنج خود کرده و راهی برای رسیدن به آزادی بیشتر پیدا کنید. از سوی دیگر در مراقبۀ تمرکز، توجه ویژهای به مفاهیم، تصورات یا یک مانترا مبذول میشود. حسی آسودگی یکی از فواید مجذوب شدن عمیق ذهن در مراقبهای است که فرد مراقبهگر روی یک شی یا تصویر یا مانترا تمرکز میکند. تفاوت اساسی در این است که شما در مراقبه تمرکز با آن چیزی که روی آن تمرکز میکنید یکی میشوید که منجر به مجذوبشدن بیشتر مراقبهای میشود؛ در حالی که در مراقبۀ بینش، شروع به دیدن این پدیدهها میکنید: ماهیت همیشه متغیر بدن و ذهن، دشواریهایی که از چسبیدن یا بیزاری حاصل میشود و تعاریف خود محدودکنندهای که دربارۀ هویت خود دارید.این بینشها موجب عمیقتر شدن فهمتان از آنچه منبع تغذیۀ استرس و رنج شما است شده و تعادل و صلح بزرگتری را به ارمغان میآورد.
منبع:
Stahl, B., & Goldstein, E. (2010). A mindfulness-based stress reduction workbook. New Harbinger Publications.
ترجمه: علی فیضی و امیر اعتمادی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
در اصل دو نوع مراقبه وجود دارد: مراقبۀ بینش و مراقبۀ تمرکز. بهوشیاری، مراقبۀ بینش در نظر گرفته میشود چون در طول تمرین آن تمام توجه خود را به ذهن و بدن در لحظۀ حال معطوف کرده و هیچ تلاشی جهت تغییر دادن یا دستکاری تجربه نمیکنید. هرچه که در بدن یا ذهن رخ بدهد (مناظری که میبینید، صداهایی که میشنوید، بوهایی که به مشام شما میرسد یا مزهها یا حسهای بدنی) تکلیف این است که فقط ماهیت همیشه در حال تغییر این تجارب را مشاهده کنیم. شما با تمرین بهوشیاری، میتوانید شروع به کشف دلایل رنج خود کرده و راهی برای رسیدن به آزادی بیشتر پیدا کنید. از سوی دیگر در مراقبۀ تمرکز، توجه ویژهای به مفاهیم، تصورات یا یک مانترا مبذول میشود. حسی آسودگی یکی از فواید مجذوب شدن عمیق ذهن در مراقبهای است که فرد مراقبهگر روی یک شی یا تصویر یا مانترا تمرکز میکند. تفاوت اساسی در این است که شما در مراقبه تمرکز با آن چیزی که روی آن تمرکز میکنید یکی میشوید که منجر به مجذوبشدن بیشتر مراقبهای میشود؛ در حالی که در مراقبۀ بینش، شروع به دیدن این پدیدهها میکنید: ماهیت همیشه متغیر بدن و ذهن، دشواریهایی که از چسبیدن یا بیزاری حاصل میشود و تعاریف خود محدودکنندهای که دربارۀ هویت خود دارید.این بینشها موجب عمیقتر شدن فهمتان از آنچه منبع تغذیۀ استرس و رنج شما است شده و تعادل و صلح بزرگتری را به ارمغان میآورد.
منبع:
Stahl, B., & Goldstein, E. (2010). A mindfulness-based stress reduction workbook. New Harbinger Publications.
ترجمه: علی فیضی و امیر اعتمادی
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دکتر آذرخش مکری: افسردگی، سرخوردگی و اعتیاد
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedanet
هدف ACT: فهم معنای رفتار در بافتار وقوع آن
برگرفته از ویرایش دوم کتاب Learning ACT
مترجم:
علی فیضی
یک تفاوت بزرگ بین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و بسیاری از رویکردهای دیگر رواندرمانی، در نگاه ویژۀ آن به رنج انسان است.
بسیاری از رویکردهای رواندرمانی این پیشفرض را دارند که افکار و احساساتی که به صورت منفی ارزیابی شدهاند –نظیر اضطراب، افسردگی یا هذیانها- مشکلاتیاند که بایستی از دست آنها خلاص شد. در ACT بر خلاف پیشفرض مذکور، این افکار و احساسات نامطلوب به عنوان اهداف اولیه و اساسی درمان در نظر گرفته نمیشود؛ بلکه تلاش برای اجتناب از این رویدادهای درونی نامطوب، مشکلزا مفهومپردازی میشود. این رفتارهای اجتنابی اغلب مشکلآفرین بوده و میتوانند که درمانجو از تجربۀ پیامدهای زندگی ارزشمند و مطلوب باز بدارند.
بر مبنای الگوی ACT در مورد رنج انسان، افکار و احساسات دشوار در هر جنبه از تجربۀ انسانی وجود دارند و بنابراین نمیتوان آنها را به عنوان مشکلاتی که باید رفع شوند دید. زندگی شامل رویدادهای دردناک است و تلاش برای اجتناب از درد اغلب به جای حذف درد، موجب شدت یافتن آن میشود.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد روی رفتار افرادی در آن بافتارها/زمینههایی تمرکز میکند که روی میدهند؛ بنابراین ارزیابی در این رویکرد در حالی که بر مشکلات کنونی درمانجو تمرکز دارد اما محیط گذشته و کنونی او را نیز مدنظر قرار میدهد.
حرکت به سوی کارآمدی
معیار نتیجهگیری در ACT، کارآمدی است؛ به این معنا که هدف ACT این است که رفتار فرد بر اساس ارزشهای او، اهداف مطلوبش در محیط کنونی و با توجه به همۀ تجربههایی که قبلاً داشته، کارآمد باشد.
این نوع هدفگزاری در تضاد با الگوی پزشکی ماشینانگارانه است که در آن ارزیابی، روی استفاده از برچسبهای تشخیصی تاکید شده و کاهش نشانهها به عنوان معیار نتیجهگیری معرفی میشود. به عنوان مثال ارزیابی و درمان یک مشکل اضطرابی در الگوی پزشکی، بر کاوش در بافتارهایی تمرکز دارد که اضطراب در آن رخ میدهد تا بتوان به یک برچسب تشخیصی مثل اختلال اضطراب اجتماعی یا اختلال اضطراب فراگیر رسید. درمانگر بعد از تشخیص، برای کاهش اضطراب دارو تجویز میکند یا از بازسازی شناختی (برای جایگزین کردن باورهای غیرمنطقی با باورهای منطقیتر) استفاده میکند تا کاهش اضطراب رخ بدهد.
بر خلاف مثالهای ذکر شده، درمانگر ACT بافتارهایی که اضطراب در آن رخ میدهد و اقداماتی که درمانجو به هنگام مضطربشدن انجام میدهد را ارزیابی میکند؛ مثلاً میپرسدآیا درمانجو از اضطراب اجتناب یا فرار میکند؟ شناسایی کارکردهای رفتارهای مقابله با اضطراب مثل اجتناب از موقعیتهای گوناگون یا انجام آیینهای اجباری برای کاهش اضطراب، اهمیت اساسی در رواندرمانی بر اساس ACT دارد.
مرکزین این کارکردها در ACT موجب میشود که طبقات تشخیصی راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی نسبتاً بیاهمیت شود. البته نزد درمانگر ACT، این ابزار تشخیصی همچنان یک ابزار کاربردی برای تعامل با دیگر متخصصین و کار با نهادهایی مثل بیمه است. درمانگر ACT به جای این که کاهش اضطراب را هدف مطلوب درمان در نظر بگیرد، بر تغییر رفتار درمانجو در رابطه با اضطرابش تاکید میکند تا در بافتارهایی که قبلاً فرار از اضطراب منجر به پیامدهای نامطلوب زندگی میشد، بتواند که کارآمدتر اقدام کند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
#Learning_ACT
#مهارت_در_رواندرمانی
برگرفته از ویرایش دوم کتاب Learning ACT
مترجم:
علی فیضی
یک تفاوت بزرگ بین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و بسیاری از رویکردهای دیگر رواندرمانی، در نگاه ویژۀ آن به رنج انسان است.
بسیاری از رویکردهای رواندرمانی این پیشفرض را دارند که افکار و احساساتی که به صورت منفی ارزیابی شدهاند –نظیر اضطراب، افسردگی یا هذیانها- مشکلاتیاند که بایستی از دست آنها خلاص شد. در ACT بر خلاف پیشفرض مذکور، این افکار و احساسات نامطلوب به عنوان اهداف اولیه و اساسی درمان در نظر گرفته نمیشود؛ بلکه تلاش برای اجتناب از این رویدادهای درونی نامطوب، مشکلزا مفهومپردازی میشود. این رفتارهای اجتنابی اغلب مشکلآفرین بوده و میتوانند که درمانجو از تجربۀ پیامدهای زندگی ارزشمند و مطلوب باز بدارند.
بر مبنای الگوی ACT در مورد رنج انسان، افکار و احساسات دشوار در هر جنبه از تجربۀ انسانی وجود دارند و بنابراین نمیتوان آنها را به عنوان مشکلاتی که باید رفع شوند دید. زندگی شامل رویدادهای دردناک است و تلاش برای اجتناب از درد اغلب به جای حذف درد، موجب شدت یافتن آن میشود.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد روی رفتار افرادی در آن بافتارها/زمینههایی تمرکز میکند که روی میدهند؛ بنابراین ارزیابی در این رویکرد در حالی که بر مشکلات کنونی درمانجو تمرکز دارد اما محیط گذشته و کنونی او را نیز مدنظر قرار میدهد.
حرکت به سوی کارآمدی
معیار نتیجهگیری در ACT، کارآمدی است؛ به این معنا که هدف ACT این است که رفتار فرد بر اساس ارزشهای او، اهداف مطلوبش در محیط کنونی و با توجه به همۀ تجربههایی که قبلاً داشته، کارآمد باشد.
این نوع هدفگزاری در تضاد با الگوی پزشکی ماشینانگارانه است که در آن ارزیابی، روی استفاده از برچسبهای تشخیصی تاکید شده و کاهش نشانهها به عنوان معیار نتیجهگیری معرفی میشود. به عنوان مثال ارزیابی و درمان یک مشکل اضطرابی در الگوی پزشکی، بر کاوش در بافتارهایی تمرکز دارد که اضطراب در آن رخ میدهد تا بتوان به یک برچسب تشخیصی مثل اختلال اضطراب اجتماعی یا اختلال اضطراب فراگیر رسید. درمانگر بعد از تشخیص، برای کاهش اضطراب دارو تجویز میکند یا از بازسازی شناختی (برای جایگزین کردن باورهای غیرمنطقی با باورهای منطقیتر) استفاده میکند تا کاهش اضطراب رخ بدهد.
بر خلاف مثالهای ذکر شده، درمانگر ACT بافتارهایی که اضطراب در آن رخ میدهد و اقداماتی که درمانجو به هنگام مضطربشدن انجام میدهد را ارزیابی میکند؛ مثلاً میپرسدآیا درمانجو از اضطراب اجتناب یا فرار میکند؟ شناسایی کارکردهای رفتارهای مقابله با اضطراب مثل اجتناب از موقعیتهای گوناگون یا انجام آیینهای اجباری برای کاهش اضطراب، اهمیت اساسی در رواندرمانی بر اساس ACT دارد.
مرکزین این کارکردها در ACT موجب میشود که طبقات تشخیصی راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی نسبتاً بیاهمیت شود. البته نزد درمانگر ACT، این ابزار تشخیصی همچنان یک ابزار کاربردی برای تعامل با دیگر متخصصین و کار با نهادهایی مثل بیمه است. درمانگر ACT به جای این که کاهش اضطراب را هدف مطلوب درمان در نظر بگیرد، بر تغییر رفتار درمانجو در رابطه با اضطرابش تاکید میکند تا در بافتارهایی که قبلاً فرار از اضطراب منجر به پیامدهای نامطلوب زندگی میشد، بتواند که کارآمدتر اقدام کند.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
#Learning_ACT
#مهارت_در_رواندرمانی
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from Ali Sayyadi
⭕️⭕️ کارگاه آموزشی و تخصصی
«درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) پیشرفته»
🔴🔴 سرفصل ها:
👈 چگونه اولین جلسه ACT را با اثربخشی بیشتری شروع کنیم؟
👈 شیوههای تقویت اتحاد درمانی به عنوان مهمترین متغیر پیشبینیکنندۀ اثربخشی رواندرمانی
👈 شیوههای افزایش ظرفیت فراهیجانی درمانگر برای استفادۀ موثرتر از مهارتهای ACT
👈 مهارتهای کاهش خطاهای ناخواسته در فرایند رواندرمانی (به عنوان مثال: واکنش نشان دادن موثر به درمانجوی پرحرف، تنبیه نکردن رفتارهای مثبت درمانجو، واکنش مناسب به پاسخ «نمیدانم» درمانجو)
👈 کاربرد ماتریکس ACT در مراجعین دارای مشکلات چندگانه (اختلال شخصیت مرزی)
👈 تعریف اختلال شخصیت از دیدگاه ACT
👈 استفاده از تحلیل کارکردی برای مفهومپردازی مشکلات مراجعین داری مشکلات چندگانه
👈 نحوۀ استفاده از الگوی مدل آگاهی، شجاعت، عشق (ACL) به عنوان نقشۀ راه درمان
قواعد پنجگانۀ حضور موثر درمانگر در جلسات رواندرمانی
مدرس: آقای علی فیضی(کاندیدای دکترای روانشناسی سلامت دانشگاه تهران)
زمان: پنجشنبه و جمعه ۲۳ و ۲۴ خردادماه؛ ساعت ۹ صبح تا ۵
https://t.me/UT_Mavara
۸۸۹۸۳۵۰۳
۰۹۱۹۸۲۰۳۱۴۲
۰۹۳۹۴۰۱۹۰۸۱
۰۹۱۹۹۶۳۲۸۹۵
«درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) پیشرفته»
🔴🔴 سرفصل ها:
👈 چگونه اولین جلسه ACT را با اثربخشی بیشتری شروع کنیم؟
👈 شیوههای تقویت اتحاد درمانی به عنوان مهمترین متغیر پیشبینیکنندۀ اثربخشی رواندرمانی
👈 شیوههای افزایش ظرفیت فراهیجانی درمانگر برای استفادۀ موثرتر از مهارتهای ACT
👈 مهارتهای کاهش خطاهای ناخواسته در فرایند رواندرمانی (به عنوان مثال: واکنش نشان دادن موثر به درمانجوی پرحرف، تنبیه نکردن رفتارهای مثبت درمانجو، واکنش مناسب به پاسخ «نمیدانم» درمانجو)
👈 کاربرد ماتریکس ACT در مراجعین دارای مشکلات چندگانه (اختلال شخصیت مرزی)
👈 تعریف اختلال شخصیت از دیدگاه ACT
👈 استفاده از تحلیل کارکردی برای مفهومپردازی مشکلات مراجعین داری مشکلات چندگانه
👈 نحوۀ استفاده از الگوی مدل آگاهی، شجاعت، عشق (ACL) به عنوان نقشۀ راه درمان
قواعد پنجگانۀ حضور موثر درمانگر در جلسات رواندرمانی
مدرس: آقای علی فیضی(کاندیدای دکترای روانشناسی سلامت دانشگاه تهران)
زمان: پنجشنبه و جمعه ۲۳ و ۲۴ خردادماه؛ ساعت ۹ صبح تا ۵
https://t.me/UT_Mavara
۸۸۹۸۳۵۰۳
۰۹۱۹۸۲۰۳۱۴۲
۰۹۳۹۴۰۱۹۰۸۱
۰۹۱۹۹۶۳۲۸۹۵
Forwarded from Saman Nonahal
با سلام
همانطور که مستحضرید، در پژوهشهای علوم انسانی و روانشناختی عمدۀ اطلاعات از آزمودنیهای انسانی به دست میآید. بدون تردید مشارکت افرادِ جامعه در این قبیل پژوهشها سهم بسزایی در رشد و تعالی درک متخصصانِ علوم انسانی از خصوصیات انسان و خدمترسانی بهتر برای جوامع انسانی دارد. پرسشنامههای حاضر در راستای یک فعالیت پژوهشیِ روانشناختی در حوزۀ کاهش وزن هستند. از همین رو، لازم است افرادی آنها را پر کنند که در حال کاهش وزن هستند یا وزن کم کردهاند و اکنون سعی میکنند آن را حفظ نمایند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، خواهشمندیم دقایقی از وقت خود را به پر کردن پرسشنامهها اختصاص دهید. در صورت تمایل برای اطلاع از نتیجۀ کلیِ پژوهش، لطفاً پست الکترونیکیتان را در انتهای فرم شمارۀ 1 درج کنید. لطفاً قبل از پر کردن هر پرسشنامه توضیحات مربوط به آنها را با دقت مطالعه کنید.
پیشاپیش از همکاری صمیمانۀ شما سپاسگزاریم.
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfh2zKjT3iYtDzL4IYuOPM4dSoPyEdP5CfuEbKXulnSFc72rQ/viewform?usp=sf_link
همانطور که مستحضرید، در پژوهشهای علوم انسانی و روانشناختی عمدۀ اطلاعات از آزمودنیهای انسانی به دست میآید. بدون تردید مشارکت افرادِ جامعه در این قبیل پژوهشها سهم بسزایی در رشد و تعالی درک متخصصانِ علوم انسانی از خصوصیات انسان و خدمترسانی بهتر برای جوامع انسانی دارد. پرسشنامههای حاضر در راستای یک فعالیت پژوهشیِ روانشناختی در حوزۀ کاهش وزن هستند. از همین رو، لازم است افرادی آنها را پر کنند که در حال کاهش وزن هستند یا وزن کم کردهاند و اکنون سعی میکنند آن را حفظ نمایند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، خواهشمندیم دقایقی از وقت خود را به پر کردن پرسشنامهها اختصاص دهید. در صورت تمایل برای اطلاع از نتیجۀ کلیِ پژوهش، لطفاً پست الکترونیکیتان را در انتهای فرم شمارۀ 1 درج کنید. لطفاً قبل از پر کردن هر پرسشنامه توضیحات مربوط به آنها را با دقت مطالعه کنید.
پیشاپیش از همکاری صمیمانۀ شما سپاسگزاریم.
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfh2zKjT3iYtDzL4IYuOPM4dSoPyEdP5CfuEbKXulnSFc72rQ/viewform?usp=sf_link
Google Docs
پرسشنامه
پرسشنامههایی را که در ادامه ملاحظه خواهید کرد، لازم است افرادی پر کنند که مشغول کاهش وزن هستند یا وزن کم کردهاند و اکنون دارند تلاش میکنند تا وزنِ خود را حفظ نمایند. از همین رو، لطفاً به سؤال زیر پاسخ دهید.
Forwarded from مدرسه زندگی فارسی
تنهایی و تکامل
پیش از این درباره تنهایی چند ویدیو از مدرسه زندگی آلن دوباتن دوبله و منتشر کردهایم. مضمون این ویدیوها اغلب این است که درونگرایی و عزلت گزینی غیرعادی نیست، باید آن را درک کرد و ارجمند شمرد: این جمله معروف آلن دوباتن که “بهترین دوست بالقوه شما شاید سیصد سال پیش مرده است و اکنون از طریق رنگهای روی بوم نقاشی یا واژگان ادبیات با شما سخن میگوید”، گویا دعوتی است به جایگزین کردن روابط اجتماعی با هنر و ادبیات…
اما در رویکردی کاملا متفاوت می توان تصور کرد که رنج حاصل از تنهایی در زندگی انسان کارکردی تکاملی داشته و درست مانند درد فیزیکی، یک زنگ خطر بوده است. به ویژه که عزلت گزینی در طی یک چرخه تشدید شونده به انزواطلبی بیشتر می انجامد. همهگیری درونگرایی و پسرفت مهارتهای اجتماعی میتواند خطرناک باشد.
در مدرسه زندگی فارسی علاقمندیم که «تزها و آنتی تزها» را با هم بررسی کنیم، به این امید که به این وسیله نه یک اندیشه خاص بلکه اندیشیدن را تمرین کرده باشیم. این ویدیو آنتی تز مهم و قابل تاملی است بر برخی مطالبی که تاکنون درباره تنهایی منتشر کرده ایم.
https://persianschooloflife.com/تنهایی-و-تکامل/
منبع اصلی:
کانال یوتیوب Kurzgesagt
ترجمه: حمیدرضا بیدار
تلگرام @KurzgesagtPersian
پیش از این درباره تنهایی چند ویدیو از مدرسه زندگی آلن دوباتن دوبله و منتشر کردهایم. مضمون این ویدیوها اغلب این است که درونگرایی و عزلت گزینی غیرعادی نیست، باید آن را درک کرد و ارجمند شمرد: این جمله معروف آلن دوباتن که “بهترین دوست بالقوه شما شاید سیصد سال پیش مرده است و اکنون از طریق رنگهای روی بوم نقاشی یا واژگان ادبیات با شما سخن میگوید”، گویا دعوتی است به جایگزین کردن روابط اجتماعی با هنر و ادبیات…
اما در رویکردی کاملا متفاوت می توان تصور کرد که رنج حاصل از تنهایی در زندگی انسان کارکردی تکاملی داشته و درست مانند درد فیزیکی، یک زنگ خطر بوده است. به ویژه که عزلت گزینی در طی یک چرخه تشدید شونده به انزواطلبی بیشتر می انجامد. همهگیری درونگرایی و پسرفت مهارتهای اجتماعی میتواند خطرناک باشد.
در مدرسه زندگی فارسی علاقمندیم که «تزها و آنتی تزها» را با هم بررسی کنیم، به این امید که به این وسیله نه یک اندیشه خاص بلکه اندیشیدن را تمرین کرده باشیم. این ویدیو آنتی تز مهم و قابل تاملی است بر برخی مطالبی که تاکنون درباره تنهایی منتشر کرده ایم.
https://persianschooloflife.com/تنهایی-و-تکامل/
منبع اصلی:
کانال یوتیوب Kurzgesagt
ترجمه: حمیدرضا بیدار
تلگرام @KurzgesagtPersian
مدرسه زندگی فارسی
تنهایی و تکامل پیش از این درباره تنهایی چند ویدیو از مدرسه زندگی آلن دوباتن دوبله و منتشر کردهایم. مضمون این ویدیوها اغلب این است که درونگرایی و عزلت گزینی غیرعادی نیست، باید آن را درک کرد و ارجمند شمرد: این جمله معروف آلن دوباتن که “بهترین دوست بالقوه شما…
کوهها با هماند و تنهایند
همچو ما، باهمانِ تنهایان
- احمد شاملو
همچو ما، باهمانِ تنهایان
- احمد شاملو
Forwarded from جریانـ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی دیگر ماجرا
🔻🔻🔻
«در میان وقایع پس از فاجعهای که برای خرس پیش آمد، ...
خواستم بگویم سه هفته پیش در همین سوادکوه یک خرس که در تله سیمی گرفتار شده بود، با اطلاع به موقع روستاییان آزاد شد، صحنه زیبایی بود که روستاییان در پیش چشمانم پا و سر خرس بیهوش را میبوسیدند و قرآن میخوانند و خرس رها شد.
خواستم بگویم در همین سوادکوه، یک شوکا که از ارتفاعی پرت شده بود، توسط روستاییان فلورد پناه داده شد، نوازشهای مهربان این مردم را فراموش نخواهم کرد.
خواستم بگویم چندین و چند جوجه جغد بیپناه را یافتند و بعد از درمان رهایشان کردیم.
خواستم بگویم از مردمی که در نزدیکی همین دراسله، کلاریجان به سمور جنگلی که در خانه آنها زایمان کرده بود پناه دادند و تا بزرگ شدنشان صبر کردند.
همین هفته قبل در باقی بودم که نیمی از درختان باردارش توسط خرس نابود شده بود، اما صاحب باغ میگفت من مراقب خرس هستم، آیا شما این چنین هستید؟
خواستم بگویم ... شما نیز اندکی مهربان باشید و صبر پیشه کنید.»
✍🏼 سهیل اولادزاد -فعال #محیط_زیست
https://www.instagram.com/p/Byz_LuegX9r/
#ماایرانیها #خودخوارانگاری #تعمیم_شتابزده
در «جریان» باشید.
@Jaryaann
🔻🔻🔻
«در میان وقایع پس از فاجعهای که برای خرس پیش آمد، ...
خواستم بگویم سه هفته پیش در همین سوادکوه یک خرس که در تله سیمی گرفتار شده بود، با اطلاع به موقع روستاییان آزاد شد، صحنه زیبایی بود که روستاییان در پیش چشمانم پا و سر خرس بیهوش را میبوسیدند و قرآن میخوانند و خرس رها شد.
خواستم بگویم در همین سوادکوه، یک شوکا که از ارتفاعی پرت شده بود، توسط روستاییان فلورد پناه داده شد، نوازشهای مهربان این مردم را فراموش نخواهم کرد.
خواستم بگویم چندین و چند جوجه جغد بیپناه را یافتند و بعد از درمان رهایشان کردیم.
خواستم بگویم از مردمی که در نزدیکی همین دراسله، کلاریجان به سمور جنگلی که در خانه آنها زایمان کرده بود پناه دادند و تا بزرگ شدنشان صبر کردند.
همین هفته قبل در باقی بودم که نیمی از درختان باردارش توسط خرس نابود شده بود، اما صاحب باغ میگفت من مراقب خرس هستم، آیا شما این چنین هستید؟
خواستم بگویم ... شما نیز اندکی مهربان باشید و صبر پیشه کنید.»
✍🏼 سهیل اولادزاد -فعال #محیط_زیست
https://www.instagram.com/p/Byz_LuegX9r/
#ماایرانیها #خودخوارانگاری #تعمیم_شتابزده
در «جریان» باشید.
@Jaryaann
Forwarded from Vahid
به نام خداوند بخشندۀ مهربان
همکار محترم با سلام و عرض ادب...
اینجانب وحید ملک پور دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه شهید بهشتی در حال جمع آوری نمونه برای رسالۀ دکتری خود تحت عنوان «شناسایی و مدل¬یابی فرآیند شکل¬گیری خشونت در تعارضات زوجی» هستم. در این پژوهش قرار است از زوجینی که درگیر خشونت هستند یا سابقه خشونت در رابطه خود را داشته¬اند مصاحبه¬های زوجی یا مصاحبه¬های انفرادی هر کدام به صورت مجزا اجرا شود.
ملاک¬های ورود به پژوهش:
1. وجود الگوی خشونت در رابطه براساس گزارش زوجین یا مشاهدۀ الگوی خشونت در رابطه توسط همکار گرامی
2. وجود احساس امنیت برای شرکت در رابطه
ملاک¬های خروج از پژوهش:
1. وجود الگوی خشونت فیزیکی شدید در رابطه (شامل استفاده از آلات قتاله در خانه؛ زدن همسر با مشت یا چیز دیگر؛ گرفتن یا فشار دادن گلوی همسر؛ کوباندن همسر به دیوار یا جسم دیگر؛ زیر مشت و لگد گرفتن همسر؛ سوزاندن یا داغ کردن عمدی بدن همسر و لگد زدن به همسر)
2. وجود الگوی خشونت زناشویی جنسی در رابطه
3. عدم توافق زوج در مورد میزان خشونت در رابطه (ملاک خروج تنها برای مصاحبه¬های زوجی)
4. تهدید به استفاده از اشیا خطرناک مثل چاقو در خانه
5. عدم احساس امنیت در زوج یا فرد برای شرکت در مطالعه
6. وجود رابطه زوجی غیر رسمی (مثل ازدواج سفید) یا رابطه دوستی بدون ازدواج
چنانچه زوجینی را با این الگو می¬شناختید و تمایل به همکاری داشتید به بنده اطلاع بدهید.
شماره تماس: 09126168607
همکار محترم با سلام و عرض ادب...
اینجانب وحید ملک پور دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه شهید بهشتی در حال جمع آوری نمونه برای رسالۀ دکتری خود تحت عنوان «شناسایی و مدل¬یابی فرآیند شکل¬گیری خشونت در تعارضات زوجی» هستم. در این پژوهش قرار است از زوجینی که درگیر خشونت هستند یا سابقه خشونت در رابطه خود را داشته¬اند مصاحبه¬های زوجی یا مصاحبه¬های انفرادی هر کدام به صورت مجزا اجرا شود.
ملاک¬های ورود به پژوهش:
1. وجود الگوی خشونت در رابطه براساس گزارش زوجین یا مشاهدۀ الگوی خشونت در رابطه توسط همکار گرامی
2. وجود احساس امنیت برای شرکت در رابطه
ملاک¬های خروج از پژوهش:
1. وجود الگوی خشونت فیزیکی شدید در رابطه (شامل استفاده از آلات قتاله در خانه؛ زدن همسر با مشت یا چیز دیگر؛ گرفتن یا فشار دادن گلوی همسر؛ کوباندن همسر به دیوار یا جسم دیگر؛ زیر مشت و لگد گرفتن همسر؛ سوزاندن یا داغ کردن عمدی بدن همسر و لگد زدن به همسر)
2. وجود الگوی خشونت زناشویی جنسی در رابطه
3. عدم توافق زوج در مورد میزان خشونت در رابطه (ملاک خروج تنها برای مصاحبه¬های زوجی)
4. تهدید به استفاده از اشیا خطرناک مثل چاقو در خانه
5. عدم احساس امنیت در زوج یا فرد برای شرکت در مطالعه
6. وجود رابطه زوجی غیر رسمی (مثل ازدواج سفید) یا رابطه دوستی بدون ازدواج
چنانچه زوجینی را با این الگو می¬شناختید و تمایل به همکاری داشتید به بنده اطلاع بدهید.
شماره تماس: 09126168607
Forwarded from عآلیجناب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلاسمون به دلیل مشکلات فنی نیم ساعت دیرتر شروع میشد. گفت هر سوال بیربطی دارید ازم بپرسید. یکی از بچهها در مورد "عشق" ازش پرسید و این جواب کیارستمی است.👌
Solo
@Aalijnab
Solo
@Aalijnab
عآلیجناب
کلاسمون به دلیل مشکلات فنی نیم ساعت دیرتر شروع میشد. گفت هر سوال بیربطی دارید ازم بپرسید. یکی از بچهها در مورد "عشق" ازش پرسید و این جواب کیارستمی است.👌 Solo @Aalijnab
فردی که دلش شکسته و از عشق دست کشیده است، در نهایت دلش تهی خواهد شد. فردی که دلش شکسته است و عشق ورزیدن را ادامه میدهد، قلبی سرشار دارد و آگاه است که عاشق هرکه باشیم، روزی به علت مرگ یا ترک شدن با ترک کردن او را از دست خواهیم داد. این است که فقط دو نوع قلب داریم: قلبهای تهی و قلبهای عاشق. شهامت میخواهد با فقدانهای اجتنابناپذیر مواجه شویم و بازهم عاشق و پذیرای زندگی باشیم.
همآفرینی تغییر/ جان فردریکسون/مترجم: عنایت خلیقی سیگارودی/انتشارات ارجمند.
از دیدگاه بسیاری از رویکردهای موج سوم رفتاردرمانی که بر پذیرش و توجهآگاهی و شفقت در پاسخ به تجربههای هیجانی تاکید دارند کمیت هیجان به اندازۀ واکنشی که به هیجان نشان میدهیم مهم دانسته نمیشود. توجه کنید که عنوان ویدئو چیست؟ «عشق تباهی است». آیا این حکم مطلق است؟ میشود پرسید این حکم برای چه کسانی صادق است و برای چه کسانی نیست؟ آیا تباهی آوردن عشق متغیر تعدیل کننده و واسطهای ندارد؟ آیا عشق برای فردی با سبک دلبستگی ایمن، توانایی خوب درونخوانی، انعطافپذیری روانی نسبتا زیاد، مهارت نسبتا بالای تنظیم هیجان و مهارتهایی از این دست باز هم تباهیآور است؟ از سر شفقت میتوان پرسید یک هیجان بنیادی انسانی چگونه و در چه فرهنگی مترادف تباهی دانسته میشود؟
یاد خاطرهای از عباس کیارستمی افتادم که به اصرار دوستی بر بستر مرگ حمید مصدق شعر معروف «اشک معشوق» شاعر را برای او میخواند و حمید مصدق در همان حال نزار میگرید. جالب است که اولین واکنش عباس کیارستمی به درخواست دوستش این است که این شعر این آدم سالهاست در ذهن من جا گرفته و روان مرا آزرده است (کیارستمی از کلمات تندتری استفاده میکند)
این ابیات بخشهایی از این شعر زیبایند:
« آتشم بر جان زدی
بر جان زدی
جانت نبخشم
پیش یزدان گریم و در پیش یزدانت نبخشم
سوختی جان و تنم، زین گونه آسانت نبخشم
گر ببخشم هر گناهی را، گناهانت نبخشم
داوری ها را چه خواهی گفت، پیش ِ داور ِ من
وای بر من
وای بر من»
حال میتوان دقیقتر پرسید حکم «عشق تباهی است» در بافتار روان و ذهن کدام انسان بیان میشود و در مورد چه کسانی در کدام بافتار تاریخی-فرهنگی منجر به تباهی میشود؟
همآفرینی تغییر/ جان فردریکسون/مترجم: عنایت خلیقی سیگارودی/انتشارات ارجمند.
از دیدگاه بسیاری از رویکردهای موج سوم رفتاردرمانی که بر پذیرش و توجهآگاهی و شفقت در پاسخ به تجربههای هیجانی تاکید دارند کمیت هیجان به اندازۀ واکنشی که به هیجان نشان میدهیم مهم دانسته نمیشود. توجه کنید که عنوان ویدئو چیست؟ «عشق تباهی است». آیا این حکم مطلق است؟ میشود پرسید این حکم برای چه کسانی صادق است و برای چه کسانی نیست؟ آیا تباهی آوردن عشق متغیر تعدیل کننده و واسطهای ندارد؟ آیا عشق برای فردی با سبک دلبستگی ایمن، توانایی خوب درونخوانی، انعطافپذیری روانی نسبتا زیاد، مهارت نسبتا بالای تنظیم هیجان و مهارتهایی از این دست باز هم تباهیآور است؟ از سر شفقت میتوان پرسید یک هیجان بنیادی انسانی چگونه و در چه فرهنگی مترادف تباهی دانسته میشود؟
یاد خاطرهای از عباس کیارستمی افتادم که به اصرار دوستی بر بستر مرگ حمید مصدق شعر معروف «اشک معشوق» شاعر را برای او میخواند و حمید مصدق در همان حال نزار میگرید. جالب است که اولین واکنش عباس کیارستمی به درخواست دوستش این است که این شعر این آدم سالهاست در ذهن من جا گرفته و روان مرا آزرده است (کیارستمی از کلمات تندتری استفاده میکند)
این ابیات بخشهایی از این شعر زیبایند:
« آتشم بر جان زدی
بر جان زدی
جانت نبخشم
پیش یزدان گریم و در پیش یزدانت نبخشم
سوختی جان و تنم، زین گونه آسانت نبخشم
گر ببخشم هر گناهی را، گناهانت نبخشم
داوری ها را چه خواهی گفت، پیش ِ داور ِ من
وای بر من
وای بر من»
حال میتوان دقیقتر پرسید حکم «عشق تباهی است» در بافتار روان و ذهن کدام انسان بیان میشود و در مورد چه کسانی در کدام بافتار تاریخی-فرهنگی منجر به تباهی میشود؟