🔊 روانپژوهشگران
1.45K subscribers
1.55K photos
1.18K videos
1.92K files
3.17K links
🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎
مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی
نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران


#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی


09019095990




https://t.me/third_generation
#روانپژوهشگران
#روان_حامی
#نسل_سوم
Download Telegram
نوروسایکولوژی چیست؟

بخش دوم

عصب‌روانشناسی یا نوروسایکولوژی(Neuropsychology) گرایشی از روان‌شناسی آزمایشی است که به مطالعه تأثیراتی که ساختار و عملکرد مغز در شکل گیری فرایندهای روانشناختی ایجاد می‌کند می‌پردازد.

هدف این زمینه روانشناسی تجربی درک مباحثی همانند چگونگی رفتار و شناخت در مغز است. در حالی که عصب‌شناسی کلاسیک بر روی سیستم عصبی تمرکز کرده، عصب روانشناسی به دنبال کشف نحوه همبستگی مغز و ذهن است که به همین خاطر اشتراکاتی را با عصب‌شناسی رفتاری و روانپزشکی پیدا می‌کند


تاریخچه
شاخه نوروسایکولوژی از نظر تاریخی نه تنها از رشته روانشناسی بلکه همچنین از رشته‌هایی همچون پزشکی، آموزش و حقوق مشتق شده است. واژه نوروسایکولوژی از ترکیب دو کلمه نورولوژی و روانشناسی به وجود آمده است. نورولوژی به عنوان شاخه‌ای از پزشکی محسوب می‌شود که با دستگاه اعصاب و اختلالات مرتبط با آن سروکار دارد. روانشناسی نیز به عنوان مطالعه علمی رفتار و فرایندهای روانی تعریف شده است. یکی از اولین افرادی که دو کلمه نورولوژی و روانشناسی را در یک کلمه جدید ترکیب کرد کورت گلدشتاین (نورولوژیست و روانپزشک آلمانی) بود که آن را در کتاب خود با نام ارگانیسم در سال ۱۹۳۹ به کار برد. امروزه نوروسایکولوژی برای توصیف یکی از حوزه‌های روانشناسی به کار می‌رود که به شناسایی، کمی سازی و توصیف تغییرات رفتاری که به ساختارهای مغزی مربوط هستند محدود است و همچنین بررسی انسجام شناختی را در دستور کار قرار داده است.
 
رنه دکارت
رنه دکارت فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی بود که بیشتر آزمایش‌های آناتومیکی خود را متمرکز در مغز کرده بود و توجه ویژه‌ای به غده صنوبری (بافت مخروطی شکلی که در عمق مغز قرار دارد) داشت از نظر او ذهن یا روح با بدن فیزیکی در تعامل و ارتباط بود و رفتارهای بدن را کنترل می‌کرد و متقابلاً بدن هم بر روی ذهن تأثیرگذار بود از نگاه او غده صنوبری در مغز «محل قرارگیری روح» بود که باعث ارتباط بین روح و بدن می‌شد دیدگاهی عمیقاً مذهبی نسبت به دنیای علمی با این فرض که بدن فانیست و روح جاودانه است با این حال اغلب ادعاهای دکارت بیش از حد فلسفی و فاقد زمینه علمی برای پذیرش بود.

ادامه دارد...
https://t.me/third_generation
نوروسایکولوژی چیست

بخش سوم

تعریف نوروسایکولوژی و تمایز آن از دیگر رشته‌ها 
نوروسایکولوژی شاخه‌ای از روانشناسی است که بیماران مبتلا به آسیب مغزی را مورد مطالعه و درمان قرار می‌دهد، و سعی می‌کند از روی علائم مکانیسم‌های مسئول، رفتار بهنجار و نابهنجار را دریابد. یکی از اساسی‌ترین سوالاتی که پیش روی یک متخصص نوروسایکولوژی قرار دارد این است که آیا اختلالی که در یک بیمار وجود دارد به علت آسیب مغزی ایجاد شده است یا دلیل آن اختلالات روانپزشکی عمده است. دلیل دشواری تفکیک یک اختلال روانپزشکی از صدمات مغزی به این واقعیت برمی‌گردد که طیف اختلالات روانی بسیار گسترده است و در اغلب موارد دربرگیرنده اختلالات شناختی بوده و به همین دلیل ممکن است با آسیب مغزی اشتباه گرفته شود.

حوزه تشخصی در نوروسایکولوژی خود به سه حوزه فرعی تقسیم می‌شود:
حوزه اول: شامل تشخیص وجود یک صدمه مغزی است که در اینجا باید بین اختلالاتی که منشاء هیجانی دارند و اختلالاتی که از این آسیب مغزی ناشی شده‌اند تمایز و تشخصی افتراقی قائل شود.

حوزه دوم: شامل تشیخص ماهیت مشکلاتی است که به دلیل آسیب مغزی به وجود آمده‌اند که در اینجا باید متخصص محل دقیق ضایعه مغزی را مشخص سازد.


حوزه سوم: شامل تشخیص فرایندهای زیربنایی اختلالات شناختی است.


تمایز نوروسایکولوژی از دیگر رشته‌ها
متأسفانه گاهی این اصطلاح با مفهومی وسیع و به عنوان روانشناسی فیزیولوژیکی مورد استفاده قرار می‌گیرد. نوروسایکولوژی بالینی نیز شامل مطالعه روابط مغز – رفتار است و به عنوان یک رشته مهم در سیستم بهداشتی مطرح شده است. برای درک بهتر نوروسایکولوژی باید با تعریف رشته‌های علمی مشابه آشنا شد. از جمله این رشته‌ها عبارتند از: علم اعصاب: اصطلاحی امروزی که دربرگیرنده همه رشته‌هایی است که مستقیماً سلسله اعصاب را مورد مطالعه قرار می‌دهند (مثل تشریح اعصاب، شیمی اعصاب، و دارو شناسی اعصاب) و سعی می‌کنند رفتار را به سلسله اعصاب ربط دهند (مثل روانشناسی فیزیولوژیکی).

https://t.me/third_generation
نوروسایکولوژی چیست

بخش چهارم

روانشناسی فیزیولوژیک: رشته‌ای از روانشناسی که گرایش آن به سوی توضیح و توصیف پدیده‌های روانشناختی براساس فرایندهای فیزیولوژیکی و نورولوژیکی است. بسیاری از مطالب و روش‌های آن با زیست‌شناسی و فیزیولوژی مشترک است و مشخصاً نشان دهنده گرایش ارتباطی است، که در آن یا پژوهش معطوف به قرائن فیزیولوژیکی رفتار است، یا گرایشی است تحول گرایانه که در آن توضیح نهایی برای کردار و پندار در اصول فیزیولوژیکی جستجو می‌شود. تعدادی معادل و شبه‌ معادل برای این زمینه وجود دارد، از جمله روانشناسی زیست‌شناختی، زیست روانشناسی، پسیکوبیولوژی و پسیکوفیزیولوژی.
 


منابع
Finger, S. (1994). History of neuropsychology. In D. W. Zaidel (Ed.), Neuropsychology San Diego: Academic Press
Golden, C. J. (1983). The neuropsychologist in neurological and psychiatric populations. In C. J
Nussbaum, P. D. (1997). Handbook of Neuropsychology and Aging. New York: Springer Science+Business Media, LLC

https://t.me/third_generation
📖هیجانات و تنظیم هیجان

🔻هیجانات با محرک‌هایی از بیرون یا درون (افكار و بازنمودهای ذهنی) برانگیخته می‌شوند. این محرک‌ها، از طریق فرآیندهای ادراکی/اشناختی تشخیص داده شده و در بافتی از تجربیات اولیه، تحلیل و تفسیر می‌شوند تا اهمیت و معنای آنها مشخص شود. عملکرد هیجانات می‌تواند متغیر باشد. این عملکرد از تأمین اطلاعات برای فرآیندهای بین‌فردی و درون روانی تا تسهیل در تصمیم‌گیری و پاسخ‌دهی رفتاری، متغیر است.

🔺تنظیم هیجان به فرآیندهای هشیار و ناهشیاری گفته می‌شود که از طریق آنها افراد بر هیجانات و تکانه‌های خود، شدت و مدت آنها، چگونگی و زمان تجربه و ابراز کردنشان تأثير می‌گذارند (گراس، ۱۹۹۸). به عبارت دیگر این فرآیندهای تنظیمی هشیار و ناهشیار تعیین می‌کنند که چگونه محرک‌ها، به صورت برانگیزاننده ادراک و ارزیابی می‌شوند و چگونه به عنوان نتیجه‌ای از فرآیند تنظیم بر وجوه مختلفی از هیجانات ما (و روابط بین آنها) تأثیر می‌گذارند.

📚منبع: مهارت در روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت فشرده "نقشهٔ راه به ناهشیار"
🖋نوشته: ژوزت تن‌هو - دلابیج ، رابرت جی. نبورسکی
📝ترجمه: دکتر محمدهادی دهرویه

https://t.me/third_generation
دستیابی_به_نیک‌زیستی_از_مسیر_شفقت‌ورزی.pdf
401.2 KB
🔮 دستیابی به نیک‌زیستی از مسیر شفقت‌ورزی (نوشتاری کوتاه در باب نیک‌زیستی در جهان پرآشوب امروز)
🔵 نویسنده: دکتر مهرنوش اثباتی

@third_generation
▪️ چرخه طرحواره رهاشدگی

وقتی که تلهٔ زندگی رهاشدگی فعال می شود به گونه ای وقایع را پیش می برد که جدایی به عنوان نتیجهٔ نهایی نمایشنامه رقم بخورد. تجربه جدایی در ذات خود هیجان برانگیز و طاقت فرسا هست، اما ابعاد این پدیده با احساس هایی نظیر ترس، سوگواری و خشم، پیچیده تر می شود. چرخهٔ رهاشدگی مملو از احساس های متناقض و تحمل ناپذیر است. اگر در دام این تلهٔ زندگی افتاده باشید کاملاً به این احساس ها آشنا هستید. وقتی که تجربهٔ رهاشدن برای شما پیش می آید، ابتدا احساس وحشت بر شما مستولی می شود. گو اينکه کودکی هستید که در مرکز خرید، مادرش را گم کرده است و با ترس، وحشت، سردرگمی، نگرانی و گریه به دنبال مادرتان هستید. به شدت آشفته اید. نمیدانید مادرتان کجاست و در بین جمعیت با احساس ترس و وحشت دست به گریبان هستید. اضطراب شما دم به دم بر وحشت شما می افزاید و این حالت در کسانی که تجربهٔ رهاشدگی را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند، ممکن است ساعت ها یا حتی روزها دست از سرشان بر ندارد. اما اگر نتوانید سر اضطراب را بر بالین بگذارید و با آن مقابله کنید، به تدریج کاسه صبرتان لبریز می شود. سرانجام این احساس کاهش می یابد و بایستی طعم تلخ شکست در رابطه را بپذیرید. سپس برای تنهایی خود دچار سوگ و غم شدید خواهید شد. چنان زانوی غم بغل می گیرید که انگار هیچ وقت طرف مقابل را نخواهید دید. این سوگ می تواند موجب پدیدآیی افسردگی شود. اگر فردی که شما را ترک کرده به هر دلیل برگردد، از دست او عصبانی خواهید شد؛ به دو دلیل: چرا شما را تنها گذاشته است؟ و چرا این قدر به طرف مقابل نیازمند هستید؟

▫️ مشکلات ویژه طرح واره رهاشدگی


مشکل این است که بیماران برای ادامهٔ رابطه با درمانگر، امکان دارد در فرآیند درمان بیش از حد، فرمانبرداری کنند. ممکن است بیماران خیلی خوبی به نظر برسند، اما این کار آن ها از روی صداقت نیست. ممکن است این گونه بیماران با اطمینان طلبی مداوم یا زنگ زدن بین جلسات، درمانگر را کلافه کنند. بیماران اجتنابی ممکن است وقت جلسه را فراموش کنند و از آمدن منظم به جلسات خودداری کنند یا درمان را نیمه کاره رها کنند، به این دلیل که نمی خواهند به درمانگر دلبستگی زیاد پیدا کنند. همچنین ممکن است بیمارانی که طرح وارهٔ رهاشدگی دارند، مدام درمانگر را امتحان کنند، به عنوان مثال تهدید کنند که درمان را رها می کنند یا از درمانگر به خاطر قطع درمان، گله و شکایت کنند. خلاصه این که درمانگر با ترکیب محدودیت گزینی و رویاروسازی همدلانه، برای حل این مشکل اقدام می کند.

یکی دیگر از خطرات احتمالی در درمان بیمارانی که طرح وارهٔ رهاشدگی دارند، این است که درمانگر به جای آنکه در نقش پیوندهای اولیه و ثابت عمل کند، به چهره اصلی زندگی بیماران مبدل شود. در صورت چنین وضعیتی، بیمار مایل به پایان دادن درمان نیست و می خواهد ارتباط خود را با درمانگر به صورت یک رابطه ثابت و دائمی ادامه دهد. وابسته شدن به درمانگر راه حلی ناکارآمد برای این طرحواره است. هدف نهایی درمان، برقراری ارتباط بیماران با سایر افراد، خارج از حوزهٔ درمان است؛ به گونه ای که بتوانند نیازهای هیجانی خود را ارضاء کنند.

https://t.me/third_generation
شیوع افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان ریه

مطالعه جدید نشان می‌دهد افسردگی در بین بیماران مبتلا به سرطان ریه بسیار شایع است و می‌تواند بر کیفیت زندگی و نتیجه درمان آن‌ها تاثیر گذارد.


باربارا اندرسون، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه ایالتی اوهایو، در این باره می‌گوید: یافته‌ها نشان می‌دهد پزشکان باید بیماران مبتلا به سرطان ریه را از لحاظ افسردگی هم تحت نظر داشته باشند و در صورت لزوم آن‌ها را به بخش‌های مراقبت‌های روانی ارجاع دهند.

وی در ادامه می‌افزاید: افسردگی تنها بخشی از مشکل این بیماران است و معمولا با پکیج کاملی از عملکرد بد، علائم فیزیکی بیشتر، استرس، اضطراب و موارد بیشتر همراه است. تمامی این موارد می‌توانند تاثیر منفی بر درمان، سلامت کلی بدن، کیفیت زندگی و روند پیشرفت بیماری داشته باشند.

این مطالعه شامل ۱۸۶ بیمار بود که اخیرا مبتلا به سرطان ریه تشخیص داده شده بودند. حدود یک سوم آن‌ها یا مبتلا به افسردگی شدید (۸ درصد) یا افسردگی درحد متوسط (۲۸ درصد) بودند.

افراد مبتلا به افسردگی شدید با میزان بالا ناامیدی هم روبرو بودند: ۹۳ درصد آن‌ها عنوان کرده بودند که کارکردن، نگهداری از وسایل خانه و معاشرت با دیگران برایشان بسیار دشوار است و یک سوم به خودکشی فکر می‌کردند.

بیماران مبتلا به افسردگی شدید با میزان بالا استرس مرتبط با سرطان هم مواجه بودند و کمترین اعتماد را به روند بهبودی شان داشتند.

مرجع : خبرگزاری مهر

https://t.me/third_generation
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲استفاده از تکنیک لمس در خانواده درمانی🌲

👈ویرجینیا ستیر
@third_generation
⚜️معرفی برنامۀ شفقت به خود بهشیار (MSC)


این برنامۀ آموزشی-مداخله‌ای را کریستقور گرمر چهرۀ پیشرو در یکپارچه‌سازی بهشیاری و رواندرمانی و کریستین نف، پژوهشگر پیشگام در حوزۀ #شفقت به خود تدوین کرده‌اند. این برنامه مهارت‌های #بهشیاری و شفقت به خود را ترکیب کرده و ابزاری نیرومند برای تاب‌آوری هیجانی ارائه می‌کند.


🌠بهشیاری اولین گام در شفایافتن
هیجانی است؛ به این معنا که فرد با سود بردن از بهشیاری می‌تواند با روحیه‌ای حاکی از گشودگی و کنجکاوی به سوی افکار و احساسات دشوار (نظیر غمگینی، بی‌کفایتی، خشم، سردرگمی) روی بیاورد. کسب مهارت‌ در شفقت به خود شامل پاسخ دادن به این افکار و #احساسات دشوار با مهربانی، همدردی و #فهمیدن است تا در نتیجه، وقتی درد می‌کشیم خود را تسکین بدهیم.



📊پژوهش‌ها بسیار زیادی نشان داده است که شفقت به خود بهزیستی هیجانی را به شدت افزایش می‌دهد، شادمانی را تقویت می‌کند، از #اضطراب و #افسردگی می‌کاهد و حتی به پایداری در تداوم عادت‌های سالمی نظیر رژیم گرفتن و ورزش کمک می‌کند. در یک جمله می‌توان گفت بهشیار و مشفق بودن منجر به بهزیستی و آسودگی بیشتر در زندگی روزمره می‌شود.



💁🏻‍♂️💁🏻‍♀️چه کسی از شرکت در برنامۀ شفقت به خود بهشیار سود می‌برد؟
شفقت به خود بهشیار را هرکسی می‌تواند بیاموزد. این برنامه تمرین مکرر فراخوانی و تقویت نیت و ارادۀ حمایت کردن، مهربانی و دلگرمی دادن به خود مخصوصا در آن زمان‌هایی است که رنج می‌کشیم. با شفقت به خود بهوشیار این تمایل را هم برای خود و هم برای همۀ موجودات زندگی کسب و تقویت می‌کنیم که به شادی و رها از رنج زندگی کنیم.



🛑بسیاری از ما وقتی دوستی عزیز در عذاب است به او احساس شفقت داریم. چه می‌شود اگر وقتی خود بیشترین احتیاج را داریم همین توجه و مراقبت همحبت‌آمیز را دریافت کنیم؟ برای چنین اقدامی تنها لازم است توجه خود را به مسیری متفاوت هدایت کنیم و به یاد بیاوریم که ما نیز به عنوان یک انسان شایستۀ دریافت شفقتیم.
فواید شفقت به خود بر مبنای پژوهش‌ها
پژوهش‌های علمی دربارۀ شفقت به خود در 15 سال گذشته به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.



📊یافته‌ها نشان می‌دهد:
سوءتفاهم‌های رایج دربارۀ شفقت به خود اشتباه است. افرادی که شفقت به خود بالایی دارند اغلب:
1️⃣ #اعتماد_به_نفس بیشتری دارند و بعد از شکست برای ادامه دادن، جبران یا بهبود اقدامات خود انگیزۀ بیشتری دارند.
2️⃣ بعد از اشتباه کردن بیشتر مسئولیت‌ می‌پذیرند.
3️⃣ رفتارهای سالم بیشتری انجاممی‌دهند.
4️⃣نیروی بیشتری برای مقابله با چالش‌های زندگی دارند.
5️⃣در روابط صمیمی خود مراقب‌تر و مهربان‌تر رفتار می‌کنند.


☯️افزایش شفقت به خود با این موارد مرتبط است:
1️⃣کاهش حالت‌های ناخوشایند نظیر افسردگی، اضطراب، شرم و افزایش حالت‌های خوشایند مانند شادمانی و رضایت از زندگی.
2️⃣کاهش مشکلات مرتبط با افزایش عزت‌نفس نظیر خودشیفتگی، مقایسۀ اجتماعی، خودارزشمندی مشروط و بی‌ثباتی هیجانی..
3️⃣تصویر بدن سالم‌تر و کاهش رفتارهای مشکل‌ساز تغذیه‌ای
4️⃣ کاهش خطر فرسودگی مراقب
5️⃣سلامت جسمانی بیشتر و کارکرد بهتر سیستم ایمنی بدن؛ این نتایج تا حدودی به خاطر افزایش فعالیت سیستم پاراسمپاتیک بدن و کاهش فعالیت سیستم سمپاتیک بدن به خاطر تمرین شفقت به خود بهشیار رخ می‎دهد.

https://t.me/third_generation
عصبانی های عصر ما

کارن هورنای


کارن هورنای بسیاری از نظریات فروید، از جمله نظریه معروف «غریزه جنسی» او را رد می‎کند. وی برخلاف فروید که علت اساسی بیماری‎های روانی را سرکوب نمودن تمایلات غریزی و از همه مهم‎تر غرایز جنسی می‎داند، معتقد است که بیماری‎های روانی حاصل روابط خشن و ناهنجار افراد محیط با کودک می‎باشد.
خانم هورنای معتقد است که محیط نابهنجار دوران کودکی زمینه‌ساز اصلی عصبیت است و اضطرابی که از این طریق در وجود فرد پا می‌گیرد و ناتوانی فرد در مقابله با این اضطراب دو ستون اصلی عصبیت به شمار می‌آیند؛ و تضاد سه تمایل عمده‌ای که در فرد در واکنش با محیط ناسالم بصورت برتری‌طلبی، مهرطلبی و انزواطلبی پدید می‌آید مسالهء لاینحل فرد عصبی می‌گردد.

«شخصیت عصبی زمانه‌ء ما» اولین اثر کارن هورنای روانکاو برجسته‌ء معاصر است. در این کتاب، هورنای اصول نظریات خود را در خصوص ساختمان عصبیت بیان می‌کند و به صورتی جامع، دقیق و موشکافانه به ترسیم خصوصیات شخصیت عصبی و نحوه‌ء شکل‌گیری و رشد آن می‌پردازد.
با آنکه کتاب، بحثی تحلیلی در شناخت عصبیت است و در آن با ظرافتی کم‌نظیر یک‌دسته مباحث فنی مطرح شده، با این حال از چنان سادگی و وضوحی برخوردار است که همه کس، اعم از متخصص و فرد عادی، می‌تواند از آن استفاده کند و به درک و بینش تازه‌ای نسبت به وجود خود دست یابد.
هورنای می گوید :" به نظر من در ساختمان عصبیت، اضطراب حکم تنه درختی را دارد که ده ها شاخه فرعی از آن می روید. شخص عصبی برای تسکین اضطراب و جلوگیری از غلیان آن، دست به یک سری تلاش ها و حیله های دفاعی می زند که خود این تلاش ها به وخامت مسئله می افزاید و ساختمان عصبیت را بطور عجیبی پیچیده و بغرنج می سازند."

https://t.me/third_generation
Ravanshenasi Bologh.pdf
5.6 MB
📕 #روانشناسی بلوغ
و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
از انتشارات موسسه روانکاوی و روانشناسی آلنسون وایت-نیویورک

@third_generation
Forwarded from سایکو پلاس
میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام مبارک باد


🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎