🔊 روانپژوهشگران
1.45K subscribers
1.55K photos
1.18K videos
1.92K files
3.17K links
🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎
مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی
نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران


#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی


09019095990




https://t.me/third_generation
#روانپژوهشگران
#روان_حامی
#نسل_سوم
Download Telegram
کتابکده_سلامت_روان_گواهینامه_ازدواج.pdf
2.2 MB
کتاب علمی و دانشگاهی گواهینامه ازدواج. ( از کتاب های مهارتهای زندگی)نوشته هوشمند جهانی و همکاران . 167صفحه

https://telegram.me/third_generation
کتابکده_سلامت_روان_کتاب_زن_چیست.pdf
1 MB
کتاب علمی و مفید زن چیست ، مرد کیست .( تفاوت های مغزی ، زیستی و بدنی زنان و مردان) از کتاب های دانش جنسی و مهارتهای زناشویی. 115صفحه

https://telegram.me/third_generation
کتابکده سلامت روان. انرژی درمانی.pdf
3.2 MB
کتاب علمی و مفید انرژی درمانی و سایر مباحث متافیزیک .(همراه با مباحث جنبی در خصوص هیپنوتیزم و nlp) نوشته سید محمد میرکمالی . 304 صفحه

https://telegram.me/third_generation
بخش_اول

رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی
مریم فرجاد
دکتر نورالله محمدی
دکتر چنگیز رحیمی
دکتر حبیب هادیان فرد

"شخصیت"، جنبههاي درونی و بیرونی منحصر به فرد و نسبتاً بادوام منش فـرد است که در موقعیتهاي مختلف بر رفتـار تـأثیر مـی گـذارد (شـولتز و شـولتز، 1388) .

رویکردهاي مختلفی سعی در تبیین شخصیت و مؤلفه هـاي آن داشـته انـد. از ایـن بـین، #کرنبرگ در نظریه #سازمان_شخصیت خود معتقد است که ساختار شخصیت که سـاختار نسبتاً پایدار از روابـط موضـوعی درونـی شـده اسـت .

در ایـن نظریـه، روي ویژگـی و کاربردهـاي قابـل توصـیف شخصـیت بهنجـار، نابهنجـار، آسـیب شناسـی شخصـیت و "ساختارهاي" روانشـناختی تأکیـد شـده اسـت .

در دیـدگاه #روانپویشـی، سـاختارها ، الگوهاي کنشی پایداري هستند که دائمـاً در شـرایط محیطـی خـاص فعـال مـی شـوند . ساختارهاي روان شناختی؛ رفتار، دیدگاه و تجارب ذهنی فرد را سازماندهـی مـی کننـد .

در نظریه کرنبرگ، اساسی ترین ساختار روانشناختی ، روابط موضوعی درونی شده توام با یک حالت عاطفی خاص است ( کالگور، کرنبرگ و کلارکین ، 2007 ).

کرنبرگ تاکید خاصی روي هویت به عنوان یک ساختار روانشناختی داشته، که مسئول احسـاس فـرد از خود و افراد مهم در زندگی است. او به پیروي از اریکسون ،هویـت آسـیب دیـده را "سندرم سردرگمی هویت" می نامد ( کـالگور و همکـاران ، 2007 ).

هویـت بهنجـار بـر مبناي توانایی فرد در تغییر انعطاف پذیر در بازنمایی هـاي خـود اسـت کـه باعـث یـک ارزیابی واقعگرایانه و یکپارچه از خود، توانایی تحمل کیفیت هاي منفی و مثبت خـود و
تجربه پایدار و واقعگرایانه با دیگران می شود (اسـترن، کـالگور، کلارکـین، کریچفایلـد، هورز، مک کورناك و همکاران، 2010 ).

در هویت بهنجار، روابط موضوعی درونی شده، یکپارچه و سازمان یافته است . هـمچنین تجارب فرد از افراد مهم ، نسبتاً پایدار و یکپارچه بوده و فرد ایـن توانـایی را دارد که جوانب مختلف شخص دیگر را کنار هم قرار داده و تصویري کلّـی و منسـجم او از داشته باشد.

در مقابل در سندرم سردرگمی هویت، روابـط موضـوعی درونـی شـده بـه اندازه کافی انسـجام نداشـته و از سـازمان ضـعیفی برخوردارنـد ( کـالگور و همکـاران 2007).


https://telegram.me/third_generation
بخش_دوم
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

کرنبرگ شخصیت را در 3 سطح ساختاري و بالینی متمـایز کـرده اسـت .

ایـن متمایز سازي بر مبناي کیفیت عملکرد "مـن " و روابـط موضـوعی درونـی شـده انجـام گرفته است. در نظریۀ کرنبرگ بین رفتارهایی از قبیل روابـط موضـوعی، مکـانیزم هـاي دفاعی و هویت با پایه هاي روان شناختی پیوند و وحدت وجود دارد. بنابراین سازمان
شخصیت، ساختار سازمان دهی شده پویا و در عین حـال پایـداري اسـت کـه فراتـر از مجموعه اي از صفات است (هبرت، دیگـر، دیسـکوتاس، داسـت، روسـو، نورمنـدین و همکاران، 2003 ).

کرنبرگ یک ابزار #خودگزارشی از سازمان شخصیت ارائه داده است که تصویري لایه بندي شده از شدت آسیب شناختی شخصیت فراهم می کند و امکان درجه بندي ابعادي حوزه هاي متعدد کارکرد شخصیت را فراهم می سازد (فیشرکرن، شوسر، کاپوستا، تی-مج، رنتراپ، بوخهیم و همکاران، 2010 ).

او سازمان شخصیت بهنجار، مرزي و نابهنجار را در چارچوب یک پیوستار نشان می دهد. در این مدل، سازمان شخصیت در
سه سطح 1 .#نوروتیک 2 .#مرزي و 3 .#سایکوتیک متمایز شده که هر یک از سطوح از لحاظ سه بعد آزمونگري واقعیت، یکپارچگی هویت و مکانیزم هاي دفاعی متفاوت هستند. آزمونگري واقعیت به ظرفیت فرد براي متمایز کردن خود از غیرخود (موضوع ) محركهاي درونی از بیرونی و برقراري انسجام بین ملاكهاي اجتماعی واقعی اشاره دارد. در صورت شکست افراطی در آزمونگري #واقعیت، سازمان شخصیت به سطح رفتار و افکار سایکوتیک حرکت می کند (میلون، کروسمن، میلون، میاگر و رامنات،2004).

هویت یکپارچه به این صورت تعریف می شود که فرد حس عمیق و پایداري از خود و دیگران تجربه کند. اساس هویت یکپارچه در دوران کودکی به واسطه تعاملات اولیه با مراقبان شکل می گیرد. این گونه تعاملات اولیه، ذهن فرد را قادر می سازد که فهم دقیق و متعادلی از خود، دیگران و روابط داشته باشد و عمده زیربناي روابط آینده فرد با دیگران و خود است.افراد بهنجار از خود احساس منسجم وهماهنگی دارند.

https://telegram.me/third_generation
بخش_سوم
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

افراد بهنجار از خود احساس منسجم وهماهنگی دارند. این افراد از "من" قوي برخوردار بوده و قادرند در هنگام مواجهه با تنیدگی، هماهنگ و منسجم عمل کنند (میلون و همکاران، 2004 ).

در واقع #مکانیزم هاي_دفاعی؛ احساسات، افکار یا رفتارهاي الگو شده اي هستند که نسبتاً غیرارادي بوده و در پاسخ به ادراك خطر برانگیخته می شوند (وایلنت، باند و کارولین، 1986).

آنها نوعی فرآیند ذهنی یا سبک مقابله اي هستند که منجر به ظهور
واکنشهاي روانشناختی خودکار شده تا از فرد در برابر اضطراب محافظت کنند (دزیگلیلوسکی، 2010 ).

انسان در جریان رشد از انواع مختلفی از دفاع ها به طور سلسله
مراتبی استفاده می کند. در افراد عادي قبل از پانزده سالگی، گرایش به #تکانه ها با روش دفاع هاي رشد نایافته به گرایش استفاده از دفاع هاي نوروتیک تغییر شکل می دهد؛ اما تقریباً پس از دوازده سالگی "من" تلاش میکند که از روش هاي خلاقانه و رشد یافته
اي براي مهار مشکلات استفاده نماید.

دفاع هاي رشد یافته، دیرتر در زندگی ظاهر شده و موجب پذیرش کامل ماهیت و اندازه تهدید می شوند. این گونه دفاعها مستقیماً وارد عمل شده تا اضطراب ناشی از تهدید را تا حد امکان مهار کنند( ناماکی، کانینن،واک تا و الساراج، 2002 ).

دفاع هاي #نوروتیک نیز منجر به پذیرش وقوع تهدید می شوند، با این تفاوت که با روش تحریف مفرط معنا و اثر تهدید، اضطراب را مدیریت کنند (اندروز، 1991 ).

استفاده از اینگونه دفاع ها معمولاً تا حدي مؤثر بوده، اما به پیامدهاي منفی منتهی می شوند. علاوه بر این، تأثیر کمتري در مقایسه با دفاع هاي رشد یافته در برطرف سازي اضطراب دارند. دفاع هاي رشد نایافته در اوایل زندگی پدیدار شده و با تحریف شدید وقوع و اهمیت حادثه (انکار یا انتقال مسئولیت آن)، اضطراب را کاهش می دهند.

این گونه مکانیزم هاي دفاعی تحریف نارسایی از ادراك ذهنی هستند (هنسچل، کیسلینگ، تبنر برگ و درییر، 2004 ). البته تحریف هاي مفرط و ناهشیار مکانیزم هاي دفاعی مسبب شکل گیري دفاع هاي رشد نایافته با پیامد نامناسب و ضمناً بی اثر می شوند (برادي، مادریس اگلو و ناکش - ایسکوویت، 2002 ).

https://telegram.me/third_generation
بخش_چهارم
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

بر مبناي مدل اندازه گیري مکانیزمهاي دفاعی (سیچوکی، 2008؛ برسفورد، آلفرز، منگوم، کلاپ و مارتین، 2006؛ باند، 1989؛ اندروز، سینگ و باند،1993؛ وایلنت، 1985 ).

می توان انواع مکانیزمهاي دفاعی را در سه سبک رشد یافته، رشد نایافته و روان آزرده متمایز کرد. مکانیزم هاي دفاعی رشد یافته نوعی دفاع هاي سازگارانه و بهنجارند که شامل "والایش"، "فرونشانی"، "پیشاپیش نگري "و "شوخطبعی" است.

مکانیزمهاي دفاعی روان آزرده و رشد نایافته به عنوان سبکهاي غیرسازگارانه شناخته می شوند. مکانیزم- هاي دفاعی روان آزرده شامل "عقلانی سازي" ، "تشکل واکنشی"، "ابطال"، "دیگر-
دوستی کاذب"، و

مکانیزمهاي دفاعی رشد نایافته نیز شامل "فرافکنی"، "پرخاشگري
منفعلانه"، "گذاربهعمل"، "مجزاسازي"، "ناارزنده سازي"، "خیالپردازي اوتیستیک"، دلیل تراشی و همه کارتوانی - "انکار " ، "جابه جایی" ، " هیلا سازي " ، "بدنی سازي " شوند (فتحی آشتیانی ی و داستانی ، 1388)
.
مکانیزمهاي دفاعی، پایه و اساس سایر ساختارهاي روانتحلیل گري دیگر نیز بوده و حتی می توان گفت که شرایط فهم شخصیت و آسیب شناسی را فراهم می کنند (کوپر،پري و اُ کانل، 1991 ).

بر این اساس مکانیزمهاي دفاعی شیوه هاي واکنش فرد به
تعارض هیجانی و تنیدگی هاي درونی و بیرونی روزمره را تحت تأثیر قرار می دهند (دزیگلیلوسکی، 2010 ).

علاوه بر این، مکانیزمهاي دفاعی با نظام مقابل هاي هشیار و
ناهشیار فرد، براي مقابله با موقعیتها در ارتباط اند (بلایا، دورنلز، بلایا ، کیپر، هلت، ایزولان و همکاران، 2006 ).

افراد مختلف مکانیزم هاي متفاوتی را به کار می برند و
همین تفاوتها سبب شکل گیري سبکهاي زندگی متفاوتی در بین انسان ها می شود ( وان و اولسون، 2007 ).

دفاعهاي روانشناختی نخستین، از قبیل فرافکنی، انکار، همه کارتوانی، ناارزنده سازي، تجزیه و دونیمه سازي نشانگر گرایشها و تمایلات دفاعی رشد نیافته اي است که با منابع و انگیزه هاي درونی ناهشیار گره خورده اند

https://telegram.me/third_generation
بخش_پنجم

رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

🔷در الگوي کرنبرگ، فرض بر این است که دفاع هاي نخستین، سطح مرضی شخصیت را مشخص ساخته و با دیگر دفاع هاي مورد استفاده در افراد بهنجار متفاوت هستند (میلون و همکاران ، 2004).

اختلالهاي خلقی و اضطرابی، همپوشی زیادي با هم دارند (پولاك و اندروز، 1989؛ به نقل از بلایا، 2006 ). نتایج مطالعات یان، ژان و وو ( 2002 )نشان دادند که بیماران با همبودي دو اختلال افسردگی و اضطراب، همچنین اضطراب و افسردگی جداگانه، هر کدام نیمرخ دفاعی منحصر به فردي را نشان می دهند.

در مدل کرنبرگ ساختار شخصیت با اختلالهاي شخصیت معناي مشابهی ندارد. هدف این مدل دستیابی به بینش بیشتر در مورد سازمان شخصیت و آن پویایی زیربنایی است که عملکرد بارز یک شخص را از دیدگاه روان تحلیلگري با تفسیر شیوه روابطش نمایان می کند (شاپ پرنکر، 2008 ).

همچنین در زمینه سازمان شخصیت، مطالعات اشترن و همکاران (2010 )روي یک نمونه بالینی نشان داد که هویت پیشبینی کنند عاطفۀ مثبت و منفی، و دفاع هاي روان شناختی نخستین پیشبینی کننده پرخاشگري و صفات شخصیتی مرتبط با اختلالات شخصیت خوشه B هستند .

یک ساختار دفاعی نامناسب ممکن است یک آسیب پذیري را در حالتهاي هیجانی و رویدادهاي تنیدگی زندگی نشان دهد.آیا سازمان شخصیت و مولفه هاي آن می توانند پیش بینی کننده استفاده از طیف خاصی از دفاع ها در افراد باشند

https://telegram.me/third_generation
بخش_ششم

رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

دفاع ها پاسخ هاي روانشناختی خودکار یک فرد به تنیدگی زاهاي درونی یا بیرونی یا تعارضات هیجانی هستند. به استناد نتایج تحقیقات می توان گفت که سبک هاي دفاع رشد یافته موجب
پذیرش کامل ماهیت و میزان تهدید می شوند و مستقیماً وارد عمل
شده تا اضطراب ناشی از تهدید را تا حد امکان تقلیل دهد.

در مقابل، در روشهاي دفاع روان آزرده، فرد با روش تحریف مفرط معنا و اثر منابع تهدید، اضطراب را مدیریت می نماید. بنابراین استفاده از اینگونه دفاع ها معمولاً تا حدي مؤثر بوده، اما به پیامدهاي منفی بیشتري منتهی شده و تأثیر کمتري در مقایسه با دفاع هاي رشد یافته در برطرف سازي اضطراب دارند. دفاع هاي رشد نایافته نیز با تحریف شدید وقوع و اهمیت حادثه، اضطراب را کاهش می دهند. البته پیامد این تحریف هاي مفرط از یک سو فقدان هشیاري آن هاست و از سوي دیگر سبک هاي دفاع رشد نایافته، اغلب به عمل نامناسب یا بی اثر منجر می شوند (برادي، مادریس اگلو و ناکش - ایسکویتز، 2002 ).

در این راستا، بر اساس مدل نظري سازمان شخصیت کرنبرگ می توان گفت که سبک هاي دفاعی به صورت سلسله مراتبی لایه بندي شده اند. در یک انتهاي طیف،سالمترین، سازگارترین و منعطف ترین سبک هاي دفاعی قرار دارد و در انتهاي دیگر طیف، آسیب زا ترین دفاع ها که به شدت غیرمنعطف و ناسازگار بوده، قرار دارند
(کالگور و همکاران، 2007).

https://telegram.me/third_generation
بخش هفتم
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

دفاع هاي روانشناختی نخستین از قبیل فرافکنی، انکار، تجزیه و دونیمه سازي نشانگر گرایش ها و تمایلات دفاعی رشد نایافته اي است که با منابع و انگیزه هاي درونی ناهشیار گره خورده اند (کالگور 2007 ).



بر اساس، مدل کرنبرگ می توان گفت آسیب پذیري کلی به معناي آسیب پذیري در کلیه ابعاد سازمان شخصیت است. در حالی که وجود شخصیت مرزي نیز معرف آسیب پذیري در دو بعد دفاع هاي روانشناختی نخستین و سردرگمی هویت می باشد. محققان اظهار می کنند که وجود آسیب پذیري و شدت آن با فراوانی کاربرد و سطح سازگاري دفاع ها مرتبط است (آفر، 2000 ).

به نحوي که می توان از درجه رشدیافتگی سبک هاي دفاعی به
عنوان ملاکی براي تعیین شاخص سلامت روان استفاده کرد (وایلنت، 2000 ).لاپلانچ (1991؛ به نقل از بلایا و همکاران 2006 ) ،مطرح می کند که دفاع ها مستقیماً با تشخیص هاي روان پزشکی مرتب است.

https://telegram.me/third_generation
بخش هشتم (پایانی)
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

نتایج برخی از تحقیقات نشان داده است که سبک دفاعی مورد استفاده در سطح نوروتیک سازمان شخصیت، شکل سرکوبی داشته و دیگر دفـاع هـاي روان شـناختی بـا مبناي جداسازي، بیشتر در سطح سایکوتیک و مرزي سازمان شخصیت دیده مـی شـوند(ارلینگز - بانتکو و همکاران، 2010).

ایـن یافتـه بـه ایـن معناسـت کـه افـراد بـا ابعـاد شخصیتی مختلف در رویارویی با موقعیت هاي تنیدگی زا،رویداد را به گونه اي خـاص ارزیابی یا پردازش می کنند و بر اثر این ارزیابی،هیجان ها یا افکـاري خـاص برانگیختـه می شوند.

سازمان شخصیت در سطوح نوروتیک، مرزي و سایکوتیک شرایط و عـواملی فراهم می کنند که فرد براي مقابله با منـابع تنیـدگی و اضـطراب از سـبک هـاي خـاص مکانیزم دفاعی استفاده می نماید. در واقع، افراد با سازمان شخصیت مرزي و سـایکوتیک بیشتر از مکانیزم هاي دفاعی رشد نایافته براي مهار مشکلات خود استفاده مـی کننـد کـه نتایج این پژوهش نیز تایید کنندة این مساله است .

در اکثر موارد، اختلالات محور 2 روانپزشکی، با علائم شایع در اخـتلالات محـور 1 از قبیل"افسردگی"، "اضطراب" و غیره، همبودي و هماینـدي دارنـد، لـذا مـی تـوان چنین استنباط کرد که رویکرد سازمان شخصیت کرنبرگ می تواند در زمینـه شناسـایی و
تشخیص علائم اختلالات محور 1 و پیش بینی نوع مکانیزم هاي مورد استفاده هر گـروه کاربرد داشته باشد .

نتیجۀ نهایی این که افراد در هر یک از سطوح سازمان شخصیت "نوروتیـک "، " مرزي" و "سایکوتیک" از مکانیزم هاي خاصی براي مهار تنیدگی و اضطراب خـود استفاده می کنند. مکانیزم هایی که از لحاظ میزان تحول با هـر یـک از سـطوح سـازمان شخصیت متناسب هستند.

https://telegram.me/third_generation
کارتهای آموزشی طرحواره :
کارت آموزشی طرحواره خلاصه ای از پاسخ های سالم به موقعیت‌های فعالساز طرحواره است.
بیماران همیشه این کارت های آموزشی را همراه خود دارند و هنگام برانگیخته شدن طرحواره های مربوطه آنها را مطالعه می کنند.
کارتهای آموزشی قوی‌ترین شواهد و استدلال ها را علیه طرحواره ها در بر می‌گیرند و می‌توانند پاسخ های منطقی بیماران را فعال کنند.
درمانگر در مرحله تهیه کارت های آموزشی نقش فعالی بازی می کند , زیرا جنبه سالم بیمار آنقدر قوی نیست که پاسخ متقاعد کننده ای به طرحواره بدهد.
معمولاً درمانگر دستور نوشتن کارت های آموزشی را می دهد و بیماران آنها را در روی کارت ها می نویسند.
بیماران در موقعیت های اجتماعی مختلف کارت های آموزشی را همراه خود می برند و وقتی احساس اضطراب می کنند , آنها را مطالعه می کنند.
انتظار می‌رود که خواندن کارت های آموزشی قبل از رفتن به موقعیت اجتماعی به افراد کمک کند تا از دیدگاهی انطباقی تر به موقعیت بنگرند.
خواندن این کارت ها در حین وقایع به افراد کمک می کند تا به شیوه ای سازگارانه تری با افراد دیگر یا موقعیت های مختلف رفتار کنند.
آنها با مطالعه مداوم کارت های آموزشی خواهند توانست طرحواره های خود را تضعیف و جنبه سالم خود را تقویت کنند .
و ..

https://telegram.me/third_generation
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افسردگی از بیماری‌های خاموش دهه اخیر در ایران است. چقدر دچار این بیماری هستیم و چه علائمی دارد؟
https://telegram.me/third_generation
👈فلسفه مرگ
ارنست بکر کتابی مهمی با عنوان "انکار مرگ" نوشت و شدیدترین و - به نظر اکثر روانشناسان - قانع کننده ترین حملات را به فروید وارد کرد. او اولین روان شناسی بود که میگفت اتفاقا مرگ اندیشی (نه مرگ هراسی) علامت سلامت روانی مرگ اندیشان است. چرا؟ بکر میگفت مهمترین علامت سلامت روانی انسان این است که از هیچ واقعیتی نگریزد و با همه ی واقعیات زندگی، کاملا عریان مواجه شود. انجمن روانشناسی امریکا کتابی را با عنوان راهنمای سلامت روانی منتشر میکند که تا کنون چهار ویرایش از آن در طول نزدیک به شصت سال منتشر شده است. بر اساس پیشرفت های روانشناسی و جدیدترین یافته ها، مؤلفه های سلامت روانی در این کتاب دگرگون شده اما از اولین ویرایش تا چهارمین ویرایش و در طول چهار دهه، تنها چند مؤلفه از مؤلفه های سلامت روانی تا کنون ثابت مانده و تغییر نکرده است. یکی از این مؤلفه های سلامت روانی همین است که فرد با همه ی واقعیات زندگی صادقانه روبه رو شود. از نظر بکر کسی که به مرگ نمی اندیشد از یکی از واقعیت های زندگی و بلکه از مسلم ترین واقعیت زندگی فرار میکند. بنابراین حتی باید مرگ اندیشی را ترویج کرد. او حتی نشان داد که هرچه مرگ اندیشی افزایش مییابد مرگ هراسی کمتر میشود.

بکر معتقد بود این که هراس از مرگ در دوران سنت خیلی کمتر از دوران مدرن بوده، به این دلیل است که در دوران سنت مرگ اندیشی رواج بسیار بیشتری داشته است. او میگفت در دوران سنت از در و دیوار، اندیشه ی مرگ میبارید و به همین جهت هراس از مرگ خیلی کمتر از امروز بود. بکر میگوید که ما در دوران مدرن، اندیشه مرگ را بایکوت کردیم و روزبه روز کاری کردیم که نسل های بعدی کمتر با اندیشه ی مرگ مواجه شوند. به تعبیر بکر با این که بهترین شاهکارهای ادبی جهان درباره مرگ است اما ما این شاهکارها را از کتابهای درسی کنار گذاشتیم و به جای آن شاهکارهایی درباره عشق و زندگی و امید جایگزین کردیم. اتفاقاً به باور بکر هرچه مرگ اندیشی را دور کردیم، مرگ هراسی افزایش پیدا کرد. مدام نام هایی فنی برای هر آنچه به مرگ مربوط می شوند ابداع و انتخاب میکنیم تا فقط متخصص از آن متوجه شود. مثال میگوییم کنسر به جای سرطان، تا چیزی را که تداعی مرگ میکند از ذهن دور کنیم.

بعد از انتشار کتاب ارنست بکر، جنبشی در روانشناسی و روان درمانگری نضج گرفت که از آن به «جنبش آگاهی از مرگ» (The Death Awareness Movement) تعبیر میشود. سخن این جنبش چنین بود که باید از آغاز زندگی، کودکان را با واقعیت مرگ آشنا کرد و هرچه را که به مرگ مربوط میشود با کودکان در میان گذاشت. همانطور که وقتی آموزش رفتارهای جنسی شروع شد بسیاری از ترس هایی که مردم از آمیزش جنسی داشتند از بین رفت و علمی تر و بهداشتی تر با مسئله جنسی مواجه شدند. مطابق اعتقاد این جنبش، عمده هراس انسانها از پدیده های مختلف به دلیل این است که با آن پدیده مواجه نمیشوند و این مسئله هم درباره پدیده های محسوس صادق است، مثل ترس از مار یا موش، و هم درباره پدیده های انتزاعی تر مثل مرگ. بنابراین باید از بایکوت کردن مرگ در دوران مدرنیسم کاست.

استاد مصطفی ملکیان


https://telegram.me/third_generation
کودکان کم توان ذهنی چه ویژگی هایی دارند؟

در اکثر کلاس ها و مدارس ویژه، کودکان و دانش آموزان کم توان ذهنی قادر نیستند به موفقیت های لازم نایل شوند و در نتیجه پایان سال تحصیلی مردود می شوند و ناموفق می گردند.
شما به عنوان یک مادر، پدر یا یک معلم با تجربه مشاهده کرده اید که گاهی اوقات دانش آموز نمی تواند به خوبی مداد را در دست بگیرد، نمی تواند به درستی روی صندلی بنشیند و یا دچار حواس پرتی، عدم تمرکز و اختلال کاستی توجه است. برخی از دانش آموزان به دشواری راه می روند و یا دست هایشان حس ندارد. هر کدام از این دشواری ها می تواند بر فرایند یادگیری و یاددهی تأثیر منفی بگذارد و شما را و دانش آموز را با عدم موفقیت روبرو سازد و موجب ناکامی شما و او گردد.
برخی از دانش آموزان کم توان ذهنی دچار محرومیت عاطفی هستند. چنین محرومیتی می تواند از شرایط خاصی، مانند مرگ یکی از والدین، طلاق، شرایط اجتماعی نامناسب و نظایر آن ناشی شود و به رشد همه جانبه کودک آسیب رساند.
علت چیست؟ این مشکلات از کجا ناشی می شود؟ چه باید کرد؟ اکثر این مشکلات هنگامی بروز می کند که کودک کم توان ذهنی مهارت های پیش نیاز را در سال های پیش از دبستان در خانواده کسب نکرده، فاقد انگیزۀ پیشرفت است، به خود اعتماد ندارد و عزت نفس خود را از دست داده است. در برخی مناطق ایران، مسأله فقر، دو زبانگی و مهاجرت مزید بر علت می شود و بر مسایل کودکان کم توان ذهنی می افزاید.

وظیفۀ نظام آموزش و پرورش ویژه و عادی چیست؟ در چنین شرایطی نظام آموزش و پرورش وظیفه دارد با استفاده از روش غنی سازی آموزشی و محیطی به نیازهای آموزشی ویژه این قبیل دانش آموزان توجه کند و خدمات آموزشی ویژه (آموزش ترمیمی) و خدمات ویژه (گفتار درمانی و کاردرمانی) و امکانات مناسب دیگر را فراهم کند تا این گونه دانش آموزان قادر شوند تا حدی از برنامه درسی عادی بهره مند گردند و کمبودهای خود را جبران کنند. در چنین شرایطی عوامل ناکامی، دغدغه خاطر از عقب ماندن و شکست تحصیلی به تدریج از بین می رود و زمینه های پیشرفت و شکوفایی آنان فراهم می شود.

شایان ذکر است که به طور معمول هوش افراد در یک جامعه به طور بهنجار توزیع می شود و همان طور که گفته شد کودکان کم توان ذهنی در تمام جوامع دیده می شود و خاص جامعه ما نیست. در ایران در سال های گذشته تلاش شده است برنامه های آموزشی مناسب در مدارس و مراکز ویژۀ دانش آموزان اجرا شود. دانش آموزان کم توان ذهنی، مانند دیگر دانش آموزان، نیازهای آموزشی ویژه دارند و در معرض خطر و احتمال شکست تحصیلی هستند. از این رو، توصیه می شود تا جایی که امکان دارد این گونه دانش آموزان در کلاس های تلفیقی و در دبستان های عادی جایابی آموزشی شوند و تحت آموزش فراگیر قرار گیرند. کلاس های تلفیقی، کلاس هایی هستند که با تعداد کمی از دانش آموزان با نیازهای ویژه در مدرسه عادی تشکیل می شود و فرصت های بسیاری را برای یکپارچه شدن در فعالیت های عادی مدرسه فراهم می کند. به طور معمول در کلاس های تلفیقی، معلمان تلفیقی تدریس می کنند که به طور اختصاصی آموزش دیده اند و به مسایل کودکان، مانند مسایل عاطفی، تحصیلی و خانوادگی آنها آشنایی دارند.

منبع: کتاب خانواده و کودکان با نیاز های ویژه/ تالیف دکتر احمد به پژوه


https://telegram.me/third_generation
نه دسته مهارت های اساسی به عنوان ارکان برنامۀ تحصیلی دانش آموزان کم توان ذهنی در نظر گرفته شده اند که عبارتند از:

1.مهارت های مربوط به تقویت و تربیت حواس و توجه
2.مهارت های مربوط به توانایی های حرکتی درشت
3.مهارت های مربوط به توانایی های حرکت ظریف
4.مهارت های مربوط به خودیاری یا مراقبت از خود
5.مهارت های مربوط به فهم زبان
6.مهارت های مربوط به تکلم و گفتار
7.مهارت های مربوط به تقلید کردن
8.مهارت های مربوط به توانایی های ادراکی
9.مهارت های مربوط به رفتارهای اجتماعی

♦️بدیهی است تدریس (یاد دادن) و یاد گرفتن دروس کلیدی (نوشتن، خواندن و حساب) بعد از اکتساب مهارت های اساسی نُه گانه معنا و مفهوم خواهند داشت. آن گاه اکتساب مهارت های پیش حرفه ای (دسته دهم) و مهارت های حرفه ای (دسته یازدهم) به منظور کارآموزی، کارورزی و کاریابی و نایل شدن به خودکفایی شغلی و اقتصادی ضرورت پیدا می کند.

منبع: کتاب خانواده و کودکان با نیازهای ویژه/ تالیف دکتر احمد به پژوه


https://telegram.me/third_generation