🔊 روانپژوهشگران
1.45K subscribers
1.55K photos
1.18K videos
1.92K files
3.17K links
🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎
مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی
نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران


#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی


09019095990




https://t.me/third_generation
#روانپژوهشگران
#روان_حامی
#نسل_سوم
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهین نوعی
روانپژوهشگر
https://telegram.me/third_generation
برای داشتن ستون فقراتی سالم
رعایت این نکات ضروری است.
آذر کیهانی
روانپژوهشگ

عکس بالا :دستگاه77کیلویی دیالیز که در4 ساعت 250 لیتر خون رو تا68% تمیز میکنه!
عکس پایین : کلیه ای300گرمی که خداوند به ما هدیه داده در طول روز 2500 لیتر خون رو تا100% تمیز میکنه!
کتابکده سلامت روان 20.pdf
3.6 MB
کتاب اسرار خاطرات کودکی . شناخت شخصیت.کوین لیمین. رندی کارسون. ترجمه ضیاءالدین رضاخانی . 258صفحه

https://telegram.me/third_generation
💦استفاده بیش از حد والدین از موبایل 'به
خانواده لطمه می‌زند'
مشغول بودن بیش از حد پدر و مادرها با تلفن‌های همراهشان مخل زندگی خانوادگی است. این نتیجه یک نظرسنجی از دانش‌آموزان دوره متوسطه در بریتانیا است.
💧بیش از یک سوم دوهزار دانش آموزی که در این تحقیق شرکت کردند گفته‌اند که مجبور شده‌اند از والدینشان بخواهند استفاده از ابزارهای دیجیتالشان را متوقف کنند.
💧۱۴ درصد از این افراد گفته‌اند که پدر و مادرشان موقع غذا خوردن هم با تلفنشان مشغول بوده‌اند. از آن طرف نتیجه نظرسنجی از سه هزار نفر از والدین می‌گوید که ۹۵ درصدشان چنین کاری را کتمان کرده‌اند.
💧این تحقیق را دو موسسه به نامهای دیجیتال اورنس یو کی و هدمسترز اند هدمیسترسز کانفرنس انجام داده اند.
💧در میان دانش آموزانی که از پدر و مادرهایشان خواسته‌اند تلفن را کنار بگذارند، ۴۶ درصد می‌گویند والدینشان به آنها بی‌توجهی کرده‌اند. ۴۴ درصد هم احساس کرده‌اند که به آنها بی‌محلی شده و ناراحتند.
💧با همه این احوال، فقط ۱۰ درصد از پدر و مادرها معتقدند که استفاده از تلفن همراه ممکن است دغدغه فرزندشان باشد با اینکه نیمی از والدین (۴۳ درصدشان) معتقدند وقت زیادی را در اینترنت می‌گذرانند.

https://telegram.me/third_generation
کارل آبراهام (Abraham Karl) 1870-1937
یکی از نخستین پیروان فرويد و اولین روانکاو در آلمان بود، او با اشاره به مراحل رشد روانی جنسی فرويد، دوره دهانی را به مراحل مکیدن و گاز گرفتن تقسیم نمود، همچنین دوره آنال را به مراحل تخریبی-دفعی (آنال -ساديستيک) و سلطه یابی-اختلاسی ( آنال-اروتيک) و نیز دوره فاليک را به مراحل ابتدایی فاليک (partial-genital love) و مرحله فاليک واقعي، و سرانجام مرحله تناسلی کامل تقسیم نمود. او با تمرکز بر رشد منش (کاراکتر) بزرگسالی به این نتیجه رسید که افسردگی حاصل تثبیت (fixation) در مرحله دهانی رشد و نوروز وسواس نتیجه تثبیت در مرحله آنال-ساديستيک است.

جان باولبي (Bowlby, John).
1907
از روانکاوان سرشناس انگلیسی که شهرت وی تا حدودی مرهون ارائه گزارش معروف او به سازمان بهداشت جهانی WHO درباره مراقبت مادری و بهداشت روانی است. او در این گزارش به اهمیت دلبستگی attachment بین مادر و کودک در چند سال اول زندگی تاکید می کند. ولی بعدها در مقالات سه گانه خود تحت عنوان "دلبستگی و فقدان" اصول روانکاوی را با توجه به اطلاعات کردار شناسي، تئوری کنترل و روانشناسی شناختی مجددا صورت بندی کرد.


آنا فرويد Freud-Anna 1895-1982
آنا فرويد فرزند زیگموند فرويد، در زمینه روانکاوی کودک و نوجوان از صاحب نظران پیشگام شمرده می شود. وی در زمینه "من و مکانیسم های دفاعی" در سال 1936 به گسترش دیدگاههای پدر پرداخت. آنا برای درمان کودکان از طریق روانکاوی، رویکردی را ترویج نمود که بر نارسيدگي کودک و ناتوانی سطح مهارت های کلامی او تاکید داشت. استفاده از بازی درمانی و روش های آموزشی و مشاهده کودک در محیط خانواده از جمله نوآوری های آنا فرويد بود. او کودکان را فقط در صورتی روانکاوی می کرد که قادر باشند خیالپردازی جنسی خود را توصیف نمایند آثار آنا فرويد در نشریه سالیانه "مطالعه کودک از طریق روانکاوی" از سال 1945 به بعد منتشر شد. او یک مرکز درمانی را در انگلستان تاسیس نمود که به کلینیک هامستيد Hampstead clinic معروف است و بسیاری از روانشناسان کودک از آمریکا به آنجا آمده و تعلیم دیده اند.


هانيز هارتمن Hartmann Heinz 1984-1970
روانکاو آمریکایی-اتریشی تبار که مطالعاتش بر روانشناسی من (ego psychology) استوار است. هارتمن که زیر نظر ساندرو رادو، جوزف بروير و زیگموند فرويد روانکاوی شد، به همکاری با رادو در کار ويرايش کتاب روانکاوی پرداخت. از جمله آثار او روانکاوی و ارزش های اخلاقي 1960، و مقالاتی در باب "روانشناسی من" 1964 است.

رونالد فربرن Fairbairn-Ronald 1889-1964
روانکاو انگلیسی(اسکاتلندي) که بیشتر عمرش را در انزوا سپری کرد. او نیز نماینده مکتبObject Relations در بریتانیا بود. اهمیت Object Relations برای رشد روانی بهنجار در اواخر دوران رشد روانکاوی مورد توجه قرار گرفت، پیدایش توانایی کودک برای برقراری رابطه با دیگران که از خویشتن کامی به روابط درون خانواده و سپس گردهمایی اجتماعی (درون گروهی) پیش می رود. فربرن به همراه پژوهشگران دیگر، همچون مایکل بالينت (1896-1790)، مراحل ابتدایی رابطه کودک با ابژه را برآورنده نیاز وی و رشد تدریجی احساس جدا شدن از مادر توصیف نموده اند. از جمله ویژگی های نظریات فربرن، جایگزین کردن ساختارهای پویا dynamic structure بر عقاید فرويد درباره ی انرژی I'd و ego است.


ساندرو فرنزي Ferenczi, Sanford 1935-1875
یکی از یاران نزدیک فرويد، و اهل مجارستان بود که به مطالعه ذهن در اوایل کودکی پرداخت. به عقیده او نوزادان در ابتدا یک احساس توهمی سحر آمیز همه توانی omnipotence دارند، سپس استفاده از کلمات را یاد می گیرند و بلاخره این واقعیت را می پذیرند که تمام نیازهای انسانی برآورده شدنی نیست. فرآیند درمانی موسوم به درمان فعال active therapy به بیمار کمک می کند که از طریق رویارویی فعالانه با درمانگر نسبت به واقعیت بینش پیدا کند، او همچنین "تحلیل دوجانبه" mutual-analysis را مورد بررسی قرار داد. فرنزي سعی داشت تا دوره روانکاوی را کوتاهتر سازد.

ارنست جونز Jones-Ernest 1879-1958
نورولوژیست و روانکاو انگلیسی که در پیشرفت عرصه روانکاوی در جوامع انگلیسی زبان سهم بسزایی داشت. او از دوستان نزدیک فرويد بشمار می رفت و زندگینامه او را در سه جلد تنظیم کرد. وی رئیس انجمن روانکاوی بریتانیا و انجمن روانکاوی بین الملل در دهه های 1920 و 1930 بود. جونز علاوه بر اینکه بیوگرافی نویس رسمی زیگموند فرويد محسوب می شود، آثار دیگری چون مقالاتی در باب روانکاوی1912 درمان نوروز 1920 مقالاتی درباره روانکاوی کاربردی 1923 جنبه های اجتماعی روانکاوی 1924، هاملت و اديپوس 1949 و ... می توان اشاره کرد.
.

Goethe 1794-1832
یوهان ولفگانگ فون گوته، نویسنده شاعر و فیلسوف بزرگ آلمانی که برجسته ترین شخصیت ادبی دوره رمانتیک آلمان بشمار می رود، کتابی از گوته تحت
عنوان رنج های ورتر جوان، که در آن قهرمان داستان دست به خودکشی می زند.

دونالد وینی کات Winnicott.D.W..Wood 1897-1971
متخصص اطفال و روانکاو که از چهره های محوری نظریه رابطه با ابژه در انگلستان بود، او برای ارتباط مادر-نوزاد اهمیت بسیار زیادی قائل بود. مفهوم ابژه انتقالی Transitionl object را او مطرح کرد که جایگزین مادر می شود تا کودک بتدریج توانايي جدا شدن از مادر را بدست آورد، شی ای که سمبل پستان خوب و کاهنده اضطراب است.

https://telegram.me/third_generation
منابع اصلی آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی و عمومی سراسری، به ترتیب الویت و اهمیت:

آمار و روش تحقیق: دلاور، حسن زاده، بازرگان،گال

زبان تخصصی: کیانوش هاشمیان، سیدمحمدی

روانشناسی بالینی: کرامر، فیرس، کری، شفیع آبادی، مارنات

روانشناسی مرضی: گنجی، هالجین، کاپلان، دادستان

روانشناسی روانشناسی کودکان استثنایی: میلانی فر، گنجی، سیف نراقی، افروز، کافمن و هالاهان

روانشناسی رشد: لورابرگ، کرین، ژنتیک منصور

روانشناسی فیزیولوژیک و انگیزش و هیجان: خداپناهی، کارلسون، کالات

علم النفس: احدی، احمدی،

روانشناسی عمومی: هیلگارد، گنجی، سانتراک

#منابع_آزمون_کارشناسی_ارشد_روانشناسی_سراسری

https://telegram.me/third_generation
کتابکده_سلامت_روان_گواهینامه_ازدواج.pdf
2.2 MB
کتاب علمی و دانشگاهی گواهینامه ازدواج. ( از کتاب های مهارتهای زندگی)نوشته هوشمند جهانی و همکاران . 167صفحه

https://telegram.me/third_generation
کتابکده_سلامت_روان_کتاب_زن_چیست.pdf
1 MB
کتاب علمی و مفید زن چیست ، مرد کیست .( تفاوت های مغزی ، زیستی و بدنی زنان و مردان) از کتاب های دانش جنسی و مهارتهای زناشویی. 115صفحه

https://telegram.me/third_generation
کتابکده سلامت روان. انرژی درمانی.pdf
3.2 MB
کتاب علمی و مفید انرژی درمانی و سایر مباحث متافیزیک .(همراه با مباحث جنبی در خصوص هیپنوتیزم و nlp) نوشته سید محمد میرکمالی . 304 صفحه

https://telegram.me/third_generation
بخش_اول

رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی
مریم فرجاد
دکتر نورالله محمدی
دکتر چنگیز رحیمی
دکتر حبیب هادیان فرد

"شخصیت"، جنبههاي درونی و بیرونی منحصر به فرد و نسبتاً بادوام منش فـرد است که در موقعیتهاي مختلف بر رفتـار تـأثیر مـی گـذارد (شـولتز و شـولتز، 1388) .

رویکردهاي مختلفی سعی در تبیین شخصیت و مؤلفه هـاي آن داشـته انـد. از ایـن بـین، #کرنبرگ در نظریه #سازمان_شخصیت خود معتقد است که ساختار شخصیت که سـاختار نسبتاً پایدار از روابـط موضـوعی درونـی شـده اسـت .

در ایـن نظریـه، روي ویژگـی و کاربردهـاي قابـل توصـیف شخصـیت بهنجـار، نابهنجـار، آسـیب شناسـی شخصـیت و "ساختارهاي" روانشـناختی تأکیـد شـده اسـت .

در دیـدگاه #روانپویشـی، سـاختارها ، الگوهاي کنشی پایداري هستند که دائمـاً در شـرایط محیطـی خـاص فعـال مـی شـوند . ساختارهاي روان شناختی؛ رفتار، دیدگاه و تجارب ذهنی فرد را سازماندهـی مـی کننـد .

در نظریه کرنبرگ، اساسی ترین ساختار روانشناختی ، روابط موضوعی درونی شده توام با یک حالت عاطفی خاص است ( کالگور، کرنبرگ و کلارکین ، 2007 ).

کرنبرگ تاکید خاصی روي هویت به عنوان یک ساختار روانشناختی داشته، که مسئول احسـاس فـرد از خود و افراد مهم در زندگی است. او به پیروي از اریکسون ،هویـت آسـیب دیـده را "سندرم سردرگمی هویت" می نامد ( کـالگور و همکـاران ، 2007 ).

هویـت بهنجـار بـر مبناي توانایی فرد در تغییر انعطاف پذیر در بازنمایی هـاي خـود اسـت کـه باعـث یـک ارزیابی واقعگرایانه و یکپارچه از خود، توانایی تحمل کیفیت هاي منفی و مثبت خـود و
تجربه پایدار و واقعگرایانه با دیگران می شود (اسـترن، کـالگور، کلارکـین، کریچفایلـد، هورز، مک کورناك و همکاران، 2010 ).

در هویت بهنجار، روابط موضوعی درونی شده، یکپارچه و سازمان یافته است . هـمچنین تجارب فرد از افراد مهم ، نسبتاً پایدار و یکپارچه بوده و فرد ایـن توانـایی را دارد که جوانب مختلف شخص دیگر را کنار هم قرار داده و تصویري کلّـی و منسـجم او از داشته باشد.

در مقابل در سندرم سردرگمی هویت، روابـط موضـوعی درونـی شـده بـه اندازه کافی انسـجام نداشـته و از سـازمان ضـعیفی برخوردارنـد ( کـالگور و همکـاران 2007).


https://telegram.me/third_generation
بخش_دوم
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

کرنبرگ شخصیت را در 3 سطح ساختاري و بالینی متمـایز کـرده اسـت .

ایـن متمایز سازي بر مبناي کیفیت عملکرد "مـن " و روابـط موضـوعی درونـی شـده انجـام گرفته است. در نظریۀ کرنبرگ بین رفتارهایی از قبیل روابـط موضـوعی، مکـانیزم هـاي دفاعی و هویت با پایه هاي روان شناختی پیوند و وحدت وجود دارد. بنابراین سازمان
شخصیت، ساختار سازمان دهی شده پویا و در عین حـال پایـداري اسـت کـه فراتـر از مجموعه اي از صفات است (هبرت، دیگـر، دیسـکوتاس، داسـت، روسـو، نورمنـدین و همکاران، 2003 ).

کرنبرگ یک ابزار #خودگزارشی از سازمان شخصیت ارائه داده است که تصویري لایه بندي شده از شدت آسیب شناختی شخصیت فراهم می کند و امکان درجه بندي ابعادي حوزه هاي متعدد کارکرد شخصیت را فراهم می سازد (فیشرکرن، شوسر، کاپوستا، تی-مج، رنتراپ، بوخهیم و همکاران، 2010 ).

او سازمان شخصیت بهنجار، مرزي و نابهنجار را در چارچوب یک پیوستار نشان می دهد. در این مدل، سازمان شخصیت در
سه سطح 1 .#نوروتیک 2 .#مرزي و 3 .#سایکوتیک متمایز شده که هر یک از سطوح از لحاظ سه بعد آزمونگري واقعیت، یکپارچگی هویت و مکانیزم هاي دفاعی متفاوت هستند. آزمونگري واقعیت به ظرفیت فرد براي متمایز کردن خود از غیرخود (موضوع ) محركهاي درونی از بیرونی و برقراري انسجام بین ملاكهاي اجتماعی واقعی اشاره دارد. در صورت شکست افراطی در آزمونگري #واقعیت، سازمان شخصیت به سطح رفتار و افکار سایکوتیک حرکت می کند (میلون، کروسمن، میلون، میاگر و رامنات،2004).

هویت یکپارچه به این صورت تعریف می شود که فرد حس عمیق و پایداري از خود و دیگران تجربه کند. اساس هویت یکپارچه در دوران کودکی به واسطه تعاملات اولیه با مراقبان شکل می گیرد. این گونه تعاملات اولیه، ذهن فرد را قادر می سازد که فهم دقیق و متعادلی از خود، دیگران و روابط داشته باشد و عمده زیربناي روابط آینده فرد با دیگران و خود است.افراد بهنجار از خود احساس منسجم وهماهنگی دارند.

https://telegram.me/third_generation
بخش_سوم
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

افراد بهنجار از خود احساس منسجم وهماهنگی دارند. این افراد از "من" قوي برخوردار بوده و قادرند در هنگام مواجهه با تنیدگی، هماهنگ و منسجم عمل کنند (میلون و همکاران، 2004 ).

در واقع #مکانیزم هاي_دفاعی؛ احساسات، افکار یا رفتارهاي الگو شده اي هستند که نسبتاً غیرارادي بوده و در پاسخ به ادراك خطر برانگیخته می شوند (وایلنت، باند و کارولین، 1986).

آنها نوعی فرآیند ذهنی یا سبک مقابله اي هستند که منجر به ظهور
واکنشهاي روانشناختی خودکار شده تا از فرد در برابر اضطراب محافظت کنند (دزیگلیلوسکی، 2010 ).

انسان در جریان رشد از انواع مختلفی از دفاع ها به طور سلسله
مراتبی استفاده می کند. در افراد عادي قبل از پانزده سالگی، گرایش به #تکانه ها با روش دفاع هاي رشد نایافته به گرایش استفاده از دفاع هاي نوروتیک تغییر شکل می دهد؛ اما تقریباً پس از دوازده سالگی "من" تلاش میکند که از روش هاي خلاقانه و رشد یافته
اي براي مهار مشکلات استفاده نماید.

دفاع هاي رشد یافته، دیرتر در زندگی ظاهر شده و موجب پذیرش کامل ماهیت و اندازه تهدید می شوند. این گونه دفاعها مستقیماً وارد عمل شده تا اضطراب ناشی از تهدید را تا حد امکان مهار کنند( ناماکی، کانینن،واک تا و الساراج، 2002 ).

دفاع هاي #نوروتیک نیز منجر به پذیرش وقوع تهدید می شوند، با این تفاوت که با روش تحریف مفرط معنا و اثر تهدید، اضطراب را مدیریت کنند (اندروز، 1991 ).

استفاده از اینگونه دفاع ها معمولاً تا حدي مؤثر بوده، اما به پیامدهاي منفی منتهی می شوند. علاوه بر این، تأثیر کمتري در مقایسه با دفاع هاي رشد یافته در برطرف سازي اضطراب دارند. دفاع هاي رشد نایافته در اوایل زندگی پدیدار شده و با تحریف شدید وقوع و اهمیت حادثه (انکار یا انتقال مسئولیت آن)، اضطراب را کاهش می دهند.

این گونه مکانیزم هاي دفاعی تحریف نارسایی از ادراك ذهنی هستند (هنسچل، کیسلینگ، تبنر برگ و درییر، 2004 ). البته تحریف هاي مفرط و ناهشیار مکانیزم هاي دفاعی مسبب شکل گیري دفاع هاي رشد نایافته با پیامد نامناسب و ضمناً بی اثر می شوند (برادي، مادریس اگلو و ناکش - ایسکوویت، 2002 ).

https://telegram.me/third_generation
بخش_چهارم
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

بر مبناي مدل اندازه گیري مکانیزمهاي دفاعی (سیچوکی، 2008؛ برسفورد، آلفرز، منگوم، کلاپ و مارتین، 2006؛ باند، 1989؛ اندروز، سینگ و باند،1993؛ وایلنت، 1985 ).

می توان انواع مکانیزمهاي دفاعی را در سه سبک رشد یافته، رشد نایافته و روان آزرده متمایز کرد. مکانیزم هاي دفاعی رشد یافته نوعی دفاع هاي سازگارانه و بهنجارند که شامل "والایش"، "فرونشانی"، "پیشاپیش نگري "و "شوخطبعی" است.

مکانیزمهاي دفاعی روان آزرده و رشد نایافته به عنوان سبکهاي غیرسازگارانه شناخته می شوند. مکانیزم- هاي دفاعی روان آزرده شامل "عقلانی سازي" ، "تشکل واکنشی"، "ابطال"، "دیگر-
دوستی کاذب"، و

مکانیزمهاي دفاعی رشد نایافته نیز شامل "فرافکنی"، "پرخاشگري
منفعلانه"، "گذاربهعمل"، "مجزاسازي"، "ناارزنده سازي"، "خیالپردازي اوتیستیک"، دلیل تراشی و همه کارتوانی - "انکار " ، "جابه جایی" ، " هیلا سازي " ، "بدنی سازي " شوند (فتحی آشتیانی ی و داستانی ، 1388)
.
مکانیزمهاي دفاعی، پایه و اساس سایر ساختارهاي روانتحلیل گري دیگر نیز بوده و حتی می توان گفت که شرایط فهم شخصیت و آسیب شناسی را فراهم می کنند (کوپر،پري و اُ کانل، 1991 ).

بر این اساس مکانیزمهاي دفاعی شیوه هاي واکنش فرد به
تعارض هیجانی و تنیدگی هاي درونی و بیرونی روزمره را تحت تأثیر قرار می دهند (دزیگلیلوسکی، 2010 ).

علاوه بر این، مکانیزمهاي دفاعی با نظام مقابل هاي هشیار و
ناهشیار فرد، براي مقابله با موقعیتها در ارتباط اند (بلایا، دورنلز، بلایا ، کیپر، هلت، ایزولان و همکاران، 2006 ).

افراد مختلف مکانیزم هاي متفاوتی را به کار می برند و
همین تفاوتها سبب شکل گیري سبکهاي زندگی متفاوتی در بین انسان ها می شود ( وان و اولسون، 2007 ).

دفاعهاي روانشناختی نخستین، از قبیل فرافکنی، انکار، همه کارتوانی، ناارزنده سازي، تجزیه و دونیمه سازي نشانگر گرایشها و تمایلات دفاعی رشد نیافته اي است که با منابع و انگیزه هاي درونی ناهشیار گره خورده اند

https://telegram.me/third_generation
بخش_پنجم

رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

🔷در الگوي کرنبرگ، فرض بر این است که دفاع هاي نخستین، سطح مرضی شخصیت را مشخص ساخته و با دیگر دفاع هاي مورد استفاده در افراد بهنجار متفاوت هستند (میلون و همکاران ، 2004).

اختلالهاي خلقی و اضطرابی، همپوشی زیادي با هم دارند (پولاك و اندروز، 1989؛ به نقل از بلایا، 2006 ). نتایج مطالعات یان، ژان و وو ( 2002 )نشان دادند که بیماران با همبودي دو اختلال افسردگی و اضطراب، همچنین اضطراب و افسردگی جداگانه، هر کدام نیمرخ دفاعی منحصر به فردي را نشان می دهند.

در مدل کرنبرگ ساختار شخصیت با اختلالهاي شخصیت معناي مشابهی ندارد. هدف این مدل دستیابی به بینش بیشتر در مورد سازمان شخصیت و آن پویایی زیربنایی است که عملکرد بارز یک شخص را از دیدگاه روان تحلیلگري با تفسیر شیوه روابطش نمایان می کند (شاپ پرنکر، 2008 ).

همچنین در زمینه سازمان شخصیت، مطالعات اشترن و همکاران (2010 )روي یک نمونه بالینی نشان داد که هویت پیشبینی کنند عاطفۀ مثبت و منفی، و دفاع هاي روان شناختی نخستین پیشبینی کننده پرخاشگري و صفات شخصیتی مرتبط با اختلالات شخصیت خوشه B هستند .

یک ساختار دفاعی نامناسب ممکن است یک آسیب پذیري را در حالتهاي هیجانی و رویدادهاي تنیدگی زندگی نشان دهد.آیا سازمان شخصیت و مولفه هاي آن می توانند پیش بینی کننده استفاده از طیف خاصی از دفاع ها در افراد باشند

https://telegram.me/third_generation
بخش_ششم

رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

دفاع ها پاسخ هاي روانشناختی خودکار یک فرد به تنیدگی زاهاي درونی یا بیرونی یا تعارضات هیجانی هستند. به استناد نتایج تحقیقات می توان گفت که سبک هاي دفاع رشد یافته موجب
پذیرش کامل ماهیت و میزان تهدید می شوند و مستقیماً وارد عمل
شده تا اضطراب ناشی از تهدید را تا حد امکان تقلیل دهد.

در مقابل، در روشهاي دفاع روان آزرده، فرد با روش تحریف مفرط معنا و اثر منابع تهدید، اضطراب را مدیریت می نماید. بنابراین استفاده از اینگونه دفاع ها معمولاً تا حدي مؤثر بوده، اما به پیامدهاي منفی بیشتري منتهی شده و تأثیر کمتري در مقایسه با دفاع هاي رشد یافته در برطرف سازي اضطراب دارند. دفاع هاي رشد نایافته نیز با تحریف شدید وقوع و اهمیت حادثه، اضطراب را کاهش می دهند. البته پیامد این تحریف هاي مفرط از یک سو فقدان هشیاري آن هاست و از سوي دیگر سبک هاي دفاع رشد نایافته، اغلب به عمل نامناسب یا بی اثر منجر می شوند (برادي، مادریس اگلو و ناکش - ایسکویتز، 2002 ).

در این راستا، بر اساس مدل نظري سازمان شخصیت کرنبرگ می توان گفت که سبک هاي دفاعی به صورت سلسله مراتبی لایه بندي شده اند. در یک انتهاي طیف،سالمترین، سازگارترین و منعطف ترین سبک هاي دفاعی قرار دارد و در انتهاي دیگر طیف، آسیب زا ترین دفاع ها که به شدت غیرمنعطف و ناسازگار بوده، قرار دارند
(کالگور و همکاران، 2007).

https://telegram.me/third_generation
بخش هفتم
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

دفاع هاي روانشناختی نخستین از قبیل فرافکنی، انکار، تجزیه و دونیمه سازي نشانگر گرایش ها و تمایلات دفاعی رشد نایافته اي است که با منابع و انگیزه هاي درونی ناهشیار گره خورده اند (کالگور 2007 ).



بر اساس، مدل کرنبرگ می توان گفت آسیب پذیري کلی به معناي آسیب پذیري در کلیه ابعاد سازمان شخصیت است. در حالی که وجود شخصیت مرزي نیز معرف آسیب پذیري در دو بعد دفاع هاي روانشناختی نخستین و سردرگمی هویت می باشد. محققان اظهار می کنند که وجود آسیب پذیري و شدت آن با فراوانی کاربرد و سطح سازگاري دفاع ها مرتبط است (آفر، 2000 ).

به نحوي که می توان از درجه رشدیافتگی سبک هاي دفاعی به
عنوان ملاکی براي تعیین شاخص سلامت روان استفاده کرد (وایلنت، 2000 ).لاپلانچ (1991؛ به نقل از بلایا و همکاران 2006 ) ،مطرح می کند که دفاع ها مستقیماً با تشخیص هاي روان پزشکی مرتب است.

https://telegram.me/third_generation
بخش هشتم (پایانی)
رابطه سازمان #شخصیت و مکانیزم های دفاعی

نتایج برخی از تحقیقات نشان داده است که سبک دفاعی مورد استفاده در سطح نوروتیک سازمان شخصیت، شکل سرکوبی داشته و دیگر دفـاع هـاي روان شـناختی بـا مبناي جداسازي، بیشتر در سطح سایکوتیک و مرزي سازمان شخصیت دیده مـی شـوند(ارلینگز - بانتکو و همکاران، 2010).

ایـن یافتـه بـه ایـن معناسـت کـه افـراد بـا ابعـاد شخصیتی مختلف در رویارویی با موقعیت هاي تنیدگی زا،رویداد را به گونه اي خـاص ارزیابی یا پردازش می کنند و بر اثر این ارزیابی،هیجان ها یا افکـاري خـاص برانگیختـه می شوند.

سازمان شخصیت در سطوح نوروتیک، مرزي و سایکوتیک شرایط و عـواملی فراهم می کنند که فرد براي مقابله با منـابع تنیـدگی و اضـطراب از سـبک هـاي خـاص مکانیزم دفاعی استفاده می نماید. در واقع، افراد با سازمان شخصیت مرزي و سـایکوتیک بیشتر از مکانیزم هاي دفاعی رشد نایافته براي مهار مشکلات خود استفاده مـی کننـد کـه نتایج این پژوهش نیز تایید کنندة این مساله است .

در اکثر موارد، اختلالات محور 2 روانپزشکی، با علائم شایع در اخـتلالات محـور 1 از قبیل"افسردگی"، "اضطراب" و غیره، همبودي و هماینـدي دارنـد، لـذا مـی تـوان چنین استنباط کرد که رویکرد سازمان شخصیت کرنبرگ می تواند در زمینـه شناسـایی و
تشخیص علائم اختلالات محور 1 و پیش بینی نوع مکانیزم هاي مورد استفاده هر گـروه کاربرد داشته باشد .

نتیجۀ نهایی این که افراد در هر یک از سطوح سازمان شخصیت "نوروتیـک "، " مرزي" و "سایکوتیک" از مکانیزم هاي خاصی براي مهار تنیدگی و اضطراب خـود استفاده می کنند. مکانیزم هایی که از لحاظ میزان تحول با هـر یـک از سـطوح سـازمان شخصیت متناسب هستند.

https://telegram.me/third_generation