قبل اینکه برم سرکار موادو میخرم میدم دستش که غذا درست کنه با کلی ذوق و شوق میام خونه که غذا بخورم زده خرابش کرده
نمیخوام بمیرم نمیخوام زندگی کنم منو تو یه تیمارستان دور از سطح شهر بستری کنید همه چی مسخره شده
اگه همین الان یکی همه هزینه های تیمارستان تا آخر عمرمو بپردازه قید تموم چیزای خوشگلی که ممکنه برام تو آینده پیش بیاد و میزنم
این انگشت هم تقدیم به همه اونایی که بدون اعصاب و روان به زندگیشون ادامه میدن و زندگی کردن بقیه رو توش تفرقه ایجاد میکنن (خودم)
Forwarded from برنامه ناشناس
خب بیا بریم پیش شقایق
آماده شو فردا میگم بیاد دنبالمون
خب بیا بریم پیش شقایق
آماده شو فردا میگم بیاد دنبالمون
برنامه ناشناس
خب بیا بریم پیش شقایق آماده شو فردا میگم بیاد دنبالمون
همینکه آشنا داریم تو تیمارستان یعنی میتونم به هدفم برسم
درسته زیاد حوصله حرف زدن ندارم چیز خاصیم برا ارائه دادن ندارم ولی از تنهایی هم خوشم نمیاد
انگار دو نفر درونم هستند،
یکی میخواهد دنیا را ببیند و دیگری حتی نمیخواهد اتاقش را ترک کند.
یکی میخواهد دنیا را ببیند و دیگری حتی نمیخواهد اتاقش را ترک کند.