#نکته
🔻رابرت کاپلان، راهبردساز و اندیشمند ژئوپولتیک میگوید همهی کشورهای جهان، سالهای توفانی و پرآشوبی را در پیش دارند و تنها کشورهایی از این توفانها راستقامت و با آسیب اندک بیرون خواهند آمد که نهادسازی (institution) گسترده و ژرفی داشته باشند.
🔻در ایران ما، پس از انقلاب سال ۵۷، به راستی نهادسازی گسترده و خیرهکنندهای انجام شده است که دستاورد آن را امروز و در سختترین شرایط میبینیم. کشور استخوانداری داریم که بدون مسوولان ارشد خود، مانند ساعت کار میکند و بدون فرماندهان ارشد خود در یک جنگ پیچیده و بسیار سنگین میجنگد و بینی دشمنانش را به خاک میمالد و ستایش جهانیان را برمیانگیزد.
🔻سر پا ماندن کشور ما دیگر به بودن یا نبودن هیچ مسوول و رهبر و فرماندهی وابسته نیست. این بیمانند است. نهادسازی و institution انجام شده در دوران جمهوری اسلامی، یکی از بزرگترین، بنیادیترین و ماناترین خدمتهای این نظام به ایران است که کمتر به چشم آمدهاست. 🇮🇷❤️
@ThinkTogether🌱
🔻رابرت کاپلان، راهبردساز و اندیشمند ژئوپولتیک میگوید همهی کشورهای جهان، سالهای توفانی و پرآشوبی را در پیش دارند و تنها کشورهایی از این توفانها راستقامت و با آسیب اندک بیرون خواهند آمد که نهادسازی (institution) گسترده و ژرفی داشته باشند.
🔻در ایران ما، پس از انقلاب سال ۵۷، به راستی نهادسازی گسترده و خیرهکنندهای انجام شده است که دستاورد آن را امروز و در سختترین شرایط میبینیم. کشور استخوانداری داریم که بدون مسوولان ارشد خود، مانند ساعت کار میکند و بدون فرماندهان ارشد خود در یک جنگ پیچیده و بسیار سنگین میجنگد و بینی دشمنانش را به خاک میمالد و ستایش جهانیان را برمیانگیزد.
🔻سر پا ماندن کشور ما دیگر به بودن یا نبودن هیچ مسوول و رهبر و فرماندهی وابسته نیست. این بیمانند است. نهادسازی و institution انجام شده در دوران جمهوری اسلامی، یکی از بزرگترین، بنیادیترین و ماناترین خدمتهای این نظام به ایران است که کمتر به چشم آمدهاست. 🇮🇷❤️
@ThinkTogether🌱
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
#تاریخ
🛥 بحران کانال سوئز / بخش 1⃣
🎙 احمد شمعدانی
💬 در سال ۱۲۴۸ خورشیدی (۱۸۶۹م) با گشایش کانال سوئز، کشتیرانی جهانی دگرگون شد.
این گذرراه آبی دستساز ۱۹۳ کیلومتری، از میان صحرای مصر میگذشت و ۸۰۰۰ کیلومتر سفر اروپا-آسیا را کوتاهتر مینمود، زیرا دیگر نیاز نبود کشتیها قارهی آفریقا را دور بزنند.
در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶م) کشمکش مصر با کشورهای اروپایی بر سر کانال سوئز به یک بحران جهانی و جنگ انجامید. در آغاز دو کشور انگلیس و فرانسه، انتظار یک پیروزی آسان را بر مصر داشتند، ولی داستان به گونهای دیگر پیش رفت.
این جنگ، نشانهی آغاز دورهی نوینی در نظم جهانی و جایگزینی قدرتهای پیشین با قدرتهای نوین بود و برای چند دهه جریان اندرکنش (تعامل) میان کشورهای جهان را شکل داد.
#ژئوپولتیک
📍برگرفته از کستباکس علوم غیرانسانی
@ThinkTogether🌱
🛥 بحران کانال سوئز / بخش 1⃣
🎙 احمد شمعدانی
💬 در سال ۱۲۴۸ خورشیدی (۱۸۶۹م) با گشایش کانال سوئز، کشتیرانی جهانی دگرگون شد.
این گذرراه آبی دستساز ۱۹۳ کیلومتری، از میان صحرای مصر میگذشت و ۸۰۰۰ کیلومتر سفر اروپا-آسیا را کوتاهتر مینمود، زیرا دیگر نیاز نبود کشتیها قارهی آفریقا را دور بزنند.
در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶م) کشمکش مصر با کشورهای اروپایی بر سر کانال سوئز به یک بحران جهانی و جنگ انجامید. در آغاز دو کشور انگلیس و فرانسه، انتظار یک پیروزی آسان را بر مصر داشتند، ولی داستان به گونهای دیگر پیش رفت.
این جنگ، نشانهی آغاز دورهی نوینی در نظم جهانی و جایگزینی قدرتهای پیشین با قدرتهای نوین بود و برای چند دهه جریان اندرکنش (تعامل) میان کشورهای جهان را شکل داد.
#ژئوپولتیک
📍برگرفته از کستباکس علوم غیرانسانی
@ThinkTogether🌱
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
#تاریخ
🛥 بحران کانال سوئز / بخش 2⃣
🎙 احمد شمعدانی
💬 رشته رخدادهایی که در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶م) به بحران در کانال سوئز انجامید و جهان را تا آستانهی یک بحران اتمی برد، اهمیت این گذرراه آبی را نشان میدهد.
در آن سال، جمال عبدالناصر این گذرراه مهم را ملی خواند و مصریها بیدرنگ ادارهی آن را از دست انگلیسیها گرفتند.
انگلستان و فرانسه برای پایایی اقتصاد خود به نفتی که از سوئز میآمد وابسته بودند، از اینرو پنهانی برای جنگ با مصر و سرنگونی ناصر نقشهای کشیدند و با همدستی اسراییل به مصر یورش بردند [حق و اخلاق و جان انسانها و ... جایگاهی نداشت. اقتصادشان تهدید شد، بنابراین جنگ راه انداختند. به همین سادگی]
شوروی از مصر پشتیبانی کرد. آمریکا از تکروی انگلستان و فرانسه خشمگین بود و آنان را تنها گذاشت. جهان در آستانهی یک جنگ اتمی ایستاد و سرانجام انگلستان و فرانسه با سرشکستگی عقبنشینی کردند. و این نقطهی پایان دوران ابرقدرتی انگلستان و فرانسه بود.
#ژئوپولتیک
📍برگرفته از کستباکس علوم غیرانسانی
@ThinkTogether🌱
🛥 بحران کانال سوئز / بخش 2⃣
🎙 احمد شمعدانی
💬 رشته رخدادهایی که در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶م) به بحران در کانال سوئز انجامید و جهان را تا آستانهی یک بحران اتمی برد، اهمیت این گذرراه آبی را نشان میدهد.
در آن سال، جمال عبدالناصر این گذرراه مهم را ملی خواند و مصریها بیدرنگ ادارهی آن را از دست انگلیسیها گرفتند.
انگلستان و فرانسه برای پایایی اقتصاد خود به نفتی که از سوئز میآمد وابسته بودند، از اینرو پنهانی برای جنگ با مصر و سرنگونی ناصر نقشهای کشیدند و با همدستی اسراییل به مصر یورش بردند [حق و اخلاق و جان انسانها و ... جایگاهی نداشت. اقتصادشان تهدید شد، بنابراین جنگ راه انداختند. به همین سادگی]
شوروی از مصر پشتیبانی کرد. آمریکا از تکروی انگلستان و فرانسه خشمگین بود و آنان را تنها گذاشت. جهان در آستانهی یک جنگ اتمی ایستاد و سرانجام انگلستان و فرانسه با سرشکستگی عقبنشینی کردند. و این نقطهی پایان دوران ابرقدرتی انگلستان و فرانسه بود.
#ژئوپولتیک
📍برگرفته از کستباکس علوم غیرانسانی
@ThinkTogether🌱
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#چکامه
ما در این انبار گندم میکنیم
گندم گرد آمده گم میکنیم
مینیاندیشیم آخر ما به هوش
این خلل در گندم است از مکر موش
موش تا انبار ما حفره زده است
وز فنش انبار ما ویران شده است
اول ای جان دفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن
گرنه موشی دزد در انبار ما است
حاصل اعمال چهل ساله کجا است؟
👤 مولانا جلالالدین بلخی / سدهی هفتم خورشیدی
#فساد_و_نفوذ
@ThinkTogether🌱
ما در این انبار گندم میکنیم
گندم گرد آمده گم میکنیم
مینیاندیشیم آخر ما به هوش
این خلل در گندم است از مکر موش
موش تا انبار ما حفره زده است
وز فنش انبار ما ویران شده است
اول ای جان دفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن
گرنه موشی دزد در انبار ما است
حاصل اعمال چهل ساله کجا است؟
👤 مولانا جلالالدین بلخی / سدهی هفتم خورشیدی
#فساد_و_نفوذ
@ThinkTogether🌱
#یادداشت
دشمن چگونه میاندیشد؟
📰 بگذاریم ایران خودش را شکست بدهد!
✍ ریچارد نفیو
📍فارین افیرز، اردیبهشتماه ۱۴۰۵
🔻هنگامی که ترامپ، جنگ با ایران را آغاز کرد، مردم این کشور را فراخواند که بپاخیزند و حکومتشان را سرنگون کنند. البته در روزهای بعد، او از این درخواست عقبنشینی نمود، زیرا دریافت که سرنگونی نظام ایران از راه تازش نظامی نشدنی است.
🔻سرداران سپاه پاسداران که اکنون کشور را در دست گرفتهاند، تندروتر از پیشینیان خود هستند. این بدان معنا نیست که واشنگتن باید به جنگ بازگردد و تا براندازی نظام، جنگ را پی بگیرد، آن وظیفه[!] بر دوش مردم ایران است. همان مردمی که در پنج سال گذشته، برای اعتراض به فساد و مدیریت اقتصادی ناکارآمد به خیابانها آمدهاند.
🔻اکنون ترامپ باید با یک سازش زیرکانه و گزینششده، راه براندازی ج.ا. را هموار نماید. هر سازشی که تحریمهای ایران را بردارد -حتا اگر زیرساختهای هستهای، برنامهی موشکی و پشتیبانی از گروههای نیابتی ایران را بگیرد- میتواند به رهبران تندروی ایران جان تازهای ببخشد.
بجای این کار، آمریکا باید نقشهی ظریفتری را دنبال کند: آتشبس کنونی را نگاه بدارد [وضعیت نه جنگ و نه صلح]، همزمان تنگهی هرمز را باز کند و فشار اقتصادی بر نظام ایران را بیشتر نماید. این بهترین راه برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی ایران و همچنین براندازی ج.ا. است.
🔻چند ماه پیش، ایرانیان بسیاری در خیابانها به وضعیت بد اقتصادی کشور و گرانی افسارگسیختهی کالاها و خدمات راهپیمایی کردند. فساد و مدیریت بد اقتصادی، وضعیتی را پدید آورده است که نظام سیاسی ایران به سادگی نمیتواند به آن رسیدگی نماید.
اکنون حکومت از جنگ برای به دست آوردن پشتیبانی همگانی ملت ایران و همبستگی ملی بهره میبرد، ولی این پشتیبانی، چالشهای اساسی را کمرنگ نخواهد کرد.
در هفتهها و ماههای آینده ایران برای فراهم کردن آب، برق و گاز مردم خود با دشواری روبرو خواهد شد. این نظام همچنان فاسد و ناتوان باقی خواهد ماند. گرفتاریها شاید پس از پایان جنگ حتا بدتر هم بشوند. بنابراین گمان میرود دورهای دیگری از ناآرامی در پیش باشد. نظام دستگاه سرکوبگر کارآمد خود را به کار خواهد گرفت و در سرکوب اعتراضها کامیاب خواهد شد ولی همواره احساس شکنندگی میکند، پس آنگاه پذیرای یک سازش گسترده و مناسب[!] با آمریکا خواهد گردید.
🔻آمریکا نباید برای سازش با ایران شتابزدگی کند. بجای آن، باید گزینشی عمل نماید. آمریکا بجای دنبال کردن یک سازش فراگیر که برداشتن تحریمها را دربربگیرد، باید با وسواس بر اولویتهای خود کانونی شود: باز کردن تنگهی هرمز و جلوگیری از هر گونه تازش نظامی ایران در سراسر خلیج فارس در آینده.
چگونگی انجام این کار میتواند ساده باشد. ایالات متحده محاصرهی دریایی خود را برمیدارد و به پایایی آتشبس متعهد میگردد، در برابر ایران نیز تنگهی هرمز را باز کرده، در زمینهی مینزدایی همکاری میکند و برای حمله نکردن به اسراییل، آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس، چه مستقیم و چه از راه نیروهای نیابتی خود، تعهد میدهد. چنین آتشبسی به مساله هستهای هم نمیپردازد و حتا شاید شکننده باشد ولی جهان را از مرگ اقتصادی و بازرگانی رها میکند و فرصتی برای تنفس و افزایش تابآوری میدهد.
🔻شاید ایران که تنگه هرمز را در مشت دارد، یک سازش میانه را نپذیرد. دستکم سپاه پاسداران آشکارا اعتماد به نفس نشان میدهد و خواستار امتیازهای بزرگ است. ولی از سوی دیگر ایران با پذیرفتن آتشبس کنونی نشان داده است که [سردرگم است و] سازشی را پذیرا گردیده که سودی برایش ندارد مگر آرامش در میدان نبرد.
🔻چکیده اینکه دولت ترامپ باید از هر گونه سازش گسترده با ایران خودداری کند، و هر گونه توافق با ایران را به گونهای راهبری نماید که سبب افزایش تابآوری اقتصاد جهانی و کاهش تابآوری اقتصاد ایران گردد، از بازیابی توان نظامی ایران جلوگیری کرده، سرانجام راه را برای براندازی نظام به دست خود مردم ایران باز نماید.
@ThinkTogether🌱
دشمن چگونه میاندیشد؟
📰 بگذاریم ایران خودش را شکست بدهد!
✍ ریچارد نفیو
📍فارین افیرز، اردیبهشتماه ۱۴۰۵
🔻هنگامی که ترامپ، جنگ با ایران را آغاز کرد، مردم این کشور را فراخواند که بپاخیزند و حکومتشان را سرنگون کنند. البته در روزهای بعد، او از این درخواست عقبنشینی نمود، زیرا دریافت که سرنگونی نظام ایران از راه تازش نظامی نشدنی است.
🔻سرداران سپاه پاسداران که اکنون کشور را در دست گرفتهاند، تندروتر از پیشینیان خود هستند. این بدان معنا نیست که واشنگتن باید به جنگ بازگردد و تا براندازی نظام، جنگ را پی بگیرد، آن وظیفه[!] بر دوش مردم ایران است. همان مردمی که در پنج سال گذشته، برای اعتراض به فساد و مدیریت اقتصادی ناکارآمد به خیابانها آمدهاند.
🔻اکنون ترامپ باید با یک سازش زیرکانه و گزینششده، راه براندازی ج.ا. را هموار نماید. هر سازشی که تحریمهای ایران را بردارد -حتا اگر زیرساختهای هستهای، برنامهی موشکی و پشتیبانی از گروههای نیابتی ایران را بگیرد- میتواند به رهبران تندروی ایران جان تازهای ببخشد.
بجای این کار، آمریکا باید نقشهی ظریفتری را دنبال کند: آتشبس کنونی را نگاه بدارد [وضعیت نه جنگ و نه صلح]، همزمان تنگهی هرمز را باز کند و فشار اقتصادی بر نظام ایران را بیشتر نماید. این بهترین راه برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی ایران و همچنین براندازی ج.ا. است.
🔻چند ماه پیش، ایرانیان بسیاری در خیابانها به وضعیت بد اقتصادی کشور و گرانی افسارگسیختهی کالاها و خدمات راهپیمایی کردند. فساد و مدیریت بد اقتصادی، وضعیتی را پدید آورده است که نظام سیاسی ایران به سادگی نمیتواند به آن رسیدگی نماید.
اکنون حکومت از جنگ برای به دست آوردن پشتیبانی همگانی ملت ایران و همبستگی ملی بهره میبرد، ولی این پشتیبانی، چالشهای اساسی را کمرنگ نخواهد کرد.
در هفتهها و ماههای آینده ایران برای فراهم کردن آب، برق و گاز مردم خود با دشواری روبرو خواهد شد. این نظام همچنان فاسد و ناتوان باقی خواهد ماند. گرفتاریها شاید پس از پایان جنگ حتا بدتر هم بشوند. بنابراین گمان میرود دورهای دیگری از ناآرامی در پیش باشد. نظام دستگاه سرکوبگر کارآمد خود را به کار خواهد گرفت و در سرکوب اعتراضها کامیاب خواهد شد ولی همواره احساس شکنندگی میکند، پس آنگاه پذیرای یک سازش گسترده و مناسب[!] با آمریکا خواهد گردید.
🔻آمریکا نباید برای سازش با ایران شتابزدگی کند. بجای آن، باید گزینشی عمل نماید. آمریکا بجای دنبال کردن یک سازش فراگیر که برداشتن تحریمها را دربربگیرد، باید با وسواس بر اولویتهای خود کانونی شود: باز کردن تنگهی هرمز و جلوگیری از هر گونه تازش نظامی ایران در سراسر خلیج فارس در آینده.
چگونگی انجام این کار میتواند ساده باشد. ایالات متحده محاصرهی دریایی خود را برمیدارد و به پایایی آتشبس متعهد میگردد، در برابر ایران نیز تنگهی هرمز را باز کرده، در زمینهی مینزدایی همکاری میکند و برای حمله نکردن به اسراییل، آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس، چه مستقیم و چه از راه نیروهای نیابتی خود، تعهد میدهد. چنین آتشبسی به مساله هستهای هم نمیپردازد و حتا شاید شکننده باشد ولی جهان را از مرگ اقتصادی و بازرگانی رها میکند و فرصتی برای تنفس و افزایش تابآوری میدهد.
🔻شاید ایران که تنگه هرمز را در مشت دارد، یک سازش میانه را نپذیرد. دستکم سپاه پاسداران آشکارا اعتماد به نفس نشان میدهد و خواستار امتیازهای بزرگ است. ولی از سوی دیگر ایران با پذیرفتن آتشبس کنونی نشان داده است که [سردرگم است و] سازشی را پذیرا گردیده که سودی برایش ندارد مگر آرامش در میدان نبرد.
🔻چکیده اینکه دولت ترامپ باید از هر گونه سازش گسترده با ایران خودداری کند، و هر گونه توافق با ایران را به گونهای راهبری نماید که سبب افزایش تابآوری اقتصاد جهانی و کاهش تابآوری اقتصاد ایران گردد، از بازیابی توان نظامی ایران جلوگیری کرده، سرانجام راه را برای براندازی نظام به دست خود مردم ایران باز نماید.
@ThinkTogether🌱
Telegram
♤ پیوستها ♡
Forwarded from ♤ بُنمایه ♡
Political Geography - Igor Okunev.pdf
4.7 MB
#کتاب
#ژئوپولتیک
📖 Political Geography
✍ Igor Okunev
💬 کتاب "جغرافیای سیاسی" نوشتهی ایگور اکونف، برای دانشجویان دانشگاه نوشته شدهاست و هماکنون در بسیاری از دانشگاههای جهان یکی از کتابهای آموزشی پایه است.
از آنجایی که این کتاب به گونهای ساختارمند، آسان و روشن، پندارههای جغرافیای سیاسی و بایستگیهای برآمده از جغرافیا برای سیاستورزی در درون و بیرون از کشورها را میآموزاند، خواندن آن را به کسانی که میخواهند با خودآموزی و از راه کتاب، آگاهی درست و فراگیری در زمینهی جغرافیای سیاسی به دست آورند، پیشنهاد میکنیم.
🔡 به زبان انگلیسی
@ThinkTogether🌱
@bonmayeh
#ژئوپولتیک
📖 Political Geography
✍ Igor Okunev
💬 کتاب "جغرافیای سیاسی" نوشتهی ایگور اکونف، برای دانشجویان دانشگاه نوشته شدهاست و هماکنون در بسیاری از دانشگاههای جهان یکی از کتابهای آموزشی پایه است.
از آنجایی که این کتاب به گونهای ساختارمند، آسان و روشن، پندارههای جغرافیای سیاسی و بایستگیهای برآمده از جغرافیا برای سیاستورزی در درون و بیرون از کشورها را میآموزاند، خواندن آن را به کسانی که میخواهند با خودآموزی و از راه کتاب، آگاهی درست و فراگیری در زمینهی جغرافیای سیاسی به دست آورند، پیشنهاد میکنیم.
🔡 به زبان انگلیسی
@ThinkTogether🌱
@bonmayeh
#نکته
#مهندسی_اجتماعی
🔻از زمانی که چیزی به نام "رسانه" در دنیا پدید آمدهاست تا همین امروز، رسانههای ما ار دو کاستی بزرگ رنج بردهاند و از اینرو کارکرد و اثرگذاری چندانی نداشتهاند:
1⃣ ناآشنایی با بنیانهای کار رسانهای (یعنی ناآگاهی از روانشناسی اجتماعی، ناآگاهی از کارکردهای زبان و تصویر، ندانستن روشهای جنگ شناختی، ناهشیاری به بار روانی واژگان و رویهمرفته ناآشنایی با پندارههایی که پیشنیاز کار رسانهای هستند)
2⃣ رسانههای ایرانی تنها برای خودمان برنامه میسازند، ولی رسانههای آمریکایی و اروپایی هم برای خودشان و هم برای مردم جهان برنامه میسازند.
از اینرو در جنگ رسانهای و شناختی، غربیها میتوانند همزمان در جایگاه آفند و پدافند باشند ولی ما آفند (اثرگذاری بر جبههی روبرو) نداریم و در برابر آفند دیگران، تنها در جایگاه پدافند هستیم.
🔻در جنگ میهنی جاری، گروهی از جوانان باهوش ایرانی با ساختن پویانماییهایی ساده (و البته هوشمندانه) نشان دادهاند که به دست گرفتن جایگاه آفندی در رسانه، چه اندازه مهم است و تا چه اندازه میتواند در برآوردهساختن هدفهای ملی، یاری رساندن به نیروهای نظامی و دشوار کردن کار بر دشمن و رقیب کارآمد باشد.
📎 در این باره ببینید:
https://t.me/kavoshmedia/4051
https://t.me/shidtv/7101
https://t.me/shidtv/7134
https://t.me/kavoshmedia/4052
https://t.me/kavoshmedia/4271
@ThinkTogether🌱
#مهندسی_اجتماعی
🔻از زمانی که چیزی به نام "رسانه" در دنیا پدید آمدهاست تا همین امروز، رسانههای ما ار دو کاستی بزرگ رنج بردهاند و از اینرو کارکرد و اثرگذاری چندانی نداشتهاند:
1⃣ ناآشنایی با بنیانهای کار رسانهای (یعنی ناآگاهی از روانشناسی اجتماعی، ناآگاهی از کارکردهای زبان و تصویر، ندانستن روشهای جنگ شناختی، ناهشیاری به بار روانی واژگان و رویهمرفته ناآشنایی با پندارههایی که پیشنیاز کار رسانهای هستند)
2⃣ رسانههای ایرانی تنها برای خودمان برنامه میسازند، ولی رسانههای آمریکایی و اروپایی هم برای خودشان و هم برای مردم جهان برنامه میسازند.
از اینرو در جنگ رسانهای و شناختی، غربیها میتوانند همزمان در جایگاه آفند و پدافند باشند ولی ما آفند (اثرگذاری بر جبههی روبرو) نداریم و در برابر آفند دیگران، تنها در جایگاه پدافند هستیم.
🔻در جنگ میهنی جاری، گروهی از جوانان باهوش ایرانی با ساختن پویانماییهایی ساده (و البته هوشمندانه) نشان دادهاند که به دست گرفتن جایگاه آفندی در رسانه، چه اندازه مهم است و تا چه اندازه میتواند در برآوردهساختن هدفهای ملی، یاری رساندن به نیروهای نظامی و دشوار کردن کار بر دشمن و رقیب کارآمد باشد.
📎 در این باره ببینید:
https://t.me/kavoshmedia/4051
https://t.me/shidtv/7101
https://t.me/shidtv/7134
https://t.me/kavoshmedia/4052
https://t.me/kavoshmedia/4271
@ThinkTogether🌱
Telegram
کاوش مدیا
✅ کارشناسان آمریکایی:
📍ایرانیها با هوش مصنوعی ویدئوهایی بسیار هوشمندانه و بسیار اثرگذار تولید میکنند که دقیقاً به قلبِ برخی از نقاط ضعفِ استدلالهایی میزند که دولت ترامپ مطرح میکند/طبق یک برآورد، فقط در شبکه اجتماعی ایکس بیش از یک میلیارد بازدید گرفتهاند/آنها…
📍ایرانیها با هوش مصنوعی ویدئوهایی بسیار هوشمندانه و بسیار اثرگذار تولید میکنند که دقیقاً به قلبِ برخی از نقاط ضعفِ استدلالهایی میزند که دولت ترامپ مطرح میکند/طبق یک برآورد، فقط در شبکه اجتماعی ایکس بیش از یک میلیارد بازدید گرفتهاند/آنها…
#دانستنی
🔻مزدور یا سرباز اجیرشده یا mercenary به نیروی نظامی یا شبهنظامی گفته میشود که بدون انگیزههای ملی یا دینی، تنها در برابر دریافت دستمزد، همچون پیمانکار برای یک کشور یا کارفرمای خصوصی میجنگند.
🔻به باور شماری از تاریخدانان، مزدوری از قدیمیترین شغلها در تاریخ بشر است.
در درازای تاریخ، مزدوران گاه علیه کشور خودشان نیز جنگیدهاند. مانند دستهی یونانیها که در جنگهای ایران و یونان، در خدمت ارتش ایران و علیه یونان جنگیدند. یا گروه تلویزیونی ایراناینترنشنال که علیه ایران و برای اسراییل میجنگد.
امروزه در بیشتر جنگها، ارتشهای جهان از سربازان مزدور بهره میبرند. در اوکراین، سودان، نیجریه و ... گروههای mercenary یا اجیرشده در حال جنگ برای کار فرمایان خود میباشند.
🔻از گروههای مزدور شناختهشده (و کارفرمایانشان) میتوان لژیون خارجی (برای فرانسه)، شرکت بلکواتر (برای آمریکا)، گروه واگنر (برای روسیه)، تلویزیون ایران اینترنشنال (برای اسراییل و در گذشته عربستان)، گروه واکنش سریع سودان (برای امارات متحده عربی) و گروه آراکان میانمار (برای چین) را نام برد.
@ThinkTogether🌱
🔻مزدور یا سرباز اجیرشده یا mercenary به نیروی نظامی یا شبهنظامی گفته میشود که بدون انگیزههای ملی یا دینی، تنها در برابر دریافت دستمزد، همچون پیمانکار برای یک کشور یا کارفرمای خصوصی میجنگند.
🔻به باور شماری از تاریخدانان، مزدوری از قدیمیترین شغلها در تاریخ بشر است.
در درازای تاریخ، مزدوران گاه علیه کشور خودشان نیز جنگیدهاند. مانند دستهی یونانیها که در جنگهای ایران و یونان، در خدمت ارتش ایران و علیه یونان جنگیدند. یا گروه تلویزیونی ایراناینترنشنال که علیه ایران و برای اسراییل میجنگد.
امروزه در بیشتر جنگها، ارتشهای جهان از سربازان مزدور بهره میبرند. در اوکراین، سودان، نیجریه و ... گروههای mercenary یا اجیرشده در حال جنگ برای کار فرمایان خود میباشند.
🔻از گروههای مزدور شناختهشده (و کارفرمایانشان) میتوان لژیون خارجی (برای فرانسه)، شرکت بلکواتر (برای آمریکا)، گروه واگنر (برای روسیه)، تلویزیون ایران اینترنشنال (برای اسراییل و در گذشته عربستان)، گروه واکنش سریع سودان (برای امارات متحده عربی) و گروه آراکان میانمار (برای چین) را نام برد.
@ThinkTogether🌱
#نکته
#تلنگر
🔻کارل فون کلاوزویتس در کتاب "دربارهی جنگ" با پررنگ کردن پندارهی "جنگ همچون دنبالهی سیاست با افزارهای دیگر"، نکتهای را نیز برجسته میکند.
چکیدهی سخن کلاوزویتس این است که پیروزی در میدان جنگ باید با "پیروزی در روایت" + "پیروزی در سیاست یا همان دیپلماسی" تکمیل شود.
اگر یک کشور در میدان جنگ پیروز شود ولی نتواند روایت مناسبی از آن پیروزی به ملت خود و به جهانیان بپذیراند، شاید شماری از دستاوردهای پیروزی خود را از دست بدهد.
چرا که در دنیای سیاست، "حقیقت" برابر است با "روایتی که همگان آن را همچون حقیقت بپذیرند."
🔻 برای دست یافتن به این پیروزی و این سربلندی که در جنگ پیچیده و سنگین با آمریکا و اسراییل به دست آوردهایم، سربازان قهرمان ما جان و چشم و دست و پا دادهاند. خانوادههایشان چند ماه در تنش و نگرانی به سر بردهاند. خانوادههای شهید تا پایان عمر در حسرت دیدار جگرگوشههایشان میمانند. بخشی از زیرساختهای ما آسیب دیدهاند. ولی سرانجام در میدان پیروز شدیم.
🔻خاک بر سر ما اگر جنگ برده را، جنگ پیروزشده را که با این بهای سنگین به دست آمده، با بیشعوری و بیمسوولیتی، در هنگام روایت کردن تبدیل به شکست کنیم! وای بر ما اگر نتوانیم از این پیروزی تاریخی برای درمان زخم ۳۰۰ سال شکست بهره ببریم. وای بر ما اگر شرمندهی شهیدان و جانبازانمان شویم. وای بر ما اگر نتوانیم روایت پیروزی را جا بیندازیم.
@ThinkTogether🌱
#تلنگر
🔻کارل فون کلاوزویتس در کتاب "دربارهی جنگ" با پررنگ کردن پندارهی "جنگ همچون دنبالهی سیاست با افزارهای دیگر"، نکتهای را نیز برجسته میکند.
چکیدهی سخن کلاوزویتس این است که پیروزی در میدان جنگ باید با "پیروزی در روایت" + "پیروزی در سیاست یا همان دیپلماسی" تکمیل شود.
اگر یک کشور در میدان جنگ پیروز شود ولی نتواند روایت مناسبی از آن پیروزی به ملت خود و به جهانیان بپذیراند، شاید شماری از دستاوردهای پیروزی خود را از دست بدهد.
چرا که در دنیای سیاست، "حقیقت" برابر است با "روایتی که همگان آن را همچون حقیقت بپذیرند."
🔻 برای دست یافتن به این پیروزی و این سربلندی که در جنگ پیچیده و سنگین با آمریکا و اسراییل به دست آوردهایم، سربازان قهرمان ما جان و چشم و دست و پا دادهاند. خانوادههایشان چند ماه در تنش و نگرانی به سر بردهاند. خانوادههای شهید تا پایان عمر در حسرت دیدار جگرگوشههایشان میمانند. بخشی از زیرساختهای ما آسیب دیدهاند. ولی سرانجام در میدان پیروز شدیم.
🔻خاک بر سر ما اگر جنگ برده را، جنگ پیروزشده را که با این بهای سنگین به دست آمده، با بیشعوری و بیمسوولیتی، در هنگام روایت کردن تبدیل به شکست کنیم! وای بر ما اگر نتوانیم از این پیروزی تاریخی برای درمان زخم ۳۰۰ سال شکست بهره ببریم. وای بر ما اگر شرمندهی شهیدان و جانبازانمان شویم. وای بر ما اگر نتوانیم روایت پیروزی را جا بیندازیم.
@ThinkTogether🌱
Telegram
حسین قتیب
این بار اسکندر از تنگه نگذشت تا آتش به جان تختجمشید بزند.
این بار سعد بن ابیوقاص به تیسفون نرسید تا فرش بهارستان را پارهپاره کند و به غارت ببرد.
این بار نه گنجه رفت، نه شوشی، نه بادکوبه، نه هرات و نه بحرین.
ما ماندیم.
زخمی، داغدیده، خسته، اما ماندیم.…
این بار سعد بن ابیوقاص به تیسفون نرسید تا فرش بهارستان را پارهپاره کند و به غارت ببرد.
این بار نه گنجه رفت، نه شوشی، نه بادکوبه، نه هرات و نه بحرین.
ما ماندیم.
زخمی، داغدیده، خسته، اما ماندیم.…
#دیدگاه
🎞 دگرگونی بنیادین سینمای ایران با فرارسیدن دوران هوشواره (هوش مصنوعی)
🔻این روزها کمتر کسی است که غافلگیریهای هوشوارهها (هوشهای مصنوعی) را ندیده باشد. ولی این تنها نشانههای دمیدن یک دوران تازه است.
بیایید بپذیریم که ما در آستانهی یک دگرگونی بزرگ ایستادهایم که بسیار فراتر از پیدایش یک ابزار ساده است.
هوشوارهها در آیندهای بسیار نزدیک، نه تنها صنعت را، بلکه بستر پیشین بسیاری از شغلهای فرهنگی را منسوخ یا دگرگون خواهند کرد.
🔻جلوهی روشن این دگرگونی را در سینما و فیلمسازی ببینید:
تا امروز، ساختن یک فیلم سینمایی نیازمند انبوهی از بازیگران، منشی صحنه، صدابردار، گریمور، تدوینگر و صدها نیروی فنی بودهاست. ولی فردا -با پیشرفت هوشوارهها- تنها یک داستانِ ناب و یک نویسندهی خوب برای ساخت یک فیلم بسیار باکیفیت بس خواهد بود. سپس الگوریتمها، هر آنچه را که ذهن نویسنده تصویر میکند، بی کم و کاست و با هزینهای بسیار اندک به پردهی نقرهای میآورند. در آیندهی نزدیک دیگر خبری از کشمکش برای بودجه و ناتوانی فنی برای ساخت فیلمهای باشکوه نیست. آنچه نیاز است، «اندیشه» و «روایت» است.
🔻این دگرگونی برای کشورهای کهنالگو همچون ایران و مصر، یک موهبت بزرگ است:
کمبود بودجههای کلان، نبود استودیوهای بهروز یا نداشتن تجهیزات پیشرفته، دیگر نمیتواند جلوی به تصویر کشیدن شکوه تاریخی و حماسی ما را بگیرد. ما میتوانیم بینیاز از سرمایههای کلان، سرگذشت جاگیر شدن بشر در فلات ایران، تمدنهای پیشاتاریخی ایران، پدید آمدن مرزهای کشورمان، رستاخیز شاهنشاهان هخامنشی، انجمنهای رازآلود میترایی، دلاوری ارتش اشکانی یا شکوه تمدن نیل را آنگونه که شایستهی نامشان است، به جهان نشان دهیم و خودمان نیز آنها را روشنتر در یاد داشته باشیم. تاریخِ سرافرازمان، بدون فشارِ بودجه و تجهیزات، جان تازهای میگیرد.
🔻 ولی یک پیامد شیرین دیگر پیشرفت هوشوارهها، پالایش فضای فرهنگی کشورمان از نخالهها است.
با این دگرگونی، وابستگی سینمای ایران به سلبریتیهای بیمسوولیت، بیاخلاق و بیریشهای که نه دردی از جامعه دوا کردهاند و نه هویتی دارند و نه کارکردی جدا از حاشیهسازی داشتهاند، برای همیشه از بین خواهد رفت. دیگر کسی برای فروش یک فیلم، ناچار به گروکشیدنِ نام جنجالیترین چهرهها نیست. فضای روانی کشور از شرّ چهرهها و حاشیههای بیارزش پاکتر میشود و هنر به جای «چهره»، به «محتوا» تکیه میکند.
و شاید، امیدوارانه، آن چند دختر فراری و چند پسر لودهای که به نام هنرپیشه، این سالها عواطف و هویت و اخلاق و آرامش جامعه را به بازی گرفتند، سرانجام جایی در قابهای سینمای ایران نداشته باشند و نسل جوانمان در فضایی اصیلتر و شرافتمندانهتر نفس بکشد.
🔻دوران «داستانها» آغاز شده؛ نه «حاشیهها». آمادهی این آفرینندگی بزرگ باشیم.
✍ سورنا مسعودی (ویرایش شده)
〰〰〰〰〰〰〰〰
📎 در پیوند با این موضوع ببینید:
پیشنهاد راهی برای پدافند از تاریخ و هویت ایران
@ThinkTogether🌱
🎞 دگرگونی بنیادین سینمای ایران با فرارسیدن دوران هوشواره (هوش مصنوعی)
🔻این روزها کمتر کسی است که غافلگیریهای هوشوارهها (هوشهای مصنوعی) را ندیده باشد. ولی این تنها نشانههای دمیدن یک دوران تازه است.
بیایید بپذیریم که ما در آستانهی یک دگرگونی بزرگ ایستادهایم که بسیار فراتر از پیدایش یک ابزار ساده است.
هوشوارهها در آیندهای بسیار نزدیک، نه تنها صنعت را، بلکه بستر پیشین بسیاری از شغلهای فرهنگی را منسوخ یا دگرگون خواهند کرد.
🔻جلوهی روشن این دگرگونی را در سینما و فیلمسازی ببینید:
تا امروز، ساختن یک فیلم سینمایی نیازمند انبوهی از بازیگران، منشی صحنه، صدابردار، گریمور، تدوینگر و صدها نیروی فنی بودهاست. ولی فردا -با پیشرفت هوشوارهها- تنها یک داستانِ ناب و یک نویسندهی خوب برای ساخت یک فیلم بسیار باکیفیت بس خواهد بود. سپس الگوریتمها، هر آنچه را که ذهن نویسنده تصویر میکند، بی کم و کاست و با هزینهای بسیار اندک به پردهی نقرهای میآورند. در آیندهی نزدیک دیگر خبری از کشمکش برای بودجه و ناتوانی فنی برای ساخت فیلمهای باشکوه نیست. آنچه نیاز است، «اندیشه» و «روایت» است.
🔻این دگرگونی برای کشورهای کهنالگو همچون ایران و مصر، یک موهبت بزرگ است:
کمبود بودجههای کلان، نبود استودیوهای بهروز یا نداشتن تجهیزات پیشرفته، دیگر نمیتواند جلوی به تصویر کشیدن شکوه تاریخی و حماسی ما را بگیرد. ما میتوانیم بینیاز از سرمایههای کلان، سرگذشت جاگیر شدن بشر در فلات ایران، تمدنهای پیشاتاریخی ایران، پدید آمدن مرزهای کشورمان، رستاخیز شاهنشاهان هخامنشی، انجمنهای رازآلود میترایی، دلاوری ارتش اشکانی یا شکوه تمدن نیل را آنگونه که شایستهی نامشان است، به جهان نشان دهیم و خودمان نیز آنها را روشنتر در یاد داشته باشیم. تاریخِ سرافرازمان، بدون فشارِ بودجه و تجهیزات، جان تازهای میگیرد.
🔻 ولی یک پیامد شیرین دیگر پیشرفت هوشوارهها، پالایش فضای فرهنگی کشورمان از نخالهها است.
با این دگرگونی، وابستگی سینمای ایران به سلبریتیهای بیمسوولیت، بیاخلاق و بیریشهای که نه دردی از جامعه دوا کردهاند و نه هویتی دارند و نه کارکردی جدا از حاشیهسازی داشتهاند، برای همیشه از بین خواهد رفت. دیگر کسی برای فروش یک فیلم، ناچار به گروکشیدنِ نام جنجالیترین چهرهها نیست. فضای روانی کشور از شرّ چهرهها و حاشیههای بیارزش پاکتر میشود و هنر به جای «چهره»، به «محتوا» تکیه میکند.
و شاید، امیدوارانه، آن چند دختر فراری و چند پسر لودهای که به نام هنرپیشه، این سالها عواطف و هویت و اخلاق و آرامش جامعه را به بازی گرفتند، سرانجام جایی در قابهای سینمای ایران نداشته باشند و نسل جوانمان در فضایی اصیلتر و شرافتمندانهتر نفس بکشد.
🔻دوران «داستانها» آغاز شده؛ نه «حاشیهها». آمادهی این آفرینندگی بزرگ باشیم.
✍ سورنا مسعودی (ویرایش شده)
〰〰〰〰〰〰〰〰
📎 در پیوند با این موضوع ببینید:
پیشنهاد راهی برای پدافند از تاریخ و هویت ایران
@ThinkTogether🌱
Telegram
♤اندیشهی میهن♡
#دیدگاه
#وطن
🟢 پیشنهاد راهی برای پدافند از تاریخ و هویت ایران
🎙 داریوش رحمانیان
💬 در سه دههی گذشته و با پیدایش کشورهای تازه در پیرامون ایران، هویت ایرانی بسیار زیر ضربه بوده است.
این نامهای نوپدید روی نقشه یا آنگونه که کاپلان میگوید "عبارتهای جغرافیایی…
#وطن
🟢 پیشنهاد راهی برای پدافند از تاریخ و هویت ایران
🎙 داریوش رحمانیان
💬 در سه دههی گذشته و با پیدایش کشورهای تازه در پیرامون ایران، هویت ایرانی بسیار زیر ضربه بوده است.
این نامهای نوپدید روی نقشه یا آنگونه که کاپلان میگوید "عبارتهای جغرافیایی…
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تلنگر
⬅️ اگر شهروندان یک کشور، بجای هشیاری و همبستگی، سرگرم دعواهای داخلی خودخواهانه و کوتهفکرانه شوند، لقمههای آسان و بیدفاعی برای دشمنان خونخوار خارجی خواهند بود.
@ThinkTogether🌱
⬅️ اگر شهروندان یک کشور، بجای هشیاری و همبستگی، سرگرم دعواهای داخلی خودخواهانه و کوتهفکرانه شوند، لقمههای آسان و بیدفاعی برای دشمنان خونخوار خارجی خواهند بود.
@ThinkTogether🌱
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تلنگر
#وطن
امروز هفتم تیر سالروز بمباران شیمیایی سردشت، به دست ارتش صدام و با بمبهای شیمیایی اروپایی و آمریکایی است.
روزی که دنیا چشمهایش را بست تا هموطنان بیگناه ما، از زن و مرد و کودک و پیر و جوان، قتل عام شوند ...
در این ویدیو برژینسکی، مشاور پیشین امنیت ملی رییس جمهور آمریکا، آشکار میکند که آمریکا نه تنها از بمباران شیمیایی ایران به دست ارتش بعث آگاه بود، بلکه به رژیم بعث گرای دقیقی میداد که کجا را بمباران شیمیایی کند تا شمار کشتههای ایرانی بیشتر باشد.
⬅️ اگر خدای ناکرده روزی آرامش سرزمینمان از سر غفلت و بیکفایتی ما بهم بخورد، همهی دنیا روی کمترین شعلهای، بنزین خواهند ریخت. هشیار باشیم و این گنج چند هزار ساله را با جان و مال و آبرو پاسداری کنیم.
#تاریخ
@ThinkTogether🌱
#وطن
امروز هفتم تیر سالروز بمباران شیمیایی سردشت، به دست ارتش صدام و با بمبهای شیمیایی اروپایی و آمریکایی است.
روزی که دنیا چشمهایش را بست تا هموطنان بیگناه ما، از زن و مرد و کودک و پیر و جوان، قتل عام شوند ...
در این ویدیو برژینسکی، مشاور پیشین امنیت ملی رییس جمهور آمریکا، آشکار میکند که آمریکا نه تنها از بمباران شیمیایی ایران به دست ارتش بعث آگاه بود، بلکه به رژیم بعث گرای دقیقی میداد که کجا را بمباران شیمیایی کند تا شمار کشتههای ایرانی بیشتر باشد.
⬅️ اگر خدای ناکرده روزی آرامش سرزمینمان از سر غفلت و بیکفایتی ما بهم بخورد، همهی دنیا روی کمترین شعلهای، بنزین خواهند ریخت. هشیار باشیم و این گنج چند هزار ساله را با جان و مال و آبرو پاسداری کنیم.
#تاریخ
@ThinkTogether🌱
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
#وطن
#چکامه
🏹 آرش کمانگیر
🎙 سروده و صدای سیاوش کسرایی
〰〰〰〰〰〰〰〰
دلم از مرگ بیزار است،
که مرگ اهرمنخو آدمیخوار است،
ولی آن دم که ز اندوهان روان زندگی تار است،
ولی آن دم که نیکی و بدی را گاهِ پیکار است،
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است،
همان بایستهی آزادگی این است.
هزاران چشم گویا و لب خاموش،
مرا پیک امید خویش میداند،
هزاران دست لرزان و دل پر جوش،
گهی میگیردم، گه پیش میراند،
پیش میآیم،
دل و جان را به زیورهای انسانی میآرایم،
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند،
نقاب از چهرهی ترس آفرین مرگ خواهمکند.
#وطنپرستم
@ThinkTogether🌱
#چکامه
🏹 آرش کمانگیر
🎙 سروده و صدای سیاوش کسرایی
〰〰〰〰〰〰〰〰
دلم از مرگ بیزار است،
که مرگ اهرمنخو آدمیخوار است،
ولی آن دم که ز اندوهان روان زندگی تار است،
ولی آن دم که نیکی و بدی را گاهِ پیکار است،
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است،
همان بایستهی آزادگی این است.
هزاران چشم گویا و لب خاموش،
مرا پیک امید خویش میداند،
هزاران دست لرزان و دل پر جوش،
گهی میگیردم، گه پیش میراند،
پیش میآیم،
دل و جان را به زیورهای انسانی میآرایم،
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند،
نقاب از چهرهی ترس آفرین مرگ خواهمکند.
#وطنپرستم
@ThinkTogether🌱
♤اندیشهی میهن♡
Voice message
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سرباز_وطن
اگر روزی بازوی پولادین و جان بر سر تیر نهادن را در داستان آرش کمانگیر استورهای میشنیدیم، امروز ولی، آرشهای زنده و واقعی در نیروی هوافضای سپاه پاسداران، پیش چشم ما و در کنار ما هستند.
برای پاسداری از مرزهای ایران، همچنان جان بر سر تیر میگذارند آرشها.
آرش کمانگیر استورهای نیز ناگزیر چنین سرداری بودهاست.
سایهی بلندتان بر سر ایران و ایرانیان پایدار باد ❤️🇮🇷
@ThinkTogether🌱
اگر روزی بازوی پولادین و جان بر سر تیر نهادن را در داستان آرش کمانگیر استورهای میشنیدیم، امروز ولی، آرشهای زنده و واقعی در نیروی هوافضای سپاه پاسداران، پیش چشم ما و در کنار ما هستند.
برای پاسداری از مرزهای ایران، همچنان جان بر سر تیر میگذارند آرشها.
آرش کمانگیر استورهای نیز ناگزیر چنین سرداری بودهاست.
سایهی بلندتان بر سر ایران و ایرانیان پایدار باد ❤️🇮🇷
@ThinkTogether🌱
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
#یادداشت
#دیدگاه
☢ ایران و جنگافزار اتمی (۲)
🔻 ایران از سالهای پایانی نظام پهلوی و بویژه پس از انقلاب اسلامی در شمار آن کشورهایی بوده است که تجدیدنظر طلب (revisionist) خوانده میشوند، یعنی چیدمان قدرت وثروت در جهان را نمیپذیرند و برای خود جایگاهی بهتر و بالاتر در نظم جهانی خواستار هستند.
ایران انقلابی با این رویکرد به رویارویی با نظم جهانی رفت.
🔻ما در همان خان اول یعنی جنگ ایران و عراق، هزینهی بسیار سنگین انسانی و اقتصادی برای این سیاست تجدیدنظرطلبی خود پرداخت کردیم. پس از فروپاشی شوروی نیز ایران نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا را نپذیرفت و با زورگویانه خواندن چیدمان قدرت و ثروت در جهان، منافع خود را در بر هم زدن این نظم نوین تعریف نمود.
🔻اینکه سیاست تجدید نظرطلبی کشورمان درست یا نادرست بوده را میتوان در جای دیگری باز کرد، ولی باید این واقعیت را در نگر داشته باشیم که آن کشورهایی که سیاست تجدیدنظرطلبی را در پیش گرفتهاند، همگی در یک رویکرد همانند هم بودهاند و آن رویکرد، نیرومندسازی بیشینهی قدرت نظامی خود، به ویژه دستیابی به جنگافزار اتمی میباشد.
آن ملتهای تجدیدنظرطلبی که کامیابانه از جایگاه فرودست به یک جایگاه ارجمند در جهان رسیدند (مانند چین)، میدانستند که ادعای جایگاه بهتر، هزینههای سنگینی (از جمله تازش نظامی) را در پی خواهد داشت، از اینرو دستیابی به جنگافزار اتمی را جایی بالاتر از دیگر برنامههای خود نشاندند.
🔻کشورهایی هم بودند که بدون داشتن توان نظامی چشمگیر و بدون دستیابی به جنگافزار اتمی، متوهمانه بر نظم جهانی شوریدند و البته که هزینههای سنگینی هم برای آن پرداخت نمودند. ویتنامِ پنجاه سال پیش، عراقِ صدام حسین، لیبیِ معمر قذافی از جمله کشورهایی بودند که با ادعاهای گزاف، بدون فراهم نمودن پیشنیازها، هزینهی سنگین جنگ درونی و تازش بیرونی و تجزیه را به ملت خود بار کردند (به باور بسیاری از تحلیلگران، انگیزهی تاختن آمریکا به عراق، نه برای داشتن جنگافزار اتمی بلکه برای نداشتن چنین جنگافزاری بود.)
🔻چنانچه اسراییل و جبههی پشتیبان او بتوانند آتش جنگ را به کشور ما بکشانند (که سخت برای آن دست و پا میزنند)، آنگاه در نبود جنگافزار اتمی این پرسش برای ایرانیان بیپاسخ خواهد ماند که ما اگر به دنبال ساخت جنگافزار اتمی نبودیم، چرا از آغاز سیاست رویارویی با نظم جهانی را در پیش گرفتیم؟ اگر قصدی برای دستیابی به جنگافزار اتمی نبود، چرا این اندازه از ثروت کشور را برای زیرساختهای فناوری هستهای هزینه کردیم و دهها برابر آن را در پی تحریمها از دست دادیم؟ اگر هدفی برای دستیابی به جنگافزار اتمی نبود، چرا این اندازه فشار بر دوش ملت ایران گذاشته شد؟ پس از سالها تاب آوردن فشارهای سنگین و جبران ناپذیر اقتصادی و اجتماعی، پس از شهادت شماری از دانشمندان برجسته، آیا ساخت جنگافزار هستهای و برپایی سامانهی پدافند اتمی بایسته نیست؟؟
🔻برنامه هستهای کشورمان با آن همه هزینههای سنگین اقتصادی و انسانی و اجتماعی، تنها آنگاه میتواند پذیرفتنی باشد که با در نگر داشتن تهدیدهای جهانی و منطقهای، برای دستیابی به جنگافزار اتمی بوده باشد (که هزینهاش را نیز پیشاپیش پرداختهایم). تنها کالای پذیرفتنی در برابر آن همه هزینه، پانهادن کشورمان به گروه کشورهای بهرهمند از جنگافزار اتمی است.
🔻گذشته از هزینههای شمرده شده در بالا، به انگیزههای دیگری نیز ساخت جنگافزار اتمی برای ما یک باید بزرگ است. بالا گرفتن دسیسههای جهانی و منطقهای علیه میهنمان، ساختن و دمیدن بر شکافهای مذهبی و قومی از هر سو، تلاش رقتانگیز رسانههای ضدایرانی برای عادی جلوه دادن تجزیهی ایران، سرمایهگذاری آرزومندانهی چند کشور همسایه برای برپا ساختن جنگ قومی در ایران، داشتن اپوزسیون وطننشناس و مزدور، درماندگی اقتصادی نظام ج.ا.، گستردگی و فراگیری #فساد_و_نفوذ در نهادهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی نظام و چرخش دوبارهی کشور ترکیه به سوی تمدن دریایی (که ما را بجای کشور ترکیه نامزد برنامههای فروپاشی مینماید) و ... همگی ساخت و دستیابی به جنگافزار اتمی را اکنون کارامدترین ابزار و کمهزینهترین راه پاسداری از میهنمان نمودهاند و چشمپوشی از آن خیانتی تاریخی شمرده خواهد شد.
📍برگرفته از: @kharmagaas (با پیرایش و افزایش بسیار)
📎 همچنین در همین زمینه بخوانید:
- ایران و جنگافزار اتمی (۱)
- تلهی توسیدید و جنگ گریزناپذیر
@ThinkTogether🌱
#دیدگاه
☢ ایران و جنگافزار اتمی (۲)
🔻 ایران از سالهای پایانی نظام پهلوی و بویژه پس از انقلاب اسلامی در شمار آن کشورهایی بوده است که تجدیدنظر طلب (revisionist) خوانده میشوند، یعنی چیدمان قدرت وثروت در جهان را نمیپذیرند و برای خود جایگاهی بهتر و بالاتر در نظم جهانی خواستار هستند.
ایران انقلابی با این رویکرد به رویارویی با نظم جهانی رفت.
🔻ما در همان خان اول یعنی جنگ ایران و عراق، هزینهی بسیار سنگین انسانی و اقتصادی برای این سیاست تجدیدنظرطلبی خود پرداخت کردیم. پس از فروپاشی شوروی نیز ایران نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا را نپذیرفت و با زورگویانه خواندن چیدمان قدرت و ثروت در جهان، منافع خود را در بر هم زدن این نظم نوین تعریف نمود.
🔻اینکه سیاست تجدید نظرطلبی کشورمان درست یا نادرست بوده را میتوان در جای دیگری باز کرد، ولی باید این واقعیت را در نگر داشته باشیم که آن کشورهایی که سیاست تجدیدنظرطلبی را در پیش گرفتهاند، همگی در یک رویکرد همانند هم بودهاند و آن رویکرد، نیرومندسازی بیشینهی قدرت نظامی خود، به ویژه دستیابی به جنگافزار اتمی میباشد.
آن ملتهای تجدیدنظرطلبی که کامیابانه از جایگاه فرودست به یک جایگاه ارجمند در جهان رسیدند (مانند چین)، میدانستند که ادعای جایگاه بهتر، هزینههای سنگینی (از جمله تازش نظامی) را در پی خواهد داشت، از اینرو دستیابی به جنگافزار اتمی را جایی بالاتر از دیگر برنامههای خود نشاندند.
🔻کشورهایی هم بودند که بدون داشتن توان نظامی چشمگیر و بدون دستیابی به جنگافزار اتمی، متوهمانه بر نظم جهانی شوریدند و البته که هزینههای سنگینی هم برای آن پرداخت نمودند. ویتنامِ پنجاه سال پیش، عراقِ صدام حسین، لیبیِ معمر قذافی از جمله کشورهایی بودند که با ادعاهای گزاف، بدون فراهم نمودن پیشنیازها، هزینهی سنگین جنگ درونی و تازش بیرونی و تجزیه را به ملت خود بار کردند (به باور بسیاری از تحلیلگران، انگیزهی تاختن آمریکا به عراق، نه برای داشتن جنگافزار اتمی بلکه برای نداشتن چنین جنگافزاری بود.)
🔻چنانچه اسراییل و جبههی پشتیبان او بتوانند آتش جنگ را به کشور ما بکشانند (که سخت برای آن دست و پا میزنند)، آنگاه در نبود جنگافزار اتمی این پرسش برای ایرانیان بیپاسخ خواهد ماند که ما اگر به دنبال ساخت جنگافزار اتمی نبودیم، چرا از آغاز سیاست رویارویی با نظم جهانی را در پیش گرفتیم؟ اگر قصدی برای دستیابی به جنگافزار اتمی نبود، چرا این اندازه از ثروت کشور را برای زیرساختهای فناوری هستهای هزینه کردیم و دهها برابر آن را در پی تحریمها از دست دادیم؟ اگر هدفی برای دستیابی به جنگافزار اتمی نبود، چرا این اندازه فشار بر دوش ملت ایران گذاشته شد؟ پس از سالها تاب آوردن فشارهای سنگین و جبران ناپذیر اقتصادی و اجتماعی، پس از شهادت شماری از دانشمندان برجسته، آیا ساخت جنگافزار هستهای و برپایی سامانهی پدافند اتمی بایسته نیست؟؟
🔻برنامه هستهای کشورمان با آن همه هزینههای سنگین اقتصادی و انسانی و اجتماعی، تنها آنگاه میتواند پذیرفتنی باشد که با در نگر داشتن تهدیدهای جهانی و منطقهای، برای دستیابی به جنگافزار اتمی بوده باشد (که هزینهاش را نیز پیشاپیش پرداختهایم). تنها کالای پذیرفتنی در برابر آن همه هزینه، پانهادن کشورمان به گروه کشورهای بهرهمند از جنگافزار اتمی است.
🔻گذشته از هزینههای شمرده شده در بالا، به انگیزههای دیگری نیز ساخت جنگافزار اتمی برای ما یک باید بزرگ است. بالا گرفتن دسیسههای جهانی و منطقهای علیه میهنمان، ساختن و دمیدن بر شکافهای مذهبی و قومی از هر سو، تلاش رقتانگیز رسانههای ضدایرانی برای عادی جلوه دادن تجزیهی ایران، سرمایهگذاری آرزومندانهی چند کشور همسایه برای برپا ساختن جنگ قومی در ایران، داشتن اپوزسیون وطننشناس و مزدور، درماندگی اقتصادی نظام ج.ا.، گستردگی و فراگیری #فساد_و_نفوذ در نهادهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی نظام و چرخش دوبارهی کشور ترکیه به سوی تمدن دریایی (که ما را بجای کشور ترکیه نامزد برنامههای فروپاشی مینماید) و ... همگی ساخت و دستیابی به جنگافزار اتمی را اکنون کارامدترین ابزار و کمهزینهترین راه پاسداری از میهنمان نمودهاند و چشمپوشی از آن خیانتی تاریخی شمرده خواهد شد.
📍برگرفته از: @kharmagaas (با پیرایش و افزایش بسیار)
📎 همچنین در همین زمینه بخوانید:
- ایران و جنگافزار اتمی (۱)
- تلهی توسیدید و جنگ گریزناپذیر
@ThinkTogether🌱
Telegram
♤ پیوستها ♡
Forwarded from دغدغه ایران
پل کَسره
محمد فاضلی
به #جنوب حمله شده و زیر بمباران است؛ اما این جنوب با یک «کسره» به ایران وصل است، یعنی «جنوبِ ایران» است. شرق، غرب و شمال هم با همان کسره به ایران وصل هستند و میشوند «شرقِ ایران»، «غربِ ایران» و «شمالِ ایران». این کسره، اصلاً یک علامت نیست، یک صدا نیست؛ این کسره صدایی به بلندا و عظمت تاریخ، و پر فراز و فرود به بزرگی و پیچیدگی جغرافیای ایران است.
وقتی تاریخ طولانی و جغرافیای خاص و مهمی داری، به جنوبات حمله میشود، پرتغالی و انگلیسی و آمریکایی به جنوبات حمله میکنند؛ ولی مگر به شمال، غرب و شرقات حمله نشده است؟ روسها دههها شمالِ ایران را جولانگاه نکردند؟ اعراب و عثمانی قرنها غربِ ایران را میدان نبرد نکردند؟ مغولها و انگلیسیها شرق ایران را عرصه تاخت و تاز نکردند؟
آن کسرهی «جنوبِ ایران» که بزرگترین و نمادینترین پلی است که جنوبِ نشسته بر قلبهای ایرانیان را به جغرافیا و تاریخِ ایران وصل میکند؛ نمادینترین نماد الفبای ما هم هست. همه شرق و غرب و شمال و جنوب با آن کسرهی جادویی و پرعظمت، به ایران تاریخی و جغرافیای بزرگش میچسبد، معنا میگیرد و در حافظه تاریخ میماند.
پلها سرمایههای عظیم این ملتند که با خون دل و رنج میلیونها ایرانی ساخته شدهاند، اما هر پلی هم که فروبریزد، آن پل عظیم، #پل_کسره، که جنوب را به ایران وصل میکند فرونخواهد ریخت. ساختن پل کسره، کسرهای که ایران را به جنوب و جنوب را به ایران وصل میکند، قرنها طول کشیده است؛ پلی بر فراز درهها نیست، پلی بر فراز تاریخ است. پلی که میلیونها ایرانی نسلهای گذشته و امروز و آینده را به به جنوب وصل میکند و ایران را میسازد.
پل کسره، عظیمترین پلی است که همه ما را به هم وصل میکند و با هیچ بمبارانی تخریب نمیشود؛ پلی است که ورای زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا، ایرانیان را به هم وصل میکند. جانها را دلسوز هم میسازد؛ و دردها و رنجهای مشترک ایرانیان را با هم به اشتراک میگذارد.
«جنوبِ ایران»، دردت به جانمان؛ همه در رنجیم و تو در خاک و خون؛ آرزومند روزی که در صلحی پایدار، صدای خوش موسیقی بندریات را بشنویم و شادمانه، توسعه و شکوفایی، و زندگی بهتر مردمانت را جشن بگیریم. خدا حافظت باشد ای «جنوبِ ایران»؛ و خدا نگهدارت باشد ای «پل کسره».
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
به #جنوب حمله شده و زیر بمباران است؛ اما این جنوب با یک «کسره» به ایران وصل است، یعنی «جنوبِ ایران» است. شرق، غرب و شمال هم با همان کسره به ایران وصل هستند و میشوند «شرقِ ایران»، «غربِ ایران» و «شمالِ ایران». این کسره، اصلاً یک علامت نیست، یک صدا نیست؛ این کسره صدایی به بلندا و عظمت تاریخ، و پر فراز و فرود به بزرگی و پیچیدگی جغرافیای ایران است.
وقتی تاریخ طولانی و جغرافیای خاص و مهمی داری، به جنوبات حمله میشود، پرتغالی و انگلیسی و آمریکایی به جنوبات حمله میکنند؛ ولی مگر به شمال، غرب و شرقات حمله نشده است؟ روسها دههها شمالِ ایران را جولانگاه نکردند؟ اعراب و عثمانی قرنها غربِ ایران را میدان نبرد نکردند؟ مغولها و انگلیسیها شرق ایران را عرصه تاخت و تاز نکردند؟
آن کسرهی «جنوبِ ایران» که بزرگترین و نمادینترین پلی است که جنوبِ نشسته بر قلبهای ایرانیان را به جغرافیا و تاریخِ ایران وصل میکند؛ نمادینترین نماد الفبای ما هم هست. همه شرق و غرب و شمال و جنوب با آن کسرهی جادویی و پرعظمت، به ایران تاریخی و جغرافیای بزرگش میچسبد، معنا میگیرد و در حافظه تاریخ میماند.
پلها سرمایههای عظیم این ملتند که با خون دل و رنج میلیونها ایرانی ساخته شدهاند، اما هر پلی هم که فروبریزد، آن پل عظیم، #پل_کسره، که جنوب را به ایران وصل میکند فرونخواهد ریخت. ساختن پل کسره، کسرهای که ایران را به جنوب و جنوب را به ایران وصل میکند، قرنها طول کشیده است؛ پلی بر فراز درهها نیست، پلی بر فراز تاریخ است. پلی که میلیونها ایرانی نسلهای گذشته و امروز و آینده را به به جنوب وصل میکند و ایران را میسازد.
پل کسره، عظیمترین پلی است که همه ما را به هم وصل میکند و با هیچ بمبارانی تخریب نمیشود؛ پلی است که ورای زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا، ایرانیان را به هم وصل میکند. جانها را دلسوز هم میسازد؛ و دردها و رنجهای مشترک ایرانیان را با هم به اشتراک میگذارد.
«جنوبِ ایران»، دردت به جانمان؛ همه در رنجیم و تو در خاک و خون؛ آرزومند روزی که در صلحی پایدار، صدای خوش موسیقی بندریات را بشنویم و شادمانه، توسعه و شکوفایی، و زندگی بهتر مردمانت را جشن بگیریم. خدا حافظت باشد ای «جنوبِ ایران»؛ و خدا نگهدارت باشد ای «پل کسره».
@fazeli_mohammad
#دیدگاه
⚖ هر کس باید برای پیامدهای نیک/بد آنچه میکند، پاداش/کیفر ببیند (۲)
〰〰〰〰
📎 در همین باره:
هر کس باید برای پیامدهای نیک/بد آنچه میکند، پاداش/کیفر ببیند (۱)
@ThinkTogether🌱
⚖ هر کس باید برای پیامدهای نیک/بد آنچه میکند، پاداش/کیفر ببیند (۲)
🔻در این ماههایی که کشور عزیزتر از جان ما خطرهای بزرگی را از سر میگذراند، یکی از کارهای بایستهای که کنشگران رسانهای میهنپرست و تاریخنگاران باید انجام دهند، ثبت رویکردها، صفبندیها و سخنان و رفتارها است.
🔻فردا که خطر از سر گذشت یا خدای نکرده ویرانیهای بزرگ به بار آمد، هیچ خیانتکاری نباید بتواند از پیامدهای رویکرد خیانتکارانه و نامسوولانهی خود بگریزد.
از سوی دیگر، فداکاری و هزینهدادن و رفتار شرافتمندانه و میهنپرستانهی هیچ ایرانی هم نباید نادیده و بیپاداش بماند.〰〰〰〰
📎 در همین باره:
هر کس باید برای پیامدهای نیک/بد آنچه میکند، پاداش/کیفر ببیند (۱)
@ThinkTogether🌱
Telegram
سهند ایرانمهر
@sahandiranmehr
Forwarded from حسین قتیب
ضرورت واکنش سریع در جنگ ادراکی
افکار عمومی ایران در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری نیازمند روشنگری، گفتوگوی جدی و هدایت مسئولانه است. شبکههای اجتماعی، بهویژه در وضعیت جنگی، صرفاً فضایی برای انتقال خبر و بیان نظر نیستند؛ بلکه به یکی از مهمترین میدانهای منازعه تبدیل شدهاند. در این میدان، هدف فقط انتشار اطلاعات نادرست نیست، بلکه مدیریت برداشت مردم از واقعیت، تغییر معیارهای قضاوت آنان و عادیسازی روایت طرف مقابل است.
تصویر بالا نمونهای تصادفی از صدها محتوایی است که روزانه در شبکههای اجتماعی منتشر میشود؛ استوری یک شهروند عادی که اتفاقاً خود را فردی ملیگرا میداند. شاید اگر ده سال پیش از همین فرد پرسیده میشد که در برابر تهاجم نظامی یک دشمن خارجی چه خواهد کرد، پاسخ میداد که برای دفاع از کشور اسلحه به دست خواهد گرفت. اما اکنون، در مواجهه با تخریب یک زیرساخت، به جای تمرکز بر مسئولیت مهاجم، اهمیت آن زیرساخت را انکار میکند و میکوشد خسارت واردشده را کماهمیت جلوه دهد.
این تغییر واکنش را نمیتوان صرفاً به اختلاف سیاسی، عصبانیت اجتماعی یا قضاوت فردی تقلیل داد. ما با پدیدهای مواجهیم که در ادبیات تخصصی از آن با عنوان مدیریت ادراک یاد میشود؛ فرایندی که طی آن، بدون اجبار مستقیم، چارچوب تفسیر حوادث تغییر میکند. در چنین وضعیتی، فرد ممکن است همچنان خود را وطندوست بداند، اما واقعه را از زاویهای ببیند که عملاً مسئولیت مهاجم را کاهش میدهد، خسارت ملی را کوچک میشمارد و جامعه را نسبت به تخریب تدریجی ظرفیتهای کشور بیحس میکند.
خطر اصلی دقیقاً همینجاست. عملیات ادراکی الزاماً از مردم نمیخواهد که دشمن را دوست بدارند. کافی است آنان را متقاعد کند که خسارت مهم نیست، زیرساخت از قبل فرسوده بوده، حمله اجتنابناپذیر بوده، دفاع بیفایده است و اعتراض به مهاجم نشانه حمایت از حکومت محسوب میشود. در این چارچوب، مرز میان نقد حکومت و بیاعتنایی به منافع ملی بهتدریج از بین میرود.
همانگونه که در جنگ نظامی، تأخیر در واکنش میتواند به از دست رفتن موقعیت، زیرساخت و جان انسانها منجر شود، در جنگ رسانهای و ادراکی نیز واکنش دیرهنگام عملاً به تثبیت روایت طرف مقابل کمک میکند. روایتها در ساعات نخست شکل میگیرند، تکثیر میشوند و به حافظه جمعی راه پیدا میکنند. پاسخی که چند روز بعد، با زبان رسمی و قالبهای کلیشهای ارائه شود، اغلب دیگر توان اصلاح ادراک شکلگرفته را ندارد.
با روشهای قدیمی و فرسوده رسانهای نمیتوان با این وضعیت مقابله کرد. استفاده مکرر از چهرههای تکراری، ادبیات خطابی، لحن دستوری، مردانی با یک تیپ ظاهری مشخص یا زنانی که تنها نماینده یک الگوی خاص معرفی میشوند، نهتنها اقناعآفرین نیست، بلکه فاصله روانی بخش بزرگی از جامعه با پیام رسمی را افزایش میدهد. مسئله فقط تغییر مجری، دکور یا شکل برنامه نیست؛ ما نیازمند یک گذار واقعی در منطق ارتباط با جامعه هستیم.
رسانه مؤثر باید تنوع واقعی جامعه ایران را بازتاب دهد، زبان نسلهای مختلف را بشناسد، با خشم و بیاعتمادی موجود برخورد تحقیرآمیز نکند و میان دفاع از کشور و دفاع از عملکرد حکومت تمایز روشنی برقرار سازد. نقد روایتهای مخرب نیز باید دوستانه، مستدل و بدون برچسبزنی انجام شود. باید نشان داد که چرا کوچک شمردن تخریب یک پل، بندر، نیروگاه، پالایشگاه، جاده یا شبکه ارتباطی، صرفاً یک موضع سیاسی نیست و چگونه میتواند در بلندمدت حساسیت جامعه نسبت به امنیت، حاکمیت و بقای زیرساختهای ملی را کاهش دهد.
میتوان برای آسودگی خود پاسخ نداد، با موج غالب همراه شد و از هزینه ایستادن در برابر فضای مسلط پرهیز کرد. حتی برخی سازوکارهای روانشناسی رسانهای نیز انسان را به همرنگی با جمع، تکرار روایت پرطرفدار و اجتناب از موضع دشوار سوق میدهند. اما دفاع از آینده یک کشور همیشه از مسیر آسان عبور نمیکند. مسیر مسئولانه، ورود دقیق و مستمر به همین گفتوگوها، تفکیک نقد مشروع از روایت مخرب، و بازسازی توان جامعه برای دیدن واقعیت خارج از چارچوبی است که دیگران برای آن طراحی کردهاند.
جنگ ادراکی با سکوت متوقف نمیشود. خلأ روایت، خالی باقی نمیماند؛ طرف مقابل آن را پر خواهد کرد. مسئله امروز ایران فقط دفاع از خاک و زیرساخت نیست. دفاع از توان جامعه برای فهمیدن، داوری کردن و تشخیص منافع ملی نیز بخشی از همان نبرد است.
افکار عمومی ایران در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری نیازمند روشنگری، گفتوگوی جدی و هدایت مسئولانه است. شبکههای اجتماعی، بهویژه در وضعیت جنگی، صرفاً فضایی برای انتقال خبر و بیان نظر نیستند؛ بلکه به یکی از مهمترین میدانهای منازعه تبدیل شدهاند. در این میدان، هدف فقط انتشار اطلاعات نادرست نیست، بلکه مدیریت برداشت مردم از واقعیت، تغییر معیارهای قضاوت آنان و عادیسازی روایت طرف مقابل است.
تصویر بالا نمونهای تصادفی از صدها محتوایی است که روزانه در شبکههای اجتماعی منتشر میشود؛ استوری یک شهروند عادی که اتفاقاً خود را فردی ملیگرا میداند. شاید اگر ده سال پیش از همین فرد پرسیده میشد که در برابر تهاجم نظامی یک دشمن خارجی چه خواهد کرد، پاسخ میداد که برای دفاع از کشور اسلحه به دست خواهد گرفت. اما اکنون، در مواجهه با تخریب یک زیرساخت، به جای تمرکز بر مسئولیت مهاجم، اهمیت آن زیرساخت را انکار میکند و میکوشد خسارت واردشده را کماهمیت جلوه دهد.
این تغییر واکنش را نمیتوان صرفاً به اختلاف سیاسی، عصبانیت اجتماعی یا قضاوت فردی تقلیل داد. ما با پدیدهای مواجهیم که در ادبیات تخصصی از آن با عنوان مدیریت ادراک یاد میشود؛ فرایندی که طی آن، بدون اجبار مستقیم، چارچوب تفسیر حوادث تغییر میکند. در چنین وضعیتی، فرد ممکن است همچنان خود را وطندوست بداند، اما واقعه را از زاویهای ببیند که عملاً مسئولیت مهاجم را کاهش میدهد، خسارت ملی را کوچک میشمارد و جامعه را نسبت به تخریب تدریجی ظرفیتهای کشور بیحس میکند.
خطر اصلی دقیقاً همینجاست. عملیات ادراکی الزاماً از مردم نمیخواهد که دشمن را دوست بدارند. کافی است آنان را متقاعد کند که خسارت مهم نیست، زیرساخت از قبل فرسوده بوده، حمله اجتنابناپذیر بوده، دفاع بیفایده است و اعتراض به مهاجم نشانه حمایت از حکومت محسوب میشود. در این چارچوب، مرز میان نقد حکومت و بیاعتنایی به منافع ملی بهتدریج از بین میرود.
همانگونه که در جنگ نظامی، تأخیر در واکنش میتواند به از دست رفتن موقعیت، زیرساخت و جان انسانها منجر شود، در جنگ رسانهای و ادراکی نیز واکنش دیرهنگام عملاً به تثبیت روایت طرف مقابل کمک میکند. روایتها در ساعات نخست شکل میگیرند، تکثیر میشوند و به حافظه جمعی راه پیدا میکنند. پاسخی که چند روز بعد، با زبان رسمی و قالبهای کلیشهای ارائه شود، اغلب دیگر توان اصلاح ادراک شکلگرفته را ندارد.
با روشهای قدیمی و فرسوده رسانهای نمیتوان با این وضعیت مقابله کرد. استفاده مکرر از چهرههای تکراری، ادبیات خطابی، لحن دستوری، مردانی با یک تیپ ظاهری مشخص یا زنانی که تنها نماینده یک الگوی خاص معرفی میشوند، نهتنها اقناعآفرین نیست، بلکه فاصله روانی بخش بزرگی از جامعه با پیام رسمی را افزایش میدهد. مسئله فقط تغییر مجری، دکور یا شکل برنامه نیست؛ ما نیازمند یک گذار واقعی در منطق ارتباط با جامعه هستیم.
رسانه مؤثر باید تنوع واقعی جامعه ایران را بازتاب دهد، زبان نسلهای مختلف را بشناسد، با خشم و بیاعتمادی موجود برخورد تحقیرآمیز نکند و میان دفاع از کشور و دفاع از عملکرد حکومت تمایز روشنی برقرار سازد. نقد روایتهای مخرب نیز باید دوستانه، مستدل و بدون برچسبزنی انجام شود. باید نشان داد که چرا کوچک شمردن تخریب یک پل، بندر، نیروگاه، پالایشگاه، جاده یا شبکه ارتباطی، صرفاً یک موضع سیاسی نیست و چگونه میتواند در بلندمدت حساسیت جامعه نسبت به امنیت، حاکمیت و بقای زیرساختهای ملی را کاهش دهد.
میتوان برای آسودگی خود پاسخ نداد، با موج غالب همراه شد و از هزینه ایستادن در برابر فضای مسلط پرهیز کرد. حتی برخی سازوکارهای روانشناسی رسانهای نیز انسان را به همرنگی با جمع، تکرار روایت پرطرفدار و اجتناب از موضع دشوار سوق میدهند. اما دفاع از آینده یک کشور همیشه از مسیر آسان عبور نمیکند. مسیر مسئولانه، ورود دقیق و مستمر به همین گفتوگوها، تفکیک نقد مشروع از روایت مخرب، و بازسازی توان جامعه برای دیدن واقعیت خارج از چارچوبی است که دیگران برای آن طراحی کردهاند.
جنگ ادراکی با سکوت متوقف نمیشود. خلأ روایت، خالی باقی نمیماند؛ طرف مقابل آن را پر خواهد کرد. مسئله امروز ایران فقط دفاع از خاک و زیرساخت نیست. دفاع از توان جامعه برای فهمیدن، داوری کردن و تشخیص منافع ملی نیز بخشی از همان نبرد است.
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
#دانستنی
یکی از نقشهای رسانهها در جنگهای روانی میان کشورها، مدیریت ادراک (perception management) مردم کشور هدف است. مدیریت ادراک یعنی ارایهی انبوهی از اطلاعات دستکاری شده و نادرست، گسترش اطلاعات و گفتمانهای گمراهکننده، با هدف شکل دادنِ ادراکهای دروغین در جامعهی هدف.
یعنی کاری کنیم که مردم جامعهی هدف، به شماری از موضوعها همان نگاهی را داشته باشند که ما میخواهیم.
یعنی از واقعیتهایی که میبینند، آن چیزی را برداشت کنند که ما میخواهیم.
برای نمونه بجای اینکه اهمیت سرنوشتسار دخالت نظامی درخشان ایران را در غرب آسیا دریابند و ستایش کنند که امنیت کشورمان را تضمین نمود و سبب دگرگونی راهبرد آمریکا در برابر کشورمان شد، این ذهنیت را بیافرینیم که پول ایران در شکم مردم لبنان و سوریه ریخته میشود!
در نبودِ یک مدیریت رسانهای آگاه و میهنگرا، نمونههای این مدیریت ادراک مغرضانه، در فضای رسانهای کشورمان پرشمار و گوناگون است.
#وطنپرستم
@ThinkTogether🌱
یکی از نقشهای رسانهها در جنگهای روانی میان کشورها، مدیریت ادراک (perception management) مردم کشور هدف است. مدیریت ادراک یعنی ارایهی انبوهی از اطلاعات دستکاری شده و نادرست، گسترش اطلاعات و گفتمانهای گمراهکننده، با هدف شکل دادنِ ادراکهای دروغین در جامعهی هدف.
یعنی کاری کنیم که مردم جامعهی هدف، به شماری از موضوعها همان نگاهی را داشته باشند که ما میخواهیم.
یعنی از واقعیتهایی که میبینند، آن چیزی را برداشت کنند که ما میخواهیم.
برای نمونه بجای اینکه اهمیت سرنوشتسار دخالت نظامی درخشان ایران را در غرب آسیا دریابند و ستایش کنند که امنیت کشورمان را تضمین نمود و سبب دگرگونی راهبرد آمریکا در برابر کشورمان شد، این ذهنیت را بیافرینیم که پول ایران در شکم مردم لبنان و سوریه ریخته میشود!
در نبودِ یک مدیریت رسانهای آگاه و میهنگرا، نمونههای این مدیریت ادراک مغرضانه، در فضای رسانهای کشورمان پرشمار و گوناگون است.
#وطنپرستم
@ThinkTogether🌱
Forwarded from ♤اندیشهی میهن♡
#تلنگر
هلندیها، فرانسویها، بلژیکیها و دیگر کشورهای اشغالشده در جنگ جهانی دوم، زنان روسپی و دیگر کسانی که با آلمانیها به هر گونه همکاری داشتند را #همدست_افقی (horizontal collaborator) مینامیدند. مردم این کشورها پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست دادن هیتلر، بدترین و خشنترین و خوارکنندهترین رفتارها را با همینها انجام دادند. (پل ورهوفن در فیلم کتاب سیاه گوشهای از این رفتارها را نشان دادهاست. از کتک زدن و انداختن آب دهان تا خالی کردن سطلهای مدفوع بر سر آنان)
همکاری و حتا همدلی با دشمن تازی، در همیشهی تاریخ و در همهی کشورها از زشتترین و کثیفترین و نابخشودنیترین لغزشها بوده است.
📍برگرفته از: @kharmagaas
@ThinkTogether🌱
هلندیها، فرانسویها، بلژیکیها و دیگر کشورهای اشغالشده در جنگ جهانی دوم، زنان روسپی و دیگر کسانی که با آلمانیها به هر گونه همکاری داشتند را #همدست_افقی (horizontal collaborator) مینامیدند. مردم این کشورها پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست دادن هیتلر، بدترین و خشنترین و خوارکنندهترین رفتارها را با همینها انجام دادند. (پل ورهوفن در فیلم کتاب سیاه گوشهای از این رفتارها را نشان دادهاست. از کتک زدن و انداختن آب دهان تا خالی کردن سطلهای مدفوع بر سر آنان)
همکاری و حتا همدلی با دشمن تازی، در همیشهی تاریخ و در همهی کشورها از زشتترین و کثیفترین و نابخشودنیترین لغزشها بوده است.
📍برگرفته از: @kharmagaas
@ThinkTogether🌱