ابعاد و مهارت های تفکر
187 subscribers
161 photos
33 videos
8 files
40 links
این کانال تلاش دارد بدون سوگیری و تمرکز بر الگو یا ایده ای خاص در میان نظریات و الگوهای آموزش مهارت های تفکر، به ارائه ی ایده ها، بحث ها، فعالیت ها، تمرین ها و حتی بازی های گسترش دهنده ی مهارتها ی تفکر بپردازد.
تماس با ادمین Z_OMMI@
Download Telegram
لزوم #مناسب-سازی #داستانهای-فلسفی
تنها در صورتی فلسفه در مدارس می تواند جدی گرفته شود که بدنه ی گسترده فلسفی ای که برای کاربرد کلاسی مناسب سازی شده است به تدریج برساخته شود و در باره ی مطالب فلسفی ای که نسل به نسل به ما منتقل شده، بیشتر و بیشتر اندیشیده شود. اکنون که ما در حال نوشتن این جملات هستیم( 1955) فلاسفه و آموزگاران در بسیاری از کشورها در حال نوشتن، منتشر کردن و اجراکردن داستان های فلسفی کوتاه یا بلند برای کودکان اند و همچنین به همراه این داستان ها کتاب های راهنمای آموزگاران که به مفاهیم کلیدی توجه کرده و آن ها را توضیح داده اند نیز در دسترس قرار دارند. بسیاری از این مجموعه داستان ها غالبا حاصل همکاری خود کودکان است. ما این تلاش های #خلاقانه را تشویق و تأیید می کنیم، با این امید که افرادی که به افزودن فلسفه به برنامه ی آموزشی مدارس معتقدند بیشتر به کار گرفته شوند.( چگونه بهتر اندیشیدن را آموزش دهیم، ص 195)
#شعر و #ضرب_المثل در تمرین ها و فعالیت های برنامه درسی فلسفه_برای_کودکان
توجه لیپمن به #اشعار کودکانه و تحلیل مفاهیم آن ها و همچنین #ضرب_المثل های مناسب در کتاب راهنمای معلم داستان #الفی ( ویژه کودکان پیش دبستانی و کلاس اول و دوم) نشان می دهد که به درک زبان عرفی و تحلیل آن و درک متعارف از واژه های به کارگرفته شده در زبان معمولی اهمیت می دهد و به این وسیله قدرت زبان شناختی کودکان را ارتقا می دهد
Forwarded from P4C_Teachers- فبک معلمان (Farzaneh)
⭕️⭕️⭕️
در مقاله ی
Philosophy for Children and the Incidence of Teachers’ Questions on the Mobilization of Dialogical Critical Thinking in Pupils

از
Marie-France Daniel , Karima Belghiti , Emmanuèle Auriac-Slusarczyk

آمده است که چنانچه کودکان 10 الی 16 سال را در کلاس های فلسفه برای کودکان با سؤالات سبز یا آبی رها کنیم و دخالت معلم از طریق سؤالات نقادانه، تأملی و سقراطی را به موقع و بجا استفاده نکنیم- طبق نتایج آماری - تجربی به دست آمده در سه کشور - معرفت شناسی کودکان به سوی نسبی گرایی می رود

لذا توصیه می شود چنانچه معلمان سؤالی نقادانه و سقراطی را بلد نیستند حتما از کتاب های راهنما استفاده کنند تا کم کم به مرور تمرین و تجربه اینکار را یاد بگیرند

این مقاله در واقع پاسخ کسانی است که می گویند فلسفه برای کودکان نسبی گرایی را باعث می شود
اگر معلم تماشاچی کلاس بشود ممکن است در کلاس حتی کودکان به هم آسیب و جراحت هم وارد کنند
آنگاه درست است که بگوییم مدرسه خطرناک است

پس اگر معلم در کلاس دایه ی مهربان تر از مادر بشود و فقط میدان صحبتی را برای کودکان باز کند این امر نه تنها فلسفه برای کودکان نیست بلکه خلاف ان است

لذا توصیه می شود در کلاس های تربیت معلم روی روش ها به درستی کار شود تا معلمان بدانند به چه روشی باید بحث ها را اداره کنند!
به پژوهشگرانی که در نقد #فلسفه_برای_کودکان معتقدند #لیپمن به #هستی_شناسی و #متافیزیک توجهی نداشته است، پیشنهاد می کنم کتاب داستان #الفی را همراه با راهنمای معلم مطالعه کنند تا توجه لیپمن به سوال های وجود شناختی را حتی برای کودکان پیش دبستانی تا دوم ببینند.
بارها دوستان با انگیزه و دغدغه مند که علاقه مند به تولید محتوا برای #فلسفه_برای_کودکان هستند، از نحوه ی #تولید_داستان می پرسند. باید بدانیم که :
برای نوشتن "داستان های فلسفی" در برنامه ی درسی "فلسفه برای کودکان " چند ساحت به هم گره می خورد: ساحت فلسفه و منطق، ساحت خلاقیت و هنر داستان نویسی، ساحت تعلیم و تربیت، ساحت روانشناسی( به ویژه در رشد شناختی).
به زبان ساده یعنی باید مطالعه جامعی صورت بگیرد که:
- هر سنی از کودکان با چه مسائلی رو به روست
-و هر سنی را تا چه حدی میتوان درگیر چالش های فلسفی کرد
-و هر سنی باید چه مهارت هایی را یاد بگیرد
-در نتیجه چه مفاهیم فلسفی و منطقی را باید در داستان گنجاند
- چه طرح بحث و تمرین هایی برای آموزش مهارت ها باید نوشت
-در نهایت چطوری این مفاهیم را به صورت داستان در آورد که هم جذاب باشد و هم کودک یا نوجوان بتواند با آن ارتباط برقرار کند
خوب این در صورتی است که شما می خواهید از اول مثل لیپمن شروع کنید به داستان نویسی . این گونه داستان مولفه های دیگه ای هم دارد مثل چالش برانگیز بودن ، گفتگو محور بودن، دارای قهرمان در سن کودکان مخاطب، دارای یک بزرگسالی که نقش تسهیلگر رو داشته باشد، مطابق شرایط محلی بودن، پایان بسته نداشته باشد، ......این گونه داستان نویسی آن را به یک پروژه تبدیل می کند و به طور معمول از عهده ی یک نویسنده خارج است.
اما یه کار دیگری هم میشود کرد:
شما بدون این مقدمات فقط با انتخاب یک یا چند مفهوم فلسفی یک داستان بنویسید و آن را بدید به اساتید عالی " فلسفه برای کودکان" که بخوانند و بگویند که ایا قابلیت اجرا در این برنامه را دارد یا نه و در چه کلاسی می تواند استفاده شود ؛ سپس آن را از حیث جذابیت در آن پایه و سن خاص به ازمون بگذارید و ببینید ایا دانش آموزان با آن ارتباط برقرار می کنند یا نه؟ سوال های فلسفی در باره آن دارند یا نه؟
وقتی دو مرحله ی فوق گذشت حالا به کمک کس یا کسانی که منطق و فلسفه و فلسفه برای کودکان می شناسند یا به کمک کتاب هایی مثل "فلسفه ورزی" ،"با هم فکرکردن" ، " ایده های بزرگ برای بچه های کوچک" ، " 20Tools" برای داستان تولید شده ،تمرین و طرح بحث بنویسید و البته دوباره به آزمون گذاشته شود و اگر جواب داد شما توانسته اید یک داستان در این زمینه خلق کنید.
Forwarded from قصه.رنگ.توپ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏تصویر خوانی و خلق داستان، فعالیت جذابی است برای پرورش فکر و خیال.
کودک اگر از قوه خیالش بهره ببرد، می تواند دست به خلق بزند و آنگاه است که جسارت پیدا می کند.
سخن از بی نیازی به #فلسفه و #منطق دقیقا ورود به ساحت فلسفه و منطق است. وقتی #فلسفه را می خواهید بی اعتبار کنید ،ناچارید در ساحت معرفتی دلیل بیارید و تفکر کنید که همان فلسفه ورزی است و وقتی برای عدم نیاز و عدم اعتبار #منطق دلیل اقامه می کنید دقیقا فعالیتی انجام می دهید که عین پیروی از قوانین منطقی است.
استاد بزرگوار علامه حسن زاده آملی در کتاب "قرآن، عرفان ، برهان از هم جدائی ندارند" حکایتی جالب از قول مرحوم تنکابنی نقل می کند:
«ملا خليل قزوينى در دو مساله بر خطا رفته:
...مساله دوم كه ملاخليل بر آن { به خطا} رفته اين كه شكل اول نتيجه نمى دهد زيرا كه مستلزم دور است زيرا كه نتيجه موقوف بر كبرى است
و كبرى نيز موقوف بر نتيجه و دور باطل است پس شكل اول باطل است پس استدلال به شكل اول در هر مقامى باطل است....
الحاصل چون ملا خليل اين دو مساله را اختيار نمود اشتهار در امصار يافت و چون به سمع علماى اصفهان رسيد، مانند آقا حسين و أضراب و أتراب او، نهايت در مقام تخطئه و انكار برآمدند.
چون انكار و تشنيع ايشان به گوش ملاخليل رسيد روانه اصفهان شد كه با ايشان در اين باب مجادله نمايد، پس وارد مدرسه اى شد كه آقا حسين در آنجا تدريس مى كرد. آقا حسين در اندرون خانه بود . ملاميرزا محمد بن حسن شيروانى در مدرسه بود و در نزد آقا حسين درس مى خواند و اتفاق
افتاد كه ملاخليل به حجره ملا ميرزا وارد شد. ملاميرزا از كيفيت احوال او استفسار نمود. در جواب گفت: من ملا خليل قزوينى مى باشم و شنيدم كه آقا حسين در اين دو مساله معروفه بر من تشنيع و انكار نموده ، آمدم تا با او مناظره كنم.
ملا ميرزا گفت شما بگوييد كه چرا در شكل اول صغرى و كبرى مستلزم نتيجه نيستند؟
ملا خليل گفت : براى اين كه دور لازم مى آيد و دور باطل است ؛ پس شكل اول باطل خواهد بود.
ملاميرزا گفت: همين دليل شما شكل اول است و مشتمل است بر صغرى و كبرى و نتيجه و تو صغرى و كبرى را مستلزم نتيجه نمى دانى پس دليل تو بنا بر مذهب تو فاسد است.
پس ملا خليل صبر نكرد تا آقا حسين بيرون آيد؛ بلكه بلافاصله برخاست و بر دراز گوش خود سوار شد و به قزوين مراجعت كرد.»
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
استعاره و استعاره سازی از نظرفیلسوف ایرانی علامه طباطبایی:
علامه طباطبایی (حدود 44 سال پیش ) برخلاف غالب علمای ادب که #استعاره را محدود به واژگان و الفاظ می کنند، آن را از سنخ مفاهیم و معانی می دانست و معتقد بود که استعاره از ملازمات زندگی اجتماعی است که برای تنظیم روابط اجتماعی ساخته می شود.
علامه برای #استعارات واقعیتی در بیرون از ذهن و توهم قائل نبود و معتقد بود که تنها با توافق جمعی است که مورد پذیرش قرار می گیرد و بقای آن ها وابسته به احساسات و انگیزه ها بوده و تا وقتی که احساسات و انگیزه ها برای کارکرد آن ها وجود دارد ، پابرجا می مانند و با تغییر احساسات و انگیزه ها آن ها هم از بین می روند. این مفاهیم با علوم حقیقی ارتباط تولیدی ندارند و بر آن ها نمی شود برهانی اقامه کرد.( ن.ک. نهایه الحکمه، ص229 و روش رئالیسم، ج2، ص148-155)
چرا آموزش #منطق و #فلسفه به تسهیلگران P4C مهم است؟
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️

پاسخ این سوال رو می تونیم در کتاب فلسفه در کلاس درس بیایبم. لیپمن در فصل چهارم این کتاب جهت آماده سازی معلمین p4c مطالب مهمی رو بیان می کند. وی تاکید می کند که باید این گروه به همان سبکی آموزش ببینند که قرار است با دانش آموزان با همان روش آموزش دهند. اما در عبارتی تذکر می دهد که : البته این بدان معنا نیست که برنامه آموزشی معلمان نباید غنی تر از برنامه درسی دانش آموزان باشد. معانی ظریف و پیچیدگی های #منطق و #فلسفه را می توان عمیق تر و کامل تر برای معلمان شرح داد، هرچند در بیشتر مواقع این گونه موارد کم تر به وضوح در کلاس طرح می شود. اگر معلم در دوره های آموزش، با چنین مواردی که برای ترویج تفکر فلسفی میان کودکان به کار می روند آشنا نشود، نمی توان از او انتظار داشت که از عهده ی تجزیه و تحلیل مفاهیم فلسفی برآید.
رابطه ی تنگاتنگی میان #استعاره های ذهنی و #قضاوت وجود دارد. توجه به قضاوت خوب در تفکر فلسفی ، متفکران را وا می دارد که به تحلیل و ارزیابی استعاره های ذهنی به ویژه در نوع فرهنگ وابسته آن ها بپردازند. علامه #طباطبایی در ساحت قراردادهای اجتماعی و قوانین ، آن را ارزیابی می کند و در دسته ی مفاهیم اعتباری در مقابل مفاهیم حقیقی قرار می دهد و آن ها را تغییر پذیر می داند( ن. ک. نهایه الحکمه، مرحله 11 فصل 10) و #لیپمن آن را مورد توجه و تحلیل فلسفی کودکان قرار می دهد و در آموزش خود در معرض دقت عقلانی کودکان می گذارد. وی در کتاب راهنمای الفی در تمرین: " دیدن ارتباطات مقایسه ای"( seeing analogical relationship) گرچه ان را اشکارا بیان نمی کند اما استعاره ی " زودتر بهتر است" را مورد تحلیل قرار می دهد هنگامی که در این تمرین می پرسد:
تیمی از بیلی بیشتر طول می ده وقتی داره میره مدرسه ؛ولی هر دو به موقع می رسند. ایا این یعنی بیلی بهتره؟
لورا از سو بیشتر طول میده که تکالیفش رو انجام بده ولی هر دوتاشون تکالیفشون رو هر شب تموم می کنن. ایا سو بهتر از لورائه؟
نتیجه: اگر شما کارت رو اهسته تر از دیگری انجام بدی این یعنی تو بدتری؟
( Getting Thoughts Together, p.285)
🍀🍀🍀🍀# در لوازم_تنهایی🍀🍀🍀
در زمانه ای که عزلت و انزوا نعمتی گرانقدر شده است، خوب است به #تنهایی و در خود فرورفتن هم قدری بیندیشیم. قبل از هرگونه بحث ارزشی در باره ی آن ، سوال از امکان و #لوازم_تنهایی مطرح است.
من فکر می کنم که: با توجه به فعالیت هایی که در تنهایی و در خود فرورفتن رخ می دهد؛ مانند فعالیت های فراشناخت( دریافت امکانات، محدودیت ها، قوت ها و ضعف های خود)، گفتگو با خود، تمرکز بر شناخت هستی، تمرکز بر ارتباط با باریتعالی و مبدء هستی، خودآگاهی، خود شناسی، تأملات ،.....همه بدون سبق ارتباط بیرونی و گفتگوی جمعی امکان پذیر نخواهد بود. به قول منطق دانانی مانند مرحوم مظفر ارتباط تنگاتنگ لفظ و معنا حتی هنگام اندیشیدن با خود نیز انسان را تنها نمی گذارد و در ذهن دائما الفاظ خودنمایی می کنند. لفظ، زائیده ی جمع، ارتباط بیرونی، و تحت تأثیر استعاره ها و قراردادهاست و بر همین اساس است که تنهایی اندیشی دقیقا مانند با هم اندیشی در معرض آسیب خطا و مغالطه خواهد بود. و از انجا که خطا از لفظ (که برگرفته از جمع است) آغاز شده است درست کردن این خطا هم باید با جمع صورت پذیرد. بنابر این باید گفت #تنهایی هنگامی مفید و مصون از خطاست که سابق و مسبوق به #جمع باشد و تنها در سایه ی این تعامل، معناداری و مفید بودن و کم خطایی #تنهایی امکان دارد و الّا فلا.
🌸🌸🌸🌸🌸👩‍👩‍👦‍👦👨‍👨‍👦👩‍👩‍👦👪🌸🌸🌸
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

🔸عقل را جدی بگیرید! عقل را جدی بگیرید! عقل را جدی بگیرید🔸

💡 چه طور شما #قرآن را دو دستی و بااحترام می گیرید؟ چه طور وقتی #حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می روید، عقب عقب بر می گردید تا پشتتان به ضریح نباشد؟ این #عقل خودتان را هم جدی بگیرید. وقتی فهمیدید چیزی بد است، سرسری نگیریدش. همه اش به این فکر کنید که عقل دارد چه چیز می گوید؟ اگر عادت کردید به متابعت عقل، آن وقت یک #استادی مثل آقای بهجت گیرتان می آید. دستتان را می گیرد. دنبال پیدا کردن امثال آقای بهجت، نرو. فایده ندارد. [در عوض] این عقلی که خدا به تو داده را جدی بگیر.

💡اینهایی که زیاد #استخاره می کنند، [عقلشان ضعیف می شود]. به عقلت رجوع کن. خودت می توانی فکر کنی، خودت می فهمی؛ اما به جای فکر کردن، استخاره می کنی! به جای مشورت کردن، استخاره می کنی!
خدا استخاره را داده برای #تعطیل_فکر؟! برای تعطیل مشورت؟! برای اینکه با خودت بگویی: «من که می توانم استخاره کنم، چرا مشورت کنم»؟!! مثلاً می خواهد زن بگیرد. مشورت نکرده، استخاره می کند! خب همین، کار دستش می دهد.

💡به عقلت رجوع کن. اول #مقلد_عقلت باش. اگر عقل تو دست تو را نگیرد و به امام زمان علیه السلام نرساند، هیچ عالِمی نمی تواند این کار را برای تو بکند. #واسطه بین تو و امام زمان، این عقل تو است.
البته عقل در صلات چیزی نمی فهمد. از عقل نپرس چرا نماز ظهر چهار رکعت است. چرا صبح دو رکعت است؟ چرا رکوع؟ چرا سجود؟ عقل می گوید به من چه؟! من برای این کار نیامدم.

💡در #دوستانت هر کسی که دیدی متابعتش نسبت به عقلش بیشتر است، دوستی ات را با او تداوم بده. بیشتر کن. فاصله ات با هر کدام از دوست هایت به اندازه فاصله آن ها با عقلشان باشد. هر که عقلش را جدی می گیرد، تو هم جدی بگیرش. هر کسی عقلش را سست گرفت، تو هم او را سست بگیر. هر کس از عقلش فاصله گرفت، تو هم از او فاصله بگیر.

💡می دانی اهل بیت چه قدر ناراحت اند از کسانی که از عقلشان استفاده نمی کنند؟ می دانی به آن ها چه می گویند؟ می گویند «#احمق»! امام صادق آمده خانه یک کسی. آمد درِ خانه اش. خانه اش کوچک بود. گفت چرا؟ تو که وضعت خوب است، می توانی خانه بزرگی داشته باشی؟ گفت: بابای من هم به همین خانه های کوچک و این ها قانع بود تا از دنیا رفت. حالا تو فکر می کنی امام صادق علیه السلام چه جوابی داد؟ فرمود: «إِنْ كَانَ أَبُوكَ أَحْمَقَ، يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ» ؟! اگر یک جا به شما دادند که می توانید در آن بدوید؛ ورزش کنید، نگویید همان جای تنگ، بهتر بود. اگر جایی به شما دادند که هوایش بهتر بود؛ تنفس بهتر بود؛ اکسیژنش بهتر بود، نگویید همان دخمه ای که قبلاً داشتیم، بهتر بود. اگر یک جایی بهتان دادند، دیدند نور دارد؛ خوب است و از راه حلال می توانید بهداشت خودتان، سلامت خودتان، این ها را رعایت کنید، این کار را بکنید.

💡💡💡 خیلی عقل را #جدی بگیرید. عقل را #جدی بگیرید. عقل را #جدی بگیرید.
فردریک ،قهرمان داستان نوشته ی لئولیونی، نماد انسان متفکر و خلاقی است که گرچه برای روزهای سرد زمستان تلاش جسمی در جمع آوری آذوقه نداره و برای همین متهم به تنبلی میشه ولی در وسط زمستان و هنگام بحران کمبود آذوقه با انوار ذهنی و رنگ های نورانی و کلمات نویدبخش منجی بحران میشه.
اینک در فضای واقعی و غیر داستانی ،بحران در خانه ماندگی نیز فردریک هایی رو در فضای مجازی جلب کرده. اینجاست که معلمین، اساتید، موعظه گران، پژوهشگران ، شعرا و هنرمندانی بی ادعا و بی سروصدا ؛در کنار پرستاران و پزشکان تلاش می کنند تا جلوی اسیب های تنهایی و در خانه ماندگی را بگیرند.
خداقوت 🙏
موضوعات #پساکرونایی جهت اسیب شناسی #اخلاقی و #تعلیم_تربیتی :
1-خوشایندی اموزش های مجازی و از راه دور
(دانشجویان از چنین اموزش هایی اظهار رضایت میکنند و اهمیت اموزش حضوری و در محضر استاد کمرنگ شده و از دست خواهد رفت )
2-#روزمرگی تنهایی
(در ابتدا تنهایی فضایی برای بازنگری پدید اورده بود ولی کم کم به یک عادت بشری تبدیل شده و خوداگاه سازی را از دست می دهد )
3-بی اعتنایی به روابط چهره به چهره انسانی ( عیادت از بیمار , صله ی رحم ,استقبال از مسافر , مراسم عزا داری و تسلابخشی و ...به ارسال چند پیام فروکاسته شده و دلالت وضعیه لفظیه کتبیه جایگزین وجود واقعی خارجی شده است )
4-#بوالفضول شدن انسان
(پرسه زنی در فضای مجازی وقت و زمان زیادی از عمر بشری را با ثمن بخسی خریده است و انسان متفکر به انسان بوالفضول تبدیل شده و خردورزی اگر مدیریت نشود از دست خواهد رفت )
کانال ها و گروه های مجازی به مثابه #لاکپشت_زمان
داستان تامی و لاک پشت زمان نوشته ی #متیو_لیپمن با ایده ی اصلی زمان و گذر زمان حکایت پسر بچه ای است که با لاک پشتی به طور اتفاقی مواجه می شود که ادعا می کند از شرکت کنندگان مسابقه ای که طراحی کرده است، زمان جمع می کند و با قرعه کشی به طور معجزه اسایی ارزوی برنده را هر چه باشد برآورده می سازد.
هم اینک فضای مجازی دقیقا همان کاری را می کند که لاک پشت زمان انجام می داده است. از کاربران میلیاردی خود زمان می گیرد به امید آن که شانس یاری کند و برنده ی آن به آرزویش دست یابد. ما کدام شرکت کننده ایم؟ برنده یا بازنده؟ چقدر می تواند همانقدر که زمان میگیرد ، سرعت در رشد انسانی و خردورزی ایجاد کند؟ چقدر امکان دارد فضای مجازی در خردورزی نقش داشته باشد و چقدر لازم است خردورزی فضای مجازی را مدیریت کند؟ چگونه با فضای مجازی مواجهه داشته باشیم خردمندانه است؟ فضای مجازی چه رابطه و نسبتی با فضای حقیقی دارد؟ ....
این پرسش ها یی در طرح بحث فضای مجازی است که اگر به آن نیندیشیم در پساکرونایی گرفتارمان خواهد کرد.
Forwarded from پارازیت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه به پدرش میگه وقتی کرونا اومده ودنیا داره تموم میشه من چرا باید تکالیفم رو انجام بدم؟؟
پدره میگه چون احمق از دنیا نری
پسره هم میگه اوکی

@parazit
Forwarded from پزشکی نوین  (Masume)
"مرزهای روانی یکدیگر را محترم بشماریم"
امشب در حال ترجمه متنی بودم که به واژه self respect برخوردم که معادل فارسی آن حرمت نفس یا احترام به خود است. واژه "احترام" ریشه در کلمه "حریم " دارد که اصطلاح "مرز روانی" در روانشناسی، را به نوعی می توان مترادف آن دانست.
روان انسان همانند بدن او واجد مرز می باشد. همانگونه که جسم انسان مرزهای مشخصی به نام پوست و مخاط دارد، روان نیز قلمروی خاص خود را دارد.
در روانکاوی به این قلمرو، مرز من (ego boundry ) گفته می شود.
همانگونه که هیچ فردی حق تجاوز به مرزهای جسمی فرد دیگر را ندارد، تجاوز به مرزهای روانی دیگران نیز امری نکوهیده و ناپسند محسوب می گردد.
تجاوز به مرزهای روانی فرد دیگر، می تواند اشکال مختلفی به خود گیرد. مثل هر گونه توهین، تعیین تکلیف بیش از حد برای دیگری، کنترل، سلطه گری، کنجکاوی و سرک کشیدن در زندگی خصوصی دیگران، پرسیدن سوالات زیاد و بی مورد، بازی دادن یا دستکاری روانی فرد دیگر با اعمالی چون ایجاد احساس گناه، ترس یا هر نوع عمل دیگر.
انسان محترم انسانی است که خود سرشار از احساس احترام و عزت نفس باشد. چنین فردی نه به مرزهای روانی دیگران تجاوز می کند و نه اجازه می دهد که دیگران به مرزهای روانیش تجاوز کنند.
مرز روانی مشابه مرزهای یک کشور است. همانگونه که وظیفه مرزبانان یک کشور، حفاظت از مرزهای آن کشور است، مرزهای روانی هر فرد نیز باید توسط او حفاظت شوند. این حفاظت و مرزبانی می تواند یک حالت نگاه، ژست بدنی، گفتن یک جمله صریح و مودبانه، ترک اتاق و عوض کردن صحبت باشد.
گاهی #تسهیلگران فلسفه برای کودکان کتاب هایی رو برای استفاده در کلاس پیشنهاد می دهند که صرفا حاوی #داستان و چند سوال درک مطلبی و تعدادی سوال #فلسفی است ؛بدون داشتن تمرین ، فعالیت و طرح بحث هایی حساب شده. این کتب رو برای تسهیلگر تازه کار و دانش آموزانی که به قدر کافی در مهارت های تفکر ابدیده نشده اند؛ زیانبار ارزیابی می کنم.
دلایلم برای این ارزیابی به اختصار و عجالتا عبارتست از:
1- معلوم نبودن پایه و رده ی سنی - داستان هایی که حاوی تجاربی باشند که با تجربه ی زیسته ی کودک فاصله داشته باشند برای کودکان #معنادار نخواهند بود و به زندگی کودک پیوند نمی خورند و تنها منجر به بحثهایی ساختگی در خیال و دور از واقعیت های زندگی می شوند و جز لفّاظی فایده ای عملی و تربیتی برای کودک نخواهد داشت. در واقع inquiryکه باید دغدغه ی کودک باشد شکل نمی گیرد بلکه یک بحث ظاهری خواهد بود.
2- پراکندگی سوال ها - معمولا در این کتب با یکسری سوال های پراکنده با ایده های اصلی متفاوت رو به رو هستیم که هر کدام نیازمند تبدیل به مجموعه ای از سوال هایی هستند تا یک #بحث_فلسفی منظم و حساب شده شکل بگیرد و پایانی مخرب نداشته باشد.
3- خالی بودن از آموزش #مهارتهای_تفکر- هدف نویسنده تنها در این کتابها شکل گیری یک بحث فلسفی است و معلوم نیست در پرتو آن چه #مهارت یا مهارت هایی را می خواهد آموزش دهد؟ یعنی اگر در انتهای کلاس از بچه ها پرسیده شود که چی یاد گرفتند به هیچ مهارتی نمی توانند اشاره کنند . در حالی که در فلسفه برای کودکان هدف مهارتی در آموزش بسیار مهم است.
لیپمن در کتاب کودکان و مهارت های تفکر( ترجمه ی کتاب فلسفه در کلاس درس ) ص113 می گوید: « آن شیوه ی آموزشی که در آن صرفا بر محتوا تأکید شود و فرایند پژوهش نادیده گرفته شود، در نهایت برای کودکان زیانبار است.»