🌟🌟تربیت اسلامی با توجه به #تفاوتهای_فردی🌟🌟
#علامه_طباطبایی میفرماید: اسلام کسانی را که #فکر سالم داشته، #استعداد درک نظریه های علمی و #استدلالهای_عقلی و #منطقی را دارند، از راه استدلال آزاد، تربیت میکند نه این که نخست، مواد اعتقادی خود را به آنان تحمیل و تلقین نماید و سپس برای دفاع از آنها دلیل و حجت بتراشد. کتاب و سنت از اینگونه استدلالها پر است(معنویت تشیع به ضمیمه چند مقاله دیگر،سیدمحمدحسین طباطبایی،ویراستار: محمد بدیعی ، مقدمه: حسن حسن زاده آملی، ص191 )
#علامه_طباطبایی میفرماید: اسلام کسانی را که #فکر سالم داشته، #استعداد درک نظریه های علمی و #استدلالهای_عقلی و #منطقی را دارند، از راه استدلال آزاد، تربیت میکند نه این که نخست، مواد اعتقادی خود را به آنان تحمیل و تلقین نماید و سپس برای دفاع از آنها دلیل و حجت بتراشد. کتاب و سنت از اینگونه استدلالها پر است(معنویت تشیع به ضمیمه چند مقاله دیگر،سیدمحمدحسین طباطبایی،ویراستار: محمد بدیعی ، مقدمه: حسن حسن زاده آملی، ص191 )
عمده ی نگرانی غالب افرادی که برنامه ی #فلسفه_برای_کودکان را در باز بودن بحث و مداخله نکردن معلم به نسبی گرایی محکوم کرده و آن را برای کودکان مخرب می بینند، در مباحث اخلاقی و هنجارهای اجتماعی است. این گروه فکر می کنند که منظور از باز بودن بحث، جانبدارانه قضاوت نکردن و خودداری معلم از #تلقینی عمل کردن، تایید تمام نظریات گفته شده از طرف کودک و تساوی نظریات سازنده و مخرب در ارزش گذاری هاست؛ این در حالی است که لیپمن در کتاب «فلسفه در کلاس درس» چنین موقعیتی را با حساسیت مورد بررسی قرار می دهد و معتقد است که در مورد دیدگاه های مخرب گرچه خیلی هم خلاقانه باشند، باید با قدرت #انتقادی کودکان دیگر ناکارآمدی آن ها تشخیص داده شود؛ حتی اگر توسط کودکان دیگر چنین اتفاقی نیفتاد در این مرحله #تسهیلگر می تواند مستقیما وارد عمل شده و نظر شخصی خود را بیان کند. آنچه که یک #تسهیلگر باید کاملا رعایت کند این است که قبل از اقدام کودکان دیگر وارد عمل نشود و این بخش یعنی ورود ابتدایی قبل از به کارگیری قدرت #انتقادی کودکان دیگر زیانبخش خواهد بود( صفحه249).( ادامه دارد)
به همين لحاظ است كه در عمل داستانهاي #ليپمن را خالي از آموزش نميبينيم و همين رخنه ميان مقام عمل و نظر در #ليپمن و پژوهشگران P4C# ناشی از حساسیت های مباحث #اخلاقی است. بنابر این می توانیم لیپمن را (برخلاف سردمداران و پیشقراولان دوره ی پست مدرن)، فضیلت گرا و اخلاقی قلمداد کنیم. به علاوه لیپمن در حرکتی مخالف جریان فزاینده ی غیر دینی جامعه ی خود نیز حرکت کرده است. وی معتقد است که ما نمی توانیم باورهای #مذهبی کودکان را با توجه به اطلاعات فلسفی و علمی نادرست بدانیم؛ زیرا چنین حقایقی که بتوان بر اساس آن عقاید مذهبی را باطل دانست در دست نیست( همان کتاب ص177). ( ادامه دارد)
از طرف دیگر وی خوشایند نمی داند که معلم بکوشد باورهای #مذهبی کودکان را اصلاح کند و آن را بی احترامی به تمامیت عقلی کودکان دانسته و مغایر با درک درست معلم از ماهیت علم، فلسفه و تعلم و تربیت می داند. با توجه به این دو وجهِ مهم است که ليپمن به کارگيري #كندوكاومشترک را فقط در بحثهاي علمي و فلسفي توصيه ميکند و نه در بحثهاي مذهبي و می گوید:« معلمان باید مراقب باشند که تفکر فلسفی، در دست معلم یا دانش آموز، به ابزاری برای بی احترامی به اعتقادات مذهبی برخی افراد تبدیل نشود. تفکر فلسفی باید ابزاری باشد که کودکان به کمک آن بتوانند بنیان هایی محکم تر برای عقاید خود بیابند. در این زمینه وظیفه ی معلم دو چندان است. نباید عقاید کودکان را تغییر داد بلکه باید به آن ها کمک کرد تا پس از #تأمل برای آن چه انتخاب می کنند #دلایلی_محکم تر بیابند و سپس آن را باور کنند و درک شان را نسبت به مسایلی که به عقایدشان مرتبط است، افزایش دهند.» ( همان کتاب ص178)
سلام.
ممنون از مطالب کانال.
در مورد نکته آخر شما ،مساله ای هست که هميشه برای من جای کمی نگرانی داشته است.
اگرچه با شما موافقم که مبانی این برنامه ( p4c)، #نسبی گرایی را رواج نمی دهد، اما گمان می کنم این تنها در مقام نظر درست است.
در مقام عمل برداشت من از گفتگو با مربیان متعدد و فرصت حضور در کلاس هایشان و خواندن گزارش کارشان، متاسفانه این است که مربیان زیادی برنامه را طوری اجرا می کنند که بسیار به درک نسبی از مسائل راه می دهد.
آنطور که شما از لیپمن نقل کرده ايد در این کلاس فرض بر بررسی نظرات از طریق تفکر نقادانه کودکان دیگر حلقه ی کندوکاو است و هر نظری ،گرچه بسیار خلاقانه باشد ،به سادگی پذیرفته نیست.
این مطلب، به فهم من ، از مقاله گریگوری نیز از چند طریق به دست می آید:
بررسی معنی دار بودن ادعا، بررسی پیش فرض ها يش و بررسی دلایل آن ادعا.
این آخری، بررسی دلایل، حجم زیادی کار را نیاز دارد که از میزان پرداخت گریگوری در مقاله اش پیداست چه کار مفصل و دقیقی است.
اما بسیاری از همکاران محترم ما در کلاس به اين پرسش بسنده می کنند که چه کسی با نظر فلانی مخالف است و چرا؟ و بعد می پرسند چه کسی موافق است و چرا؟
بسیار دیده و شنیده ام که بعداز شنیدن یکی دو نظر موافق و مخالف و دلایلشان گفته می شود خب این نظرات مخالف و موافق راشنیدیم و احترام می گذاریم و به سراغ موضوع بعدی می روند.
این چه درسی برای بچه ها دارد؟ به درک من بچه ها گمان می کنند هر نظری و موضعی دارند فقط باید دلیلی برایش بیاورند و البته احترام به عقاید دیگران هم لازم است. اینها درسهای مطلوبی است اما وقتی به روشنی حلاجی دلایل همدیگر را با پرسش های پیشنهادی گریگوری نمی بینند درک نمی کنند که ممکن است نظراتی مستدل باشند اما نادرست و کنار گذاشتنی هم باشند.
به نظر من این مسیر به سمت نسبی گرایی است ، به این صورت که : نظر من برای من درست است و نظر دوستم برای خودش.
این بررسی دلایل طرف مقابل (ماده دلیل و صورتش آنطور که گریگوری نشان می دهد) را من در گفتگو هایی که مربیان با یکدیگر نیز می کنند، غایب می بینم. دوستم استدلالش بر این اساس بود که الف ب باشد. اما آیا واقعا الف ب است؟ بیایید بررسی کنیم!
یک نتیجه نا خواسته چنین رویکردی که بررسی هر ادعا و دلایلش را رها می کنیم این معضل رایج است که بچه ها مدام از همکاران می پرسند خب که چی؟ همکاران متعدد را دیده ام که با این پرسش روبرو شده اند و جوابی برای آن نداشته اند و حتی گاهی مشکل خودشان هم شده.
این درک من از ماجرای کار همکاران متعددی در این برنامه، و نه همه، است که با وجود استحکام نظری برنامه در این زمینه مشکلی به چشم من می آید.
موفق باشيد.
ممنون از مطالب کانال.
در مورد نکته آخر شما ،مساله ای هست که هميشه برای من جای کمی نگرانی داشته است.
اگرچه با شما موافقم که مبانی این برنامه ( p4c)، #نسبی گرایی را رواج نمی دهد، اما گمان می کنم این تنها در مقام نظر درست است.
در مقام عمل برداشت من از گفتگو با مربیان متعدد و فرصت حضور در کلاس هایشان و خواندن گزارش کارشان، متاسفانه این است که مربیان زیادی برنامه را طوری اجرا می کنند که بسیار به درک نسبی از مسائل راه می دهد.
آنطور که شما از لیپمن نقل کرده ايد در این کلاس فرض بر بررسی نظرات از طریق تفکر نقادانه کودکان دیگر حلقه ی کندوکاو است و هر نظری ،گرچه بسیار خلاقانه باشد ،به سادگی پذیرفته نیست.
این مطلب، به فهم من ، از مقاله گریگوری نیز از چند طریق به دست می آید:
بررسی معنی دار بودن ادعا، بررسی پیش فرض ها يش و بررسی دلایل آن ادعا.
این آخری، بررسی دلایل، حجم زیادی کار را نیاز دارد که از میزان پرداخت گریگوری در مقاله اش پیداست چه کار مفصل و دقیقی است.
اما بسیاری از همکاران محترم ما در کلاس به اين پرسش بسنده می کنند که چه کسی با نظر فلانی مخالف است و چرا؟ و بعد می پرسند چه کسی موافق است و چرا؟
بسیار دیده و شنیده ام که بعداز شنیدن یکی دو نظر موافق و مخالف و دلایلشان گفته می شود خب این نظرات مخالف و موافق راشنیدیم و احترام می گذاریم و به سراغ موضوع بعدی می روند.
این چه درسی برای بچه ها دارد؟ به درک من بچه ها گمان می کنند هر نظری و موضعی دارند فقط باید دلیلی برایش بیاورند و البته احترام به عقاید دیگران هم لازم است. اینها درسهای مطلوبی است اما وقتی به روشنی حلاجی دلایل همدیگر را با پرسش های پیشنهادی گریگوری نمی بینند درک نمی کنند که ممکن است نظراتی مستدل باشند اما نادرست و کنار گذاشتنی هم باشند.
به نظر من این مسیر به سمت نسبی گرایی است ، به این صورت که : نظر من برای من درست است و نظر دوستم برای خودش.
این بررسی دلایل طرف مقابل (ماده دلیل و صورتش آنطور که گریگوری نشان می دهد) را من در گفتگو هایی که مربیان با یکدیگر نیز می کنند، غایب می بینم. دوستم استدلالش بر این اساس بود که الف ب باشد. اما آیا واقعا الف ب است؟ بیایید بررسی کنیم!
یک نتیجه نا خواسته چنین رویکردی که بررسی هر ادعا و دلایلش را رها می کنیم این معضل رایج است که بچه ها مدام از همکاران می پرسند خب که چی؟ همکاران متعدد را دیده ام که با این پرسش روبرو شده اند و جوابی برای آن نداشته اند و حتی گاهی مشکل خودشان هم شده.
این درک من از ماجرای کار همکاران متعددی در این برنامه، و نه همه، است که با وجود استحکام نظری برنامه در این زمینه مشکلی به چشم من می آید.
موفق باشيد.
علامه جعفری #کنجکاوی را برای انسان به صورت یک حس که باید به آن توجه شود ارزیابی می¬کند و معتقد است که #تفکرات_فلسفی در اشباع حس #کنجکاوی ضروری هستند و روزی مشاهده نخواهد شد که در آن روز خود را از فلسفه بینیاز ببینیم. از نظر وی در هر دوران به مناسبت شرایط علمی و فکری، مسائلی فلسفی بروز میکند که مکاتب مختلفی را جلوه گر خواهد کرد( توضیح و بررسی مصاحبه راسل-وایِت ،ص 58).
این پایان نامه ها 👇👇👇تقدیم می شود به دانشجویان و طلابی که علاقه مند به پژوهش در زمینه ی #فلسفه_برای_کودکان به ویژه مطالعات تطبیقی با مبانی فکری یا تعلیم وتربیت #اسلامی هستند
Forwarded from کمک آموزشی تفکر (Zahra Ommi)
وقتی زمینه ای فراهم می کنیم که کودکان مهارت های #گروه بندی و #طبقه بندی را تمرین کنند، در واقع به آن ها کمک می کنیم تا رابطه ها را درک کنند و به آن ها نشان می دهیم که چگونه رفتار روزانه ی آن ها مبنای توانایی در ایجاد چنین #طبقه بندی هایی است. هنگامی که از آن ها می پرسیم چه چیزی به #گروه یا #طبقه ای مشخص تعلق ندارد یا چرا تعلق ندارد، در حقیقت به آن ها کمک می کنیم تمایزها را تشخیص دهند.(# لیپمن، کودکان و #مهارتهای_تفکر، ص102)
#فلسفه به مثابه سیاه چاله های فضایی
آیا برای #طرح_بحث_های_فلسفی باید محدودیت #محتوایی قائل شویم؟
تأکید فلسفه برای کودکان بر #روندمحور بودن و نه #محتوامحوری برای چیست؟
چرا در انجام فعالیت ها و تمرین های کلاس های #فلسفه_برای_کودکان محدودیت زمانی قائل شده و از فرورفتن بیش از اندازه در محتوای تمرین ها جلوگیری به عمل می آید؟
از آنجا که موضوع فلسفه "وجود و هستی" است، برخلاف هر دانش دیگر، به گستره ی هستی گسترده و عمیق است. در سطح و عمق، پهنه ای وسیع و عمقی لایتناهی دارد. عمق آن به مانند سیاهچاله های فضایی در تاریکی ای فرو می رود که از دسترس توانایی معرفت بشری خارج است. این عمق اگر مدیریت نشود کودکان را دچار #سردرگمی و در نهایت نیست انگاری می کند.( ادامه دارد)
آیا برای #طرح_بحث_های_فلسفی باید محدودیت #محتوایی قائل شویم؟
تأکید فلسفه برای کودکان بر #روندمحور بودن و نه #محتوامحوری برای چیست؟
چرا در انجام فعالیت ها و تمرین های کلاس های #فلسفه_برای_کودکان محدودیت زمانی قائل شده و از فرورفتن بیش از اندازه در محتوای تمرین ها جلوگیری به عمل می آید؟
از آنجا که موضوع فلسفه "وجود و هستی" است، برخلاف هر دانش دیگر، به گستره ی هستی گسترده و عمیق است. در سطح و عمق، پهنه ای وسیع و عمقی لایتناهی دارد. عمق آن به مانند سیاهچاله های فضایی در تاریکی ای فرو می رود که از دسترس توانایی معرفت بشری خارج است. این عمق اگر مدیریت نشود کودکان را دچار #سردرگمی و در نهایت نیست انگاری می کند.( ادامه دارد)
هدف برنامه های #فلسفه_برای_کودکان #لیپمن فیلسوف ساختن از بچه ها نیست. بلکه تلاش بر این است که بچه ها صاحب تفکر انسانی، خلّاق و نقّاد در حیطه ی مطالعات کلاسی بشوند( دگرگونه اندیشی، کترین مک کال، ص163)( ادامه دارد)
نه چنان که #پیاژه معتقد بود کودکان را از تفکر فلسفی و انتزاعی تا قبل از 12 سالگی باید محروم ساخت و نه چنان در عمق پرسش های فلسفی فرو برد که به عصیان علیه فلسفه و تفکر عمیق بینجامد؛ بلکه همچون #لیپمن باید کودکان را در تعادل #روند و #محتوا نگاه داشت. آنچه که از کتاب فلسفه در کلاس درس هویداست، انتظار لیپمن از فلسفه برای کودکان اساسا فرو بردن کودکان در عمق لایتناهی #وجود شناسی نیست . وی می گوید: هنگامی که #تفکرفلسفی عمیق تر می شود و مراحل اندازه گیری و آزمایش و اثبات تحقیق رخ می دهد، فلسفه به علم تبدیل می شود. در این حالت، فلسفه منبعی از ایده ها است که به هر فعالیت علمی جدید جامه ی عمل می پوشاند.( کودکان و مهارت تفکر ، ص179) و در ادامه می گوید: در حقیقت، ذهن #فلسفی پادزهری برای حالت #جزمیت_علمی و منبعی سرشار از ایده های بدیع برای بررسی های #علمی است.( همان، ص180)
قرآن ضمن آياتي مخاطبان خود را مستقيماّ و صريحاّ با واژگان "انظر"و"انظروا"به كاربرد نوعی از تفکر وا می دارد که اینک به آن #تفكر انتقادي میگوییم:
قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَهُ الْمُكَذِّبِينَ. ( بگو در زمين بگرديد آنگاه بنگريد كه فرجام تكذيبكنندگان چگونه بوده است.)
اگرچه بعضي مترجمان معناي "انظر"و"انظروا"را در آيات به همان معناي رايج آن يعني نگاه كردن گرفته اند، اما به وضوح قرائن جمله نشان مي دهد كه منظور ديدن با چشم سر نيست بلكه به معناي ديدن عقلي، درك، ارزيابي، تأمل و بررسي است. مجمع البحرين در معناي #نظر میگوید:
#نظر همان فكري است كه به دنبال علم و ظن است، پس #نظر همان تأمل معقولي است كه براي كشف مجهولات به كار مي¬آيد( ج3ص498)
راغب اصفهانی معتقد است كه: گاهي منظور از نظر ( در قرآن) تأمل و جستجو است و گاهي شناختي كه پس از جستجو حاصل مي¬شود (مفردات، ص497) و أبي هلال عسكري نظر را همان فكر و تأمل در احوال اشيا مي داند( الفروق اللغویه، ص59)
کتاب التحقیق فی کلمات قرآن می گوید: نظر در واقع همان نگاه عميق و محققانه در يك موضوع مادي يا معنوي است ( 12 ص167)
قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَهُ الْمُكَذِّبِينَ. ( بگو در زمين بگرديد آنگاه بنگريد كه فرجام تكذيبكنندگان چگونه بوده است.)
اگرچه بعضي مترجمان معناي "انظر"و"انظروا"را در آيات به همان معناي رايج آن يعني نگاه كردن گرفته اند، اما به وضوح قرائن جمله نشان مي دهد كه منظور ديدن با چشم سر نيست بلكه به معناي ديدن عقلي، درك، ارزيابي، تأمل و بررسي است. مجمع البحرين در معناي #نظر میگوید:
#نظر همان فكري است كه به دنبال علم و ظن است، پس #نظر همان تأمل معقولي است كه براي كشف مجهولات به كار مي¬آيد( ج3ص498)
راغب اصفهانی معتقد است كه: گاهي منظور از نظر ( در قرآن) تأمل و جستجو است و گاهي شناختي كه پس از جستجو حاصل مي¬شود (مفردات، ص497) و أبي هلال عسكري نظر را همان فكر و تأمل در احوال اشيا مي داند( الفروق اللغویه، ص59)
کتاب التحقیق فی کلمات قرآن می گوید: نظر در واقع همان نگاه عميق و محققانه در يك موضوع مادي يا معنوي است ( 12 ص167)
بارها شنیده ایم که #یادگیری_مشارکتی ریشه در نظریه ی حوزه/منطقه ی تقریبی/مجاور رشد(The zone of proximal development =ZPD)
دارد که اول بار #ویگوتسکی (1896-1934) به آن پرداخته است. در این نظریه به تفاوت بین آنچه یادگیرنده می تواند بدون کمک یادگیرد و آنچه او می تواند با کمک فراگیرد، پرداخته میشود. حوزه ی تقریبی ( یا منطقه ی مجاور) رشد عبارت است از: فاصله بین سطح رشد فعلی کودک و سطح رشد بالقوه ی کودک که با راهنمایی بزرگسالان یا همکاری با همسالان تواناتر، حاصل میشود. اما تشخیص این مطلب بسیار مهم می نماید که از کجا والدین یا مربیان متوجه شوند در این منطقه و حوزه دارند گام بر می دارند و بیش از ظرفیت کودک بر او تحمیل نمیکنند؟ به عبارتی دیگر ملاک تشخیص مقدار کمک بزرگسال به کودکان چیست؟ اگر کودک با مقدار اندکی کمک در انجام کاری موفق شود می توانیم مطمئن شویم که نوعی ظرفیت رشدکننده ی خودبه خودی در او کشف کرده ایم. این در حالی است که کمک زیادی که کودک را به یک عروسک مبدل سازد نه تنها به کشف توانایی خود به خودی در کودک منجر نخواهد شد بلکه می تواند صدمه زننده نیز باشد. محققان در این زمینه ملاک محسوسی ارائه داده اند. آنها معتقدند از روی شور و حرارت، کنجکاوی و درگیری فعالانه ای که کودک از خود نشان می دهد می توان دریافت که بزرگسال در همان حوزه ی تقریبی رشد گام برداشته است یا نه؟ به این ترتیب باید دایماً به علایمی که نشان دهنده ی علایق کودک است، توجه شود( برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید: ویلیام کرین، 1388، نظریه¬های رشد( مفاهیم و کاربردها)، ص312-313) در این صورت شادابی ،کنجکاوی و درگیری ذهنی کودکان در کلاس های تفکر را می توان ملاک انتخاب درست فعالیت ها و طرح بحث ها دانست و به عکس خستگی ،بی حوصلگی ها و ارتباط برقرار نکردن ها نشان از حرکت در خارج از توانایی های کودک دارد.
دارد که اول بار #ویگوتسکی (1896-1934) به آن پرداخته است. در این نظریه به تفاوت بین آنچه یادگیرنده می تواند بدون کمک یادگیرد و آنچه او می تواند با کمک فراگیرد، پرداخته میشود. حوزه ی تقریبی ( یا منطقه ی مجاور) رشد عبارت است از: فاصله بین سطح رشد فعلی کودک و سطح رشد بالقوه ی کودک که با راهنمایی بزرگسالان یا همکاری با همسالان تواناتر، حاصل میشود. اما تشخیص این مطلب بسیار مهم می نماید که از کجا والدین یا مربیان متوجه شوند در این منطقه و حوزه دارند گام بر می دارند و بیش از ظرفیت کودک بر او تحمیل نمیکنند؟ به عبارتی دیگر ملاک تشخیص مقدار کمک بزرگسال به کودکان چیست؟ اگر کودک با مقدار اندکی کمک در انجام کاری موفق شود می توانیم مطمئن شویم که نوعی ظرفیت رشدکننده ی خودبه خودی در او کشف کرده ایم. این در حالی است که کمک زیادی که کودک را به یک عروسک مبدل سازد نه تنها به کشف توانایی خود به خودی در کودک منجر نخواهد شد بلکه می تواند صدمه زننده نیز باشد. محققان در این زمینه ملاک محسوسی ارائه داده اند. آنها معتقدند از روی شور و حرارت، کنجکاوی و درگیری فعالانه ای که کودک از خود نشان می دهد می توان دریافت که بزرگسال در همان حوزه ی تقریبی رشد گام برداشته است یا نه؟ به این ترتیب باید دایماً به علایمی که نشان دهنده ی علایق کودک است، توجه شود( برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید: ویلیام کرین، 1388، نظریه¬های رشد( مفاهیم و کاربردها)، ص312-313) در این صورت شادابی ،کنجکاوی و درگیری ذهنی کودکان در کلاس های تفکر را می توان ملاک انتخاب درست فعالیت ها و طرح بحث ها دانست و به عکس خستگی ،بی حوصلگی ها و ارتباط برقرار نکردن ها نشان از حرکت در خارج از توانایی های کودک دارد.
#لیپمن توجه می دهد که کودکان ابتدا ممکن است که دوره ی آموزش #فلسفه را با جدیت شروع نکنند. شاید میان آن ها افرادی بدبین، سطحی نگر یا بذله گو نیز باشند که جلسه های فلسفه را فرصتی برای خودنمایی می دانند یا آن را صرفاً یک بازی قلمداد می کنند. اما وی ویژگی هایی را بیان می کند که می تواند به ادامه ی جدی این کلاس ها ،معلم را امیدوار کند. از جمله:
1-معلم به آن ها، توجه نشان دهد؛
2- موضوعات فلسفی را با زندگی آن ها مرتبط کند؛
3-علایق آن ها را درک کند؛
4- به مسایلی بپردازد که برای ان ها قابل درک باشد؛
5- جلسات پربار و موفقیت آمیز باشد،
در این صورت این گونه رفتارهای بچگانه رنگ خواهد باخت. ( نگاه کنید، #کودکان و مهارت_تفکر، ص309-310)
1-معلم به آن ها، توجه نشان دهد؛
2- موضوعات فلسفی را با زندگی آن ها مرتبط کند؛
3-علایق آن ها را درک کند؛
4- به مسایلی بپردازد که برای ان ها قابل درک باشد؛
5- جلسات پربار و موفقیت آمیز باشد،
در این صورت این گونه رفتارهای بچگانه رنگ خواهد باخت. ( نگاه کنید، #کودکان و مهارت_تفکر، ص309-310)
Forwarded from عکس نگار
#فلسفه_برای_کودکان
💎 تدوین کتاب فلسفی برای کودکان
#رهبرمعظم انقلاب:
یک مسئله، مسئله نوشتن کتاب فلسفی برای کودکان است، که غربیها دارند این کار را میکنند.
دو سه سال قبل از این، یک کتابی برای من آوردند، من مبالغی نگاه کردم. خب، از همان اوّلی که شروع میکند، واقعاً فلسفه است؛ لیکن باب کودکان است.
این کتاب، یک کتاب خیلی قشنگی است در باب فلسفه ـ حالا اسمش یادم نیست؛ توی کتابهایم هست ـ به نظرم یک آمریکایی این را نوشته. ما به اینجور کتابی احتیاج داریم.
بچههای ما ذهنشان دارد فلسفی میشود.
خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده که ذهنها عقلانیت پیدا کند.
جوانهای ما واقعاً سؤال میکنند.
این سؤالهایی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست؛
منتها ما باید جوابگویی داشته باشیم.
حس سؤال کنندگی دارد زیاد میشود، و این همین طور دارد به نسلهای پایینتر منتقل میشود.
ما یک نوه کوچکی داریم، دو سال و نیمش است و هنوز درست حرف هم نمیزند.
چند روز پیش یک میزی اینجا بود، داشت میانداخت.
به او گفتم این میز را نینداز.
گفت: چرا؟
خوشم آمد از این که گفت چرا.
چرا نیندازم؟ دنبال علت میگردد.
بعد پنجه میزد به یک بچه ی دیگری،
گفتم آقاجان نکن.
گفت: چرا؟
این سؤال کردن از علت، خیلی چیز مهمی است.
این حالت دارد به وجود می آید.
حالا وقتی او ده ساله بشود، سؤالات زیادی برایش مطرح است:
چرا؟ چرا؟ چرا؟
وقتی همین بچه، یک جوان هجده نوزده سالهای باشد، سؤالات قویتری در ذهنش ایجاد میشود. ما باید برای این سؤالات جواب داشته باشیم. این کار، کار شماهاست.
شما واقعاً میتوانید این کار را انجام دهید.
☘ دیدار مجمع عالی حکمت اسلامی _ ۲۳ بهمن ۹۱
♦️ کانال فلسفه اسلامی:
✅ @feghheakbar
💎 تدوین کتاب فلسفی برای کودکان
#رهبرمعظم انقلاب:
یک مسئله، مسئله نوشتن کتاب فلسفی برای کودکان است، که غربیها دارند این کار را میکنند.
دو سه سال قبل از این، یک کتابی برای من آوردند، من مبالغی نگاه کردم. خب، از همان اوّلی که شروع میکند، واقعاً فلسفه است؛ لیکن باب کودکان است.
این کتاب، یک کتاب خیلی قشنگی است در باب فلسفه ـ حالا اسمش یادم نیست؛ توی کتابهایم هست ـ به نظرم یک آمریکایی این را نوشته. ما به اینجور کتابی احتیاج داریم.
بچههای ما ذهنشان دارد فلسفی میشود.
خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده که ذهنها عقلانیت پیدا کند.
جوانهای ما واقعاً سؤال میکنند.
این سؤالهایی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست؛
منتها ما باید جوابگویی داشته باشیم.
حس سؤال کنندگی دارد زیاد میشود، و این همین طور دارد به نسلهای پایینتر منتقل میشود.
ما یک نوه کوچکی داریم، دو سال و نیمش است و هنوز درست حرف هم نمیزند.
چند روز پیش یک میزی اینجا بود، داشت میانداخت.
به او گفتم این میز را نینداز.
گفت: چرا؟
خوشم آمد از این که گفت چرا.
چرا نیندازم؟ دنبال علت میگردد.
بعد پنجه میزد به یک بچه ی دیگری،
گفتم آقاجان نکن.
گفت: چرا؟
این سؤال کردن از علت، خیلی چیز مهمی است.
این حالت دارد به وجود می آید.
حالا وقتی او ده ساله بشود، سؤالات زیادی برایش مطرح است:
چرا؟ چرا؟ چرا؟
وقتی همین بچه، یک جوان هجده نوزده سالهای باشد، سؤالات قویتری در ذهنش ایجاد میشود. ما باید برای این سؤالات جواب داشته باشیم. این کار، کار شماهاست.
شما واقعاً میتوانید این کار را انجام دهید.
☘ دیدار مجمع عالی حکمت اسلامی _ ۲۳ بهمن ۹۱
♦️ کانال فلسفه اسلامی:
✅ @feghheakbar
ابعاد و مؤلفه های ذکر شده برای #تفکرمراقبه ای/ مراقبتی،( نگاه کنید: #لیپمن، تفکر در تعلیم و تربیت، ص345) توجه به نقش احساسات در تفکر و قضاوت ها را آشکار می سازد. این ابعاد اگرچه با این نگاه و به طور متمرکز در میان #متفکرین_اسلامی مورد بررسی قرار نگرفته است؛ اما رد پای عملی آن در میان نصوص دینی و کتاب های فیلسوفان اسلامی قابل رصد است.