ابعاد و مهارت های تفکر
187 subscribers
161 photos
33 videos
8 files
40 links
این کانال تلاش دارد بدون سوگیری و تمرکز بر الگو یا ایده ای خاص در میان نظریات و الگوهای آموزش مهارت های تفکر، به ارائه ی ایده ها، بحث ها، فعالیت ها، تمرین ها و حتی بازی های گسترش دهنده ی مهارتها ی تفکر بپردازد.
تماس با ادمین Z_OMMI@
Download Telegram
Channel name was changed to «ابعاد و مهارت های تفکر»
به نام خدا🌟🌟
سلامی گرم و صمیمی نثار شما عضو گرامی🌸
مطالب این کانال با محوریت #تفکر بدون هیچ منع قانونی و اخلاقی جهت استفاده ی آزادانه ی شما در هر #پژوهش ، #سمینار یا #سخنرانی ای قرار داده شده است.پیشاپیش سپاسگزار #نقد و بررسی های شما هستیم. #محترمانه بخوانیم، #محترمانه بنویسیم و #محترمانه بررسی کنیم.
این کلام علی (علیه السلام) رویکرد اسلام به تفکر را علنی می سازد: " ليست #الرّوّیه کالمعاینه مع الإبصار ، فقد تکذب العیون اهلَها و لایغشّ العقل من استنصحه" ( #تفکر و اندیشه همچون دیدن با چشم نيست، چرا که گاهی چشم به صاحبش دروغ می گوید ولی #عقل نسبت به کسی که از او راهنمایی بخوا هد غش و خیانت نمی کند) نهج البلاغه، کلمات قصار، 281
📕📕#عصر_مفهومی📕📕
دوره ای در حال تکوین است که به عصر مفهومی نام گرفته است. واکنشی است به عصر تکنولوژی اطلاعات که سرشار از تخصص و علم گرایی افراطی بود .اختلاف های ناشی از قدرتهای به دست آمده از عصر اطلاعات و فناوری، فراوانی و دیجیتالی شدنی بی احساس سبک زندگی، بشر امروز را خسته کرده است.. ازویژگیهاي این عصر، توانایی #همدلی با دیگران، درك ظرایف روابط انسانی، یافتن شادي در خویشتن و برانگیختن آن در دیگران و دستیابی به فراسوي روزمرگی و در طلب #معنا ومقصود بودن است. پی بردن به جزییات و طبقه بندي و تحلیل جزییات، تخصص را در عصر اطلاعات فراهم میکند؛ درحالی که دیدن تصویر کلی و تمرکز بر روابط، ویژگی #عصر_مفهومی است. در عصر مفهومی، عناصر عصر اطلاعات هنوز لازم هستند، اما دیگر کافی نیستند.(شفیعی و منطقی، 1393، توسعه فناوری در عصر مفهوم: تعاریف، مفاهیم و الزامات،ص2-4)
دانیل پینک (1964)پرورش لوازم ششگانه ی ورود به این عصر را عبارت میداند از:
1- طراحی : در این عصر دیگر کافی نیست که محصولی ارزان و با کیفیت باشد؛ بلکه محصول، جذابیت و زیبایی نیز لازم دارد.
2- #داستان : در عصري که اطلاعات و داده در مورد همه چیز وجود دارد؛ استدلال دیگر کافی نیست. ساخت هنرمندانه یک داستان هنگامی زیباست که متقاعدکننده باشد.
3- #همنوایی : تجزیه و تحلیل مهارت عصر اطلاعات است و ترکیب یعنی دیدن تصویر کلی امور، مهارت عصر مفهومی است. دیدن روابط بین رشته هاي ظاهرا نامربوط و تشخیص الگوهاي کلی در اولویت قرار گرفته است.
4- #همدلی : توانایی درك دیگران به صورت حس این که اگر جاي کسی دیگر بودید چه احساسی داشتید و این که از منظر او جهان را تجربه کنید.
5- بازي : انسان بازیگر می تواند همان قدر موثر باشد که انسان عقلانی. بازي اهمیت خود را به سه شکل بازي هاي ویدیویی، شوخ طبعی و دلشادي نشان می دهد. در عصر مفهومی قطب مخالف بازي کار نیست؛ بلکه افسردگی است.
6- #معنا :در دنیاي امروز که همه از سختی هاي روزمره آشفته اند؛ دیگر دغدغه ی اصلی انسان کسب لذت یا اجتناب ازدرد نیست، اهداف والاتري مانند معنا، تعالی وارضاي معنوي مورد نیاز است(ن.ک. پینک،ذهن کامل نو : گذار از عصر اطلاعاتی به عصر مفهومی)
می توان الگوهای آموزشی انواع #تفکر که هم اینک در دنیا به پرورش #مهارتهای_تفکر در #کودکان مشغول هستند را برآمده از این عصر دانست.
به نظر میآید که اواخر دهه ی شصت( 1968) رویکرد جدیدی به #فلسفه در آمریکا در حال رخ دادن بوده است. رویکردی که #لیپمن و #پاول از پیشگامان مشهور آن به حساب می آیند و آن نقد فلسفه ی سنتی به عنوان معرفتی که به بخشی از جامعه تعلق دارد و جایگزین کردن با رویکردهایی که به دنبال همگانی کردن فلسفه و استدلال فلسفی است. این حرکت فلسفه را از انزوا و اختصاص خارج کرده و به متن زندگی مردم وارد می سازد. شاید بتوان آن را جنبشی در راستای بازگشت به حرکتی دانست که #سقراط آن را در یونان آغاز کرد. در واقع بازگشت به آن چه که فلسفه هست و در حقیقت باید باشد( زهرا امّی، "بررسی تطبیقی پیش¬فرض¬های فلسفی در تعلیم و تربیت #تفکر انتقادی با تکیه بر آرای ریچارد پاول و محمدتقی جعفری" ، رساله دکتری، 1395، دانشگاه علامه طباطبایی، ص68).
#سوگیری یعنی جهت گیری ، تمایل داشتن
سوگیری یا بایاس، به معنای خنثی نبودن نسبت به یک پدیده یا رویداد یا باور یا ارزش یا … است
سوگیری به معنای سوءگیری نیست( آنگونه که بعضی به اشتباه چنین پنداشته اند ) و لذا #مغالطه ی توهین ندارد. جهت گیری در پژوهش فعالیت نادرستی نیست. بعضی پژوهش ها باید سوگیری داشته باشد زیرا از منظر خاصی در نظر گرفته شده است.
وقتی میگوییم کانالی بدون سوگیری است یعنی از #منظرگاه های مختلف بر موضوع واحدی توجه شده است. این نگاه نمیگوید که اگر کسی سوگیری کرده است نادرست است. درستی و نادرستی یک روش پژوهش بستگی به مسئله ی پژوهشی و اهداف پژوهشی دارد.
امام موسی بن جعفر(علیه السلام) در حدیثی مفصل به هشام می فرماید : "خداوند بر مردم دو حجت دارد ، حجت ظاهر و حجت باطن. حجت ظاهر همان انبیا و حجت باطن #عقل است" و درهمین حدیث شریف می¬فرماید: "دلیل عقل #تفکر است" ( کافی، ج1 ص16 )
عقل در همه ی متون روایی نقطه ی مقابل جهل است و به قوه ای اطلاق می شود از قوای نفساني که متکفّل تجزیه و تحلیل است . شهید مطهری در ذیل همین روایت میگوید : #عقل در روایات اسلامی، همان نیرو و قوه ی تجزیه وتحلیل است ( تعلیم و تربیت در اسلام، ص276)
اعتبار بخشی رادیکال و افراطی به گزاره های علوم تجربی که تنها از طریق مشاهده ، آزمایش یا محاسبه به دست می آیند و رشد بی رویه ی تکنولوژی باعث شده است که بُعد #کنجکاوی_انتزاعی و غیر عینی اذهان کودکان و نوجوانان نادیده گرفته شود. این أمر موجب تقلیل گرایی در رشد ابعاد مختلف انسان و بالتبع جوامع بشری شده است. سال هاست که نظریه ی پیاژه مبتنی بر عدم توانایی کودکان زیر 12 سال در تفکر انتزاعی، مبنای نظام آموزشی ما قرار گرفته است. آموزش #مونته سوری در پیش دبستانی ها بر همین باور دامن می زند و کودکان را در سطح باورهای عینی محدود می کند. در حالی که كودكان ذاتاً كنجكاوند و هنگامي كه سخن گفتن را ياد بگیرند پرسش های زيادی را آغاز مي‌كنند. اين کنجکاوی محدود به دنياي فيزيكي اطراف نشده، بلكه مفاهيم انتزاعی و امور وراي دنياي مادي را در بر مي گيرد. كم و بيش همه ی والدين با سؤال هایي در زمينه‌ي #هستي_شناسي، #خداشناسي، #خودشناسي و ... از طرف كودكان درگير هستند. اين سؤال ها همراه با رشد كودكان از ساده به پيچيده تبديل مي‌شوند.
قدیمی ترین کتاب فارسی زبان که در باره ی روش #تفکرتأملی یافتم کتابی است به نام" #تفکر خلاق: هدف غایی تعلیم و تربیت" نوشته ی دکتر سید علی اکبر حسینی که در سال #1348 چاپ و نشر یافته است. در این کتاب نویسنده می گوید: روش #تفکرتأملی در تدریس، فرد را توانایی می دهد که به داوری ها و قضاوت های صحیح و معتبری وصول یابد، متداول و مبتذل را از کامل و متعالی تشخیص دهد، خردمندانه شق مطلوب را برگزیند و بهترین و صحیح ترین تصمیمات ممکن را بر اساس اندیشه ای اصولی و نه بر اساس احساسات و سنت های دیرین بگیرد.( ص79)
🌟🌟تربیت اسلامی با توجه به #تفاوتهای_فردی🌟🌟
#علامه_طباطبایی میفرماید: اسلام کسانی را که #فکر سالم داشته، #استعداد درک نظریه های علمی و #استدلالهای_عقلی و #منطقی را دارند، از راه استدلال آزاد، تربیت میکند نه این که نخست، مواد اعتقادی خود را به آنان تحمیل و تلقین نماید و سپس برای دفاع از آنها دلیل و حجت بتراشد. کتاب و سنت از اینگونه استدلالها پر است(معنویت تشیع به ضمیمه چند مقاله دیگر،سیدمحمدحسین طباطبایی،ویراستار: محمد بدیعی ، مقدمه: حسن حسن زاده آملی، ص191 )
عمده ی نگرانی غالب افرادی که برنامه ی #فلسفه_برای_کودکان را در باز بودن بحث و مداخله نکردن معلم به نسبی گرایی محکوم کرده و آن را برای کودکان مخرب می بینند، در مباحث اخلاقی و هنجارهای اجتماعی است. این گروه فکر می کنند که منظور از باز بودن بحث، جانبدارانه قضاوت نکردن و خودداری معلم از #تلقینی عمل کردن، تایید تمام نظریات گفته شده از طرف کودک و تساوی نظریات سازنده و مخرب در ارزش گذاری هاست؛ این در حالی است که لیپمن در کتاب «فلسفه در کلاس درس» چنین موقعیتی را با حساسیت مورد بررسی قرار می دهد و معتقد است که در مورد دیدگاه های مخرب گرچه خیلی هم خلاقانه باشند، باید با قدرت #انتقادی کودکان دیگر ناکارآمدی آن ها تشخیص داده شود؛ حتی اگر توسط کودکان دیگر چنین اتفاقی نیفتاد در این مرحله #تسهیلگر می تواند مستقیما وارد عمل شده و نظر شخصی خود را بیان کند. آنچه که یک #تسهیلگر باید کاملا رعایت کند این است که قبل از اقدام کودکان دیگر وارد عمل نشود و این بخش یعنی ورود ابتدایی قبل از به کارگیری قدرت #انتقادی کودکان دیگر زیانبخش خواهد بود( صفحه249).( ادامه دارد)
به همين لحاظ است كه در عمل داستان‌هاي #ليپمن را خالي از آموزش نمي‌بينيم و همين رخنه ميان مقام عمل و نظر در #ليپمن و پژوهشگران P4C# ناشی از حساسیت های مباحث #اخلاقی است. بنابر این می توانیم لیپمن را (برخلاف سردمداران و پیشقراولان دوره ی پست مدرن)، فضیلت گرا و اخلاقی قلمداد کنیم. به علاوه لیپمن در حرکتی مخالف جریان فزاینده ی غیر دینی جامعه ی خود نیز حرکت کرده است. وی معتقد است که ما نمی توانیم باورهای #مذهبی کودکان را با توجه به اطلاعات فلسفی و علمی نادرست بدانیم؛ زیرا چنین حقایقی که بتوان بر اساس آن عقاید مذهبی را باطل دانست در دست نیست( همان کتاب ص177). ( ادامه دارد)
از طرف دیگر وی خوشایند نمی داند که معلم بکوشد باورهای #مذهبی کودکان را اصلاح کند و آن را بی احترامی به تمامیت عقلی کودکان دانسته و مغایر با درک درست معلم از ماهیت علم، فلسفه و تعلم و تربیت می داند. با توجه به این دو وجهِ مهم است که ليپمن به کارگيري #كندوكاومشترک را فقط در بحث‌هاي علمي و فلسفي توصيه مي‌کند و نه در بحث‌هاي مذهبي و می گوید:« معلمان باید مراقب باشند که تفکر فلسفی، در دست معلم یا دانش آموز، به ابزاری برای بی احترامی به اعتقادات مذهبی برخی افراد تبدیل نشود. تفکر فلسفی باید ابزاری باشد که کودکان به کمک آن بتوانند بنیان هایی محکم تر برای عقاید خود بیابند. در این زمینه وظیفه ی معلم دو چندان است. نباید عقاید کودکان را تغییر داد بلکه باید به آن ها کمک کرد تا پس از #تأمل برای آن چه انتخاب می کنند #دلایلی_محکم تر بیابند و سپس آن را باور کنند و درک شان را نسبت به مسایلی که به عقایدشان مرتبط است، افزایش دهند.» ( همان کتاب ص178)
یکی از فعالان پیشکسوت در آموزش #p4c نکته ی مهم و قابل توجهی را در واکنش به پست های اخیر بنده فرموده اند که توجه به آن ها مسیر آموزش فلسفه برای کودکان را در ایران ،چه در نقش #تسهیلگر و چه اساتید #کارگاه ها، روشن تر می سازد. قبلا از این بزرگوار سپاسگزارم که اجازه دادند مطلبشون رو در کانال بگذارم🌻🌻🌻