انسان ها نادان به دنيا مى آيند نه احمق،
آنها توسط آموزش اشتباه احمق میشوند...
برتراند راسل
آنها توسط آموزش اشتباه احمق میشوند...
برتراند راسل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفکر در آفرینش
یکی از شاهکارهای خلقت این موجود است. ببینید برای جفت گیری چه کار میکند؟!
یکی از شاهکارهای خلقت این موجود است. ببینید برای جفت گیری چه کار میکند؟!
گاهی برای نابودی يک کشور ؛
نیازی به جنگ نیست تنها کافیست
جای افراد آگاه و برجسته
آن کشور را با تعدادى
سياستمدار نادان و احمق عوض کنید!!
چرچیل
نیازی به جنگ نیست تنها کافیست
جای افراد آگاه و برجسته
آن کشور را با تعدادى
سياستمدار نادان و احمق عوض کنید!!
چرچیل
مهندسی فکر برای هوشمندی
گاهی برای نابودی يک کشور ؛ نیازی به جنگ نیست تنها کافیست جای افراد آگاه و برجسته آن کشور را با تعدادى سياستمدار نادان و احمق عوض کنید!! چرچیل
Pooriya Saboor:
یکی از ضعف های ساختاری در سازمانهای ما اینه که به جای انتخاب فردی برای جایگاه شغلی، برای افراد دنبال جایگاه میگردیم. و نیازمندیهای اون شغل رو فدای توانمندی افراد میکنیم.
یکی از ضعف های ساختاری در سازمانهای ما اینه که به جای انتخاب فردی برای جایگاه شغلی، برای افراد دنبال جایگاه میگردیم. و نیازمندیهای اون شغل رو فدای توانمندی افراد میکنیم.
زنگ تفریح
زمان ما کارنامه ها یه نمره ای توش داشت،
الان شده :خوب، بد، عالی.
فکر کنم برای نسل بعد تو تلگرام اولیا پیام میاد اینطوری :
کارنامه فرزند دلبندتون:
ورزش (😀)
هنر(😊)
املا (😳)
فارسي (😔)
جغرافي (😞)
ریاضی (😱😭)
زمان ما کارنامه ها یه نمره ای توش داشت،
الان شده :خوب، بد، عالی.
فکر کنم برای نسل بعد تو تلگرام اولیا پیام میاد اینطوری :
کارنامه فرزند دلبندتون:
ورزش (😀)
هنر(😊)
املا (😳)
فارسي (😔)
جغرافي (😞)
ریاضی (😱😭)
📚📚حکایت
مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم:
خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی. اما در مورد من چی؟
من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟
می دانی جواب گاو چه بود؟ جوابش این بود:
شاید علتش این باشد که: "هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"
مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم:
خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی. اما در مورد من چی؟
من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟
می دانی جواب گاو چه بود؟ جوابش این بود:
شاید علتش این باشد که: "هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"
📚📚حکایت
🌀 ارزش یک ریال معلم!
آقای ناصری فرد، میلیاردر ایرانی است . او بزرگ ترین نخلستان خصوصی جهان را که در آن بیش از 200000 نخل وجود دارد، وقف خیریه کرده و از خرماهای این نخلستان است که در افطاری ماه رمضان از تمام بوشهری ها پذیرایی می شود.
او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است، بازگو می کند .
او می گوید : من در خانواده ای بسیار فقیر زندگی می کردم؛ به حدی که هنگامی از بچه های مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک ریال بیاورند، خانواده ام به رغم گریه های شدید من از پرداخت آن عاجز ماندند.
یک روز قبل از اردو در کلاس به یک سوال درست جواب دادم و معلم من که برازجانی بود، به عنوان جایزه به من یک ریال داد و از بچه ها خواست برایم کف بزنند. غم وغصه من تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک ریال در اردوی مدرسه ثبت نام کردم.
دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار ثروت زیادی به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه کردم.
در این زمان به یاد آن معلم برازجانی افتادم و با خود فکر می کردم که آیا آن یک ریالی که به من داد، صدقه بود یا جایزه؟
به جواب این سوال نرسیدم و با خود گفتم نیتش هر چه بود، من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک ریال چه بود. تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد او را یافتم. در حالی که در زندگیِ سختی به سر می برد و قصد داشت که از آن مکان کوچ کند. بعد از سلام و احوال پرسی به او گفتم:
استاد عزیز، تو دِین بزرگی به گردن من داری.
او گفت : اصلا به گردن کسی دِینی ندارم.
من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت: لابد آمده ای که آن یک ریال را پس بدهی.
من گفتم: آری!
و با اصرار زیاد او را سوار بر ماشین خود نموده و به سمت یکی از ویلا هایم حرکت کردم.
هنگامی که به ویلا رسیدم، به استادم گفتم :
استاد، این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک ریال از من قبول کنی و مادام العمر حقوق ماهیانه ای نزد من داری.
استاد خیلی شگفت زده شد و گفت: اما این خیلی زیاد است.
من گفتم: به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی، نیست. من هنوز هم لذت آن شادی را در درونِ خود احساس می کنم.
🌀 ارزش یک ریال معلم!
آقای ناصری فرد، میلیاردر ایرانی است . او بزرگ ترین نخلستان خصوصی جهان را که در آن بیش از 200000 نخل وجود دارد، وقف خیریه کرده و از خرماهای این نخلستان است که در افطاری ماه رمضان از تمام بوشهری ها پذیرایی می شود.
او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است، بازگو می کند .
او می گوید : من در خانواده ای بسیار فقیر زندگی می کردم؛ به حدی که هنگامی از بچه های مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک ریال بیاورند، خانواده ام به رغم گریه های شدید من از پرداخت آن عاجز ماندند.
یک روز قبل از اردو در کلاس به یک سوال درست جواب دادم و معلم من که برازجانی بود، به عنوان جایزه به من یک ریال داد و از بچه ها خواست برایم کف بزنند. غم وغصه من تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک ریال در اردوی مدرسه ثبت نام کردم.
دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار ثروت زیادی به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه کردم.
در این زمان به یاد آن معلم برازجانی افتادم و با خود فکر می کردم که آیا آن یک ریالی که به من داد، صدقه بود یا جایزه؟
به جواب این سوال نرسیدم و با خود گفتم نیتش هر چه بود، من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک ریال چه بود. تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد او را یافتم. در حالی که در زندگیِ سختی به سر می برد و قصد داشت که از آن مکان کوچ کند. بعد از سلام و احوال پرسی به او گفتم:
استاد عزیز، تو دِین بزرگی به گردن من داری.
او گفت : اصلا به گردن کسی دِینی ندارم.
من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت: لابد آمده ای که آن یک ریال را پس بدهی.
من گفتم: آری!
و با اصرار زیاد او را سوار بر ماشین خود نموده و به سمت یکی از ویلا هایم حرکت کردم.
هنگامی که به ویلا رسیدم، به استادم گفتم :
استاد، این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک ریال از من قبول کنی و مادام العمر حقوق ماهیانه ای نزد من داری.
استاد خیلی شگفت زده شد و گفت: اما این خیلی زیاد است.
من گفتم: به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی، نیست. من هنوز هم لذت آن شادی را در درونِ خود احساس می کنم.
3⃣ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ آﺭﺍﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭ:
ﻗﺪﻡ،
ﻗﻠﻢ،
ﻗﺴﻢ...
3⃣ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ:
ﻟﺒﺎﺱ،
ﺟﺴﻢ،
ﺧﯿﺎﻝ...
3⃣ﺍﺯﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﺎﺭ ﺑﮕﯿﺮ:
تفکر،
تلاش،
ﺻﺒﺮ...
3⃣سه کار را هیچ وقت نکن:
نامردی،
دروغ،
غیبت...
3⃣ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻧﮑﻦ:
ﻗﻠﺐ،
ﺯﺑﺎﻥ،
ﭼﺸﻢ...
3⃣ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ:
ﺧﺪﺍ،
ﻣﺮﮒ،
ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺏ...
🌺🌺🌺
ﻗﺪﻡ،
ﻗﻠﻢ،
ﻗﺴﻢ...
3⃣ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ:
ﻟﺒﺎﺱ،
ﺟﺴﻢ،
ﺧﯿﺎﻝ...
3⃣ﺍﺯﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﺎﺭ ﺑﮕﯿﺮ:
تفکر،
تلاش،
ﺻﺒﺮ...
3⃣سه کار را هیچ وقت نکن:
نامردی،
دروغ،
غیبت...
3⃣ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻧﮑﻦ:
ﻗﻠﺐ،
ﺯﺑﺎﻥ،
ﭼﺸﻢ...
3⃣ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ:
ﺧﺪﺍ،
ﻣﺮﮒ،
ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺏ...
🌺🌺🌺
✨🌼يک جمله زيبا از نلسون ماندلا:
🍃💚نقص يا کمبود زيبايي در چهره يک فرد را؛
اخلاق خوب تکميل ميکند...
🍃💛اما کمبود يا نبود اخلاق را؛
هيچ چهره ي زيبايي نمي تواند تکميل کند...
🍃💙پايه و بناي شخصيت انسان ها،
بر کردارشان ميباشد..
🍃❤️و زيباترين شخصيت ها،
متعلق به خوش اخلاق ترين انسان هاست...
🍃💚نقص يا کمبود زيبايي در چهره يک فرد را؛
اخلاق خوب تکميل ميکند...
🍃💛اما کمبود يا نبود اخلاق را؛
هيچ چهره ي زيبايي نمي تواند تکميل کند...
🍃💙پايه و بناي شخصيت انسان ها،
بر کردارشان ميباشد..
🍃❤️و زيباترين شخصيت ها،
متعلق به خوش اخلاق ترين انسان هاست...
یکی از معضلات اساسی جامعه ما از زبان یکی از اساتید دانشگاه تهران:
در این جامعه متاسفانه احساس سیری و بی نیازی هم بر دردهای جامعه علمی و عمومی مان اضافه شده است و افراد احساس نیاز ندارند چون احساس سیری کاذب درونشان تقویت شده است...
در این جامعه متاسفانه احساس سیری و بی نیازی هم بر دردهای جامعه علمی و عمومی مان اضافه شده است و افراد احساس نیاز ندارند چون احساس سیری کاذب درونشان تقویت شده است...
يک سؤال حياتى: مشکل عدم درک وجود مشکل چگونه قابل حل است؟
اگر اصلا ندانیم یا نتوانیم وجود یک مشکل را درک کنیم چه اتفاقی می افتد؟
در چنین حالتی نیاز به مهندسی فکر بیش از پیش مشخص میشود.
عمق بدبختی در این مساله خلاصه میشود.
اگر اصلا ندانیم یا نتوانیم وجود یک مشکل را درک کنیم چه اتفاقی می افتد؟
در چنین حالتی نیاز به مهندسی فکر بیش از پیش مشخص میشود.
عمق بدبختی در این مساله خلاصه میشود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنگ تفریح: بدون شرح
حکایت:
امتحان پایانى درس فلسفه بود
استاد فقط یك سؤال مطرح كرده بود!
سؤال این بود : شما چگونه مىتوانید مرا متقاعد كنید كه صندلى جلوى شما نامرئى است؟
تقریباً یك ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخهاى خود را در برگه امتحانىشان بنویسند، به غیر از یك دانشجوى تنبل که تنها 10 ثانیه طول كشید تا جواب را بنویسد!
چند روز بعد كه استاد نمرههاى دانشجویان را اعلام كرد،آن دانشجوى تنبل بالاترین نمره كلاس را گرفته بود!
او در جواب فقط نوشته بود : كدام صندلى؟
اغلب مسائل به سادگی پاسخ داده میشوند اما ما عادت داریم آن ها را برای خود سخت کنیم ...!!!
امتحان پایانى درس فلسفه بود
استاد فقط یك سؤال مطرح كرده بود!
سؤال این بود : شما چگونه مىتوانید مرا متقاعد كنید كه صندلى جلوى شما نامرئى است؟
تقریباً یك ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخهاى خود را در برگه امتحانىشان بنویسند، به غیر از یك دانشجوى تنبل که تنها 10 ثانیه طول كشید تا جواب را بنویسد!
چند روز بعد كه استاد نمرههاى دانشجویان را اعلام كرد،آن دانشجوى تنبل بالاترین نمره كلاس را گرفته بود!
او در جواب فقط نوشته بود : كدام صندلى؟
اغلب مسائل به سادگی پاسخ داده میشوند اما ما عادت داریم آن ها را برای خود سخت کنیم ...!!!
⚙⚙درسهایی از مهندسی فکر:
🔓بعضی وقتا توی زندگی راه حل مشکلات جاییه که اصلا فکرشو نمیکنیم.
یکی از این جاها که اتفاقا خیلی هم باهاش درگیر هستیم و حواسمون بهش نیست تفکرات خودمونه.👌
مهندسی فکر دقیقا این مشکل رو کشف میکنه و برای اون یک راه حل کاربردی ارائه میده. 🔍
با مهندسی فکر دیگه چیزی به اسم مشکل معنی نداره!🎯
🔓بعضی وقتا توی زندگی راه حل مشکلات جاییه که اصلا فکرشو نمیکنیم.
یکی از این جاها که اتفاقا خیلی هم باهاش درگیر هستیم و حواسمون بهش نیست تفکرات خودمونه.👌
مهندسی فکر دقیقا این مشکل رو کشف میکنه و برای اون یک راه حل کاربردی ارائه میده. 🔍
با مهندسی فکر دیگه چیزی به اسم مشکل معنی نداره!🎯
در حضور خارها هم میشود
یک یاس بود . . .
در هیاهوی مترسکها
پر از احساس بود . . .
می شود حتی
برای دیدن پروانه ها . . .
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود . . .
دست در دست پرنده . . .
بال در بال نسیم . .
ساقه های هرز این اندیشه ها را
داس بود . . .
کاش می شد
حرفی از " ای کاش "
ها هرگز نبود . . .
هر چه بود احساس بود و
عشق بود و
یاس بود . . .!
یک یاس بود . . .
در هیاهوی مترسکها
پر از احساس بود . . .
می شود حتی
برای دیدن پروانه ها . . .
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود . . .
دست در دست پرنده . . .
بال در بال نسیم . .
ساقه های هرز این اندیشه ها را
داس بود . . .
کاش می شد
حرفی از " ای کاش "
ها هرگز نبود . . .
هر چه بود احساس بود و
عشق بود و
یاس بود . . .!
⁉️سؤال:
بزرگترین درد زندگی انسان چیست؟
آیا تا به حال به آن فکر کردید؟
در مقابل، بزرگترین لذت چیست؟
به این سؤالها عمیق فکر کنید!
مهندسی فکر؛ یک نظام، بینهایت تغییر
بزرگترین درد زندگی انسان چیست؟
آیا تا به حال به آن فکر کردید؟
در مقابل، بزرگترین لذت چیست؟
به این سؤالها عمیق فکر کنید!
مهندسی فکر؛ یک نظام، بینهایت تغییر
✨🌼يک جمله زيبا از نلسون ماندلا:
🍃💚نقص يا کمبود زيبايي در چهره يک فرد را؛
اخلاق خوب تکميل ميکند...
🍃💛اما کمبود يا نبود اخلاق را؛
هيچ چهره ي زيبايي نمي تواند تکميل کند...
🍃💙پايه و بناي شخصيت انسان ها،
بر کردارشان ميباشد..
🍃❤️و زيباترين شخصيت ها،
متعلق به خوش اخلاق ترين انسان هاست...
🍃💚نقص يا کمبود زيبايي در چهره يک فرد را؛
اخلاق خوب تکميل ميکند...
🍃💛اما کمبود يا نبود اخلاق را؛
هيچ چهره ي زيبايي نمي تواند تکميل کند...
🍃💙پايه و بناي شخصيت انسان ها،
بر کردارشان ميباشد..
🍃❤️و زيباترين شخصيت ها،
متعلق به خوش اخلاق ترين انسان هاست...
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
فرصتها رمز کلیدی موفقیت هستند
@THINKING_ENGINEERING
@THINKING_ENGINEERING
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
موفقیت زاییده تفکر شماست. پس تلاش کنید تا تفکر شما در سطح موفقیتی باشد که به دنبال آن هستید. در غیر این صورت موفقیتی شکل نمیگیرد.
@thinking_engineering
@thinking_engineering
بعد از کسب کمی تجربه در این جامعه متوجه شدم که به ندرت کسی به دنبال تغییر و پیشرفت است و تنبلی، رفاه زدگی و بینشهای نادرست ریشههای این جامعه را فاسد کرده است. هیچ خواست جمعی برای ارتقا و پیشرفت دیده نمیشود و همچنان به دور خودمان میچرخیم و در عین حال به زمین و زمان ناسزا میگوییم.
این از خندهدار ترین و تلخترین واقعیتهایی است که با آن روبرو هستیم!
این از خندهدار ترین و تلخترین واقعیتهایی است که با آن روبرو هستیم!