اگر برای ساختن زندگیای که دوست داری وقت نگذاری،
در نهایت مجبور میشوی وقت زیادی را
برای زندگیای که دوست نداری صرف کنی و همیشه با آن زندگی کنی
@thinking_engineering
در نهایت مجبور میشوی وقت زیادی را
برای زندگیای که دوست نداری صرف کنی و همیشه با آن زندگی کنی
@thinking_engineering
چرا انسانها کارهای خود را نیمهکاره رها میکنند؟
@thinking_engineering
@thinking_engineering
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
کسی که به خودش دروغ میگوید ...
@thinking_engineering
@thinking_engineering
#مدیریت_زمان (٣)
یک کارشناس مدیریت زمان که در حال صحبت برای عدهای از مدیران بود برای تفهیم موضوع، مثالی بهکار برد که حاضران هیچوقت آن را فراموش نخواهند کرد...
او همانطور که روبروی این گروه از مدیران ممتاز نشسته بود، یک کوزه سنگی دهان گشاد را از زیر میز بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت. پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ که هر کدام به اندازه یک مشت بود را یک به یک و با دقت درون کوزه چید. وقتی که کوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمیگرفت از مدیران پرسید: آیا کوزه پر شده است؟ همگی یک صدا گفتند: بله.
او سپس یک سطل شن از زیر میزش بیرون آورد. مقداری از شنها را روی سنگها داخل کوزه ریخت و کوزه را تکان داد تا دانههای شن خود را در فضای خالی بین سنگها جای دهند. بار دیگر پرسید: آیا کوزه پر است؟ این بار جمع از او جلوتر بود. یکی از مدیران پاسخ داد: احتمالا نه. او گفت: خوب است و پس از آن رو به جمع کرد و گفت: چه کسی میتواند بگوید نکته این مثال در چه بود؟ یکی از مدیران مشتاقانه دستش را بلند کرد و گفت: این مثال میخواهد به ما بگوید که برنامه زمانی ما هر قدر هم که پر و فشرده باشد اگر واقعا" سخت تلاش کنیم همیشه میتوانیم کارهای بیشتری در آن بگنجانیم.
استاد پاسخ داد: نکته این نیست. حقیقتی که این مثال به ما میآموزد این است که اگر سنگهای بزرگ را اول نگذارید، هیچگاه فرصت پرداختن به آنها را نخواهید یافت.
@thinking_engineering
یک کارشناس مدیریت زمان که در حال صحبت برای عدهای از مدیران بود برای تفهیم موضوع، مثالی بهکار برد که حاضران هیچوقت آن را فراموش نخواهند کرد...
او همانطور که روبروی این گروه از مدیران ممتاز نشسته بود، یک کوزه سنگی دهان گشاد را از زیر میز بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت. پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ که هر کدام به اندازه یک مشت بود را یک به یک و با دقت درون کوزه چید. وقتی که کوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمیگرفت از مدیران پرسید: آیا کوزه پر شده است؟ همگی یک صدا گفتند: بله.
او سپس یک سطل شن از زیر میزش بیرون آورد. مقداری از شنها را روی سنگها داخل کوزه ریخت و کوزه را تکان داد تا دانههای شن خود را در فضای خالی بین سنگها جای دهند. بار دیگر پرسید: آیا کوزه پر است؟ این بار جمع از او جلوتر بود. یکی از مدیران پاسخ داد: احتمالا نه. او گفت: خوب است و پس از آن رو به جمع کرد و گفت: چه کسی میتواند بگوید نکته این مثال در چه بود؟ یکی از مدیران مشتاقانه دستش را بلند کرد و گفت: این مثال میخواهد به ما بگوید که برنامه زمانی ما هر قدر هم که پر و فشرده باشد اگر واقعا" سخت تلاش کنیم همیشه میتوانیم کارهای بیشتری در آن بگنجانیم.
استاد پاسخ داد: نکته این نیست. حقیقتی که این مثال به ما میآموزد این است که اگر سنگهای بزرگ را اول نگذارید، هیچگاه فرصت پرداختن به آنها را نخواهید یافت.
@thinking_engineering
مهندسی فکر برای هوشمندی
#مدیریت_زمان (٣) یک کارشناس مدیریت زمان که در حال صحبت برای عدهای از مدیران بود برای تفهیم موضوع، مثالی بهکار برد که حاضران هیچوقت آن را فراموش نخواهند کرد... او همانطور که روبروی این گروه از مدیران ممتاز نشسته بود، یک کوزه سنگی دهان گشاد را از زیر میز…
بر اساس مرحله چهارم مهندسي فكر، اولويت هاى بزرگ تر، فضاي فكرى بيشتري اشغال مى كنند و لازم است به آن ها پرداخته شود. در اين مثال به شكل عملى، تطبيق اين قضيه را شاهد هستيم
@thinking_engineering
@thinking_engineering
انسانها دو دستهاند
دسته اول کسانی هستند که چالشها، آنها را محدود میکند.
دسته دوم کسانی هستند که محدودیتها را به چالش میکشند.
این محدودیتها غالبا در تفکر شکل گرفته است!
@thinking_engineering
دسته اول کسانی هستند که چالشها، آنها را محدود میکند.
دسته دوم کسانی هستند که محدودیتها را به چالش میکشند.
این محدودیتها غالبا در تفکر شکل گرفته است!
@thinking_engineering
#حکایت: برداشت آزاد
🔅پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود.
روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟! سرانجام یکی از نقاشان گفت که میتواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوقالعاده بود و همه را غافلگیر کرد.
او پادشاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانهگیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده!
آیا ما می توانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؟
@thinking_engineering
🔅پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود.
روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟! سرانجام یکی از نقاشان گفت که میتواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوقالعاده بود و همه را غافلگیر کرد.
او پادشاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانهگیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده!
آیا ما می توانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؟
@thinking_engineering
مهندسی فکر برای هوشمندی
#حکایت: برداشت آزاد 🔅پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود. روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی…
کاترین پاندر میگوید: ندیدن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت دیگران میتواند حال ما را خوب و روانمان را آرام کند.
تغییر زاویه دید یکی از مهارتهای مهم ذهنی است.
این نوع نگرش، مهارتی آموختنی است و با تمرین، در ذهن ما نهادینه می شود.
هرچند که باید توجه داشت بر اساس قواعد مهندسی فکر، تعیین نوع نگرش به تنهایی توجیه پذیر نبوده و نیازمند شکلگیری مراحل دیگر مهندسی فکر است تا نتایج به دست آمده متناسب با نیازها باشد
@thinking_engineering
@thinking_engineering
تغییر زاویه دید یکی از مهارتهای مهم ذهنی است.
این نوع نگرش، مهارتی آموختنی است و با تمرین، در ذهن ما نهادینه می شود.
هرچند که باید توجه داشت بر اساس قواعد مهندسی فکر، تعیین نوع نگرش به تنهایی توجیه پذیر نبوده و نیازمند شکلگیری مراحل دیگر مهندسی فکر است تا نتایج به دست آمده متناسب با نیازها باشد
@thinking_engineering
@thinking_engineering
#تلنگر
جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان میبرد.
دست اندازها نعمت بزرگی هستند
@thinking_engineering
جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان میبرد.
دست اندازها نعمت بزرگی هستند
@thinking_engineering
✖️چرا آشغال ميريزي؟
- چون احمقم
- چون شهرم برام مهم نیست
- چون هنوزم مامانم گند كاریهام رو
- پشت سرم جمع میکنه
- همه موارد
@thinking_engineering
- چون احمقم
- چون شهرم برام مهم نیست
- چون هنوزم مامانم گند كاریهام رو
- پشت سرم جمع میکنه
- همه موارد
@thinking_engineering
اگر بيشعوری درد داشت باز هم يك عدهاى مسكن میخوردند و به كارشان ادامه میدادند.
@thinking_engineering
@thinking_engineering
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفکر در حیوانات:
عکسالعمل حیوانات نسبت به کسی که نجاتشان داده یا محبتی در حقشان انجام داده است.
@thinking_engineering
عکسالعمل حیوانات نسبت به کسی که نجاتشان داده یا محبتی در حقشان انجام داده است.
@thinking_engineering
📚📚 حکایت
الاغی دعا کرد ؛
صاحبش بمیرد تا از زندگی خرآنه
خود خلاصی یابد ....
صاحب ، فکر الاغ را خواند و گفت :
ای خر !!
با مرگ من ، شخص دیگری تو را میخرد و صاحب می شود
برای رهایی خویش ، دعا کن که
از خریت خود ، بیرون شوی .....
از مثنوی معنوی مولانا
همه آزادی میخواهند بی آنکه
بدانند اسارت چیست!
اسارت به میله های دورت نیست.
به حصارهای دور تفکرت است!
@thinking_engineering
الاغی دعا کرد ؛
صاحبش بمیرد تا از زندگی خرآنه
خود خلاصی یابد ....
صاحب ، فکر الاغ را خواند و گفت :
ای خر !!
با مرگ من ، شخص دیگری تو را میخرد و صاحب می شود
برای رهایی خویش ، دعا کن که
از خریت خود ، بیرون شوی .....
از مثنوی معنوی مولانا
همه آزادی میخواهند بی آنکه
بدانند اسارت چیست!
اسارت به میله های دورت نیست.
به حصارهای دور تفکرت است!
@thinking_engineering