یک نگاه عمیق:
با تفکر صحیح تهدیدها را به فرصت تبدیل کنید. میتوان از هر مشکل یک فرصت ساخت برای پیشرفت. هر چی مشکلات بزرگتر باشند شما باهوشتر میشوید به شرطی که بخواهید و برای آن تلاش کنید.
چالشها برای تسلیم شدن ما به وجود نیامدند،
آمدند تا به ما تلنگر بزنند، تا ما نخوابیم، تا خودمان را قویتر کنیم
@thinking_engineering
با تفکر صحیح تهدیدها را به فرصت تبدیل کنید. میتوان از هر مشکل یک فرصت ساخت برای پیشرفت. هر چی مشکلات بزرگتر باشند شما باهوشتر میشوید به شرطی که بخواهید و برای آن تلاش کنید.
چالشها برای تسلیم شدن ما به وجود نیامدند،
آمدند تا به ما تلنگر بزنند، تا ما نخوابیم، تا خودمان را قویتر کنیم
@thinking_engineering
#مهندسی_فکر_و_تغییر (۸)
روش ایجاد سختترین تغییرها با متد مهندسی فکر
شکلگیری یک دید کلی و جزئی نسبت به مسأله تغییر
@thinking_engineering
روش ایجاد سختترین تغییرها با متد مهندسی فکر
شکلگیری یک دید کلی و جزئی نسبت به مسأله تغییر
@thinking_engineering
شايد اين داستان رو قبلا خونده باشيد ولي باز هم ارزش خوندن داره
💠پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز میفروشند رفت…
مدیر فروشگاه به او گفت: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیرم.
در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است؟
پسر پاسخ داد که یک مشتری!
مدیر با ناراحتی گفت: تنها یک مشتری…؟ بی تجربه ترین متقاضیان کار در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
پسر گفت: ۱۳۴,۹۹۹٫۵۰ دلار
مدیر فریاد کشید: ۱۳۴,۹۹۹٫۵۰ دلار ؟😟
مگه چی فروختی؟
پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه. بعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟
گفت: خلیج پشتی
من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم!
بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟
که گفت: هوندا سیویک.
من هم یک بلیزر دبلیو دی۴ به او پیشنهاد دادم که او هم خرید...
مدیر میگه اون اومده بود قلاب ماهیگیری بخره تو بهش قایق و بلیزر فروختی؟
میگه نه، اومده بود قرص سردرد بخره من بهش پیشنهاد کردم بره ماهیگیری برای سردردش خوبه!
و اين سرنوشت انسانهای بزرگ و نابغه است.
"کارل استوارت"
صاحب بزرگترين هایپر مارکتهای بزرگ دنیا
@thinking_engineering
💠پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز میفروشند رفت…
مدیر فروشگاه به او گفت: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیرم.
در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است؟
پسر پاسخ داد که یک مشتری!
مدیر با ناراحتی گفت: تنها یک مشتری…؟ بی تجربه ترین متقاضیان کار در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
پسر گفت: ۱۳۴,۹۹۹٫۵۰ دلار
مدیر فریاد کشید: ۱۳۴,۹۹۹٫۵۰ دلار ؟😟
مگه چی فروختی؟
پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه. بعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟
گفت: خلیج پشتی
من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم!
بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟
که گفت: هوندا سیویک.
من هم یک بلیزر دبلیو دی۴ به او پیشنهاد دادم که او هم خرید...
مدیر میگه اون اومده بود قلاب ماهیگیری بخره تو بهش قایق و بلیزر فروختی؟
میگه نه، اومده بود قرص سردرد بخره من بهش پیشنهاد کردم بره ماهیگیری برای سردردش خوبه!
و اين سرنوشت انسانهای بزرگ و نابغه است.
"کارل استوارت"
صاحب بزرگترين هایپر مارکتهای بزرگ دنیا
@thinking_engineering
می گویند زمان، آدمها را عوض میکند،
اشتباه نکنيد..!
"زمان "
حقیقت آدمها را روشن می سازد..
"زمان"
قیمت رفاقت ها را معلوم می کند..
"زمان "
راستی را از دروغ جدا مى سازد،،،
"زمان"
مرام انسانها را بى پرده نشان مى دهد
"زمان "
هرگز آدمها را عوض نمی کند !
@thinking_engineering
اشتباه نکنيد..!
"زمان "
حقیقت آدمها را روشن می سازد..
"زمان"
قیمت رفاقت ها را معلوم می کند..
"زمان "
راستی را از دروغ جدا مى سازد،،،
"زمان"
مرام انسانها را بى پرده نشان مى دهد
"زمان "
هرگز آدمها را عوض نمی کند !
@thinking_engineering
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفکر در آفرینش: خاکبرداری یک جاندار و ساخت لانه
@thinking_engineering
@thinking_engineering
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
مرگ در اثر آلودگی هوا در تهران در 10 سال گذشته 2 برابر شده و به سالی 20 هزار نفر رسیده
گویی که هر هفته یک هواپیمای ۵۰۰ نفری در تهران سقوط میکند بدون اینکه توجه کسی را جلب کند !
اتفاقات زيادي از اين دست اطراف ما مي افتد كه به دليل نوع نگاهمان، متوجه آنها نيستيم
@thinking_engineering
گویی که هر هفته یک هواپیمای ۵۰۰ نفری در تهران سقوط میکند بدون اینکه توجه کسی را جلب کند !
اتفاقات زيادي از اين دست اطراف ما مي افتد كه به دليل نوع نگاهمان، متوجه آنها نيستيم
@thinking_engineering
با سلام خدمت همراهان محترم كانال مهندسى فكر.
موضوعاتى كه در كانال مطرح مى شود هر كدام به نوعى با تفكر و مهندسى فكر مرتبط هستند كه شايد در اولين برخورد با آن ها به اين مسأله پى نبريم. بنابراين لازم است تا براى كشف رابطه اين مسائل و مهندسى فكر به تفكر آگاهانه بپردازيم و اين سؤال را مطرح كنيم كه اين مسأله چه ارتباطى با تفكر دارد و اين ارتباط چگونه است؟ اين سؤالات افق هاى جديدى را براى انسان و تفكر او باز مى كند.
@thinking_engineering
موضوعاتى كه در كانال مطرح مى شود هر كدام به نوعى با تفكر و مهندسى فكر مرتبط هستند كه شايد در اولين برخورد با آن ها به اين مسأله پى نبريم. بنابراين لازم است تا براى كشف رابطه اين مسائل و مهندسى فكر به تفكر آگاهانه بپردازيم و اين سؤال را مطرح كنيم كه اين مسأله چه ارتباطى با تفكر دارد و اين ارتباط چگونه است؟ اين سؤالات افق هاى جديدى را براى انسان و تفكر او باز مى كند.
@thinking_engineering
لحظه ها ميگذرند... دريابيدشان
@thinking_engineering
@thinking_engineering
تا زمانی که دریا راهی به درون کشتی پیدا نکرده است، خطری ندارد!
افکار منفی دیگران نیز برای ما خطری ندارند؛ مگر اینکه اجازه دهیم وارد ذهنمان شوند و بر اساس آنها زندگى كنيم.
@thinking_engineering
افکار منفی دیگران نیز برای ما خطری ندارند؛ مگر اینکه اجازه دهیم وارد ذهنمان شوند و بر اساس آنها زندگى كنيم.
@thinking_engineering
اگر برای ساختن زندگیای که دوست داری وقت نگذاری،
در نهایت مجبور میشوی وقت زیادی را
برای زندگیای که دوست نداری صرف کنی و همیشه با آن زندگی کنی
@thinking_engineering
در نهایت مجبور میشوی وقت زیادی را
برای زندگیای که دوست نداری صرف کنی و همیشه با آن زندگی کنی
@thinking_engineering
چرا انسانها کارهای خود را نیمهکاره رها میکنند؟
@thinking_engineering
@thinking_engineering
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
کسی که به خودش دروغ میگوید ...
@thinking_engineering
@thinking_engineering
#مدیریت_زمان (٣)
یک کارشناس مدیریت زمان که در حال صحبت برای عدهای از مدیران بود برای تفهیم موضوع، مثالی بهکار برد که حاضران هیچوقت آن را فراموش نخواهند کرد...
او همانطور که روبروی این گروه از مدیران ممتاز نشسته بود، یک کوزه سنگی دهان گشاد را از زیر میز بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت. پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ که هر کدام به اندازه یک مشت بود را یک به یک و با دقت درون کوزه چید. وقتی که کوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمیگرفت از مدیران پرسید: آیا کوزه پر شده است؟ همگی یک صدا گفتند: بله.
او سپس یک سطل شن از زیر میزش بیرون آورد. مقداری از شنها را روی سنگها داخل کوزه ریخت و کوزه را تکان داد تا دانههای شن خود را در فضای خالی بین سنگها جای دهند. بار دیگر پرسید: آیا کوزه پر است؟ این بار جمع از او جلوتر بود. یکی از مدیران پاسخ داد: احتمالا نه. او گفت: خوب است و پس از آن رو به جمع کرد و گفت: چه کسی میتواند بگوید نکته این مثال در چه بود؟ یکی از مدیران مشتاقانه دستش را بلند کرد و گفت: این مثال میخواهد به ما بگوید که برنامه زمانی ما هر قدر هم که پر و فشرده باشد اگر واقعا" سخت تلاش کنیم همیشه میتوانیم کارهای بیشتری در آن بگنجانیم.
استاد پاسخ داد: نکته این نیست. حقیقتی که این مثال به ما میآموزد این است که اگر سنگهای بزرگ را اول نگذارید، هیچگاه فرصت پرداختن به آنها را نخواهید یافت.
@thinking_engineering
یک کارشناس مدیریت زمان که در حال صحبت برای عدهای از مدیران بود برای تفهیم موضوع، مثالی بهکار برد که حاضران هیچوقت آن را فراموش نخواهند کرد...
او همانطور که روبروی این گروه از مدیران ممتاز نشسته بود، یک کوزه سنگی دهان گشاد را از زیر میز بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت. پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ که هر کدام به اندازه یک مشت بود را یک به یک و با دقت درون کوزه چید. وقتی که کوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمیگرفت از مدیران پرسید: آیا کوزه پر شده است؟ همگی یک صدا گفتند: بله.
او سپس یک سطل شن از زیر میزش بیرون آورد. مقداری از شنها را روی سنگها داخل کوزه ریخت و کوزه را تکان داد تا دانههای شن خود را در فضای خالی بین سنگها جای دهند. بار دیگر پرسید: آیا کوزه پر است؟ این بار جمع از او جلوتر بود. یکی از مدیران پاسخ داد: احتمالا نه. او گفت: خوب است و پس از آن رو به جمع کرد و گفت: چه کسی میتواند بگوید نکته این مثال در چه بود؟ یکی از مدیران مشتاقانه دستش را بلند کرد و گفت: این مثال میخواهد به ما بگوید که برنامه زمانی ما هر قدر هم که پر و فشرده باشد اگر واقعا" سخت تلاش کنیم همیشه میتوانیم کارهای بیشتری در آن بگنجانیم.
استاد پاسخ داد: نکته این نیست. حقیقتی که این مثال به ما میآموزد این است که اگر سنگهای بزرگ را اول نگذارید، هیچگاه فرصت پرداختن به آنها را نخواهید یافت.
@thinking_engineering
مهندسی فکر برای هوشمندی
#مدیریت_زمان (٣) یک کارشناس مدیریت زمان که در حال صحبت برای عدهای از مدیران بود برای تفهیم موضوع، مثالی بهکار برد که حاضران هیچوقت آن را فراموش نخواهند کرد... او همانطور که روبروی این گروه از مدیران ممتاز نشسته بود، یک کوزه سنگی دهان گشاد را از زیر میز…
بر اساس مرحله چهارم مهندسي فكر، اولويت هاى بزرگ تر، فضاي فكرى بيشتري اشغال مى كنند و لازم است به آن ها پرداخته شود. در اين مثال به شكل عملى، تطبيق اين قضيه را شاهد هستيم
@thinking_engineering
@thinking_engineering
انسانها دو دستهاند
دسته اول کسانی هستند که چالشها، آنها را محدود میکند.
دسته دوم کسانی هستند که محدودیتها را به چالش میکشند.
این محدودیتها غالبا در تفکر شکل گرفته است!
@thinking_engineering
دسته اول کسانی هستند که چالشها، آنها را محدود میکند.
دسته دوم کسانی هستند که محدودیتها را به چالش میکشند.
این محدودیتها غالبا در تفکر شکل گرفته است!
@thinking_engineering
#حکایت: برداشت آزاد
🔅پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود.
روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟! سرانجام یکی از نقاشان گفت که میتواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوقالعاده بود و همه را غافلگیر کرد.
او پادشاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانهگیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده!
آیا ما می توانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؟
@thinking_engineering
🔅پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود.
روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟! سرانجام یکی از نقاشان گفت که میتواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوقالعاده بود و همه را غافلگیر کرد.
او پادشاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانهگیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده!
آیا ما می توانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؟
@thinking_engineering
مهندسی فکر برای هوشمندی
#حکایت: برداشت آزاد 🔅پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود. روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی…
کاترین پاندر میگوید: ندیدن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت دیگران میتواند حال ما را خوب و روانمان را آرام کند.
تغییر زاویه دید یکی از مهارتهای مهم ذهنی است.
این نوع نگرش، مهارتی آموختنی است و با تمرین، در ذهن ما نهادینه می شود.
هرچند که باید توجه داشت بر اساس قواعد مهندسی فکر، تعیین نوع نگرش به تنهایی توجیه پذیر نبوده و نیازمند شکلگیری مراحل دیگر مهندسی فکر است تا نتایج به دست آمده متناسب با نیازها باشد
@thinking_engineering
@thinking_engineering
تغییر زاویه دید یکی از مهارتهای مهم ذهنی است.
این نوع نگرش، مهارتی آموختنی است و با تمرین، در ذهن ما نهادینه می شود.
هرچند که باید توجه داشت بر اساس قواعد مهندسی فکر، تعیین نوع نگرش به تنهایی توجیه پذیر نبوده و نیازمند شکلگیری مراحل دیگر مهندسی فکر است تا نتایج به دست آمده متناسب با نیازها باشد
@thinking_engineering
@thinking_engineering
#تلنگر
جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان میبرد.
دست اندازها نعمت بزرگی هستند
@thinking_engineering
جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان میبرد.
دست اندازها نعمت بزرگی هستند
@thinking_engineering