Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی (thinking engineering)
وقتی برنامه های شعبده بازی رو نگاه میکنم متوجه نکته خوبی میشم:
مردم برای کسی دست میزنن که گیجشون میکنه؛ نه آگاهشون!! @thinking_engineering
مردم برای کسی دست میزنن که گیجشون میکنه؛ نه آگاهشون!! @thinking_engineering
🌸🌸🌸🍀🍀🍀🌸🌸🌸
تفكر در رابطه با يك وضعيت فرهنگى و اجتماعى در ايران: نياز به توجه و دقت بدون قضاوت قبلى
ایران؛ دو ملت زیر سایه یک خدا .....
سالها پیش بعد از انتخابات آمریکا، سرمقاله ای در یکی از روزنامه های معتبر آمریکا چاپ شد به نام دو ملت زیر سایه خدا.
مضمون آن نوشته این بود که انگار دو طیف کاملا متفاوت، دو ملت با دو ریشه کاملا متفاوت در آمریکا زندگی می کنند. دو ملتی که گاه حرف یکدیگر را متوجه نمی شوند. ظاهرا ما نیز در ایران با چنین پدیده ای روبرو هستیم. شکافی عمیق در جامعه ما در حال شکل گیری است. شاید کسی رویش نشود آن را علنی کند و به آن بپردازد. اما بگذارید صادقانه با مسایل راهبردی جامعه مان روبرو شویم:
این شکاف باعث شده دو ملت زیرسایه یک خدا شکل بگیرند. شکافی که هر ساله گسترده تر و عمیق تر می شود و نگرانی آنجاست که #خشونتهای_کلامی امروزی در بلندمدت به #خشونتهای_فیزیکی تبدیل شود.
هر ساله با نزدیکی ایام #محرم شاهد چالشی بین دو بخش جامعه هستیم.
👈بخشی معتقدند هزینه هایی که برای محرم انجام می شود، بیهوده و بهتر است که این هزینه ها صرف امور نیکوکارانه و عام المنفعه گردد و گاهی آنان که در این راه هزینه می کنند را به بی خردی، سطحی نگری و قدیمی بودن متهم می کنند...
👈و بالعکس کسانی که زمان و سرمایه خود را صرف این امور می کنند، طرف مقابل را به حذف سنتهایی همچون نوروز، یلدا و یا حتی تعطیلی موزه ها و نگارخانه ها دعوت می کنند و می گویند هزینه های چنین مراسمی را صرف امور خیریه کنید و طرف مقابل را گاهی بی دین، بی ریشه و غرب زده قلمداد می کنند.
👈آیا می شود این چالش را حل کرد؟
به نظرم می شود!
فکر می کنم همه ما بر دو باور مشترکیم:
1) تداوم جامعه در گرو حفظ فرهنگ مشترک از جمله آیین و رسوم آن جامعه است وگرنه ممکن است نسل بعدی هیچ چیز مشترکی با نسل قبلی خود نداشته باشد. حذف هر قطعه از این پازل می تواند آینده فرهنگی فرزندان ما را به خطر بیندازد و آنان را به نسلی بی هویت تبدیل کند و مشکلاتی از جمله تضاد، تعرض و خشونت را تسهیل کند.
2) عقلانیت حکم می کند، برای هر مساله ای هزینه-فایده کنیم. بدین معنا که از خود بپرسیم👈 مجموع منافعی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم از یک اقدام/آیین/مراسم به ما و جامعه ما می رسد در برابر مجموع هزینه های آن، چه میزان است؟
آنگاه درخواهیم یافت صرف هزینه ها چه برای مراسم ملی و چه برای مراسم مذهبی درست است یا نادرست؟
☑️⭕️تجویز راهبردی:
مبتنی بر دو باور مشترک فوق، برای حل چنین چالشی 5 پیشنهاد مشخص ارایه می شود؛
1- آیین های ملی و مذهبی را بستری قرار دهیم برای بازسازی جامعه مان وگسترش نیکوکاری.
فرض کنیم هزینه یک آیین ملی یا مذهبی می شود: 20 میلیون تومان اما اگر در انتهای این مراسم حس خیرخواهی و خوبی در حاضران برانگیخته شد و 1 میلیارد تومان صرف امور عام المنفعه شد فکر نمی کنید که این دیگر هزینه نیست، بلکه یک سرمایه گذاری است؟
بگذارید اعتراف کنم من واقعا نمی فهمم این چه عیدی است (چه عید نوروز چه اعیاد مذهبی) که تو خوشحال باشی اما دو کوچه پایین تر به خاطر فقر دست به تن فروشی بزنند؟
👈معتقدم جامعه باید قبل و بعد محرم، قبل و بعد یلدا تفاوت داشته باشد. وگرنه چه فایده ای دارند؟
دقت کنید:👈اگر در محرم و نیمه شعبان مردم نیکوکارتر و مهربان تر شوند و در نوروز و یلدا سخاوتمندتر و شادتر، جامعه ما آبادتر خواهد بود.
2- اگر به درستی طراحی کنیم، مراسم و آیین ها می توانند کارگاه های «آموزش مهارت های زندگی متعالی» باشند. انصافا باید اعتراف کنم مطالبی که من در این آیین ها آموختم در طول دوران تحصیل 24 ساله ام در مدرسه و دانشگاه نیاموخته ام.
👈مرام حقیقت ورزی، آیین جوانمردی و طریق یتیم نوازی را هم از شب های قدر و هم از شاهنامه خوانیهای شبهای یلدا می توان آموخت.
3- نمی شود جامعه ای دم از گفتگوی تمدن ها بزند اما در داخل مرزهای خودش از گفتگو و تعامل عقیم و علیل باشد. 👈مذهبی ها آغوش خود را کمی بازتر کنند تا همه ما بتوانیم از لذات معنوی برخوردار شویم و همین طور تمام دیگر اقشار و گرایشهای فکری.
4- شجاع باشیم و آنچه بیهوده (غیرعقلایی) بر مراسم و آیین ها افزوده ایم را حذف کنیم. برگردیم به آیین های ساده اما عمیق. آیین هایی که خدا، خوبی و خیر را در ما زنده می کنند. همیشهٔ تاریخ، غلبه ظاهر بر محتوا (فرمالیسم) گریبانگیر آیین های تاریخی بوده است. گذر و سفر باید کرد به عمق زیبای آیین ها.
5- خودم و شما را دعوت میکنم به گفتگو در خصوص این موضوع و به چیزی بیشتر از تحمل اعتقادات مقابل. ما زیر سایه یک خدا هستیم به چیزی بیشتر از تحمل نیاز داریم؛ تعامل و هم افزایی.
یاد بگیریم که اکنون که با هم زندگی می کنیم، از هم یاد بگیریم، با هم رشد کنیم و با هم شادکامی بیشتری را تجربه کنیم.
منبع: دکتر لشکر بلوکی
@thinking_engineering
تفكر در رابطه با يك وضعيت فرهنگى و اجتماعى در ايران: نياز به توجه و دقت بدون قضاوت قبلى
ایران؛ دو ملت زیر سایه یک خدا .....
سالها پیش بعد از انتخابات آمریکا، سرمقاله ای در یکی از روزنامه های معتبر آمریکا چاپ شد به نام دو ملت زیر سایه خدا.
مضمون آن نوشته این بود که انگار دو طیف کاملا متفاوت، دو ملت با دو ریشه کاملا متفاوت در آمریکا زندگی می کنند. دو ملتی که گاه حرف یکدیگر را متوجه نمی شوند. ظاهرا ما نیز در ایران با چنین پدیده ای روبرو هستیم. شکافی عمیق در جامعه ما در حال شکل گیری است. شاید کسی رویش نشود آن را علنی کند و به آن بپردازد. اما بگذارید صادقانه با مسایل راهبردی جامعه مان روبرو شویم:
این شکاف باعث شده دو ملت زیرسایه یک خدا شکل بگیرند. شکافی که هر ساله گسترده تر و عمیق تر می شود و نگرانی آنجاست که #خشونتهای_کلامی امروزی در بلندمدت به #خشونتهای_فیزیکی تبدیل شود.
هر ساله با نزدیکی ایام #محرم شاهد چالشی بین دو بخش جامعه هستیم.
👈بخشی معتقدند هزینه هایی که برای محرم انجام می شود، بیهوده و بهتر است که این هزینه ها صرف امور نیکوکارانه و عام المنفعه گردد و گاهی آنان که در این راه هزینه می کنند را به بی خردی، سطحی نگری و قدیمی بودن متهم می کنند...
👈و بالعکس کسانی که زمان و سرمایه خود را صرف این امور می کنند، طرف مقابل را به حذف سنتهایی همچون نوروز، یلدا و یا حتی تعطیلی موزه ها و نگارخانه ها دعوت می کنند و می گویند هزینه های چنین مراسمی را صرف امور خیریه کنید و طرف مقابل را گاهی بی دین، بی ریشه و غرب زده قلمداد می کنند.
👈آیا می شود این چالش را حل کرد؟
به نظرم می شود!
فکر می کنم همه ما بر دو باور مشترکیم:
1) تداوم جامعه در گرو حفظ فرهنگ مشترک از جمله آیین و رسوم آن جامعه است وگرنه ممکن است نسل بعدی هیچ چیز مشترکی با نسل قبلی خود نداشته باشد. حذف هر قطعه از این پازل می تواند آینده فرهنگی فرزندان ما را به خطر بیندازد و آنان را به نسلی بی هویت تبدیل کند و مشکلاتی از جمله تضاد، تعرض و خشونت را تسهیل کند.
2) عقلانیت حکم می کند، برای هر مساله ای هزینه-فایده کنیم. بدین معنا که از خود بپرسیم👈 مجموع منافعی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم از یک اقدام/آیین/مراسم به ما و جامعه ما می رسد در برابر مجموع هزینه های آن، چه میزان است؟
آنگاه درخواهیم یافت صرف هزینه ها چه برای مراسم ملی و چه برای مراسم مذهبی درست است یا نادرست؟
☑️⭕️تجویز راهبردی:
مبتنی بر دو باور مشترک فوق، برای حل چنین چالشی 5 پیشنهاد مشخص ارایه می شود؛
1- آیین های ملی و مذهبی را بستری قرار دهیم برای بازسازی جامعه مان وگسترش نیکوکاری.
فرض کنیم هزینه یک آیین ملی یا مذهبی می شود: 20 میلیون تومان اما اگر در انتهای این مراسم حس خیرخواهی و خوبی در حاضران برانگیخته شد و 1 میلیارد تومان صرف امور عام المنفعه شد فکر نمی کنید که این دیگر هزینه نیست، بلکه یک سرمایه گذاری است؟
بگذارید اعتراف کنم من واقعا نمی فهمم این چه عیدی است (چه عید نوروز چه اعیاد مذهبی) که تو خوشحال باشی اما دو کوچه پایین تر به خاطر فقر دست به تن فروشی بزنند؟
👈معتقدم جامعه باید قبل و بعد محرم، قبل و بعد یلدا تفاوت داشته باشد. وگرنه چه فایده ای دارند؟
دقت کنید:👈اگر در محرم و نیمه شعبان مردم نیکوکارتر و مهربان تر شوند و در نوروز و یلدا سخاوتمندتر و شادتر، جامعه ما آبادتر خواهد بود.
2- اگر به درستی طراحی کنیم، مراسم و آیین ها می توانند کارگاه های «آموزش مهارت های زندگی متعالی» باشند. انصافا باید اعتراف کنم مطالبی که من در این آیین ها آموختم در طول دوران تحصیل 24 ساله ام در مدرسه و دانشگاه نیاموخته ام.
👈مرام حقیقت ورزی، آیین جوانمردی و طریق یتیم نوازی را هم از شب های قدر و هم از شاهنامه خوانیهای شبهای یلدا می توان آموخت.
3- نمی شود جامعه ای دم از گفتگوی تمدن ها بزند اما در داخل مرزهای خودش از گفتگو و تعامل عقیم و علیل باشد. 👈مذهبی ها آغوش خود را کمی بازتر کنند تا همه ما بتوانیم از لذات معنوی برخوردار شویم و همین طور تمام دیگر اقشار و گرایشهای فکری.
4- شجاع باشیم و آنچه بیهوده (غیرعقلایی) بر مراسم و آیین ها افزوده ایم را حذف کنیم. برگردیم به آیین های ساده اما عمیق. آیین هایی که خدا، خوبی و خیر را در ما زنده می کنند. همیشهٔ تاریخ، غلبه ظاهر بر محتوا (فرمالیسم) گریبانگیر آیین های تاریخی بوده است. گذر و سفر باید کرد به عمق زیبای آیین ها.
5- خودم و شما را دعوت میکنم به گفتگو در خصوص این موضوع و به چیزی بیشتر از تحمل اعتقادات مقابل. ما زیر سایه یک خدا هستیم به چیزی بیشتر از تحمل نیاز داریم؛ تعامل و هم افزایی.
یاد بگیریم که اکنون که با هم زندگی می کنیم، از هم یاد بگیریم، با هم رشد کنیم و با هم شادکامی بیشتری را تجربه کنیم.
منبع: دکتر لشکر بلوکی
@thinking_engineering
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنگ تفريح: وقتى چيزى رو واقعا بخواهى اتفاقات خوبى ميفته كه شايد انتظارشو نداشته باشى
@thinking_engineering
@thinking_engineering
تكنيك مؤثر ارتباط: قرار گرفتن در جايگاه ديگران.
🖌مى گويند زماني که قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگي به دعاوي انگليس در
ماجراي ملي شدن صنعت نفت تشکيل شود ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از
موقع به محل رفت . در حالي که پيشاپيش جاي نشستن همه ي شرکت کنندگان تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روي صندلي نماينده انگلستان نشست .
قبل از شروع جلسه ، يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا براي نماينده
هيات انگليسي در نظر گرفته شده و جاي شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي
نكرد و روي همان صندلي نشست .
جلسه داشت شروع مي شد و نماينده هيات انگليس روبروي دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روي صندلي خويش بنشيند ، اما پيرمرد
اصلاً نگاهش هم نمي کرد .
جلسه شروع شد و قاضي رسيدگي کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جاي
نماينده انگلستان نشسته ايد ، جاي شما آن جاست .
کم کم ماجرا داشت پيچيده مي شد و بيخ پيدا ميكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت :
شما فكر مي کنيد نمي دانيم صندلي ما کجاست و صندلي نماينده هيات انگليس
کدام است ؟
نه جناب رييس ، خوب مي دانيم جايمان کدام است ..
اما علت اينكه چند دقيقه اي روي صندلي دوستان نشستم به خاطر اين بود تا
دوستان بدانند برجاي ديگران نشستن يعني چه ؟
او اضافه کرد که سال هاي سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي
ماست نه سرزمين آنان ...
سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان
سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت.
با همين ابتکار و حرکت ، عجيب بود که تا انتهاي نشست ، فضاي جلسه تحت
تاثير مستقيم اين رفتار پيرمرد قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان
محکوم شد.
پى نوشت: يكي از راه هاى فهميدن موضع و احساس ديگران در ارتباطات اجتماعى، قرار گرفتن در جايگاه آن ها و ديدن مسائل از زاويه ديد آن هاست. با همين تكنيك ساده مى توان ارتباطات بسيار بهترى برقرار كرد
@thinking_engineering
🖌مى گويند زماني که قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگي به دعاوي انگليس در
ماجراي ملي شدن صنعت نفت تشکيل شود ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از
موقع به محل رفت . در حالي که پيشاپيش جاي نشستن همه ي شرکت کنندگان تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روي صندلي نماينده انگلستان نشست .
قبل از شروع جلسه ، يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا براي نماينده
هيات انگليسي در نظر گرفته شده و جاي شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي
نكرد و روي همان صندلي نشست .
جلسه داشت شروع مي شد و نماينده هيات انگليس روبروي دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روي صندلي خويش بنشيند ، اما پيرمرد
اصلاً نگاهش هم نمي کرد .
جلسه شروع شد و قاضي رسيدگي کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جاي
نماينده انگلستان نشسته ايد ، جاي شما آن جاست .
کم کم ماجرا داشت پيچيده مي شد و بيخ پيدا ميكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت :
شما فكر مي کنيد نمي دانيم صندلي ما کجاست و صندلي نماينده هيات انگليس
کدام است ؟
نه جناب رييس ، خوب مي دانيم جايمان کدام است ..
اما علت اينكه چند دقيقه اي روي صندلي دوستان نشستم به خاطر اين بود تا
دوستان بدانند برجاي ديگران نشستن يعني چه ؟
او اضافه کرد که سال هاي سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي
ماست نه سرزمين آنان ...
سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان
سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت.
با همين ابتکار و حرکت ، عجيب بود که تا انتهاي نشست ، فضاي جلسه تحت
تاثير مستقيم اين رفتار پيرمرد قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان
محکوم شد.
پى نوشت: يكي از راه هاى فهميدن موضع و احساس ديگران در ارتباطات اجتماعى، قرار گرفتن در جايگاه آن ها و ديدن مسائل از زاويه ديد آن هاست. با همين تكنيك ساده مى توان ارتباطات بسيار بهترى برقرار كرد
@thinking_engineering
تلاش تنها راه موفقیت است و هر تلاشی، نتیجهای متناسب با خودش دارد. پس اگر به دنبال نتایج بهتر هستیم، باید تلاش بیشتری به خرج دهیم.
@thinking_engineering
@thinking_engineering
رابطه جسم و تفکر (۱۱): تنفس در ورزشهای بیهوازی (۱)
@thinking_engineering
@thinking_engineering
رابطه جسم و تفکر (۱۲): تنفس در ورزشهای بیهوازی (۲)
@thinking_engineering
@thinking_engineering
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنگ تفریح: تفکر در حیوانات، گذاشتن ژله جلوی گربه به جای آب
@thinking_engineering
@thinking_engineering
📚📚 حکایت
گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند...
کفشهایش را گذاشت زیر سرش و خوابید.
طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند.
یکی از اون دو نفر گفت:
طلاها را بزاریم پشت منبر ،
اون یکی گفت: نه !
اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره.
گفتند: امتحانش میکنیم کفشایش را از زیر سرش برمیداریم
اگه بیدار باشه معلوم میشه.
مرد که حرفای اونا رو شنیده بود،
خودشو بخواب زد. اونها کفشایش را برداشتن
و مرد هیچ واکنشی نشون نداد.
گفتند پس خوابه طلاها رو بزاریم
پشت منبر...!
بعد از رفتن آن دو مرد،
مرد خوش باور بلند شد و رفت که جعبه طلای
اون دو رو بردارد اما اثری ازطلا نبود و متوجه شد
که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری
کفشهایش را بدزدند...!
و اين گونه است که انسان خیلی وقتها در طول زندگی همه چیز خود را خودخواسته از دست میدهد از جمله زمان و فرصتها.چرا که نگاه و توجهش به جایی است که نباید باشد.
@thinking_engineering
گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند...
کفشهایش را گذاشت زیر سرش و خوابید.
طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند.
یکی از اون دو نفر گفت:
طلاها را بزاریم پشت منبر ،
اون یکی گفت: نه !
اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره.
گفتند: امتحانش میکنیم کفشایش را از زیر سرش برمیداریم
اگه بیدار باشه معلوم میشه.
مرد که حرفای اونا رو شنیده بود،
خودشو بخواب زد. اونها کفشایش را برداشتن
و مرد هیچ واکنشی نشون نداد.
گفتند پس خوابه طلاها رو بزاریم
پشت منبر...!
بعد از رفتن آن دو مرد،
مرد خوش باور بلند شد و رفت که جعبه طلای
اون دو رو بردارد اما اثری ازطلا نبود و متوجه شد
که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری
کفشهایش را بدزدند...!
و اين گونه است که انسان خیلی وقتها در طول زندگی همه چیز خود را خودخواسته از دست میدهد از جمله زمان و فرصتها.چرا که نگاه و توجهش به جایی است که نباید باشد.
@thinking_engineering
فقر و اقتصاد ضعیف فقط دو دلیل دارد: یا حاکمان احمقند یا احمقها حاکم. جنگ و خشکسالی بهانه است @thinking_engineering
Forwarded from مهندسی فکر برای هوشمندی
گروه مهندسي فكر به منظور بحث، تبادل نظر، سؤال و جواب و اطلاع رساني https://t.me/joinchat/DH4yokSIExD1CFqFtUvagg
Telegram
گروه اطلاع رساني مهندسي فكر
گروهی برای اطلاع رسانی درباره پروژه مهندسی فکر، سؤال و جواب، بحث و تبادل نظر
https://t.me/joinchat/DH4yokSIExD1CFqFtUvagg
https://t.me/joinchat/DH4yokSIExD1CFqFtUvagg
مهندسی فکر برای هوشمندی
گروه مهندسي فكر به منظور بحث، تبادل نظر، سؤال و جواب و اطلاع رساني https://t.me/joinchat/DH4yokSIExD1CFqFtUvagg
در این گروه میتوانید سؤالات فکری خود را مطرح نمایید.
📚📚حکایت:
دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی.
گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم شد ۳۰ تومن...
بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا 10 تومنی دادم بهشون.
یکی از کارگرا 10تومن برداشت و 20 تومن داد به اون یکی.
گفتم مگر شریک نیستید؟؟
گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره.
من هم برای این طبع بلندش دوباره 10 تومن بهش دادم
تشکر کرد و دوباره 5 تومن داد به اون یکی و رفتن.
داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم
اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم افتادم
بخشیدن دل بزرگ میخواد نه توان مالی......
«همه میتونن پولدار بشن اما همه نمیتونن بخشنده باشن
پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت»
«باسوادشدن مهارته اما فهمیدگی فضلیت..
«همه بلدن زندگی کنن اما همه نمیتونن زیبا زندگی کنن
زندگی عادته اما زیبا زیستن فضیلت...❤️
@thinking_engineering
دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی.
گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم شد ۳۰ تومن...
بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا 10 تومنی دادم بهشون.
یکی از کارگرا 10تومن برداشت و 20 تومن داد به اون یکی.
گفتم مگر شریک نیستید؟؟
گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره.
من هم برای این طبع بلندش دوباره 10 تومن بهش دادم
تشکر کرد و دوباره 5 تومن داد به اون یکی و رفتن.
داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم
اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم افتادم
بخشیدن دل بزرگ میخواد نه توان مالی......
«همه میتونن پولدار بشن اما همه نمیتونن بخشنده باشن
پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت»
«باسوادشدن مهارته اما فهمیدگی فضلیت..
«همه بلدن زندگی کنن اما همه نمیتونن زیبا زندگی کنن
زندگی عادته اما زیبا زیستن فضیلت...❤️
@thinking_engineering
بار دیگری که چشمهایت را باز کنی اوضاع خیلی بدتر خواهد بود. چشمهایت را نبند
@thinking_engineering
@thinking_engineering
مهندسی فکر یعنی انتقال از ناآگاهی به سطحهای مختلف آگاهی
@thinking_engineering
@thinking_engineering
مهندسی فکر برای هوشمندی
#رابطه_جسم_و_تفکر (۱۳)، تنفس و استنشاق @thinking_engineering
نتیجۀ یک تحقیق درباره #استنشاق :
نشریۀ انجمن تبلیغات اسلامی به تفصیل نقل میکند «دکتر پل ژیه فرانسوی» سه سال دربارۀ اعمال اعصاب سمپاتیک زحمت کشیده و تجربیاتی به دست آورده است. وی کشف کرده است بسیاری از امراض از طریق اعصاب سمپاتیک، تعادل اعصاب را مختل میکنند. با تحریک نوک اعصاب مزبور در سوراخ بینی، یکباره انعکاسی در همۀ اعصاب تولید و تعادل عصبی برقرار و مریض به نحوی معجزه آسا درمان میشود.
پزشک مزبور میلهای در سوراخ بینی یك مریض وارد کرد و به نوک سمپاتیک وی رسانید. به سبب تحریک اعصاب بیمار، او عطسه کرد و اشک از چشمش خارج شده و اعصابش تعادل پیدا کرد و یکباره درمان شد.
توضیح آنکه تأثیر عمل تماس سمپاتیک، مانند الکتریسیته تا اندازهای مخفی است؛ مثلاً شما کلید چراغ را میزنید. همین عملِ کوچک سبب میشود که چند چراغ روشن شود یا کارخانهای به کار افتد. دربارۀ عمل سمپاتیکی نیز وقتی به مخاط بینی اشاره میشود، انعکاس عصبی پدید میآید. در نتیجه، عکس العمل شدیدی در همۀ «پی» ها جریان مییابد و از همۀ مناطق بیماری عبور میکند و مراکز خفته را بیدار میسازد. این کار، تعادل را برقرار و موانع باعث فلج دستگاه را برطرف میکند. حال این تحریک عصبی با استنشاق نیز امکانپذیر است و لازم نیست با میله چنین تحریکی انجام شود. آسان بودن استنشاق و فواید آن، این عمل را توجیه پذیر میکند.
دکتر توما نیاس در کتاب بهداشت در دین اسلام میگوید: «این عضو (بینی) دو وظیفه مهم را انجام میدهد: یکی آنکه هوای قابل تنفس را گرم میکند و دیگر آنکه گرد و غبار و کثافات مخلوط با هوا را در خود نگاه میدارد و هوای صاف و پاکیزه را وارد ریهها میکند. پس بینی، لانه میکروبها و در عین حال عهده دار اعمال مهمی است. بنابراین شستن آن خیلی لازم و ضروری است؛ زیرا در نتیجه شستن بینی و استنشاق، آلودگیها از آن برطرف میشود.
روش استفاده:
سر را بصورت افقي درون دستشويي بگيريد. نيمي از محلول آبونمك را آرام و پيوسته در سوراخ بيني خالي كنيد. آبونمك از سوراخ ديگر بيني خارج ميشود. سپس سر را به حالت عمودي چرخانده با دهان باز، با شدت زياد پشت سر هم "فين " كنيد تا آبونمك باقي مانده در حفرههاي بيني خارج شود.
توصيه بسيار مهم: گوشتان را زمان فين كردن نگيريد! اگر با انگشت يك گوش را نگهداريد آبونمك درون حفره بيني، به درون مجاري گوش نفوذ كرده و موجب گرفتگي گوش شده و احتمال سرماخوردگي در هواي سرد را بيشتر ميكند.
نيمه ديگر محلول را به همين ترتيب در حفره ديگر بيني بريزيد. باز شدن حفرههاي بيني، تنفس راحت و سبكي سر از جمله اثرات خوشايند اين روش ساده اما موثر است.
شستشوی روزانه بيني از بيماریهاي زير جلوگيري میكند:
سرماخوردگی، سرفه، التهاب چشم، بيني و گلو، التهاب سينوسهای پيشانی، سردرد، خستگی، بيخوابی و در سرماخوردگی سر، مجاری تنفسی را باز میكند.
استفاده از آبونمك براي تميز كردن سوراخهای بيني يكی از روشهای بسيار قديمی است كه علاوه بر تميز كردن سوراخ ها از ذرات كثيف و بيماريزا، پوشش مخاطي بيني را هم تقويت میكند.
منبع: مجله اینترنتی فهادان و خبرگزاری فارس
@thinking_engineering
نشریۀ انجمن تبلیغات اسلامی به تفصیل نقل میکند «دکتر پل ژیه فرانسوی» سه سال دربارۀ اعمال اعصاب سمپاتیک زحمت کشیده و تجربیاتی به دست آورده است. وی کشف کرده است بسیاری از امراض از طریق اعصاب سمپاتیک، تعادل اعصاب را مختل میکنند. با تحریک نوک اعصاب مزبور در سوراخ بینی، یکباره انعکاسی در همۀ اعصاب تولید و تعادل عصبی برقرار و مریض به نحوی معجزه آسا درمان میشود.
پزشک مزبور میلهای در سوراخ بینی یك مریض وارد کرد و به نوک سمپاتیک وی رسانید. به سبب تحریک اعصاب بیمار، او عطسه کرد و اشک از چشمش خارج شده و اعصابش تعادل پیدا کرد و یکباره درمان شد.
توضیح آنکه تأثیر عمل تماس سمپاتیک، مانند الکتریسیته تا اندازهای مخفی است؛ مثلاً شما کلید چراغ را میزنید. همین عملِ کوچک سبب میشود که چند چراغ روشن شود یا کارخانهای به کار افتد. دربارۀ عمل سمپاتیکی نیز وقتی به مخاط بینی اشاره میشود، انعکاس عصبی پدید میآید. در نتیجه، عکس العمل شدیدی در همۀ «پی» ها جریان مییابد و از همۀ مناطق بیماری عبور میکند و مراکز خفته را بیدار میسازد. این کار، تعادل را برقرار و موانع باعث فلج دستگاه را برطرف میکند. حال این تحریک عصبی با استنشاق نیز امکانپذیر است و لازم نیست با میله چنین تحریکی انجام شود. آسان بودن استنشاق و فواید آن، این عمل را توجیه پذیر میکند.
دکتر توما نیاس در کتاب بهداشت در دین اسلام میگوید: «این عضو (بینی) دو وظیفه مهم را انجام میدهد: یکی آنکه هوای قابل تنفس را گرم میکند و دیگر آنکه گرد و غبار و کثافات مخلوط با هوا را در خود نگاه میدارد و هوای صاف و پاکیزه را وارد ریهها میکند. پس بینی، لانه میکروبها و در عین حال عهده دار اعمال مهمی است. بنابراین شستن آن خیلی لازم و ضروری است؛ زیرا در نتیجه شستن بینی و استنشاق، آلودگیها از آن برطرف میشود.
روش استفاده:
سر را بصورت افقي درون دستشويي بگيريد. نيمي از محلول آبونمك را آرام و پيوسته در سوراخ بيني خالي كنيد. آبونمك از سوراخ ديگر بيني خارج ميشود. سپس سر را به حالت عمودي چرخانده با دهان باز، با شدت زياد پشت سر هم "فين " كنيد تا آبونمك باقي مانده در حفرههاي بيني خارج شود.
توصيه بسيار مهم: گوشتان را زمان فين كردن نگيريد! اگر با انگشت يك گوش را نگهداريد آبونمك درون حفره بيني، به درون مجاري گوش نفوذ كرده و موجب گرفتگي گوش شده و احتمال سرماخوردگي در هواي سرد را بيشتر ميكند.
نيمه ديگر محلول را به همين ترتيب در حفره ديگر بيني بريزيد. باز شدن حفرههاي بيني، تنفس راحت و سبكي سر از جمله اثرات خوشايند اين روش ساده اما موثر است.
شستشوی روزانه بيني از بيماریهاي زير جلوگيري میكند:
سرماخوردگی، سرفه، التهاب چشم، بيني و گلو، التهاب سينوسهای پيشانی، سردرد، خستگی، بيخوابی و در سرماخوردگی سر، مجاری تنفسی را باز میكند.
استفاده از آبونمك براي تميز كردن سوراخهای بيني يكی از روشهای بسيار قديمی است كه علاوه بر تميز كردن سوراخ ها از ذرات كثيف و بيماريزا، پوشش مخاطي بيني را هم تقويت میكند.
منبع: مجله اینترنتی فهادان و خبرگزاری فارس
@thinking_engineering
مهندسی فکر برای هوشمندی
#رابطه_جسم_و_تفکر (۱۳)، تنفس و استنشاق @thinking_engineering
#استنشاق با آب سرد فواید زیر را در پیدارد:
1. مجرای تنفس را از میکروب میشوید و پاکیزه و بیخطر میکند.
2. انسان را از بروز امراض ریوی مانند: ظهور سل و تنگی نفس مصون میدارد.
3. استنشاق به طور مکرر و شبانهروزی، از زکام جلوگیری میکند.
4. نشاط و تعادل را در وجود ما برقرار میکند.
5. تعادل عصبی را در تمام بدن با تحریک اعصاب سمپاتیک ایجاد میکند.
چنانچه انسان در هر شبانه روز چند دفعه با آب استنشاق نکند، گرد و غبار و میکروبهای گوناگون با تنفس، وارد بینی میشوند و شبکههای بینی را مسدود میکنند. سپس انسان دچار چنین مشکلاتی میشود:
1. شبکههای آبی بینی با گرد و غبار مسدود خواهد شد.
2. پس از انسداد شبکهها، انسان دچار خشکی بینی میشود.
3. اگر چه موهای فضای بینی از دخول گرد و غبار به حلق، ریهها و معده جلوگیری میکند؛ ولی در عین حال، بر اثر عدم استنشاق، مقداری از گرد و غبارها خواه ناخواه وارد بدن میشود.
@thinking_engineering
1. مجرای تنفس را از میکروب میشوید و پاکیزه و بیخطر میکند.
2. انسان را از بروز امراض ریوی مانند: ظهور سل و تنگی نفس مصون میدارد.
3. استنشاق به طور مکرر و شبانهروزی، از زکام جلوگیری میکند.
4. نشاط و تعادل را در وجود ما برقرار میکند.
5. تعادل عصبی را در تمام بدن با تحریک اعصاب سمپاتیک ایجاد میکند.
چنانچه انسان در هر شبانه روز چند دفعه با آب استنشاق نکند، گرد و غبار و میکروبهای گوناگون با تنفس، وارد بینی میشوند و شبکههای بینی را مسدود میکنند. سپس انسان دچار چنین مشکلاتی میشود:
1. شبکههای آبی بینی با گرد و غبار مسدود خواهد شد.
2. پس از انسداد شبکهها، انسان دچار خشکی بینی میشود.
3. اگر چه موهای فضای بینی از دخول گرد و غبار به حلق، ریهها و معده جلوگیری میکند؛ ولی در عین حال، بر اثر عدم استنشاق، مقداری از گرد و غبارها خواه ناخواه وارد بدن میشود.
@thinking_engineering
#تلنگر :
هنگامی که سفید پوستان به سرزمین ما آمدند، ما مزرعه و معدن داشتیم و آنان «کتاب مقدس» را در دست داشتند ...
آنان به ما آموختند که چشمانمان را ببندیم و دعا کنیم؛ وقتی چشم گشودیم، «کتاب مقدس» در دستان ما بود؛ اما آنان مالک مزرعه و معدن ما بودند!!
«چشمان تان را باز نگه دارید، حتی هنگام دعا ...»
@thinking_engineering
هنگامی که سفید پوستان به سرزمین ما آمدند، ما مزرعه و معدن داشتیم و آنان «کتاب مقدس» را در دست داشتند ...
آنان به ما آموختند که چشمانمان را ببندیم و دعا کنیم؛ وقتی چشم گشودیم، «کتاب مقدس» در دستان ما بود؛ اما آنان مالک مزرعه و معدن ما بودند!!
«چشمان تان را باز نگه دارید، حتی هنگام دعا ...»
@thinking_engineering